موضوعات: بدون موضوع لینک ثابت
مجله علمی و آموزشی نواندیش
موضوعات: بدون موضوع لینک ثابت
موضوعات: بدون موضوع لینک ثابت


آذر 1399
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30          


 بهینه‌سازی فروشگاه وردپرسی با پلاگین رایگان
 راهنمای جامع سگ‌های تریر (ویژگیها و نگهداری)
 کسب درآمد بدون سرمایه اولیه (15 روش عملی)
 بومیسازی محتوا برای جذب مخاطب
 تشخیص و درمان اسهال سگ (راهنمای رنگ مدفوع)
 بهترین حیوانات خانگی آپارتمانی (کم‌زحمت)
 تکنیک‌های تحلیل حرفه‌ای محتوا
 درمان عفونت روده عروس هلندی (روش خانگی)
 درآمد دلاری از فروش عکس (5 پلتفرم برتر)
 روانشناسی خیانت زنان (تحلیل رفتاری)
 اجاره موفق ملک در پلتفرم‌های آنلاین
 راهکارهای جذب دخترانه برای پسران
 درآمدزایی از دوره‌های آموزشی آنلاین
 اهمیت ظاهر در زندگی مشترک (5 نکته کلیدی)
 آموزش پیشرفته Leonardo AI
 تصمیم‌گیری پس از خیانت همسر (معیارها)
 افزایش درآمد از تدریس آنلاین (10 تکنیک)
 رازهای سئو ویدیو (جذب مخاطب ارگانیک)
 فروش دوره‌های آموزشی آنلاین (استراتژیها)
 ویژگیهای همسر ایده‌آل (معیارهای انتخاب)
 تغذیه بچه خرگوش یتیم (0 تا 6 ماهگی)
 معرفی سگ تازی (ویژگیهای منحصربه‌فرد)
 درمان کک و کنه خرگوش (تشخیص + روش‌ها)
 علل له‌له زدن سگ (5 دلیل و کمک فوری)
 جلوگیری از فاصله عاطفی در رابطه
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید



جستجو



  فیدهای XML
 



دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

 

۲-۵-عناصر سرمایه فکری

 

 

از زمان پیدایش سرمایه فکری محققین بسیاری درصدد تبیین مفهوم سرمایه فکری به واسطه تأثیر قابل توجه آن بر عملکرد سازمانی و کسب قابلیتهای محوری در محیط رقابتی امروز بوده‌اند. از جمله مزایای بررسی ابعاد سرمایههای فکری را میتوان به شناسایی و تعیین داراییهای ناملموس، تشخیص الگوهای جریان دانش در سازمان، اولویتبندی مباحث کلیدی دانش، سرعتدهی به الگوهای یادگیری سازمانی، ایجاد فرهنگ عملکردگرا،… را اشارهنمود(فقیهی و فیضی،۱۳۸۵).
در ادامه به تشریح عناصر عمده سرمایه فکری میپردازیم:

 

 

۲-۵-۱-سرمایه انسانی[۱۳]

 

 

سرمایه انسانی نشان دهنده موجودی دانش افراد یک سازمان است. همچنین، بروکینگ[۱۴] (۱۹۹۶) معتقد است دارایی انسانی یک سازمان شامل مهارت‌ها، تخصص، توانایی حل مسأله و سبکهای رهبری است.
استوارت[۱۵] (۱۹۹۷) اظهار می‌کند اگرچه دریک سازمان یادگیرنده، کارکنان به عنوان مهمترین دارایی در نظر گرفته می‌شوند، با این وجود آنها در تملک سازمان نیستند، چراکه هنوزیک بحث داغ این است که آیا دانش جدید ایجاد شده توسط کارکنان، متعلق به سازمان است یا خیر؟ برای مثال، یک برنامه نویس نرم‌افزار یک شرکت که در تعطیلات آخرهفته درمنزل یک برنامه تدوین می‌کند، آیا شرکت هنوز می‌تواند ادعا کند که این برنامه متعلق به آن است؟ سرمایه انسانی سبب شده است که سازمان‌ها تا حد زیادی به دانش و مهارت‌های کارکنانشان برای ایجاد درآمد، رشد و همچنین بهبود کارآیی و بهره وری متکی شوند(قلیچ لی و مشبکی، ۱۳۸۵).
رس و همکارانش[۱۶](۱۹۹۷)معتقدند کارکنان سرمایه فکری را از طریق شایستگی، نگرش و چالاکی فکری خود ایجاد می‌کنند. مهم‌ترین عناصر تشکیل‌دهنده سرمایه انسانی بنگاه اقتصادی مجموعهی مهارت‌های نیروی کار، عمق و وسعت تجربه آنان است. منابع انسانی می‌تواند به منزله روح و فکر منابع سرمایه فکری باشد. این سرمایه در شب با ترک سازمان از سوی کارکنان از شرکت خارج می‌شود اما، سرمایه ساختاری و سرمایه رابطه‌ای حتی با ترک سازمان در شب هم، بدون تغییر باقی می‌ماند. سرمایه انسانی شامل: الف) مهارت‌ها و شایستگیهای نیروی کار ب)دانش انان در زمینه هایی که برای موفقیت بنگاه اقتصادی مهم و ضروری هستند و ج)استعدادها،اخلاق و رفتار آنان است(مار،۲۰۰۸). بروکینگ معتقد است دارایی انسانی یک بنگاه اقتصادی شامل مهارت ها، تخصص‌ها، توانایی حل مساله و سبکهای رهبری است. اگر در یک بنگاه اقتصادی سطح گردش کارکنان بالا باشد، این موضوع ممکن است به این معنی باشد که سازمان این جزء مهم از سرمایه فکری خود را از دست داده است(بروکینگ،۱۹۹۶).
سرمایه انسانی، پایه سرمایه فکری و عنصر اساسی در اجرای وظایف آن محسوب می‌شود(چن و همکاران،۲۰۰۴).
این سرمایه میتواند به عنوان مولد ابداع قلمداد شود، چه این ابداع مربوط به محصول یا خدمت جدید باشد و چه در زمینهی بهبود فرایندهای تجاری(ریاحی بلکویی[۱۷]،۲۰۰۳).
امروزه در فضای جهانی شدن، سرمایه انسانی پیشرفته یکی از ضرورتهاست و دیگر امری تشریفاتی نیست. در ادامه شاخصههای سرمایه انسانی از دیدگاه‌های مختلف ارائهشده است:
(شفیعا و همکاران،۱۳۸۹)

 

 

 

    1. دانش فنی

 

 

۱٫۱میزان تحصیلات بالاتر کارکنان دانشور
۲٫۱توجه به آموزشهای دوره
۳٫۱دانش رهبری سازمان

 

 

 

    1. توانمندی و مهارت

 

 

۱٫۲ توانمندی سازمان در نگهداری دانشور
۲٫۲استفاده از مشاوران متخصص
۳٫۲توجه به میزان آشنایی کارکنان
۳٫شایستگی حرفه‌ای
۱٫۳ وفاداری و تعهد کارکنان
۲٫۳ رضایت‌مندی کارکنان دانشور
۳٫۳ توانمندی سازمان در ایجاد انگیزه
شاخصهای ارائه شده توسط گروهICM : ( [۱۸]( ICM Group,1998




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[جمعه 1399-09-21] [ 08:32:00 ب.ظ ]




ساختار و سیستمهای سازمان

 

 

۱٫۲ میزان سرمایهگذاری در زیر ساخت فناوری اطلاعات
۲٫۲استفاده از تکنیکهای مدیریت پروژه
۳٫۲ میزان گرایش سازمان به دریافت استانداردهای جهان

 

 

 

    1. فرآیندهای داخلی

 

 

۱٫۳کارایی فرآیندهای سازمان
۲٫۳میزان پشتیبانی فرآیندها از ایدههای نوین
۳٫۳ فرآینهای دانش بر سازمان
۴٫فرهنگ سازمان
۱٫۴یادگیری سازمانی، استفاده مجدد و مکرر از دانش
شاخصهای ارائه شده توسط گروهICM : ( ( ICM Group,1998
نسبت هزینههای اداری به درآمد کل
نسبت تعداد مشتریان به تعداد کارکنان
تعداد قرادادهای نهایی شده بدون خطا
سرمایهگذاری درIT
روس و همکاران: (روس و همکاران، (۲۰۰۰
نسبت فعالیتهای تأمینکننده به مشتری
میزان استمرار ارتباط با مشتری
نگهداری و حفظ مشتری
نسبت هزینههای اداری به کل درآمد
درآمد حاصل از امتیازها و نرمافزارها
تعداد فرایندهای انجامشده بدون خطا
زمان متوسط هر فرایند
درصد فعالیت‌های ناشی از طراحی محصول جدید
تلاشهای آموزش
نسبت هزینه بازسازی نسبت به هزینههای عملیاتی
تعداد امتیازها، نرمافزارها و طرحهای جدید

 

 

۲-۵-۳- سرمایه رابطهای

 

 

بروکینگ در بخش دارایی‌های بازار به مشتریان، وفاداری آنها و کانالهای توزیع که مرتبط با سرمایه مشتری هستند اشاره میکند. هم‌چنین اظهار میکند که سرمایه مشتری عبارت از اطلاعات بازار برای استفاده در جذب و حفظ مشتریان است. موضوع اصلی سرمایه مشتری، دانش موجود در کانالهای بازاریابی و روابط با مشتریان است که نشاندهنده توانایی بالقوه یک سازمان به خاطر عوامل نامشهود بیرونیاش است. اگر چه اصطلاح سرمایه مشتری در ابتدا توسط هیوبرت ساینت اچ[۲۱] مطرح شد، تعاریف جدید مفهوم آن را به سرمایه ارتباطی(رابطه ای) توسعه دادهاند که شامل دانش موجود در همه روابطی است که سازمان با مشتریان، رقبا، تأمینکنندگان، انجمنهای تجاری یا دولت برقرار میکنند. به علاوه، روس و همکاران اظهار میکنند که سرمایه ارتباطی شامل روابط با ذینفعان درون و بیرون سازمان است. یک نشانه سرمایه ارتباطی که مربوط به مشتریان است، بازارگرایی است. کوهلی و جاورسکی[۲۲] عقیده دارند که بازارگرایی عبارت از ایجاد هوشمندی بازار در سطح سازمان نسبت به نیازهای موجود و آینده مشتریان است. در نهایت، گسترش این هوشمندی باید به طور افقی و عمودی در درون سازمان انجام گیرد بطوریکه بتوان شایستگی پاسخگویی به تغییرات بازار در سطح سازمان ایجاد کرد. فورنل در نتیجه مطالعات خود دریافت کرد که رضایت مشتریان میتواند رابطه کسب و کار را حفظ کند، انعطاف پذیری قیمت محصول را کاهش دهد و اعتبار یک شرکت را افزایش دهد(قلیچ لی و غلام زاده،۱۳۸۴).
مطالعات شواهد بیشتری را درباره اهمیت سرمایه مشتری به عنوان یک جزء کلیدی سرمایه فکری کلی یک سازمان فراهم میسازد. رشد سرمایه مشتری به حمایت از سرمایه انسانی وسرمایه ساختاری بستگی دارد. به طورکلی، سرمایه مشتری، که به عنوان یک پل و واسطه در فرایند سرمایه فکری عمل میکند، عامل تعیینکننده اصلی در تبدیل سرمایه فکری به ارزش بازاری ودر نتیجه، عملکرد کسب وکار سازمان است. تعاریف جدید، مفهوم سرمایه مشتری را به سرمایه رابطهای توسعه دادهاند، که شامل دانش موجود در همه روابطی است که سازمان با مشتریان، رقبا، تامین‌کنندگان، انجمن‌های تجاری یا دولت برقرار میکند(چن و همکاران،۲۰۰۴).
سرمایه رابطهای شامل همه روابطی است که بین بنگاه اقتصادی با هر فرد یا بنگاه اقتصادی دیگری وجود دارد. این روابط شامل مشتریان، واسطه‌ها، کارکنان، تامینکنندگان مواد اولیه، مقامات قانونی، اعتباردهندگان و سرمایهگذاران است. روابط مزبور به دوگروه کلی تقسیم میشوند: گروه اول روابطی هستند که از طریق قرارداد با مشتریان و تامینکنندگان مواد اولیه یا شرکای اصلی، رسمیت مییابند. گروه دوم بیشتر شامل روابط غیررسمی هستند. سرمایه رابطهای به عنوان یک پل و سازمان دهنده عملیات سرمایه فکری تلقی و عامل تعیینکننده درتبدیل سرمایه فکری به ارزش بازار است. این سرمایه شامل استحکام و وفاداری مناسبات و روابط با مشتری است. رضایت مشتری، سلامت مالی و حساسیت قیمت ممکن است، به عنوان شاخصهای این نوع سرمایه بکارروند. تفکیک سرمایه رابطهای از سرمایه انسانی و ساختاری گویای اهمیت آن در ارزش بنگاه اقتصادی است. علائم تجاری، شهرت و آوازه شرکت یا کالاها و خدمات آن، که منعکس کنندهی روابط بین شرکت‌ها و مشتریان(بالقوه یا بالفعل) آنها هستند، نیزدراین گروه از دارایی‌ها قرار می‌گیرند( مار، ۲۰۰۸).
سرمایه مشتری(رابطه‌ای) به عنوان یک پل و سازمان دهندهی عملیات سرمایه فکری تلقی میشود و یک عامل تعیینکننده در تبدیل سرمایه ی فکری به ارزش بازار است(چن و همکاران،۲۰۰۴).

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.



 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:32:00 ب.ظ ]




۲-۵-۴- مالکیت معنوی

 

 

مالکیت معنوی شامل مجموع داراییهای دانشی یک سازمان است که در قالب حق ثبت، کپیرایت، نام تجاری و علامت تجاری ثبت شدهاند. از سوی دیگر رازهای تجاری، طرحهای صنعتی و مجموعه فرآیندهایی که مالکیت آنها از لحاظ قانونی از آن سازمان است نیز جزیی از مالکیت معنوی محسوب می‌شوند(مار،۲۰۰۴).
اجزاء نامبرده شده عموماً جزء آندسته از نامشهودهایی محسوب میشوند که در ترازنامهها وجود دارند. حق ثبت و اختراع حقی انحصاری است که در قبال اختراع انجام شده به مخترع یا نماینده قانونی او اعطا می‌شود. هر حق ثبت و اختراع به صاحب آن اجازه میدهد تا دیگران را از ساخت، استفاده یا فروش اختراع مربوطه در دورهی زمانی ثابت و مشخصی، منع نماید. به مالکیت معنوی میتوان انواع لیسانسها و توافقنامههای فرانشیز[۲۳] را نیز افزود. در یک قرارداد فرانشیز امتیازدهنده به امتیازگیرنده حق استفاده از یک اختراع، حق اختراع، نشان تجاری، فرمول محصول، نام شرکت یا هر چیز باارزش دیگری را واگذار میکند. علاوهبراین امتیازدهنده کمک‌های عملیاتی و مدیریتی را نیز در اختیار امتیازگیرنده قرارمیدهد.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

۲-۵-۵-. تحقیق و توسعه(R&D)

 

 

R&D به یک بخش خودکفا در سازمان اطلاق میشود که با زمینههایی مانند تحقیق مداوم در زمینه ارائه محصولات و خدمات جدید ارتباط دارد.
در سالهای اخیر R&D در تیررس توجهات زیاد در مقوله سرمایه فکری قرار گرفتهاند، چرا که در اقتصاد دانشی ایدهها و نوآوریهای مرتبط با محصولات و فرآیندها مهمترین منابعی هستند که میتوانند جانشین زمین، انرژی و مواد خام بشوند. مخصوصاً در صنایعی مانند تکنولوژی ارتباط نقش R&D به سرعت درحال تغییر و پررنگتر شدن است. ابرنتی[۲۴] و همکارانش(۲۰۰۳) در زمینه اهمیت R&D مطالعاتی انجام دادهاند که ماحصل همگی آنها به صورتی کاملاً مشخص نشان دهنده عایدات مثبت ناشی از سرمایه گذاری در R&D شرکتها بوده است . قابل توجه اینکه بازگشت سرمایه به شرکت از این طریق چندین برابر بازگشت سرمایه حاصل از سرمایهگذاری در زمنیه داراییهای مشهود میباشد. آنها نشان دادهاند که بدون سرمایهگذاری در زمینهR&D، یک شرکت قادر به تشخیص و بکارگیری اقتصادی فرآیندهای تکنولوژیکی جدید نخواهند بود(چن،۲۰۰۵).
تاکنون بسیاری از محققان در رابطه با وجود ارتباط مشخص و معنیدار مابین هزینههای R&D و عملکرد کسبوکار و همینطور ارزش بازار تحقیق کرده و به نتایج مثبتی در این زمینه دست یافتهاند.
بدیهی است که تمامی هزینههای انجام گرفته در R&D، چه آنهایی که در رابطه با طراحی محصولات و یا فرآیندهای جدید هستند یا آنهایی که مرتبط با انجام بهبودهای چشمگیر در محصولات یا فرآیندهای موجود از طریق ایجاد یک نمونه آزمایشی و یا تولید آزمایشی هستند، با آنکه هزینهبر محسوب میشوند اما منفعتهایی را برای یک سازمان به ارمغان می‌آورند.
همانگونه که بیان گردید سرمایهگذاری درR&D فرصتهایی برای اعضای سازمان در زمینه افزایش، تعریف و بکاربستن تکنولوژیهای جدید پدیدار میکند، که این امر منجر به تولید محصولات و خدماتی خواهد شد که سودآوری سازمان را افزایش می‌دهد. فهم بهتر از یک تکنولوژی منجر به بالا رفتن توانمندی‌ها برای بدست آوردن دانشی جدید و متعاقب آن افزایش میزان سرمایه انسانی خواهد شد. بر اساس تحقیقات انجام پذیرفته توسط بونتیس(۲۰۰۴) اینگونه فرض شده که شرکتها عموماً دانش کارکنانشان را به سیستمها و فرآیندهای سازمانی تزریق میکنند که این سرمایههای ساختاری در آینده با کمک سرمایه‌گذاری‌هایی که در بخش R&D شده مجدداً باز سازی میشوند. در اصل وقتی سازمانی بر روی R&D سرمایهگذاری میکنند، بر روی کارکنانش برای بالا بردن دانش فردیشان سرمایه‌گذاری کرده و بنابراین سرمایه انسانی ایجاد نموده است که این دانش متعاقباً به سیستمها و فرآیندهای سازمانی تزریق شده و سرمایه ساختاری را افزایش می‌دهد. این سیکل میتواند بارها و بارها تکرار شده و در نتیجه این کار سرمایه انسانی تقویت میگردد. این وظیفه مدیریت است که تمامی تلاش خود را در جهت حفظ و تداوم این ارتباط به کاربندد.
محققان ارتباط مثبتی مابین هزینههایR&D و شمار حقثبت و اختراعات واگذارشده یافتهاند. در عملی مشابه گریلیچس(۱۹۹۸) هم ارتباطی مشابه بین آن دو یافته و اذعان کرده که از طریق آنها میتوانیم میزان اثربخشی صنعت را کنترل نماییم. کوهن و لوینتال بیان کردهاند که توانایی جذاببودن یک شرکت به میزانی بسیار زیاد ماحصل سرمایهگذاری در R&D است. بنابراین بدون سرمایهگذاری کافی در R&D یک شرکت فاقد امکانات لازم برای بهره برداری از ایدههای جدیدی خواهد بود که از منابع خارجی بدست آمده است.(چانگ، ۲۰۰۷).
بونتیس در سال ۱۹۹۸ شاخصهای زیر را برای R&D برشمرده است:
به اجرا درآوردن ایدههای جدید
حمایت از توسعه ایدههای جدید
به اجرا درآمدن بیشتر ایدهها در سازمان
میزان حمایت رویههای موجود از نوآوریها

 

 

۲-۵-۶- سرمایه نوآوری

 

 

سرمایه نوآوری یکی از اجزای سرمایه فکری است که بهندرت در مدلهای سرمایه فکری بدان اشاره شده است. بهگونهای که تحقیق انجام شده بوسیله ونبورن(۱۹۹۹) در ادبیات سرمایههای فکری یک استثناء در این مورد میباشد. نوآوری به معنای ایجاد ترکیبی جدید از فاکتورهای ضروری تولید در یک سیستم تولیدی است که به ارائه محصولات، تکنولوژیهای، بازارهای، مواد و ترکیبات جدید منجر میگردد. سرمایه نوآوری به قابلیت سازماندهی و اجرای تحقیق و توسعه و بوجودآوردن بیوقفه محصولات و تکنولوژیهای جدیدتر برای پاسخگویی بهمشتریان و بالاتربردن رضایت آنها از این طریق اطلاق میگردد. با افزایش اهمیت دانش، سرمایه نوآوری به هسته سرمایه فکری در سوقدادن شرکت در مسیر توسعه پایدارش تبدیل شده است. در مدل اسکاندیا نویگیتور از سرمایه نوآوری بهعنوان بخشی کوچک از سرمایه ساختاری نامبرده شده است که این برخلاف ارزش واقعی این سرمایه مخصوصاً در دوران اقتصادی کنونی است. در عصر اقتصادی کنونی از نوآوری بهعنوان فاکتوری کلیدی برای کسب برتری رقابتی در بلندمدت تعبیر میشود. تحقیقات نشان میدهد که رشد اقتصادی کشورهای توسعهیافته ناشی از نوآوریهای آنها و سرمایه‌گذاری‌های انجام گرفته در همین مسیر است. این سرمایه بهطور خودکار و مستقل از دیگر سازههای سرمایه فکری بوجود نخواهد آمد و رشد و توسعه آن مرهون حمایتهای سرمایه ساختاری و سرمایههای انسانی است. زمانی این سرمایه بوجود خواهد آمد که در سازمان شرایطی مانند دارابودن کارکنان برتر، قوانین و مقررات منطقی و متعارف، فرهنگ و تکنیکهای مناسب وجود داشته باشد. علاوهبراین، این سرمایه میتواند نیروی محرکی برای افزایش سرمایههای مشتری باشد. امروزه چرخه حیات محصولات روز به روز کوتاهتر و کوتاهتر میشود و شرکتهایی در این شرایط میتوانند شکستناپذیر باقی بمانند که بتوانند محصولاتی جدیدتر تولید نموده و از این طریق مشتریانشان را راضی بنمایند(چن،۲۰۰۴).
سرمایه نوآوری تمرکز بر دانش صریح داشته، نوآوری و خلق محصولات و خدمات جدید را دربر می‌گیرد. مقصود از دانش صریح دانشی است که بهراحتی مثل آرشیو یا پایگاهداده قابل بهکاربردن است. این سرمایه بنا به دلایل زیر دارای اهمیت زیادی است:
در اقتصاد نوین قابلیت نوآوری بدلیل تاکید بیشتر بر دارائیها بهطوری فزآینده توجهات را به خود جلب میکند.
سرمایه نوآوری بدلیل ارتباط نزدیک با R&D نقش مهمی در رقابتپذیری سازمانها دارد.
سرمایه نوآوری با انعطافپذیری هرچه تمامتر قابلیت پاسخگویی به تغییرات بازار را دارد.
چن(۲۰۰۴) در تقسیمبندی که از سرمایه نوآوری بهعمل آورده، آنها را در دو دسته اصلی گنجانده است. این دو دسته عبارتست از:
الف- موفقیتهای نوآورانه[۲۵]
شامل محصولات جدید، حقثبت و اختراعها و تکنولوژیهای بدست آمده از طریق نوآوریهای تکنیکی است. این موفقیتها نمایانگر پیشینه تاریخی نوآوری در شرکت است.
ب- مکانیزم نوآورانه[۲۶]
یک شرکت زمانی به موفقیتهای نوآورانه خواهد رسید که مکانیزم نوآورانه داشته باشد. در این مکانیزم بایستی مکانیزم سرمایهگذاری، مکانیزم عملیاتی، مکانیزم همکاری و مکانیزمهای انگیزشی تعبیه شده باشد. بدین صورت که برای انجام یک نوآوری مؤثر بایستی:
سرمایهگذاری کافی در سرمایههای انسانی و ابزارآلات اولیه مورد نیاز انجام پذیرد.
خطمشیهای استراتژیک مناسب توسط سطوح ارشد سازمانی تصویب بگردد و نهایتاً
همکاری مناسب مابین بخشهای R&D، بازاریابی و ساخت و همینطور با خارج از سازمان در جهت کسب موفقیت در بدستآوردن حمایتهای تکنیکی مؤثر برقرار شود.
به طورکلی، محققان و دست اندرکاران رشته سرمایه فکری، برروی سه عنصر سرمایه فکری اتفاق نظر دارند(قلیچ لی و مشبکی،۱۳۸۵):




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:32:00 ب.ظ ]




دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

 

۲-۶- عناصر سرمایه فکری از دیدگاه محققین و صاحبنظران

 

 

در دهه ۱۹۹۰ محققین و صاحبنظران از جمله ادوینسون و مالون، بروکینگ، روس و همکاران، استوارت، سالیوان و بنوفر، مدلهای مختلفی در رابطه با عناصر سرمایه فکری ارائه کردهاند که زمینه را جهت مفهوم سازی سرمایه فکری فراهم کردهاند.
۲-۶-۱- ادوینسون و مالون[۲۷]: ادوینسون و مالون سرمایه فکری را به عنوان دانش، تجارب کاربردی، تکنولوژی‌های سازمانی و روابط با مشتری و مهارتهای نوآوری تعریف میکنند، که در بازارهای رقابتی توانایی سودآوری آتی را تقویت میکنند. از دید این محقق عناصر سرمایه فکری به شرح نمودار(۲-۱) می‌باشد.
نمودار(۲-۳)طبقه بندی عناصر سرمایه فکری از دیدگاه ادوینسون ومالون (۱۹۹۸)
ارزش بازار
سرمایه مالی
سرمایه فکری
سرمایه ساختاری
سرمایه سازمانی
سرمایه انسانی
سرمایه مشتری
سرمایه فرایند
سرمایه نوآوری
ین دو محقق اجزاء متشکله سرمایههای فکری را اینگونه تعریف کردهاند:
سرمایه انسانی: به میزان ارزش دانش، مهارتها و تجاربی که افراد در سازمانها دارا میباشند اطلاق می‌گردد.
سرمایه ساختاری: شامل فرهنگ، توانمندیها، سخت افزارها و نرم افزارهای حامی سرمایه انسانی می‌باشد.
سرمایه مشتری: در ارزش ارتباطات سازمان با مشتریانشان نمایانگر میشود.
سرمایه سازمانی: شامل فلسفه سازمانی و سیستمهایی برای بالابردن قدرت نفوذ و توانمندیهای سازمانی است.
سرمایه نوآوری: شامل داراییهای معنوی است که توسط قوانین حمایت از حقوق مالکیت معنوی شامل کپیرایت، نام تجاری و داراییهای نامشهود مورد پشتیبانی قرار میگیرد.
سرمایه فرآیندی: شامل تکنیکها، شیوهها و برنامههایی است که مواردی مانند تحویل محصول یا خدمات را تسهیل میکند.
سرمایه ساختاری نتیجهای از سرمایه فکری و بهصورت اطلاعات، منابع دانش یا اسناد و مدارک منعکس میشود. همانطور که قبلاً نیز توضیح دادهشد، سرمایههای ساختاری، آن چیزهایی است که پس از رفتن کارکنان در سازمان باقی میماند.
سرمایه مشتریان نیز در ارزش ارتباطات سازمان با مشتریانش نمایانگر میشود.
سرمایه سازمانی شامل داراییهای دانشی نهادینه شده در بستر فرآیندها و نوآوریهای سازمانی می‌باشد.
سرمایه فرآیندی اشاره به فرآیندهای ارزشافزای سازمانی مانند ساختار سازمانی، تجارب مدیریتی، سیستمها و رویهها، زیر ساختها، سیستمهای کامپیوتری و… دارد.
سرمایه نوآوری شامل دانش آشکار همراه با داراییهای فکری میگردد که شناسایی هر دوی آنها در سازمان مشکل است، همانند فرهنگ مثبت.
مالکیت معنوی، بیانی است برای دانش مستند شده و جمعآوری شده مانند نوآوریها، تجارت عملی، حقوق اختراع، فناوری، برنامههای تحصیلی، زیرساختهای دانشی شرکت، طراحیها و همچنین ویژگیهای خاص تولیدات و خدمات.
الگوی ارزشی اسکاندیا، توجه و تمرکز زیادی بر قابلیتهای نوسازی سازمانی دارد. این الگو، بر سرمایه نوآوری و فرآیندی بهعنوان بخشی از سرمایه سازمانی تاکید دارد.
۲-۶-۲- بروکینگ: بروکینگ ۴طبقه از دارایی‌های سرمایه فکری شامل بازار، دارایی‌های تمرکز یافته انسانی، ساختاری و دارایی‌های فکری را در راستای معرفی عناصر سرمایه فکری ارائه کرده است. وی اصطلاح سرمایه فکری را به عنوان دارایی‌های نامشهود و ترکیبی بیان میکند. که شرکت را قادر به اجرای آن میکند. از دید این محقق عناصر سرمایه فکری به شرح نمودار (۲-۲) میباشد.
نمودار(۲-۴)طبقه بندی عناصر سرمایه فکری( بروکینگ،۱۹۹۸)
سرمایه فکری




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:31:00 ب.ظ ]




دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

 

۲-۸-۱-نقاط قوت و ضعف روشهای اندازه‌گیری سرمایه فکری

 

 

روشهایی که به مقدار پولی منجر می‌شوند نظیر روشهای سرمایه فکری مستقیم و یا روشهای بازگشت روی دارایی‌ها، برای قیمت‌گذاری دارایی‌های ناملموس شرکتها مفید هستند و این همان جنبه‌ای است که مدیران ارشد به آن توجه ویژه‌ای دارند. از طرف دیگر این روش‌ها دارای این مزیت هستند که امکان مقایسه شرکتها با یکدیگر در یک صنعت را فراهم می‌آورند.
از معایب این روشها اینست که تبدیل هر چیز به مقادیر پولی می‌تواند کمی سطحی نگری قلمداد شود. روش‌های بازگشت روی دارایی‌ها به میزان زیادی نسبت به نرخ بهره حساس هستند. از طرف دیگر این روشها اندازه‌گیری را فقط در سطح کلان سازمان‌ها انجام می‌دهند در بسیاری موارد برای مدیران از ارزش محدودی برخوردارند. بسیاری از این روشها هیچگونه کاربردی برای سازمان‌های غیر‌انتفاعی، بخشهای داخلی سازمان‌ها و نیز سازمان‌های عمومی و ملی ندارند.
مزایای روش‌های مستقیم سرمایه فکری و روش‌های کارت امتیازی اینست که آنها می‌توانند تصویر کاملتری از سلامت سازمانی نسبت به روش‌های پولی ارائه دهند. این روش‌ها این قابلیت را دارند که به آسانی به سطوح مختلف سازمانی تسری پیدا کنند. آنها می‌توانند با دقت خوبی نتیجه وقایع را اندازهگیری نموده و از اینرو گزارشدهی آنها سریعتر و دقیقتر از اندازههای فقیر مالی است. بنابراین با توجه به اینکه این روش‌ها نیازی به اندازه‌گیری مالی ندارند برای سازمان‌های غیر انتفاعی، بخش‌های داخلی سازمان‌ها، سازمان‌های عمومی، اهداف اجتماعی و فرهنگی بسیار مناسب هستند.

 

 

از معایب این روش‌ها اینست که آنها شاخصهائی را مورد استفاده قرار میدهند که برای هدفی خاص و یا سازمانی مشخص طراحی شده است و از اینرو امکان مقایسه نتایج بسیار مشکل است. از طرف دیگر این روش‌ها جدید بوده و به آسانی توسط جوامع و مدیرانی مورد استفاده قرار نمیگیرد که همه چیز را از منظر مالی مشاهده میکنند. همچنین روش‌های مذکور مقادیر زیادی از داده‌ها را تولید میکنند که تحلیل و تصمیم‌سازی را مشکل می‌سازد)جعفری و همکاران، ۱۳۸۵).

 

 

جدول(۲-۴) طبقه بندی روشهای اندازهگیری سرمایه فکری(جعفری و همکاران،۱۳۸۵)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

روشهای بازگشت روی دارائیها ارزش افزوده اقتصادی، ضریب ارزش افزوده سرمایه فکری، ارزش ناملموس محاسبه شده، درآمد سرمایه دانش.
روش‌های سرمایه فکری مستقیم کارگزار فناوری، امتیازات ثبت شده تقدیر موزون، حسابداری و هزینهیابی منابع انسانی، روش ارزشگذاری جامع، حسابداری برای آینده، اعلامیه منابع انسانی جستجوگر ارزش، ارزشگذاری دارایی فکری، ایجاد ارزش مطلق، روش مالی اندازهگیری دارایی ناملموس.
روش‌های سرمایه گذاری بازار برگه متوازن نامحسوس، ارزش بازار به دفتر، ارزش بازار تخصیص یافته سرمایهگذار،کیوی توبین.
روش‌های کارت امتیازی کارت امتیازی متوازن، هوش سرمایه انسانی، هدایتکننده اسکاندیا،شاخصهای سرمایه فکری، نمایشگر دارایی غیر ملموس، چرخه ممیزی دانش، خطوط راهنمای مریتوم، کارت امتیازی زنجیره ارزش، خطوط راهنمای دانمارک، بهره هوشی کسب و کار، رویکرد ارزش کل‌نگر، درجه بندی سرمایه فکری، اندازه گیری و حسابداری سرمایه فکری، نقشه داراییهای استراتژیک.

 

 

۲-۹- روشهای اندازه‌گیری سرمایه فکری

 

 

سیستمهای حسابداری کنونی هنوز هم تحت تأثیر عوامل سنتی کار، مواد و سرمایه مالی میباشند و اهمیت دانش به عنوان عاملی مؤثر در تولید و ایجاد ثروت در آنها نادیده گرفته میشود. این در حالی است که نگرشی واقعبینانه به اهمیت در حال گسترش سرمایههای ناملموس، نیاز ما به ارزیابی اهمیت این سرمایهها را دو چندان نمودهاست. در محیط تجاری کنونی، اندازهگیری ارزش سازمانی با استفاده از روشهای سنتی حسابداری ناکافی میباشد. روش‌های سنتی، ارزش نهفته در مهارت، تجربه، قابلیتهای یادگیری افراد و همچنین ارزش موجود در شبکه ارتباطات میان افراد و سازمانها را نادیده می‌گیرند. یک تفاوت کلیدی ما بین مدل‌های مختلف اندازهگیری سرمایه فکری برمی‌گردد به اولویتی که هر یک از آنها به اندازهگیری سرمایه انسانی و اجتماعی داخلی و خارجی میدهند. برخی از این مدلها تمایل دارند که بر سرمایه مشتری تاکید کنند درحالیکه برخی دیگر بر سرمایه انسانی درون سازمانی توجه مینمایند. بحثی که در ادامه میآید یک نگرش کل نگر در خصوص مدل‌های موجود اندازهگیری دارایی‌های دانش به همراه مقایسه تطبیقی آنها فراهم میکند. تلاشهای زیادی جهت تشریح تفاوت میان ارزش بازار و دفتری شرکت‌ها انجام گرفته است که به مشهورترین انها اشاره میشود. این روشها از تحقیقات انواری رستمی و رضا رستمی، جعفری و همکاران گرداوری شده است و منابع ذکر شده برای هر یک از روش‌ها به صورت منابع دست دوم می‌باشند(انواری رستمی،۱۳۸۴)و (جعفری و همکاران،۱۳۸۵).

 

 

۲-۹-۱- مدل سنجش عملکرد اثربخش(کیوی تابین)[۴۷]

 

 

روش کیوی توبین، توسط جیمز توبین برنده نوبل اقتصاد توسعه داده شده. این نسبت، ارتباط بین ارزش بازار یک شرکت و ارزش جایگزینی آن شرکت(هزینه جایگزینی دارایی‌های آن شرکت) را اندازهگیری می‌کند. بصورت تئوری در بلند مدت این نسبت به سمت واحد میل میکند، اما شواهد تجربی نشان میدهد که در همین زمان این نسبت میتواند بطور معناداری با عدد یک متفاوت باشد. برای مثال شرکت‌های نرم‌افزاری که به میزان زیادی از سرمایه فکری بهره میجویند، نسبتی در حدود هفت یا بالاتر دارند در حالیکه شرکت‌های با سرمایه فیزیکی زیاد نسبتی در حدود یک دارند. نسبت کیویتوبین در اصل بسیار شبیه به نسبت بازار-به-دفتری میباشد با این تفاوت که توبین در هنگام محاسبه، هزینه جایگزینی دارایی‌های فیزیکی را به جای ارزش دفتری دارایی‌های فیزیکی بکار میگیرد. نسبت حاصله به این شکل بکار میرود که چنانچه نسبت کیوی یک شرکت، بزرگتر از مقدار واحد و نیز بزرگتر از مقدار کیوی رقابتی باشد، شرکت مزبور توانائی کسب سود بیشتر از شرکت‌های مشابه را داراست(توبین،۱۹۷۸).

 

 

۲-۹-۲- حسابداری منابع انسانی[۴۸]

 

 

حسابداری منابع انسانی یکی از روش‌های مهم قدیمی است که به دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی برمیگردد. این روش برخی شباهتها با مفهوم سرمایه فکری و نیز اندازهگیری آن دارد. حسابداری منابع انسانی از کارهای پیشگام در حوزه سرمایه فکری است که حاوی برخی روشها جهت محاسبه ارزش منابع انسانی است. ولی به نظر می‌رسد که این روشها هیچ اثری بر عملکرد شرکت ندارند و این یکی از نقاط منفی این روشها می‌باشد(فلم هولتز،۱۹۸۵)[۴۹]. بنا بر تعریف فلم هولتز، حسابداری منابع انسانی شامل اندازهگیری هزینههای متحمل شده توسط واحدهای کسب و کار و سازمانهاست وقتی که در خصوص دارایی‌های انسانی کارمندیابی، گزینش، آموزش و توسعه را به انجام میرسانند. آن همچنین شامل اندازهگیری ارزش اقتصادی مردم برای سازمانهاست (فلم هولتز،۱۹۸۵).




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:31:00 ب.ظ ]




برگه متوازن نامحسوس بعنوان یکی از روش‌های پیشتاز در حوزه دارایی‌های ناملموس، توسط سویبی[۵۱] در سوئد معرفی گردید. سویبی درآن زمان نسبت به ناتوانی سیستمهای حسابدای سنتی در جهت تدارک اطلاعات مناسب برای ارزشگذاری دانش فنی واکنش نشان داد و چهارچوبی را جهت گزارشدهی داریی‌های ناملموس توسعه داد که برگه متوازن نامحسوس نام داشت. هدف کتابی که تحت همین عنوان به چاپ رسید، نمایش روشی عملی جهت گزارش دهی روی نیروی انسانی بود که مهمترین منبع و نخستین مولد درآمد دانش فنی است(سویبی،۱۹۸۹).
۳۵ شاخص غیرمالی به منظور کامل کردن گزارش مالی با اطلاعات مرتبط به کارکنان از قبیل: پایداری، دانش، توانائی، اثربخشی، پتانسیل ایجاد درآمد پیشنهاد گردید. در برگه متوازن نامحسوس، تفاوت بین ارزش بازار سهام یک شرکت و ارزش دفتری خالص آن بوسیله سه طبقه به هم وابسته از سرمایهها تحت عنوان: سرمایه انسانی، سرمایه سازمانی و سرمایه مشتری توضیح داده میشود. این سه طبقه از سرمایهها که برای اولین بار در کتاب مزبور به چاپ رسید بصورت استانداردی غیررسمی در آینده تبدیل گردید(ری لندر،۲۰۰۰)[۵۲].

 

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

۲-۹-۴- روش کارت امتیازی متوازن[۵۳]

 

 

این روش که توسط کاپلان و نورتون[۵۴] توسعه داده شد، سعی می‌کند اهداف بلندمدت و کوتاه‌مدت، اندازه‌های مالی و غیر مالی، شاخصهای پیشرو و پسرو و نیز جنبههای داخلی و خارجی سازمان را متعادل نماید. بطور کلی چهار منظر مشتری، مالی، فرآیندهای داخلی و نیز یادگیری و رشد جهت ترجمه سطوح بالای استراتژی به معیارهای واقعی بکار گرفته می‌شوند و همراه با هر منظر، اهداف، شاخص‌ها، معیارها، و مقدمات مورد نیاز فهرست می‌گردند، همچنین ارتباط مابین هر یک از این جنبه‌های چهارگانه می‌باید ملاحظه گردد(کاپلان و نورتون،۱۹۹۲).
در مقایسه با اندازههای حسابداری سنتی، کارت امتیازی متوازن کانون توجه را از سوی شاخصهای مالی خالص به نحوی تغییر داده است که سه اندازه کلیدی موفقیت غیر ملموس را در برگیرد، این‌ها تقریباً معادل با سه بخش سرمایه فکری هستند که سرمایه انسان (دانش و تجربه افراد)، سرمایه ساختاری(دانش نهفته در سیستم ها و فرآیندهای سازمان) و سرمایه مشتری(ارتباطات مشتری) نام دارند. بر اساس جنبه‌های یاد شده میتوانند بطور مناسب، جهت ارزیابی شرایط موجود، مدیریت دانش و ارزیابی آن تطبیق داده شوند (بوس[۵۵]،۲۰۰۴).

 

 

۲-۹-۵- هوش سرمایه انسانی

 

 

فیتز-انز[۵۶] روش هوش سرمایه انسانی را بدین نحو توسعه داد که مجموعهای از شاخص‌های سرمایه انسانی جمعآوری شده را ازطریق یک پایگاه داده، الگوبرداری نمود. بنا به عقیده فیتز-انز، در زمانی که هزینه نیروی انسانی بالغ بر۴۰درصد از هزینه سازمان‌ها را شامل می‌شود، اندازه‌گیری سرمایه انسانی امری ضروری است.
فیتز-انز مدعی است که وظایف بخش منابع انسانی در یک سازمان میباید فراتر از مواردی نظیر جذب، آموزش و جبران خدمات باشد. منبع انسانی میباید، بعنوان یک شریک استراتژیک در موضوعات اساسی و زیربنائی مشارکت نماید. در زمانی که دانش به یک عنصر جدی در موفقیت اقتصادی تبدیل شده است، اندازهگیری و مدیریت دارایی‌های فکری، یک وظیفه بحرانی کسب و کار می‌باشد(فیتز_انز،۱۹۹۴).

 

 

۲-۹-۶- هدایت کننده اسکاندیا[۵۷]

 

 

اسکاندیا یک شرکت خدمات مالی سوئدی است که بدلیل جلودار بودن در امر اندازهگیری دانش خود به خوبی برجسته شده است. اسکاندیا برای اولین بار در سال ۱۹۸۵ بصورت داخلی، گزارش سرمایه فکری خود را توسعه داد و در سال ۱۹۹۴ بعنوان اولین شرکت بزرگ، گزارش سرمایه فکری خود به پیوست گزارش مالی سنتی به سهامداران عرضه کرد(ون کرون[۵۸]،۱۹۹۹).
اسکاندیا به طور وسیعی ابزارها و روشهای مختلف اندازهگیری سرمایه فکری را تجربه کرد و سرانجام ابزار اندازهگیری خاص خود را تحت عنوان هدایتکننده اسکاندیا به همراه مدل ایجاد ارزش مربوطه توسعه داد. هدایت کننده ابزاری جهت ارزیابی دارایی‌های نرم یک سازمان است که همچون یک سیستم گزارش‌دهی مدیریت، به مدیران در به تصویر کشیدن و توسعه شاخص‌هایی که دارایی‌های غیرملموس را بازگو میکنند، کمک نموده و آنان را در جهت آینده راهنمائی میکند. هر واحد سازمانی نیاز دارد تا شاخصهایی از سرمایه فکری را که برای توسعه آتی سازمان بحرانی است ایجاد نماید.
ادوینسون[۵۹] بعنوان معمار مباحث ابتکاری فوق در شرکت اسکاندیا، یک مدل جامع و پویای گزارش‌دهی سرمایه فکری که هدایت‌کننده نام داشت را با پنج حوزه: مالی، مشتری، فرآیندها، بازسازی و توسعه، و انسان توسعه داد .بر اساس مدل اسکاندیا، فاکتورهای پنهان سرمایه انسانی و ساختاری وقتی با یکدیگر ترکیب شوند، سرمایه فکری را تشکیل میدهند.

 

 

مدل حسابداری و هزینه‌گذاری منابع انسانی[۶۰]

 

 

این روش که توسط جوهانسون توسعه داده شد، هزینههای مرتبط با اثرات مخفی منابع انسانی که سود شرکت را کاهش می‌دهد محاسبه مینماید. سرمایه فکری بوسیله محاسبه میزان مشارکت دارایی‌های انسانی تقسیم بر هزینههای حقوق سرمایهگذاری شده اندازهگیری می‌شود. گروجر و جوهانسون تاکید می‌کنند که حسابداری و هزینهیابی منابع انسانی با دامنه گسترده‌ای از کاربردها همراهند(گروجر و جانسون[۶۱]،۱۹۹۶):
بعنوان ابزار سیاسی، جهت نشان دادن سوء تدبیر منابع انسانی و سپس بحث در جهت سرمایه‌گذاری بیشتر و یا مدیریت بهتر؛
بعنوان ابزار آموزش برای تحلیل ساختاردهی و بنابراین فهم بهتر، حل مشکلات پرسنل از یک منظر کاربردی و بنابراین توانائی بهتر جهت تعادل ارزش‌های کاربردی در مقابل سایر ارزشها؛
بعنوان یک حامی تصمیم سازی جهت اطمینان از اینکه از نقطه نظر مدیریت تصمیمات روی منابع انسانی منطقی‌تر هستند.

 

 

۲-۹-۸- مدل کارگزار فناوری[۶۲]

 

 

مدل کارگزار فناوری که توسط بروکینگ[۶۳] توسعه داده شده است، دانش سازمانی را به چهار طبقه: دارایی‌های انسان-محور، دارایی‌های زیرساختی، دارایی‌های فکری و دارایی‌های بازار تقسیمبندی می‌کند و ارزش سرمایه فکری سازمان را طی یک فرآیند ارزیابی مشخص میکند. هر بخش از مدل بوسیله پرسشنامه‌های ممیزی مخصوص درباره متغیرهای مرتبط با طبقه دارایی بررسی میشود. بخش اول پرسشنامه مشتمل بر ۲۰ سئوال است که بر نیاز به تقویت سرمایه فکری تاکید دارد و در ادامه پرسشنامه شامل ۱۷۸ سئوال است که مرتبط با چهار طبقه نامبرده از سرمایه فکری می‌باشد. در مقایسه با سایر چهارچوب‌ها، این مدل بخش دوم(سرمایه ساختاری یا ساختار داخلی) را به سرمایه زیرساختی(فرآیندها، روشها و فناوریها) و دارایی‌های فکری(مالکیت معنوی، ابداعات ثبت شده، علامات تجاری و رموز تجاری) تفکیک می‌کند(بروکینگ،۱۹۹۶).
قابل توجه است که شباهت‌های زیادی بین سؤالات ممیزی سرمایه فکری کارگزار فناوری و اندازههای سرمایه فکری هدایت کننده اسکاندیا وجود دارد.

 

 

۲-۹-۹- امتیازات ثبت شده تقدیر- موزون [۶۴]

 

 

بونتیس و شرکت شیمیائی داو جلودار استفاده از حق امتیازات ثبت شده بعنوان جایگزین‌هایی برای اندازه‌گیری عملی سرمایه فکری می‌باشند. در این روش یک فاکتور فناوری بوسیله حق امتیازات توسعه داده شده توسط شرکت، محاسبه می‌شود. در این روش سرمایه فکری و عملکرد وابسته به آن بوسیله تاثیر تلاش‌های تحقیقاتی بر مجموعه‌ای از شاخص‌ها نظیر تعداد حق امتیازات ثبت شده، هزینه حق امتیازات ثبت شده تقسیم بر برگشت حاصل از فروش، هزینه تحقیق و توسعه به ازای هر واحد پولی فروش و هزینه چرخه عمر پروژه به ازای هر واحد پولی فروش اندازه‌گیری می‌شود(بنتیس،۱۹۹۹).
بخش دارایی‌های فکری شرکت داو، یک فرآیند شش مرحله‌ای برای مدیریت دارایی‌های فکری اجرا نمود که شامل موارد زیر است(بنتیس،۱۹۹۹) :
تعریف نقش دانش در کسب و کار؛
ارزیابی استراتژی‌های رقابتی و دارایی‌های دانش؛
طبقه بندی سبد دارایی‌های دانش شرکت؛
ارزیابی این دارایی‌ها به منظور نگهداری، توسعه، فروش یا رها کردن؛
سرمایه‌گذاری در زمینه‌هایی که در آنها فاصله‌ای معنادار مشاهده شده است؛ و
یکپارچه کردن سبد دانش جدید و تکرار موارد فوق .

 

 

۲-۹-۱۰- کنترل دارایی های غیرملموس[۶۵]

 

 

کنترل دارایی‌های غیرملموس توسط سویبی[۶۶] توسعه داده شد و سه نوع از دارایی‌های غیرملموس را که حاصل اختلاف بین ارزش بازار و ارزش دفتری شرکت می‌باشد تعریف نمود. این سه جزء دارایی‌های غیرملموس شامل ساختار خارجی(مارک تجاری، ارتباطات مشتری و تامین کننده)، ساختار داخلی(مدیریت، قانون، نظامنامه، روش و رفتار، ‌نرمافزار) و شایستگی فردی(تحصیلات، تجربه، خبرگی) می‌باشند(سویبی، ۱۹۹۷).
برای هر جزء دارایی غیر ملموس، سه شاخص بر رشد و بازسازی، کارایی و نیز پایداری آن جزء متمرکز هستند. وقتی که هدایت‌کننده اسکاندیا با فرهنگ و فلسفه مدیریت سازمان بعنوان بخشی از سرمایه انسانی برخورد میکند، کنترل دارایی‌های غیرملموس آنها را تحت ساختار داخلی طبقه‌بندی می‌کند. بدلیل تاکید خاص این مدل بر انسان، این مدل بر این فرض استوار است که انسان تنها عامل درست در کسب و کار است و سایر جنبههای ساختاری اعم از داخلی وخارجی، در فعالیت‌های انسانی مستتر میباشد (سویبی،۱۹۹۷).

 

 

۲-۹-۱۱-مدل ارزش افزوده اقتصادی[۶۷]

 

 

ارزش افزوده اقتصادی، بعنوان یکی از اندازهگیریهای عملکردی مبتنی بر ارزش، در زمان پیدایش محبوبیتی فوق‌العاده بدست آورد .این روش بطور نسبی یکی از جدیدترین روش‌های ارزیابی عملکرد سازمانی می‌باشد که توسط استوارت [۶۸]و شرکت مشاوره نیویورک توسعه داده شد. این روش بر بیشینه نمودن ثروت سهامداران متمرکز است. ارزش افزوده اقتصادی، جریان نقدی ایجاد شده(پس از کسر مالیات) توسط شرکت منهای هزینه سرمایه صرف شده جهت ایجاد آن جریان نقدی بوده، بنابراین نشان دهنده سود واقعی در برابر سود روی کاغذ می‌باشد(استوارت،۱۹۹۷).
ارزش افزوده اقتصادی به عنوان تفاوت بین فروش خالص و مجموع هزینههای عملیاتی، مالیاتها و هزینه‌های سرمایه میباشد در حالیکه هزینههای سرمایه از طریق ضرب هزینه متوسط سرمایه موزون در کل سرمایه(سرمایه گذاری شده) محاسبه میشود. در عمل، ارزش افزوده اقتصادی زمانی افزایش مییابد که متوسط هزینه سرمایه موزون، کمتر از بازگشت به دارایی‌های خالص [۶۹]و یا بالعکس باشد. در حال حاضر روش ارزش افزوده اقتصادی به نحو مطلوبی استقرار یافته است و بطور فزآیندهای شرکت‌های بزرگ در حال پذیرش آن بعنوان پایهای برای برنامهریزی تجاری و پایش عملکرد هستند. به عبارتی تغییر در ارزش افزوده اقتصادی معیاری بدین نحو فراهم میکند که آیا سرمایه فکری سازمان اثر بخش بوده و یا خیر. بدیهی است در این حال، ارزش افزوده اقتصادی یک اندازه جایگزین برای سرمایه فکری میباشد و اطلاعات دقیقی از میزان تأثیر سرمایه فکری بر عملکرد شرکت فراهم نمیکند(بوس،۲۰۰۴)[۷۰].




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:31:00 ب.ظ ]




منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

 

۲-۹-۱۴- مدل شاخص سرمایه فکری[۷۳]

 

 

مدل شاخص سرمایه فکری جزو مدل‎‌های کارت امتیازی متوازن است. که در سال ۱۹۹۷ میلادی توسط یوهان روس و همکارانش معرفی شده است. مدل شاخص سرمایه فکری مدلی برای یکپارچه سازی مدلهای منفرد در قالب یک شاخص و ارتباط دادن تغییرات در سرمایه‌ی فکری به تغییرات در بازار است.
ویژگیهای مدل شاخص سرمایه فکری در موارد زیر مورد توجه است در موارد زیر مورد توجه است که این مدل:
مبتنی بر طرز تلقی سازمان است.
متمرکز بر پایش پویایی سرمایه فکری است.
امکان به حساب آوردن عملکردهای نخستین را ایجاد می‌کند.
امکان ایجاد رویکردی متمایز از رویکرد نوعی مبتنی برآزمون دارایی‌های فیزیکی در سازمان، فراهم می‌کند.

 

 

۲-۹-۱۵- مدل سنجش ارزشگذاری جامع[۷۴]

 

 

روش ارزشگذاری جامع که توسط مک فرسون[۷۵] توسعه یافت، ارتباط مابین اندازهگیری ارزش شرکت، سرمایه فکری و مقادیر پولی را به منظور ارزشگذاری جامع کسب و کار مورد استفاده قرار میدهد. این روش سه دسته ارزش زیر را مورد استفاده قرا میدهد:
ارزش اصلی: که نمایش دهنده اثربخشی داخلی شرکت است؛
ارزش فرعی: که توسط اثربخشی توزیع شرکت اندازه‌گیری میشود؛
ارزش ابزاری: که نشان دهنده فشارها در محیط رقابتی می‌باشد.
روش ارزشگذاری جامع، سعی در تهیه کردن ارزش جامع کسب و کار می‌کند که ماحصل مجموع سرمایه فکری و جریان‌های نقدی شرکت می‌باشد. به عبارتی در این روش ارزش افزوده مرکب، حاصل ترکیب ارزش افزوده پولی با ارزش افزوده ناملموس است(مک فرسن،۲۰۰۱).

 

 

۲-۹-۱۶- مدل حسابداری برای آینده[۷۶]

 

 

روش حسابداری برای آینده، که توسط نش[۷۷]‌(۱۹۹۸)توسعه داده شده، یکی از مدلهای حسابداری موشکافانه است که در آن دارایی‌ها برحسب ارزش حال جریان‌های نقدی انتظاری تعریف می‌شوند. در این روش نیازی به تفکیک دارایی‌های فیزیکی از دارایی‌های ناملموس نمیباشد. در حقیقت روش حسابداری برای آینده همانند روش ایجاد ارزش مطلق، سیستمی برای جریان‌های نقدی کاهش یافته برنامهریزی شده است. اساساً مقدار حسابداری برای آینده، ارزش حال کلیه جریان‌های نقدی انتظاری آینده در هزینه بازاری سرمایه میباشد. هزینه بازاری سرمایه نرخ بازدهی است که سهامداران پیش از خرید سهام شرکت انتظار دارند به آن برسند. اختلاف مابین ارزش حسابداری برای آینده در پایان و ابتدای دوره برنامهریزی(افزایش در هزینه سرمایه) در حقیقت همان ارزش افزوده دوره می‌باشد. ناش در این روش سرفصل‌های سنتی دارایی‌ها، بدهی‌ها و تساوی آنها را البته با معانی جدید بصورت زیر بکار برد:
دارایی‌ها :بصورت ارزش حال تمامی جریان‌های نقدی انتظاری آینده ورودی به شرکت تعریف می‌شود؛
بدهی‌ها :بصورت ارزش حال تمامی جریان‌های نقدی انتظاری آینده خروجی از شرکت تعریف می‌شود؛
تساوی سهامدار: برابر است با دارایی‌ها منهای بدهی‌ها. فرآیند و نتیجه خالص تعیین تساوی سهامدار [۷۸] برای کل شرکت، ارزش‌گذاری شرکت نامیده می‌شود.

 

 

۲-۹-۱۷- ارزش بازار تخصیص یافته سرمایه گذار[۷۹]

 

 

روش ارزش بازار تخصیص یافته سرمایه گذار، ارزش واقعی شرکت را دریافت داشته تا آنرا به عنوان ارزش بازار سهام در نظر گرفته و آنرا به سرمایه فیزیکی و سرمایه فکری(سرمایه فکری حقیقی به علاوه فرسایش سرمایه فکری به علاوه مزیت رقابتی پایدار) تقسیم بندی نماید(استاندفیلد،۱۹۸۹)[۸۰].

 

 

۲-۹-۱۸-مدل محاسبه درآمد سرمایه دانش[۸۱]

 

 

درآمد سرمایه دانش، که توسط لیو[۸۲] توسعه داده شد در حقیقت همان درآمد مازاد بر درآمد حاصل از دارایی‌های دفتری است. در این روش ابتدا باید درآمد شرکت را برای سه سال آینده پیشبینی کرد. سپس درآمد ناشی از دارایی‌های سنتی با فرض یک نرخ بازگشت(برای مثال هفت درصد روی دارایی‌های فیزیکی) پیشبینی میشود، و این درصد در مقدار ارزش دارایی‌های سنتی در دفاتر حسابداری ضرب می‌شود. با کسر نمودن درآمد پیش بینی شده از درآمد حاصل از دارایی‌های سنتی، باقیماندهای حاصل می‌شود که درآمد سرمایه دانش نام دارد.
به منظور تبدیل مقدار درآمد حاصله به سطوح دارایی‌های دانش، ابتدا باید یک نرخ بازگشت را بر روی دارایی‌های دانش فرض کرد(به عنوان مثال مجله سی اف او نرخ مزبور را برابر ۱۰٫۵درصد فرض کرد)، وسپس درآمد سرمایه دانش پیش بینی شده را بر این درصد تقسیم کرد، تا دارایی‌های دانش محور مطلق پیش بینی شود(استرلند،۲۰۰۱)[۸۳].




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:30:00 ب.ظ ]




برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

۲-۹-۲۰- ضریب ارزش افزوده سرمایه فکری[۸۶]

 

 

روش ضریب ارزش افزوده سرمایه فکری، که توسط آنته پالیک[۸۷] توسعه داده شد، یک ابزار تحلیلی جهت اندازهگیری عملکرد یک شرکت است. مدل ضریب ارزش افزوده سرمایه فکری مبتنی بر این فرض است که اندازهگیری و توسعه ارزش افزوده یک شرکت ممکن است تاثیری بر ارزش بازار شرکت داشته باشد. این روش بصورت عملی در بین ۲۵۰ شرکت به شکل تصادفی به اجرا درآمد و بر اساس نتایج حاصله، ارتباطی نزدیک بین کارائی ایجاد ارزش توسط منابع( که همان ضریب ارزش افزوده سرمایه فکری است) و ارزش بازار شرکت‌ها اثبات گردید.
ضریب ارزش افزوده سرمایه فکری، کارائی ایجاد ارزش در شرکتها را اندازهگیری نموده و مورد پایش قرار می‌دهد. کارائی سرمایه انسانی بعنوان یک مفهوم زیر مجموعه ضریب ارزش افزوده سرمایه فکری، کارائی سرمایه فکری[۸۸] یک شرکت را توصیف می‌نماید. روش ضریب ارزش افزوده سرمایه فکری مبتنی بر این اصل بنا شده که ایجاد ارزش برخواسته از دو عامل اولیه است: منابع سرمایهای فیزیکی و منابع سرمایه‌ای فکری. در حقیقت ضریب ارزش افزوده سرمایه فکری کارائی مطلق ایجاد ارزش مربوط به تمامی منابع بکارگرفته شده را محاسبه می‌کند در حالیکه کارائی سرمایه فکری، ارزش ایجاد شده توسط سرمایه فکری بکار گرفته شده را منعکس می‌کند.

 

 

۲-۹-۲۱- جستجوگر ارزش[۸۹]

 

 

جستجوگر ارزش، یک روش حسابداری است که توسط کا ام پی جی برای محاسبه و تخصیص ارزش به پنج دسته از دارایی‌های ناملموس پیشنهاد گردید. این پنج دسته عبارتند از :دارایی‌ها و هدایا، مهارت‌ها و دانش ضمنی، هنجارها و ارزش‌های اجتماعی، فناوری و دانش آشکار، فرآیندهای اصلی و مدیریتی. این روش بینشی نسبت به پتانسیل آینده دارایی‌های ناملموس با نگریستن به مواردی از قبیل: ارزش افزوده برای مشتریان، رقابت پذیری، پتانسیل پذیرش فرصتهای جدید، قدرت تحمل و قدرتمندی فراهم میکند. اهداف این روش بر اساس اظهار نظر کا ام پی جی عبارتست از موارد زیر(اندریسن و نیسن[۹۰]،۲۰۰۰):
کمک نمودن به سازمان‌ها در جهت فهمیدن و اندازه‌گیری ارزش مزیت‌های رقابتی و یا دارایی‌های ناملموس است که دارای اهمیت استراتژیک هستند؛
ارزیابی قدرتها و ضعف های نسبی دارایی‌های ناملموس با ملاحظه پتانسیل آینده؛
تخصیص جریان درآمد سازمان در سرتاسر مزیت‌های رقابتی.

 

 

۲-۹-۲۲-مدل ارزشگذاری دارایی فکری[۹۱]

 

 

ارزش‌گذاری دارایی فکری، روشی است که توسط سالیوان[۹۲] برای قیمتگذاری دارایی فکری توسعه داده شد. اساساً این روش یک دورنمای مناسب در خصوص درآمدهای پیشبینی شده آتی که برخواسته از جنبه تجاری دارایی‌های ناملموس است فراهم می‌کند. این روش مبتنی بر پیشبینیهایی از جریان نقدی در آینده است. محاسبات جریان نقدی، جریان‌های ورودی یک شرکت یا یک محصول را در یک دوره زمانی می‌گیرد و تمامی پرداختهای نقدی را در همان دوره زمانی از آن کم می‌کند. نمودارهای جریان نقدی، وضعیت سلامت مالی کسب و کار را در یک دوره زمانی مشخص نمایش می‌دهد. روش ارزشگذاری دارایی فکری، بر مبنای جریان‌های نقدی انتظاری آتی مربوط به یک دارایی خاص بنا میشود. این مدل درآمدها و هزینه های آتی را به دارایی‌ها مرتبط می نماید(ماتسورا،۲۰۰۴)[۹۳].
۲-۹-۲۳- اعلامیه منابع انسانی[۹۴]
اعلامیه منابع انسانی بعنوان یک جنبه کاربردی از حسابداری و هزینهیابی منابع انسانی بطور گسترده در فنلاند شکل گرفت. حساب سود و ضرر منابع انسانی، هزینههای مرتبط منابع انسانی را به سه طبقه هزینه‌های بازسازی، هزینههای توسعه، و هزینههای فرسودگی تقسیم می‌کند. ۱۵۰شرکت فنلاندی در سال ۱۹۹۰ اعلامیه منابع انسانی را تهیه نموده‌اند.

 

 

۲-۹-۲۴- رویکرد ارزش کل نگر[۹۵]

 

 

رویکرد ارزش کل نگر، شاخص سرمایه فکری گوران روز را با روش ارزشگذاری جامع مک فرسون ترکیب مینماید. رویکرد ارزش کل‌نگر مبتنی بر این نقطه نظر است که دورنمای ضعیف از دارایی‌ها با بکارگیری مدل‌های سنتی حسابداری و بدون در نظر گرفتن اهمیت دارایی‌های ناملموس در عملکرد شرکت، هیچ ابزاری در اختیار مدیریت استراتژیک قرار نخواهد داد .از اینروست که مدل ارزش کل نگر، بعنوان یک چهارچوب تحقیقی توسعهپذیر و قابل انعطاف برای دارایی‌های ملموس و ناملموس عمل نموده و بعنوان مدل ارزش کسب و کار قابل استناد است(پیک[۹۶]،۲۰۰۰).

 

 

۲-۹-۲۵- چرخه ممیزی دانش[۹۷]

 

 

چرخه ممیزی دانش، روشی جهت ارزیابی ابعاد دانش یک سازمان در چهار مرحله است :تعریف دارایی‌های اصلی دانش، شناسائی فرآیندهای اصلی دانش، طرحریزی عملیات بر روی فرآیندهای دانش و اجرا و پایش پیشرفت و سپس بازگشت به مرحله اول.
عاملی که اندازهگیری میشود باید به استراتژی متصل باشد. این می‌تواند از طریق ارتباط بالا به پایین و یا بالعکس اتفاق بیافتد. شناسائی فرآیندهای دانش متناسب با دارایی‌های اصلی دانش شکل میگیرد. در فاز سوم عملیاتی که مرتبط هستند(برای مثال با توسعه فرآیندهای دانش)، جهت بهبود دارایی‌های دانش برنامه‌ریزی می‌شوند(مار،۲۰۰۱).

 

 

۲-۹-۲۶- نقشه دارایی‌های دانش

 

 

نقشه دارایی‌های دانش، که توسط مار و اسکیوما[۹۸] توسعه داده شد، چهارچوبی عریض از دانش سازمانی از هر دو منظر داخلی و خارجی فراهم می‌سازد. نقشه دارایی‌های دانش چهارچوبی را تدارک میبیند که به سازمانها در شناسائی حوزههای دانش بحرانی شان کمک میکند. نقشه دارایی‌های دانش مبتنی بر این اصل است که دارایی‌های دانش سازمانی شامل مجموع دو منبع سازمانی یعنی: منابع ذینفع و منابع ساختاری می‌باشد. منابع ذینفع به ارتباطات دینفع و منابع انسانی تقسیم می شود. طبقه اول نظر به ارتباطات با گروه‌های بیرونی داشته در حالیکه طبقه دوم معطوف به بازیگران داخلی سازمان میباشد. منابع ساختاری بسته به طبیعت ملموس و غیرملموس خود به ترتیب به دو بخش زیرساختهای فیزیکی و مجازی تقسیم میشوند. در نهایت زیرساختهای مجازی به سه بخش فرهنگ، روالها و تجربیات و دارایی فکری تقسیم میشوند. حال با در نظر گرفتن ساختار فوق این امکان وجود دارد که برای هریک از دارایی‌های دانش سازمانی طیف وسیعی از شاخصها را تهیه نمود. با این وجود تیم مدیریت موظف است که با معناترین شاخصها را که به ارزیابی دانش سازمانشان بر میگردد شناسائی نماید .توجه به این نکته برای تمامی مدیران ضروری است که داراییهای دانش برای هر سازمان و شرکتی منحصر بفرد است و از این رو معیارهائی باید تعریف شود که بطور واقع دارایی‌های کلیدی دانش را اندازه‌گیری کند(مار و اسکیوما،۲۰۰۴).

 

 

۲-۹-۲۷- کارت امتیازی زنجیره ارزش

 

 

کارت امتیازی زنجیره ارزش که توسط لیو توسعه داده شد، یک روش تحلیلی اندازهگیری داراییهای ناملموس است که همچنان در فاز توسعه قرار دارد. مقصود نویسندگان شناسائی اجزاء منحصربفرد در فرآیندها و عملیات شرکت است به این منظور که اثر آنها بر فرآیند ایجاد ارزش تفکیک گردد. به عبارت دیگر منظور شناسائی راههایی است که دانش توسعه داده شده، یکپارچه گردیده، تغییر شکل یافته وبکار گرفته میشود. دستیابی به این هدف نیازمند وجود ارتباطات وابسته متقابل در محدوده شرکت است .لیو توضیح میدهد که هدف یک چنین سیستم اطلاعاتی، تسهیل نمودن توسعه دو نیروی مثبت اصلی است که جنبه های اساسی فرآیند تصمیم سازی در سازمانها و نیز بازار سرمایه است: دموکراسی نمودن، یا افزایش مشارکت افراد در بازارهای سرمایه و برون‌سپاری عملیات، یا نیاز به رشد جهت در برگیری عوامل بیرونی در عملیات روزانه.
از نظر لیو زنجیره ارزش، فرآیند اصلی نوآوری میباشد که برای بقاء و موفقیت سازمانی امری حیاتی است. زنجیره ارزش با کشف محصولات، خدمات و فرآیندها آغاز شده، سپس به سوی فاز امکانسنجی تکنولوژی و توسعه پیش می‌رود و در نهایت فاز بازاریابی محصول یا خدمت انجام می‌شود. با توجه به توضیحات ارائه شده در حقیقت کارت امتیازی زنجیره ارزش، ماتریسی از شاخص‌های غیر مالی است که در سه طبقه متناسب با چرخه توسعه گرد آمده است :کشف، یادگیری، اجرا و تجاری کردن(لیو،۲۰۰۲).

 

 

۲-۹-۲۸- خطوط راهنمای مریتوم[۹۹]

 

 

خطوط راهنمای مریتوم حاصل پروژه مریتوم است که با موضوع اندازهگیری داراییهای ناملموس جهت پیشرفت مدیریت نوآوری توسط اتحادیه اروپا در چهارچوب تحقیقات اقتصادی -اجتماعی پشتیبانی گردید. در این پروژه محققین از شش کشور اروپائی(فرانسه، اسپانیا، دانمارک، فنلاند، نروژ و سوئد) همکاری نمودند. قسمت اصلی تحقیق در حدفاصل نوامبر ۱۹۹۸ و می ۲۰۰۱ به انجام رسید.
خطوط راهنمای مزبور، مدلی جهت مدیریت سرمایه فکری و نیز مجموعهای از توصیههای چگونگی تهیه گزارشات سرمایه فکری پیشنهاد می کند. مدل ارائه شده مریتوم شامل سه مرحله است:
شناسائی: پس مشخص شدن چشم انداز، این فاز مشتمل بر شناسائی دارایی‌های ناملموس بحرانی است که جهت دستیابی به اهداف استراتژیک شرکت نیاز است. سپس مجموعه‌ای از منابع و فعالیت‌های ناملموس به هریک از داراییهای ناملموس بحرانی پیوند می‌یابد. در نتیجه یک شبکه از دارایی‌های ناملموس پدیدار میگردد که تصویر روشنی از منابع ناملموس فعلی شرکت، آن دسته از آنها که باید در آینده توسعه یابد و فعالیت‌هایی که باید اجرا شوند تا اهداف استراتژیک محقق شوند، حاصل میکند.
اندازهگیری: این فاز شامل تعریف شاخص‌ها جهت استفاده بعنوان اندازه کمکی از دارایی‌های ناملموس مختلف است که در فاز یک شناسایی شدهاند. خطوط راهنما مشخصههای مطلوب این شاخصها و نیز مثال هائی از عملکرد خوب را توضیح میدهند.
عملیات: همانطور که در خطوط راهنما خاطر نشان گردید، این فاز مستلزم استقرار سیستم مدیریت ناملموس و یکپارچگی آن با جریانات عادی شرکت می باشد. این فاز یک فرآیند یادگیری است که شامل پایش و ارزیابی تاثیری است که هر یک از فعالیت ها بر منابع ناملموس، دارایی‌های ناملموس بحرانی، و اهداف استراتژیک دارند(مریتوم،۲۰۰۱).
۲-۹-۲۹-درجه بندی سرمایه فکری[۱۰۰]
درجه‌بندی سرمایه فکری یکی دیگر از ابزارهای مهم اندازهگیری سرمایه فکری است که توسط ادوینسون توسعه داده شد .درجه بندی سرمایه فکری دورنمای کارایی، بازسازی و ریسکهای اجزاء سرمایه فکری را برای پتانسیل درآمد آینده الگو برداری می‌کند. این روش در حال حاضر توسط بیش از ۲۰۰ سازمان در اروپا و ژاپن استفاده میشود.
به نظر میرسد که این روش جالب توجه سازمانهای ملی و اجتماعی نظیر مدارس و بیمارستانهاست که بازار سهام عمومی ندارند تا بعنوان نقطه مرجع مورد استفاده قرار گیرد. این رویکرد در حال حاضر همچنین برای درجه بندی سرمایه فکری شهرها و ملل استفاده میشود. درجهبندی سرمایه فکری علاوه بر اینکه نقشهای جهت الگو برداری با بهترین عملکرد میدهد، پایگاهی نیز جهت ارزیابی توانائیهای درآمدی در آینده فراهم میکند(ادوینسون،۲۰۰۲).

 

 

۲-۹-۳۰- اندازه‌گیری و حسابداری سرمایه فکری(مجیک)[۱۰۱]

 

 

اندازهگیری و حسابداری سرمایه فکری، حاصل پروژهای تحت همین عنوان با حمایت اتحادیه اروپائی است که در حال توسعه یک روش اندازهگیری و نرمافزاری مبتنی بر عوامل بحرانی موفقیت با نگاه ویژه به سرمایه فکری است. ابزارهای اندازهگیری و حسابداری سرمایه فکری، شرکتها را قادر به اندازهگیری ارزشهای غیر مادی شان به روشی عملی و ساختار یافته میکند. واگنر و همکاران سرمایه فکری را بصورت ارزش افزوده کلیه منابع ناملموس یک شرکت تعریف میکنند.




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:30:00 ب.ظ ]




۲-۱۲-سرمایه فکری به عنوان یک مزیت رقابتی

 

 

سرمایه فکری شامل همه دارایی‌هایی است که در ترازنامه شرکت نشان داده نمی‌شود و شامل آن دسته از دارایی‌های نامشهود مانند علایم تجاری، اختراع ها و امتیازها و برتری‌های انسانی، ساختاری و ارتباطات محیطی است که به روش‌های حسابداری در صورت‌های مالی منعکس نمی‌شود .رشد دارایی‌های نامشهود شرکتها، قدرت رقابت و توسعه پایدار را تضمین می‌کند(سیتارامن[۱۰۵]،۲۰۰۲).
سازمان‌ها برای اینکه بتوانند در دنیای تجارت و رقابت، حضور مستمر و پایدار داشته باشند باید حول محور علم و دانش فعالیت کنند. علی رغم اینکه دانش به عنوان منبعی برای بقای سازمان ضروری است و شرط موفقیت سازمان‌ها در گرو دستیابی به دانش و فهم عمیق آن در تمامی سطوح است، رقابت، اصل اول بقا و دانش، پیش شرط ورود به عرصه رقابت است. اگر سازمان‌ها در ابعاد خرد و ملت‌ها در ابعاد کلان از پیشرفت غافل شوند اقتصاد و تولید ثروت را به رقبا خواهند باخت(شجاعی و باغبان، ۱۳۸۸).
بر اساس دیدگاه مبتنی بر منابع شرکت، منابع شرکت به عنوان مهم‌ترین محرک رقابت و عملکرد محسوب می‌شود. این منابع شامل دارایی‌های مشهود و همچنین دارایی‌های نامشهود ایجاد شده در داخل شرکت است که به گونه‌ای کارا و اثربخش در راستای اجرای راهبردهای سود اور و رقابتی خاص به کار گرفته می‌شود(ریاحی بلکویی،۲۰۰۳).
بارنی (۱۹۹۱) دارایی‌های شرکت را به دو گروه تقسیم می‌کند: نوع اول دارایی‌ها(از قبیل اموال، ماشین الات، تجهیزات و فناوری‌های فیزیکی) عموماً مشهود، متداول، به راحتی تقلیدپذیر و قابل جایگزین است. به علاوه، این نوع دارایی‌ها به راحتی در بازار آزاد داد و ستد می‌شود. نوع دوم دارایی‌ها عموماً نامشهود، ارزشمند، نادر و اغلب بی‌نظیر و غیر قابل جایگزین است. این نوع دارایی‌ها، دارایی‌های راهبردی است که می‌توانند منجر به ایجاد مزیت رقابتی پایدار و عملکرد مالی برتر شوند(ستایش و کاظم‌نژاد،۱۳۸۸).
در عصر حاضر با رشد اقتصاد مبتنی بر دانش یا دانش محور، دارایی‌های نامشهود شرکتها و سرمایه فکری آن‌ها کلیدی برای دستیابی به مزیت رقابتی پایدار هستند.
موریتسن(۱۹۹۸) بر این عقیده است که با وجود این که اغلب دارایی‌های نامشهود را نمی‌توان به عنوان دارایی‌های راهبردی طبقه‌بندی کرد، سرمایه فکری یک دارایی راهبردی حیاتی محسوب می‌شود(ریاحی بلکویی،۲۰۰۳). بنابراین، انتظار می‌رود که سرمایه فکری، توان ایجاد مزیت رقابتی و عملکرد مالی برتر را داشته باشد.
در زمانی که تولید محصولات به حد اشباع رسیده، سرمایه فکری منبعی مهم برای حفظ مزیت رقابتی است که می‌تواند مزایای مهمی را برای حفظ مشتریان، دستیابی به مشتریان جدید و استمرار نوآوری‌ها به دنبال داشته باشد. ارزشمند است که سرمایه فکری خود را ممیزی کنید، جایگاه و اهمیت آن را در زنجیره ارزشی خود درک کنید و بتوانید در مورد یک استراتژی جامع برای مدیریت آن تصمیم‌گیری کنید. کلید عملی ساختن و تحقق چنین هدفی، تقویت شهرت، کارکنان و دیگر دارایی‌های کلیدی و هم‌چنین تمرکز بر نحوه استفاده کامل از منابع و رشد توسعه کسب و کار است(ادوینسون[۱۰۶]، ۱۹۹۷).

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

۲-۱۳-گزارش سرمایه فکری

 

 

یکی از اولویت‌های تحقیقی رشته سرمایه فکری، تدوین اصول و هنجارهایی برای جمع‌آوری و سازماندهی اطلاعات مربوط به سرمایه فکری است به طوری که بتوان سرمایه فکری شرکت‌های مختلف در کشورهای گوناگون را باهم مقایسه کرد. گزارش سرمایه فکری وضعیت سرمایه فکری شرکت را نشان می‌دهد. در گزارش سرمایه فکری، سه جزء سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه ارتباطی به مؤلفه‌ها و شاخص‌های تشکیل‌دهنده تقسیم شده و شاخص‌ها و مؤلفه‌ها به صورت حساب‌ها یا کدهای معین تنظیم خواهند شد(بایبوردی،۱۳۸۹)(منابع خارجی ذکر شده در این بخش، منابع دست دوم میباشند).
جزء اول (سرمایه انسانی)، شامل مؤلفه‌ها و شاخص‌های زیر می‌باشد (اردونز پابلوس[۱۰۷]، ۲۰۰۴):
الف) پروفایل کارکنان
۱- تعداد کارکنان
۲- توزیع کارکنان (تولید، توزیع کالا، تکنولوژی اطلاعات، فروش و بازاریابی، اداری)
۳- تعداد مدیران
۴- درصد کارکنان تحقیقاتی
۵- توزیع سن
۶- توزیع جنسیت (مرد و زن)
ب) جابجایی کارکنان
۱- جدیدالاستخدامی‌ها
۲- استعفادهندگان
۳- درصد گردش پرسنل
ج) بازآموزی
۱- تعداد برنامه توسعه شایستگی
۲- تعداد برنامه‌های توسعه پیشرفت شغلی
د) تعهد و انگیزش




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:30:00 ب.ظ ]




برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

۲-۱۴-ارزیابی عملکرد

 

 

قبل از هر چیز باید اهداف قابل اجرا برای واحدهای انتفاعی مورد توجه باشد تا مدیرمالی بتواند وظایف معینی را برای تحقیق اهداف از پیش تعیین شده دنبال کند. یک تعریف مناسب و قابل درک می‌تواند کلید موفقیت شرکت برای تعیین مسیر مناسب در آینده باشد و از آنجا که سازمان‌های انتفاعی و شرکت‌های بازرگانی از نظر سود اهداف خود را مشخص می‌کنند معمولاً دو هدفی که بیشتر مورد بحث قرار می‌گیرد حداکثر نمودن سود یا حداکثر نمودن ثروت است.
حداکثر نمودن سود
این هدف به کوشش شرکت جهت کسب سود بیشتر توجه دارد. هندریکسون از سود به عنوان معیار ارزیابی کارایی نام برده است و معتقد است عملیات کارای یک واحد تجاری بر روند پرداخت سود سهام به سهامداران تأثیر می‌گذارد بیشتر نظرات امروزه بر محور تلاش جهت بهبود گزارشگری از طریق توجه به فرآیند تصمیم‌گیری افراد ذینفع و مدیران می‌باشد. کلیه تصمیماتی که اتخاذ می‌گردد دارای پیامدهای اقتصادی هستند و نتایج مطلوب آن‌ها برای سرمایه‌گذاران و سایر استفاده‌کنندگان به گونه‌ای است که این اهداف به آن‌ها اجازه اتخاذ تصمیمات اقتصادی منطقی‌تری می‌دهد. به این ترتیب می‌توان چنین بیان نمود که توجه صرف به سود حسابداری در ارزیابی فعالیت شرکت و ارزش‌گذاری سهام آن‌ها می‌تواند گمراه‌کننده باشد در نتیجه به معیارهای تکمیلی نیاز می‌باشد(هندریکسون، ۱۹۹۲).
حداکثر نمودن ثروت
مدیری که حداکثر نمودن ثروت را به عنوان هدف خود قرار داده است، به ارزش فعلی سهام شرکت در بازار به عنوان عامل اصلی افزایش ثروت توجه می‌کند، زیرا به درستی دریافته است که در درجه اول، عامل سودآوری باید از دیدگاه بلندمدت مورد توجه قرار گیرد و در عین حال اتخاذ این هدف موجب ایجاد تعادل بین عامل حداکثر کردن ثروت و اهداف وابسته به آن نظیر رشد پایدار، اجتناب از ریسک و قیمت بازار سهام شرکت می‌شود(وکیلی فرد، ۱۳۸۳).
با توجه به تعاریف فوق مشخص می‌شود که هدف حداکثر کردن سود و سود هر سهم همواره با هدف حداکثر کردن ارزش به ازای سهام یکسان نمی‌باشد و چون اصل حداکثر نمودن ارزش شرکت، یک راهنمای قابل قبول اصول برای مؤسسات تجاری و تخصیص مؤثر منابع جامعه به دست می‌دهد. این اصل به عنوان یک هدف اصولی انتخاب می‌گردد. بنابراین چنانچه بنا باشد در بازار سرمایه پس‌اندازها به سمت سرمایه‌گذاری در موقعیت‌های مناسب سوق داده شود باید معیارهای منطقی مناسبی جهت ارزیابی عملکرد انتخاب گردد. ارزش یک قلم دارایی، اعم از اینکه واقعی یا مالی باشد، بستگی به این دارد که تا چه حد بتواند خواسته‌ها و نیازهای اشخاص را ارضا کند، ارزش یا مطلوبیت دارایی‌ها یک شرکت در گرو توانایی آن در ایجاد جریانات نقدی در یک دوره معین زمانی است. برای تعیین ارزش دارایی‌ها از مفاهیم متعدد استفاده می‌شود. این مفاهیم عبارتند از: ارزش شرکت، ارزش دفتری، ارزش بازار، فرض تداوم فعالیت، ارزش با فرض انحلال شرکت و ارزش ذاتی سهام یک شرکت (جهانخانی و پارسائیان، ۱۳۸۶).
از سالها قبل ارزیابی عملکرد شرکتها بخش عمدهای از مباحث حسابداری، مدیریت، اقتصاد و … را تشکیل داده است. اصولاً ارزیابی عملکرد با هدف رابطه مستقیمی دارد. ارزیابی عملکرد یعنی اندازه‌گیری این مطلب که شرکت تا چه حدی به اهداف تعیین شده در برنامه‌های خود دست یافته است. نتیجه حاصل شده از ارزیابی عملکرد خود هدف نیست بلکه ابزاری برای پیش‌بینی برنامه های آتی و نیز بهبود نقاط قوت و برطرف کردن نقاط ضعف شرکت ارزیابی عملکرد شرکت بدون مد نظر قرار‌دادن ویژگی‌های تجاری و شرایط حاکم بر بازار کالاها و خدمات آن است در بحث ارزیابی عملکرد معمولاً این سوال مطرح می‌شود که کدامیک از معیارهای ارزیابی عملکرد شرکتها از اعتبار بیشتری برخوردار است اصولاً یک شاخص مطلق و ایده‌ال برای ارزیابی عملکرد شرکتها وجود ندارد. ارزیابی عملکرد شرکت یک ضرورت است و برای ایجاد آن باید از معیارهای تا حد امکان پذیرفته شده ای استفاده شود. که جنبه‌های متفاوت از لحاظ محدودیت در فعالیتها و امکان بهره‌مندی از امکانات را مورد توجه قرار می‌دهد(یاری،۱۳۸۷).

 

 

۲-۱۵- ارتباط پاسخگوی و ارزیابی عملکرد

 

 

پاسخگویی در فرایند حسابداری نقش بسیار مهم و حیاتی دارد. سازمان‌ها و شرکتها برای ادامه حیات خود متکی به شبکه‌های پیچیده پاسخگویی می‌باشند، این شبکه‌های پیچیده بر اساس ثبت و گزارش فعالیت کار می‌کنند.
برای انجام وظیفه و کنترل واحدهای اقتصادی به صورت مناسب، فرایند حسابداری اهمیت فوق العاده‌ای دارد. لذا این فرآیند با ثبت و گزارش فعالیت‌ها و نتایج آنها شروع شده و به وظیفه پاسخگویی خاتمه می‌یابد. می‌توان گفت پاسخگویی موضوعی است که حسابداری را از سایر اطلاعات در یک سازمان و یا شرکت مجزا می‌کند. در حقیقت بهبود نحوه عمل حسابداری به موازات پاسخگویی صورت میگیرد ودر فرایند گزارش اطلاعات از شرکت باید منطق پاسخگویی حاکم باشد. در پاسخگویی هدفهایی نهفته است که دستیابی به آنها ضروری است برای اندازه‌گیری میزان دستیابی به این اهداف، مبین مسیری است که باید پیموده شود یعنی فعالیتها و تغییرات باید در آن جهت صورت پذیرد. در اینجا پاسخگویی متکی به اندازه‌گیری عملکرد است یکسری فعالیتها برای دستیابی به اهداف مشخص انجام می‌شود و با استفاده از نتایج فعالیتها میزان دستیابی به اهداف مشخص می‌شود(مستوفی، ۱۳۸۴).
اندازه‌گیری عملکرد ممکن است در ارتباط با اهداف گوناگونی از قبیل اهداف اقتصادی، اجتماعی و … تعریف شود. در زمینه حسابداری اندازه‌گیری عملکرد بیشتر مربوط به اهداف اقتصادی می‌باشد، بنابراین می‌توان اندازه‌گیری حسابداری را مترادف با اندازه‌گیری عملکرد اقتصادی دانست. گرچه در آینده ممکن است اندازه‌گیری عملکرد، اهداف اجتماعی و یا حتی اهداف مهندسی رادر برگیرد.
بحث دیگر مقیاس‌های ارزیابی عملکرد است که بوسیله مدیریت واحد تجاری جهت تصمیم‌گیری و هدف‌گذاری مورد استفاده قرار می‌گیرد اما این مقیاس‌ها به اشخاص خارج از واحد تجاری جهت تصمیم‌گیری و هدف‌گذاری مورد استفاده قرار می‌گیرد، از قبیل سهامداران، اعتباردهندگان و سازمان‌های دولتی … . مسئولیت حسابدارانی که درگیر فرآیند اندازه‌گیری عملکرد هستند و همچنین افرادی که مسئول بررسی صحت این اندازه‌گیری می‌باشند، باید به وضوح توصیف شده باشد بطوریکه مقیاسها در سطح بالایی از مسئولیت پذیری تهیه و تأیید شود. و همچنین این فرآیند باید به گونه‌ای باشد که حسابداران در مقابل تهمت‌های ناروا حمایت شوند.
همچنین ضرورت اندازه‌گیری مستحکم و بدون ابهام نیز مطرح است. اندازه‌گیری عملکرد باید به گونه‌ای باشد که بیانگر میزان دستیابی واحد تجاری به اهداف اقتصادی باشد. مقیاس‌های اندازه‌گیری باید مستحکم باشند این مقیاس‌ها دارای شرایط زیر هستند:
– فرآیندهای اندازه‌گیری بر پایه عواملی از قبیل فرضیات، عقاید، افسانه‌ها یا حقایق غیر قابل اثبات باعث افزایش مشاجره می‌شود. فرآیند اندازه‌گیری باید آنقدر رافع و روشن باشد که اشخاص ذینفع بتوانند راجع به قواعد اندازه‌گیری مربوط به تبدیل حقایق به ارقام بدون ابهام قضاوت کنند.
– تعداد قواعد توجیح‌پذیر باید محدود باشد، یعنی اگر مجموعه‌ای از حقایق مشابه از دو فرایند اندازه‌گیری مجاز بگذرد و در نهایت دو مقیاس بسیار متفاوت بدست آید، در این صورت نمی‌توان ارقام مستحکمی بدست آورد که اشکالی بر آنها وارد نباشد.
– بطور کلی در تصمیم‌گیری و هدف‌گذاری، سودمندی در کنترل یک عامل مهم و اساسی است نتیجه تصمیمات گذشته با اهداف پیش بینی شده مقایسه گردد و میزان دسترسی به اهداف مشخص شود. علاوه بر آن اندازه‌گیری عملکرد نه تنها به عنوان ارزیابی فعالیت‌های گذشته مفید است بلکه در ارائه بعضی از اهداف قابل سنجش برای آینده به عنوان راهنمای تصمیم گیرنده نیز مفید است(بزرگ اصل،۱۳۷۴).

 

 

۲-۱۶- رویکردهای ارزیابی عملکرد

 

 

رویکردهای ارزیابی عملکرد را با توجه به نوع اطلاعات مورد استفاده برای محاسبه این معیارها می‌توان به شرح زیر (نمودار۲-۸) طبقه بندی کرد:
نمودار(۲-۱۲)طبقه‌بندی رویکردهای ارزیابی عملکرد
رویکردهای ارزیابی عملکرد
رویکرد اقتصادی
رویکردمدیریت مالی
رویکرد تلفیقی
رویکردحسابداری

 

 

۲-۱۶-۱- رویکرد حسابداری

 

 

همیشه عملکرد با هدف رابطه مستقیم داشته است اگر مدیران شرکتها سود یا ارزش شرکت را افزایش دهند دارای عملکرد مطلوبی خواهند بود و به هدف خود رسیده‌اند ولی باید دید مقدار این افزایش چقدر باید باشد تا کافی یا مطلوب به نظر برسد برای رفع این مشکل می‌توان ارقام مشابه مربوط به سالهای مختلف عملکرد واحد تجاری را با نتایج حاصل از فعالیت واحد تجاری را با نتایج مربوط به سایر واحدهایی که در صنعت مورد نظر فعالیت می‌کنند مورد مقایسه قرار داد.
در ارزیابی عملکرد با استفاده از رویکرد حسابداری معمولاً از اطلاعات مندرج در صورتهای مالی شرکتها استفاده می‌شود. معیارهای ارزیابی عملکرد در این رویکرد عبارتند از فروش، مبلغ سود، نسبت بهای‌تمام شده کالای فروش به فروش، نسبت سود خالص به فروش، بازده دارایی‌ها، بازده سرمایه‌گذاری‌ها، بازده حقوق صاحبان سهام و . . .

 

 

۲-۱۶-۲-رویکرد مدیریت مالی

 

 

این رویکرد برگرفته از دانش مدیریت مالی می‌باشد و مدعی است که با استفاده از نظرات و تکنیک‌های مطرح شده در آن می‌توان به مدل‌های مختلف قیمت‌گذاری اشاره کرد که از طریق آنها می‌توان انواع دارایی‌ها مثل اوراق بهادار، زمین، اثاثیه و ساختمان را ارزش‌گذاری کرد و همچنین با استفاده از آنها می توان بازده سرمایه‌گذاریها را نیز تعیین کرد.
یکی از مهمترین مدلهای ارزشگذاری در دانش مدیریت مالی قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای (CAPM) است. از طریق مقایسه بازده سرمایه‌گذاری‌ها با نرخ بازده مورد انتظار سرمایه‌گذاران، می‌توان عملکرد واحدهای تجاری را مورد ارزیابی قرار داد. همچنین با مقایسه نرخ بازده مورد انتظار و نرخ بازده مورد درخواست سرمایه‌گذاران، می‌توان عملکرد آینده مدیران را مورد ارزیابی قرار داد.
طبق این رویکرد، در صورتیکه نرخ بازده تحقق یافته از نرخ بازده مورد انتظار سهامداران بیشتر باشد می‌توان گفت که عملکرد مدیران مطلوب بوده است و در صورتیکه نرخ بازده تحقق یافته از نرخ بازده مورد انتظار سهامداران کمتر باشد می توان اینگونه فرض کرد که عملکرد مدیران مطلوب نبوده است.
در این رویکرد بیشتر از تئوریهای مدیریت مالی و مفاهیم ریسک و بازده استفاده می‌شود. معیارهای ارزیابی در این رویکرد عبارتند از بازده سهام و بازده اضافی هر سهم و . . .




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:29:00 ب.ظ ]




در این رویکرد بیشتر از مفاهیم اقتصادی استفاده می‌شود. عملکرد شرکت در این رویکرد با تأکید بر قدرت سودآوری دارایی‌های شرکت و با توجه به نرخ بازده و نرخ هزینه سرمایه بکارگرفته شده ارزیابی می‌شود. معیارهای ارزیابی در این رویکرد عبارتند از ارزش افزوده اقتصادی (EVA)‌، ارزش افزوده بازار (MVA)، ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده(REVA) و . . .

 

 

۲-۱۶-۴-رویکرد تلفیقی

 

 

در این رویکرد سعی شده است که علاوه بر استفاده از اطلاعات مندرج در صورتهای مالی، از اطلاعات و ارزشهای بازار نیز استفاده شود تا ارزیابی‌های انجام شده مربوط‌تر باشند. معیارهای ارزیابی در این رویکرد عبارتند از نسبت قیمت به سود ()، نسبت ارزش بازار به دفتری هر سهم( ) و نسبت Q توبین و . . .

 

 

۲-۱۷- معیارهای ارزیابی عملکرد

 

 

تاکنون معیارهای ارزیابی عملکرد به روشهای مختلفی طبقه‌بندی شده‌اند. اما در برخی از نوشته‌ها معیارهای ارزیابی عملکرد با توجه به مفاهیم اقتصادی به دو گروه زیر طبق نمودار(۲-۹)طبقه‌بندی شده‌اند(جهانخانی و ضریف فرد،۱۳۷۴٫ جهانخانی و سجادی،۱۳۷۳).
نمودار(۲-۱۳) طبقه‌بندی معیارهای ارزیابی عملکرد
معیارهای ارزیابی عملکرد
معیارهای حسابداری
معیارهای اقتصادی

 

 

۲-۱۷-۱-معیارهای حسابداری

 

 

در این معیارها عملکرد شرکتها با توجه به دادههای حسابداری ارزیابی می‌شود. معیارهای حسابداری به دو گروه تقسیم می‌شوند، یکی از معیارها مبتنی بر اطلاعات هستند و دیگری معیارهای مبتنی بر اطلاعات حسابداری و اطلاعات بازار می‌باشند، طبقه بندی این معیارها مطابق نمودار (۱۱-۲) می‌باشند:

 

 

۲-۱۷-۲- معیارهای اقتصادی

 

 

در این معیارها عملکرد شرکت‌ها با توجه به قدرت کسب سود دارایی‌های موجود و سرمایه‌گذاری بالقوه و با عنایت به نرخ بازده و نرخ هزینه سرمایه ارزیابی می‌گردد. این معیارها با تبدیل اطلاعات حسابداری از طریق برخی تعدیلات به اطلاعات اقتصادی ایجاد می‌گردند و از جمله مهمترین معیارهای اقتصادی که در زمینه ارزیابی عملکرد وجود دارند به شرح نمودار(۲-۱۰)می‌باشند:
نمودار (۲-۱۴) طبقه‌بندی معیارهای اقتصادی ارزیابی عملکرد
معیارهای اقتصادی
ارزش افزوده تعدیل شده
ارزش افزوده اقتصادی
ارزش افزوده بازار
نمودار(۲_۱۵ )طبقه بندی معیارهای حسابداری ارزیابی عملکرد
معیارهای حسابداری ارزیابی عملکرد
معیارهای مبتنی بر اطلاعات حسابداری
معیارهای مبتنی بر اطلاعات حسابداری و بازار
تقسیم سود
نرخ رشد سود
سود هر سهم
جریان نقد ازاد
نرخ بازده حقوق صاحبان سهام
نرخ بازده دارائیها
نسبت قیمت به سود
نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری
نسبتQ توبین
مبلغ سود

 

 

۲-۱۸-طبقه بندی معیارهای ارزیابی عملکرد از دیدگاه استفاده کنندگان

 

 

معیارهای ارزیابی عملکرد شرکت‌ها از دیدگاه استفاده‌کنندگان نیز مورد توجه قرار گرفته و طبقه‌بندی شده است در این طبقه‌بندی مطلوبیت رجحان معیارهای ارزیابی عملکرد از دیدگاه استفاده‌کنندگان مورد تاکید قرار گرفته است. بر این اساس معیارهای ارزیابی عملکرد را می‌توان به شرح نمودار(۲-۱۲)طبقه بندی نمود (صالحی عبدالهی،۱۳۸۰).
نمودار(۲-۱۶) : طبق‌بندی معیارهای ارزیابی عملکرد از دیدگاه استفاده‌کنندگان




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:29:00 ب.ظ ]




برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

 

۲-۲۲-رشد درآمد(GR)

 

 

رشد درآمد بر اندازه‌گیری تغییرات صورت گرفته در سطح درآمد شرکت ها می‌پردازد، افزایش درآمد به معنای افزایش فرصت‌های شرکت برای رشد می‌باشد. برای محاسبه نرخ رشد درآمد از فرمول زیر استفاده می‌شود:
۱۰۰%× (۱ – (درآمدt-1 / درآمدt))=رشد درآمد

 

 

۲-۲۳- ارزش بازار به ارزش دفتری(MTB)

 

 

ارزش دفتری بیانگر ارزش جاری یک سهم است که محافظه‌کارانه‌ترین برآورد از ارزش آن است. ارزش دفتری مبنایی برای پیش‌بینی سودهای آتی است که برای تعیین ارزش ذاتی سهام  به‌کار می‌رود. البته به جز مواردی که هیچ‌گونه سود نقدی به سهامداران پرداخت نمی‌شود، یعنی درصد تقسیم سود صفر است. بنابراین مشخص می‌شود که در بیشتر مدل‌ها، سودهای آتی تضمین شده نیست.
یکی از روش‌های عمومی شناخته شده جهت اندازه‌گیری دارایی‌های نامشهود وسرمایه فکری است. این ارزش از طریق اختلاف ارزش بازار به ارزش دفتری شرکت محاسبه می‌شود. این روش علی‌رغم سادگی دارای برخی مشکلات در اندازه‌گیری و تفسیر نتایج می‌باشد. ارزش دفتری بستگی به استاندارد ملی و یا بین المللی دارد که بر اساس آن حسابها تهیه شده‌اند که ممکن است در عمل ارزش دفتری را دستخوش تغییر نمایند. از طرف دیگر ارزش سهام در بازار همواره در حال تغییر است که نتایج حاصله را صرفاً برای زمان کوتاه معتبر می‌سازد .با این حال در مواردی می‌توان از این نسبت به شکل درست استفاده کرد. برای مثال در هنگامی‌که قصد داریم، دارایی‌های فکری یک شرکت را در مقایسه با سایر رقبا در صنعت بسنجیم. نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری با محاسبه‌ای ساده از طریق تقسیم ارزش بازار(MV) به ارزش دفتری(BV) سهام شرکت بدست می‌آید.
MV= تعداد سهام × متوسط قیمت سالانه بر اساس میانگین قیمت‌های ماهانه

 

 

۲-۲۴- چارچوب نظری تحقیق

 

 

سرمایهگذاران، اعتباردهندگان و مدیران در جستجوی شاخص به موقع و قالب اتکاء برای اندازهگیری ثروت سهامداران هستند. با بهرهگیری از چنین شاخصی، سرمایه‌گذاران درباره فروش یا نگهداری سهام، اعتباردهندگان درباره امنیت سرمایهگذاری خود مدیران درباره عملکرد خود و بخش‌های مختلف شرکت قضاوت خواهند کرد(نوروش و همکاران، ۱۳۸۳).
هدف سرمایهگذاران تحصیل سود و به حداکثر رساندن ثروتشان است. سرمایه‌گذاران با انجام سرمایه‌گذاری، مصرف فعلی سرمایه خود را به تعویق میاندازند تا در آینده به امکان مصرف بیشتری دست یابند. از اینر در جهت تحقق این امر، در دارایی‌هایی که دارای بازدهی بالا در ریسک نسبتاً پایینی هستند، سرمایه گذاری می‌کند. نرخ بازده یک ورقه بهادار، عامل اصلی در انتخاب سرمایهگذاری محسوب می‌‍‌شود(نورش و همکاران، ۱۳۸۶).
تبیین ضرورت استفاده از سرمایه فکری بخوبی توسط نونکا بعنوان یکی از پیشگامان مدیریت دانش بیان شده است:
در اقتصادی که تنها اطمینان و قطعیت، بی‌اطمینانی و عدم قطعیت است، یک منبع پایدار و مطمئن برای کسب برتری رقابتی در سازمان‌ها دانش است…. شرکت‌های موفق، شرکت‌هایی هستند که دائماً دانش جدیدی تولید و آنرا در سراسر سازمان‌ها منتشر کرده و پیوسته بدنبال تکنولوژی‌ها و محصولات جدید هستند(شائمی برزکی،۱۳۸۴).
امروزه اغلب سازمان‌ها در پی اجرای برنامه‌های مدیریت دانش یا به عبارتی مدیریت سرمایه فکری خویش هستند. برای مثال، ۸۰ درصد شرکت‌های فورچون دارای کادر مدیریت دانش هستند، شرکت فورد ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۰ بخاطر اجرای اثربخش برنامه مدیریت دانش توانست حدود یک میلیارد دلار صرفه‌جویی کند. مطالعات همچنین نشان می‌دهدکه رویکرد مبتنی بر دانش می‌تواند اثربخشی اتحادهای استراتژیک را افزایش دهد(بوتیس،۲۰۰۲).
در جوامع دانش محور کنونی، بازده سرمایه‌های فکری به کارگرفته شده بسیار بیشتر از بازده سرمایه‌های مالی به‌کارگرفته شده است که در مقایسه با سرمایه فکری، نقش و اهمیت سرمایه های مالی در تعیین قابلیت سودآوری پایدار کاهش چشمگیری یافته است. به عبارت دیگر، می‌توان چنین متصور شد که میان میزان برخورداری شرکت‌ها از دارایی‌های نامشهود و دانش از یک طرف و ارزش واقعی سرمایه‌های فکریشان (و در نهایت ارزش بازاری سهام شرکت‌ها) از طرف دیگرف رابطه مستقیمی وجود دارد. به دلیل افزایش اهمیت نسبی سرمایه فکری( به عنوان مهمترین بخش از سرمایه شرکت) در سودآوری پایدار و مستمر و بلند‌مدت، اکثر شرکت‌ها در پی یافتن جواب‌های مناسب برای پرسش‌های اساسی در زمینه سرمایه‌های فکری می‌باشند(انواری رستمی و رستمی،۱۳۸۴).
در ارتباط با توسعه و رشد سریع اقتصاد جهانی، در طول سه دهه گذشته، سرمایه فکری یک محرک حیاتی در جهت تقویت شرکت‌ها بوده است و اکثر شرکتها در پی یافتن روش‌های اندازهگیری سرمایههای فکری و بررسی ارتباط آن با عملکرد مالی‌شان میباشند.
به هرحال چه این توجه از دیدگاه اجتماع اطلاعاتی و اقتصاد دانشمحور باشد وچه براساس نوآوری، تأکید زیادی وجود دارد که سرمایه فکری ابزاری برای تعیین و ارزیابی ارزش شرکت و عملکرد مالی آن است.
در ادامه پیشینه‌ای از تحقیقات انجام شده در زمینه تأثیر سرمایه فکری بر عملکرد مالی شرکتها گنجانده شده، که گواهی بر این ادعا می‌باشد.

 

 

بر اساس ادبیات و چارچوب نظری ارائه شده و پیشینه‌ای که در ادامه آورده شده مدل مفهومی زیر طراحی شده است:

 

 

نمودار(۲-۱۷) مدل مفهومی پژوهش
 

 

 

۲-۲۵-پیشینه تحقیق

 

 

شواهد زیادی نشان می‌دهد که بین سرمایه فکری و عملکرد مالی شرکت‌ها و ارزش بازارشان رابطه مثبتی وجود دارد. پیشینه تحقیق در دو قسمت، ابتدا تحقیقات خارجی و در ادامه تحقیقات داخلی مرور خواهد شد.
تحقیقات خارجی انجام شده در این زمینه:
ادوینسون از پیشگامان پژوهش در زمینه سرمایه فکری به حساب می‌آید، عنوان تحقیق به چگونگی ارزش‌گذاری سرمایه فکری مربوط می‌شود. ادوینسون، تفاوت بین ارزش بازار و ارزش دفتری را به عنوان ارزش سرمایه‌های فکری تعریف می‌کند. در این تحقیق، سرمایه فکری از سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری تشکیل شده است. سرمایه فکری، دانشی است که می‌تواند به ارزش تبدیل شود( ادوینسون[۱۱۰] ،۱۹۹۶).
پژوهش بونتیس در مالزی نشان داد، بین عناصر سرمایه فکری(انسانی،ساختاری و مشتری) با عملکرد صنایع همبستگی مثبتی وجوددارد. سرمایه انسانی صرفنظر از نوع صنعت بر عملکرد شرکت اثر دارد. سرمایه ساختاری با عملکرد مالی رابطه مثبت دارد( بونتیس،۱۹۹۶).
بونتیس به دنبال مباحث دارایی‌های دانشی سازمان، بونتیس چارچوبی جامع به همراه بررسی مقدماتی که از هر دو جنبه علمی و تجربی، اجزای سرمایه فکری و اثرات آن بر عملکرد سازمانی رابه آسانی قابل فهم می‌کرد. در این تحقیق ساختار سرمایه فکری به سه جزء سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه ارتباطی تقسیم شد( بونتیس ،۱۹۹۸).
کیتسا و همکارانش به بررسی دارایی‌های غیرملموس و سرمایه فکری پرداختند. نتایج رابطه معنادار بین دارایی‌های غیرملموس و سرمایه فکری را تأیید کرد(کیتسا و همکاران[۱۱۱]،۲۰۰۱).
ریاحی اثرات تکنولوژی اطلاعات و تفاوت‌های فرهنگی بر رفتار سازمانی در صنایع خدمات مالی را مورد بررسی قرار داد. به نظر وی، تکنولوژی اطلاعات بر رفتار سازمانی در صنایع خدمات مالی اثر دارد(ریاحی-بلکویی[۱۱۲]،۲۰۰۳).
چن و همکارانش سرمایه فکری را در بانک‌های مالزی اندازه‌گیری کردند. این مطالعه نشان داد که بانک هنگ کنگ گرچه دارای سرمایه فیزیکی کمتری نسبت به بانک “می” است، اما به دلیل آن که بالاترین ضریب سرمایه فکری را داشت، کارآمدترین بانک داخلی شناخته شد(چن و همکاران ،۲۰۰۵).
چین چو و همکارانش رابطه بین سرمایه فکری و ارزش بازار سهام و عملکرد مالی شرکت‌های بورس تایوان را بررسی کردند. آن ها مدل ارزش افزوده سرمایه فکری پالیک(۲۰۰۰) را معیار اندازه‌گیری سرمایه فکری به کار بردند و با اجرای مدل رگرسیون نشان دادن، سرمایه فکری بالاتر شرکت‌ها موجب بهبود عملکرد مالی و افزایش ارزش بازار سهام شرکت ها می‌شود(چین چو و همکاران،۲۰۰۵).
پیوتان و همکارانش رابطه بین سرمایه فکری و عملکرد مالی در بورس سنگاپور را بر اساس سه شاخص مالی (سود هر سهم، نرخ بازده حقوق صاحبان سهام و نرخ بازده سالانه) بررسی کردند. نتایج نشان داد که بین سرمایه فکری و شاخص‌های عملکرد مالی رابطه مثبتی وجود دارد و تفاوت معناداری بین ضریب سرمایه فکری در صنایع مختلف وجود دارد(پیوتان و همکاران[۱۱۳]،۲۰۰۷).
تان و همکارانش در تحقیق خود ارتباط سرمایه فکری را بر بازده مالی شرکتها بررسی کرده‌اند. نتایج حاکی از آنست که اولاً بین سرمایه فکری و بازده مالی فعلی و آتی شرکت‌ها رابطه مثبت معناداری وجود دارد، ثانیاً سرمایه فکری در بازده مالی شرکت‌ها در صنایع مختلف متفاوت می‌باشد(تان و همکاران،۲۰۰۷).
کامت نشان داد که در بین اجزاء سرمایه فکری، سرمایه انسانی تأثیر عمده‌ای روی سوددهی، بهره‌وری و ارزش شرک‌ های داروسازی در هند داشته است(کامت،۲۰۰۸).




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:29:00 ب.ظ ]




۳-۷- روش گردآوری اطلاعات

 

 

گردآوری دادههای مورد نیاز پژوهش، یکی از مراحل اساسی آن است و به لحاظ اهمیت آن، باید به طور دقیق تعریف و مشخص شود. مرحلهء گردآوری دادهها، آغاز فرایندی است که طی آن پژوهشگر یافته های میدانی و کتابخانهای را گردآوری میکند و سپس به خلاصهسازی یافتهها از طریق طبقهبندی و سپس تجزیه و تحلیل آنها میپردازد و فرضیههای تدوین شده خود را مورد ارزیابی قرار میدهد و در نهایت نتیجهگیری میکند و پاسخ مسأله پژوهش را به اتکای آنها مییابد. به عبارت دیگر، پژوهشگر به اتکای دادههای گردآوری شده حقیقت را آنطور که هست کشف میکند. بنابراین، اعتبار دادهها اهمیت بسیاری دارد، زیرا دادههای غیر معتبر مانع از کشف حقیقت می‌گردد و مسأله و مجهول مورد نظر پژوهشگر به درستی معلوم نمیشود و یا تصویری انحرافی و ناصحیح از آن ارائه خواهد شد. برای حفظ اعتبار دادههای گردآوری شده، پژوهشگر باید دادههای صحیح را بادقت تمام گردآوری کند(حافظنیا،۱۳۸۵).
در این پژوهش برای گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه‌ای استفاده شده است. مبنانی نظری و پژوهش‌های انجام شده مورد استفاده قرار گرفته و همچنین مطالعات کتابخانه‌ای به منظور کشف متغیرها، عوامل مؤثر و ارائه فرضیه‌ها انجام گرفته است.
ابزارهای جمعآوری اطلاعات عبارتنداز:

 

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

 

 

    1. مقالات خارجی و فارسی علمی پژوهشی منتشر شده در مجلات ISI و مجلات علمی پژوهشی.

 

 

    1. اطلاعات موجود درکتابخانه سازمان بورس اوراق بهادارتهران و سایت بورس اوراق بهادار تهران و گزارش‌های مالی شرکتهای فعال.

 

 

    1. اطلاعات موجود در سایت‌های اینترنتی www.sid.ir، www.magiran.ir،www.rdis.ir، www.emeraldinsight.com، www.elsevier.com

 

 

    1. مراجعه به منابع علمی و رساله‌هایی که در این زمینه کار شده است.

 

 

    1. استفاده از بانک اطلاعاتی(تدبیر پرداز، ره اوردنوین،دناسهم ….) جهت استخراج داده‌های تحقیق.

 

 

 

۳-۸- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات

 

 

پس ازآنکه پژوهشگر دادهها را گردآوری و طبقه بندی کرد باید مرحله بعدی فرایند پژوهش که به مرحله تجزیه و تحلیل دادهها معروف است را آغاز کند. این مرحله در پژوهش اهمیت زیادی دارد زیرا نشاندهنده تلاشها و زحمات فراوان گذشته است. در این مرحله، پژوهشگر اطلاعات و دادهها را در جهت آزمون فرضیه و ارزیابی آن مورد بررسی قرار میدهد. در مرحله تجزیه و تحلیل، آنچه مهم است این است که پژوهش خود، مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد(حافظ نیا،۱۳۸۵).
در این تحقیق به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات جمع‌آوری شده، از نرم افزار SPSS استفاده شده است. ابتدا جهت بررسی نرمال بودن متغیرهای تحقیق از آزمون «کولموگروف-اسمیرنوف» استفاده شده، در واقع این آزمون جهت بررسی نرمال بودن توزیع دادههای متغیر کمی مورد استفاده قرار می‌گیرد.
برای بررسی همبستگی بین متغیرها از تحلیل همبستگی که ابزاری آماری برای تعیین نوع و درجه رابطه یک متغیر کمی با متغیر کمی دیگر است استفاده شده، ضریب همبستگی® یکی از معیارهای مورد استفاده در تعیین همبستگی دو متغیر میباشد. ضریب همبستگی شدت رابطه و همچنین نوع رابطه (مستقیم یا معکوس) رانشان می دهد. در تعیین همبستگی بین متغیرهای کمی از همبستگی پیرسون و اسپیرمن استفاده شده است.
برای آزمون هر یک از فرضیه های تحقیق ۴ مدل رگرسیون تک متغیره به صورت زیر استفاده شده است:
y= +1(VAIC)+it
y= +2(VACA)+it
y= +3(VAHU)+it
y= +4(STVA)+it
فرضیه آماری مربوط به فرضیه های فرعی تحقیق به شکل زیر تعریف شده است:
H0 :
H1 :
در انتها با استفاده از نتایج بدست آمده از آزمون‌های همبستگی و رگرسیون، نسبت به رد یا قبول فرضیه‌های تدوین شده در تحقیق اظهار نظر شده است.

 

 

۳-۹- متغیرهای تحقیق و تعریف عملیاتی متغیرها

 

 

متغیر شامل هر چیزی است که بتواند ارزشهای گوناگون و متفاوت بپذیرد. این ارزشها میتواند در زمانهای مختلف برای یک شخص یا یک چیز متفاوت باشد یا اینکه در یک زمان برای اشخاص یا چیزهای مختلف متفاوت داشته باشد(اوما سکاران،۱۳۸۱).

 

 

۳-۹-۱- کارایی سرمایه فکری و نحوه سنجش آن

 

 

متغیر مستقل: متغیرهای مستقل تحقیق شامل ضریب ارزش افزوده(کارایی) سرمایه بکار گرفته شده (VACA)[117]، ضریب ارزش افزوده(کارایی) سرمایه انسانی (VAHU)[118]، ضریب ارزش افزوده(کارایی) سرمایه ساختاری (STVA)[119] و ضریب ارزش افزوده(کارایی) سرمایه فکری(VAIC)[120] می باشد.
اولین قدم در محاسبه متغیرهای فوق محاسبه ارزش افزوده(VA)[121] است.
VA=Ii + DPi + Di +Ti + Mi + Ri
در محاسبه VA:




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:28:00 ب.ظ ]




برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

۳-۱۰-۵- آزمون دوربین – واتسون(DW)

 

 

یکی از مفروضات که در رگرسیون مدنظر قرار میگیرد، استقلال خطاها و نبود همبستگی داشته باشند امکان استفاده از رگرسیون وجود ندارد. به منظور بررسی استقلال خطاها از یکدیگر از آزمون دوربین– واتسون استفاده میشود که آماره آن به کمک رابطه زیر محاسبه میشود(مومنی، فعال قیومی،۱۳۸۷).
 
که در آن : eمیزان اختلال یا خطا در دوره زمانی (برای مثال سه سال) t وet-1 میزان اختلال یا خطا در دوره زمانی قبل (برای مثال سال قبل) t.
اگر همبستگی بین خطاها را با نشان دهیم در این صورت آماره دوربین واتسون به کمک رابطه زیر محاسبه می شود.
DW= 2(1-)
چنانچه مقدار این آماره در بازه ۵/۱ تا ۵/۲ قرار گیرد، HO (عدم همبستگی بین خطاها) پذیرفته می‌شود و در غیر این صورت HO رد میشود(همبستگی بین خطاها وجود دارد).

 

 

۳-۱۱- خلاصهای از فصل

 

 

در این فصل ابتدا روش شناسی تحقیق شامل روش تحقیق، فرضیههای تحقیق، قلمرو زمانی و مکانی تحقیق، نمونه گیری و حجم نمونه و روش تجزیه و تحلیل اطلاعات مورد بررسی قرار گرفته است. سپس متغیرهای تحقیق و نحوه سنجش آنها توضیح داده شده میشود و در نهایت روشهای آزمون فرضیهها ارائه میشود.
فصل چهارم
تجزیه و تحلیل داده‌های تحقیق
فهرست مطالب فصل چهارم
مقدمه
آمار توصیفی
آزمون نرمال بودن دادهها
آزمون فرضیهها
۴-۱- مقدمه
این فصل به ارائه تجزیه و تحلیل یافتههای تحقیق اختصاص دارد. پژوهشگر پس از اینکه روش تحقیق خود را مشخص کرد، اکنون نوبت آن است که با بهرهگیری از تکنیک‌های آماری مناسبی که با روش تحقیق و نوع متغیرها و … سازگاری دارد، دادههای جمع‌آوری شده را دسته‌بندی و تجزیه و تحلیل نمایند و در نهایت، فرضیههایی را که تا این مرحله او را در تحقیق هدایت کردهاند، در بوته آزمایش(آزمون) قرار دهد و تکلیف آنها را روشن کند و سرانجام بتواند پاسخ یا راهحلی برای پرسش که تحقیق(تلاشی سیستماتیک برای بدست آوردن آن بود) بیابد(خاکی، ۱۳۸۶).
تجزیه و تحلیل دادهها[۱۲۴]ی تحقیق به عنوان فرآیندی از روش علمی، یکی از پایههای اساسی هر روش تحقیقی است. به طورکلی، تجزیه و تحلیل عبارت از روشی است که از طریق آن کل فرآیند پژوهش، از انتخاب مسأله تا دسترسی به یک نتیجه هدایت میشود.
در این تحقیق، معیارهای ارزیابی عملکرد به عنوان متغیر وابسته، ضریب ارزش افزوده سرمایه فکری به عنوان متغیر مستقل میباشد. دادههای اولیه برای محاسبه متغیرهای مذکور از طریق سایت بورس اوراق بهادار، نرم افزار ره‌آورد نوین و تدبیرپرداز استخراج و پس از انتقال به صفحه گسترده اکسل(Excel) محاسبه و مورد پردازش قرار گرفته است و با توجه به نوع فرضیههای تدوین شده، در این فصل برای پاسخ گویی به مسأله تدوین شده و یا تصمیمگیری در مورد رد یا تأیید فرضیاتی که صورتبندی شده است از روش‌های مختلف تجزیه و تحلیل آماری و نرم افزار spss استفاده میشود.

 

 

۴-۲- تجزیه و تحلیل توصیفی[۱۲۵]

 

 

در تجزیه و تحلیل توصیفی، پژوهشگر با استفاده از جداول و شاخصهای آمار توصیفی نظیر شاخص‌های مرکزی[۱۲۶]، پراکندگی به توصیف دادههای جمع آوری شده تحقیق میپردازد. این امر به شفافیت و توضیح دادههای تحقیق کمک بسیاری میکند. نتایج از تجزیه و تحلیل توصیفی دادهها در جدول (۱-۴) آورده شده است.
جدول (۴-۱):نتایج تجزیه و تحلیل توصیفی دادههای تحقیق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 
yle="box-sizing: inherit; width: 1104px;">
متغیرها نماد تعداد مشاهدات میانگین
 [ 08:28:00 ب.ظ ]




برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

۴-۴- همبستگی بین متغیرها

 

 

تحلیل همبستگی ابزاری آماری برای تعیین نوع و درجه رابطه یک متغیر کمی با متغیر کمی دیگر است. ضریب همبستگی® یکی از معیارهای مورد استفاده در تعیین همبستگی دو متغیر میباشد. ضریب همبستگی شدت رابطه و همچنین نوع رابطه (مستقیم یا معکوس ) رانشان می‌دهد. این ضریب بین ۱+ تا ۱- است ودر صورت عدم وجود رابطه بین دو متغیر برابر صفر می‌باشد.
در این تحقیق به خاطر تعیین همبستگی بین متغیرهای کمی از همبستگی پیرسون و اسپیرمن استفاده شده است که ماتریس‌های همبستگی بین متغیرهای کمی در جدول( ۴-۳) و (۴-۴) ارائه شده است.

 

 

۴-۴-۱- ضریب همبستگی پیرسون(r )

 

 

این ضریب همبستگی روشی پارامتری است و برای دادههایی با توزیع نرمال یا تعداد دادههای زیاد استفاده میشود و میزان همبستگی بین دو متغیر فاصله‌ای یا نسبی را محاسبه کرده مقدار آن بین ۱+ و ۱-می‌باشد، اگر مقدار بدست آمده مثبت باشد به معنی این است که تغییرات دو متغیر به طور هم جهت اتفاق می‌افتد یعنی با افزایش در هر متغیر، متغیر دیگر نیز افزایش می‌یابد و برعکس اگر مقدار r منفی شد یعنی اینکه دو متغیر در جهت عکس هم عمل می‌کنند یعنی با افزایش مقدار یک متغیر مقادیر متغیر دیگر کاهش می‌یابد و برعکس.اگر مقدار بدست آمده صفر شد نشان می‌دهد که هیچ رابطه‌ای بین دو متغیر وجود ندارد و اگر ۱+ شد همبستگی مثبت کامل و اگر ۱- شد همبستگی کامل و منفی است.
مطابق با جدول (۴-۳) و فرضیات تدوین شده:
در سطح اطمینان ۹۹% بین نرخ بازده دارایی‌ها و ضریب ارزش افزوده سرمایه بکارگرفته شده رابطه معنی داری وجود دارد. این رابطه با ضریب همبستگی(۴۶۹/۰) از طریق آزمون همبستگی پیرسون بدست آمده است که بیانگر رابطه ضریب ارزش افزوده سرمایه بکارگرفتهشده با بازده دارایی‌ها به میزان ۴۶% میباشد.
در سطح اطمینان ۹۵% بین ضریب ارزش افزوده سرمایه انسانی و بازده دارایی‌ها رابطه معنی‌داری وجود دارد، این رابطه با ضریب همبستگی(۱۳۵/۰) از طریق آزمون همبستگی پیرسون بدست آمده است که بیانگر رابطه ضریب ارزش افزوده سرمایه انسانی با بازده دارایی‌ها به میزان ۱۳۵% میباشد. همچنین در سطح اطمینان ۹۵% بین ارزش ایجاد شده برای صاحبان سهام و ضریب ارزش افزوده سرمایه بکار گرفته شده رابطه معنیداری وجود دارد، این رابطه با ضریب همبستگی(۱۲۶/۰) از طریق آزمون همبستگی پیرسون بدست آمده است که بیانگر رابطه ضریب ارزش افزوده سرمایه بکار گرفته شده با ارزش ایجاد شده برای هرسهم سهام به میزان ۱۲۶% میباشد.
در سطح اطمینان ۹۰% بین رشد درآمد شرکت و ضریب ارزش افزوده سرمایه ساختاری رابطه معنی‌داری وجود دارد، این رابطه با ضریب همبستگی(۱۲۳/۰) از طریق آزمون همبستگی پیرسون بدست آمده و بیانگر رابطه ضریب ارزش افزوده سرمایه ساختاری با رشد درآمد به میزان ۱۲۳% میباشد. همچنین در سطح اطمینان ۹۰% بین بازده دارایی‌ها و ضریب ارزش افزوده سرمایه فکری رابطه معنیداری وجود دارد، این رابطه با ضریب همبستگی(۱۱۵/۰) از طریق آزمون همبستگی پیرسون بدست آمده و بیانگر رابطه ضریب ارزش افزوده سرمایه فکری با بازده دارایی‌ها به میزان ۱۱۵% میباشد.
جدول(۴-۳): ماتریس همبستگی پیرسون

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 
yle="box-sizing: inherit; width: 1104px;">
متغیرها نماد GR ROE ROA MTB CSV VACA VAHU STVA VAIC
نرخ رشد درآمد GR ۱          
 [ 08:28:00 ب.ظ ]




چکیده:

 

 

هدف پژوهش حاضر بررسی کارایی بازار گوشت مرغ در شهرستان مشگین شهر می باشد. این پژوهش به روش توصیفی و به شیوه پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری این تحقیق تمامی تولیدکنندگان به تعداد ۸۶ نفر و واسطه های فروش به تعداد ۲۰۰ نفر در شهرستان مشگین شهر می باشد که با توجه به تعداد محدود این گروه ها به روش کل شماری از آنان اطلاعات لازم با استفاده از پرسشنامه های مختص تولیدکننده و فروشنده گرداوری شده است. پس از پالایش اولیه تعداد ۷۵ نفر از تولیدکنندگان و ۱۵۰ نفر از واسطه های بازاریابی به عنوان نمونه نهایی تحقیق انتخاب شده و جهت تجزیه و تحلیل داده ها اطلاعات آنان در نرم افزارهای EXcell 2012 و Spss ویرایش ۲۰ تحت عامل ویندوز وارد گردیده است. نتایج به دست آمده از این تحقیق نشان داد که مسیرهای بازاریابی مشتمل بر ۶ کانال مجزا می باشد و در این مسیرها کارایی قیمتی بین ۰٫۰۱ تا ۰٫۱۶۴ می باشد؛ کارایی فنی بین ۰٫۶۳۷ تا ۰٫۸۷۵ می باشد و در نهایت کارایی کل بین ۰٫۰۱۱ تا ۰٫۳۰۳ می باشد. نتایج به دست آمده نشان داد که شبکه توزیع گوشت مرغ در مشگین شهر ناکارا می باشد و نیازمند اصلاح می باشد.
واژ‌گان‌کلیدی: بازاریابی، شبکه توزیع، حاشیه بازار، گوشت مرغ.

 

 

فصل اول:

 

 

کلیات تحقیق

 

 

۱-۱- مقدمه

 

 

موضوع بازاریابی و بازرارسانی محصولات کشاورزی در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران از موضوعات مهمی است که در جریان توسعه اقتصادی بخش کشاورزی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. همچنین ناکارامد بودن نظام بازاریابی محصولات کشاورزی یکی از چالشهای اساسی بخش کشاورزی در این کشورهاست. نوسان و بی ثباتی قیمت محصولات کشاورزی به دلایلی چون فصلی بودن، فسادپذیری،‌نوسان تولید،‌ رقابت ناقص و حتی انحصاری در بازار این محصولات و بالابودن حاشیه بازاریابی از جمله شاخصه های اصلی ناکارایی بازاریابی محصولات این بخش است. البته نباید پنداشت که این اختلاف قیمت تنها به کشورهای در حال توسعه اختصاص دارد بلکه در کشورهای پیشرفته نیز چنین اختلافی وجود دارد اما در اینجا این اختلاف قیمت بیشتر مربوط به خدماتی مانند بسته بندی،‌ درجه بندی و تبدیل محصول است و حال آنکه در کشورهای کمتر توسعه یافته و ایران خدمات اندکی در مورد محصول انجام می گیرد. بررسی اجمالی بازار گوشت مرغ نشان می دهد که ظاهرا ناکارایی بازار در مورد این محصول نیز وجود دارد و قشر تولیدکننده از قیمتهای خرید ناراضی می باشند. در حالی که قیمت خرده فروشی این محصول بالا بوده و همچنین در چرخه بازاررسانی عده ای از واسطه وجود دارند که بدون اجرای فعالیت بازاریابی خاص موجب افزایش قیمت می گردند. لذا این تحقیق بر آن شد تا با بررسی بازار گوشت مرغ در مشگین شهر که یکی از نقاط عمده تولید گوشت مرغ می باشد بتواند کارایی بازار را محاسبه نموده، عوامل بازار را شناسایی کرده و نقش آنان را در افزایش قیمتها سنجش کند. با اجرای این پژوهش و نیل به اهداف آن می توان شبکه مناسب توزیع را شناسایی نمود که طی آن تولید کننده سهم بالاتری از قیمت نهایی را از آن خود نموده،‌ حاشیه بازار کاهش یافته و کارایی کلی بازار حداکثر گردد.
این فصل با عنوان کلیات تحقیق به معرفی اجمالی کل فرایند تحقیق پرداخته است. در این فصل ابتدا به معرفی مساله اصلی تحقیق و اهمیت پرداخت به آن اشاره شده و در ادامه اهداف و فرضیات معرفی شده است. در نهایت نیز مدل مفهومی تحقیق ارائه شده است.

 

 

۱-۲- بیان مساله

 

 

افزایش رشد جمعیت در کشورهای در حال توسعه قبل از هر چیز موجب افزایش تقاضا برای مواد غذایی می شود و از سوی دیگر افزایش درآمد به دلیل کشش درآمدی نسبتا زیاد مواد غذایی به طور مستقیم مصرف و تقاضا را بالا می برد. لیکن چنانچه بخش کشاورزی نتواند وظیفه خطیر خود را در این میان ایفا کند، منابع کمیاب به ویژه ارز، لاجرم صرف واردات اجتناب ناپذیر مواد غذایی اساسی می شود و فاصله عرضه و تقاضا به شدت نامتعادل می شود. بنابراین لازم است به بالا بردن میزان عرضه غذا، کاهش ضایعات و بالا بردن کارایی سیستم غذا در کشور، در زمینه تولید و شبکه توزیع توجه گردد (قدس ولی، ۱۳۸۶). همچنین برای احراز موفقیت در یک فعالیت تولیدی فقط کیفیت مطلوب کالا با قیمت مناسب آن کافی نیست بلکه مقولات دیگری مانند شناخت بازار، شناخت خریداران ویژگیهای مورد انتظار مصرف کنندگان، تطابق خصوصیات کالا با نیازهای بازار هدف، بسته بندی و بسیاری از جنبه های دیگر مطرح است که هر کدام باید مورد بررسی، ارزیابی و تصمیم گیری واقع شوند تا کالایی تولید شود که نیاز مصرف کننده را تأمین کرده و رضایت او را فراهم آورد. این ویژگیها نیازمند وجود نظام بازاریابی قدرتمند و شبکه بازاریابی کارا می باشد (ایل بیگی، ۱۳۷۸)؛ چنانچه یک سیستم بازاررسانی مناسب باعث کاهش هزینه های بازار یابی و کاهش قیمت نهایی برای مصرف کننده می شود. کارایی بازار مواد غذایی را می توان از طریق کاهش حاشیه بازاریابی و رقابتی کردن بازار بهبود بخشید که در این راستا می توان اقدامات زیر را انجام داد: ایجاد زیرساختهای بازار مانند مراکز جمع آوری محصول؛ توسعه بازار های عمده فروشی در مناطق تولید؛ کاهش زمان و هزینه های حمل و ضایعات پس از تولید؛ منطقی کردن سیستم بازاریابی با هدف کاهش نقش واسطه ها؛ ایجاد قیمت مناسب برای تولید کننده و مصرف کننده از طریق بهبود کانالهای بازاررسانی موازی و مستقیم؛ شناخت کانالهای توزیع در امر بازاریابی (بخشوده و اکبری، ۱۳۸۶). در این مورد آنچه به عنوان آفت یک نظام بازاررسانی می باشد حاشیه های بازاریابی بالا می باشد که ناشی از وجود واسطه ها در مسیر بازاررسانی محصولات است. بررسیهای انجام شده نشان می دهد که درصد اندکی از قیمت مصرف کننده نصیب تولید کننده محصولات کشاورزی گردیده و درصد زیادی از این قیمت در جریان بازار نصیب افرادی می گردد که نقشی در سیستم تولید این محصولات ندارند (واسطه ها) این حالت در مورد محصولات فاسد شدنی از شدت بیشتری برخوردار بوده و سهم کشاورز از قیمت مصرف کننده در مواردی کمتر از ۲۰ درصد است. افزایش حاشیه بازاریابی موجب نارضایتی تولیدکنندگان و مصرف کنندگان می شود، چون از طرفی قیمت پرداختی مصرف کنندگان زیاد می شود و از طرف دیگر سهم کمی از این قیمت پرداختی به دست تولیدکنندگان می رسد. از این رو با بررسی حاشیه بازاریابی می توان عوامل مؤثر بر آن را مورد مطالعه قرار داد و با تعدیل آنها، از این نارضایتی ها کاست (طهماسبی و مقدسی،‌ ۱۳۸۸). در نهایت شایان ذکر است که بازاریابی، آخرین حلقه از زنجیره تولید محصول بشمار می رود و مشکلات و ناکارایی آن می تواند توانایی های تولید یک محصول را نیز ضایع کند و نوسان قیمت در فصل برداشت و شفاف نبودن بازار، مهمترین مشکلات تولیدکنندگان در بازار ناکارا است. در کشورهای در حال توسعه نظام بازاریابی کارآئی ناچیزی دارد بطوری که تعداد زیادی از دلالان، عمده فروشان، مغازه داران و فروشندگان دوره گرد و غیره بین تولیدکنندگان و مصرف کنندگان وجود دارند. لذا فروش تولیدات کل بین تعداد زیادی از مردم تقسیم می شود و در نتیجه سهم هر یک به مقدار ناچیزی در می آید (کوپاهی، ۱۳۸۲). بنابراین هر اندازه نظام بازاریابی محصولات کشاورزی در یک کشور از تواناییهای بیشتر برخوردار باشد از یکسو سطح رفاه تولید کننده و مصرف کننده را بالا می برد و از سوی دیگر زمینه های اشتغال بیشتری فراهم می کند (کرباسی، ۱۳۸۲). بنابراین می توان با مطالعه شبکه بازاریابی در خصوص گوشت مرغ و ارائه کانال مناسب توزیع راهکاری جهت بهبود کارایی بازار ارائه داد. با عنایت به مطالب فوق این تحقیق درصدد می باشد تا به سوالات زیر پاسخ دهد:
ساختار توزیع در سیستم بازاریابی گوشت مرغ چگونه است؟
تاثیر عوامل توزیع در قیمت گوشت مرغ چگونه هست؟
مشارکت عوامل توزیع در سیستم بازاررسانی گوشت مرغ چگونه است؟
حاشیه بازار در سیستم توزیع گوشت مرغ چگونه است؟
کارایی سیستم شبکه توزیع گوشت مرغ چگونه است؟

 

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

 

۱-۳- اهداف اجرای تحقیق

 

 

هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی کارایی سیستم توزیع در بازار گوشت مرغ در شهرستان مشگین شهر می باشد.
همچنین ازجمله اهداف عمده این تحقیق عبارتند از:
شناسایی و ترسیم شبکه توزیع و کانالهای بازاریابی گوشت مرغ در شهرستان مشگین شهر.
تعیین حاشیه های سودهر یک از عوامل عمده فروشی، خرده فروشی و حاشیه کل بازار.
تعیین سهم عمده فروش، خرده فروش و تولید کننده از قیمت نهایی محصول.
تعیین ضریب هزینه توزیع و عوامل موثر بر آن.
تعیین میزان کارایی فنی، کارایی قیمتی و کارایی کل کانالهای توزیع.

 

 

۱-۴- اهمیت و ضرورت تحقیق

 

 

در زمینه ضرورت اجرای تحقیق بایستی ذکر گردد که بررسی بازاریابی محصولات کشاورزی در متون اقتصاد کشاورزی و بازاریابی سابقه طولانی دارد. عملیات و فرایندهای بازاریابی محصولات کشاورزی با توسعه شهرنشینی و دورشدن مراکز مصرف از نواحی تولید، بیش از پیش اهمیت یافته است به طوری که سازمان ملل متحد بازاریابی محصولات کشاورزی را از عوامل مؤثر بر توسعه کشورها دانسته و خواستار توجه بیشتر دولتها به این مقوله مهم در عرصه اقتصاد کشاورزی شده است (نجفی و کاظم نژاد، ۱۳۸۳). ایجاد نظام بازاریابی کارا در بخش کشاورزی ضروری می باشد. نظام بازاریابی کارامد موجب انتقال محصول از مناطق دارای مازاد به نواحی که با کمبود آن محصول مواجهند می شود. ضرورت دیگر نظام بازاریابی کارا بهبود تغذیه جمعیت فزاینده و تامین امنیت غذایی می باشد. حرکت بازار به سوی بازار رقابتی و گردش و تبادل اطلاعات می تواند به ایجاد یک نظام بازاریابی کارآمد کمک نماید و موجب کاهش هزینه مصرف کننده شود (نجفی و کاظم نژاد، ۱۳۸۳). اهمیت بیشتر مفهوم بازاریابی محصولات کشاورزی وقتی آشکارتر می شود که جمعیت کشورها افزایش پیدا کند، مهاجرت ها به ویژه از روستا به شهرها گسترش یابد و یا درآمد مردمان شهری و روستایی افزایش پیدا کند. هر کدام از این مفاهیم که اتفاق بیافتد نیازمند دستیابی به راه ها و کانال هایی است که محصولات کشاورزی از این کانال ها عبور و به مراکز و بازارهای مصرف راه پیدا کند و به دست مصرف کنندگان برسد این راه ها و کانال ها نه تنها در داخل یک کشور بلکه در سطح بین المللی نیز می تواند گسترش یابد و روز به روز بر اهمیت آن افزوده شود (اکبری و شریف، ۱۳۸۷).
در این میان شایان ذکر است که گوشت مرغ از جمله محصولات پروتئینی مهم در سبد مصرفی خانوارهای ایرانی است. سرانه مصرف این محصول در کشور طی سالهای ۱۳۷۹ تاکنون روندی صعودی داشته به طوری که از ۱۲ کیلوگرم در سال ۱۳۷۹ به ۲۱٫۳۰۰ کیلوگرم در سال ۱۳۹۰ رسیده است. این در حالی می باشد که متوسط مصرف سرانه این محصول در جهان طبق آمار فائو ۱۲ کیلوگرم می باشد. از نظر میزان تولید نیز ایران در سال ۱۳۸۹ با تولید ۷/۱۵۶۱ هزار تن گوشت مرغ، دهمین تولیدکننده بزرگ این محصول در دنیا بوده است (مقدسی و طهماسبی، ۱۳۸۸؛‌ اداره کل بررسی های اقتصادی مجلس،‌ ۱۳۹۲). بنابراین با توجه به اهمیت این محصول در کشور، و همچنین با توجه به وجود مشکلات و مسائلی در سیستم حمل و نقل، نوع بسته بندی، بالا بودن حاشیه بازاریابی و فقدان ارتباط سازمان یافته و عدم هماهنگی میان تولید و مصرف، توزیع نامناسب و ناکارآمد، نوسانات قیمت، کوتاه بودن زمان نگهداری و ماندگاری پایین این محصول، حمایت اندک دولت از این صنعت و نارضایتی عوامل بازار از وضعیت شبکه توزیع این محصول، ضرورت تحقیق در این زمینه و ارائه راهکارهای مناسب را نمایان کرده است.

 

 

۱-۵- فرضیات تحقیق




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:27:00 ب.ظ ]




۱-۶-تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای تحقیق

 

 

متغیرهای مورد بررسی در این تحقیق عبارتند از:
هزینه فعالیتهای بازاریابی، حاشیه بازار، کارایی بازار،‌ شبکه توزیع.

 

 

۱-۶-۱- تعاریف مفهومی متغیرها

 

 

بازاریابی مشتمل بر مجموع عملیاتی است که بر روی محصول انجام می شود، از زمانی که از مرکز تولید خارج شده تا بدست مصرف کننده نهایی برسد. این عملیات شامل بسته بندی، درجه بندی، حمل و نقل، انبارداری، تبدیل و مانند آن می شود (نجفی و کاظم نژاد، ۱۳۸۳).
در یک بازار رقابتی حاشیه کل بازاریابی به صورت اختلاف قیمت پرداختی مصرف کننده و قیمت دریافتی تولیدکننده تعریف شده است، یا تمام هزینه هایی که در جریان مسیر بازاریابی محصول ایجاد شده از زمان برداشت تا زمانی که به دست مصرف کننده برسد (مهدی پور و همکاران، ۱۳۸۴).
به طور کلی کارایی یک مفهوم نسبی برای مقایسه بین عملکرد واقعی و عملکرد ایده آل است. می توان گفت که کارایی به نحوه بهره گیری از منابع توجه دارد و میزان استفاده مفید از منابع را نشان می دهد به عبارتی دیگر کارایی یا راندمان نسبت بازدهی واقعی به دست امده به بازدهی استاندارد و تعیین شده (مورد انتظار) یا در واقع نسبت مقدار کار انجام شده به مقدار کار مورد انتظار است (زارع نژاد و حاجی آبادی، ۱۳۸۷).
شبکه توزیع مجموعه ای از سازمانها و افراد وابسته است که کالا یا خدمت مورد نظر را در دسترس مشتریان نهایی قرار می دهد. شبکه توزیع، تولیدکننده و مشتریان کالا را به یکدیگر متصل می کند (نجفی و کاظم نژاد، ۱۳۸۳).

 

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

۱-۶-۲- تعاریف عملیاتی متغیرها

 

 

در این پژوهش منظور از فعالیتهای بازاریابی و هزینه مربوط به آن میزان هزینه ریالی است که در طول پروسه تولید بر روی یک کیلوگرم گوشت مرغ اضافه می گردد. این هزینه ها در دو بخش هزینه های تولید کننده مشتمل بر (هزینه اجاره واحد،‌ هزینه تعمیر واحد،‌ هزینه استهلاک وسایل و ساختمان،‌ سایر هزینه های مرغداری،‌ هزینه خرید جوجه،‌ هزینه خوراک،‌ هزینه های مکمل،‌ هزینه کارگری، هزینه آب و برق و گاز و…) و هزینه های عوامل بازار مشتمل بر (هزینه اجاره واحد،‌ هزینه تعمیر واحد، هزینه استهلاک وسایل و ساختمان، سایر هزینه های واحد فروش، هزینه مالیات و عوارض و….،‌ هزینه کارگری،‌ هزینه آب و برق و گاز و…) می باشد.
در این پژوهش نیز منظور از حاشیه بازاریابی عبارت است از اختلاف قیمت خرده فروشی و قیمت سر مزرعه در هر مسیر بازاررسانی. حاشیه بازاریابی می باشد که به دو صورت می باشد. حاشیه عمده فروشی که شامل اختلاف قیمت عمده فروشی و قیمت تولید کننده است و حاشیه خرده فروشی که شامل اختلاف قیمت عمده فروشی و خرده فروشی می باشد. چنانچه عامل دیگری نیز در فرایند بازاررسانی وجود داشته باشد حاشیه وی از طریق محاسبه قیمت فروش منهای قیمت خرید آن عامل محاسبه می شود.
منظور از کارایی بازار در این پژوهش نمره ای است که از طریق فرمول کارایی شریواستاوا و رانادهیر[۱]، (۱۹۹۵) برای کانالهای توزیع محاسبه می گردد. این نمره عددی بین صفر تا یک می باشد و هرچه به عدد یک نزدیکتر باشد نشان دهنده کارایی بالای کانال توزیع می باشد.

 

 

۱-۷- قلمرو تحقیق

 

 

تحقیق حاضر به لحاظ قلمرو موضوعی، زمانی، مکانی به شرح زیر می باشد:
قلمرو موضوعی: از نظر موضوعی این پژوهش به بررسی شبکه توزیع و بازاریابی گوشت مرغ می پردازد
قلمرو زمانی: اطلاعات گرداوری شده در این تحقیق مربوط به اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۴ می باشد.
قلمرو مکانی: اطلاعات مورد بررسی در این تحقیق از تولیدکنندگان و عوامل بازاریابی در سطح شهرستان مشگین شهر به دست آمده است.

 

 

۱-۸- مدل مفهومی تحقیق

 

 

مدل مفهومی تحقیق را می توان به شکل زیر طرح نمود:
کارایی بالا
کارایی پایین
حاشیه بازاریابی پایین
کانال با واسطه های کم
هزینه واقعی در فعالیت بازاریابی
هزینه های کم در فعالیت بازاریابی
کانال با واسطه های متعدد
حاشیه بازاریابی بالا
شبکه توزیع کارا
رضایت مصرف کننده از قیمت
سهم بالای تولیدکننده از قیمت
ارائه محصول از تولید کننده
سهم پایین تولیدکننده از قیمت




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:27:00 ب.ظ ]




عوامل بازاریابی شامل ترویج، کالا[۲۰]، محل و قیمت[۲۱] و خدمات می باشد که مدیر با اختلاط این عوامل، سیاست بازاریابی سازمان را مشخص می نماید. آنچه ذکر شد، پنج فعالیت داخلی عمده است، این پنج فعالیت عمده را علاوه بر ترکیب بازاریابی P +S4 نیز می نامند. پدید آوردن ترکیب بازاریابی صحیح، مبنای بازاریابی موفقیت آمیز است. تغییر در ترکیب کوششی که برای تحقق این فعالیت انجام می گیرد، به معنای تأکید گذاشتن بر اهمیت هر یک از آنها در یک بازار معین است (روستا و همکاران، ۱۳۸۸).
برخی افراد معتقدند آمیخته فوق باید از دید مشتری مورد توجه قرار گیرد بر اساس این نگرش مشتری به جای محصول به دنبال راه حل است، به جای قیمت به هزینه خود برای استفاده از محصول، به عوض توزیع به دسترسی راحت و در مقابل ترفیع و تشویق به برقراری ارتباط فکر می کند (افلاکی، ۱۳۸۴: ۱۵)

 

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

 

۲-۶-۱- محصول (کالا)

 

 

آنچه که واحد تولیدی یا خدماتی و یا حتی یک فرد عرضه می کند، بدون توجه به اینکه آیا عرضه یک اتومبیل است یا خدمات، تحت عنوان کالا نامگذاری می شود. محصولات و خدمات شما فرص تهای فروش و کسب سود را تعیین می کنند. بدون محصول یا خدمات چیزی برای عرضه به بازار ندارید. اما نباید محصول را به طور مجرد توسعه داد. این امر باید همراه با یک بازار معین در ذهن و در راستای اهداف کلی شما باشد.

 

 

۲-۶-۲- قیمت

 

 

پول، خدمات و یا کالایی که جهت دریافت کالای دیگر وارد می شود قیمت آن کالا را تعیین می نمایند. به اصطلاح اقتصاددانان قیمت، همیشه آزمایشی است. استراتژی قیمت گذاری نیاز به تصمیم گیری و مطالعه مستمر و دقیق بازار را دارد. قیمت گذاری یک وسیله بازاریابی انعطاف پذیر است. قیمت دائما در حال تغییر است و بر خلاف عوامل دیگر، تغییر قیمت بسیار ساده تر از هر نوع تغییر در عوامل مارکتینگ است.

 

 

۲-۶-۳- ترویج (تبلیغ)

 

 

اصل ترویج بر مبنای ارتباطات می باشد. تبلیغات، فروش شخصی، ترویج فروش و روابط عمومی از انواع ترویج به حساب می آیند. عرضه کننده کالا از کلیه وسائل ارتباطی برای اطلاع دادن، یادآوری و ترغیب استفاده می کند (دنیا دیده، ۱۳۷۷). تبلیغ باید در مکان مناسب، یعنی با استفاده از رسانه مناسب صورت بگیرد. صرف نظر از اینکه محصول شما تا چه اندازه درخشان باشد اگر مخاطبان تبلیغات را نادرست انتخاب کنند مقدار زیادی نخواهند فروخت.

 

 

۲-۶-۴- توزیع (مکان)

 

 

اطمینان از اینکه کالا به موقع و سالم به دست مصرف کننده خواهد رسید، تحت این عنوان بررسی می شود. حمل و نقل، انبارداری و نقل و انتقال داخلی کالا، انتخاب عمده فروش و یا فروش مستقیم از جمله مسائلی می باشند که باید در مورد آن تصمیم گیری شود. توزیع خوب، به معنای قرار دادن کالاها در مکان مناسب در زمان مناسب است. چنانچه بازاریابی خوب نیز در نظر گرفته شود، باید علاوه بر شرایط فوق، محصولاتی مناسب به قیمت مناسب نیز داشت.
به سه شیوه عمده می توان محصولات خود را توزیع کرد:
۱- ارائه مستقیم به مصرف کننده
۲ – از طریق واسطه هایی از قبیل بنکداران[۲۲] یا خرده فروشان[۲۳]
۳- از طریق واسطه های مختلف، از قبیل حق العمل کاران، صاحبان امتیاز، عمده فروشان[۲۴]، خرده فروشان و نمایندگی ها.

 

 

۲-۶-۵- خدمات

 

 

یکی از نکات بسیار مهم در مورد هر نوع محصول خدمات پس از فروش است. موجود بودن لوازم یدکی و قطعات، حفظ و نگهداری محصول، مجهز بودن به امکانات و تسهیلات برای تعمییرات و رسیدگی به مشکلات مشتریان از اهمیت ویژه ای برخوردار است و مزیت عمده ای محسوب می شود. در جامعه امروز ایران به علت توجه خریداران به خدمات، شرکت ها سعی دارند با معرفی امکانات خدماتی خود مشتریان و رضایت آنها را جلب کنند. سرنوشت یک مؤسسه کوچک غالبا به توانایی آن در ارائه خدمات خوب بستگی دارد. مشتریان غالبا خدمات همراه با کالا را یک ارزش خوب تلقی می کنند. بیشتر فروش ها قبل از ثبت سفارشها به خدماتی نیاز دارند. با توجه به اهمیت خدمات در بازاریابی جدید، خدمات، فقط به خدمات پس از فروش اطلاق نمی شود بلکه خدماتی فراگیر و شامل سه مرحله: پیش از فروش، در خلال فروش و پس از فروش مورد توجه است (روستا و همکاران، ۱۳۸۸: ۲۴۵).

 

 

 

 

 

 

 

 

قیمت
فهرست قیمت
تخفیف ها
جوایز
دوره پرداخت
شرایط اعتباری (نسیه)

 

 

 

 

 

 

 



br />

محصول
گوناگونی محصول
کیفیت
طرح

 

 
 
 

/>

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:27:00 ب.ظ ]




برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

۲-۷- بازاریابی محصولات کشاورزی[۲۵]

 

 

موضوع بازاریابی و بازاررسانی محصولات کشاورزی در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران از موضوعات مهمی است که در جریـان توسعهی اقتصادی بخش کشاورزی کمتر مورد توجه قرار گرفتـه اسـت. در دنیای کنونی نقش بازاریابی بسیار مؤثر است، به گونهای که وظیفهی توزیع را به فنی در فرایند تولید و هماهنگ کردن کلیهی منابع انسانی و عهده دارد. از این رو تصمیم گیری در مورد مقیاس تولید، بقا یا خروج از بازار، روش های توزیع مناسب، رقابت و فرصت های آینده با توجه به مدیریت و مطالعات بازاریابی صورت می پذیرد (خالدی و همکاران، ۱۳۸۸).
امروزه در بسیاری از کشورهای در حال توسعه افزایش تولید تنها بخشی از وظیفه بخش کشاورزی را تشکیل می دهد و بخش مهم دیگر بازاریابی محصولات تولید شده است. در واقع نظام بازاریابی است که وظیفه ی توزیع محصولات کشاورزی را عهده دارد. هر اندازه نظام بازاریابی محصولات کشاورزی در یک کشور از تواناییهای بیشتر برخوردار باشد از یکسو سطح رفاه تولید کننده و مصرف کننده را بالا می برد و از سوی دیگر زمینه های اشتغال بیشتری فراهم می کند (کرباسی، ۱۳۸۲).
به طور کلی در تعریف بازاریابی محصولات کشاورزی دو دیدگاه را می توان ارائه نمود:
دیدگاه اول: تعریفی است که بازاریابی محصولات کشاورزی را، تمامی عملیات انجام شده بر روی این
محصول در فاصله میان تولید تا مصرف می داند.
دیدگاه دوم: بازاریابی محصولات کشاورزی را در مفهومی وسیع تر از دیدگاه اول مورد توجه قرار می دهد به صورتی که در آن، بازاریابی از مرحله برنامه ریزی برای تولید آغاز می شود و پس از فروش تا حصول اطمینان از رضایت مشتری ادامه می یابد، زیرا انتخاب نوع و میزان محصول، چگونگی تولید، توجه به بازارهای هدف و تقاضای مصرف کنندگان لازم است (حسینی کیا، ۱۳۸۰).
آبوت[۲۶] که یکی از دست اندرکاران سازمان غذا و کشاورزی جهانی است موضوع بازاریابی را به «نظام بازاریابی» تعبیر می کند و معتقد است نظامی که امکان عرضه محصول از کشاورز و اطمینان عرضه برای مصرف کننده و تبدیل کننده را فراهم کند نظام بازاریابی است وی می گوید: بازاریابی محصولات کشاورزی عبارت است از حرکتی که از مزرعه تولید محصولات کشاورزی آغاز می شود تا به دست مصرف کننده و یا تبدیل کننده محصولات کشاورزی برسد همچنین در تعاریف دیگری که ارائه شده از بازاریابی، بازاریابی به عملیاتی گفته می شود که مستقیما با مصرف کننده و ارزیابی دقیق از نیازهای وی و بازتاب این نیازها به مراکز تولید (کارخانه، کارگاهها، مزارع و غیره) جهت تولید موارد مورد نیاز ارتباط دارد. یعنی با توجه به نیازهای مصرف کنندگان است که اولویتها و اهداف تولید مشخص می شود. به بیان دیگر و به طور کلی عملیات فروش، توزیع تبلیغات و تشویق فروش، برنامه ریزی تولید و تحقیق بازاریابی محصولات کشاورزی علاوه بر همه آنچه که در خصوص بازاریابی گفته می شود و با توجه به خصوصیات محصولات کشاورزی مفهوم وسیع تری را نیز شامل می گردد. یعنی بازاریابی محصولات کشاورزی فقط کالاهای تولید شده را در بر نمی گیرد بلکه نهاده های کشاورزی همچون بذرهای اصلاح شدده، کودهای شیمیایی، سموم و مواد شیمیایی، ماشین آلات کشاورزی، علوفه جهت تغذیه دام، و مانند اینها را نیز شامل می شود. که در پهنه گسترده بازارهای عمده فروشی، خرده فروشی، سر مزرعه، و تبدیل کنندگان محصولات و مواد و نهاده ها قرار دارند که گستردگی محدوده بازاریابی را نشان می دهد. اما ویژگیهای محصولات کشاورزی از قبیل حجیم بودن محصولات، فساد پذیری، تغییر شکل دادن، محدودیت زمانی در تولید و مصرف آنها، متعدد بودن عرضه کنندگان و تقاضا کنندگان محصولات کشاورزی، و مانند اینها مفاهیمی می باشند که تجهیزات و امکانات خاص خود را می طلبند. در ادامه به تعدادی از آنها پرداخته خواهد شد. گرچه بازاریابی از گذشته به عنوان یک رویکردی که به سمت و سوی مصرف کننده گرایش دارد برای ارائه خدمات بهتر از رقیبان در یک رشته یا در یک سری کالاهای قابل ارائه مطرح بوده است اما امروزه به عنوان شاخه ای از علوم اقتصادی در بازرگانی داخلی و خارجی کشورها نقش مهمی دارد و روز به روز با گسترش مبادلات داخلی و خارجی و با تنوع کالا ها و تنوع راه های ارائه آنها و همچنین گسترش تولید کنندگان و خدمات اهمیت بیشتری پیدا کرده است. همچنان که ملاحظه می شود در سطح جهانی روند تجارت محصولات کشاورزی گسترش خوبی پیدا کرده است و علیرغم ویژگی های بازدارنده این محصولات ملاحظه می شود که گسترش تجارت و مبادله این محصولات در تمامی نقاط عالم رو به گسترش و در جریان است.
بنابراین مفهوم بازاریابی محصولات کشاورزی را به دو اعتبار می توان مطرح نمود یکی مفهوم محدودتر آن یعنی جریانی که پس از برداشت محصول آغاز می شود و تا رسیدن محصول به دست مصرف کننده جریان دارد و فعالیت هایی همچون تغییر مکان، تغییر زمان، استفاده از محصولات کشاورزی، و تغییر شکل متفاوت از وضعیت اولیه آنها است. مفهوم دیگر بازاریابی از وسعت بیشتری برخوردار است و حتی شامل برنامه ریزی کشاورز هم می شود یعنی همین که کشاورز تصمیم بگیرد چه محصولاتی تولید کند و بر آن اساس برنامه ریزی کند تا زمانی که محصول به دست مصرف کننده برسد محدوده بازاریابی است (اکبری و شریف، ۱۳۸۷).

 

 

۲-۸- اهمیت بازاریابی محصولات کشاورزی

 

 

در میان متخصصان اقتصاد کشاورزی این اتفاق نظر وجود دارد که موفقیت در افزایش تولید به میزان زیادی به وجود یک سازمان بازاریابی با کارایی بالا بستگی دارد و شناخت مسیرهای بازاریابی محصولات کشاورزی در کشورهای در حال توسعه به منظور اصلاح و دگرگون ساختن آن ضرورت دارد (شهبازی و همکاران، ۱۳۸۸).
بعضی از مشخصات ویژه محصولات کشاورزی بر وظایفی که نظا مها و سازمانهای بازاریابی و بازاررسانی به عهده دارند، تاثیر مهمی می گذارد. محصولات کشاورزی اغلب پر حجم بوده و چنانچه با بسیاری از کالاهای صنعتی مقایسه گردد دیده می شود که وزن و حجم آنها نسبت به قیمت شان فوق العاده زیاد است. تاسیسات مربوط به انبار کردن و وسائل حمل و نقل باید تقاضاهای زیادی را برآورده سازند. در نتیجه مخارج حمل و نقل و انبار کردن محصولات در شرایط مناسب، نسبت به ارزش این محصولات بالا می رود. بدون پیشرف تهای عظیمی که از زمان انقلاب صنعتی بدست آمده، حمل بسیاری از محصولات کشاورزی از محل تولید به نقاط دوردست امکان پذیر نبود. در گذشته دستیابی به راه های دریایی شرط اصلی حمل محصولات کشاورزی سنگین حجم به شمار می رفت. در بسیاری از نقاط جهان همین محدودیت هنوز پا برجا است. با اینکه برخی از محصولات خاصیت خود را برای مدت درازی حفظ می کنند.
با این حال اکثر محصولات کشاورزی فسادپذیر بوده و حمل آنها به دست مصرف کننده نباید طولانی شود، در غیر این صورت این محصولات ضایع شده یا قیمت آنها کاهش می یابد (وزارت بازرگانی، ۱۳۸۵).
اهمیت بازاریابی محصولات کشاورزی از سایر اقدامات لازم برای توسعه کشاورزی کمتر نمی باشد. هرگاه محصولات مختلف در موقع معین و به نحوی صحیح جمع آوری و نگهداری نشود، یا عملیات لازم تبدیل و بسته بندی آنها انجام نگیرد و عرضه آنها بر اساس ضوابط آماری، معیارهای عملی و اطلاعات قبلی از موقعیت و وضعیت بازار نباشد از تأثیر فعالیت های دیگر در زمینه توسعه تولیدات کشاورزی خواهد کاست. بر همین اساس از دیرباز بازاریابی یکی از شرایط پیشرفت در امور تولید بوده است. به طوری که در سال ۱۳۵۹ سازمان خوار و بار و کشاورزی، بازاریابی را هم ردیف با سایر عوامل مؤثر در توسعه کشاورزی قرار داد. امروزه بازاریابی از نظر اهمیت، همر دیف با تولید می باشد. و حتی در کشورهای در حال توسعه جایگاهی مهمتر از تولید دارد. در عین حال اهمیت بازاریابی محصولات کشاورزی برای کشورهای پیشرفته ملموس بوده است. بطوریکه نزدیک به ۸۰ درصد تحقیقات بازاریابی محصولات کشاورزی در کشورهای توسعه یافته بویژه آمریکا صورت می گیرد (شیروانیان، ۱۳۷۸).

 

 

۲-۹- ویژگی های بازاریابی محصولات کشاورزی

 

 

محصولات کشاورزی دارای خصوصیاتی می باشند که سبب می شود تا بازاریابی این محصولات نیز از ویژگیهای خاصی برخوردار گردند. زیرا محصولات کشاورزی فساد پذیرند و اغلب به فاصله کوتاهی پس از عملیات برداشت فاسد شده و خواص خود را از دست می دهند. بر این اساس بازاریابی آنها باید به سرعت و با استفاده از وسایل حمل و نقل خاصی صورت گیرد، که این امر موجب افزایش هزینه های توزیع می شود. حجم زیاد محصولات کشاورزی و آب زیاد در ساختمان آنها نیز از دیگر ویژگی های این محصولات محسوب می شود. چرا که محصولات کشاورزی نسبت به وزن خود حجم زیادی داشته و این عامل سبب افزایش هزینه های حمل و نقل می شود. از طرفی وجود آب زیاد در ترکیب محصول نیز باعث می شود که در مجاورت هوای خشک چروکیده شده و جدای از کاهش وزنشان، بازار پسندی آنها نیز لطمه ببیند. نکته دیگر اینکه، اغلب محصولات کشاورزی یک بار در طول سال تولید می شوند، اما همواره در طول سال برای مصرف آنها تقاضا وجود دارد (کاظم نژاد و نجفی، ۱۳۸۳ : ۲۴).

 

 

۲-۱۰- وظایف بازاریابی محصولات کشاورزی

 

 

زمانی که محصول تولید می شود و آماده عرضه به بازار جهت مصرف است تا رسیدن آن به دست مصرف کننده نهایی اقداماتی بر روی این محصولات صورت می گیرد. که به آنها خدمات یا وظایف بازاریابی محصولات کشاورزی گفته می شود. این فعالیت ها به شرح زیر می باشند:

 

 

۲-۱۰-۱- جمع آوری محصولات

 

 

جمع آوری مازاد محصولات اندک مزارع انفرادی، نخستین مرحله از سلسله عملیات کشاورزی است. تمرکز محصولات در محل های مناسب، آن دسته از خریداران را جلب می کند که وقت انجام خریدهای
کوچک را در مزارع پراکنده ندارند، بعلاوه با این تمرکز می توان از وسایط نقلیه و از تاسیسات مخصوص تبدیل محصولات به طور عمده و مقرون به صرفه استفاده نمود ( ۳۰ ). اطلاع از تقویم زمانی دوره برداشت محصولات در برنامه ریزی عملیات بعد از برداشت و تامین تسهیلات نگهداری و تبدیل، اهمیتی وافر دارد. با این وجود کمتر می توان یک تقویم زمانی ثابت در مورد یک میوه معین ارائه نمود چرا که رسیدن تابعی از رقم، شرایط آب و هوائی (بویژه حرارت) و نیز مدیریت زراعی اعمال شده است و بنابراین معمولا یک دوره زمانی برای برداشت ارائه می شود. در تعیین تاریخ مناسب برداشت معمولا فاکتورهائی نیز از قبیل ظرفیت بازار، وسیله حمل و نقل، قدرت برداشت و نوع مصرف (بازار محلی، کارخانجات تبدیلی، صادرات و یا انبارداری) موردنظر قرار می گیرند (وزارت جهاد کشاورزی،‌ ۱۳۷۴).

 

 

۲-۱۰-۲- انبارداری[۲۷]

 

 

ایجاد تعادل میان عرضه و تقاضای محصولاتی که زمان تولید و مصرف آنها هماهنگ نیست به جز با نگهداری این محصولات در انبار، سردخانه ها و دیگر مکان های نگهداری[۲۸] امکانپذیر نیست. انبار کردن محصولات کشاورزی اغلب به دلایل زیر صورت می گیرد:
الف) تامین نیاز تولید کنندگان محصولات کشاورزی.
ب) ایجاد تعادل در عرضه محصول در زمان تولید، در فصل خاص و مصرف آن در سایر فصول.
ج) ایجاد تعادل میان تولید و تامین نیاز در نقاط و مراکز مختلف.
د) کاهش نوسان های قیمت.
ه) افزایش قیمت و کسب سود بیشتر.

 

 

۲- ۱۰-۳- حمل و نقل [۲۹]

 

 

حمل و نقل محصولات کشاورزی نیز در بازاریابی آن نقش مهمی دارد زیرا حمل و نقل این محصولات مطلوبیت مکانی ایجاد کرده و سبب می شود تا بازاریابی آنها باعث گستردگی بازار شود. در واقع ویژگی های این محصولات سبب می شوند تا در حمل و نقل آنان وسایل خاصی به کار گرفته شوند؛ کامیون ها، واگن های خاص و ماشین های سردخانه دار. بنابراین نظام حمل و نقل مناسب نه تنها برای محصولات تولید شده در یک کشور، بلکه در مورد محصولات وارداتی نیز ضروری است.
یکی از ویژگی های حمل و نقل کالاهای کشاورزی، تمرکز یافتن فعالیت های مربوط به حمل محصولات در یک فصل معین است. این امر باعث تقاضای شدید برای وسایل شده و مخارج حمل و نقل افزایش می یابد. لذا سازماندهی مناسب وسایل حمل و نقل در فصل برداشت ضروری بوده و می تواند سبب کاهش هزینه حمل و نقل و در نتیجه هزینه های بازاریابی شود، به همین علت کشاورزان اغلب سعی در فروش محصولات در بازارهای نزدیک به خود کرده و از انتقال آن به بازارهای دورتر خودداری می کنند.

 

 

۲-۱۰-۴- تبدیل [۳۰]

 

 

فرایند تبدیل به دو علت بر روی محصولات کشاورزی انجام می گیرد:
نخست آن که گروهی از محصولات به سبب متفاوت بودن شکل مورد مصرفشان نیاز به تبدیل دارند، دوم آن که برای نگهداری طولانی مدت و در مواردی محصول مورد نظر را مطابق سلیقه مصرف کننده کردن، برخی محصولات را با اقدام هایی همچون خشک کردن، کنسرو و ترشی انداختن تبدیل می کنند.

 

 

۲-۱۰-۵- در جه بندی[۳۱]

 

 

محصولات کشاورزی بر اساس اندازه، شکل، بو، مزه، طعم و یا هر مشخصه آشکار دیگری که بر ارزش بازاری محصول تاثیر می گذارد درجه بندی می شوند. درجه بندی به خریداران اجازه می دهد که بهترین نوع محصول را با توجه به مصرف خود را برگزینند.




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:26:00 ب.ظ ]




اگرچه بسته بندی محصولات کشاورزی بیشتر برای سهولت حمل و نقل و جلوگیری از ضایعات انجام می شود، اما در مقیاس جهانی و بازارهای بین المللی بسته بندی هر نوع کالایی از جمله محصولات کشاورزی می تواند روش سودمندی برای تبلیغ و فروش کالا باشد.

 

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

 

۲- ۱۰-۷- استاندارد کردن محصول

 

 

در هر کشور مؤسسه هایی برای استاندارد کردن محصولات وجود دارند که این استاندارد ها بین المللی بوده و سبب می شوند خرید و فروش ها در سطوح بین المللی با سهولت انجام گیرند. استاندارد کردن یعنی یکنواخت کردن بر اساس ویژگی های کمی و کیفی محصول و بسته به نوع محصول متفاوت بوده و بر اساس معیارهای گوناگونی صورت می گیرد.

 

 

۲-۱۰-۸- اعتبارات

 

 

اعتبار نقش مؤثری در گسترش و بهبود نظام بازاریابی دارد زیرا عوامل بازار اعم از تولید کنندگان، واسطه ها عمده فروشان و خرده فروشان برای بهبود وضعیت شغلی خود نیاز به سرمایه و منابع مالی و اعتباری دارند. کشاورزان نیز برای بهبود وضعیت تولید و سایر عوامل برای جمع آوری، انتقال، انبارداری و مکان هایی برای بسته بندی و فروش محصولات به چنین اعتباراتی نیازمنددند. در این میان، کشاورزان مهمترین گروهی هستند که از اعطای اعتبار بهره برده و با تقویت توان مالی، امکان تصمیم گیری برای فروش محصولاتشان فراهم می شود (کاظم نژاد و نجفی، ۱۳۸۳ : ۲۷).

 

 

۲-۱۱- کانالهای بازاریابی[۳۳]

 

 

توزیع به زبان ساده یعنی رساندن محصول مورد نظر مشتری در زمان مطلوب به مکان موردنظر.
گستردگی حوزه توزیع و نقش آن در بازاریابی شرکتها و موفقیت آنها باعث شده است تا به این عنصر آمیخته بازاریابی توجه خاصی شود.
یکی از مشکلات عمده کشورمان در امور اقتصادی و بازرگانی کاستیها و ضعفهای مربوط به شیوه توزیع است. در مبحث توزیع به دو موضوع بیشتر اشاره شده است مدیریت توزیع و امکانات و تسهیلات مربوط به توزیع فیزیکی محصول (استخر و اسمعیلی[۳۴]، ۲۰۱۰)

 

 

۲-۱۲- مدیریت کانالهای توزیع[۳۵]

 

 

خدمات توزیع و تصمیمات مربوط به کانالهای توزیع در سازمانهای مختلف از اهمیت بسیاری برخوردار است هر کدام از اعضای کانال توزیع حلقه اتصالی شبکه سازمانی بین تولید کننده و مصرف کننده هستند. اگر چه ممکن است بعضی از شرکتها خود وظایف کانالها را انجام دهند معمولا چندین سازمان به طور جمعی و شبکه ای در زمینه های گوناگون توزیع مانند حمل و نقل، خدمات، جور کردن، جدا کردن و بسته بندی مجدد فعالیت می کنند. سازمانهایی که این فعالیتها را به عهده دارند واسطه ها، دلالها یا فروشندگان مجدد نامیده می شوند. (روستا و همکاران، ۱۳۸۸)
تولید کنندگان غالباً چند کانال توزیع در دسترس دارند و به اختیار خود می توانند یک یا چند تا از آنها را انتخاب کرده برای توزیع محصولات خویش مورد استفاده قرار دهند هنگامی که کانال توزیع انتخاب شد و مورد استفاده نیز قرار گرفت اعمال هر گونه تغییری در آن با هزینه های گزافی همراه خواهد بود. قسمتی از این هزینه ها نتیجه از دست دادن امکانات توزیعی موجود است و بقیه صرف تهیه وسایلی می شوند که در استقرار کانال توزیع جدید ضروری هستند به همین دلیل ارزیابی صحیح تاثیر کانالها، انتخاب صحیح کانال توزیع و تعیین روشهای مربوط به بهتر کردن عملیات کانال توزیع موجود ضرورت خاصی دارد و در مدیریت صحیح بازاریابی حیاتی است به عبارت دیگر سازمان توزیع موثر یکی از عوامل عمده در موفقیت شرکتها است (ونوس و همکاران، ۱۳۸۴)

 

 

۲-۱۳- انواع واسطه ها

 

 

منتقدان بازاریابی گاهی بالا بودن قیمتها را ناشی از وجود واسطه های گوناگون می دانند که وظایفی تکراری و غیر ضروری را دنبال می کنند. البته تعداد واسطه ها را می توان کاهش داد اما هزینه های توزیع را نمی توان حذف کرد در بازاریابی شاید بتوان واسطه ها را حذف کرد اما وظایف واسطه گری حذف شدنی نیست. این وظایف را می توان از گروهی به گروه دیگر انتقال داد تا اثر بخشی بیشتری به وجود آید اما کسانی که باید آن را به عهده بگیرند ممکن است در بین تولید کنندگان یا حتی مشتریان باشند در حالی که واسطه ها ارزان تر از تولید کننده یا مصرف کننده نهایی، وظیفه توزیع را انجام می دهند (روستا و همکاران، ۱۳۸۸).
واسطه ها بنا بر نقش و وظیفه ای که به عهده دارند دارای عناوین گوناگونی هستند که مهمترین آنها عبارت اند از:

 

 

۲-۱۳-۱- خرده فروشان

 

 

خرده فروشی شامل همه فعالیت هایی است که محصولات و خدمات را به طور مستقیم برای استفاده شخصی و غیر تجاری به مصرف کننده می فروشد. خرده فروشی اغلب در مغازه ها و فروشگاه های کوچک انجام می شود، ولی مؤسسات گوناگون نیز می توانند به خرده فروشی بپردازد. به طور کلی هر شرکت یا تولید کننده یا فروشگاهی که برای استفاده غیر تجاری محصولی را به مصرف کننده نهایی بفروشد، بدون در نظر گرفتن چگونگی فروش و محل آن، فروش او به صورت خرده فروشی است.

 

 

۲-۱۳-۱-۱- اهمیت خرده فروشی برای تولید کنندگان و عمده فروشان

 

 

برای تولید کنندگان و عمده فروشان، خرده فروش متخصص فروش است. او ارائه دهنده تسهیلات فیزیکی و نیروی انسانی برای ارتباط مشتریان در نزدیکی منازلشان با تولید کنندگان و واسطه های عمده فروش است. همچنین با تبلیغات، نمایش محصولات و فروش حضوری در حرکت محصولات تولید کنندگان نقش حساسی دارد. در شناسایی نیازها و خواسته های مشتریان، خرده فروش مفسر تقاضای مشتری است و اطلاعات بسیار حیاتی را از طریق کانال های توزیع در اختیار تولید کنندگان می گذارد. با تقسیم کردن اقلام بزرگ به واحدهای کوچک و قابل استفاده مصرف کنندگان، خرده فروش هم به مشتریانش و هم به تولید کننده خدمت می کند
خرده فروش با انبار کردن و فعالیت های انباری و انبارداری محصولات نیز به تولید کنندگان و مشتریان خدمت می کند؛ زیرا با سفارش دادن و حمل کردن محصولات قبل از فصل، تا حدودی ریسک های تولید کننده را کم می کند. (روستا و همکاران، ۱۳۸۸).

 

 

۲-۱۳-۱-۲- طبقه بندی واسطه های خرده فروش

 

 

برای آشنایی بیشتر با واسطه های خرده فروش و نقشی که در کانال توزیع بازی می کنند، می توانیم آنها را بر اساس اندازه فروشگاه، وسعت رده، محل جغرافیایی، شکل مالکیت و روش عمل طبقه بندی کنیم.
اندازه فروشگاه: طبقه بندی مؤسسات خرده فروشی بر اساس میزان فروش بیانگر این حقیقت است که فروشگاه های خرده فروشی با اندازه های مختلف معرف مسائل مدیریتی گوناگون هستند. هنگامی که از خرده فروشی بر اساس اندازه صحبت می کنیم این انتظار را می توان داشت که فروشگاه ها و مؤسسات کوچک و بزرگ خرده فروش هم وجود داشته باشند. موقعیت رقابتی بین خرده فروش های کوچک و بزرگ را با عوامل مختلفی می توان سنجید که مهم ترین آنها عبارتند از: تقسیم نیروی کار- قدرت خرید- استفاده از تبلیغات – قدرت مالی- کانال عمودی- تحقیق بازار- نوآوری – انعطاف پذیری و هزینه عملیات و ملاحظات قانونی
وسعت رده: مؤسسات خرده فروش از لحاظ وسعت رده های محصول می توان به سه گروه تقسیم کرد:
۱- فروشگاه های عمومی بازرگانی: اینها مؤسساتی هستند که رده ای بزرگ و متنوع را ارائه می دهند و شامل فروشگاه هایی با بخش های مختلف یا فروشگاه های بزرگ هستند. فروشگاه های بزرگ سازمان های تجاری نظام مندی هستند که مدیر مسئول طرح ریزی محصولات در موفقیت آنها نقش مهمی دارد و مدیران خرید قسمتهای مختلف تحت سرپرستی و مدیریت او به کار خود مشغولند.
۲- فروشگاه های محصولات همگن و هم گروه: این گروه از خرده فروشی شامل مؤسساتی است که انواع مختلف کارهای گروه های مربوط به هم را معامله می کنند. این فروشگاه ها اغلب با نام محصولات رده ای انفرادی شناخته می شوند؛ مانند فروشگاه لوازم خانگی.
۳- فروشگاه های اختصاصی: این گروه از خرده فروشی شامل مؤسساتی هستند که انواع محدودی از محصولات را می فروشند؛ یعنی این گروه فقط قسمتی از محصولات گروه فروشگاه های تک رده ای را عرضه می کنند.
محل جغرافیایی: طبقه بندی خرده فروشها بر اساس محل جغرافیایی آنان نشان دهنده محل خرید مشتریان است؛ یعنی اینکه خرده فروشی با توجه به جمعیت تمرکز یافته است. تجزیه و تحلیل محل های جغرافیایی ممکن است جهت ارزیابی امکانات بازار ناحیه ای برای محصولات به کار رود. قسمت اعظم خرده فروشی ها و فروش خرده در قسمت کوچکی از شهر هاست. در قسمت مرکزی شهر و نواحی اطراف آن بازارهای متعددی وجود دارد که تشکیل دهنده خرده فروشی ها هستند.
شکل مالکیت: در این طبقه بندی مؤسسات خرده فروشی به دو دسته ازفروشگاه ها تقسیم می شود.
۱- فروشگاه های زنجیره ای: این گونه مؤسسات خرده فروشی بزرگی شامل دو یا بیش از دو فروشگاهند که دارای مالکیت و مدیریت مرکزی است و رده محصولات مشابهی را در تشکیلات توزیعی خود دارند، خریدشان به صورت مرکزی است.
۲- فروشگاه های مستقل و کوچک: یکی از مؤثرترین محدودیت های رقابتی برای فروشگاه های زنجیره ای، کارایی زیاد خرده فروشی های مستقلی است که از روش های بازاریابی آنها تقلید کرده اند. خرده فروشی های مستقل ضمن بهبود بخشیدن به وضع ظاهر فروشگاه های خود سعی کرده اند از لحاظ محل جغرافیایی در مراکز خرید فعالیت داشته باشند، تا حد امکان از محصولات تازه استفاده کنند و از سیستم های کنترل موجودی و حسابداری مناسب بهره بگیرند.
روش عملیات: مهم ترین گروه ها در این نوع طبقه بندی عبارتند از:
۱- خرده فروشی درون فروشگاه یا با فروشگاه که مهم ترین آنها عبارتند از؛ خرده فروشی به صورت سوپر مارکتها و خرده فروشی با تخفیف.
۲- خرده فروشی بدون فروشگاه یا خرده فروشی خارج از فروشگاه که مهم ترین آنها عبارتند از؛ خرده فروشی از طریق سفارشات پستی، ماشین های اتوماتیک و فروش با مراجعه به منازل (رهنمای رودپشتی، ۱۳۹۱).

 

 

۲-۱۳-۲- عمده فروشان

 

 

عمده فروشی در بر گیرنده فروش و عملیات مربوط به فروش محصولات و خدمات به خریدارانی است که هدفشان فروش مجدد یا استفاده های تجاری است. عمده فروشان از چند لحاظ با خرده فروشان تفاوت دارند. عمده فروشها به تبلیغات و ترفیع، موقعیت محلی و شرایط فروش کمتر توجه می کنند؛ زیرا به جای مصرف کنندگان نهایی با خریداران عمده سرو کار دارند و میزان معاملات مربوط به عمده فروشی بیشتر از خرده فروشی است و عمده فروشها به فضا و محل بزرگ تری نیاز دارند و قوانین و مقررات مختلف مثل مالیاتها برای این دو یکسان نیست. مهم ترین وظایف عمده فروشها عبارتند از:




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:26:00 ب.ظ ]




۲-۱۳-۲-۱- انواع عمده فروشان:

 

 

تجار عمده فروش: این عمده فروشها معمولا محصولات خود را به خرده فروشها می فروشند و طیف کاملی از خدمات را ارائه می دهند. دو گروه از تجار عمده فروش که در بازار نقش دارند عمده فروشهای عمومی و اختصاصی هستند.عمده فروشهای عمومی مجموعه ای از چند خط محصول را تولید می کنند در حالی که عمده فروشهای اختصاصی در توزیع یک خط محصول تخصص دارند.
توزیع کنندگان صنعتی: این گروه محصولات را به تولید کنندگان عرضه می کنند و ممکن است مجموعه ای از چند خط محصول یا یک خط محصول را توزیع کنند. بعضی از این تجار عمده فروش اقلام مربوط به نگهداری، تعمیر و لوازم یدکی و تجهیزات گوناگون را ارائه می نمایند.

 

 

۲-۱۳-۳- تعاونی تولید کنندگان:

 

 

بعضی از تولید کنندگان برای توزیع محصولات خود تعاونی هایی به وجود می آورند. این تعاونیها مجموعه ای از محصولات را به خریداران عمده و جزئی می فروشند. در ایران نیز چنین تعاونیهایی وجود دارند، سود این تعاونیها در پایان سال بین اعضا تقسیم می شود. (روستا و همکاران، ۱۳۸۸)

 

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

 

۲-۱۳-۴- دلالها و کارگزاران

 

 

دلالها و کارگزاران از دو لحاظ با عمده فروشها تفاوت دارند: ۱- مالک محصولات نمی شوند و ظایفشان به ایجاد تسهیلات خرید و فروش محدود می گردد. ۲- برای انجام خدماتی که ارائه می دهند معمولا حق العمل یا کمیسیون دریافت می کنند که بنا به نوع صنعت، محصول، کشور و شرکت مقادیر آن متفاوت است. معمولا درصد این کمیسیون در کشورهای غربی معادل ۲ تا ۶ درصد قیمت فروش است.
این واسطه ها مانند عمده فروشها دارای تخصص در خطوط محصول خاص یا گروهی از مشتریان هستند. وظیفه دلالها و کارگزاران معمولا ایجاد ارتباط بین خریدار و فروشنده و مذاکرات فروش است مانند دلالهای معاملات ملکی، کارگزاران بورس و بیمه. مهمترین انواع این گونه کارگزاران عبارتند از:
۱- کاگزاران تولید کنندگان: این گروه که گاهی نمایندگان تولید کننده نیز نامیده می شوند در سطحی محدودتر از عمده فروشهای دیگر عمل می کنند و معمولا محصولات تولیدی مکملی عرضه می نمایند. روش کار آنها بر اساس عقد قرارداد با تولید کنندگان است که در آن امور مربوط به قیمتها، منطقه فعالیت، روشهای انجام دادن سفارشها، خدمات حمل و تحویل ضمانت نامه و میزان کمیسیون قید می شود. مهمترین گروه این کارگزاران در توزیع پوشاک، مبلمان و محصولات الکتریکی فعالیت دارند. این گروه معمولا دارای سازمانهای کوچک با تعداد محدودی کارمند ماهر در امر فروشندگی هستند و مورد توجه تولید کنندگان کوچکی که توانایی توزیع و فروش ندارند یا تولید کنندگان بزرگی که درصدد یافتن مناطق فروش جدید هستند قرار دارند.
۲- کارگزارن فروش: کارگزاران فروش بر اساس اختیارات مربوط به قرارداد به عنوان عامل فروش تمام محصولات یک فروشنده می باشند. این کارگزاران واحد فروش تولید کننده به حساب می آیند و اثر زیادی بر قیمتها یا وضعیت فروش و معامله دارند و هیچ گونه محدودیت قلمرو فعالیت برای آنان مطرح نیست مانند کارگزاران فرآورده های نساجی، ماشینها و تجهیزات صنعتی، انواع نوشابه، فولاد و اقلام شیمیایی.
۳- کارگزاران خرید: این کارگزارن نیز بر اساس ارتباط بلند مدت با خریداران تمام خریدهای آنان را انجام می دهند و در فعالیتهای مانند بازرسی، دریافت، نگهداری و حمل و نقل مشارکت دارند آنها به عنوان رابط خریدار در بازار اطلاعات مورد نیاز را در اختیار خریدار قرار می دهند و تلاش می کنند تا مناسب ترین محصولات را برای او فراهم آورند.
۴- تجارت حق العل کار: این کارگزاران معمولا محصولات را دریافت می کنند و در مذاکرات فروش نقش دارند ولی به طور مستقل عمل می کنند. معمولا کشاورزانی که عضو تعاونی تولید کنندگان نبوده قادر به توزیع و فروش محصولات خود نیستند از این تجار استفاده می کنند تجار حق العمل کار مجموعه ای از فرآورده ها را به بازار اصلی یا مرکزی برده به بهترین قیمت می فروشند و پس از کسر هزینه ها و حق العمل خود بقیه پول را به تولید کننده می پردازند (رهنمایرودپشتی و همکاران، ۱۳۹۰).

 

 

۲-۱۴-کانالهای توزیع

 

 

انواع کانالهای توزیع را می توان به کانالهای توزیع محصولات مصرفی، محصولات صنعتی و خدمات تقسیم کرد (روستا و همکاران، ۱۳۸۸).
به خاطر تنوع شبکه های موجود، نمی توان یک ساختار عمومی برای شبکه ها در همه صنایع در نظر گرفت. هر چند که شبکه های توزیع بر دو نوع هستند: (تواری و پاندی، ۱۳۸۵)
۱-شبکه مستقیم بازاریابی (یا سطح صفر)
در این نوع شبکه هیچ گونه واسطه ای ندارد. در این سیستم توزیع کالاها، مستقیما از تولیدکننده به دست مصرف کننده می رسد.
مصرف کننده تولید کننده
۲-شبکه بازاریابی غیر مستقیم:
این شبکه را می توان به سه دسته زیر تقسیم کرد:
۲-۱-شبکه تک واسطه ای:در این نوع شبکه فقط یک واسطه بین تولید کننده و مصرف کننده وجود دارد. این واسطه می تواند یک خرده فروش یا یک توزیع کننده باشد
مصرف کننده خرده فروش تولید کننده
اگر واسطه یک توزیع کننده باشد این نوع شبکه فقط برای محصولات ویژه ای مانند یخچال یا محصولات صنعتی به کار می رود
۲-۲-شبکه دو واسطه ای: در این نوع شبکه دو واسطه وجود دارد که در آن واسطه آخر به عنوان یک خرده فروش عمل می کند. در مورد اغلب محصولات کشاورزی می توان این نوع شبکه را مشاهده کرد.
مصرف کننده خرده فروش توزیع کننده/عمده فروش تولید کننده
۲-۳-شبکه سه واسطه ای: این نوع شبکه سه واسطه دارد، کارگزار، توزیع کننده، عمده فروش و خرده فروش. این شبکه نیز شبیه دو مورد قبلی است.
مصرف کننده خرده فروش عمده فروش/توزیع کننده کارگزار تولید کننده

 

 

۲-۱۵- طراحی کانالهای توزیع

 

 

کانال توزیع دلخواه شرکتها کانالی است که هم نیازهای مشتریان را تامین کند و هم قدرت رقابت داشته باشد. طراحی توزیع نیازمند روشی سازمان یافته است که در شکل نشان داده شده است.

 




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:26:00 ب.ظ ]




۲-۱۷- موقعیت جغرافیایی محدوده مورد مطالعه

 

 

شهرستان مشگین شهر، دومین شهر استان اردبیل است. خیاو (خی یو) یا مشگین شهر امروزی، محدود است از شمال به شهرستان مغان، از جنوب به رشته جبال ساوالان(سبلان)، از مشرق به شهرستان اردبیل و کشور آذربایجان، و از غرب به شهر اهر (ارسباران) می باشد. شهرستان مشگین شهر در کنار رودخانه های پرآبی چون خیاوچای، اُنار و مشگین چای و چندین رود دیگر قرار گرفته و در دامنه شمالی کوهستان معروف ساوالان (سبلان) و چندین کوهستان دیگر واقع شده است. شرایط اقلیمی این شهرستان عبارت است از: عرض جغرافیایی ۳۸ درجه و ۲۳ دقیقه و ۳۴ ثانیه عرض شمالی طول جغرافیایی ۴۷ درجه و ۱ دقیقه و ۷ ثانیه طول شرقی ارتفاع از سطح دریا ۱۸۳۰ متر از سطح دریا قرار گرفته است. گرم ترین مرداد ماه سردترین دی ماه می باشد. طول این شهرستان ۵۱ کیلومتر عرض ۳۰ کیلومتر است. شهرها مشگین‌شهر، لاهرود، فخر آباد و رضی را می توان نام برد و بخش های این استان در چهار بخش، مرکزی، ارشق، مشگین شرقی و مرادلو تقسیم شده است. دهستان‌ها استان به تعداد دوازده دهستان و روستاها ۳۱۱ روستا که ۲۶۶ آبادی دارای سکنه می باشد. رودخانه‌ها این شهرستان رودهای خیاوچای، مشگین‌چای، انارچای، قره‌سو و دره‌رود می باشند. گونه های گیاهی در این منطقه اکثرا بلوط، زبان گنجشک و گونه های جانوری خوک، خرس، گرگ، روباه پرندگانی چون کاکلی، کبک، عقاب، شاهین و… می باشند. در شکل ۲-۳ موقعیت محدوده مورد مطالعه بر روی نقشه ایران و استان اردبیل نشان داده شده است .
شکل (۲-۳) موقعیت محدوده مورد مطالعه بر روی نقشه ایران و استان اردبیل

 

 

۲-۱۸- جمعیت شناسی شهرستان مشگین شهر

 

 

شهرستان خیاو که امروزه به نام مشگین شهر خوانده می شود در غرب اردبیل و در ۹۲ کیلومتری آن واقع شده است. خیاو نام قدیمی مشگین شهر بوده است. این شهرستان به علت همسایگی با کوه آتشفشانی سبلان که در ۲۵ کیلومتری آن واقع شده دارای بهار و تابستان و پاییزی معتدل و خنک و زمستانی سرد است. مشگین شهر بهشت عشایر ائل سون می باشد و همه ساله در تابستان چادر های رنگارنگ ایل مناظر بدیع و دلپذیری را بوجود می آورد و از نظر محیط زیستی منطقه بسیار بکر و ناب می باشد. از نظر تاریخی مشگین شهر با داشتن بیش از ۴۲۰ محوطه تاریخی و باستانی و اماکن متبرکه یکی از شهرستان‎ های مهم استان اردبیل می ‎باشد، شواهد و قرائن به دست آمده از منطقه باستانی شهریری، حکایت از تمدنی با قدمت شش هزار سال قبل از میلاد در منطقه مشگین شهر دارد. اورامی، وراوی، خیاو و پشگین شهر، اسامی این شهر در ایام گذشته بوده است. این شهرستان به علت تابستان خنک وجود آبهای معدنی قوتور سویی، شابیل، موئیل سویی، ایلان دو، آبشار گورگور، ملک سویی، قینرجه و آغ سو و همچنین وجود کوه سبلان مشگین شهر را از مناطق گردشکری و زیبای استان به شمار آورد. که حفظ محیط زیست بکر این شهرستان از اوجب واجبات بشمار می آید (استانداری اردبیل، ۱۳۹۴). براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰ جعیت استان اردبیل ۴۸۸/۲۴۸/۱ نفر بوده است.
جدول (۲-۱) جمعیت شهرستان‌های استان اردبیل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 
yle="box-sizing: inherit; width: 1104px;">
نام شهرستان جمعیت شهری جعیت روستایی جمعیت غیرساکن
اردبیل ۴۸۵۱۵۳ ۷۹۲۱۲ ـــ
بیله سوار ۲۲۸۸۹ ۳۰۸۷۹ ـــ
پارس‌آباد ۹۶۲۷۹ ۷۶۹۰۳ ـــ
خلخال ۴۷۸۴۸
 [ 08:25:00 ب.ظ ]




۱۵۱۱۵۶

 

 

 

 

منبع: سایت آمار استانداری اردبیل، ۱۳۹۱
جمعیت شهرستان مشگین شهر مطابق سرشماری سال ۱۳۸۵ حدود ۱۵۹۲۴۲ نفر بوده است بررسی سرشماری های سال های گذشته نشان می دهد که میزان جمعیت شهرستان نسبت به سال های گذشته کاهش یافته و رشد نسبتاً کندی داشته است که این روند نتیجه کنترل رشد جمعیت و مهاجر فرصتی بالا می باشد. شهرستان مشگین شهر دارای جمعیت جوان و شکل هرم سنی آن مثلثی شکل کاهنده می باشد و گروه سنی ۱۵ تا ۱۹ ساله با ۲۳۱۲۳ نفر، بیشترین جمعیت را به خود اختصاص داده است بعد خانوار  ۴٫۲۸ و نسبت جمعیت شهرستان به جمعیت استان حدود ۱۳٫۱۶ درصد و نسبت به جمعیت کشور حدود ۰٫۲۳ درصد می باشد. اندازه نسبت جنسی (تعداد مردان به ازای هر ۱۰۰ نفر زن) شهرستان حدود ۹۷٫۷۵ است نرخ اشتغال ۸۴٫۱ و نرخ بیکاری ۱۵٫۹ می باشد. میزان جوانی جمعیت شهرستان مشگین شهر در حدود ۲۵٫۹ درصد و سالخوردگی جمعیت حدود ۵٫۸۷ درصد و نسبت باسوادی حدود ۷۴٫۶۹ درصد است.  مطابق سرشماری های موجود جمعیت مشگین شهردر سال ۱۳۳۵ حدود ۱۷۱۱۷۴ نفر بوده که این رقم در سال ۱۳۴۵ به حدود ۲۱۴۴۳۹ نفر رسیده مطابق سرشماری سال ۱۳۵۵ به حدود  ۱۲۲۱۷۰ نفر کاهش یافته که علت این کاهش جدا شدن حوزه سرشماری مغان از شهرستان مشگین شهر بوده است. دشت مغان که قبلا به عنوان یکی از بخش های شهرستان مشگین شهر محسوب می شد به تاریخ ۱۳۵۵ با تصویب هیئت وزیران وقت از آن شهرستان جدا گردید و به عنوان یک شهرستان استقلال یافت بنابراین  کاهش جمعیت در سال ۱۳۵۵ به دلیل جدا شدن منطقه مغان از حوزه سرشماری شهرستان مشگین شهر بوده است  در سال ۱۳۶۵ جمعیت مشگین شهر به حدود  ۱۵۸۸۰۲ و در سرشماری سال ۱۳۷۵ به حدود ۱۶۴۰۰۷ نفر رسیده است. جمعیت مشگین شهر مطابق آخرین سرشماری در  سال ۱۳۹۰ حدود۱۵۱۱۵۶ نفر بوده است (دفتر آمار و اطلاعات استانداری اردبیل، ۱۳۹۱).
جدول (۲-۳)روستاهای شهرستان مشگین شهر

 

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 
yle="box-sizing: inherit; width: 1104px;"> بخش مرکزی بخش ارشق بخش مرادلو بخش مشگین شرقی آق‌بلاغ شعبانلو آق‌قاسم‌لو تازه‌کند ارجق بارزیل کلهر خلیفه‌داود زرگرگلی‌بلاغی دده‌بیگلو پری‌خان مزرعه‌جهان دوه‌چی علیا شمسیر علی‌آباد
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:25:00 ب.ظ ]




۳-۵-۲- مدلهای حاشیه بازاریابی[۵۸]

 

 

به منظور ارائه مدل مناسب تابع حاشیه بازاریابی، تلاشهای مستمری توسط واگ[۵۹](۱۹۶۴)، گاردنر[۶۰] (۱۹۷۵)، هین[۶۱] (۱۹۸۰) و ولگننت و مولن[۶۲] (۱۹۸۹)، صورت گرفت. هدف آنها از ارائه تابع حاشیه بازاریابی، تعیین عوامل تعیین کننده مقدار حاشیه بازار بوده است. نتیجه این تلاشها، ارائه چهار مدل حاشیه بازاریابی است که عبارتند از:
مدل اضافه بها[۶۳]
مدل حاشیه نسبی[۶۴]
مدل هزینه بازاریابی[۶۵]
مدل انتظارات منطقی (عقلایی)[۶۶]

 

 

۳-۴-۳- الگوی مارک- آپ

 

 

تقاضای مصرف کننده عامل تعیین کننده قیمتها ی خرده فروشی و سر مزرعه است ، به گونه ای که قیمتهای مواد غذایی در سرمزرعه به طور ساده عبارت است از: قیمتهای خرده فروشی منهای هزینه عوامل بازاریابی ، و بر این اساس ، مدل حاشیه بازاریابی به شکل زیر تعریف شده است . در این الگو حاشیه بازاریابی تابعی از قیمت خرده فروشی و هزینه های بازاریابی منظور گردیده است:
که در آن حاشیه بازاریابی، قیمت خرده فروشی، Z هزینه بازاریابی و سایر مواردی مثل روند زمانی، متغیرهای موهومی و غیره می باشند.
در این مدل حاشیه بازار می تواند به صورت قدرمطلق یا در صدی از مارک -آپ و یا ترکیبی از این دو باشد.(واگ، ۱۹۶۴)

 

 

۳-۵-۴- الگوی حاشیه نسبی

 

 

این مدل را مولن و ولگنانت با عنایت به تحلیل ساختاری گاردنر (۱۹۷۵) بیان کرده اند. مدل حاشیه نسبی از تابع تقاضای معکوس برای محصول فراوری شده کشاورز حاصل می شود و در آن حاشیه بازاریابی تابعی از قیمت خرده فروشی ، مقدار کالا و هزینه عوامل بازاریابی تعریف می شود. نهایتاً مدل حاشیه نسبی به صورت زیر است:
که در آن قیمت خرده فروشی، TR ارزش کالای فروخته شده (، و Z هزینه های بازاریابی می باشد.
این مدل، همگن خطی از قیمتهای عوامل و ستانده است. گرچه گاردنر به طور صحیح درباره دوره کوتاه مدت بحث نکرده ولی در مقابل ، تعدیلات درازمدت را در مدل ایستایش در نظر گرفته است. لذا طول زمان باید به اندازه کافی بلند باشد تا تابع تقاضای خرده فروشی و تابع عرضه مزرعه بتوانند انتقال یابند.

 

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

۳-۵-۵- الگوی هزینه بازاریابی

 

 

در این مدل فرض می شود که شرایط رقابتی برقرار است و بنگاه اقتصادی تا جایی خدمات بازاریابی را ارائه می کند که هزینه نهایی خدمات معادل درآمد نهایی آن باشد. این مدل مکمل مدل قیمت نسبی است (مدلها). این مدل توسط مولن و ولگنانت (۱۹۸۵) تبیین شده است. هزینه خدمات بازاریابی منحصراً به وسیله مقدار محصول مزرعه و هزینه های بنگاه تعیین می شود . بنابراین، به طور مشخص در این مدل حاشیه بازاریابی به صورت زیر بیان می شود:
=f (Q, Z(
بردار هزینه های بازاریابی است. Z میزان محصول عرضه شده و Q که در آن
سه مدل یاد شده تا این قسمت مدلهای ایستا هستند و در آن ها حاشیه بازاریابی همزمان تابعی از قیمت خرده فروشی، هزینه و سایر متغیرهاست.

 

 

۳-۵-۶- الگوی انتظارات منطقی (عقلایی)

 

 

این مدل بر خلاف سه مدل قبلی ، دینامیک (پویا) است. در این مدل به منظور براورد حاشیه بازاریابی علاوه بر قیمت سر مزرعه محصول و هزینه بازاریابی ، از قیمت مورد انتظار، نرخ بهره، نسبت موجودی به میزان فروش در هر دوره، نحوه تأمین مالی و زیان فروش نیز استفاده شده است. این مدل به صورت زیر براورد می شود:
=ℱ [, (), , r, g]
ارزش مورد انتظار قیمت، سرمزرعه در دوره آینده، قیمت سر مزرعه در دوره جاری، که r نرخ بهره، g نسبت موجودی به فروش، و بردار هزینه های بازاریابی است. این مدل نیازمند یک معادله کمکی برای تعیین یعنی پیش بینی انتظارات عقلایی است.
یک الگوی معادله انفرادی به وسیله نشاندن یک معادله پیش بینی به جای حاصل می شود. در این مدل پیش بینی انتظارات عقلایی ممکن است به طور تجربی با یک مدل ARMA با استفاده از قیمتهای خرده فروشی و سر مزرعه به دست آید.
هر یک از مدلهای فوق ویژگیهای خاصی دارند که در برخی از مطالعات و تحقیقات از بعضی از آنها استفاده شده ا ست. انتخاب مناسب نوع مدل اصولاً به دسترس پذیر بودن داده ها و نرم افزار مورد نظر، نوع اطلاعات مورد استفاده، ساختار و ویژگیهای بازار محصول مورد نظر و غیره بستگی دارد (بیک زاده و چیذری، ۱۳۸۶).

 

 

۳-۵-۷- کارایی بازاریابی[۶۷] و عملکرد عوامل بازاریابی

 

 

برای محاسبه سهم هر یک از عوامل تولید کننده، عمده فروش، خرده فروش از قیمت نهایی و در نتیجه نحوه توزیع قیمت نهایی بین عوامل مختلف از فرمولهای زیر استفاده خواهد شد:
سهم تولید کننده
سهم عمده فروش
سهم خرده فروش
که در این فرمولها نیز ، ، ، به ترتیب قیمت سر مزرعه، قیمت عمده فروشی، و قیمت خرده فروشی می باشد.
ضریب هزینه بازاریابی که حاشیه بازاریابی را به صورت درصدی از قیمت خرده فروشی نشان می دهد از رابطه زیر به دست می آید:




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:25:00 ب.ظ ]




برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

 

چکیده

 

 

این تحقیق به منظور تعیین ارزشغذایی و قابلیت هضم سه گونه مرتعی خلر(Lathyrus sativa  قدومه(Alyssum inflatum)، گونه (Carex comans)، مخلوط گونههای مذکور و گونه M. sativa با روشهای شیمیایی، طیفسنجی مادون قرمز، تولید گاز وکیسه نایلونی انجام شد.
نمونهبرداری به طور کاملاً تصادفی و محل انجام پژوهش در استان گیلان انجام شد. کلیه نمونههای بدستآمده ابتدا خُرد شده و سپس با هم مخلوط شده و جهت تعیین ترکیبات شیمیایی و تعیین قابلیت هضم با روش کیسهنایلونی و تولید گاز مورد آزمایش قرار گرفتند.
در این تحقیق از سه رأس گوسفند فیستولهدار در مزرعه تحقیقاتی علوم دامی دانشگاه آزاد واحد رشت استفاده شد. این طرح در قالب طرح کاملاً تصادفی و دادهها نیز با نرم افزار،SPSS Neway مورد آنالیز قرار گرفت. ترکیب شیمیایی (CP ، EE، CF، Ash ،ADF ،NDF ،OMD تجزیهپذیری (CP و DM) و تولید گاز(OMD،SCFA ، ME، NEL، DMD) برای تمام گونهها تعیین شد. مقادیر پروتئین خام گونه خلر(۷۲/۹%)، گونه قدومه(۴۳/۸%)، گونه آبدوست کارکس(۶۷/۱۸%)، مخلوط گونهها (۳۶/۹%) و گونه یونجه (۱۹/۱۹%) میباشد.
همبستگی روش NIR و روش شیمیایی در صفت خاکستر (۹۴%) و در صفات پروتئین خام (۶۵%)، NDF (79%) و ADF (50%) بود. روند تولید گاز نیز دارای روند افزایشی بوده و بیشترین تولید گاز مربوط به گونه یونجه وکمترین میزان مربوط به گونه خلر بود. میزان تجزیهپذیری مادهخشک و پروتئین در تمام زمانهای انکوباسیون دارای اختلاف معنیداری بین تمام تیمارها بود. بیشترین تجزیهپذیری ماده خشک و پروتئین مربوط به گونه یونجه و کمترین مربوط به کارکس میباشد. نتایج نشان داد که بین روش تولید گاز و کیسههای نایلونی همبستگی بالایی وجود دارد بهطوریکه بین تولید گاز و تجزیهپذیری پروتئین (۹۳%) و تجزیهپذیری ماده خشک (۹۲%) میباشد. بهطورکلی نتایج نشان دادند که گونههای مرتعی مطالعه شده و مخلوط آنها توانایی تأمین بخشی از نیازهای غذایی دامهای استان را دارا میباشند.
کلمات کلیدی : تولید گاز، کیسهنایلونی، L. sativa ، A. inflatum ، C. comans
فصل اول
کلیات

 

 

۱-۱ مقدمه

 

 

شناسایی و استفاده از منابع علوفهای که در مناطق مختلف محلی بهصورت دانش بومی موجود است بسیار حائز اهمیت بوده و در صورت انجام کارهای ترویجی مناسب سبب برنامهریزی بهتر و جایگزینی گونههای مناسبتر خواهد شد. لذا جمعآوری اطلاعات علمی در زمینه منابع علوفهای جدید و شناخت کمی و کیفی این منابع یکی از مهمترین عوامل تضمین موفقیت در دامپروری و کمک به تأمین منابع غذایی میباشد. بهرهبرداری از گونههای علوفهای مرتعی و سایر علوفههای جایگزین در دهههای اخیر در دنیا سبب رونق اقتصادی و اجتماعی جمعیت و ساکنان محلی بهویژه دامداران شده است(یونسکو[۱]، ۲۰۰۴). مشکل تغذیه دام در کشور ما همواره از مهمترین و مطرحترین مسائل دامپروری بوده و علیرغم فعالیتهای انجام شده در طی سالهای گذشته، راه حل اصولی برای رفع این مشکل ارائه نشده است. امروز ازدیاد جمعیت و افزایش تقاضا و همچنین کمبود منابع تأمینکننده موادغذایی، جهان را با چالشی عظیم در زمینه تغذیه مواجه ساخته است به گونهای که آمار گرسنگی در سال ۲۰۰۹ در جهان به مرز یک میلیارد نفر رسید(یونسکو، ۲۰۰۴).
با رشد جمعیت نیاز به منابع جدید مواد غذایی و همچنین استفادهی بهینهتر از پتانسیلهای موجود دارای اهمیت فراوان میباشد به گونهای که تولید موادغذایی تا سال ۲۰۵۰ باید حدود ۷۰ درصد افزایش یابد تا بتواند نیازهای غذایی جمعیت نُه میلیارد نفری این کره خاکی را تأمین نماید(فائو، ۲۰۰۹).
در امر تغذیه، منابع گوشتی و پروتئینی و به تبع آن منابع تغذیهای دامها حائز اهمیت است در آیندهای نزدیک کشاورزان علیرغم کمبود زمین جهت کشت علوفهها مجبور به تولید بیشتر خواهند بود از این رو شناسایی منابع جدید تأمین علوفه یک نیاز اساسی محسوب میگردد. هزینه تأمین مواد غذایی دام یکی از بالاترین هزینهها میباشد چناچه نزدیک به ۶۵-۷۰ % هزینههای مربوط به پرورش ونگهداری دام در رابطه با مسائل تغذیهای میباشد (هاشمی، ۱۳۷۵).
اهمیت تغذیه مناسب و کافی دام، ایجاب میکند که ارزش غذایی هر یک از مواد خوراکی در تغذیه دام و طیور، معمولاً با ارزیابی ترکیبات مغذی و ضریب قابلیت هضم آنها بیان میگردد. جمعیت کشور با نرخ فزایندهای در حال افزایش است، با افزایش جمعیت جهان تقاضا برای به کارگیری منابع پروتئینی جهت تغذیه مردم رو به فزونی میباشد. دامداری در کشور ما از سابقه بسیار طولانی برخوردار میباشد و ایران در سالیان پیش یکی از صادرکنندگان محصولات دامی بوده است. امّا در سالهای اخیر، نه تنها کشور ما صادراتی در این زمینه نداشته بلکه به یکی از واردکنندگان این محصولات تبدیل گردیده است. عوامل زیادی در بوجود آوردن این شرایط دخیل بوده است. اول آنکه در دهههای اخیر رشد جمعیت در کشور آهنگ بسیار تندی داشته و همچنین الگوهای مصرف نیز با گذشت زمان تغییر نموده است. دوم اینکه، شیوه دامپروری در ایران بهصورت سنتی بوده و حتی در سالهای اخیر که تحولات چشمگیری در تمام جنبههای تغذیه دام و پرورش دام، در جهان به وقوع پیوسته است هنوز هم بخش عمدهای از تولیدات دامی کشور، از دامداران سنتی تأمین میگردد و تعداد محدود دامپروریهای صنعتی نیز، بهطور کامل خود را با پیشرفتهای روز افزون علوم دامی در جهان همگام ننمودهاند (گلسن و اینال[۲]، ۱۹۹۵).




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:24:00 ب.ظ ]




دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

 

۳-۱- مواد وروشها

 

 

۳-۱-۱- نمونهبرداری

 

 

برای انجام تحقیق نمونههای سه گونه مرتعی خلر(Lathyrus sativa)، قدومه(Alyssum inflatum)، گونه آبدوست Carex comans و یونجه(Medicago sativa) از مراتع استان گیلان جمعآوری شدند. این تحقیق در قالب طرح کامل تصادفی انجام گرفت. برای هر یک از تکرارهای گونههای مذکور از مخلوط پایه پنج گیاه استفاده شد. سپس نمونههای جمعآوری شده درآون در دمای ۷۰ درجه سانتیگراد به مدت ۴۸ ساعت خشک شد. برای انجام آزمایشات نمونه آسیاب شده و به قطعات همگن و ریزتر تبدیل گردید. ترکیبات شیمیایی شامل ماده خشک، پروتئین خام(کجلدال)، خاکستر خام(کوره)، الیاف خام(فایبرتیک)، چربیخم(سوکسله)، میزان دیواره سلولی بدون همیسلولز) ADF) و دیواره سلولی(NDF) براساس روشهای معمول ونسوست(۱۹۹۱) و AOAC و طیفسنجی مادون قرمز تعیین شد و میزان ماده خشک، پروتئین خام، دیواره سلولی و دیواره سلولی عاری از همیسلولز ناپدید شده به روش کیسههای نایلونی و انرژی قابل متابولیسم به روش تولید گاز (روش منک) در ۳ تکرار با استفاده از سه رأس دام هم وزن فیستولهگذاری شده که به مدت یک هفته با مخلوطی از گیاهان مرتعی فوق تغذیه شدهاند اندازهگیری شد. همچنین برای تهیه تیمار مخلوط سه گونه مرتعی مطالعه شده نیز از کلیه نمونههای جمعآوری شده به نسبت مساوی در سه تکرار از سه گونه مرتعی خلر(Lathyrus sativa)، قدومه(Alyssum inflatum)، گونه آبدوست(Carex comans ) با هم مخلوط شده و تیمار مخلوط را تشکیل داد. محل آزمایش و فیستولهگذاری دامها در دانشکده کشاورزی دانشگاه آزاد واحد رشت بود.

 

 

۳-۱-۲- مشخصات گیاهشناسی گونههای مرتعی مطالعه شده

 

 

۳-۱-۲-۱- گونه مرتعی خلر(Lathyrus sativa )

 

 

این گونه ازخانواده پروانه اساها (papilionaceae) و قبیله برگ پیچکداران(Vicieae) و جنس Lathyrus (خلر) میباشد. گیاهانی پیچنده، بالارونده یکساله وچندساله هستندکه به وسیله بذر تکثیر میشوند. رویشگاه اصلی گونه خلر در مناطق مرطوب بوده وساقههایشان باریک است و با پیچیدن به دورگیاهان دیگر کم و بیش از آنها بالا میروند. برگ شانهای است وفقط یک جفت برگچه داردوسایر برگچهها به پیچک تبدیل شده وگاهی نیز تمام برگچهها به پیچک تبدیل میشوند (ارزانی، ۱۳۸۴).

 

 

۳-۱-۲-۲- گونه مرتعی قدومه(Alyssum inflatum)

 

 

گونه از تیره شب بو یاچلییپائیان(Brassicaceae یا Cruciferae) وجنس Alyssum (قدومه) میباشد. ارتفاع آنها از cm20 تجاوز نمیکند و برگها صاف وگاهی کرکدارند. گلآذین خوشهای کوتاه گلها زرد رنگ میوه خورجینک شکوفه گرد یا بیضوی شکل است. دارای کرکهای ستارهای است . حدود۷۰ گونه در ایران وجود دارد (ارزانی، ۱۳۸۴).

 

 

۳-۱-۲-۳- گونه مرتعی گونه آبدوست (Carex comans (

 

 

این گونه از تیره اویارسلام وجگن Cyperaceae ازجنس carex میباشند . گیاهی دائمی با طوقههای خشبی سخت که برای جلوگیری از فرسایش مناسب هستند. ارتفاع بوتهها کمتر ازcm50 میباشدو مخصوص مناطق مرطوب میباشد. گیاهان این خانواده چند ساله و دو ساله یا یک ساله و ساقه سه گوش دارند.گاهی استوانهای و تو پر یا تو خالی انواع ریزومدار آن برگهای فلس مانند دارند. برگها بلند وکشیده و نوک تیز و رگبرگ برجستهای درپشت برگ قرار دارد.گلآذین پانیکول و چند خوشه کوتاه و پهن در انتهای ساقه و در زیر آن ۳ برگ به شکل گریبانه قرار گرفتهاند. ساقههای زیرین سیاه رنگ و باریک و به طور افقی در عمق خاک میرویند. ازگرهها و تکمههای آن گیاه جدیدی ظاهر میشود که در شرایط مناسب در خاک در مدت کوتاهی میروید و ناحیهای را فرا میگیرد (ارزانی، ۱۳۸۴).

 

 

۳-۱-۳- تجزیه شیمیایی نمونهها

 

 

الف- تعیین رطوبت[۶۶]: برای تعیین ماده خشک ورطوبت موجود در نمونهها که بهصورت هوا خشک آماده شده بود از حرارت خشک آون در دمای ۱۰۰- ۹۵ سانتیگراد وفشار ۱۰۰ میلیمتر جیوه به مدت ۵ ساعت استفاده شد. بعد از خشک کردن نمونهها به دیسکاتور منتقل شده و بعد از سرد شدن توزین گردید. اندازهگیری وزن نمونهها قبل و بعد از خشک شدن با ترازوی حساس با دقت ۰۰۱/۰ گرم انجام شد(تقی زاده، ۱۳۸۶).
ب- تعیین پروتئینخام[۶۷]: مقداری از نمونه خشک شده را پس از هضم به وسیله اسید سولفوریک غلیظ به دستگاه کجدال اتوماتیک(Analyzer1030 utoKjeltecA) دارد ومقدار پروتئین آن قرائت گردید.
پ- تعیین خاکستر[۶۸]: مقدار ۲ گرم نمونه خشک شده را وزن کرده داخل کروزه چینی ریخته ودر کوره با درجه حرارت ۶۰۰ درجه سانتیگراد وبه مدت ۲ ساعت و تا حصول وزن ثابت نگهداری شد. سپس به دیسکاتور منتقل شده و پس از سرد شدن توزیع گردید(تقی زاده، ۱۳۸۶).
۱۰۰× وزن نمونه/ وزن ظرف- وزن نمونه با ظرف بعد ازسوختن = درصد خاکستر
ت- تعیین چربیخام[۶۹]: اندازهگیری چربی خام به روش سوکسله وحلال دیاتیل اتر و به مدت ۶ ساعت انجام شده برای این منظور مقدار ۲ گرم نمونه خشک شده در دستگاه سوکسله قرار داده وسایر اعمالی که در ارتباط با استخراج چربی از نمونهها صورت گرفت مطابق با پیشنهاد و راهنمای دستگاه انجام گرفت.
د- تعیین الیافخام[۷۰] مقدار ۲ گرم نمونه خشک چربی گرفته شده را تحت تأثیر محلولهای هضمکننده(اسید سولفوریک ۲۵/۱ درصد به مدت ۳۰ دقیقه وهیدروکسید ۲۵/۱ درصد به مدت ۳۰ دقیقه وتعداد ۱۵ سیسی الکل اتیلیک) قرار داده سپس پسمانده را خشک کرده و در کوره با حرارت ۶۰۰ درجه سانتیگراد خاکستر نموده، سپس تعداد خاکستر حاصل شده را از وزن پسمانده خشک شده کم کرده و با استفاده از فرمول زیر به وزن نمونه نسبت داده تا درصد فیبرخام بدست آید(تقی زاده، ۱۳۸۶).
۱۰۰ ×وزن نمونه/ وزن کروزه با خاکستر- وزن کروزه با الیاف = درصد فیبر خام
خ- اندازهگیری NDF (عصارهگیری با شوینده خنثی): برای تعیین الیاف نامحلول در محلول پاککننده خنثی یا NDF، محلول شوینده خنثی تهیه شد. پس از آماده نمودن محلول، یک گرم نمونه را داخل لوله آزمایش ریخته و۱۰۰ میلیلیتر از این محلول را به آن اضافه کرده وسپس لولهها حرارت داده شدند تا محلول به جوش آمد. بعد از ۵ دقیقه جوشیدن دما را کم نموده و بعد از برگشت یک ساعت دوباره حرارت را زیاد نموده تا محلول دوباره جوش آمده آنگاه محلول را صاف کرده و بعد از شستوشو با آب مقطر داغ برای ۳ مرتبه و سپس استن نمونه در آون خشک گردید. بعد از خشک شدن بقایا، درصد NDF از فرمول زیر محاسبه شد (تقی‎زاده، ۱۳۸۶).
۱۰۰ × وزن نمونه/ (وزن کروزه خالی- وزن کروزه به علاوه الیاف = درصد NDF
ح- اندازهگیری ADF (دیوارهسلولی عاری از همیسلولز): برای تعیین ADF ابتدا محلول مورد نیاز تهیه گردید. برای این منظور مقدار ۲۰ گرم استیلتریمتیلآمونیومبروماید را در یک لیتر محلول اسید سولفوریک یک نرمال حل گردید. سپس یک عدد کاغذ صافی خشک را وزن نموده تعداد یک گرم نمونه خشک شده مورد نظر و۱۰۰ میلیلیتر محلول فوق را در یک بشر ۵۰۰ میلی ریخته و با ثابت نگه داشتن حجم به مدت یک ساعت جوشانیده شد. سپس محلول حاصل را از روی کاغذ صافی وزن شده عبور داده، پس مانده را ۳ مرتبه با آب مقطر داغ شسته ومجدداً پس مانده را ۲ مرتبه با استون شسته شد. پسمانده روی کاغذ صافی را به مدت ۸ ساعت در آون ۱۰۰ درجه خشک گردید. پس از سرد نمودن در در دیسکاتور وزن گردید. برای محاسبه کاغذ صافی حاوی پسمانده را در کوره ۵۰۰ درجه سانتیگراد به مدت ۳ ساعت سوزانیده و وزن خاکستر را بدست آوردیم. درصد ADF از فرمول زیر محاسبه شد(تقی زاده، ۱۳۸۶).
۱۰۰ ×وزن نمونه/ ( وزن کروزه خالی – وزن کروزه بعلاوه الیاف) = درصد ADF

 

 

۳-۱-۴ – دام مورد استفاده و نحوه آمادهسازی دام

 

 

دراین تحقیق از سه رأس گوسفند نر بالغ نژاد تالشی، هم‌وزن(میانگین ۶/۲ ± ۶۵)، فیستولهگذاری شده استفاده گردید. ابتدا کلیه موارد بهداشتی متداول(اعم از واکسیناسیون، پشم‌چینی، سم‌چینی، خوراندن قرص‌های ضدانگل) در مورد دام‌ها اعمال گردید، سپس طی عمل جراحی برروی شکمبه گوسفندان آزمایشی، فیستوله نصب شد. بدین ترتیب که حیوان ۲۴ ساعت قبل از عمل جراحی تحت پرهیز غذا و آب قرار گرفت. سپس درهنگام جراحی داروی آرام‌بخش زایلازین‌ هیدروکلراید[۷۱] به ‌حیوان تزریق گردید به هردام به‌ازای هرکیلوگرم وزن متابولیکی مقدار ۰۵/۰ از داروی آرامبخش). ناحیه گودی‌کمری ‌چپ[۷۲]پس از تراشیدن و ضدعفونی با تزریق داروی لیدوکائین‌ هیدروکلراید[۷۳] در بافت پوست، ماهیچه و زیرپوست و دیواره شکمبه، بی‌حس گردید و سپس به‌کمک اسکالپل بر روی پوست برشی به ‌طول ۱۲-۱۰ سانتی‌متر به موازات قوس دنده‌ها و در فاصله دو سانتی‌متری زائده‌ عرضی مهره‌ها ایجاد شد، عضلات مورب خارجی و داخلی، عضله عرضی و صفاق نیز در همین امتداد و به‌کمک قیچی بریده شدند، پس از خارج کردن شکمبه، اطراف عضو به‌کمک تامپون‌های مرطوب پوشانده شده تا از ورود ترشحات شکمبه به درون حفره شکم جلوگیری شود. پس از شکافتن عضلات‌شکمی و فاسیا و صفاق قسمتی از دیواره شکمبه که مشخص شده به‌وسیله پنس بیرون آورده و محل برش شکمبه را به کمک سرم فیزیولوژی استریل شستشو داده و شکمبه به محل اصلی خود بازگردانده شده و به‌کمک نخ غیرقابل جذب کات‌گوت‌کرومیک[۷۴] نمره یک، بخیه‌هایی به‌صورت متقاطع ساده به پوست، ماهیچه و دیواره شکمبه در هردو انتهای قسمت برش داده شده زده شد. شکمبه با یک جفت میله و دو پیچ به صورت گیره، ثابت و به پوست دوخته شد، پیچ‌ها محکم شدند تا به‌تدریج قسمت خارج شده دیواره شکمبه نکروزه شود. انتهای نخ بخیه در هردو انتهای برش به‌گیره گره زده شد تا قسمت خارج شده به‌داخل حفره شکمی نلغزد. محل عمل به‌ مدت دوهفته کاملاً با آنتی‌بیوتیک ضد عفونی شد.
حداقل پنج روز پس از عمل، آنتی‌بیوتیک تزریق و به ‌محل زخم‌ها نیزآنتی‌بیوتیک به ‌منظور ضدعفونی کردن زخم‌ها و حشره‌کش به‌منظور دور کردن مگس‌ها وسایر حشرات موذی از محل زخم افشانده[۷۵] شد. هرروز پیچ‌ها محکم‌تر ‌شد تا این‌که پس ازهشت روز، قسمت نکروزه شده ‌شکمبه همراه گیره‌ها آویزان گردید. آن‌را جدا کرده و سپس فیستوله‌ها کار گذاشته شد(شکل ۳-۴). فیستولای نصب شده از جنس پلی‌اتیلن بوده و قطر دهانه نوع بهکار رفته در این تحقیق یکصد میلی‌متر و طول آن در حدود ۲۵۰ میلی‌متر بود. حیوانات به‌مدت یک‌ ماه پس از عمل جراحی تحت مداوا با آنتی‌بیوتیک قرار گرفتند و محل قرارگرفتن فیستولا در شکمبه به‌طور روزانه مورد پانسمان و ضدعفونی قرار ‌گرفت.




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:24:00 ب.ظ ]




۳-۱-۵- جایگاه حیوانات و مکان انجام آزمایش

 

 

بعداز عمل، حیوانات آزمایشی در محل مسقف و محصور، داخل جایگاه‌های انفرادی مخصوص آزمایش نگهداری ‌شدند. این جایگاه طوری طراحی شده بودکه حیوان درآن به‌راحتی جهت آزمایش مهار می‌شود و ضمناً از آزادی نسبی نیز برخوردار بود. ظروف آب و خوراک متصل به جایگاه‌ها بوده وآب به‌صورت آزاد در اختیار حیوانات قرار ‌گرفت(شکل ۳-۱).
آزمایش‌های تجزیهپذیری در دامداری دانشکده کشاورزی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت و آزمایشات تولیدگاز در موسسه تحقیقاتی علوم دامی کشور واقع درکرج انجام گردید.آزمایش طیف‌سنجی مادون قرمز نزدیک در مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور واقع در پیکان‌شهر تهران انجام گردید.
شکل ۳-۱- مراحل فیستولهگذاری

 

 

۳-۱-۶- روش کیسه نایلونی

 

 

در روش کیسه نایلونی نمونههای ۱۰-۵ گرمی در داخل کیسههای از جنس الیاف پلیاستر مصنوعی که نسبت به تجزیه میکروبی در شکمبه مقاوم وغیرقابل هضم است با سوراخهای ۵۰ میکرومتر و ابعاد ۱۸ ×۱۲ سانتیمتری قرارداده و درب کیسهها بهوسیله نخ مسدود شد. زمانهای انکوباسیون (۹۶، ۷۲، ۴۸، ۲۴، ۱۶، ۸، ۴، ۰) ساعت بود. برای هر تیمار در هر ساعت ۳ تکرار تهیه شد بهطوری که درون شکمبه هر دام ۱ کیسه قرار داده شد، بدین صورت که قبل از قرار دادن کیسهها درون شکمبه حیوان کیسهها در داخل کیسهای از جنس پلیاستر با قطر منافذ ۳ میلیمتری قرار داده خواهد شد وسپس کیسه بزرگ که حاوی کیسههای نایلونی است با استفاده از لوله لاستیکی به طول ۳۰ سانتی متر در داخل شکمبه شناور ماند پس از اتمام زمان انکوباسیون کیسهها خارج شده، شسته شده و در معرض جریان آب سرد قرار گرفت تا زمانی که تخمیر متوقف شود آب خارج شده وکاملاً شفاف شد. جهت تبخیر آب کیسهها به مدت ۲۴ ساعت در ۶۵ درجه سانتیگراد قرار گرفت و سپس به منظور تعیین درصد ماده خشک آن، مدت ۲۴ ساعت در دمای ۱۰۵ درجه سانتیگراد در داخل آون قرار داده شد. درصد ماده خشک وپروتئین خام ناپدید شده از طریق فرمولهای زیر محاسبه شد:
۱۰۰ˣ(وزن اولیه خوراکˣدرصد پروتئین)/{(وزن کیسه-وزن کیسه همراه نمونه پس از انکوباسیون)-(وزن کیسه – وزن کیسه همراه نمونه)} =درصد ماده خشک ناپدید شده
۱۰۰ˣ(وزن اولیه خوراکˣدرصد پروتئین)/{(درصد پروتئین باقیماندهˣوزن باقیمانده انکوباسیون) – (درصد پروتئینˣوزن اولیه خوراک)}=درصد پروتئین ناپدید شده
توسط نرمافزارهای موجود تجزیهپذیری بالقوه با استفاده از مدل (ct-e-1) b+a =محاسبه شد.

 

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

 

۳-۱-۶-۱- عملیات انجام شده پس از خروج کیسهها از داخل شکمبه

 

 

پس از پایان یافتن هر زمان تخمیر، کیسههای حاوی مواد خوراکی که در معرض تخمیر شکمبه قرار گرفت و از داخل شکمبه از طریق فیستوله خارج گردید و بلافاصله پس از خارج کردن، کیسهها در آب سرد قرار گرفتند. این کار جهت توقف سریعتر عمل تخمیر میکروبی بر مواد خوراکی داخل کیسهها انجام شد. همچنین این کار باعث شد مواد شکمبهای و بخشی از ذرات ریز که به کیسهها چسبیده، از آن جدا شود. سپس کیسهها در ماشین لباسشویی با آب سرد و به مدت ۱۵ دقیقه با ۶۰۰ دور در دقیقه شستشو داده شد. سپس آنها به انکوباتور منتقل و پس از ۲۴ ساعت خشک شدن، آنها در دمای ۶۰ درجه سانتیگراد وسپس به مدت ۴۸ ساعت در دمای آزمایشگاه قرار داده شدند. درصد تجزیهپذیری هر یک از مواد مغذی، پس از تعیین مقدار آن ماده مغذی در ماده اولیه ودر باقیمانده آن ماده در کیسهها پس از مدت زمان تخمیر با استفاده از رابطه زیر تعیین گردید:
۱۰۰× مقدار ماده مغذی در نمونه اولیه /مقدار ماده مغذی در نمونه باقیمانده – مقدار ماده مغذی در نمونه اولیه = درصد تجزیه پذیری یا ناپدید شدن
رابطه فوق درصد تجزیهپذیری بالقوه را نشان میدهد. وعوامل دیگر از جمله سرعت و میزان عبور مواد از شکمبه را در نظر نمیگیرد. به همین منظور رابطه دیگری برای بیان دقیق تر تجزیهپذیری ارائه گردید که این رابطه تجزیهپذیری موثر مواد خوراکی را نشان داد.
P = a + تجزیهپذیری موثر
که در این رابطه(P) تجزیهپذیری مواد خوراکی،b مواد نامحلول امّا بهطور بالقوه قابل تجزیه،a بخش محلول ماده خوراکی، c نرخ ثابت تجزیه بخشb در واحد زمان و r سرعت عبور مواد از شکمبه میباشد (صوفی، ۱۳۷۹؛ نویدشاد و جعفری صیادی، ۱۳۷۹).
مقدار r بر اساس سطوح مصرف خوراک توسط دام برآورد شد. که مقدار آن در سه سطح، برابر نگهداری، دو برابر نگهداری و بیش از دو برابر نگهداری به ترتیب ۰۲/۰، ۰۵/۰، ۰۸/۰ است و ضرایب a ،و c با معادله زیر بدست آمد(نویدشاد و جعفری صیادی، ۱۳۷۹):
P = a + b ( ۱ – e –ct )
در رابطه فوق p تجزیهپذیری ماده خوراکی در زمان t وa ،b و c همان پارامترهای فرمول پیشین است. t زمان تخمیر در شکمبه وe مبنای لگاریتم نپری برابر ۷۱۸۲/۲ می باشد. برای محاسبه سریع این ضرایب از برنامه Neway استفاده شد که مدّت زمان تأخیر را هم محاسبه میکند.

 

 

۳-۱-۷- روش تولید گاز

 

 

روش تولید گاز روشی است که براساس برقرار کردن ارتباط بین گاز تولید شده و قابلیت و میزان انرژی قابل متابولیسم علوفه مقادیر مورد نظر را محاسبه میکند. برای اندازهگیری تولید گاز از روش پیشنهادی منک بهوسیله دستگاه مخصوص که شامل ۵۷ سرنگ ویک اتاقک با دمای ۱±۳۹ درجه سانتیگراد، جهت نگهداری سرنگهاست برآورد شد. سرنگها در داخل دستگاه قرار گرفتند و به صورت دورانی حرکت کردند و در فواصل زمانی مشخص میزان تولید گاز ثبت شد. برای تهیه مایع شکمبه از ۳ رأس دام استفاده شد. در این آزمایش از جیره استاندارد و متناسب با این آزمایش استفاده شد. محلولهای مورد نیاز که استفاده گردید عبارتند از: محلول عناصر اصلی، محلول عناصر کممصرف، محلول بافر یا بزاق مصنوعی، محلول ریزاروزین و محلول احیا کننده. محلول احیا کننده به طور تازه تهیه شد ولی سایر محلولها را توان از قبل تهیه گردید. محلولهای تهیه شده را با هم مخلوط کرده ودر حمام آب گرم (۳۹ درجه سانتیگراد) قرار گرفت. به هنگام افزودن محلول احیاکننده، گاز ۲CO به محلول وارد شد، محلول آبی رنگ اولیه ابتدا به رنگ متمایل به قرمز درآمد و سپس بیرنگ شد. مایع شکمبه وقتی به محلولهای مذکور اضافه شد که شاخص به حالت بیرنگ درآمد، نسبت مایع شکمبه به بافر ۱:۲ بود. افزودن ۲CO پس از وارد کردن مایع شکمبه همچنان ادامه یافت وگاز دادن به مدت یک ساعت ادامه پیدا کرد. تغذیه در حد نگهداری انجام شد و به عنوان یک قانون کلی مایع شکمبه قبل از وعده غذایی صبح تهیه شد. ۲۰۰میلیگرم از نمونه به داخل سرنگهای ۱۰۰ میلیلیتری منتقل شد و به این سرنگها ۳۰ میلیلیتر محلول مایع شکمبه صاف شده حاوی بافر اضافه شد. میزان تولید گاز برای هر یک از تیمارها و تکرارها در زمانهای ۹۶، ۷۲، ۴۸، ۲۴، ۱۲، ۸، ۶، ۴، ۲، ۰ ساعت اندازهگیری و ثبت گردید.

 

 

۳-۱-۷-۱- مواد و دستگاههای لازم برای انجام آزمون گاز

 

 

۱ – انکوباتور هواکشدار با دقت در دمای ۱/۰ درجه سانتیگراد با ابعاد داخلی ۵۰×۷۰×۷۰ سانتیمتر.
۲- صفحه دَوار که قابلیت چرخاندن ۶۰ سرنگ را به میزان ۱ دوردر دقیقه بود.
۳- سرنگهای شیشهای ۱۰۰ میلیلیتری.
۴- شیلنگهای سیلیکونی به میزان ۵ سانتیمتر برای هر سرنگ مجهز به گیره جهت جلوگیری از خروج گاز و موادغذایی از سرنگها.
۵- پمپ خلاء برای کشیدن مایع شکمبه.
۶- ترازوی دقیق با دقت یک ۰۰۰۱/۰ گرم.
۷- مواد شیمیایی برای ساختن محلولهای لازم
۸- وازلین
۹- کپسول گاز CO2
تجهیزات لازم برای پر کردن سرنگها که شامل:
– حمام آب گرم برای ثابت نگهداشتن درجه حرارت مایع شکمبه در حین پر کردن سرنگها
– پیپت جهت کشیدن مایع شکمبه.
– پیپت اتوماتیک برای کشیدن محلولها(بزاق مصنوعی و احیاکننده و. . . )
– گرمکن همراه با مگنت جهت گرم کردن و حل کردن اجزاء محلولها(منک[۷۶] و همکاران، ۱۹۷۹).

 

 

۳-۱-۷-۲- حیوان دهنده مایع شکمبه و ابزار گرفتن و آمادهسازی مایع شکمبه

 

 

در هر آزمایش پس از عادتپذیری حیوانات فیستولادار مورد آزمایش به مدت ۱۵ روز در حد اشتها، خوراک آنها به میزان حدود ۲۰-۱۵% کم شد وتغذیه آنها در سطح نگهداری قرار گرفت و پس از چند روز، دو روز متوالی برای اجرای آزمایش انتخاب گردید و گرفتن مایع شکمبه بهوسیله پمپ خلاء و از نظر زمانی صبح قبل از تغذیه صبحگاهی انجام گرفت.
۳-۱-۷-۲-۱- گرفتن مایع شکمبه




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:24:00 ب.ظ ]




دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

 

۳-۱-۷-۳-آماده سازی دستگاه

 

 

سه روز قبل از آزمایش دستگاه را شسته پس از اطمینان از کارکرد درست ترموستات و هواکش آن، کلیه سرنگهای دستگاه شسته و در آون ۶۰ درجه به مدت ۲۴ ساعت خشک شدند و نمونه آماده شده خوراکها در سرنگها ریخته و پس از این که پیستون کاملاً وازلین کاری گردید(این وازلین کاری باید کاملاً درست انجام شد و میزان آن نه آنقدر کم بود که چنانچه گاز نشت کرد نه آن قدر زیاد باشد که هم باعث اختلال در حرکت پیستون داخل سرنگ شود و هم به میزان زیادی به بیرون نشت نماید.) آن را با یک حرکت چرخشی متناسب داخل سیلندر سرنگ قرار دادیم و عدد آن را روی عدد ۳۰ میلیلیتر تنظیم کرده و با گیره مخصوص دهانه سرنگ را بستیم در این حالت هم حتماً بایستی گیره بسته باشد تا سرنگ در اثر فشار هوای ناشی از هواکش هیچ مقدار از ماده غذایی محتوی خود را از دست ندهد. دستگاه را روشن کردیم و ترموستات آن را برای دامنه دمای ۴۰-۳۹ درجه سانتیگراد تنظیم نمودیم تا پس از آمادهسازی سرنگها و انتقال آنها به دستگاه، سرنگها و مواد خوراکی محتوی آنها به مدت ۲۴ ساعت درون دستگاه گرم شدند(منک واستینگاس، ۱۹۸۸).

 

 

۳-۱-۷-۴-آماده سازی خوراک

 

 

نمونهبرداری صحیح از خوراک بایستی به صورت نمونهبرداری در مورد کیسه های نایلونی ذکر شد انجام گرفت. میتوان از نمونهای که درون کیسههای نایلونی ریخته شده بود برای آزمون گاز استفاده کرد ولی در این آزمایش مواد خوراکی را با استفاده از الک شماره ۵۶۵۷ ریز به قطعات ۱ میلیمتری خرد نموده و پس از عبور آنها از الک ۴۵ میکرونی برای گرفتن گرد و غبار برای هر سرنگ به میزان ۲۱۱/۰ الی ۲۱۶/۰ گرم ماده خوراکی را وزن و با قیف مخصوص بهطوری که هیچ ذرهای از ماده خوراکی به دیواره سرنگ نچسبد تمام ماده خوراکی در انتهای سرنگ ریخته شد و بعد پیستون در جای خود قرار گرفت و سرنگهای حاوی مواد خوراکی جهت گرم شدن به داخل دستگاه منتقل گردید.

 

 

۳-۱-۷-۵-آمادهسازی محلولها

 

 

فرمولهای محلولها و بعد طرز آمادهکردن آنهابشرح ذیل میباشد
محلول اول شامل:
۷/۵ گرم Na2HPO4، ۲/۶ گرم KHPO4، ۶/۰ گرم H2O7 X MgSO4 که با آب مقطر به حجم یک لیتر رسانده و حل گردید.
محلول دوم شامل:
۲/۱۳ گرم H2O2 x cacl2، ۱۰ گرم H2O 4 x MnCl2، ۱ گرم H2O 6 x CoCl2، ۸/۰ گرم H2O 6 x FeCl2 که با آب مقطر به حجم ۱۰۰ میلیلیتر رساندیم.
محلول بافر شامل:
۳۵ گرم NaHCO3 ، ۴ گرم HCO3 (NH4) که با آب مقطر به حجم ۱ لیتر رساندیم.
محلول ریزاسورین شامل:
۱۰۰ میلیگرم ریزاسورین که آن را با آب مقطر به حجم ۱۰۰ میلیلیتر رساندیم.
محلول احیاکننده شامل:
۲ میلیلیتر NaOH یک نرمال، ۲۸۵ میلیگرم H2O7 x Na2S و ۵/۴۷ میلیلیتر آب مقطر است.
این محلولها، پنج محلول مورد استفاده در این آزمون را تشکیل دادند. محلول احیاکننده بایستی در هر نوبت آزمایش و درست قبل از آن و تازه ساخته شد. امّا سایر محلولها را قبلاً ساخته و ذخیره گردید. پس از آمادهسازی محلولها طبق فرمول زیر بزاق مصنوعی و محلول اصلی بهکار رفته در این آزمایش را که به نسبت ۲۰-۱۰ با مایع شکمبه مخلوط گردید.(۲۰ سیسی بزاق مصنوعی و ۱۰ سیسی مایع شکمبه) ساخته شد: ۴۷۴ میلیلیتر آب مقطر، ۱۲/۰ از محلول دوم، ۲۳۷ میلیلیتر از محلول بافر، ۲۳۷ میلی لیتر از محلول اول، ۲۲/۱ از محلول ریزاسورین.
گاز CO2 از طریق یک لوله به داخل محلولها وارد شد خصوصاً هنگامی که محلول احیاکننده را اضافه کردیم این محلول آبی روشن بهتدریج با خروج اکسیژن از آن به یک محلول قرمز تبدیل شد و در نهایت بیرنگ شد که این نشانه عدم وجود اکسیژن در آن است. تا لحظه بیرنگ شدن محلول و خروج کامل اکسیژن ازآن ما مجاز به استفاده از آن نبودیم، سپس سرنگهای حاوی نمونه خوراکی را که گرم شدند از سر سرنگ و از طریق لوله پلاستیکی با حجم ۲۰ میلیلیتر از این محلول و ۱۰ میلیلیتر مایع شکمبه پر کرده و پس از تنظیم آن روی درجه ۳۰ میلیلیتر و محکم کردن گیره آن، سرنگ داخل دستگاه قرار داده شد و موتور گردنده را روشن نموده تا سرنگها دردمای ۳۹ درجه و چرخشی معادل ۱ دور در دقیقه در شرایطی مشابه به شرایط شکمبه عمل هضم و تولید گاز انجام شد.

 

 

۳-۱-۷-۶- آزمون گاز

 

 

پس از پر کردن هر سرنگ با نمونه ماده خوراکی، شیرابه شکمبه و محلول ساخته شده بزاق مصنوعی به طریقی که شرح آن داده شد سرنگی حاوی ۲۰ میلیلیتر محلول، ۱۰ میلیلیتر مایع شکمبه و حدود ۲۱۱/۰ تا ۲۱۶/۰ گرم ماده خوراکی بدست آمد و عدد پیستون هم روی ۳۰ میلیلیتر تنظیم شد و در حقیقت عدد ۳۰ که حجم مایعات داخل سرنگ است به منزله میزان گاز تولیدی در زمان صفر (V0) است. این سرنگها وسرنگهای بدون ماده غذایی مربوط داخل دستگاه در محل مخصوص قرارداده شد و روتور دستگاه روشن شد.
دمای انکوباتور در تمام طول آزمایش ۳۹ درجه سانتیگراد(با دقت ۱/۰ درجه سانتیگراد) بو.د یک افت جزیی در دما در هر مرحله آزمایش چه در زمان نمونهگیری مایع شکمبه که دمای آن با ترموس آب گرم در حد ۳۹ درجه سانتیگراد حفظ گردید و چه در مرحله تزریق مایع شکمبه به داخل سرنگها و چه در مرحله تولید گاز در دستگاه، اثر منفی کمتری داشت تا اینکه این دما در هر مرحلهای از ۴۰ درجه سانتیگراد بالاتر رود که این افزایش دما بهشدت روی طول عمر و جمعیت میکروبی و فعالیت میکروارگانیسمهای مایع شکمبه اثر داشت.
قرائتهای بعدی بدین طریق انجام شد، ۲ ساعت بعد(V2)، ۴ ساعت بعد(V4)، ۶ ساعت بعد(V6)، ۸ ساعت بعد(V8)، ۱۲ ساعت بعد(V12)، و بعد در زمانهای ۲۴ ساعت(V24)، ۴۸ ساعت(V48)، ۷۲ ساعت(V72) و ۹۶ ساعت(V96) که در این ساعات میزان گاز تولیدی اندازه گرفته شد و در جداول مربوط ثبت گردید. در هر ساعتی که پس از قرائت مشاهده شد که گاز تولیدی بیشتر از ۵۰ میلیلیتر گردیده، بر جلوگیری از اثر فشار روی میکروارگانیسمها و همچنین گیرکردن پیستون به دیواره داخلی دستگاه، پس از اینکه سر سرنگ رو به بالا قرار داده شد گیره را باز کرده و پیستون به سمت بالا حرکت داده شد تا مجدداً روی ۳۰ میلیلیتر قرار گرفت و مواظب شد که به هیچ وجه مایع از داخل سرنگ خارج نشود و بعد از زدن علامت در جدول مربوطه مجدداً گیره را بسته و سرنگ داخل انکوباتور قرار داده شد. در هنگام بالا بردن پیستون علاوه بر دقت کافی جهت عدم خروج مایع از سرنگ دقت زیادی شدکه بالا بردن پیستون با یک حرکت چرخشی انجام شد تا از عدم چسبیدن پیستون به دیواره سرنگ اطمینان حاصل شد.
در این آزمایش برای قرائت هر سرنگ درب انکوباتور باز گردیده و بلافاصله بسته شد و از خارج کردن چند سرنگ با هم جهت قرائت خودداری شد چرا که دمای سرنگها کم شود یا دمای داخل انکوبا تور پایین بیاید علاوه بر اثر سوء روی میکروارگانیسمها باعث انقباض وکم شدن حجم مایع و گاز داخل سرنگ شده و با مکشی که ایجاد میکند باعث کشیده شدن پیستون به داخل شده و باعث اشتباه در قرائت گاز تولیدی میگردد(منک واستینگاس، ۱۹۸۸).

 

 

۳-۱-۷-۷- محاسبه پارامترهای هضم‌پذیری

 

 

با استفاده از فرمول‌های زیر پارامترهای هضم‌پذیری محاسبه گردید(منک وهمکاران، ۱۹۸۸).
OMD = 14.88 + 0/889 Gas + 0/45 Cp + 0/0651 Ash(ماده‌آلی‌قابل‌هضم)
+ ۰/۰۰۰۲۸۶ EE2 ۰/۰۰۵۷ Cp = 2/2 + 0/136 Gas + ME(انرژی‌قابل‌متابولیسم)
SCFA = 0/0601 + 0/239 Gas(اسیدهای‌چرب زنجیره‌کوتاه)
NE= ۰/۵۴ + ۰/۰۹۶ Gas + 0/0038 Cp + 0/000173EE2(انرژی‌خالص‌شیردهی)
Gas = گاز تولیدی در ۲۴ ساعت(میلی‌لیتر بر گرم ماده‌خشک).
Cp = پروتئین‌خام در ماده‌خشک.
EE = درصد مولی چربی‌خام در ماده‌خشک.

 

 

۳-۱-۸- روش طیف‌سنجی مادون قرمزنزدیک انعکاسی(NIRS)

 

 

به‌تازگی در بعضی ازآزمایشگاه‌ها، روش‌هایی همچون ترکیب روش‌های رگرسیون‌آماری با طیف‌سنجی مادون قرمزنزدیک انعکاسی مرسوم شده است.

 

 

۳-۱-۸-۱- تعیین شاخص‌های کیفیت با طیف‌ سنجی مادون قرمزنزدیک

 

 

پس از تعیین ترکیب شیمیایی نمونه‌ها درآزمایشگاه، باقی‌مانده نمونه‌ها برای کالیبراسیون مورد استفاده قرار گرفتند. برای اسکن‌کردن نمونه‌ها ازدستگاهpercon Inframatic8620 استفاده شدکه دارای بیست فیلتر ‌بود. درمجموع برای هرکدام از سه گونه یک برنامه کالیبراسیونی برای صفات مورد بررسی تهیه گردید. تکنولوژی طیفسنجی مادون قرمزنزدیک براساس جذب و انعکاس اشعه مادون قرمز در طول موج‌های بین ۱۱۰۰-۲۵۰۰ نانومتر استوار بود. در این روش اشعه بر جسم تابانیده شده و انرژی منعکس شده® از نمونه براساس log ۱/ R اندازه‌گیری شد. از هرگونه گیاهی بیست تکرار به‌طور مجزا در داخل محفظه‌های دستگاه قرارگرفته شد و با تابانیدن پرتوهای مختلف اشعه مادون قرمزنزدیک، صفات کیفی مورد نظر پیش‌بینی شد. حدود دو سوم نمونه نیز برای پردازش معادله کالیبراسیون و بقیه برای صحت دقت معادله کالیبراسیونی به‌کار برده شد. کالیبراسیون به ‌طور معمول با کاربرد رگرسیون خطی چندمتغیره[۷۸] براساس روش وسترهاوس[۷۹](۱۹۸۸) و با استفاده از نرم‌افزار Percon NIR Programs Version ۴/۸۹ معرفی شده شرکت Percon بود.

 

 

۳-۱-۸-۲- جست و جوی اتوماتیک فیلترها[۸۰]

 

 

برای تعیین بهترین کالیبراسیون به‌طور معمول از ترکیبات طول موج سه، چهار، پنج و شش‌تایی استفاده گردید. زیرا استفاده از همه بیست فیلتر با هدف بررسی کیفیت علوفه‌گیاهان ‌مرتعی هم‌سو نمی‌باشد. فیلترهای ‌برتر براساس کمترین اشتباه‌استاندارد کالیبراسیون(SEC)[81]، بیشترین ضریب تشخیص(R2)[82] و بیشترین مقدار آزمون F مشخص شد (احمدی، ۱۳۸۲).




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:23:00 ب.ظ ]




تعیین معادله‌های‌ رگرسیونی از فیلترهای انتخاب شده پس از انتخاب فیلترها برای هر یک از داده‌های کالیبره شده (این‌کار را نرم‌افزار پس از جستجوی بالا انجام می‌دهد)، عملیات رگرسیون برای هریک از بهترین فیلترهای سه، چهار، پنج شش‌تایی انجام گرفت و نتایج یادداشت شد. سپس نتایج رگرسیون برای هریک از معادله‌ها با مشاهده تفاوت داده‌های آزمایشگاهی و طیف‌سنجی مادون قرمز نزدیک کنترل و ذخیره گردید.

 

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

 

۳-۱-۸-۴- بررسی صحت معادلات‌کالیبراسیون(هم‌سنجی)[۸۳]

 

 

بررسی صحت معادلات‌کالیبراسیون پس از پردازش چندین معادله‌کالیبراسیون هریک از این معادلات با تعدادی از نمونه‌های دیگر که از پیش درآزمایشگاه اندازه‌گیری شده‌اند ارزیابی و بهترین معادله برای صفت معین تعیین گردید. به‌طور معمول از دستورالعمل نرم‌افزار Infaramatic ۸۶۲۰ برای ارزیابی و صحت معادلات کالیبره استفاده شد. براساس اشتباه‌استاندارد ارزیابی(SEP)[84] کمتر، ضریب تشخیص بیشتر(R2) و شیب خط‌رگرسیون نزدیک به یک و کمترین انحراف نتایج طیف ‌سنجی مادون قرمز نزدیک و نتایج آزمایشگاه، دستگاه طیفسنجی مادون قرمز نزدیک کالیبره شد. سپس نتایج بر روی نمودارهای رگرسیونی که درآن‌ها داده‌های آزمایشگاه به عنوان متغیر مستقل و داده‌های حاصل از طیف‌سنجی مادونقرمز نزدیک به‌عنوان متغیر وابسته در نظرگرفته شد و معادله ‌رگرسیون بر پایه دو سری داده محاسبه گردید. گروه داده‌های مقادیر جذب اندازه‌گیری شده درطول موج‌های مختلف به‌عنوان X1 الی X20 برای کالیبراسیون و گروه داده‌های آزمایشگاهی مرجع جهت نمونه‌های متناظر استفاده گردید (احمدی، ۱۳۸۲).

 

 

۳-۲- تجزیه و تحلیل آماری داده‌ها

 

 

اطلاعات حاصل در قالب طرح کاملاً تصادفی با پنج تیمار و سه تکرار مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای رسم نمودارهای تجزیه‌پذیری ماده‌خشک و سایر موادمغذی و همچنین تجزیه و تحلیل داده‌های مربوط به آزمون ‌گاز از نرم‌افزارهای Fit Curve و Excel (2007) و برای آنالیز دادهها، مقایسه میانگین‌ها و هم‌چنین مقایسه ضرایبa b, c , و سایر فراسنجه‌ها و محاسبه مقادیر انحراف معیار و انحراف خطا از آزمون چند دامنه‌ای دانکن با فرض خطای کمتر از ۰۵/۰ از نرم‌افزار SPSS استفاده شد.
جهت تعیین مولفه‌های تولیدگاز از معادله مکدونالد(۱۹۸۱) استفاده شد.
P = a+b(1 – e-ct)
P : تولیدگاز در زمان t
a : تولیدگاز بخش محلول
b : تولیدگاز بخش غیرمحلول
c : نرخ تولیدگاز
t : زمان تخمیر
مدل تجزیه واریانس به‌کار رفته دراین تحقیق به‌صورت زیر بود:
Yij = µ+Ti+eij
در این مدل :
Yij = مقدار هر مشاهده
µ = میانگین کل
T= اثر تیمار
eij = خطای آزمایش
در پایان همبستگی بین تجزیه‌پذیری به روش in situ و داده‌های تولید گاز به وسیله نرم افزار Excel (2007) محاسبه شد.
فصل چهارم:
نتایج

 

 

۴- ۱- نتایج

 

 

۴- ۱- ۱- نتایج آنالیز شیمیایی و طیف سنجی مادون قرمز (NIR) صفات کیفی در گونههای مطالعه شده

 

 

نتایج آنالیز شیمیایی و طیفسنجی مادون قرمز گونههای مطالعه شده نشان داد در تمام صفات اندازهگیری بین گونههای آزمایشی، اختلاف معنیداری وجود دارد(۰۵/۰P). گونههای C.comans و یونجه دارای بیشترین و A.inflatum دارای کمترین پروتئین خام بودند. دو گونه L.sativa و مخلوط سه گونه داری میزان متوسطی از پروتئین خام در بین تیمارها است. این روند پروتئین خام در روش طیفسنجی نیز مشاهده شد و بیشترین مقدار مربوط به یونجه ولی کمترین مقدار مربوط به سه گونه A.inflatum، L.sativa و مخلوط بود. میزان خاکستر و الیاف نامحلول در شویندهاسیدی در هر دو روش شیمیایی و طیفسنجی یونجه بیشترین مقدار و C.comans ، L.sativa و مخلوط کمترین مقادیر را به خود اختصاص دادند. بیشترین میزان چربی خام به ترتیب مربوط به A.inflatum، L.sativa، مخلوط، C.comans و یونجه بود. بیشترین فیبر خام مقدار مربوط به گونه C. comans و کمترین مقدار مربوط به گونههای L.sativa و یونجه بود. بیشترین مقدار الیاف نامحلول در شوینده خنثی در هر دو روش اندازهگیری شیمیایی و طیفسنجی مربوط به گونه A.inflatum و L.sativa بوده و کمترین مقادیر مربوط به C.comans و مخلوط گونهها بود. البته در روش طیفسنجی کمترین برای یونجه بود(جدول ۴-۱). نتایج جدول (۴-۱) نشان داد که به جز در میزان خاکستر در بقیه صفات اندازهگیری شده در هر دو روش شیمیایی و طیفسنجی مادون قرمز، مقادیر مربوط به طیفسنجی نسبت به مقادیر شیمیایی کمتر است.
جدول ۴- ۱- مقایسه مقادیر ترکیب اجزا گونههای مطالعه شده در روش تجزیه شیمیایی و NIR (براساس ماده خشک)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 
yle="box-sizing: inherit; width: 1104px;"> روش اندازه گیری صفت مورد
مقایسه (درصد) میانگین هر تیمار میانگین
مربعات df F محاسباتی
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:23:00 ب.ظ ]




برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

۲-۲-۲-ابعاد تعهد

 

 

تعهد دارای ابعاد متفاوتی است که توسط صاحبنظران ارائه شده و در طی تحقیقات انجام شده توسعه یافته است.
در بررسی‌های اولیه، تعهد دارای دو بعد رفتاری و نگرشی بوده است،سپس دو بعد تعهد مستمر و تعهد عاطفی به آن افزوده شده است.این دیدگاه از تعهد،دیدگاه تعهد چند جانبه نامیده می‌شود که‌ به اختصار هریک از ابعاد توضیح داده می‌شود(ایورسن وروی،۱۹۹۴،۱۲)
ایورسون روی (۱۹۹۴) تعهد را دارای ایعاد متفاوتی می داند این ابعاد عبارتند از : تعهد رفتاری، نگرشی، عاطفی، مستمر
گرینبرگ، بارون و سایر دانشمندان به طور ویژه سه نوع (بعد) تعهد سازمانی را مشخص نموده‌اند: تعهد عاطفی، تعهد مستمر، تعهد هنجاری (گرینبرگ و بارون ،۱۳۸۹،۱۸۲).
در دیدگاه سه بعدی، می یر و آلن، گرینبرگ و بارون و سایر دانشمندان، از تمایز بین تعهد رفتاری و نگرشی فراتر رفته چنین استدلال کرده اند که تعهد به عنوان یک حالت روانی دارای سه بعد است، . نوعی تمایل، نیاز، و الزام جهت ادامه اشتغال در یک سازمان به شمار می رود.
۱ـ دیدگاه رفتاری: اولین بعد تعهد که با کار بکر (۱۹۶۰) تکمیل شد و بیش از سایر ابعاد مورد توجه بوده است،تعهد رفتاری است.در این بعد بیشتر به علل ترک‌ خدمت و افزایش غیبت پرداخته می‌شود و بطور کلی تعریف آن‌ عبارتست از قصد و نیت کارکنان به ماندن درسازمان.بر این مبنا تعهد سازمان بیشتر براساس مواردی مانند میل به ترک خدمت،میل به‌ ماندن،قصد و اراده ترک خدمت و قصد و اراده به ماندن و پیوستن مورد بررسی قرار می‌گیرد.اهمیت بعد رفتاری در بیان رابطه بین تعهدسازمانی‌ و ترک خدمت و رضایتمندی است و بهترین شاخص ترک خدمت‌ بشمار می‌رود. مزایای بررسی بعد رفتاری بر سایر ابعاد،بویژه در رابطه با قصد ماندن یا ترک خدمت و انفصال شغلی آن است که اولا راستی و درستی‌ دلایل ترک خدمت از جناب کارکنان ار مشخص می‌کند،ثانیا استفاده از اطلاعات عادی برای تعیین علت ترک خدمت نمی‌تواند مشخص کند که‌ علت مزبورد ارادی است یا غیر ارادی،و ثالثا امکان دارد عوامل بیشمار دیگری در تصمیم به ترک خدمت وجود داشته باشد که در غیر اینصورت‌ قابل شناسایی نیستند. در این دیدگاه معمولی‌‌ترین شیوه برخورد با تعهد سازمانی شیوه‌ای است که تعهد به عنوان درک هزینه‌ها و احساس تکلیف در نظر گرفته می‌شود.در این بعد تعهد یک حالت درونی است که فرد به وسیله اعمالش مقید و متعهد می‌شود که به فعالیت‌ها و وابستگی‌اش در سازمان ادامه دهد.
براساس موارد فوق به این نتیجه می‌رسیم که بعد رفتاری از آنجا اهمیت دارد که دارای نقش پیشگیری کننده در کاهش تعهد شغلی و سازمانی کارکنان می‌باشد.دیدگاه رفتاری به مدیران این توان را می‌دهد که بنحو مناسبی بتوانند عوامل کاهش یا از بین رفتن تعهد را پیش‌بینی و پیشگیری نمایند.
۲ ـ دیدگاه نگرشی[۱]: در این دیدگاه تحقیقات عمدتاً به سمت شناسایی عوامل ایجاد کننده تعهد، پیامدها و نتایج حاصل از تعهد جهت‌گیری پیدا می‌کند و معمولی‌ترین شیوه برخورد با تعهد سازمانی در این دیدگاه، تعهد به عنوان وابستگی عاطفی و روانی به سازمان در نظر گرفته می‌شود. تعهد نگرشی حاکی از طرفداری کارکنان از سازمان، تمایل زیادی به عضویت و تمایل بسیار کمتر به ترک خدمت است.
بعد نگرشی یکی از مهمترین شاخص‌های پیش‌بینی کنده تعهد رفتاری‌ می‌باشد.منظور از تعهد نگرشی،داشتن تعهد به ارزشها و اهداف‌سازمان‌ وسازگاری با آنهاست.تعهد نگرشی حاکی از طرفداری کارکنان از سازمان،تمایل زیاد به عضویت و تمایل بسیار کمتر به ترک خدمت‌ است.بنابراین،همانطور که تعهد رفتاری بیشتر شاخص پیش‌بینی ترک‌ خدمت بود،تعهد نگرش نیز،پیش‌بینی کننده رضایت شغلی است.وجه‌ افتراق قابل توجه رضایت شغلی با تعهد نگرشی آن است که رضایت‌ شغلی بیشتر جنبه مقطعی دارد،در حالیکه تعهد نگرشی بیشتر جنبه‌ درازمدت و ماندگار دارد.رضایت شغلی بیشتر پاسخی است مقطعی به‌ جنبه‌های مثبت و مفید محیط شغلی.بنابراین،در تعهد نگرشی توجه به‌ اهداف و ارزشهای‌سازمان است.تعهد نگرشی و تعهد رفتاری بطور کلی‌ می‌توان به پیش‌بینی نیت و رفتار وی مبادرت نمود.در این رابطه مدلی که‌ توسط آجزن و فیش بین(۱۹۸۰)ارئه شده است،بخوبی این وضعیت را ترسیم می‌کند.در مدل برداشت فرد از تعهد خودش و برداشت او از دیدگاه و نگرش دیگران نسبت به تعهد او را می‌توان به‌ عنوان عناصر اصلی پیش‌بینی نیت و رفتار وی تلقی نمود.
تعهد نگرشی که یکی‌از مهم‌ترین شاخص‌های پیش‌بینی کننده تعهد رفتاری است. منظور از تعهد نگرشی، متعهد بودن به ارزشها و اهداف سازمانی و نیز سازگاری با آنهاست.
بنابراین،با توجه به این دیدگاه مدیران باید سعی کنند بین رفتار و نگرش کارکنان روابط پویائی را حاکم کنند که این امخر نیازمند آموزش‌ مداوم آنها برای کاهش مقاومت در مقابل تغییرات و تحولات لازم در سازمان است.آموزش باعث پویاتر شدن نگرشها و رفتارها شده و رفتار فرد را از حالت انجماد خارج می‌سازد.

 

 

۲-۲-۳-مدل سه بعدی تعهد سازمانی آلن و مایر

 

 

آلن و مایر سه بعد برای تعهد سازمانی تحت عنوان تعهد عاطفی، تعهد مستمرو تعهد هنجاری قائل شده اند.
تعهد عاطفی[۲] با تعهد نگرشی رابطه بسیار نزدیکی دارد و بعنوان وابستگی و تعلق خاطر به‌سازمان از طریق قبول‌ شاخص پیش‌بینی ترک خدمت و غیبت باشد.
تعهد عاطفی به عنوان تعلق خاطر به یک سازمان که از طریق قبول ارزشهای سازمانی و نیز بوسیله تمایل به ماندگاری در سازمان مشخص می گردد، تعریف می شود. به عنوان مثال هر اندازه عضو سازمان به فرهنگ و ارزشهای سازمانی علاقه مند بوده و آنها را قبول داشته باشد و همچنین متمایل به ادامه عضویت در سازمان باشد به همان اندازه تعهد عاطفی به سازمان دارد.
تعهد عاطفی به وابستگی عاطفی فرد به سازمان ،همخوانی با آن و مشارکت در فرایندهای سازمانی اشاره دارد.عوامل مؤثر بر تعهد سازمانی از نوع عاطفی عبارتند از: الف.ویژگی های فردی (مانند سن، سابقه خدمت، سطح تحصیلات، جنسیت، وضعیت تأهل و…) ب.ویژگی های شغلی (نظیر حیطه شغل، تضاد شغل و ابهام شغل) ج. ویژگیهای ساختاری (نظیر رسمیت، تمرکز، اندازه سازمان و…) د. تجربیات کاری. کارکنانی با تعهد عاطفی قوی به سازمان خود وفادار خواهند ماند چراکه آنها خواهان انجام این کارهستند.
تعهد عاطفی یعنی نیروی خواست و میل خود فرد به ادامه کار برای یک سازمان به دلیل قابل پذیرش بودن اهداف و ارزشهای سازمان .
تعهد مستمر[۳] عبارتست از تعهد مبتنی بر هزینه‌های مربوط به ترک خدمت.این تعریف بعنوان یکی از تعاریف‌ جدید از تعهد توسط آلن و مایر(۱۹۹۰)ارائه شده که بنوبه خود مبتنی‌ بر تئوری شرایط جانبی‌بکر(۱۹۶۴)بود.براساس این‌ تئوری کارکنان با انجام سرمایه‌گذاریهائی در ابعاد صرف وقت و عمر، تلاش و کوشش و کسب پاداش‌های غیر قابل اغماض،به‌سازمانها می‌پیوندند.
از جمله نظریه‌های مربوط به تعهد که در مطالعات متعددی برآن تأکید شده، «تئوری سرمایه‌گذاریها» می‌باشد که توسط بیکر مطرح شده است. «بیکر تعهد را بعنوان تمایل به انجام «مجموعه فعالیتهای مستمر» تعریف می‌کند که این تمایل به خاطر ذخیره شدن اندوخته‌ها و سرمایه‌هایی است که با ترک آن فعالیت، این اندوخته‌ها از بین می‌رود. این تعریف وقتی برای بیان تعهد به سازمان بکار می‌رود که فعالیتهای مستمر فقط به عضویت در سازمان اشاره دارد. نیز اصلاح «سرمایه‌گذاریها» برای اشاره به ارزشی است که فرد در سازمان سرمایه‌گذاری کرده است (مانند تلاش، پول، آموزش) که می‌تواند سوخت (مصرف) شده یا بی‌ارزش شود، البته در صورتیکه فرد سازمان را ترک نماید. چنین سرمایه‌گذاریهایی ممکن است شامل سهم سازمان از پرداخت حق بازنشستگی، بهبود مهارتها، موقعیت‌های ویژه سازمانی، می‌باشند (مودی و همکاران ،۱۹۸۲،۲۳).
همچنین مطرح می‌شود که جزء مستمر تعهد سازمانی براساس دو عامل، حجم و اندازه سرمایه‌گذاریهای فردی و نیز درک فقدان فرصت‌های شغلی در خارج از سازمان،‌ ایجاد می‌شود. این پیش شرطها کار نظری بیکر، فال رل و کازبالت (۱۹۸۱) می‌باشد.




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:23:00 ب.ظ ]




برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

اطلاعات بیشتر در قیمت های سهام قرار گرفته است که منجر به افزایش در کارایی بازار سهام می گردد. همچنین انتظار می رود که سطح اطلاعات کوتاه مدت عدم اطمینان در بازار را کاهش دهد و متعاقبأ ارزش کامل (مطلق) غیره منتظره بودن درآمد ها در تاریخ اعلام کاهش می یابد.
لذا همانگونه که مشاهده می شود زمانی که تاثیر دفعات گزارش های مالی را بر سایر منابع اطلاعاتی مورد بررسی قرار می دهیم این سوال که، چگونه دفعات گزارش مالی بر عدم تقارن اطلاعاتی اثر گذار خواهد بود ، پیچیده تر خواهد شد. بطور مشابه، این موضوع بصورت مفهومی مشخص نیست که، چگونه دفعات گزارش های مالی بر هزینه حقوق صاحبان سهام اثر خواهد گذاشت. در حالی که بررسی های اولیه در این زمینه همچون دیاموند و ورچیا[۸](۱۹۹۱)، بطور کلی بیان می داشتند که، افشاگری های بیشتر منجر به هزینه کمتر حقوق صاحبان از طریق کاهش انتخاب ناسازگار و ریسک های تخمین خواهد شد، اما بررسی های بعدی نقطه نظرات دیگری را ارائه می نمودند. بعلاوه، هوگز و همکاران[۹] (۲۰۰۷) در مقاله ای تحت عنوان “عدم تقارن اطلاعاتی، گوناگونی[۱۰] و هزینه سرمایه” و لامبرت و همکاران[۱۱] (۲۰۰۷) در مقاله خود با عنوان “اطلاعات حسابداری، افشا و هزینه سرمایه” به این نتیجه رسیدند که افشاگری ها هیچگونه اثری بر هزینه حقوق صاحبان سهام نخواهند داشت. البته در صورتی که، تنها اطلاعات را به ریسک های متنوع انتقال دهند.
ون بوسکرک[۱۲] (۲۰۱۲) نیز هیچگونه مصداقی را که نشان دهد عدم تقارن اطلاعاتی، برای شرکت هایی که سطح بالاتری از افشا را دارند کمتر می باشد، پیدا نکرده است. بطور مشابه، بررسی های تجربی قبلی نشان دهنده مستندات و شواهد های ترکیبی تایید کننده ارتباط بین میزان افشا و هزینه حقوق صاحبان سهام می باشد. باتاسان[۱۳] (۱۹۹۷) در همین زمینه، وجود رابطه ای منفی را بین شاخص افشاهایی که توسط خود شرکت ایجاد شده اند و هزینه حقوق صاحبان سهام برای شرکت هایی با پیگیری تحلیلگری پایین و نه شرکت هایی با پیگیری تحلیلگری بالا، بیان می دارد. باتاسان و پلوملی[۱۴] (۲۰۰۲) در عین حال به این نتیجه دست یافتند که، هزینه حقوق صاحبان سهام در سطح افشای گزارش های سالیانه کاهش، اما در سطح افشای گزارش های سه ماهه افزایش می یابد.
از آنجا که بیشتر شواهد تجربی بیان می دارند که بررسی تاثیر دفعات و تکرار گزارشهای مالی بر دو عامل عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه حقوق صاحبان سهام از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است لذا تحقیق پیش رو در نظر دارد با استفاده از اطلاعات و داده های مرتبط با دفعات گزارش های مالی در بازه های زمانی بین سال های ۱۳۸۵ الی ۱۳۹۰، تاثیر دفعات و تکرار گزارشگری مالی بر عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه حقوق صاحبان سهام را مورد بررسی و آزمون قرار دهد.
۳-۱ اهمیت و ضرورت تحقیق
بموقع بودن گزارش های مالی، یکی از مهمترین ارکان کیفیت ارائه اطلاعات مالی شرکت هاست، چرا که بهنگام بودن اطلاعات است که می تواند به استفاده بهتر و مفیدتر استفاده کنندگان اطلاعات منجر شود. افزایش سرعت گزارشگری به دلیل استفاده بموقع تر اطلاعات در اتخاذ تصمیم های اقتصادی توسط سرمایه گذاران، می تواند به شفافیت بیشتر اطلاعات مالی شرکت ها و به تبع آن، شفافیت بالاتر بازار سرمایه منجر شود که این موضوع به نوبه خود می تواند تاثیر بسزایی بر جذابیت بازار های مالی داشته باشد. ازآنجا که گزارش های مالی، ابزاری برای افشای اطلاعات مالی قابل اعتماد و قابل اتکاست که در دسترس عموم قرار می گیرد، در صورت بهنگام بودن می تواند از طریق کاهش اطلاعات خصوصی و محرمانه باعث کاهش احتمال انتخاب نادرست توسط سرمایه گذاران شود. بنابراین، می توان چنین پنداشت که ارائه اطلاعات به موقع تر باعث کاهش عدم تقارن اطلاعاتی میان سرمایه گذاران خواهد شد.
یی[۱۵] (۲۰۰۴) با در نظر گرفتن تاثیر فراوانی گزارشگری روی هزینه تحلیل اطلاعات، اشاره می کند که از یک طرف، از طریق کاهش عدم تقارن اطلاعاتی هزینه دسترسی به اطلاعات کاهش می یابد و از طرف دیگر، اطلاعات با فراوانی بیشتر، موجب بر انگیختن تحلیلگران جانبی و واسطه های اطلاعاتی به پیروی از شرکت می شود که در مجموع هزینه های اجتماعی را افزایش می دهد.
عدم تقارن اطلاعاتی بین شرکت ها و سرمایه گذاران سبب می شود که هزینه تامین مالی داخلی و خارجی متفاوت باشد به طوری که تامین مالی خارجی هزینه بیشتری برای شرکت به همراه خواهد داشت؛ به عبارت دیگر، عدم تقارن اطلاعاتی تامین منابع مالی خارجی را مشکلتر سازد، زیرا افراد خارج از شرکت می خواهند مطمئن باشند که اوراق بیش از اندازه قیمت گذاری نشده باشد (اپلر و همکاران[۱۶]، ۱۹۹۹). در مجموع می توان گفت که عدم تقارن اطلاعاتی بر هزینه تامین مالی تاثیر مهمی خواهد داشت.
بارث و همکاران (۲۰۰۹) با بررسی تاثیر شفافیت اطلاعات حسابداری بر هزینه سرمایه به این نتیجه رسیدند که افزایش در شفافیت اطلاعات حسابداری منجر به کاهش در هزینه سرمایه می شود. از طرفی باتاسان (۱۹۹۷) نشان داده است که فراوانی گزارشگری بالاتر منجر به هزینه سرمایه پایین تر می شود.
بنابراین با توجه به موارد فوق، یکی از سوالات بسیار مهم این خواهد بود که آیا دفعات گزارشگری مالی روی عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه سرمایه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تاثیر گذار است یا خیر .
۴-۱ اهداف تحقیق
ب
ا در نظر گرفتن زمینه تحقیقات گذشته و نتایج آن ها که در بررسی ادبیات موضوعی و پیشینه تحقیق مربوط، به آن ها اشاره می شود، در این تحقیق تلاش می شود تاثیر فراوانی گزارشگری مالی بر عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه سرمایه بررسی گردد تا در صورت وجود ارتباط معنادار، اطلاعات مربوط و شفاف تری در اختیار سهامداران، اعتبار دهندگان و سایر استفاده کنندگان که به صورت های مالی تکیه می کنند، قرار گیرد.
لذا اهداف تحقیق به شرح زیر خلاصه می شود :
۱ . بررسی تاثیر فراوانی گزارشگری مالی روی عدم تقارن اطلاعاتی.
۲ . بررسی تاثیر فراوانی گزارشگری مالی روی هزینه سرمایه.
و این پژوهش تلاش می نماید تا به سوال زیر پاسخ گوید :
آیا بین فراوانی گزارشگری مالی در طی سال با عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه سرمایه رابطه معناداری وجود دارد؟
۵-۱ پیشینه تحقیق




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:22:00 ب.ظ ]




برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

کان همواره نگران اندوخته های خود و مدیران نیز در اندیشه رفع نگرانی صاحبان بنگاههای اقتصادی بودند و برای اینکه مالکان را به طور پیوسته در جریان امور این بنگاهها قرار دهند به ارائه گزارشات مالی می پرداختند (ایلخانی، ۱۳۸۰). به این ترتیب ساختار جدید مالکیت و مدیریت، دامنه مسئولیت حسابداری را افزایش داد و ارائه گزارشهای مالی را بر اساس نیاز استفاده کنندگان ضروری ساخت (حساس یگانه، ۱۳۸۲). بنابراین گزارشگری مالی فراتر از آنکه گزارش مالی صرف باشند، وسیله ای برای برقراری ارتباط بین شرکتها و صاحبان آنها تلقی می شود (صیدی، ۱۳۸۴).
از دیرباز موضع شرکتها در مورد گزارشگری مالی این بوده که اطلاعات را در کمترین حد ممکن منتشر کنند تا از اعطای فرصت بهربرداری بیشتر به رقبا جلوگیری شود. بنابراین در رابطه با گزارشگری مالی همواره دو چالش بزرگ پیش روی مدیران واحدهای تجاری وجود داشته که یکی از آنها چگونگی برقراری تعادل بین شفافیت گزارشات مالی و عدم ارائه بیش از حد اطلاعاتی بوده و دیگری اینکه اطلاعات به چه میزان، برای چه کسانی و در چه مواقعی باید منتشر شود (صیدی، ۱۳۸۴).
۳-۲ اهداف گزارشگری مالی
طبق نظر هیأت استانداردهای حسابداری مالی (FASB) یکی از اهداف گزارشگری مالی فراهم ساختن اطلاعاتی پیرامون وضعیت مالی، عملکرد و انعطاف پذیری مالی واحد تجاری است و هدف دیگر پاسخگویی مدیران به سرمایه گذاران و مالکان است تا معلوم شود که آیا مدیران بابت منابعی که بصورت امانت به آنان سپرده شده کوتاهی کرده اند یا خیر. همچنین طبق نظر هیأت استانداردهای حسابداری مالی، گزارشگری مالی منحصر به تهیه و ارائه صورتهای مالی نیست بلکه سایر طرق ارائه و تفسیر اطلاعات را که به طور مستقیم یا غیرمستقیم با اطلاعات مالی ارتباط دارد را نیز دربر می گیرد و صورتهای مالی تنها بخشی از گزارشگری مالی است (مکرمی، ۱۳۷۴ و کاظمی یزدی، ۱۳۷۶).
صورتهای مالی شامل ترازنامه، صورت سود و زیان، صورت گردش وجوه نقد و همچنین یادداشتها و جداول تکمیلی است که هر یک از این صورتها به تنهایی نمی تواند کلیه اطلاعات لازم جهت تصمیم گیری را فراهم سازد بلکه بصورت سیستمی اطلاعات لازم را در اختیار استفاده کنندگان قرار می دهد چون هر یک جوانب متفاوتی از معاملات را منعکس می کند. اگرچه هر کدام اطلاعاتی را فراهم می کنند که با بقیه متفاوت است اما هیچکدام از آنها به تنهایی در خدمت تنها یک مقصود قرار ندارند. در سده ۱۹ میلادی در انگلستان الزامات قانونی جهت تهیه و تنظیم اطلاعات مالی بیشتر بر ترازنامه ناظر بود چون آن را فراهم کننده‌ اطلاعات پیرامون داراییها به عنوان پشتوانه واحد تجاری و به عنوان شاخص فعالیتهای واحد تجاری می دانستند اما هر چه به پایان سده ۱۹ و اوایل سده ۲۰ میلادی نزدیک می شویم تأکید بر صورت سود و زیان را نیز شاهدیم یعنی تجربه نشان داده که تنها ترازنامه جهت تصمیم گیری مفید نیست بلکه صورتهای مالی بصورت یک مجموعه می توانند مفید واقع شوند (مکرمی، ۱۳۷۴).
۴-۲ ویژگیهای کیفی گزارشگری مالی
ویژگیهای کیفی خصوصیاتی هستند که اطلاعات فراهم شده در صورتهای مالی را برای استفاده کنندگان قابل استفاده می سازند. این ویژگیها در زیر تشریح شده اند.
۱-۴-۲ مربوط بودن :
اطلاعات مالی برای اینکه قابل استفاده باشد باید به نیازهای تصمیم گیری استفاده کنندگان مربوط باشد. اطلاعات زمانی دارای ویژگی مربوط بودن است که بتواند از طریق کمک به استفاده کنندگان در ارزیابی رویدادهای گذشته، حال یا آینده تصمیمات اقتصادی آنان را تحت تأثیر قرار دهد.
۲-۴-۲ ارائه صحیح :
در مورد اکثر اطلاعات مالی همیشه این خطر وجود دارد که اطلاعات، به طور کامل ارائه دهنده صحیح آن مفهومی را که در خود دارد نباشد. این موضوع بیشتر مرتبط با مشکلات ذاتی مربوط به مشخص کردن معاملات و سایر رویدادهایی است که باید اندازه گیری شوند یا مربوط به تعبیه و بکارگیری تکنیکهای ارائه و اندازه گیری که بتواند پیغامهای هم مفهوم با آن معاملات و رویدادها را منتقل کند، می باشد.




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:22:00 ب.ظ ]




برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

-۲ عوامل مؤثر بر قابلیت اتکاء گزارشات مالی[۲۹]
با توجه به اهمیت میزان اعتبار اطلاعات افشا شده، برخی از عواملی که بر قابلیت اتکاء اطلاعات افشا شده توسط مدیریت از دیدگاه استفاده کنندگان مؤثراند عبارتند از: انگیزه های ناشی از موقعیت، میزان اعتبار خود مدیریت، عوامل مؤثر بر محیط گزارشگری اعم از بیرونی و درونی و ویژگیهای ذاتی موضوع مورد افشاء.
قابلیت اتکاء اطلاعات افشا شده به عنوان استنباط سرمایه گذاران از قابلیت پذیرش یک افشاء خاص تعریف می شود، بنابراین قابلیت اتکاء اطلاعات افشا شده به نحوه برداشت و استنباط سرمایه گذاران بر می گردد که به طور اجمال به آنها اشاره می شود.
۱ . افشاء اخبار منفی نسبت به اخبار مثبت از اعتبار بیشتری برخوردار است.
۲ . هر گاه افشاکننده از نظر مالی وضعیت خوبی داشته باشد افشاهای به عمل آمده توسط او از افشاء شرکتهایی که از وضعیت مالی خوبی برخوردار نیستند معتبرتر به نظر می رسد.
۳ . وقتی یک شرکت از نظر مالی وضعیت نابسامانی دارد، مدیریت اینگونه شرکتها انگیزه های بیشتری در ارائه اطلاعات گمراه کننده دارند. لذا این مطلب صحیح است که میزان اعتبار اطلاعات افشا شده توسط شرکتهای با وضعیت مالی نابسامان کمتر است.
۴ . میزان اعتبار پیام دهنده یک عامل مهم در میزان اعتبار خود پیام است. بنابراین قابل اعتماد بودن مدیریت عامل مهمی در میزان اعتبار اطلاعات افشاء شده توسط آنان است.
۵ . میزان اطمینان بخشی ناشی از محیط اعم از داخلی و خارجی مبنی بر درستی اطلاعات افشاء شده توسط مدیران، عامل تأثیرگذار دیگری بر میزان اعتبار این اطلاعات است که این نوع اطمینان بخشی می تواند توسط منابع خارج از سازمان مانند حسابرسان مستقل، تحلیل گران مالی و روزنامه نگاران فراهم شود و یا از طریق منابع داخلی مانند هیأت مدیره، کمیته حسابرسی، و حسابرسان داخلی مهیا شود.
۶ . شایعات نیز بر نحوه تصمیم گیری و قابلیت اعتماد اطلاعات مالی تأثیر بسزایی دارد.
۷ . اگر هیئت مدیره شرکت از کیفیت بالایی برخوردار باشد سرمایه گذاران نسبت به صحت اطلاعات افشاء شده توسط آنان احساس اطمینان بیشتری خواهند داشت.
۸ . اطلاعات افشا شده توسط شرکتهایی که از بخش حسابرسی داخلی قوی برخوردارند معتبرتر تلقی می شود.
۹ . یکی از عوامل تأثیرگذار بر میزان اعتبار اطلاعات افشا شده، منطقی بودن ذاتی خود اطلاعات است. مردم نسبت به اطلاعاتی که با انتظارات قبلی آنان همخوانی ندارد تردید دارند. برای مثال احتمالا پیش بینی رشد سود ۱۰ درصدی برای شرکتی که سود گزارش شده سه سال متوالی آن منفی بوده نسبت به شرکتی که سود گزارش شده سه سال متوالی آن رشد مثبت داشته است از اعتبار کمتری برخوردار است.




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:22:00 ب.ظ ]




دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

شاخص دقیق تری از ارزش شرکت نسبت به گزارش های اجباری می باشد، چنین مقرراتی باعث سقوط قیمت ارزشمندی سود خواهد شد. مشابها، واسطه های اطلاعاتی ممکن است افزایش اجبارها در فراوانی گزارشگری را متفاوت از افزایش های اختیاری ببینند.
۸-۲ عوامل تاثیرگذار بر تصمیم شرکت بابت فراوانی دفعات گزارش دهی
انتخاب دفعات گزارشگری یک شرکت به عوامل متعددی وابسته است. سازمانها از افشاگری های مکرر (کاهش در هزینه سرمایه و ریسک دعوای قضایی) با هزینه های مرتبط (آماده سازی گزارش، انتشار یا هزینه های خصوصی) منافع زیادی کسب می کنند.
باتلر و همکاران (۲۰۰۷) بیان می کنند که شرکت ها به دلیل مشکلات مسائل اطلاعاتی بدنبال کم کردن عدم تقارن اطلاعاتی خویش از طریق گزارش دهی با دفعات بیشتر خواهد بود، بعلاوه هزینه های نمایندگی نوعی تقاضا برای نظارت بوجود می آورد و گزارش های مالی یکی از راه های نظارت است (جنسن و مک لینک[۳۳] (۱۹۷۶). بنابراین هزینه های اختصاصی برای سازمانهای فعال در صنایع متمرکز ، که اغلب کمتر رقابتی اند و تمایل کمتری به انتشار بیانیه های مالی خود دارند ، بالاتر می باشد (هریس، ۱۹۹۸). در نهایت به همان اندازه که چرخه تولیدی شرکت طولانی تر می شود، امکان بروز خطا در پیش بینی ها تعهدی بالاتر و در نتیجه گزارشات مالی ارائه گشته بحث برانگیزتر خواهد بود (دیچو و دیچو[۳۴]، ۲۰۰۲). بر اساس دلایل مطرح شده، شرکت ها با چرخه عملیاتی طولانی تر گزارش های موقت کمتری را ارائه می کند. در آشفتگی این تفسیر ها، تقاضای زیادی برای اطلاعات حسابداری به منظور کاهش شفافیت مالی شرکت ها با طولانی تر کردن چرخه عملیاتی است. مدل انتخاب فراوانی گزارش دهی در نهایت یک تابع از فاکتور های تاثیر گذار منافع و هزینه های افشاء می باشد.
از این رو، دفعات گزارشگری تابعی است از :
عدم تقارن اطلاعاتی[۳۵]، هزینه نمایندگی[۳۶]، هزینه های اختصاصی[۳۷]، آگاهی دهندگی کمتر در فواصل زمانی کوتاه[۳۸]، عملکرد[۳۹].
که در رابطه فوق شاخص اندازه گیری عدم تقارن اطلاعاتی از اندازه نوسان پذیری بازده سهام – انحراف معیار باقیمانده های مدل بازار ماهانه شرکتها (برای مثال، باتلر و همکاران، ۱۹۸۵)- و جانشینی برای مجموعه فرصت های سرمایه گذاری شرکت، دارایی های در گردش (اسمیت و واتز، ۱۹۹۲)- نسبت ارزش دفتری دارایی ها به ارزش شرکت- استفاده شده است. همانند (لفتوویچ و همکاران[۴۰]، ۱۹۸۱) برای جایگزینی هزینه های نمایندگی و منافع نظارت از نسبت کل بدهی ها به ارزش شرکت استفاده کردیم. هزینه های اختصاصی را با نسبت تمرکز ۴ شرکت اندازه گیری شده و چرخه عملیاتی را به شکل زیر محاسبه نموده اند:
علاوه بر جایگزین های بالا، نماینده ایی برای عملکرد شرکت، که با بازده معوق دارایی ها اندازه گیری شد، قرار دادند. همچنین یک متغیر شاخص برای فهرست بورس قرار داده شد (۱ اگر در AMEX و ۰ اگر در NYSE باشد) زیرا آن یک شکل جایگزین از نظارت می باشد، و به طور جداگانه برای شرکت های AMEX و NYSE رگرسیون گرفته شد. در آخر، لگاریتم ارزش بازار حقوق صاحبان سهام رایج را برای کنترل اندازه شرکت قرار دادند (باتلر و همکاران، ۲۰۰۷).
۹-۲ عوامل موثر بر به موقع بودن گزارشگری مالی
بموقع بودن گزارش های مالی، یکی از مهمترین ارکان کیفیت ارائه اطلاعات مالی شرکت هاست، چرا که بهنگام بودن اطلاعات است که می تواند به استفاده بهتر و مفیدتر استفاده کنندگان اطلاعاتی منجر بشود که محصول نهایی سیستم حسابداری مخابره می کند. بنابراین، سرعت گزارشگری، به معنای میزان تاخیر زمانی در ارائه گزارش های مالی شرکت ها باید مورد توجه ویژه تهیه کنندگان گزارش های مالی باشد. افزایش سرعت گزارشگری به دلیل استفاده بموقع تر اطلاعات در اتخاذ تصمیم های اقتصادی توسط سرمایه گذاران، می تواند به شفافیت بیشتر اطلاعات مالی شرکت ها و به طبع آن، شفافیت بالاتر بازار سرمایه منجر شود که این موضوع به نوبه خود می تواند تاثیر بسزایی بر جذابیت بازار های مالی و سرمایه داشته باشد (بیدل و همکاران[۴۱]، ۲۰۰۹).
پژوهش های پیشین نشان می دهد ویژگی های شرکت شامل اندازه شرکت، قدمت، سودآوری، رشد، ساختار سرمایه و حجم معاملات سهام بر به موقع بودن گزارشگری میان دوره ای تاثیر دارد. در ادامه این عوامل مورد بررسی قرار گرفته است.
۱-۹-۲ اندازه شرکت:
یکی از ویژگی های مرتبط با به موقع بودن گزارشگری مالی، اندازه شرکت است. در مورد جهت این رابطه، دو دیدگاه متضاد وجود دارد.براساس دیدگاه اول، شرکت های بزرگ فاصله زمانی گزارشگری طولانی تری نسبت به شرکت های کوچک دارند؛ به دلیل آنکه حسابهای شرکت های بزرگ نسبت به شرکت های کوچکتر، پیچیده تر است. همچنین، میزان اطلاعاتی که آنها باید جمع آوری نمایند، گسترده می باشد و ممکن است از بخش ها، شعب و شرکت های فرعی متعددی به آنها منتقل شود (العجمی[۴۲]، ۲۰۰۸).
براساس دیدگاه دوم ، شرکت های کوچک فاصله زمانی گزارشگری طولانی تری نسبت به شرکت های بزرگ دارند. نخست اینکه شرکت های بزرگ اغلب منابع بیشتر، کارمندان حسابداری مجرب تر و سیستم های اطلاعاتی پیشرفته تری در مقایسه با شرکت های کوچکتر دارند. همه این ویژگی ها به شرکت های بزرگ در گزارشگری سریعتر کمک می کند. دوم اینکه شرکت های بزرگ بیشتر در معرض توجه عموم قرار دارند؛ به خصوص آنکه شرکت های بزرگ از سوی تحلیل گران زیادی که معمولا اطلاعات به
موقعی برای تایید و بازنگری انتظارهای خود نیاز دارند، رصد می شوند. سوم اینکه معمولا شرکت های بزرگ برای اجتناب از مداخله دولت، اطلاعات را سریعتر از شرکت های کوچکتر منتشر می کنند؛ زیرا شرکت های بزرگ به دلیل داشتن پیامدهای قابل توجه اقتصادی، از سوی نهادهای دولتی قابل ردیابی تر هستند (البنانی[۴۳]، ۲۰۰۸). در نهایت اینکه شرکت های بزرگ اغلب بوسیله سرمایه گذاران، اتحادیه های تجاری و نهادهای قانونی کنترل می شوند؛ بنابراین با فشار بیشتری جهت ارائه زودتر گزارش های خود روبرو هستند (دیر و مک هوگ[۴۴]، ۱۹۷۵).
۲-۹-۲ قدمت شرکت:
پژوهش های قبلی نشان می دهد که سرعت گزارشگری مالی تحت تاثیر قدمت شرکت قرار دارد. این فرض بر نظریه منحنی یادگیری استوار است. براساس این نظریه ، تکرار باعث یادگیری کارکنان و یادگیری نیز باعث کاهش زمان انجام فعالیت می شود. پس با افزایش تعداد گزارش های مالی تهیه شده ، زمان گزارشگری کاهش می یابد. با تداوم فعالیت شرکت ، حسابداران آن تجربه بیشتری به دست می آورند. درنتیجه، شرکت های دارای سابقه و قدمت بیشتر، در جمع آوری، پردازش و انتشار اطلاعات با تجربه تر عمل می کنند (اوسو- انسا[۴۵]،۲۰۰۰).
۳-۹-۲ سودآوری و رشد شرکت:
سودآوری و رشد شرکت نیز با به موقع بودن گزارشگری شرکت مرتبط است. بسیاری از پژوهش های قبلی نشان می دهد که شرکت های دارای نتایج موفق (اخبارخوب) گزارشگری سریعتری نسبت به شرکت های با نتایج ناموفق (اخباربد) دارند (اسماعیل و چندلر[۴۶]، ۲۰۰۴). تاخیر در انتشار اخبار بد و تسریع در انتشار اخبار خوب را می توان بر اساس “نظریه ذی نفعان” و “فرضیه گزارشگری داخلی[۴۷]” توجیه نمود (هاو[۴۸]،۲۰۰۰). براساس نظریه ذی نفعان و در زمانی که به دلیل الزامات افشای اجباری امکان کتمان اخبار بد وجود ندارد، مدیران انتشار آن را به تعویق می اندازند. بدین ترتیب، مدیریت فرصت و علامت آرامی به سهامداران می دهد تا پیش از آنکه اخبار بد به بازار برسد، سهام خود را واگذار نمایند. از طرف دیگر، اعلام سریعتر اخبار خوب اطمینان می دهد که سایر منابع در اعلام این اخبار پیش دستی نکنند. براساس فرضیه گزارشگری داخلی، مدیران نگران ارزیابی عملکرد داخلی هستند؛ به ویژه در مواردی که این ارزیابی تعیین کننده پاداش و در نهایت ابقای آنها در سمت های‌شان. بدین ترتیب، مدیران تمایل پیدا می کنند که انتشار اخبار بد را به تعویق بیاندازند تا اینکه آنها را رسیدگی، تعدیل و یا ارائه مجدد نمایند. از طرف دیگر، اخبار خوب بدلیل آنکه کمتر مورد بررسی قرار می گیرد، زودتر منتشر می شود (اسماعیل و چندلر،۲۰۰۴).
۴-۹-۲ ساختار سرمایه شرکت:
رابطه بین ساختار شرکت و به موقع بودن را می توان با استفاده از دو نظریه رقیب مورد بررسی قرار داد. هر نظریه جهت متفاوتی از این رابطه را نشان می دهد. طرفداران دیدگاه اول معتقد هستند که شرکت های با اهرم بالاتر، سریع تر از شرکت های با اهرم پایین تر گزارشگری می کنند؛ زیرا براساس نظریه نمایندگی، شرکت های با اهرم بالاتر هزینه های نظارت بیشتری را متحمل می شوند. به دلیل آنکه این شرکت ها تمایل به سرمایه گذاری زیر حد بهینه دارند، معمولا اعتباردهندگان بندهایی را در قراردادهای بدهی می گنجانند که فعالیت های مدیریت را محدود می کند (اسماعیل و چندلر، ۲۰۰۴). یکی از بندهای قرارداد ، افشای سریع و متناوب تر را ملزم می کند تا اعتباردهندگان بتوانند وضعیت یا عملکرد مالی بلندمدت شرکت ها را مورد ارزیابی مجدد قرار دهند (اوسو- انسا،۲۰۰۰).
حامیان دیدگاه دوم اعتقاد دارند که شرکت های با اهرم بالاتر ، دیرتر از شرکت های با اهرم پایین تر گزارش می کنند. طرفداران این دیدگاه بر این باورند که نسبت بالای بدهی به دارایی، قصور در پرداخت ها و در نهایت ورشکستگی را به خصوص در زمان رکود اقتصادی، افزایش می دهد (همان مرجع).
۵-۹-۲ حجم معاملات سهام:
گزارشگری میان دوره ای به شکل منظم و به موقع می تواند سرمایه گذاران را درباره ارزیابی های خاصی که انجام داده اند، مطمئن سازد و آنها را تشویق نماید تا با استفاده از چنین ارزیابی هایی، به دفعات بیشتری معامله نمایند. از طرف دیگر، به دلیل آنکه اطلاعات مرتبط با سود به طور متناوب تری از طریق گزارشگری میان دوره ای در دسترس قرار می گیرد، اطلاعات مربوط به سود سالانه زودتر پیش بینی و سریع تر در قیمت سهام منعکس می شود. این امر به نوبه خود حجم معامله سهام شرکت را افزایش می دهد (رحمان و همکاران[۴۹]،۲۰۰۷). شرکت هایی که سهامداران بیشتری دارند با تقاضای بالاتری برای افشاهای به موقع روبرو می شوند. هنگامی که مالکیت بسیار گسترده باشد، افشاهای عمومی موثرترین روش برای انتقال اطلاعات مهم به مشارکت کنندگان بازار است (سنگوپتا[۵۰]،۲۰۰۴). بدین ترتیب، انتظار می رود مدیران شرکت هایی که حجم معامله به نسبت بالاتری دارند، توجه بیشتری به کاهش هزینه های اطلاعات برای سهامداران از طریق افشا به موقع صورت های مالی نمایند (لونتیس و ویتمن[۵۱]،۲۰۰۴).
۱۰-۲ استفاده کنندگان گزارشات مالی و نیازهای اطلاعاتی آنان
گزارشات مالی برای استفاده کنندگان تهیه می شود و چون استفاده کنندگان از گروههای مختلفی تشکیل شده اند لذا باید گزارشاتی تهیه شود که نیازهای تعداد بیشتری از استفاده کنندگان را پاسخگو باشد و این امر عملی نمی شود مگر اینکه نیازهای
مشترک استفاده کنندگان تعیین و سپس با توجه به نیازهای مشترک آنها گزارشات مالی تهیه شوند. در غیر اینصورت اگر قرار باشد گزارشات مالی نیازهای کلیه استفاده کنندگان را پاسخگو باشد باید برای هرگروه استفاده کننده گزارشات خاص آنها را تهیه نمود که چنین کاری مستلزم صرفه وقت و هزینه زیادی است و از طرفی تهیه چنین گزارشاتی الزامی و ضروری نیست بنابراین نیازهای مشترک استفاده کنندگان ملاک تهیه گزارشات مالی قرار می گیرند. برای شناسایی این نیازهای مشترک، ابتدا باید گروههای مختلف استفاده کننده را شناخت که اغلب آنها عبارتند از: تأمین کنندگان کالا، بستانکاران تجاری، مشتریان، دولت و سازمانهای وابسته، عموم مردم، کارکنان، اعتباردهندگان و سرمایه گذاران. گروه اصلی و عمده استفاده کنندگان گزارشات مالی سرمایه گذارانی هستند که جهت تصمیم گیریهای خود نیاز به اطلاعاتی در مورد سوددهی، عملکرد مؤسسات و مدیریت آنها، توانایی کسب سود، سیاستهای تقسیم سود و غیره دارند تا بتوانند به کمک اینگونه اطلاعات در مورد خرید، نگهداری یا فروش سهام تصمیم گیری کنند (فاستر، ۱۹۸۶).
انجمن حسابداران رسمی آمریکا (AICPA) نیازهای اطلاعاتی سرمایه گذاران را به منظور تصمیم گیری صحیح در غالب یک مدل بیان کرده که در این مدل محدودیتهایی به شرح زیر برای افشای اطلاعات در نظر گرفته شده است. این محدودیتها عبارتند از :
۱- گزارش مالی باید اطلاعاتی را که خارج از حیطه تخصص مدیریت بوده حذف نماید.
۲- مدیریت نباید اطلاعاتی را که موقعیت شرکت را بین رقبا به شدت به خطر می اندازد را افشا کند.




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:21:00 ب.ظ ]




برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

است تصمیماتی بگیرند که برای سهامداران سودآور اما برای دارندگان اوراق قرضه زیانبار باشد. در تمام این موارد عدم تقارن اطلاعاتی بروز میکند. زیرا برخی از طرفهای داد و ستد نمیتوانند کارها و تصمیمات طرفهای دیگر داد و ستد که بر منافع تمام طرفهای داد و ستد اثر میگذارد را مشاهده نماید (رسائیان، ۱۳۸۵). بنابراین، عدم تقارن اطلاعاتی زمانی ایجاد میشود، که یک یا چند سرمایه گذار اطلاعات محرمانهای در مورد ارزش شرکت داشته باشند، در حالی که سایرین فقط به اطلاعات عمومی دسترسی داشته باشند. تکرار عدم تقارن اطلاعاتی، مسئله انتخاب متفاوت را در بین سرمایهگذاران، به دلیل اطلاعات محرمانه، به وجود میآورد (برون و هیل اجیست[۶۵]،۲۰۰۷).
۱۵-۲ معیارهای اندازه گیری عدم تقارن اطلاعاتی
۱-۱۵-۲ مبناهای بازار :
۱-۱-۱۵-۲ اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش
تئوریای که اختلاف قیمتهای پیشنهادی خرید و فروش را توضیح میدهد بر مبنای رفتار بهینۀ یک معاملهگر در شرایط غیرمطمئن میباشد. در این تئوری، اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش اوراق بهادار[۶۶] از اختلاف قیمت خرید اوراق بهادار و بالاترین قیمتی که همان اوراق به فروش رفته است به دست میآید.
به عقیده گلستن و میلگرام[۶۷] (۱۹۸۵)، اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش میتواند یک پدیدۀ صرفاً اطلاعاتی باشد که حتی زمانی که جمع هزینههای ثابت و متغیر معامله یک کارشناس (شامل زمان صرف شده و هزینههای موجودی) صفر و زمانیکه رقابت باعث میشود که سود کارشناسان صفر شود؛ نیز وجود خواهد داشت. کارشناسان ریسک خنثی زیان معامله با معاملهگران مطلع را در معامله با دیگر معاملهگران جبران میکنند. کارشناسان انتظارات خویش دربارۀ ارزش سهام را با مشاهدۀ الگوهای معامله تعدیل میکند. اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش بستگی به کیفیت اطلاعات نهانی، نسبت معاملهگران مطلع به غیرمطلع و کشش عرضه و تقاضای معاملهگران غیرمطلع دارد (رسائیان، ۱۳۸۵). همچنین هرچه اطلاعات محرمانه بیشتر باشد، دامنه تفاوت قیمت پیشنهادی خریدو فروش سهام بیشتر و بازده سرمایهگذاران فاقد اطلاعات به ویژه افراد غیر خودی کمتر میباشد (لافوند و واتز[۶۸]، ۲۰۰۸).
دلایل محتمل زیادی برای افزایش اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش در روزهای قبل و بعد از انتشار علامت اطلاعاتی وجود دارد. معاملهگران ریسک گریز با موقعیتهای غیرقابل تنوع بخشی تحت تاثیر اثر ناسازگار تغییرات قیمت میباشند. ممکن است انتشار یک علامت اطلاعاتی تغییرات قیمت را افزایش دهد و معاملهگر را در یک موقعیت مخاطره آمیز قرار دهد، به گونهای که معاملهگر برای جبران ریسک در این موقعیت اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش را افزایش میدهد.
دلیل دیگر برای اثر اطلاعات بر اختلاف قیمت های پیشنهادی خریدو فروش وجود اختیار بالقوه برای سرمایهگذاران به انجام معامله بر مبنای اطلاعات خصوصی میباشد. اگر برخی سرمایهگذاران علامت اطلاعاتی را قبل از آگهی عمومی اطلاعات دریافت نمایند؛ ممکن است از این اطلاعات خصوصی برای جبران زیان رساندن به معاملهگر استفاده نماید.
یک معاملهگر ممکن است اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش را در تلاشی برای جبران معامله با سرمایهگذاران دارای اطلاعات خصوصی افزایش دهد (دولگوپلو[۶۹] ، ۲۰۰۳).
اگر در بازار سرمایه، افرادی از نظر اطلاعاتی نسبت به دیگران در موقعیت بهتری قرار داشته باشند،این امر بر عرضه و تقاضای بازار تاثیر گذاشته و به اصطلاح، منجربه شکاف قیمت میگردد (قائمی و وطن پرست، ۱۳۸۴).
احمدپور و عجم (۱۳۸۹) به بررسی دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام با عدم تقارن اطلاعاتی پرداختند. آنها نشان دادند که زمانی که بازار سازها از انجام معامله با افراد مطلع دچار زیان میگردند، این زیان را از طریق گسترش دامنه قیمت پیشنهادی خریدو فروش سهام جبران مینمایند. براین اساس، عدم تقارن اطلاعاتی در بازار منجر به افزایش دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش میگردد.
علاوه براین مطالب فوق، سطح اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش بازارگردانها احتمالاً متاٌثر از سطح رقابت میباشد. خصوصاً در محیطی که موانع ورود به بازار کمتر و یا به طور کامل برطرف گردیده است. با افزایش رقابت، اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش به هزینۀ نهایی مورد انتظار فراهم سازی نقدینگی که همان مجموع هزینههای نگهداری موجودی و هزینههای انتخاب نادرست میباشد نزدیک میگردد. بیشتر بودن تعداد بازارگردانها موجب بیشتر شدن رقابت و در نتیجه پایین آمدن اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش میگردد (رسائیان، ۱۳۸۷).
۱-۱-۱-۱۵-۲ اجزای تشکیل دهنده دامنه پیشنهادی خرید و فروش سهام
در ادبیات مالی، دامنه‌ی تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام، از سه بخش تشکیل می شود: هزینه پردازش سفارش[۷۰]، هزینه نگهداری موجودی[۷۱] و هزینه‌ی انتخاب نادرست. هزینه پردازش سفارش، مبلغی است که برای جبران هزینه های دفتری و اداری انجام سفارش ها، پرداخت می شود (تینیک[۷۲]،۱۹۷۲). از طرفی، هزینه‌ی معاملات، بازارسازها را مجبور به نگهداری پرتفوی متنوع می کند تا از این طریق، بتواند هزینه های خود را پوشش دهند. در ادبیات مالی این بخش از هزینه ها، تحت عنوان هزینه‌ی نگهداری موجودی، بیان می شود (بولن[۷۳]،۲۰۰۴). بخش سوم از هزینه ها، مربوط به هزینه‌ی انتخاب نادرست است که از سوی کوپلند و گ
الای[۷۴] (۱۹۸۳) و گلستن و میلگرام[۷۵] (۱۹۸۵) مطرح شد و نمایان گر یک امر جبرانی برای معامله گران برای پذیرش ریسک معامله با افرادی است که احتمال دارد اطلاعات مهم و محرمانه‌ای در اختیار داشته باشند (احمدپور و رسائیان، ۱۳۸۵).
۲-۱-۱۵-۲ هزینه های انتخاب نادرست
بحث انتخاب نادرست به غیر منصفانه بودن معاملات انجام گرفته براساس اطلاعات نهانی یا ثروتی که از معاملهگران غیر مطلع به معاملهگران مطلع منتقل میشود، نمیپردازند؛ بلکه به هزینههای اقتصادی معامله براساس اطلاعات نهانی و اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش بیشتر که سبب کاهش نقدینگی میگردد، میپردازد (هنرمند، ۱۳۸۸).
این هزینهها به دلیل این واقعیت ایجاد میشوند که بازارگردانها در فراهم کردن نقدینگی ممکن است با افرادی معامله کنند که از تغییرات قیمت مورد انتظار در مورد اوراق بهادار مطلع باشند. به عنوان مثال برای سهام انفرادی این تصور که افراد خاص دارای اطلاعات نهانی هستند امکان پذیر است. خبرهای پیشاپیش از سود شرکتها، ادغامها، تحصیلها، تجدید سازمانها، تقسیم سهام شرکت فرعی بین سهامداران شرکت اصلی و تغییرات مدیریت از مثالهایی است که به ذهن می رسد. با درک مستقیم اوراق بهادار تضمینی، این که چرا انتخاب نادرست ممکن است یکی از عوامل تعیین کنندۀ اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام باشد یک امر بدیهی است، اما انتخاب یک معیار صحیح از هزینههای انتخاب نادرست بدیهی نمیباشد. احتمالاً بهترین شاخص، نوسانات تغییر قیمت سهام است. انتخاب نادرست با گردش اطلاعات در ارتباط است و جریان اطلاعات حجیمتر سبب نوسانات تغییر قیمت بالاتر (نوسانات بیشتر تغییر قیمت) و در نتیجه اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش بالاتر میگردد. باید توجه داشت که جریان اطلاعات ممکن است از طریق حجم معاملات که شاخصی از اثرات هزینههای فرایند سفارش میباشد بر اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش اثر بگذارد، اما در این باره ارتباط مستقیم است، بالاتر بودن جریان اطلاعات (انتخاب نادرست) منجر به اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروشی بالاتر میشود.
در ادبیات اقتصادی، مالی و حقوقی در مورد مدل هزینههای انتخاب نادرست اتفاق نظر وجود دارد. معاملات براساس اطلاعات نهانی، هزینه واقعی را از طریق کاهش نقدینگی و افزایش هزینۀ سرمایه بر بازارهای سهام تحمیل میکند و از مصادیق هزینههای انتخاب نادرست به شمار میرود (استل[۷۶]، ۱۹۷۸).
این هزینه برای جبران زیان مورد انتظار با افراد مطلع به کار میرود. ممکن است برخی معاملهگران اطلاعات بهتری درباره ارزش واقعی شرکت نسبت به بازارگردانها داشته باشند. این معاملهگران مطلع هنگامی که ارزش واقعی شرکت بیش از قیمت پیشنهادی فروش بازارگردانهاست خریداری و هنگامی که میدانند ارزش واقعی شرکت کمتر از قیمت پیشنهادی خرید بازارگردانهاست میفروشند (باگهات[۷۷] ،۱۹۷۱).
آرمسترنگ و همکاران[۷۸] (۲۰۱۱) در پژوهش خود به اندازهگیری این معیار پرداختند و نتیجه گرفتند که میزان انتخاب نامطلوب رابطه مستقیمی با عدم تقارن اطلاعاتی دارد.
۲-۱۵-۲ مبنای حسابداری
۱-۲-۱۵-۲ کیفیت اقلام تعهدی
قسمتی از سود حسابداری، نقدی میباشد. یعنی وجه نقد حاصل از عملیات شرکت در داخل این سود قرار دارد، و قسمتی از آن را اقلام تعهدی تشکیل میدهد. بخش تعهدی سود به مراتب از بخش نقدی آن دارای اهمیت بیشتری در ارزیابی عملکرد شرکت میباشد. وجه نقد به دست آمده درطی یک دوره مالی، اططلاعات مربوطی به حساب نمیآید، چون وجه نقد شناسایی شده، از مشکلات زمان بندی و تطابق رنج میبرد و در نتیجه نمیتواند منجر به اندازهگیری صحیح عملکرد شرکت شود. برای کاستن از این مشکلات، اصول پذیرفته شده حسابداری در این مورد رهنمودهایی دارد تا دقت در اندازه گیری عملکرد شرکت را به وسیله ی استفاده از اقلام تعهدی افزایش دهد تا مشکلات زمانبندی و تطابق شناسایی گردش وجه نقد در سود حسابداری را اصلاح کند (رسائیان و حسینی، ۱۳۸۷).
اقلام تعهدی تعدیلات موقتی هستند که جریانهای نقدی را طی دورههای زمانی انتقال میدهند. نفع عمدهی این انتقال آن است که ارقام تعدیل شده، تصویر درستتری از عملکرد اقتصادی شرکت ارائه میدهند (دیچو و دایچو[۷۹]، ۲۰۰۲ و اسماعیلی، ۱۳۸۶).
احمدپور و عجم (۱۳۸۹) به بررسی ارتباط عدم تقارن اطلاعاتی و کیفیت اقلام تعهدی پرداختند و نتایج آنها نشان داد که کیفیت اقلام تعهدی تاٌثیر معناداری برعدم تقارن اطلاعاتی ندارد.




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:21:00 ب.ظ ]




جدول شماره ۱-۴ اندازه های آماری متغیر های مدل
۳-۴ تبیین شرایط برازش مدل
تکیه بر نتایج آماری بدون توجه به پیش فرض های مدل رگرسیون از اعتبار چندانی برخوردار نیست و نمی توان از آن برای تصمیم گیری ها استفاده کرد؛ بنابراین قبل از انجام هرگونه تفسیر نتایج رگرسیون باید برای تصدیق صحت نتایج، مفروضات مدل را بررسی کرد. قبل از برآورد مدل رگرسیون روی داده ها، لازم است مانایی تک تک متغیر ها بررسی شود؛ چون در صورتی که متغیر ها نامانا باشند، باعث بروز مشکل رگرسیون کاذب می شود. در ابتدا برای فرضیه اول مانایی متغیرهای دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش روزانه سهام (Spread)، تعداد دفعات گزارش مالی شرکت در طی سال مالی (Frequency)، لگاریتم میانگین ارزش بازار سرمایه سهام در ابتدا و انتهای سال مالی قبل (Size)، لگاریتم میانگین روزانه نسبت گردش سهام در سال (Log Turnover)، لگاریتم انحراف استاندارد بازده روزانه در طی سال (Log volatility)، مورد بررسی قرار میگیرد. برای این منظور از چهار آزمون، از مهمترین آزمون های ریشه واحد با دادههای تابلویی استفاده میشود؛ هر چند ممکن است که روشهای مختلف در آزمون های ریشهی واحد مبتنی بر دادههای تابلویی نتایج متعارضی ارائه دهند. این روشها عبارتند از:
– آزمون لوین، لین و چو (LLC)[189]
– آزمون ایم، پسران و شین(IPS)[190]
– آزمون فیشر [۱۹۱] (ADF)
– آزمون فیشر [۱۹۲](PP) که توسط مادالا و وو (۱۹۹۹) و چوی (۲۰۰۱) ارائه شده است (زراءنژاد و انواری، ۱۳۸۴).
با توجه به متناسب بودن روش لوین، لین و چو (LLC)[193] با شرایط مدل این تحقیق، رویکرد آنان در این تحقیق مورد استفاده واقع شد. نتایج آزمون مانایی نشان میدهد که تمام متغیرها به جز دفعات گزارشگری مالی (Frequency) مانا (پایا) هستند. در نتیجه متغیر Frequency را با یک وقفه آزمون می کنیم، نتایج نشان میدهد که متغیر Frequency(-1) مانا می باشد. در ادامه در فرضیه دوم مانایی متغیرهای تعداد دفعات گزارش مالی شرکت در طی سال مالی (Frequency)، لگاریتم میانگین ارزش بازار سرمایه سهام در ابتدا و انتهای سال مالی قبل (Size)، رگرسیون بین نرخ بازده روزانه شرکت و نرخ بازده روزانه بازار در سال قبل (Beta)، نسبت سود به قیمت هر سهم (E/P)، نسبت کل بدهی به مجموع کل بدهی و ارزش بازار سرمایه سهام در ابتدای سال (Leverage)، لگاریتم درصد تغییرات ارزش دفتری سرمایه سهام (Log Growth )، بررسی شد. نتایج جدول شماره ۲-۴، نشان میدهد که تمام متغیرها به جز دفعات گزارشگری مالی (Frequency) مانا (پایا) هستند. که متغیر Frequency نیز با اعمال یک وقفه مانا میشود.
جدول شماره ۲-۴٫ نتایج آزمون پایایی متغیرها . فرضیه اول

 

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 
yle="box-sizing: inherit; width: 1104px;"> داوری P-Value مقدار محاسبه شده آزمون نوع آزمون متغیر I(0) (۰۰۰/۰) ۶۲۵۵/۵۱- لوین، لین و چو Spread I(0) (۰۰۰/۰) ۲۹۹/۱۱۴- ایم پسران و شیم
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:21:00 ب.ظ ]




.۰۰۰a

 

 

 

 

 

Durbin-Watson stat

 

 

 

 

 

۱٫۸۷۲

 

 

 

 

 

 

 

 

 

a. Predictors: (Constant), Leverage, Beta, Frequency, Log growth, Log Size

 

 

علائم *** و ** و * به ترتیب رد فرضیه صفر در سطح معنیدار ۱ و ۵ و ۱۰ درصد را نشان میدهند.
۵-۴ رویکرد دوم: روش VAR
با توجه به اینکه روش حداقل مربعات معمولی (OLS) نتایج مناسب و مطلوبی برای مدل برآورد شده (با توجه به پایین بودن ضریب تعیین تعدیل شده) به همراه نداشت، لذا با استفاده روش خود رگرسیونی برداری ((VAR مدل برآورد میشود. مزیت روش VAR این است که دیگر مشکل معنی داری ضرایب را نخواهیم داشت چرا که با رسم منحنی Impulse-Responsesمیتوانیم مدل را تفسیر نماییم.
فرآیند تشخیص در مدل VAR به طور کلی عبارتست از تعیین متغیر های مناسبی که می بایست در مدل وارد شوند و همینطور تعیین تعداد وقفه های مناسب مدل. انتخاب متغیر هایی که می بایست در مدل VAR وارد شوند بر اساس تئوری های رایج اقتصادی صورت می پذیرد. به منظور تعیین وقفه بهینه مدل نیز از آزمون های تعیین طول وقفه استفاده می شود (شمس فخر، ۱۳۸۸).
۱-۵-۴ وقفه بهینه
جداول مربوط به آزمون وقفه بهینه که در پیوست آورده شده است، تعداد وقفه های بهینه بر اساس معیار های نسبت راستنمایی (LR)، خطای نهایی پیش بینی (FPE)، آکائیک (AIC)، شوارتز (SC) و حنان کوئین (HC) را برای مدل اول و دوم، وقفه ۲ نشان می دهد.
۶-۴ برآورد الگوی تحقیق
با توجه به نتایج آزمون وقفه بهینه، وقفه ۲ به عنوان وقفه بهینه انتخاب و در این وقفه، مدل ها برآورد و نتایج استخراج شده اند. نکته ای که باید در تفسیر نتایج به آن اشاره کرد اینست که در تخمین مدل های VAR و به طور کلی دستگاه معادلات، ضرایب و درصد توضیح دهندگی پارامتر های الگو اهمیت روش های تک معادله ای را ندارند. بر این اساس از توابع عکس العمل آنی و تجزیه واریانس برای تحلیل نتایج استفاده می شود.
۱-۶-۴ توابع عکس العمل آنی (ضربه – پاسخ)
بررسی عکس العمل آنی، در واقع همان مطالعه زمان بندی اثر تکانه ها می باشد. در این توابع، اثر یک انحراف معیار تکانه متغیر روی سایر متغیر های موجود در مدل، مورد بررسی قرار می گیرد.
۲-۶-۴ تجزیه واریانس
یکی از کاربرد های مدل خودرگرسیون برداری (VAR) تجزیه واریانس می باشد. در مطالعه تجزیه واریانس متغیر های الگو، واریانس خطای پیش بینی به عناصری که تکانه های هر یک از متغیر ها در بر دارد، تجزیه می گردد. به عبارت دیگر، با تجزیه واریانس سهم متغیر های موجود در الگو از تغییرات هر یک متغیر ها در طول زمان مشخص می گردد (شمس فخر، ۱۳۸۸).
در تحلیل مدل VAR یک مسئله مهم، تشخیص شوکهای هر معادله از درون پسماندهای فرم خلاصه شده است. برای بررسی اثر متقابل متغیرها از تکنیک توابع عکس العمل آنی استفاده میشود. در این روش ابتدا بر جزء اخلال هر کدام از معادلات شوکی آنی به اندازه یک انحراف معیار وارد میشود. سپس مسیر اثر این شوک بر متغیرهای درونزای معادلات پیگیری میشود. پیگیری این اثر در قالب توابع واکنش آنی بررسی میشود.
۷-۴ نتیجه آزمون فرضیه اول
از آنجا که در برآورد مدل به صورت VAR متغیر وابسته دامنه پیشنهادی خرید و فروش سهام (Spread) درونزا است و این متغیر با دو وقفه در مدل نیز ظاهر می شود لذا میتوان نمودار Impulse-Response متغیر درونزا را نسبت به متغیر درونزای مدل رسم کرد. بدین معنی که اثر شوک وارد شده بر روی متغیر درونزا در طول دوره مد نظر (در اینجا ده دوره در نظر گرفته شد)، چگونه بر متغیر درونزا اثر می گذارد. در این نمودارها محور افقی دوره زمانی و محور عمودی مقدار دامنه پیشنهادی خرید و فروش سهام را نشان می‎دهد.
نمودار شماره ۱-۴ . واکنش SPREAD نسبت به تغییر در FREQ
-.۰۲
-.۰۱
.۰۰
.۰۱

 

 
 
 
yle="box-sizing: inherit; width: 1104px;" width="531"> دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:20:00 ب.ظ ]




برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

۱-۱- مقدمه

 

 

کان[۱] (۱۹۶۵) معتقعد است که سازمان عبارت است از مجموعه ای از نقشها. وقتی نقشها بر روی یکدیگر اثر میگذارند، نقشهای متداخل حاصل میشود. بنابراین به طور دقیقتر، سازمان عبارت است از مجموعهی نقشهای متداخل. به نظر وی تداخل نقشها موجب ابهام و تعارض میشود (کان، ۱۹۶۵؛ به نقل از مشبکی، ۱۳۸۵: ۲۰۲). کار مدیرگروه در آموزش عالی یک کار منحصر به فرد است چون مملوء از تعارض است. بر خلاف بسیاری از ساختار سازمانهای دیگر که تصمیمها توسط مدیران گرفته میشود و برای اجرا به کارکنان انتقال داده میشود، قدرت تصمیم گرفتن در آموزش عالی بیشتر با اساتید است(young, 2007: 1). در بسیاری موارد مدیرانگروه توسط اعضای هیئت علمی در دانشکده انتخاب میشوند در نتیجه هر کدام از اساتید انتظار دارند که مدیرگروه آنها را در تحقق اهدافشان کمک کند. مدیرگروه یک پیوند مهم و ضروری بین اساتید و اداره مرکزی است و در میان مجموعهای از ارزشها، مسئولیتها و نقشهای متعارض به دام میافتد (همان منبع).
هیچ واحد کاری، دانشگاهی یا غیر دانشگاهی، نمیتواند از تعارض میان کارکنانش اجتناب ورزد. وجود تعارض در یک گروه آموزشی دانشگاهی ذاتا احتمال وقوع بیشتری نسبت به سایر انواع واحدهای کاری دیگر دارد، اما تفاوت اساسی این است که ارزشها و هنجارهای شخصیت دانشگاهی و استقلال، غالبا موجب تعارض میشود، که در صورت مزمن بودن، باعث ارعاب شخصی و تحلیل اعتماد میشود. در این شرایط، کل کارایی واحدهای کاری آسیب میبیند، همچنین افراد صدمه خواهند دید و ارتباط برقرار نمیشود. لذا برای بهبود گروه، مدیرانگروه باید با آنها کار کنند و روشهای عاری از تنش و فشار روحی و روانی را به کار ببندند (رمزدن، ۱۳۸۰: ۲۹۶).
نظریه نقش[۲] مطالعه رفتارهای انسانی است، که با توجه به برخی از موقعیتهای خاص از افراد انتظار میرود. بر اساس تئوری نقش شغل مدیرگروهی ممکن است به عنوان یک پایگاه در نظر گرفته شود، یعنی یک موقعیت اجتماعی که افراد آن را اشغال میکنند. از افرادی که این شغل را بر عهده میگیرند رفتارهای خاصی انتظار میرود و این رفتارهای مورد انتظار نقش نامیده میشود (young, 2007: 1). بر اساس نظر ایشلمن[۳](۱۹۶۹) داشتن معانی مشترک از پایگاهها و نقشها به افراد اجازه می دهد که همدیگر را درک کنند و با هم همکاری کنند، پس قابل درک است که در مورد انتظاراتی که از مدیرانگروه در موقعیتهای خاص میرود به توافقات همگانی برسیم، اگر چه ایشلمن اشاره میکند که افراد بر اساس افکار و نگرش خود نقشهای دیگران را تفسیر میکنند در نتیجه افراد مختلف ممکن است نقشهای یکسانی را از کسی که در یک پایگاه معینی است انتظار نداشته باشند. نقشهای مورد انتظار از مدیرانگروه به وسیله افراد مختلفی درونی میشود مثل اساتید، دانشجویان و مدیران که با هم تفاوت دارند. بنابراین بیشتر از توافقات همگانی تعارض نقش شکل میگیرد (همان منبع).
هرگاه فرد در وضعیتی قرار بگیرد که مجبور به قبول همزمان دو نقش شود که تکالیفی متداخل بر عهدهاش میگذارند و نیز زمانی که انتظارات متناقضی را از دو یا چند گروه دریافت کند، دچار تعارض نقش شده است (رستگار خالد، ۱۳۸۴: ۱۲). درگیری ذاتی و تنش در شغل مدیرگروه به طور فراوانی در تحقیقات مختلف ذکر شده است. تاکر[۴] به عنوان یکی از قدیم ترین پژوهشگرانی است که به طور جامع رهبری گروه علمی یا مدیرگروهی را مورد بررسی قرار داده است. وی این شغل را به عنوان یک شغل متعارض در نظر میگیرد و اشاره میکند که فشارهای متنوعی روی مدیرگروه است، از جمله رهبر بودن. تاکر همچنین ۵۴ وظیفه و کار ضروری را که مدیرانگروه باید انجام بدهند مشخص میکند که شمار زیادی از این وظایف با هم متناقض هستند (Tucker, 1981: 4).
ماهیت این شغل باعث شده است که برخی از محققان از جمله جیملچ و میسکین[۵] آن را به عنوان یک شغل فرسایشی و یا به عنوان یک شغل خسته کننده و پر از فشار در نظر بگیرند (جیملچ و میسکین، ۲۰۰۴؛ به نقل از یانگ، ۲۰۰۷: ۳). مدیرگروه همچنین ممکن است دچار اضافهباری نقش نیز بشود. اضافهباری نقش یعنی شرایطی که در آن از دارندگان یک شغل برای انجام دادن کارهای مختلف انتظارات زیادی میرود، اما زمان کمی برای انجام تمامی آنها دارند. مدیرگروه بین اعضای هیئت علمی و مدیران اجرایی دیگر به دام میافتد، بسیاری از نویسندگان به این تنش شغلی و علل آن ریشهای آن اشاره کردهاند (جیملچ و برنز، ۱۹۹۴، جیملچ و گیتس، ۱۹۹۵، هابل و هومر۱۹۹۷، موسس و رو، ۱۹۹۰، روچ، ۱۹۶۷)، بسیاری از محققان دیگر نیز تلاش کردهاند که با مشخص کردن نقشهایی که مدیرانگروه بر عهده دارند، چالشهایی که مدیرانگروه با آن مواجه هستند را شناسایی کنند (young, 2007: 3).




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:20:00 ب.ظ ]




برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

۲-۱-۸- عناصر اصلی نظریه نقش سازمانی

 

 

۲-۱-۸-۱- تعارض نقش

 

 

نقش های سازمانی، مجموع فعالیتهای معینی هستند که فرد در درون گروه خود، ایفا میکند. یا به عبارت دیگر منظور از نقشهای سازمانی، فعالیت معینی است که بر عهده فرد یا بعضی از گروهها نهاده شده که در جامعه کنونی، متعدد و متنوعند و هر فرد نقشهای گوناگونی بر عهده دارد. بنابر این به ناچار تعارض نقش حادث میشود.
نظریه نقش سازمانی یک چارچوب نظری را برای مطالعه افرادی که به طور نزدیک با دیگران در یک سازمان (مثل دانشگاه) کار میکنند، فراهم میآورد.
کان و همکاران اظهار میدارند که انتظارات نقش به وسیله اعضای یک مجموعه نقش، در یک چارچوب سازمانی تعیین میشوند. آنها همچنین نشان دادند که انتظارات نقش ممکن است تجویزی یا ممنوعی باشد که به وسیله دارندگان شبکه نقش تعیین میشود.
کان و همکاران ۴ نوع تعارض نقش را بیان میکنند:
۱) تعارض درون فرستاده[۱۵]زمانی اتفاق میافتد که یک عضو شبکه نقش، درخواستهای ناسازگاری دارد، به عنوان مثال یک ارشد علمی درخواست یک برنامه جدید علمی در داخل گروه میکند. اما هیچ پول اضافی برای پرداخت به اساتید جدید و فضا و تجهیزات موجود نیست.
۲) تعارض بین فرستاده[۱۶]زمانی اتفاق میافتد که اعضای مختلف از همان شبکه نقش فشارهای متضادی را به کار میبرند. برای مثال یک ارشد علمی تمایل دارد که اساتید مثلا ۴۵ ساعت در هفته داخل دانشگاه باشند اما اساتید تمایل دارند که خودشان ساعت مناسب، بودن در دانشگاه را تعیین کنند (Kahn et al, 1964: 26).
۳) تعارض میان نقشی[۱۷]: این نوع از تعارض، که در وهلهی نخست یک تعارض درونی است، زمانی رخ میدهد که یک فرد مجبور به ایفای همزمان دو یا چند نقش باشد که انتظارات از آنها متقابلا ناسازگار و ناهماهنگ است. بنابراین این تعارض ممکن است به واسطه ایفای نقشهای متعدد در یک سیستم و یا در شماری از سیستمهای اجنماعی پدید آید. بدون توجه به پارهای انتظارات رفتاری خاص، به نظر میرسد که نقشهای معینی در یک سازمان با یکدیگر همخوانی ندارند. کارکنان و مدیران با تعارضها و تنشهایی مواجه میشوند که نه تنها به خاطر پست رسمی که اشغال کردهاند، بلکه به سبب این است که آنها چندین نقش را در شماری از سیستمهای مختلف اجتماعی عهدهدار شدهاند (ایزدی یزدانآبادی، ۱۳۷۹: ۷۹).
لیفام و هوئه اشاره میکنند که مدیران غالبا این نوع تعارض را از مشکلترین و با تنشترین انواع تعارضهایی که باید با آن درگیر باشند در مییابند (لیفام و هوئه، ۱۳۶۳: ۱۸۱). اگر چه برای کنترل و کاهش تعارض میان نقشها بهترین راهبردی که به نظر میرسد، شاید محدود کردن نقشها و مشاغل فرد و یا تفکیک و تجزیه نقشهای غیر همخوان و ایجاد نقشهای جدید باشد، اما از آنجا که انسان مجبور به پذیرش نقشهای مختلف و گاه ناسازگار در یک سیستم اجتماعی یا سیستمهای متعدد اجتماعی است، این نوع از تعارض اجتناب ناپذیر به نظر میرسد (مان، ۱۳۶۵: ۴۹۴).
پس همانطور که گفته شد، تعارض میان نقشی زمانی اتفاق میافتد که عضویت در یک شبکه نقش با عضویت در یک شبکه نقش دیگر تعارض دارد. برای مثال اگر یک مدیرگروه، در مراسم اهداء جوایز تمایل داشته باشد که فرزند خودش را انتخاب کند دچار تعارض میان نقشی شده است.
۴) تعارض نقش شخصی[۱۸]این نوع از تعارض، که یکی از مهمترین منابع تضادهای درونی، فشار روانی، ناسازگاری و کشمکش فرد با سازمان است، هنگامی پدید میآید که میان انتظارات نقش، هنجارها، مقررات، حقوق، وظایف و امتیازات که فرد ایفاگر آن است و جنبههای مختلف شخصیت وی مانند نیازها، علایق، سرنوشتها و استعدادها، تواناییها، ارزشها و عقاید فرد ناهماهنگی و تضاد وجود داشته باشد. مشاور راهنمای سلطهجوی، مدیر اخلالگر و بینظم و معلم مخالف عقلانیت نمونههای از افرادی هستند که نیازهای شخصیتی آنها متناسب با الزامات کارهایشان نیست. مثال دیگر برای تعارض نقش شخصی زمانی است، که یک مدیرگروه دانشجویی را به دلیل عدم حضورش در کلاس اخراج میکند، در حالی که میداند دانشجو دلایل قانع کنندهای برای عدم حضورش داشته است. کان اشاره میکند که دارندگان بعضی از نقشها ممکن است تعارض نقش بیشتری را از سایر شغلها تجربه کنند. او میگوید که افرادی که سرپرست یا مدیر هستند از افرادی که چنین نقشهایی را بر عهده ندارند تعارض نقش بیشتری را تجربه میکنند(Kahn et al, 1964: 26).

 

 

۲-۱-۹- تکامل نگرشها نسبت به تعارض

 

 

۲-۱-۹-۱- نظریه سنتی

 

 

نظریه سنتی تعارض، تعارض را مذموم میدانست و نظری منفی دربارهاش داشت. تعارض با اصطلاحاتی چون بی حرمتی، انهدام و بیمنطقی مترادف بود و در کل تعارض به چیزی مضر گفته میشد که بایستی از آن اجتناب کرد. از آنجا که بر طبق این نظریه باید از تمام تعارضها اجتناب کرد، بنابراین لازم است که صرفاً توجه خود را به علل تعارض معطوف داشته و عملکردهای غلط را برای بهبود کار گروه یا سازمان تصحیح کنیم. اگر چه تحقیقات فعلی بر اساس شواهد محکمی که در اختیار دارد منکر آن است که این شیوه کاهش تعارض باعث عملکرد بالای گروه شود، اما بسیاری از ما هنوز هم از موقعیتهایی ارزیابی میکنیم که از این معیار کهنه استفاده میکنند (گرجی و طاهری، ۱۳۸۹: ۳۳).
بر اساس دیدگاه سنتی شیوه برخورد با کشمکشهای سازمانی بسیار ساده لوحانه، سطحی و خوش بینانه میباشد و مفروضات ذیل اساس این طرز تفکر میباشد:
۱- تعارض به عنوان مسئلهای قابل اجتناب شناخته میشود که میتوان از بروز آن جلوگیری کرد.
۲- تعارض توسط مسئلهسازها، هرج و مرج طلبها، آرامش بر هم زنها و خودسرها پدید میآید.
۳- استفاده از شکلهای قانونی اقتدار چون حرکت در جهتی که کانالهای قانونی اجازه میدهند یا سفت و سخت پیچیدن به آییننامهها و قوانین مدون به طور مکرر مورد تاکید است.
۴- استفاده از سپرهای بلا در مقابل تعارضات به عنوان عناصری مسلم مورد تایید است (ایزدی یزدانآبادی، ۱۳۷۹: ۲۷).

 

 

۲-۱-۹-۲- نظریه رفتارگرا

 

 

استدلال نظریه رفتاری این است که تعارض یک رویداد طبیعی در تمام گروهها و سازمانها است و به دلیل چاره ناپذیر بودنش، مکتب رفتاری قبول آن را توصیه میکند. طرفداران نظریه رفتاری به دلیل عدم امکان از بین بردن تعارض و حتی مفید بودن هر از چند گاه آن، وجود تعارض را توجیه میکنند (عوض ملایری و شعبان مایانی، ۱۳۸۸: ۶۷).

 

 

۲-۱-۹-۳- نظریه تعامل گرا

 

 

نظریه جاری در خصوص تعارض، نظریه تعاملگرایی است. از نظر تعاملگرایان یک گروه کاری هماهنگ، آرام و بی دغدغه، مستعد این است که تنبلی و سستی پیشه کند و در برابر تغییر، تحول و نوآوری چندان واکنشی از خود نشان ندهد. بنابراین در مقایسه با شیوه رفتاری که تعارض را میپذیرد، نظریه تعامل گرا، تعارض را به این علت که گروههای هم آهنگ، آرام، صلح طلب و همکار، آمادگی این را دارند که به گروههای ایستا و بیاعتنا بدل شوند، تشویق میکند. بنابراین در شیوه تعاملگرا تشویق رهبران گروهها به حفظ حداقل تعارض مستمر است. منظور از حداقل اندازهای است که گروه را زنده، انتقاد کننده از خود و خلاق نگه میدارد. با در نظر گرفتن نظریه تعاملگرا روشن میشود که تعارض را مطلقاً خوب و یا بد دانستن، ناصواب و ساده اندیشانه است (عوض ملایری و شعبان مایانی، ۱۳۸۸: ۶۷).

 

 

۲-۲- دیدگاههای مختلف در تبیین جایگاه تعارض و تضاد در سازمان

 

 

اگر به تحولات دانش مدیریت پس از انقلاب صنعتی نگاهی اجمالی بیندازیم، می‎بینیم سه دیدگاه دربارهی تعارض و تضاد وجود دارد. در قبل نظریههای مختلف درباره تعارض توضیح داده شد. اکنون به دیدگاههای مختلف درباره تضاد و تعارض میپردازیم.

 

 

۲-۲-۱- دیدگاه نظریه‎پردازان کلاسیک مدیریت

 

 

طرفداران این دیدگاه تعارض را با واژه‌هایی چون ویران‌سازی، تعدد، تخریب و بی‌نظمی مترادف می‌دانند و چون زیانآور هستند، لذا بایستی از آنها دوری جست و در نتیجه مدیر سازمان مسئولیت دارد سازمان را از شر تعارض برهاند. این نحوه نگرش به مسئله تعارض از سال ۱۹۰۰ تا نیمه دوم دهه ۱۹۴۰ بوده است. پیروان مدیریت علمی معتقدند که چنانچه کلیه امور بر اساس اصول و روشهای علمی تیلوریسم حل و فصل شود، دیگر محلی برای تضاد و برخورد باقی نمیماند. این مکتب مبتنی بر تجانس و هماهنگی است و در آن جایی برای تضاد و برخورد میان افراد و گروههای مختلف وجود ندارد. علت هر گونه اختلاف و برخورد میان افراد و گروهها تنها عدم اعمال صحیح اصول مدیرت علمی تلقی میشود (عوض ملایری و شعبان مایانی، ۱۳۸۸: ۶۷).
به عقیده این گروه، افراد ناآرامی که در داخل سازمان اندک هستند، تضاد ایجاد می‎کنند، بنابراین باید اخراج شوند. بر اساس این نظریه، هیچ تضادی در سازمان وجود ندارد. چون سازمان را یک مجموعه هماهنگ و منسجم می‌دانند که برای یک منظور مشترک به وجود آمده است. از این رو از کارکنان زیر دست هیچ انتظار اعتراض به تصمیمات مدیریت نمی‌رود و اگر چنین شود، آن را یک ضد ارزش تلقی می‌کنند و خود به خود از سیستم خارج مینمایند. نظریه پردازان سنتی معتقد بودند اگر سطح موجود تضاد با سطح مطلوب مساوی باشد به شرط این که سطح مطلوب تضاد صفر باشد لازم نیست اقدامی صورت گیرد؛ ولی اگر میزان موجود تضاد بیش از میزان مطلوب باشد، باید به دنبال حل اختلاف بود. به طور کلی از دیدگاه کلاسیکها تعارض مانعی در برابر کنش ایجاد میکند و از این رو باید از میان برداشته شود. همچنین معتقدند که تعارض در نتیجه کوتاهی، در نظارت و کنترل، برنامهریزی و اجرای کافی به وجود میآید (ایزدی یزدانآبادی، ۱۳۷۹: ۲۷).

 

 

۲-۲-۲- دیدگاه مکتب روابط انسانی

 

 

طرفداران این نظریه، تضاد را در سازمان اجتناب‎ناپذیر میدانند و معتقد هستند که نمی‎توان از ایجاد آن جلوگیری کرد، اما می‎توان آن را به حداقل رساند، این گروه علل مختلفی برای تضاد قائل هستند که یکی از مهمترین علل را ساختار فیزیکی سازمان می‎دانند. بر اساس این نظریه، تعارض یک پدیده طبیعی و غیرقابل اجتناب در همه سازمان‌ها است. همچنین طرفداران مکتب مزبور عقیده دارند که تعارض را نمیتوان حذف یا از بین برد، حتی در موارد زیادی تعارض به نفع سازمان است و عملکرد را بهبود می‌بخشد. نظریه روابط انسانی از آخرین سالهای دهه ۱۹۴۰ تا نیمه دوم دهه ۱۹۷۰ رواج داشت. طرفداران مکتب روابط انسانی نیز معتقد بودند اگر تضاد نزدیک صفر باشد، نباید اقدامی صورت دهیم؛ اما اگر وضع موجود تضاد از وضع مطلوب،که نزدیک صفر است بیشتر شود، باید به دنبال راه حل کاهش تضاد باشیم (میر محمدی، ۱۳۸۹: ۳).
اتزیونی، در یک بررسی، دیدگاه مکتب روابط انسانی را در مورد تعارض چنین نقد میکند: با ارائهی یک تصویر شاد غیر واقعی، با مد نظر قرار دادن سازمان همانند خانواده و نه محلی از کشمکش قدرت بین گروهها همراه با برخی از ارزشها و منافع در تعارض با همدیگر و نیز ارزشها و منافع مشترک با همدیگر و با برداشتی از آن به عنوان منبع اصلی خشنودی انسان و نه مایهی بیگانگی، روابط انسانی میخواهد جلایی بر روی واقعیات محیط کار بیندازد.
به طور مشابه موزلیس نیز اشاره میکند که شاگردان مکتب روابط انسانی اغلب به علت تاکید زیادتر بر هماهنگی و غفلت از تضاد سازمانی مورد انتقاد قرار میگیرند. با مطالعهی مسئله تضاد در سطح فردی و سازمانی، میتوان دریافت که تئوری روابط انسانی تاکید بر جنبههای روانشناسی دارد. تئوری مذکور مسئله را به صورت یک رابطهی متقابل غلط بین افراد و یا سوء تفاهمی مبنی بر اینکه گروه مسایل و احساسات گروه دیگر را درک نمیکند، ارایه میدهد. بدین ترتیب در این تعبیر، تضاد یک بیماری به حساب میآید که میباید با ارتباطات بهتر و یا وسایل مشابه بهبود یابد (موزلیس، ۱۳۶۸: ۱۱۶).
از دیدگاه نظریهپردازان روابط انسانی، مهمترین علت تعارض، نارسایی سیستم ارتباطات است؛ بدین معنی که افراد در اثر نواقص مجاری ارتباطات از قصد، نیت و احساسات دیگران به درستی آگاه نمیشوند و در نتیجه سوء تفاهم و اختلاف حاصل میشود. همچنین عواملی چون مدیریت و ضعف رهبری، عدم مدیریت مشارکتی، یا عدم مدیریت سازنده در جایی که نیاز به آن است باعث بروز تعارض میشود. مایو، از بنیانگذاران مکتب روابط انسانی، تعارض سازمانی را یک بیماری اجتماعی میداند و به همکاری به عنوان وضعیتی که سلامتی را به همراه میآورد مینگرد. به نظر پیروان مکتب روابط انسانی، مدیریت باید در جهت ایجاد جوی که در آن افراد با خشنودی، رضایت و روحیهی بالا همکاری کنند، تلاش نماید، زیرا که گاوهای شاد شیر بیشتری میدهند. به عقیده اینها اگر در سازمان به احساسات و عواطف انسانی، ارزشها و هنجارهای گروهی، روابط غیررسمی، تفاوتهای فردی، تقویت روحیه، ایجاد شرایط محیطی مساعد، انگیزش کارکنان توجه شود و سبک رهبری مشارکتی و انسانگرا به کار رود، دیگر جایی برای تضاد و تنش باقی نمیماند. از بین بردن و حذف تعارض هدفی دایمی مدیریت است، حتی اگر از آن به عنوان یک پدیدهی سازنده، در کوتاه مدت یاد شود (ایزدی یزدانآبادی، ۱۳۷۹: ۳۱- ۳۰).

 

 

۲-۲-۳- دیدگاه تعامل گرایان

 

 

از دیدگاه تعاملگرایان یک سازمان عاری از تعارض، احتمالا سازمانی ایستا، بیتحرک و غیر حساس نسبت به ایجاد تغییر است. تعارض، موقعی که منجر به جستجو و دستیابی به روشهای بهتر انجام کارها شود و راضی بودن به وضع موجود را بر هم زند، سازنده و مفید است. آنها معتقدند که تغییرات خود به خود صورت نمیگیرد و تغییر نیاز به یک محرک دارد که همان تعارض میباشد. قبل از مساعد شدن شرایط برای شروع تغییر، باید میزانی نارضایتی از وضع موجود، وجود داشته باشد. پس سازمانی که عاری از تعارض است، هیچگونه نیروهای داخلی برای شروع تغییر سازمانی، درون خود ندارد. نظریه تعاملگرایان نقش وسیعی برای مدیر در برخورد با تعارض قائل است. کار مدیر، ایجاد محیطی که تعارض سازنده به وجود آید، اما نباید اجازه دهد چنین تعارضهایی به حد افراطی برسد که سازمان را دچار نوعی بیماری و آسیب کند (رابینز، ۱۳۷۹: ۳۵۰).
تعامل گرایان تضاد را نه تنها مخرب نمی‎دانند، بلکه آن را مفید هم می‎دانند. این گروه معقتدند، تضاد در حد متوسط خوب و مقداری از آن برای عملکرد مؤثر ضروری است. نقش اصلی این شیوه این است که مدیران سازمان‌ها وادار می‌شوند که در حفظ سطح معینی از تعارض بکوشند و مقدار تعارض را تا حدی نگه دارند که سازمان را زنده، با تحرک، خلاق و منتقد به خود نگه دارد. تعامل گرایان وضع مطلوب تضاد را صفر نمی‎دانند. بنابراین اگر وضع موجود با وضع مطلوب مساوی بود، نباید اقدام کرد؛ امّا اگر وضع موجود سطح تضاد، خیلی بیشتر از وضع مطلوب بود باید اختلاف را حل نمود. از طرفی اگر سطح وضع موجود پایین‎تر از وضع مطلوب بود، باید با ایجاد اختلاف سلیقه، وضع موجود را به وضع مطلوب نزدیک نماییم.

 

 

۲-۲-۴- نظریه رفتار اداری

 

 

از دیدگاه مارچ و سایمون به عنوان تئوری پردازان این نظریه، تعارض عمدتا و اساسا یک مسئله فردی و خصوصی است، هر چند دو فرد درگیر در تعارض گروهی میشوند. در این نظریه نیز تعارض به عنوان یک واقعیت زندگی سازمانی مورد پذیرش قرار گرفته است. آنها ضمن اینکه اهمیت عوامل و فشارهای خارجی را در بروز تعارض سازمانی تشخیص میدهند، خاطرنشان میسازند که تعارض در نتیجهی ساختار سلطه، تفاوت در زمینه و موقعیت و همانندسازیهای متفاوت گروهی، در درون سازمانهای بزرگ پدید میآید.
مارچ و سایمون معتقدند که عملیات هماهنگسازی و رهبری به میزان زیادی متضمن اقداماتی برای حل تعارض است. آنها این آگاهی را نیز به انسان میدهند که تعارض را به عنوان یک پدیده ذاتا بد نپندارند. تعارض ممکن است، موجب رشد و گسترش شایستگیهای افراد برای تصمیم سازیهای فردی شود، مسایل مدیران ردهی بالا را که بنا به دلایلی مورد توجه آنها نبوده است رو میکند، و از تصمیم گیریهای مجهول و مبهم در سطوح پیچیده بوروکراسی جلوگیری میکند. آنها ضمن اینکه بر تعارض میان افراد و گروهها تاکید دارند، تا حدودی نیز به تعارض درون فردی و تعارض بین سازمانها توجه میکنند. به نظر مارچ و سایمون در سازمانها با چهار اقدام عمده در مقابل تعارض واکنش نشان داده میشود که عبارت اند از: ۱- حل مسئله ۲- متقاعدسازی ۳- چانهزنی ۴- سیاسیکاری. آنها با توجه به عنایت خاصشان به انتخاب عقلایی، به حل مسئله توجه بیشتری مبذول میدارند و متقاعدسازی و سیاسیکاری را کمابیش نادیده میگیرند. ضمن اینکه تلاشهایی را که برای بسط قواعد چانهزنی از طریق نظریهی بازیها صورت گرفته است، را نیز مورد بررسی قرار میدهند (Groos, 1964: 187).

 

 

۲-۲-۵- نظریه پنجره جوهری




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:20:00 ب.ظ ]




برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

تهدید کننده نباشد و گیرنده قادر به درک و استفاده از آن باشد و یا به آن اهمیت دهد. در غیر این صورت امکان بروز تعارض در بین طرفین تعامل افزایش مییابد (ایزدی یزدانآبادی، ۱۳۷۹ :۱۵۲).

 

 

۲-۳- نگرش به تعارض در ایران

 

 

ویژگیهای فرهنگی در مورد تعارض، نگرشها و همچنین انتظارات و رفتارهای ما را در هنگام تعارض تحت تأثیر قرار میدهند. برای مثال، مفهوم هال از ارتباطات با زمینه پایین یا بالا، در سبک تعارض مؤثر است. منظور از ارتباطات با زمینه پایین، سیستم ارتباطی است که از پیامهای کلامی واضح و روشن استفاده میکند. کشورهایی مثل آلمان، انگلستان، سویس، و ایالات متحده مثالهایی از فرهنگ با ارتباطات زمینه پایین هستند. فرهنگهای با ارتباطات زمینه بالا شامل چین، مصر و عربستان سعودی است. بنا به گفتههای تینگ و تومی در فرهنگهای زمینه پایین، تعارض ابزاری است، یعنی جهان به صورت تحلیلی، خطی و واژههای منطقی دیده میشود و امور جدا از افراد نگریسته میشود که این امر تهدید آمیز بودن بروز تعارض را کاهش میدهد. تعارض مستقیم، آشکار و احتمالاً شامل پیامهایی کلامی است که ممکن است وجهه طرف مقابل را به خطر بیاندازد. در فرهنگهای زمینه بالا، برای حفظ وجهه و روابط، تعارض غیر مستقیم است (کولب و همکاران، ۱۳۹۰: ۵۸).
جنبه دیگر فرهنگ که تعارضی را تحت تأثیر قرار میدهد، بعد فردگرایی و جمع گرایی است. در فرهنگهای فردگرا، مثل بسیاری از کشورهای اروپایی غربی، فرانسه، آلمان، اسکاندیناوی، بریتانیا، استرالیا و ایالت متحده، افراد ابتدا نگران خود و خانوادههایشان هستند، به جای گروه، افراد مهماند و حقوق فردی ارزشمند است. در فرهنگهای جمعگرا از جمله بسیاری از کشورهای آسیایی، مدیترانه، آمریکای لاتین و خاورمیانه و فرهنگهای آفریقایی، مردم علایق فردی را تابع گروه میکنند و به جای من به ما فکر میکنند.
چون در فرهنگهای جمعگرا، روابط سازگار با گروه خیلی مهم است، تعارضها غیر مستقیمترند و رفتارهای آبرومندانه خیلی شایع است. در بعضی فرهنگهای جمع گرا استفاده از واسطه به حفظ روابط بین دو گروه در تعارض کمک میکند. در فرهنگهای فردگرا، افراد به شدت عقاید مشخص خود را ابراز میکنند، احساسات شخصی خود را بیان میکنند و بر مسئولیت فردی برای مشکلات تمرکز میکنند تا مسئولیت گروهی. تعارض در فرهنگهای فردگرا، منجر به مرکزیت دادن به تخلف از انتظارات مشخص میشود. فرهنگ فردگرا، به مدل نتیجه محور تعارض تمایل دارند و آنها میخواهند تعارض را حمل کنند و سریعاً نتایج مطلوب و ملموس به دست بیاورند. برای آنها حل تعارض از صورت کار مهمتر است. در مقابل فرهنگهای جمعگرا فرآیند محورند. آنها قبل از بحث در مورد نتایج به دنبال حفظ وجهه متقابل هستند (کولب و همکاران، ۱۳۹۰: ۵۸)
به عقیده گلینها مطلوب یا نامطلوب دانستن تعارض و رقابت در یک جامعه به دو عامل بستگی دارد: ۱- آنچه که در جامعه ارزش و اعتبار دارد. ۲- سازمانهای اجتماعی آن جامعه (ایزدی یزدانآبادی، ۲۸: ۱۳۷۹). اتو کلاینبرگ ضمن بررسی تعارض و ستیزگری در جوامع مختلف به این نتیجه دست مییابد که نوع نگرش، شدت و کیفیت ستیزگری در جوامع و اقوام مختلف متفاوت است. وی خاطرنشان میسازد که در یک جامعه ممکن است، ستیزگری تقویت شود و در جامعه دیگر تقریبا نایاب باشد. به نظر وی روح ستیزگری و تعارض در جوامع مختلف بیشتر تابع عوامل اجتماعی و فرهنگی حاکم بر جامعه است (کلاین برگ، ۱۳۴۷: ۱۲۲).
تعارض در فرهنگ ما ایرانیان، جزئی پذیرفته شده از ارتباطات سازمانی نیست و همواره به عنوان واقعیتی موجود در ارتباطات تلقی نمیشود، بلکه کاملا ناپسند و حامل بار ارزشی منفی است که وجود آن جز ناراحتی و مشکل و کشاکش به بار نمیآورد و لاجرم چنین تعارضی میباید حذف شود، اگر چه حذف آن را با عدم طرح و عدم توجه به آن مطرح میگیریم و عنوان کردن آن را نیز ناپسند میشماریم، اما فرهنگ غرب در این موارد از فرهنگ جامعه ما بازتر برخورد میکند و قبحی را که فرهنگ ما برای تعارض قائل است را در نظر نمیگیرد (فرهنگی، ۱۳۶۹: ۱۶).
به هر حال در کشور ما و بسیاری از فرهنگهای دیگر، در مقابل تعارضها و اختلافنظرها تحمل و بردباری نشان داده نمیشود. از گذشتههای دور تاکنون و در اکثر نهادها، ارزشهای ضد تعارض تقویت شده و همواره تاکید کردهاند که باید با افراد کنار آمد و با آنها ساخت. همیشه هر گونه اختلاف بین پدر، مادر و بچهها تقبیح شده است؛ همواره حق با معلمین بوده است و کس حق نداشته در مقابل آنها بایستد و با آنها مخالفت کند؛ آنها که در مقام پند و نصیحت و موعظه بودهاند، همیشه صحیح گفتهاند و کسی مجاز به پرسش و گفتن چرا نبوده است. این عوامل باعث پرورش نوعی فرهنگ ضد تعارض، ضد انتقاد و مخالفت و ضد دیالوگ شده است (ایزدی یزدانآبادی، ۲۸: ۱۳۷۹). به نظر میرسد نوع نگرش به تعارض در ایران مبتنی بر نظریه سنتی است و هنوز به عنوان یک رویداد نامناسب به آن نگاه میکنند.

 

 

۲-۴- منابع تعارض

 

 

عوامل ایجاد کننده تعارض در سازمانها بسیار متعدداند که در زیر به تعدادی از آنها اشاره خواهیم کرد:
رقابت برای پاداش: به علت محدود بودن پاداشها، افراد برای گرفتن ترفیع، ترقی و دریافت درجه باهم رقابت میکنند، که یک منبع بالقوه برای تعارض است.
نقض در سیستم اطلاعاتی سازمانها: یک پیام مهم ممکن است دریافت نشود، دستورات یک سرپرست بد تفسیر گردد یا ممکن است به علت تنوع و تعدد پایگاههای اطلاعاتی، تصمیم گیرندگان سازمان به نتایج متفاوتی برسند که این باعث ایجاد تضاد در سازمان میشود.
تضاد موقعیت: در حالی که نقشهای سازمانی از اهمیت زیادی برخوردارند، رتبه بندی این نقشها مطابق اهمیت و ارزش آنها نیز ممکن است منجر به تضاد موقعیت شود (غفوریان، ۱۳۸۴: ۴۰).
وابستگی کاری: هرچه واحدها بهم وابستهتر باشند، تعارض بیشتر میشود. البته منظور وابستگی و نیاز یک طرفه است، زیرا وابستگی دوسویه کمتر به تعارض میانجامد.
توزیع نابرابر قدرت: واحدهایی که قدرت کمتر دارند در برابر واحدهایی که قدرت بیشتر دارند، رفتار تعارضآمیز را بیشتر نشان میدهند و احتمال تعارض بین آنها بیشتر است (عوض ملایری و شعبان مایانی، ۱۳۸۸: ۶۹).
عدم تجانس اعضا: اگر عدم تجانس بین اعضا زیاد باشد، کمتر احتمال دارد که با همدیگر به صورت روان و یکنواخت کار کرده و با هم همکاری نمایند. عدم تشابهات شخصی نظیر پیشینه، ارزشها، تحصیلات، سن، الگوی اجتماعی و غیره باعث احتمال برقراری روابط روابط متقابل شخصی کمتری بین واحدها میشود و احتمال تعارض را بیشتر نشان میدهد (رابینز، ۱۳۷۹: ۳۶۸)

 

 

۲-۵- فرایند تعارض

 

 

تعارض یک فرایند است که طی مراحل مختلف شکل میگیرد. مطالعه این فرایند در شناخت و تحلیل تعارض، نقش مهمی دارد (غفوریان، ۱۳۸۴: ۳۶). فرایند تعارض در چها مرحله شکل به شرح زیر شکل میگیرد.

 

 

 ۲-۵-۱- مرحله اول: مخالفت بالقوه

 

 

اولین مرحله در روند تعارض، وجود فرصتهایی برای ظهور تعارض است. به طور کلی وجود یکی از سه شرط زیر برای ظهور تعارض لازم است. ۱- ارتباط: تحقیقات نشان میدهد که مشکلات بیانی، مبادله ناکافی اطلاعات و بگو مگوهای موجود در کانال ارتباط هر یک به تنهایی سدی در برابر ارتباط بوده و شرایط بالقوهای برای تعارض را تشکیل میدهند. همچنین ارتباط بیش از حد کم و یا زیاد امکان ایجاد تعارض را بالا میبرد. در نتیجه، افزایش ارتباط تا حد معینی امکان پذیر است و با تجاوز از آن مرز، ارتباط بیش از حد صورت میگیرد که نتیجهاش افزایش امکان ایجاد مخالفت است. ۲- ساختار: هر قدر گروهی بزرگتر بوده و فعالیتهایش نیز تخصصی تر باشد احتمال تعارض در آن بیشتر است و هر جا که اعضای گروه جوان تر و امکان ورود عضو جدید از امکان اخراج عضوی کم تر باشد و مراقبت سفت و سخت به صورت مستمر بر فعالیت اعضای گروه باشد، امکان بالقوه تعارض در بالاترین سطح قرار دارد. همچنین محققان چنین دریافته اند که داشتن مقام و تعارض با هم نسبت عکس دارند (میرمحمدی، ۱۳۸۹: ۵).
۳- متغیرهای شخصی: عوامل شخصی، نظامهای ارزشی فردی اشخاص و صفات ویژه شخصی آنها را که باعث به وجود آمدن خصوصیات اخلاقی فرد میگردد را شامل میشود. همه میدانیم احتمال ایجاد تعارض برای برخی از شخصیتهای به خصوص، بسیار بیشتر است. مثلا آنها که اقتدار طلب هستند یا افرادی که دم دمی مزاج میباشند.
اینکه فردی خیال میکند که باید ماهی ۳ میلیون ریال درآمد داشته باشد اما کارفرمایش معتقد است که او لایق درآمدی کم تر از آن است و یا اینکه فردی معتقد است این مقاله برای مطالعه مفید و جالب است و شخصی دیگر معتقد به بیارزش بودن مقاله است، همه و همه قضاوتهای ارزشی بوده و اختلافات موجود در نظامهای ارزشی خود منابعی مهم در ایجاد تعارض است.
۲-۵-۲- مرحله دوم: شناخت
اگر شرایط ذکر شده در مرحله اول ایجاد ناکامی کند، امکان مخالفت به صورت عملی در خواهد آمد و این زمانی صورت میگیرد که یکی یا دو طرف از طرفین تعارض صدمه ببینند و یا از آن مطلع شوند و البته اطلاع از تعارض به این معنا نیست که درگیر شدهایم. احتمال دارد شخص از اینکه خود و همکارش با هم توافق ندارند آگاه باشد. با این وجود چه بسا که این امر برای وی ایجاد تنش و اضطراب نکرده است. زمانی انسان از نظر عاطفی درگیر میشود و طرفین دچار اضطراب و سرخوردگی و خصومت میشوند که این ناهماهنگی به طور کامل احساس شود (همان منبع).

 

 

۲-۵-۳- مرحله سوم: رفتار

 

 

اگر یکی از طرفین تعارض به طور اگاهانه و از روی عمد دست به اقداماتی بزند که طرف درگیر را از رسیدن به هدف یا نیازهای خود باز دارد، مرحله رفتاری تعارض به وجود میآید.

 

 

۲-۵-۴- مرحله چهار: نتیجه

 

 

تاثیر متقابل رفتار تعارضآمیز پیامدهایی در بر دارد. ممکن است این پیامدها به پیشرفت عملکرد گروهی انجامیده و یا برعکس مانع پیشرفت عملکرد گروهی شوند (غفوریان، ۱۳۸۴: ۳۹).

 

 

۲-۶- شیوههای مقابله با تعارض

 

 

به طور کلی پنج روش برای مقابله با تعارض وجود دارد که در زیر به آنها خواهیم پرداخت.

 

 

۲-۶-۱- رقابت

 

 

اگر کسی در صدد تامین هدفهای خود برآید و یا بخواهد بر منافع خود بیفزاید، بدون توجه به تاثیرات رفتارش بر دیگران، در حالت رقابت خواهد بود. این نوع رقابتها معمولا توسط مقامات رسمی سازمان در کارکنان ایجاد میشود. افراد در حال رقابت میکوشند تا مسایل را به نفع خود تمام کنند




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:19:00 ب.ظ ]




منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

 

۲-۱۰- پیشینهی تحقیق

 

 

۲-۱۰-۱- پیشینهی داخلی

 

 

در پژوهشی که تحت عنوان بررسی نقطه نظرات مدیران گروههای آموزشی و اعضای هبئت علمی دانشکدههای علوم انسانی در دانشگاههای تهران در خصوص وظایف مصوب مدیر در رابطه با بهبود عملکرد آموزش و پژوهش انجام شده است نتایج زیر به دست آمده است. نتایج این تحقیق نشان داد که مدیران معتقدند به طور متوسط ۶۴% وظایف مصوب خود را در رابطه با بهبود عملکرد آموزش و پژوهش اعضا، تشویق اعضا و امکان رشد حرفهای اعضا انجام میدهند. اعضای ثابت و رسمی دانشکدههای علوم انسانی معتقد بودند که کمتر از ۵۰% از وظایف مذکور توسط مدیران گروههایشان اجرا میشود. از نظرات جامعه مدیران و اساتید این نتیجه حاصل شد که بیش از ۵۰% وظایف مصوب مدیر در رابطه با بهبود عملکرد آموزش و پژوهش اعضا در دانشکده هم اکنون اجرا میشود (تاج محرابی نمین، ۱۳۷۳).
در پژوهشی که با عنوان شناسایی و تبیین شایستگیهای مدیران دانشگاه در سال ۱۳۹۱ انجام شد نتایج زیر به دست آمد. هدف این پژوهش شناسایی و تبیین شایستگیهای مدیران دانشگاه بوده است. روش پیمایشی بوده و برای رسیدن به هدف به مطالعه عمیق مبانی موضوع شایستگی پرداخته شده بود و از نظرات مدیران دانشگاه به عنوان خبره برای طراحی الگوی اولیه و سپس برای تکمیل آن از پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق تمامی مدیران دانشگاهی استان قم بوده است. یافته های تحقیق نشان داد که مدیران دانشگاه باید دارای شایستگیهای مدیریتی، اجتماعی و فردی باشند. شایستگیهای مدیریتی شامل شایستگیهای ادراکی، رهبری، تصمیم گیری و اجرایی، شایستگیهای اجتماعی شامل شایستگیهای ارتباطی، کار تیمی، مدیریت افراد و دانشجو محوری و شایستگیهای فردی شامل ویژگیهای شخصیتی، اخلاقی است. نتیجه گیری شد که فهرست شایستگیهای مدیران دانشگاه بر مبنای سه چارچوب محوری، شایستگی اجتماعی، فردی و مدیریتی استوار است (محمودی و همکاران، ۱۳۹۱).
در پژوهشی که با عنوان نقش چهارگانه مدیران گروه و چالشهای رهبری علمی در سال ۱۳۹۱ انجام شد نتایج زیر بدست آمد. روش تحقیق پیمایشی و ابزار اندازه گیری، پرسشنامه بسته بوده و جامعه آماری شامل مدیران گروه ۱۰ دانشکده (برق، انسانی، دامپزشکی، علوم طبیعی، علوم تربیتی، ریاضی، فنی، فیزیک، ادبیات و زبان خارجی و کامپیوتر) دانشگاه تبریز در سال ۱۳۹۱بوده. حجم نمونه به تعداد ۳۰ نفر بوده که به روش نمونه گیری تصادفی تخصیص یافتهاند. بر اساس نتایج تحقیق، متغیرهای نقش رهبری، پژوهشگری، توسعهی هیئت علمی، مدیریتی و در نهایت نوع دانشکده رابطهی معناداری با رفتارهای مورد نیاز مدیران گروه دارند. نتایج تحلیل رگرسیونی نشان میدهد که توان متغیرهای مستقل مورد استفاده در تبیین واریانس متغیر وابسته (رفتارهای مورد نیاز مدیران گروه) ۸۶% بوده است و در این میان، متغیرهای نقش رهبری بیشترین تاثیر را بر رفتارهای مورد نیاز مدیرانگروه داشته و متغیرهای توسعهی هیئت علمی و نفش مدیر از معادله رگرسیونی خارج شده است (امین مظفری، ۹۱).

 

 

۲-۱۰-۲- پیشینهی خارجی تحقیق

 

 

در پژوهشی که با عنوان مدیریت تعارض نقش بین مدیران دانشگاه در نیجریه توسط دیوز[۲۶] در سال ۲۰۱۲ انجام گرفت نتایج زیر به دست آمد. هدف مطالعه پیدا کردن انواع، علل و مدیریت تعارض نقش بین مدیران حرفهای و مدیران دانشگاهی است. نمونهها از ۸ دانشگاه بودند که از طریق روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده انتخاب شده بودند. از یک پرسشنامه ساختار یافته برای گردآوری دادهها استفاده شد و دادهها با استفاده از همبستگی پیرسون تحلیل شدند. یافتههای این تحقیق نشان داد که تعارض نقش بین مدیران حرفهای و دانشگاهی در دانشگاههای نیجریه از رقابت برای منابع کمیاب، ارتباطات نامناسب، ترتیب نامناسب وظایف، درگیریهای شخصی، توزیع نامناسب قدرت و استراتژیهای ضعیف مدیریت ریشه گرفته است. همچنین استراتژی موثر برای اجتناب و حل تعارض نقش، شناسایی علل ریشهای تعارض نقش و از بین بردن آن اعلام شد. در این روش موقعیت و شرایطی که منجر به تعارض نقش میشود را قبل از اینکه مدیران تجربه کنند حذف میشوند، از این رو توصیه شد که مقامات دانشگاهی از این استراتژی برای حل تعارض نقش استفاده کنند ) (Duze, 2012.
پژوهشی با عنوان نقش مدیرانگروهها و تعارض نقش در دانشکده های ایالت ایلینویز توسط مارگارت یانگ[۲۷] در سال ۲۰۰۷ انجام شد که نتایج آن به صورت زیر میباشد. در این پژوهش ۲۱ وظیفه انجام شده توسط مدیران گروهها را به ارشدهای علمی، اعضای هیئت علمی و مدیرانگروه دادند و از آنها خواستند که اهمیت هر کدام از این وظایف را بر اساس مقیاس لیکرت رتبه بندی کنند. که در پایان مشخص شد مدیرانگروه و رؤسای دانشکدهها نظر مشابهی در مورد اهمیت وظایف مدیران گروه داشتند و تفاوت معناداری بین نظر مدیران گروهها و رؤسای دانشکدهها در مورد رتبه بندی اهمیت وظایف مدیرانگروه وجود نداشت. همچنین تفاوت معناداری بین رتبه بندی اهمیت وظایف مدیرانگروه و اعضای هیئت علمی تمام وقت در مورد وظایف مدیرانگروه وجود نداشت. بر اساس مقیاس تعارض نقش ریزو و همکاران نشان دادند که تعارض نقش در میان مدیرانگروه وجود دارد و همچنین نشان دادند که اضافه باری نقش در میان مدیران گروه وجود دارد. نتایج تحقیق آنها نشان داد که بین ویژگیهای مثل سن، اندازه، گروه، نحوه انتخاب برای مدیرگروهی، طول خدمت به عنوان مدیرگروهی با تعارض نقش رابطه معنیداری وجود ندارد. (Young, 2007).
در پژوهشی که با عنوان مدیرگروه، پیشرفت حرفهای و تعارض نقش توسط باث[۲۸] در سال ۱۹۸۲ انجام شد نتایج زیر به دست آمد ۱- تعارض نقش میتواند به طور قابل ملاحظه به وسیله رشد مدیریت سازمانی کاهش یابد ۲- آموزش، تربیت و آگاهی از مسائل مدیریتی از نیاز های اساسی مدیر گروههاست (Booth, 1982).
در پژوهشی که با عنوان منابع فشار در گروه توسط جیملچ و همکارانش انجام شد نتایج زیر بدست آمد. هدف پژوهش بررسی استرس یا فشار تجربه شده توسط اعضای هیئت علمی در موسسات آموزش عالی بود. نمونه پژوهش شامل ۸۰ موسسه مشهور در تمام کشور آمریکا بود. ۱۰۲۰ نفر از اعضای هیئت علمی بر اساس مدرک دانشگاهی و طبقه بندی رشتهای بیگلن انتخاب شدند. نسبت پاسخگویی ۷۵٫۲۸% بود اعضا هیئت علمی به طور کلی ۶۰ درصد از کل استرس را در زندگی کاری خود تجربه کرده بودند و اکثریت عوامل استرس زا به طور مستقبم مربوط به زمان و محدودیت منابع بود. زمانی عوامل استرسزا اعضای هیئت علمی بر اساس رشته دانشگاهی مقایسه شدند، شباهت آنها بیشتر از تفاوتهایشان بود. همچنین اعضای هیئت علمی درجه مشابهی از استرس را در در رابطه با تدریس، تحقیق و کارهای خدماتی نشان دادند و همچنین تدریس به عنوان استرسزاترین فعالیت مشخص شد (Gmelch and et al, 1988).
در پژوهشی دیگر که با عنوان بررسی تحلیلی انواع نقشهای مدیران گروه در آموزش عالی انجام شد. کارول و جیملچ[۲۹] (۱۹۹۲) یک پرسش نامه ۳۶ سؤالی را برای ۸۰۰ مدیر گروه در ۱۰۰ شورای پژوهشی و مؤسسات اعطای دکترا فرستادند. در این پرسشنامه از مدیرانگروه خواسته شد تا سودمندی و تأثیر هر کدام از این وظایف را روی یک طیف لیکرت ۵ قسمتی نشان بدهند. کارول و جیملچ به طور تصادفی یک گروه از هر دانشکده را بر اساس طبقه بندی بیگلن انتخاب کردند، به طور کلی ۵۳۹ پرسشنامه قابل قبول پس داده شد و درصد پاسخگویی ۵/۶۷ % بود. از ۳۶ گویه داخل پرسشنامه، ۲۶ گویه آن در رابطه با وظایف مدیرانگروه بود که پس از تجزیه و تحلیل دادهها، آنها ۴ نقش اصلی را برای مدیرانگروه مشخص کردند، که عبارت بودند از: ۱- رهبری، که شامل فعالیتهایی مانند تشکیل جلسات گروه، شرکت در کارهای جلسهای دانشکده و دانشگاه، گرفتن ایدههای جدید برای بهبود گروه و هماهنگ کردن فعالیتهای گروه با سایر نهادها و غیره میشد ۲- پژوهش یا پژوهشگری، مانند کسب منابع برای تحقیقات افراد، کسب و مدیریت کردن سرمایههای بیرونی، ۳- توسعه اعضای هیئت علمی، که شامل استخدام و انتخاب اساتید، ارزیابی عملکرد اساتید و غیره بود، ۴- مدیریت، شامل مدیریت منابع گروه، تهیه و پیشنهاد بودجه و غیره. بر اساس نظر کارول و جیملج همهی این نقشها، لازم است که به وسیله مدیرانگروه انجام شود در حالی مدیرانگروه، با توجه به ویژگیهای شخصیتی خود و شرایط اجتماعی دیگر بر روی بعضی از این نقشها تاکید بیشتری دارند و ذاتاً طرفدار یکی از این نقشها هستند و این باعث به وجود آمدن تعارض نقش میشود ( Carroll and Gmelch, 1992).
پژوهشی دیگر با عنوان چگونگی اهمیت بندی وظابف مدیران گروه از دیدگاه اساتید، رؤسای دانشگاه و مدیرانگروه، توسط
فرست[۳۰] در سال ۲۰۰۲ انجام شد. در این پژهش فرست از اساتید، رؤسای دانشکدهها و مدیرانگروه، دانشگاههای شمال آمریکا خواست که اهمیت ۲۶ وظیفه را که توسط کارول و جیملچ طراحی شده بود را از نظر خود بر روی یک طیف لیکرت ۷ قسمتی نشان دهند. پرسشنامه برای ۱۹۰۶ استاد، ۱۳۱مدیرگروه و ۱۹ رئیس دانشگاه فرستاده شد، که از این میان ۷۰۷ استاد، ۱۰۰ مدیر گروه و ۱۵ رئیس دانشگاه پرسشنامه را پر کرده بودند. تاکید فرست بیشتر بر اهمیت وظایف مدیرانگروه بود تا سودمندی آنها، او از تحلیل عاملی برای تعیین نقشهای مدیران گروه استفاده کرد و ۵ نقش کلی را برای مدیرانگروه در نظر گرفت که شامل ۱- نقش پژوهشگری، مانند کسب و مدیریت کردن سرمایههای بیرونی، آموزش و مشاوره به دانشجویان و غیره، ۲- توسعه اساتید (الف) مانند، حفظ شرایط مساعد کار، تشویق فعالیتهای حرفهای اساتید، انتخاب ایدههای خوب برای بهبود گروه و غیره، ۳- رهبری، شامل برنامهریزی و انجام جلسات گروه، شرکت در جلسات دانشکده و دانشگاه و غیره، ۴- مدیریت، شامل مدیریت منابع گروه، مدیریت کارمندان غیر هیئت علمی، آماده کردن و پیشنهاد بودجهها و غیره، ۵- توسعهی اساتید (ب) شامل، ارزیابی عملکرد اساتید، استخدام اساتید و غیره. فرست نشان داد در بعضی از موارد تفاوت زیادی بین رتبه بندی اهمیت وظایف مدیرانگروه توسط اساتید، رؤسای دانشکده و مدیران گروه وجود داشت. برای رؤسای دانشکدهها استخدام و انتخاب اعضای هیئت علمی و ارزیابی عملکرد اساتید از بیشترین اهمیت برخوردار بودند، در حالی که این وظایف برای اساتید از کمترین اهمیت برخوردار بودند و برعکس انتخاب ایدههای خوب برای بهبود گروه و برنامهریزی و انجام جلسات گروه از بیشترین اهمیت برخوردار بودند. فرست نشان داد که اساتید تمایل دارند که مدیران گروه بیشتر نقش رهبری را انجام دهند در حالی که خود مدیرانگروه بیشتر تمایل به انجام نقش پژوهشگری دارند. او همچنین نشان داد که اساتید، رؤسای دانشکدهها و مدیرانگروه هر کدام انتظارات خاصی را از مدیرانگروه دارند که باهم متفاوت هستند و این به نوبهی خود منجر به تعارض نقش میشود. فرست همچنین نشان داد که اساتیدی که در رشتههای محض تدریس میکنند، خیلی بیشتر از اساتیدی که در رشتههای کاربردی تدریس میکنند بر توسعه اساتید (ب) تاکید دارند. او همچنین نشان داد که اساتید علوم نرم خیلی بیشتر از اساتید علوم سخت بر نقش رهبری تاکید دارند (ferst, 2002).

 

 

۲-۱۱- مدل تحلیلی تحقیق

 

 

مدل تحلیلی تحقیق یک الگوی تحلیلی است، مبتنی بر روابط تئوریک میان شماری از عوامل که در پژوهش با اهمیت تشخیص داده شدهاند. این مدل با بررسی سوابق پژوهشی در قلمرو مسئله به گونهای منطقی جریان پیدا میکند. مدل تحلیلی در پزوهش حاضر با توجه به تعاریف، مبانی ارائه شده، عنوان پژوهش و با بررسی ادبیات تحقیق به تاثیر متغیرهای ویژگیهای فردی و شغلی، اضافه باری نقش، سبک رهبری و نقشهای پنجگانه مدیران گروه بر میزان تعارض نقش آنها میپردازد. همچنین در مدل دوم به تفاوت در انتظارات مدیرانگروه و اساتید در مورد نقشهای مدیرانگروه و نیز سبک رهبری مدیرانگروه میپردازد که منجر به تعارض نقش میشود.
شکل۲- ۱- مدل تحلیلی تحقیق مربوط به تعارض نقش سازمانی
شکل۲- ۲- مدل تحلیل تحقیق مربوط با تعارض نقش ذهنی

 

 

۲-۱۲- فرضیههای تحقیق

 

 

۱- بین سبک رهبری مدیرانگروه و میزان تعارض نقش آنها رابطه معنیداری وجود دارد.
۲- بین سبک رهبری مدیرانگروه و میزان اضافهباری نقش آنها رابطه معنیداری وجود دارد.
۳- بین سبک رهبری مدیرانگروه و میزان اهمیتدهی آنها به نقشهای خود رابطه معنیداری وجود دارد.
۴- بین اضافهباری نقش مدیرانگروه و میزان تعارض نقش آنها رابطه معنیداری وجود دارد.
۵- بین سطح اهمیتی که مدیرانگروه نسبت به نقشهای خود میدهند و میزان اضافهباری نقش آنها رابطه معنیداری وجود دارد
۶- بین سطح اهمیتی که مدیرانگروه نسبت به نقشهای خود میدهند و میزان تعارض نقش آنها رابطه معنیداری وجود دارد.
۷- بین ویژگیهای فردی و شغلی مدیرانگروه و میزان تعارض و اضافهباری نقش آنها رابطه معنیداری وجود دارد.
۸- بین سطح اهمیتی که مدیرانگروه به نقشهای خود میدهند و همچنین سطح اهمیت آن نقشها از دیدگاه اساتید تفاوت معنیداری وجود دارد.
۹- بین سبک رهبری مدیرانگروه از دیدگاه خود و از دیگاه اساتید تفاوت معنیداری وجود دارد.
فصل سوم
روششناسی تحقیق

 

 

۳-۱- مقدمه

 

 

بحث اصلی این فصل مرتبط به روش تحقیق و روشهای آماری گردآوری و تجزیه و تحلیل دادههای بدست آمده میباشد. که پس از معرفی نوع مطالعه و روش پژوهش، به سطح تحلیل، واحد تحلیل، ابزار گردآوری اطلاعات، جامعه و حجم نمونه، شیوه تعیین حجم نمونه، اعتبار و پایایی ابزار اندازه گیری، تجزیه و تحلیل آزمون فرضیهها، و تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها میپردازد.

 

 

۳-۲- نوع مطالعه و روش پژوهش

 

 

این مطالعه از نوع مطالعه پیمایشی است و به لحاظ عمق تحقیق نیز از نوع مطالعات پهنانگر میباشد که آن را از تحقیقات ژرفانگر همچون مشاهده مشارکتی، تحقیقات پدیدار شناختی و غیره که به دنبال رفتن به عمق مطلب میباشند جدا میکند. این تحقیق از نظر هدف نیز یک بررسی کاربردی میباشد.

 

 

۳-۳- سطح تحلیل

 

 

سطح تحلیل در این پژوهش، سطح خرد میباشد.

 

 

۳-۴- واحد تحلیل

 

 

واحد تحلیل در این پژهش فرد میباشد.

 

 

۳-۵- ابزار جمع آوری اطلاعات

 

 

ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه میباشد که شامل سولات باز و بسته میباشد و در سولات بسته از طیف لیکرت استفاده شده است. برای اندازه گیری متغیرهای مورد مطالعه از چهار نوع پرسشنامه استفاده شد شامل: ۱- نسخه اصلاح شده پرسشنامه وظایف مدیران گروه که توسط کارول و جیملچ (۱۹۹۲) طراحی شده است. شامل ۲۱ وظیفه است در قالب ۵ نقش که به مدیرانگروه و اساتید داده شد، ۲- مقیاس تعارض نقش (ریزو و همکاران ۱۹۷۰) که شامل ۷ گویه است. به مدیرانگروه داده شد ۳- مقیاس اضافه باری نقش (نیت مایر و همکاران ۱۹۹۵) شامل سه گویه و نیز یک مقیاس تک گویهای دیگر نیز هست که یانگ (۲۰۰۷) طراحی کرده که به مدیرانگروه داده شد ۴- مقیاس سبک رهبری سالزمن که شامل ۳۵ گویه است و به مدیرانگروه داده شد تا سبک رهبری خود را مشخص کنند و همچنین به اساتید داده شد تا سبک رهبری مدیرانگروه از نظر آنها هم تعیین شود.

 

 

۳-۶- جامعه و حجم نمونه

 

 

جامعه مورد مطالعه مدیرانگروه و اساتید دانشگاه تبریز میباشد.
پاسخگویان این تحقیق دو گروه هستند ۱- مدیرانگروه که تعداد آنها (۶۶ نفر)هستند۲- اعضای هیئت علمی که تعداد انها ۶۳۴ نفر میباشد.




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:19:00 ب.ظ ]




اضافهباری نقش

 

 

۴

 

 

۸۸/۰

 

 

 

 

تعارض نقش

 

 

۷

 

 

۸۹/۰

 

 

 

 

 

۳-۸- تجزیه و تحلیل آزمون فرضیهها

 

 

متغیر وابسته در این تحقیق میزان تعارض نقش مدیران گروههای آموزشی است که در سطح سنجش فاصلهای سنجیده میشوند و متغیرهای مستقل شامل سبک رهبری، ویژگیهای فردی و شغلی مدیران گروه، اضافه باری نقش مدیرانگروه و نیز میزان اهمیت دهی به نقشهای مدیرانگروه از سوی مدیرانگروه است. همچنین تفاوت اهمیتدهی به نقشهای مدیرانگروه از دیدگاه مدیرانگروه و اساتید و نیز تفاوت سبک رهبری آنها از مشخص میشود. برای سنجیدن رابطه هرکدام از این متغیرها باهم از آزمونهای آماری مناسب استفاده شده است. به طور کلی از آزمونهای آماری ضریب همبستگی پیرسون، t مستقل، آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون خیدو استفاده شده است و در پایان نیز برای بررسی تاثیر متغیرهای مستقل بر وابسته از رگرسیون گام به گام استفاده شد.

 

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

 

۳-۹- تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها

 

 

تعریف مفهمومی تعارض نقش (متغیر وابسته): تعارض نقش زمانی رخ میدهد که تن دادن به مجموعهای از الزامهای شغلی با پذیرش مجموعهای دیگر از الزامهای شغلی مغایر و یا به طور کلی ناسازگار باشد (رندال، ۱۳۷۸: ۷۶ ).
آبرکرامبی و همکاران سه معنی جداگانه برای تعارض نقش در نظر میگیرند. در معنای اول تعارض نقش حاصل انتظارات ناسازگار دو یا تعداد بیشتری از نقشهایی است که فرد ایفای آنها را را به طور همزمان بر عهده دارد، در معنای دوم تعارض، نتیجه اختلاف در تعریف نقش مشخص از سوی فرد و سایر شرکای نقش است و در معنای سوم تعارض ناشی از انتظارات متعارض نقشهای مرتبط با یک نقش کانونی است. بنابراین هرگاه فرد در وضعیتی قرار بگیرد که مجبور به قبول همزمان دو نقش شود که تکالیفی متداخل بر عهدهاش میگذارند تعارض نقش ایجاد شده است (رستگار خالد، ۱۳۸۴: ۱۲).
تعریف عملیاتی تعارض نقش: در این پژوهش با مقیاس تعارض نقش ریزو و همکارانش (۱۹۷۰) سنجیده میشود که شامل ۷ گویه میشود که در پرسشنامه مدیرانگروه سوال ۷ است و شامل گویههای شماره(۱-۲-۳-۴-۵-۶-۷) میباشد که در اختیار مدیرانگروه قرار داده شد و از آنها خواسته شد که نظر خود را در مورد درستی یا نادرستی آن جملات در مورد شرایط خود از کاملا نادرست (۱) تا کاملا درست (۶) اظهار کنند. و همچنین از طریق مقایسه اهمیتدهی به نقشهای مدیرانگروه از نظر مدیرانگروه با اهمیتدهی آن نقشها از نظر اساتید نیز مشخص میشود.
تعریف مفهومی وظیفه: به تعهدات شغلی خاصی که به وسیله افرادی که یک پایگاه معینی را بر عهده دارند انجام میشود وظیفه میگویند (young, 2007: 13 ).
تعریف عملیاتی وظیفه: از این طریق عملیاتی شد که ۲۱ وظیفه برای مدیران گروه در نظر گرفته شد و از مدیران گروه و اساتید خواسته شد که درجه اهمیت آنها را از اهمیت پایین ۱ تا اهمیت بالا ۶ رتبه بندی کنند که در جدول زیر اورده شده است.
جدول۳- ۲: مربوط به وظایف مدیرانگروه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 
yle="box-sizing: inherit; width: 1104px;"> ۱- پیش بینی نیاز گروه به استخدام اعضای هیأت علمی متخصص و اظهار نظر در مورد صلاحیت علمی نامزدهای استخدام برای طی مراحل قانونی ۲- ارزیابی سالانه کار گروه و عملکرد اساتید برای طرح در شورای آموزشی – پژوهشی ۳- برنامه ریزی منظم جلسات گروه ۴- حفظ فضای مساعدکاری شامل کاهش تعارضها ۵- تشویق فعالیتهای پژوهشی اساتید ۶- رهبری غیر رسمی اساتید گروه
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:19:00 ب.ظ ]




منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

 

 

 

 

۲۷- از اعضای گروه میخواهم که سختر کار کنند

 

 

 

 

۲۸- من اعتماد و اطمینان دارم که اعضای گروه به درستی قضاوت میکنند

 

 

 

 

۲۹- من برنامه کاری را که باید انجام شود برنامه ریزی میکنم

 

 

 

 

۳۰- من از تشریح اقداماتم امتناع میورزم

 

 

 

 

۳۱- من افراد را متقاعد می کنم که ایدهایم به صلاح آنهاست

 

 

 

 

۳۲- من به افراد گروه برای تعیین سرعت و مراحل کار مربوط به خودشان آزادی عمل میدهم

 

 

 

 

۳۳- من اصرار دارم که افراد سازمان رکوردهای قبلی خود را بشکنند

 

 

 

 

۳۴- من بدون مشورت با گروه عمل میکنم

 

 

 

 

۳۵- من از اعضای گروه میخواهم که استانداردهای قانونی و مقررات را رعایت کنند

 

 

 

 

تعریف مفهمومی سبک رهبری آزادمنشانه: رفتارآزادمنشانه (رابطهمدار یا انسانگرا)، توسط کانالهای ارتباطی باز، حمایتهای عاطفی و روانی، گوش دادن فعال و رفتارهای تسهیل کننده مشخص میشود. رهبری که آزادمنشانه توصیف میشود بر جنبههای روابط کار خود تاکید میکند. او فکر میکند هر کارمندی اهمیت دارد و به همین دلیل به یک یک افراد توجه میکند و نیازهای شخصی آنها را مد نظر قرار میدهد (معصومه شبان، ۱۳۸۷: ۴۶).
تعریف عملیاتی سبک رهبری آزادمنشانه: پاسخگویانی که برای عبارات شماره (۸، ۱۲، ۱۷، ۱۸، ۱۹، ۳۰، ۳۴، ۳۵)، گزینههای به ندرت و هرگز را انتخاب کنند نمره یک و اگر برای گویههای مربوط گزینههای همیشه، غالبا و گاهی اوقات را انتخاب کنند نمره صفر تعلق میگیرند. همچنین پاسخگویانی که برای عبارات شماره (۱، ۲، ۳، ۴، ۵، ۶، ۷، ۹، ۱۰، ۱۱، ۱۳، ۱۴، ۱۵، ۱۶، ۲۰، ۲۱، ۲۲، ۲۳، ۲۴، ۲۵، ۲۶، ۲۷، ۲۸، ۲۹، ۳۱، ۳۲، ۳۳)، گزینههای به ندرت و هرگز را انتخاب کنند نمره یک و اگر گزینههای همیشه، غالبا و گاهی اوقات را انتخاب کنند نمره صفر تعلق میگیرد.
جمع امتیازات عبارات (۳، ۵، ۸، ۱۰، ۱۵، ۱۸، ۱۹، ۲۲، ۲۴، ۲۶، ۲۸، ۳۰، ۳۲، ۳۴، ۳۵)، میزان توجه پاسخگو را به بعد انسانگرایی نشان خواهد داد.
تعریف مفهومی سبک رهبری خودکامه: سبک رهبری خودکامه (وظیفهگرا، مستبدانه)، رفتاری است که با گرایش زیاد مدیر به تعیین نقشهای کارمندان مشخص میشود. مدیرخودکامه، تصمیم گیرنده، تعیین کننده، پیشقدم، کنترل کننده، مستقل، مسئول و متکی به خود است. رفتار وظیفهگرا، با سعی در انجام وظایف، الگوهای سازمانی معین و دقیق، کانالهای ارتباطی و روشهای کار موفقیتآمیز مشخص میشود (حسنیان، ۱۳۸۳: ۱۰۸).
تعریف عملیاتی سبک رهبری خودکامه: جمع امتیاز عبارات (۱، ۲، ۴، ۶، ۷، ۹، ۱۱، ۱۲، ۱۳، ۱۴، ۱۶، ۱۷، ۲۰، ۲۱، ۲۳، ۲۵، ۲۷، ۲۹، ۳۱، ۳۳)، میزان توجه پاسخ دهنده را به بعد وظیفهگرایی نشان میدهد.
تعریف مفهمومی سبک رهبری تلفیقی: در سبک رهبری تلفیقی رهبر نقشها و وظایف زیر دستان را مشخص میکند و بیان میدارد که هر کسی چه کاری انجام دهد و همین طور به وسیله ایجاد راههای ارتباطی افراد را در رسیدن به مقاصد مورد نظر ترغیب مینماید.
تعریف عملیاتی سبک رهبری تلفیقی: برای تعیین سبک رهبری تلفیقی، امتیاز بعد خودکامه را بر روی محور سمت چپ نیمرخ سبک رهبری علامتگذاری کردیم و سپس امتیاز بعد وظیفهگرا را بر روی محور سمت راست نیمرخ سبک رهبری مشخص نمودیم. سپس با ترسیم یک خط مستقیم، نقاط علامتگذاری شده بر روی دو محور را به یکدیگر متصل کردیم. نقطهای که محور میانی نیمرخ سبک رهبری را قطع نمود، به عنوان امتیاز سبک رهبری تلفیقی در نظر گرفته شد. همانطور که گفته شد میانگین کلی نمرات بین صفر و یک است، اگر برای دو بعد همزمان نمره بالاتر یا پایینتر از ۵/۰ بگیرند سبک رهبری تلفیقی است، اگر نمره یک سبک رهبری بالاتر از ۵/۰ و نمره سبک رهبری دیگر پایین تر از ۵/۰ باشد سبک رهبری تلفیقی نیست و همان سبک رهبری تشخیص داده میشود که نمره بالتری از ۵/۰ دارد.
ویژگی های فردی و شغلی مدیران گروه: شامل پرسشهایی است که در پایین آورده شده است.
۱- جنس: از این طریق عملیاتی شد که از مدیران گروه خواسته شد که جنس خود را بنویسند.
۲- سن: از این طریق عملیاتی شد که از مدیران گروه خواسته شد سن خود را بنویسند.
۳- گروه علمی: از مدیرانگروه خواسته شد که نام گروه علمی که در آن خدمت میکنند را بنویسند. بر حسب طبقهبندی بچر به چهار گروه تقسیم شدند عبارتاند از: ۱- علوم نرم کاربردی در برگیرنده رشتههای علوم تربیتی، روانشناسی، تربیت بدنی، مدیریت و حقوق، ۲- علوم نرم محض شامل رشتههای فلسفه، علوم اجتماعی، الهیات، اقتصاد، ادبیات فارسی، زبانهای خارجی، تاریخ و جغرافیا، ۳- علوم سخت کاربردی شامل رشتههای عمران، معماری، شیمی کاربردی، دامپزشکی، تمام رشتههای دانشکده کشاورزی، مهندسی برق و مخابرات، ۴- علوم سخت محض شامل رشتههای ریاضی، آمار، فیزیک، شیمی، علوم طبیعی و پایه.




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:18:00 ب.ظ ]




روش جمع آوری اطلاعات بصورت کتابخانه ای و از سایت های مرکز آمار ایران ،سایت بانک مرکزی و سایت مرکز آمار و اطلاعات بازار کار صورت گرفته است.

 

۱-۷-قلمرو مکانی پژوهش

 

این بررسی برای کشور ایران انجام شده است.

 

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

 

۱-۸-قلمرو زمانی پژوهش

 

این بررسی برای سالهای ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۰ انجام شده است که مبنای انتخاب سال ۱۳۸۳ به عنوان سال شروع تحلیل، محدودیت آماری است.

 

۱-۹-محدودیتهای تحقیق

 

مهمترین مشکلی که این بررسی با آن روبرو است مشکل نبودن آمارهای دسته بندی شده برای استانهای کشور است.یکی دیگر از مهمترین مشکلات تغیر تقسیمات کشوری در سالهای متفاوت است که یافتن آمار را برای استانهای تاسیس شده با مشکل مواجه می کند .حتی یافتن آمارهای تفکیکی برای استانها یی که سالهای زیادی از تشکیل آنها می گذرد نیز دشوار است و سایت مرکز آمار ایران که مهمترین منبع آماری کشور محسوب می شود از این جهت دارای نقاط ضعف فراوانی است.ضمن اینکه بیشتر آمارها در کشور بصورت سالیانه و از طریق نمونه گیری بدست می آید و محققین برای دستیابی به آمارهای فصلی و ماهانه با محدودیت بیشتری روبرو هستند و انجام تحقیقات دقیق تر در بسیاری از موضوعات منجمله بررسی حاضر تنها با استفاده آمارهای فصلی امکان پذیر است.

 

۱-۱۰-تعریف وازه های کلیدی

 

دراین قسمت واژگان کلیدی بکاررفته در این بررسی تعریف شده است.
۱-۱۰-۱-عوامل منطقه ای
عواملی که در سطح مناطق واستانها بر متغیروابسته تاثیر می گذارند را عوامل منطقه ای می گویند.مانندقیمت زمین در استانها ویا جمعیت هر استان در نقطه مقابل عوامل ملی عواملی هستند که در سطح کشوری یا ملی بر متغیر وابسته تاثیر می گذارند مانند قیمت نفت و نرخ ارز.
۱-۱۰-۲-پنل دیتا
به مدلهای اقتصاد سنجی که اجازه می دهد که متغیرها را هم در میان مقاطع و هم در طول زمان اندازه گیری کنیم.در مدلهای پنل دیتا امکان بررسی هرفرد در طول زمان فراهم می شود.( اشرف زاده ، مهرگان ، ۱۳۹۲)
۱-۱۰-۳-اقتصاد سنجی فضایی
در مدلهای اقتصاد سنجی مرسوم وابستگی فضایی(مکانی )میان متغیرها نادیده گرفته می شود.اقتصاد سنجی فضایی داده هایی را که دارای جزء مکانی هستند را با دادن وزن به آنها وارد مدل می کند.( عسگری ، اکبری )
۱-۱۰-۴-وابستگی فضایی
وابستگی فضایی وقتی وجود داردکه مشاهدات مربوط به یک مکان به مشاهدات مکانهای دیگر وابسته باشد.(عسگری و اکبری ،روش شناسی اقتصاد سنجی فضایی)

 

۱-۱۱- سازماندهی پژوهش

 

این پژوهش در پنج فصل تنظیم شده است.در فصل اول کلیات تحقیق بیان شده است.در فصل دوم مبانی نظری تحقیق حاضرارائه و تعدادی از مطالعات مشابه داخلی و خارجی انجام شده آورده شده است. در فصل سوم مواد و روشهای لازم برای تحقیق حاضر به تفصیل آورده شده است.در فصل چهارم نتایج آزمونها و برآورد مدلهای مورد بررسی ارائه شده است.فصل پنجم این بررسی به نتیجه گیری پاسخ به فرضیات این بررسی و جمع بندی نتایج وارائه پیشنهاد اختصاص یافته است.
فصل دوم:مبانی نظری و پیشینه تحقیق

 

۲۱-مقدمه

 

بیشتر مطالعات انجام شده در ایران برای مسکن برمبنای تابع هدانیک که یک تابع مطلوبیت است صورت گرفته است و مطالعات اندکی با استفاده از روش پنل دیتا و پنل دیتای فضایی انجام شده است. در این فصل ابتدا به ارائه مبانی نظری تعین قیمت مسکن منطقه ای با استفاده از مدلهای مسکن منطقه ای پرداخته سپس در بخش بعدی تعدادی از مطالعات داخلی و خارجی مرتبط با موضوع مورد بررسی ارائه شده است.

 

۲-۲-مبانی نظری تحقیق

 




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:18:00 ب.ظ ]




دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

 

۳-۵-نحوه انتخاب بین مدلها

 

برای استفاده از داده های ترکیبی باید آزمونهای گوناگونی را انجام داد .مانند آزمون F یا آزمون معنادار بودن اثرات ثابت ،برای انتخاب بین رگرسیون تجمیعی و رگرسیون اثرات ثابت ،آزمون بروش وپاگان(۱۹۸۰) ،آزمون ضریب لاگرانژ(LM برای انتخاب بین مدل رگرسیون تجمیعی ورگرسیون اثرات تصادفی و آزمون هاسمن برای انتخاب بین رگرسیون اثرات ثابت وتصادفی است.
اگر داده ها بصورت تصادفی از بین داده های زیادی انتخاب نشده باشد ، از مدل اثرات ثابت استفاده می شود.اما اگر داده ها بصورت تصادفی انتخاب شده باشند هر دو مدل اثرات ثابت وتصادفی تخمین زده می شودو سپس آزمون هاسمن انجام می گیرد.
۳-۵-۱-آزمون معناداربودن اثرات ثابت
برای آزمون معناداربودن ضریب iα(آزمون فرضیه۰= iα ) می توان از نسبت t استفاده کرد.این فرضیه صرفا در خصوص یک گروه خاص می باشد. اگر بخواهیم اثرات گروهی را به صورت یکجا آزمون کنیم، در این صورت می توان از آزمون F استفاده کرد.در این حالت ،آزمون می کنیم که آیا اثرات گروهی ،متفاوت است(یعنی iα متفاوتند) ویا یکسان هستند(یعنی iα برابرند).بدین ترتیب فرضیه ها بصورت α =α ۲ =…=α ۱=α H0: است تحت فرضیه H0 معادله (۳-۲۷) در مقابل فرضیه H1 تحت معادله (۳-۲۸) آزمون می شود:
رگرسیون غیر مقید :Yt= (27-3)
)POOLED :رگرسیون مقید (Yt=→ (۲۸-۳)
معادله (۳-۲۷) رگرسیون LSDV یا رگرسیون اثرات ثابت با استفاده از متغییرهای مجازی معروف است چون در این مدل از متغییرهای مجازی استفاده می شود وسپس روش OLS برای برآورد ضرایب آن بکار می رود.این رگرسیون تفاوتهای گروهی را لحاظ می کند .لذا آن را رگرسیو غیر مقید می گوییم.دومی رگرسیون تجمیعی است که تفاوتهای گروهی را در نظر نمی گیردو به آن رگرسیون مقید می گوییم.برای هر یک از رگرسیونها وها را تشکیل می دهیم:
F= (29-3)
بزرگ بودن F بدان معنااست که فرضیهH0 رد می شود و لذا اثرات ثابت معنادار است و iα ها یکسان نیستند. به عبارت دیگر تفاوت های فردی یا گروهی معناداراست.(سوری ،۱۳۹۲،ص ۷۸۶)
۳-۵-۲-آزمون اثرات تصادفی
بروش وپاگان(۱۹۸۰) آزمون ضریب لاگرانژ (LM )را برای مدل اثرات تصادفی براساس باقیمانده های OLS توصیه می کنند.فرضیه اثرات تصادفی را بصورت زیر می توان نوشت:
H0:=0
H1:
فرضیه H0 بیانگر عدم وجود اثرات تصادفی است ،لذا H0 به معنی نامناسب بودن مدل تجمیعی ومناسب بودن مدل اثرات تصادفی است.بنابراین رد H0 به معنی وجود اثرات تصادفی است.برای آزمون فرضیه فوق ، آزمون LM بصورت زیر تعریف می شود که برای محاسبه آن از باقیمانده های مدل تجمیعی استفاده می شود:
LM= (30-3)
تحت فرضیه H0 ،LM توزیع کای دو با درجه آزادی ۱ دارد.
برای آزمون LM مراحل زیررا انجام می دهیم:
۱-ابتدا معادله مورد نظر(مدل تجمیعی) را با روش OLS برآورد می کنیم.
۲-باقیمانده ها را حساب می کنیم.
۳-مجموع مجذور باقیمانده ها را حساب می کنیم.
۴-برای هر گروه میانگین باقیمانده ها را حساب می کنیم.
۵- میانگین باقیمانده های هر گروه را را به توان ۲ رسانده و جمع می زنیم.
۶-براساس نتایج مرحله ۳و۵ مقدار LM را حساب کرده و با عدد بحرانی=۳٫۸۴ مقایسه می کنیم اگر LM>3.84 باشد،در این صورت فرضیه H0 رد می شود ونتیجه می گیریم که مدل رگرسیون ساده که شامل یک جمله ثابت است(مدل تجمیعی) نامناسب بوده و بایستی از مدل اثرات تصادفی استفاده نمود.اما باید در نظر داشت که این آزمون نمی تواند مدل اثرات تصادفی را از مدل اثرات ثابت متمایز کند.(سوری، ۱۳۹۲،ص۸۰۰)
۳-۵-۳-آزمون هاسمن
در رگرسیون پنل دیتا با اثرات تصادفی یک فرض بسیارمهم این است که جمله خطا از متغیرهای توضیحی مستقل است.در مدل اثرات تصادفی چون iμ ها در جمله خطا قرار دارند بنابراین می توان در مدل اثرات تصادفی فرض کرد که E(Uit|xit)=0 است.اما در مدل اثرات ثابت این فرض برقرار نیست زیرا می دانیم iμ ها با xit همبسته است .برای مثال در مدل تخمین درآمد براساس متغیرهای سن ، تحصیلات ،تجربه کاری و… این iμ ها ممکن است نشان دهنده توانایی های فردی باشند که قابل مشاهده نیست و iμ ها آنها را اندازه گیری می کنند.حال ممکن است این توانایی ها با تحصیلات فرد مرتبط باشند.در این صورت iμ ها با تحصیلات که یک متغیر توضیحی است همبسته می شوند.اما در یک تابع تولید که برای برآورد آن از د اده های بنگاه یا صنایع استفاده می شود ، iμ ها ممکن است نشان دهنده توانایی مدیریت باشند اما می دانیم توانایی مدیریت مستقل از کار و سرمایه است .در تابع درآمد ،باید مدل را براساس اثر ثابت تخمین زد و در تابع تولید مدل باید بصورت اثر تصادفی برآورد شود.
پس مشخص است که از پیش نمی توان بطور قطع در مورد انتخاب مدل اثر تصادفی یا ثابت قضاوت کرد.برای تشخیص و شناسایی درست مدل که اثر ثابت باشد یا اثر تصادفی ،هاسمن آزمونی را پیشنهاد داده است که فرض صفر آزمون بصورت زیر است:
H0= E(Uit|xit)=0
که می گوید Uitمستقل از xit است.اگر مدل اثر تصادفی نباشد در این صورت:
H1= E(Uit|xit)0
و باید مدل بصورت اثر ثابت برآورد شود(اشرف زاده ، مهرگان ،۱۳۸۷ ،ص۱۳۴)
برخی دستورالعمل های کلی نیز درباره اینکه کدام مدل در کاربردهای عملی مناسب تر است وجود دارد که به تعدادی از آنها اشاره می شود:

 

۱-اگرT (تعداد مشاهدات سری زمانی ) بزرگ وN (تعداد واحدهای مقاطع) کوچک باشد احتمالا اختلاف کمی در مقادیر پارامترهای تخمین زده شده با الگوهای اثرات ثابت وتصادفی وجود خواهد داشت.لذا انتخاب بین آنها بستگی به سهولت محاسباتی دارد که به نفع الگوی اثرات ثابت تمام می شود.
۲-در پنل کوتاه(N بزرگ و T کوچک)،تخمین های حاصل از دو الگو بطور قابل توجهی متفاوت هستند.در صورتی که نمونه آماری از جامعه آماری بزرگی انتخاب نشده باشد الگوی اثرات ثابت مناسب تر است.
۳-برخلاف الگوی اثرات ثابت ،الگوی اثرات تصادفی می تواند ضرایب متغییرهای نامربوط به زمان مانند جنسیت را تخمین بزند.الگوی اثرات ثابت این نوع متغییرهای نامتغییر بازمان را کنترل می کند ،اما نمی تواند آنها را مستقیما تخمین بزند در حال که الگوی اثرات تصادفی تنها می تواند آن متغییرهای نامتغییر با زمان را تخمبن یزند که بطور صریح در الگو گنجانده شده اند.(گجراتی ،۱۳۹۲ ، ص ۴۵۹)

 

۳-۶-آزمونهای تشخیصی

 




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:18:00 ب.ظ ]




دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

 

۳-۱۴-تصریح مدل

 

براساس مطالعات داخلی و خارجی انجام شده و مدلهای ارائه شده عوامل متعددی در تعیین قیمت مسکن اثر گذار هستند. عوامل طرف تقاضا عوامل طرف عرضه متغییرهای کلان اقتصادی و بعضی از عوامل که قابل شناسایی نیستند. با توجه به اینکه در این بررسی صرفا بدنبال عوامل منطقه ای موثر بر قیمت مسکن هستیم از متغیرهای کلان ملی در برآورد مدل استفاده نمی کنیم.
فرم کلی مدلهای پنل دیتا بصورت زیر است( Baltagi):
Yit=βxit+αzi+ (87-3)
که Yit متغییر وابسته ،xit مجموعه متغییرهای کنترل یا توضیحی وzi خصوصیات ویژه هر فرد یا گروه است.
بر اساس مطالعات و تحقیقات مشابه و مدلهای منطقه ای ارائه شده مهمترین عوامل منطقه ای موثر بر قیمت مسکن برای ایران عبارتند از ،نرخ بیکاری ،جمعیت ،تولید ناخالص داخلی هر منطقه ، ،قیمت زمین ،هزینه های مصالح ،دستمزد نیروی کار که هزینه ساخت یک مترمربع واحد مسکونی را بدست می دهد. بر اساس کارهای انجام شده در داخل و خارج کشور می توان این متغییرها را به دو دسته متغییرهای با اثر گذاری بالا در قیمت مسکن و متغییرهایی که دارای تاثیر کمتر یا اینکه اثر گذاری آنها از منطقه ای به منطقه دیگر متفاوت است تقسیم کرد. مهمترین عوامل موثر بر قیمت مسکن در ایران عبارتند از قیمت یک متر مربع زمین ،هزینه ساخت یک مترمربع واحد و دیگر عوامل دارای تاثیر کمتری بر قیمت مسکن هستند. بدون تردید میزان تاثیر متغییرها در مناطق و کشور های مختلف و در زمانهای گوناگون متفاوت است. قیمت زمین و هزینه ساخت مسکن دارای ارتباط مستقیم با قیمت مسکن هستند بدین معنی که با افزایش این متغیرها قیمت مسکن افزایش می یابدهزینه ساخت از عوامل طرف عرضه مسکن بوده و شامل تمامی هزینه های ساخت مانند هزینه مصالح هزینه نیروی کار و… می شود..بر اساس مطالعات مشابه که به تعدادی از آنها در فصل قبل اشاره شد مناطق دارای جمعیت زیاد دارای قیمت مسکن بیشتری هستندو تمرکز جمیعیت بیشر در یک منطقه موجب تراکم جمعیت در آن منطقه و افزایش قیمت مسکن می شود.همچنین براساس مبانی نظری ارائه شده سطح فعالیت اقتصادی منطقه(gdp ) موجب افزایش درآمد خانوارها شده و بر قیمت مسکن آن منطقه تاثیر می گذارد.مناطق دارای نرخ بیکاری بیشتر دارای درآمد کمتر بوده و در نتیجه خانوارها د ارای قدرت پرداخت کمتر برای مصارف گوناگون از جمله مسکن هستند که باعث می شود افزایش نرخ بیکاری موجب کاهش قیمت مسکن شود.بر طبق مبانی ارائه شده بسیاری از عوامل موثر بر قیمت مسکن دارای تاثیر فوری نیستند و اثرات بعضی از آنها با وقفه بر قیمت مسکن اثر می گذارد که ناشی از وجود پویایی در بازار مسکن است. برای لحاظ کردن اثرات پویا متغییرها مقادیر با وقفه آنها باید در مدل وارد شود . با توجه به مدلهای مشابه تخمینی که به تعدادی از آنها نیز اشاره شد وارد کردن یک وقفه از لحاظ آماری بیشترین معنی داری را داشته است .وارد کردن وقفه برای تمامی متغیرها می تواند منجر به از دست دادن درجات آزادی زیادی شود ولذا در این بررسی برای دستیابی به مدلی پویا تنها مقدار با وقفه قیمت یک متر مربع واحد مسکونی را وارد مدل می کنیم. وارد کردن مقدار با وقفه متوسط قیمت یک متر مربع واحد مسکونی اثرات با وقفه سایر متغیرها را که بر آن تاثیر گذار بوده اند وارد مدل می کند و نیازی به وارد کردن مقدار با وقفه سایر متغیرها و از دست دادن درجات آزادی بیشتر نیست. به غیر از متغییرهای ارائه شده بسیاری از عوامل دیگر مانند قرار گرفتن مکان مذهبی در شهرها ، تعدادمراکز تفریحی ، نزدیکی به پایتخت ،دارابودن جاذبه های تاریخی و…نیز بر قیمت مسکن اثر گذار هستند. با توجه به موارد ذکر شده فوق دو مدل ایستا و پوپا برای تخمین بصورت زیر است:
hpiti+plandit +costit++cpiit++gdpit++popit++unit (۳-۸۸)-مدل ایستا
hpiti+plandit +costit++cpiit++gdpit++popit++unit+
-مدل پویا (۸۹-۳)
hpit متوسط قیمت یک مترمربع ساختمان مسکن در استان i و در زمان t
μi عرض از مبدا،
plandit متوسط قیمت یک مترمربع زمین مسکونی در استان i و در زمان t
costit متوسط هزینه ساخت یک متر مربع مسکن در استان i و در زمان t
gdpit تولید ناخالص داخلی در استان i و در زمان t
popit جمعیت در استان i و در زمان t
unitنرخ بیکاری در استان i و در زمان t
متغیر تاخیری وابسته

 

۳-۱۵-بررسی و شرح متغیرها

 

در این قسمت ابتدا به شرح متغیرها ومنابعی که متغیرها از آنها استخراج گردیده پرداخته و سپس به تحلیل نموداری متغیرها اقدام می کنیم.
۳-۱۵-۱-شرح متغیرها
متغیرهای مورد استفاده در این بررسی از سایت مرکز آمارایران ،سایت بانک مرکزی و مرکز آمار و اطلاعات بازار کار استخراج شده است.برای متغیر وابسته از متوسط قیمت یک مترمربع واحد مسکونی به ریال در مناطق شهری کشور استفاده می شود که داده ها سالیانه و از سایت بانک مرکزی استخراج شده است.
متغیرهای توضیحی مورد استفاده در این بررسی عبارتند از متوسط قیمت یک مترمربع زمین مسکونی در مناطق شهری کشور،متوسط هزینه ساخت یک متر مربع واحد مسکونی ،جمعیت استانهای کشور ،تولیدناخالص داخلی استانها و نرخ بیکاری.
متغیر های متوسط قیمت یک مترمربع زمین مسکونی و هزینه ساخت یک مترمربع واحد مسکونی در مناطق شهری کشورو به ریال از سایت بانک مرکزی ایران استخراج شده است.
متغیر جمعیت برای هر استان از سایت مرکز آمار ایران استخراج شده است .متغیر تولید ناخالص داخلی استانها به میلیون ریال بوده و از سایت مرکز آمارایران استخراج شده است.متغیر نرخ بیکاری از سایت آمار و اطلاعات بازار کار جمع آوری و در این تحلیل مورد استفاده قرار گرفته است.
تمامی داده ها بصورت سالیانه و از سال ۱۳۸۳ تا سال ۱۳۹۰ جمع آوری شده اند. زمان شروع تحلیل یعنی سال ۱۳۸۳ به این دلیل انتخاب شده است که استان خراسان در سال ۱۳۸۳به سه استان خراسان رضوی ،خراسان جنوبی و خراسان شمالی تقسیم شد و آمار تفضیلی و دقیقی برای این سه استان قبل از سال ۱۳۸۳ وجود ندارد.شرح متغیرهای مورد استفاده در جدول (۳-۱) و خصوصیات آماری متغیرها در جدول (۳-۲) آمده است:
جدول (۳-۱):متغیرهای مورد استفاده در بررسی و منبع آنها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 
yle="box-sizing: inherit; width: 1104px;"> منبع شرح متغیر متغیر سایت بانک مرکزی متوسط قیمت یک مترمربع مسکن در استان i و در زمانt (ریال) hpit
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:18:00 ب.ظ ]




برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

۳-۱۶-انتخاب نوع ماتریس وزنی

 

برای انتخاب نوع ماتریس وزنی می توان از تحلیل متغیر وابسته hp بر روی نقشه با استفاده از نرم افزار geoda استفاده کرد.بدین منظور با استفاده از نقشه مناطق کشور و تقسیم این مناطق به دو دسته با استفاده از نرم افزار geoda به بررسی و تحلیل نتایج برای رسیدن به بهترین نوع ماتریس وزنی برای استفاده در این بررسی اقدام می کنیم.با استفاده از این نرم افزار استانهارا به دو گروه دارای میانگین بالا و پایین از هر متغیر تقسیم کرده و به ترسیم نقشه آن اقدام می کنیم.
نقشه (۱-۳):نقشه تقسیم استانها به دوگروه دارای بیشترین و کمترین میانگین متوسط قیمت مسکن
منبع:یافته های تحقیق
در تقشه بدست آمده توسط نرم افزارgeoda برای متوسط میانگین استانهای دارای بالاترین قیمت مسکن همان گونه که مشاهده می شودتعدادزیادی از مناطقی که دارای بالاترین متوسط میانگین قیمت مسکن هستند در همسایگی هم هستند که با رنگ قرمز مشخص شده اند.وهمچنین تعداد بیشتری از مناطقی که دارای متوسط میانگین قیمت پایینی هستند که با رنگ سبز نشان داده شده انددر همسایگی هم قرار گرفته اند.در اقتصاد سنجی فضایی اگر مناطقی که دارای مقدار بالایی از یک متغیرهستند مناطق همسایه آنها نیز دارای مقدار بالا باشند و مناطقی که دارای مقدار پایینی از یک متغیر هستند در مجاورت آنها مناطق با مقدار پایین از همان متغیر قرار داشته باشند دارای همبستگی فضایی مثبیت هستند و اگر مناطق دارای مقدار بالا از یک متغیر دارای مناطق مجاوری باشند که مقدار آن متغیر برای آن مناطق در سطح پایینی قرار گرفته است وهمچنین اگر مناطقی که دارای مقدار پایینی از یک متغیر هستند دارای مناطق مجاوری باشند که دارای مقدار بالایی از آن متغیر هستند دارای همبستگی فضایی منفی هستند(انسلین)
نقشه (۲-۳):نقشه تقسیم استانها به دوگروه دارای بیشترین و کمترین میانگین متوسط قیمت زمین
منبع:یافته های تحقیق
در نقشه فوق که برای متغیر قیمت یک مترمربع زمین ترسیم شده است وابستگی مثبت فضایی بین مناطق همجوار(همسایه) واضح تر از نقشه ترسیم شده برای قیمت مسکن است.در نقشه فوق تمامی استانهای همجوار با استان تهران دارای قیمت زمین بالایی هستند.اما ۱۵ استانی که دارای قیمت زمین پایین هستند کاملا در کنار هم قرار ندارند ولی همگی کم وبیش دارای استانهای همجوار با قیمت زمین پایین هستند.
نقشه (۳-۳):نقشه تقسیم استانها به دوگروه دارای بیشترین و کمترین میانگین متوسط هزینه ساخت مسکن
منبع:یافته های تحقیق
در نقشه فوق که برای هزینه ساخت مسکن ترسیم شده است پراکندگی بیشتری نسبت به دو تقشه قبلی در هزینه ساخت مسکن در استانهای مختلف به چشم می خورد. بیستر این استانها در نزدیکی استان تهران قرار گرفته اند.
نقشه (۴-۳):نقشه تقسیم استانها به دوگروه دارای بیشترین و کمترین میانگین جمعیت
منبع:یافته های تحقیق
اما نقشه فوق که برای جمعیت ترسیم شده است دارای پراکندگی زیادی در مناطق پرجمعیت و همچنین کم جمعیت است که بترتیب بارنگهای قرمز و سبز در نقشه مشخص شده اند.
نقشه (۵-۳):نقشه تقسیم استانها به دوگروه دارای بیشترین و کمترین میانگین متوسط تولیدناخالص داخلی
منبع:یافته های تحقیق
نقشه فوق برای تولید ناخالص داخلی استانها ترسیم شده است در نقشه فوق استانهایی که دارای تولید ناخالص داخلی بالایی هستند در مجاورت خود حداقل یک استان وجود دارد که دارای تولید ناخالص داخلی بالایی است که این مطلب در مورد استانهای با تولید ناخالص داخلی کمتر نیز صدق می کند.
نقشه (۶-۳):نقشه تقسیم استانها به دوگروه دارای بیشترین و کمترین میانگین نرخ بیکاری
منبع:یافته های تحقیق
در نقشه فوق که برای نرخ بیکاری ترسیم شده است مجاورت مناطق دارای نرخ بیکاری بالا(قرمزرنگ) و همچنین مجاورت مناطق با نرخ بیکاری پایین (سبزرنگ) بیشتر به چشم می خورد. با توجه به نقشه های فوق و اینکه در حداقل چهار تا از پنج متغیر مورد بررسی مناطقی که دارای مقدار بالایی از یک متغیر هستند در همسایگی خود دارای مناطقی هستند که این مناطق نیز دارای مقدار بالایی از آن متغیر هستند و همچنین مناطقی که دارای مقدار کمتری از یک متغیر هستند در همسایگی مناطقی که دارای مقدار کمی ازهمان متغیر هستند قرار گرفته اند استفاده از ماتریس وزنی مجاورت بهتر می تواند این وابستگی متقابل را در مدل وارد کند تا دیگر انواع ماتریس وزنی بنابراین از ماتریس وزنی مجاورت ملکه مانند که در آن برای استانهایی که دارای مرز مشترک با یکدیگر هستند در آزمونها و برآورد مدل استفاده می کنیم.

 

۳-۱۷-روش شناسی تحقیق

 

برای برآورد مدلهای ایستا و پویای تصرح شده از روش اقتصاد سنجی پنل دیتا واز پنل دیتای فضایی برای برآورد مدل با لحاظ وابستگی مکانی مناطق استفاده شده است. انتخاب روش پنل دیتا به این دلیل است که داده هابرای۳۰استان تنها برای ۸ سال در دسترس می باشد.که حجم نمونه با توجه به تعداد مقاطع(۳۰) و تعداد سالها (۸) برای هر متغیر ۲۴۰ داده است.

 

۳-۱۸-انتخاب فرم تبعی رگرسیون

 

برای این بررسی از فرم LOG-LOG استفاده کرده ایم.یک خصوصبت جالب الگوی لگاریتمی دوطرفه این است که ضرایب شیب به عنوان کشش ها قابل تعبیر هستند.یعنی یک ضرایب رگرسیون نشان می دهند که با ازای یک درصد تغیر در متغیرهای توضیحی متغیر وابسته با فرض ثبات سایر شرایط چه مقدار تغیر می کند.یکی از مزایای کشش این است که مقادیر کشش اعداد محض است یعنی مستقل از واحد های اندازه گیری از جمله دلار،نفر-ساعت و…هستند.همچنین استفاده از الگوی لگاریتمی موجب کاهش همخطی در مدل و همچنین واریانس ناهمسانی می شود.(گجراتی ،ص۵۲)
فصل چهارم:تجزیه وتحلیل

 

۴-۱-مقدمه

 

دراین فصل ابتدا نتایج آزمونهای ایستایی وهمجمعی برای متغییرها ارائه شده است.سپس با استفاده از روشهای مختلف برآورد مدلهای کوتاه مدت وبلندمدت تصریح شده ارائه شئه است. .پس از انجام آزمونهای خودهمبستگی وواریانس ناهمسانی ،با توجه به نتایج آزمونهای واریانس ناهمسانی وخودهمبستگی مدل به روش GLS برآوردشده است.مقایسه بین ضرایب تخمینی به روشهای ols ،اثرات ثابت و GLS نیز در این فصل آمده است.در بخش آخر این فصل آزمونهای وابستگی فضایی و برآورد مدل اقتصادسنجی فضایی آمده است.

 

۴-۲-آزمون پایایی متغییرها

 

آزمون پایایی متغیرها با استفاده از نرم افزار eviews8 انجام شده است که با انتخاب گزینه summery برای انتخاب نوع آزمون نرم افزار خلاصه سه آزمون levin ,lin ، im-pesaran ,shin fisher-ADF و fisher-ppرا ارائه می دهد.تعداد وقفه های بهینه برای رفع خودهمبستگی نیز بطور خودکار توسط نرم افزار و با استفاده از معیارهای اطلاعات آکائیک و شوارتز اتنخاب می شود.ضمن اینکه این آزمون هم باروند و هم بدون روندزمانی وانجام گرفته است که خلاصه نتایج در جداول زیر آمده است:
جدول(۴-۱):نتایج آزمون Levin-lin -chu

 

 

 

 

 

 
 
 
yle="box-sizing: inherit; width: 1104px;"> متغیرها
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:17:00 ب.ظ ]




ماخذ:یافته های تحقیق
آزمون levin-lin تنها وجود ریشه واحد مشترک درمتغیر pop را تایید می کند اما دیگر متغیرها دارای ریشه واحد مشترک نیستند و پایا هستند.آزمونهای ایم ، پسران ،شین ،فیشر-دیکی فولر و فیشر فیلیپس پرون نشان می دهد که متغیر hp بدون روند زمانی پایا است اما با اضافه شدن روند زمانی متغیر hp پایا نیست و دارای ریشه واحد مقطعی است.نتایج آزمونهای ایم ،پسران ،شین و فیشر-دیکی فولر بدون روند نشان از وجود ریشه واحد مقطعی در متغیرpland و آزمون فیشر-فیلیپس پرون حاکی از عدم وجود ریشه واحدمقطعی می باشد .اما نتایج هر سه آزمون باروند زمانی نشان دهنده وجود ریشه واحد مقطعی در متغیر pland است.بنابراین می توان نتیجه گرفت که این متغیر دارای ریشه واحد مقطعی است.در مورد متغیر un هر سه آزمون بدون روند عدم وجود ریشه واحد مقطعی را نتیجه می دهند.تنها آزمون ایم ،پسران و شین وجود ریشه واحد مقطعی را با وجود روند نتیجه می دهد ونتایج دو آزمون دیگر نشان دهنده عدم وجود ریشه واحد مقطعی درمتغیر un است که می توان نتیجه گرفت که متغیر un دارای ریشه واحد مقطعی نیست.نتایج هر سه آزمون با روند وبدون روند نشان دهنده وجود ریشه واحد مقطعی در متغیر gdp است.
نتایج هر سه آزمون بدون روند وبا وجود روند نشان دهنده وجود ریشه واحد مقطعی در متغیر cost است.
آزمونهای ایم ،پسران ،شین و فیشر-دیکی فولر با روند بدون روند با احتمال زیاد نشان می دهند که متغیرpop دارای ریشه واحد مقطعی است.و تنها آزمون فیشر –فیلبیپس پرون با روند و بدون روند نشان دهنده عدم وجود ریشه واحد مقطعی در متغیر pop است.
بنابراین از بین متغیرهای مورد استفاده تنها می توان گفت که متغیر un دارای ریشه واحد مقطعی نیست و بقیه متغیر ها یا باروند یا بدون روند درسطح دارای ریشه واحد مقطعی هستند.

 

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

۴-۳-نتایج آزمون همجمعی

 

با توجه به اینکه تنها متغیر نرخ بیکاری دارای ریشه واحد مقطعی نیست (پایا است) برای رهایی از رگرسیون کاذب باید از متغیرهای تفاضل گیری شود که موجب از دست دادن اطلاعات ارزشمندی که متغیرها در سطح از آن برخوردارند می شود .در صورتی که متغیرها هم انباشته باشند می توان از متغیرها در سطح برای برآورد مدل استفاده کرد.در این قسمت با استفاده از آزمون کائو با استفاده از نرم افزار eviews8به بررسی هم انباشتگی متغیرها می پردازیم. نتایج آزمون در جدول (۸) آمده است:
جدول(۴-۵):نتایج آزمون کائو

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

احتمال مقدار آماره آزمون
۰٫۰۰۰ -۵٫۵۹ کائو

 

منبع :یافته های تحقیق
با توجه به احتمال بدست آمده فرضیه صفر آزمون کائو مبنی بر عدم وجود همجمعی بین متغیرها پذیرفته نمی شود در نتیجه می توان بدون هراس از رگرسیون کاذب از متغیرها در سطح استفاده کرد.

 

۴-۴-آزمونهای انتخاب مدل برای برآورد مدل ایستا

 

در این قسمت برای انتخاب بین مدلهای تجمیعی ،اثرات ثابت واثرات تصادفی ازآزمون لیمر و هاسمن استفاده می کنیم.برآورد مدلهای پنل دیتا به روشOLS با فرض وجود فروض گوس –مارکف برای اجزاء خطا و عدم همبستگی بین متغیرهای توضیحی و اجزاء خطاصورت می گیرد.در تحقیقات رایج اقتصاد سنجی ابتدا مدل مقید (pooled ) تخمین زده شده و سپس با استفاده از آزمونهای متفاوت به انتخاب بهترین مدل از بین مدلهای مقید ،مدل اثرات ثابت و مدل اثرات تصادفی پرداخته می شود در این بررسی نیز ابتدا مدل مقید تخمین زده شده و سپس بااستفاده از آزمونهای متفاوت اقدام به انتخاب بهترین مدل برای تخمین مدل ارائه شده می نماییم. برآورد مدل(۱) شده با استفاده از نرم افزار ۸ eviews انجام شده است در جدول (۴-۶) آورده شده است:
جدول(۴-۶):نتایج برآورد مدل تجمیعی به روش OLS :

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 
yle="box-sizing: inherit; width: 1104px;"> احتمال مقدارآماره t ضریب متغیرها
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:17:00 ب.ظ ]




-۰٫۵۱

 

 

-۰٫۰۲

 

 

pop

 

 

 

۰٫۰۰۷

 

 

۲٫۷۱

 

 

۰٫۱۳

 

 

gdp

 

 

 

۰٫۷۱۳

 

 

۰٫۳۷

 

 

۰٫۰۱

 

 

un

 

 

 

۰٫۰۰۰

 

 

۶٫۸۸

 

 

۴٫۶۵

 

 

c

 

 

ماخذ:یافته های تحقیق
در نتیجه مدل نهایی حاصل شده به روش GLS بصورت زیر است:
Hpit=4.65+0.20pland+0.39cost+0.13gdp
در مدل نهایی بدست آمده کشش قیمت مسکن نسبت به هزینه ساخت در طی سالهای مورد بررسی برابر۰٫۳۹ درصد بوده است که بیشترین تاثیررا بر قیمت مسکن داشته است پس از آن کشش قیمت مسکن نسبت به زمین برابر ۰٫۲۰ درصد می باشد.کشش قینت مسکن نسبت به تولید ناخالص داخلی برابر ۰٫۱۳ درصد است.
-۲-۷-۴بررسی نرمال بودن پسماندهای مدل GLS
اگر توزیع پسماندهای رگرسیون نرمال نباشد در باره استفاده از توزیع هایt و z استاندارد برای انجام آزمون فروض اطمینان وجود نخواهد داشت.( اندرس،اقتصادسنجی سریهای زمانی بارویکرد کاربردی)بنابراین با استفاده از آزمون jb (jarque-bera ) به بررسی پسماندهای مدل بدست آمده می پردازیم.فرضیه صفر در این آزمون نرمال بودن توزیع پسماندها است.این آزمون را با استفاده از نرم افزار stata انجام می دهیم.
jb rt
Jarque-Bera normality test: 5.17 Chi(2) .0754
Jarque-Bera test for Ho: normality
با توجه به احتمال بدست آمده فرضیه صفر مبنی بر نرمال بودن توزیع پسماندها در سطح ۵ درصد و ۱۰ درصد تایید می شود اما در سطح ۱ درصد رد می شود.برای اطمینان از صحیح بودن مقادیر آماره z و احتمالهای حاصله و فواصل اطمینان می توان این مقادیر را از روش خود پردازی (Bootstrapped )بدست آورد.فرآیند خود پردازی شبیه تجربه مونت کارلو است اما با یک تفاوت اساسی.در روش مونت کارلومتغیر تصادفی را از یک توزیع مفروض مانند توزیع نرمال استاندارد استخراج می نماییم .در فرآیند خود پردازی رویکرد دیگری وجود دارد و آن اینکه متغبرهای تصادفی را از توزیع مشاهده شده آنها بدست می آوریم.اصولا روش خود پردازی مبتنی بر قاعده ضربه می باشد. براساس این قاعده توزیع مشاهده شده یک متغیر تصادفی ،بهترین برآورد از توزیع واقعی آن می باشد.
ایده استفاده از روش خود پردازی را افرون [۴۱](۱۹۷۹ ) مطرح نمود. افرون این نکته اساسی را مطرح کرد که مجموعه داده های مشاهده شده عبارت است از یک نمونه تصادفی با حجم T که از توزیع احتمال واقعی داده ها حاصل شده است.به عبارت دیگر توزیع تجربی داده ها بهترین برآورد از توزیع واقعی داده ها محسوب می گردد.بدین ترتیب تابع توزیع تجربی بصورت یک توزیع گسسته تعریف می شود که در آن ،احتمال وقوع هر یک از مقادیر مشاهده شده برابر با می باشد.لذا آنچه متغیر تصادفی را می سازد تابع توزیع تجربی است و نه یک توزیع از پیش تعیین شده مانند توزیع نرمال.
برای انجام روش خودپردازی انجام مراحل زیر لازم است :
۱-مدل را تخمین زده و پسماندهای آن را بدست می آوریم.
۲-یک نمونه خودپردازش شده حاوی پسماندهای حاصله از مرحله یک را تشکیل می دهیم.برای نمونه فرض می کنیم ۱۰ مقدار از دنباله پسماندها {ε } را در اختیار داریم .با استفاده از این مقادیر می توان تعداد زیادی از دنباله مقادیر خود پردازش شده را بدین صورت بدست آورد که حاوی ۱۰ مقدار انتخابی از دنباله {ε } باشد که بصورت تصادفی و با احتمال ۱٫ ۰ از دنباله {ε }انتخاب شده اند و در دوره های زمانی مختلف جایگذاری شده اند.شاید بنظر برسد در این نمونه سازی بطور مکرر ،داده های نمونه مشاهده شده تکرار می شود امابا نمونه سازی از طریق تکرارممکن است برخی عناصر در نمونه بیش از یکبار تکرار شوند(والتر اندرسواقتصادسنجی سریهای زمانی با رویکرد کاربردی)
۳-با استفاده از نمونه خود پردازش شده مقادیر جدید ضرایب را تخمین می زنیم.
۴-مرحله دوم و سوم را بارها و بارها تکرار می کنیم و مقادیر دیگری از ضرایب را از این روش بدست می آوریم.توزیع این مقادیر (ضرایب) برآورد شده می بایست مشابه توزیع مقادیر ضرایب اصلی باشد. (اندرس،ص ۴۹۵ )

 

 
 
 
yle="box-sizing: inherit; width: 1104px;" width="531"> دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:17:00 ب.ظ ]




pland

 

 

 

۰٫۳۰۷۳۷۲۶۴***

 

 

۰٫۳۹۲۱۲۸۸۹***

 

 

cost

 

 

 

۰٫۲۵۱۶۹۷۷۴**

 

 

-۰٫۰۲۹۴۱۴۳۳

 

 

pop

 

 

 

-۰٫۰۹۹۳۰۶۶۱

 

 

۰٫۱۳۷۳۵۳۸**

 

 

gdp

 

 

 

۰٫۰۴۸۰۹۷۲۴

 

 

۰٫۰۱۵۹۱۱۲۵

 

 

un

 

 

 

۰٫۲۷۸۸۹۰۳۲***

 

 

 

 

hp(-1)

 

 

 

۲٫۰۰۱۱۲۶۱

 

 

۴٫۶۵۷۶۱۲۲***

 

 

c

 

 

legend: * p<0.05; ** p<0.01; *** p<0.001
منبع :یافته های تحقیق
نتایج جدول فوق نشان می دهد که کشش قیمت مسکن نسبت به متغیر pland (قیمت هر متر مربع زمین مسکونی) در دو مدل ایستا و پویا نزدیک به هم است.در مدل پویا کشش قیمت مسکن نسبت به متغیر هزینه در مدل ایستا بیشتر از مدل پویا است .در مدل ایستا متغیر pop(جمعیت) معنی دار نیست ولی در مدل پویا نه تنها این متغیر معنی دار است بلکه دارای تاثیر بالایی نیز بر قیمت مسکن است.متغیر gdp (تولید ناخالص داخلی ) در مدل پویا معنی دار نیست اما در مدل ایستا (کوتاه مدت) بر قیمت مسکن تاثیر گذار است.متغیر un(نرخ بیکاری) در هیچ یک از دو مدل برازش شده معنی دار نیست.قیمت مسکن سال قبل بر قیمت مسکن سال بعد از آن تاثیر گذار است که نشان دهنده پویایی قیمت مسکن دارد.با توجه به نتایج مدلهای بدست آمده می توان نتیجه گرفت که نرخ بیکاری در دوره مورد بررسی بر قیمت مسکن تاثیر گذار نبوده است و این فرضیه که مناطق با نرخ بیکاری کمتر دارای قیمت مسکن بلاتری هستند رد می شود.اما در کوتاه مدت مناطق دارای gdp بیشتر(ثروتمندتر) دارای قیمت مسکن بالاتری هستند(ضریب این متغیر از نظر آماری معنی دار است) اما در بلند مدت(پس از گذشت یک دوره که در این بررسی برابر یک سال است) متغیر gdp بر قیمت مسکن بی تاثیر است.دلیل این تغیر را می توان این گونه تفسیر کرد که در کوتاه مدت مناطق دارای تولید ناخالص بیشتر که در نتیجه آن خانوارها دارای درآمد بیشتری هستند در نتیجه این درآمد بالاتر قیمت مسکن در این مناطق نیز افزایش یافته و این افزایش موجب افزایش قیمت مسکن در مناطقی که دارای تولید ناخالص کمتری هستند نیز می شود در نتیجه قیمت مسکن در مناطق دارای gdp پایین نیز افزایش می یابد.

 

۴-۱۱-بررسی تاثیر همجواری با استان تهران در قیمت مسکن استانهای همسایه

 

با استفاده از مدلهای نهایی بدست آمده می توان فرضیه های مختلفی را آزمود . آیا همجواری با بعضی از استانها ی مهم و تاثیر گذار مانند تهران بر قیمت مسکن استانهای همجوار تاثیر گذار است. با متغیر مجازی می توان این فرضیه راآزمود .
در بررسی و تحلیل نموداری مشخص شد که تعداد زیادی از استانهای همسایه تهران مانند مرکزی ،قم و قزوین جزء ده استانی هستند که دارای بالاترین قیمت مسکن در کشور هستند و از میان استانهای همسایه و هم مرز با استان تهران تنها استانهای سمنان و مازندران در بین ده استانی که دارای بالاترین قیمت مسکن هستند قرار ندارند که در این میان استان مازندران در بین ۱۰ استانی که دارای متوسط قیمت مسکن هستند در رده اول قرار دارد.تنها استان سمنان از بین استانهای همجوار پایتخت در بین ۱۰ استانی که دارای پایین ترین قیمت مسکن در کشور هستند قرار گرفته است. نحوه تاثیر پذیری قیمت مسکن در این استانها از استان تهران می تواند بصورتهای گوناگونی باشد .اما می توان انتظار داشت که بیشترین تاثیر پذیری این استانها از استان تهران در متغیرهای pland و gdp صورت گیرد.برای این منظور متغیر مجازی dum2 را بدین صورت در مدل وارد می کنیم که برای استانهای همسایه استان تهران مقداریک و برای بقیه استانها مقدار صفر قرار داده می شود .

 

 
 
 
yle="box-sizing: inherit; width: 1104px;" width="531"> برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:16:00 ب.ظ ]




دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

 

۵-۱-مقدمه

 

در این فصل ابتدا خلاصه یافته های تحقیق ارائه شده و سپس پیشنهاداتی برای سیاست گذاران و دست اندرکاران بخش مسکن برای برنامه ریزی های کارامدتر اراته شده است.

 

۵-۲-نتایج

 

در این بررسی تلاش شد تا مهمترین عوامل منظقه ای موثر بر قیمت مسکن در کشور در سط سالهای ۱۳۸۳ تا۱۳۹۰ مورد ارزیابی قرار گیرد..برای این بررسی از روش اقتصاد سنجی پنل دیتای مرسوم و پنل دیتای فضایی استفاده شد . نتایج بررسی نشان دهنده این است که دو عامل زمین و هزینه ساخت مهمترین عوامل منطقه ای موثر بر قیمت مسکن هستند.نتایج بررسی با استفاده از روش پنل دیتای مرسوم که شامل دو مدل ایستا و پویا است نشان می دهد مهمترین عامل موثر بر قیمت مسکن در کشور هزینه ساخت هرمترمربع واحد مسکونی است و پس از آن هزینه هر متر مربع زمین مهمترین عامل موثر بر قیمت مسکن در مناطق شهری است.اما نتایج بدست آمده از روش پنل دیتای فضایی نشان می دهد که مهمترین عامل موثر بر قیمت مسکن در مناطق شهری کشور قیمت یک متر مربع زمین است که کشش قیمت مسکن نسبت به قیمت زمین برابر ۰٫۳۱ درصد است .نتایج حاصله از روش اقتصاد سنجی مرسوم نشان می دهد که در کوتاه مدت جمعیت بر قیمت مسکن بی تاثیر است اما در بلند مدت کشش قیمت مسکن نسبت به جمعیت برابر ۰٫۲۵ درصد است که مقدار قابل توجهی است .اما در روش اقتصادسنجی فضایی ضریب متغیر جمعیت از نظر آماری بی معنی است.کشش قیمت مسکن نسبت به تولید ناخالص داخلی در کوتاه مدت برابر ۰٫۱۳ درصد است اما در بلند مدت ضریب تولید ناخالص داخلی از نظر آماری بی معنی است که نشان دهنده بی تاثی بودن تولید ناخالص داخلی بر قیمت مسکن در بلند مدت می باشد و این فرضیه که مناطق دارای تولید ناخالص داخلی بیشتر دارای قیمت مسکن بلاتری هستند در بلند مدت رد می شود.اما نتایج حاصله از روش اقتصاد سنجی فضایی نشان دهنده تاثیر قابل ملاحظه تولید ناخالص داخلی(۰٫۱۴ درصد)بر قیمت مسکن دارد.نرخ بیکاری در هیچ یک از مدلهای کوتاه مدت و بلند مدت و مدل تخمینی به روش اقتصاد سنجی فضایی از نظر آماری معنی دار نیست و این فرضیه که مناطق دارای نرخ بیکاری کمتر دارای قیمت مسکن بیشتری هستند رد می شود.تاثیر قیمت مسکن سال گذشته که از طریق مدل پویا و به روش GMM برآورد شده است نشان می دهد که کشش قیمت مسکن نسبت به قیمت مسکن در سال قبل از آن بابر ۰٫۲۷ درصد است. در مدل فضایی تخمین زده شده قیمت زمین کشش بیشتری نسبت به دیگر متغیر ها دارد که به نتایج تجربی مشاهده شده نزدیکتر است.نرخ بیکاری در دوره مورد بررسی تاثیری بر قیمت مسکن نداشته است .مقایسه نتایج روش پنل دیتا با پنل دیتای فضایی نشان دهنده این است که وابستگی فضای بین قیمت مسکن در کشور بیشتر از طریق تاثیرگذاری و تاثیر پذیری در قیمت زمین بر قیمت مسکن تاثیر می گذارد که ضریب متغیر pland در روش اقتصاد سنجی فضایی نشان دهنده این موضوع است.در صورتی که قیمت زمین در یک استان بطور قابل ملاحظه ای بیشتر از استانهای همجوار آن باشد انتظار می رود قیمت زمین در این استانها نیز تا حدی افزایش بابد.در کشور ما استان تهران به عنوان پایتخت دارای شرایط ویژه ای از نظر جمعیت ،تولید ناخالص داخلی و قیمت مسکن است و تمامی استانهای همجوارونزدیک آن نیز دارای قیمت بالا در مسکن هستند.حتی استانهایی مانند قم و زنجان که دارای تولید ناخالص داخلی کم و جمعیت به نسبت کم هستند دارای قیمت مسکن بالایی هستند.در نتیجه برای برنامه ریزی برای مسکن در کشور باید این تاثیرات را لحاظ کرد .در کشور بجزاستان اردبیل تمامی استانهایی که دارای قیمت مسکن بالایی هستند حداقل دارای یک استان همسایه با قیمت بالا هستند و مناطق دارای قیمت مسکن پایین حداقل دارای یک استان با قیمت مسکن پایین هستند(نقشه (۱)).بنابراین بررسی ویژگیهای این استان و عوامل موثر بر قیمت مسکن در این دو استان بصورت جداگانه می تواند نتایج متفاوت و مفیدی در پی داشته باشد.استان چهارمهال و بختیاری که دارای کمترین میانگین متوسط قیمت مسکن در کشور است در میان استانهایی مانند اصفهان ،خوزستان و فارس که دارای قیمت مسکن بالایی هستند قرار گرفته است.که نشان از متفاوت بودن این استان از سایر استانها دارد.در تحقیقات حشمت اله عسگری و اسحاق الماسی با عنوان بررسی عوامل موثر بر قیمت مسکن در کشور در مناطق شهری به روش داده های تابلویی برای سالهای ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۵ نشان دهنده تاثیر بالای قیمت زمین
در این دوره بر قیمت مسکن در کشور می باشد بطوریکه در کوتاه مدت واکنش قیمت مسکن نسبت به قیمت زمین برابر۰٫۷۲ درصد و در بلند مدت برابر۰٫۶۳ درصد می باشد.اما در این بررسی واکنش قیمت مسکن نسبت به هزینه ساخت مسکن بسیار اندک و برابر ۰٫۰۰۰۰۱۷ است.همان گونه که از نتایج این بررسی مشخص است بکار گیری روشهای تخمین گوناگون می تواند نتایج متفاوتی بهمراه داشته باشدو در نظر نگرفته واریانس ناهمسانی ،خود همبستگی بین پسماندها و وابستگی فضایی می تواند منجر به نتایج نادرست در برآوردها گردد.
مهمترین نتایج این بررسی رادر دوره مورد نظر(۱۳۸۳ تا۱۳۹۰) می توان بصورت زیر خلاصه کرد:
۱-مهمترین عوامل منطقه ای موثر بر قیمت مسکن عبارتند از:الف-قیمت زمین ب-هزینه ساخت مسکن
۲-مناطق دارای تولید ناخالص داخلی بالا الزاما دارای قیمت مسکن بالایی نیستند.
۳-مناطق دارای بیکاری پایین الزاما دارای قیمت مسکن بالایی نیستند.
۴-نتایج بدست آمده از تخمین به روشهای پنل دیتا و پنل دیتای فضایی با یکدیگر متفاوت هستند.
اما تاکید بر دوره مورد بررسی به این علت است که نتایج حاصل شده می توانند در دوره های متفاوت با یگدیگر تفاوت داشته باشند و این نتایج برای دوره مورد بررسی ۱۳۸۳ تا۱۳۹۰ می باشد.

 

۵-۳-پیشنهادات

 

سیاست گذاران در حوزه مسکن باید اهمیت بیشتری به مطالعات منطقه ای بدهند چرا که همان گونه که در این بررسی مشخص شد بعضی از استانها مانند جهارمهال و بختیاری ،اردبیل ،قم و زنجان دارای ویژگیهای خاصی هستند که موجب می شود نسبت به سیاستی مشابه در حوزه مسکن واکنشهای متفاوتی از خود نشان دهند.در نتیجه استانهای متفاوت در کشور دارای ضرایب متفاوتی از متغیرها هستند که در این بررسی از آن چشم پوشی شده است.هم چنین شرایط گذشته متفاوت این استانها می تواند در عرض از مبدا متفاوت برای هر استان ظاهر شود.که این موارد بررسی های جداگانه و مستقلی را نیاز دارد برای نمونه می توان با استفاده از مدل پنل دیتای رگرسیون انتقال یکنواخت با اثرات ثابت (PSTR )که توسط گنزالز وهمکاران(Gonzalez et all,(2005) )ارائه شده است استفاده کرد .این مدل به ضرایب متغیرهای توضیحی اجازه می دهد که برای هر منطقه و در طی زمان متفاوت باشند.یا برای بررسی میزان تاثیر بر متغیر دیگر در یک استان بر استانی دیگر می توان از مدل Gvar که توسط پسران و همکاران وی ارائه شده است استفاده کرد.
بنابراین ابتدا باید در کشور تحقیقات جامع منطقه ای برای تعیین عوامل موثر بر قیمت مسکن صورت گرفته و سپس با در نظر گرفتن وابستگی های منطقه ای و میزان این وابستگی برای هر منطقه اقدام به برنامه ریزی برای مسکن در کشور کرد.می توان کشور را به بلوکها و یا مناطق با خصوصیات مشابه تقسیم کرد و برای مناطق مشابه با در نظر گرفته وابستگهای فضایی متقابل اقدام به برنامه ریزی و اجرای برنامه ها کرد.به عنوان نمونه یک منطقه می توان شامل استان تهران و استانهایی مانند:اصفهان ،قم ، مرکزی ،قزوین ،زنجان،گیلان ومازندران باشد.منطقه دیگر می تواند شامل استانهای شرقی و کویری کشور که دارای قیمت مسکن پایینی هستند مانند خراسان جنوبی ،سیستان و بلوچستان ،کرمان و یزد باشد.
انجام برنامه ریزی توسط دولت برای مسکن اقشار کم درآمد کشور امری اجتناب ناپذیر است و دولت باید به این قشر از جامعه بیش از بقیه اقشار کمک کند.ب حصول نتایج فوق تماما نیازمند وجودآمارهای دقیق و صحیح در تمامی سطوح است که در کشور ما در حالی که بسیاری از کشورهای پیشرو ،آمار چند دهه اخیر خود را به تفضیل فصلی و ماهانه در اختیار دارند هنوز محقیقن برای دسترسی به آمار سالیان اخیر با مشکل مواجه هستند.برای مثال آمارهای تعداد زیادی از استانها که در سالنامه های آماری آنها انعکاس یافته و منتشر می شود برای سالهای ۱۳۹۱ و ۱۳۹۲ در دسترس نیست .

 

منابع و ماخذ

 




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:16:00 ب.ظ ]




۱-۲ بیان مسأله

 

 

امروزه شرکت هایی با عملکرد بهتر در سازمانهای گوناگون در حال حرکت به سمت حفظ مشتریان و جذب آنها می باشند زیرا اغلب بازارها در مرحله بلوغ ودرخال رشدهستند . مشتری تنها منبع سودآورسازمانهاو شرکت هاوبانکها در زمان حال وآینده است. ولی همیشه یک مشتری خوب که سودمندی بیشتری ایجاد می کند امکان دارد که از دست برود. زیرا رقابت بر سر دستیابی به مشتری خوب بسیار شدید است (gary&byun,2001,8)
بازار یابی رابطه مندارتباطی است بین سازمان و مصرف کنندگان، از طریق تقویت جذابیتهای خرید به وسیله فعالیتهای بازاریابی چندگانه که باعث حفظ و بقاء مشتریان می شود(بری و همکاران ، ۱۹۸۳)همچنین بازاریابی رابطه مند ایجاد ، حفظ و بهبود روابط مستحکم با مشتری و دیگر ذینفعان می باشد (کاتلر، ۱۹۹۹).
بازاریابی رابطه مند رویکردی جدید در صنعت بانکداری است که هدف اصلی آن ایجاد روابط نزدیک و بلندمدت به منظور درک و شناخت کامل از مشتری و تامین رضایت او می باشد ، چشم انداز بازاریابی رابطه مند افزایش ارزش سرمایه گذاری و ارتباط طولانی مدت با مشتریان می باشد (دوبیسی وواه ، ۲۰۰۵).
وفاداری یک واژه قدیمی است که معمولاً برای توصیف پایبندی و دلبستگی شدید و پرشور و حرارت به یک کشور، آرمان یا فرد مورد استفاده قرار می‌گیرد. اخیراً در زمینه کسب و کار، این واژه برای توصیف اشتیاق مشتری به ادامه کار با یک شرکت به مدت طولانی‌تر، خرید و استفاده مکرر و ترجیحاً خرید انحصاری از کالاها و خدمات آن و توصیه داوطلبانه محصولات آن شرکت به دوستان و همکاران مورد استفاده قرار گرفته است.وفاداری مشتری تنها تا زمانی ادامه خواهد یافت که مشتری احساس کند ارزش بهتری را در مقایسه با آنچه او می‌توانست با تغییر موضع به سوی عرضه کننده دیگر کسب نماید، دریافت می‌نماید.
امروز افزایش آگاهی همه جانبه ی مشتریان نسبت به بازار، دسترسی به اطلاعات باعث گردیده تا مشتریان وفاداری کمتری نسبت به سازمان ها نشان دهند(Ndubisi et al,2005,73). بازاریابان امروزه در جستجوی راه ها و اطلاعاتی هستند تا از طریق آن مشتریان وفادار برای خود ایجاد کنند چراکه این امر باعث کاهش هزینه های بازاریابی و عملیاتی و افزایش سودآوری خواهد شد. اگر سازمان ها بتوانند مشتریان از دست رفته خود را ۵ درصد کاهش دهند، سودآوری آن ها ۲۵ تا ۸۵ درصد افزایش خواهد یافت. (کاتلر،۱۳۸۵،۸۶) از سوی دیگر سازمان ها با ۲ گروه مشتری سروکاردارند، مشتریان جدید و قدیمی، تحقیقات نشان می دهند که هزینه جذب مشتریان جدید ۵ برابر هزینه حفظ مشتریان کنونی است. از این رو توجه به نگهداری مشتریان قدیمی اهمیتی بیش از جذب مشتریان جدید دارد. (کاتلر و آرمسترانگ،۱۳۸۷،۲۸). در حقیقت وفاداری مصرف کننده باعث حمایت سازمان می شود و سازمان می تواند کنترل بهتر روی برنامه ها داشته باشد(wang&sahal,2002,4) . نکته قابل توّجه این که مشتریان وفادار مزایای بسیاری با خود به همراه دارند از جمله این مزایا می توان به بهبود سودآوری سازمان، کاهش هزینه های بازاریابی، افزایش فروش سازمان، داشتن مشتریانی با حساسیت قیمتی پائین و … اشاره کرد. بنابراین پیشنهاد شده است که سازمان ها می توانند با اعمال نفوذ در رابطه مشتریان با سازمان، اطلاعات محرمانه ای در خصوص نیازهای مشتریان به دست آورند، به همین تناسب به نسبت رقبای خود رضایت بخشی بیشتری را ارائه دهند . (Ndubis, 2005, 75).با افول بازاریابی سنتی و ظهور بازاریابی رابطه مند سازمان ها برآنند که با بهره گیری از استراتژی های بازاریابی رابطه مند پیوندهای مستحکمی با مشتریان خود ایجاد کنند. (Cava, 2007, 40).بازاریابی رابطه مند هنر کسب و کار امروز است. برای حفظ مشتریان موجود مهارت در ایجاد صحیح با مشتری ضروری است. (سالاری، ۱۳۸۳،۲۵). اهمیت بازاریابی رابطه مند به عنوان یک نکته اصلی در استراتژی های کسب و کار طی دهه گذشته پدیدار گشته است، که می توان دلیل ظهور آن را به فاکتورهایی از قبیل مرزهای نامشخص بین بازارها یا صنایع، تغییر سریع الگوهای مصرف مشتری، کوتاه شدن دوره عمر محصول و آگاه تر شدن مشتری نسبت داد. (حیدرزاده، ۱۳۸۵،۲۹). بازاریابی رابطه مند با توانایی اش در وفادار ساختن مشتریان از طریق درک بهتر نیازهای مشتریان و خدمات مطابق با آن نیازها می تواند به سمت کاهش هزینه ها هدایت شود.
بنیان و اساس نظام بانکی کشور مشتری است و سودمندترین و مناسب ترین استراتژی برای بانک ها، مشتری مداری است. از طرفی حفظ و تقویت مداوم رابطه با مشتری تنها مسیر یک طرفه ای است که بانک ها در استفاده از استراتژی های تدافعی و افزایش حفظ مشتریان کنونی خود باید از آن عبور کنند. (Colgate, Alexander, 1998, 144).بانک ها می توانند با استفاده از بازاریابی رابطه مند یعنی شناخت کامل خواسته ها ونیازهای مشتریان و ایجاد روابط بلند مدت با آن ها به ایجاد وفاداری در مشتریان مبادرت ورزند و از مزایای مشتریان وفادار نیز استفاده نمایند.از این رو سوال اصلی تحقیق حاضر این است که آیا بازاریابی رابطه مند بر میزان وفاداری مشتریان نظام بانکی تاثیر دارد؟

 

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

 

۱-۳ اهمیت و ضرورت اجرای تحقیق

 

 

امروزه وفاداری مشتری به عنوان یک عامل بارز در موفقیت کسب و کار یک سازمان شناخته شده است. چون تحقیقات زیادی نشان داده است که تنها داشتن مشتریان راضی برای یک سازمان کافی نیست زیرا هیچ تضمینی وجود ندارد که مشتریان راضی مجدداً از سازمان خرید کنند، به همین دلیل امروز آشکار شده است که وفاداری مشتری در موفقیت کسب و کار یک سازمان به طور قابل توجهی مهم تر از رضایت مشتری می باشد (kandampully et al, 2000,347)وفاداری به یک سازمان به معنای میزان تعّهدی است که مشتری به آن سازمان داشته و می کوشد تا با خرید مداوم سازمان به معنای میزان تعهدی است که مشتری به آن سازمان داشته و می کوشد تا با خرید مداوم از سازمان و تبلیغات دهان به دهان برای آن، وفاداری خود را نشان دهد. رامن در این راستا بیان کرد که مشتریان وفادار«نیروی بازاریابی شگفت انگیزی را از طریق تبلیغات دهان به دهان و توصیه کالاها و خدمات به سایر آشنایان ارائه می دهند». ریچهلد و ساسر بدین نکته پی برده اند که سازمان ها می توانند سودآوری خود را از ۲ به ۸ درصد افزایش دهند، در صورتی که مشتریان از دست رفته ۵ درصد کاهش یابد. (Roberts, 2003, 171).بررسی و مقایسه عملکرد سازمانی از دیدگاه مشتریان، تعیین شاخصهای وفاداری مشتریان و انداز ه گیری میزان وفاداری مشتری از اهمیت و ضرورت غیر قابل انکاری برخوردار می باشند.نویسندگان بسیاری، ارتباط بین وفاداری مشتری و عملکرد کسب و کار را مورد تأکید قرار دادهاند. مشتریان وفادار نه تنها ارزش کسب و کار را ارتقاء می‌بخشند، همچنین آن¬ها این مهم را برای کسب و کار فراهم می‌سازند تا هزینه‌های کمتری را در مقایسه با جذب مشتریان جدید متحمل شوند . (Beerli et al., 2004)حفظ و نگهداری مشتری تأثیر مهم و قابل توجهی بر سود آوری بانک دارد. تخمین زده شده که یک افزایش ۵ درصدی در حفظ و نگهداری مشتری، منجر به افزایش ۲۵ تا ۱۵۰ درصدی در درآمدهای بانکی خواهد شد (Jabnoun and Al-Tamimi, 2003). اگر مشتریان اعتقاد داشته باشند که شرکت به تعهدات خود و آنچه که در زمینه کیفیت خدمت قول داده است عمل کند، یعنی عملکرد(تخصص) خوبی داشته باشد، این مستقیما موجب رضایت بیشتر می شود(Sweeney and Swait, 2008).
درحال حاضرهمه بانک ها سعی می کنند که سهم بیشتری از بازار به دست آورند و سکان بازار را در دست خویش بگیرند. مشتری مداری یکی ازراههای ان است . مشتری گرایی، روشی است که در آن ابتدا به نیازهای مشتری توجه می شود و سپس درصدد تامین این نیازها بر می آیند. مشتری را نباید از دیدگاه یک داد و ستد مورد توجه قرار داد ولی باید براساس تکرار داد و ستد، به صورت ارزش مادام العمر به اونگاه کرد. (کارترایت،۱۳۸۳،۵۶). محققان بازاریابی معتقد هستند به دلیل این که مشتریان منبع سودآوری سازمان ها هستند باید به آن ها به چشم دارایی های سازمان نگریسته شود و در این راستا وظیفه بانک جذب، نگهداری و افزایش بهبود ارتباط با مشتری خواهد بود. امروز ما شاهد یک دگرگونی اساسی در نحوه ی سازماندهی سازمان های برتر هستیم و آن تغییر ساختارهای سازمانی از محصول گرایی به سمت مشتری گرایی است و عامل اصلی و محرک این تغییر، ظهور پدیده ای به نام ارتباط با مشتری است.(غفاری،۱۳۸۶،۱۶). هدف بازاریابی رابطه مند بهبود در سودآوری از طریق تغییر دیدگاه سازمان از بازاریابی معاملاتی و تاکید از جذب مشتریان جدید به سوی حفظ مشتریان و نگهداری آنان از طریق کاربرد موثر ارتباط با مشتری است. بازاریابی رابطه مند به سازمان ها این امکان را می دهد که به منظور درک درست نیازهای مشتریانشان و ایجاد و ارائه ارزش برتر، که آنها را به سازمان پیوند خواهد زد به اندازه کافی به مشتریان شان نزدیک شوند(Ndubusiet al, 2007, 550) .

 

 

۱-۴ اهداف تحقیق

 

 

اهداف تحقیق حاضر به دو دسته تقسیم شده که عبارتند از : اهداف علمی و اهداف کاربردی .
هدف علمی تحقیق: هدف علمی تحقیق تعیین تاثیر بازاریابی رابطه مند بر وفاداری مشتریان بانک ها می باشد.
هدف کاربردی تحقیق: اگر صحت فرضیه ها تایید شود بانک ها می توانند مشتریان خود را حفظ کنند و از جذب مشتریان جدیدبدلیل افزایش هزینه های ان جلوگیری نمایند. حتی این مشتریان وفادار می توانند به عنوان مدافعینی برای اهداف بانک به حساب آیند که تبلیغات سارین در آن ها بی تاثیر خواهد بود و بانک می تواند به اهداف رقابتی خود برسد.

 

 

۱-۵ مدل تحقیق

 

 

چهارچوب نظری بنیانی است که تمامی پژوهش بر آن استوار است. این چهارچوب شبکه ای است منطقی، توصیفی و پرورده مشتمل بر روابط موجود میان متغیرهایی که در پی اجرای فرآیندهایی چون مصاحبه، مشاهده و بررسی پیشینه تحقیق شناسایی شده اند.چهار چوب نظری معرف پیوندهای درونی میان متغیرهایی است که سرانجام در پویایی موقعیت مورد بررسی نقش دارند .
چهارچوب نظری روابط میان متغیرها رادرسازمان روشن می کند، نظریه هایی را که منبع این روابط هستند و نیز ماهیت و جهت این روابط را توصیف می کند.یک چهارچوب نظری خوب نیز در جای خود مبنای منطقی لازم برای تدوین فرضیه های آزمون پذیر را فراهم می آورد.(اماسکاران،۱۳۸۸،صص۹۵-۹۴)
بیشتر محققان منشاء بازاریابی رابطه مند را به لئوناردوبری منسوب می دانند که اولین بار آن را در زمینه تخصصی بیان کرد. ویلسون بیان می کند که روابط بین خریدار و فروشنده از زمانی وجود داشته که انسان آغاز به تجارت و مبادله کالا و خدمات کرد. وفاداری مشتریان یکی از مفاهیمی است که در دنیای رقابتی امروزی منتج به موفقیت سازمان ها خواهد شد. امروزه وفاداری مشتریان جایگاه ویژه ای پیدا کرده است و هدف نهائی بازاریابی، ایجاد وفاداری در مشتری نسبت به سازمان است. وظیفه ی ایجاد وفاداری در مشتری بازاریابی رابطه مند نام دارد. بازاریابی رابطه مند تمام اقداماتی است که در سازمان ها برای آگاهی و ارائه خدمات بهتر به تک تک مشتریان با ارزش خود انجام می دهد (کاتلر،۱۳۸۵ ،۸۵) با توجه به مطالعات انجام شده و بررسی مدل های مختلف که در پیشینه تحقیق آمده مدل مورد نظر در این تحقیق ارائه می گردد که بر گرفته از مدل تحقیق آقای دوبیسی در سال ۲۰۰۷ می باشد. در شکل ۱-۱ مدل تحقیق نشان داده شده است .در سمت راست متغّیر وابسته یعنی افزایش وفاداری مشتریان و در سمت چپ متغیرهای مستقل که همان ابعاد بازاریابی رابطه مند می باشند و بر گرفته از مدل آقای دوبیسی می باشد، نشان داده شده است.
اعتماد سازی توسط بانک
تعّهد بانک جهت تامین رضایت مشتریان
کیفیت ارتباطات
یت ارتباطات
توانایی بانک در مدیریت تعارض
افزایش وفاداری مشتریان
بازاریابی رابطه مند

 

 

شکل۱-۱:مدل تحقیق(دوبیسی،۲۰۰۷)

 

 

۱-۶ سوالات تحقیق

 

 

سوال اصلی تحقیق: آیا بازاریابی رابطه مند موجب افزایش وفاداری مشتریان در شعب بانک ملی شهرستان رشت می شود؟
سوالات فرعی تحقیق:
آیا اعتماد سازی توسط شعب بانک می تواند موجب افزیش وفاداری مشتریان شود؟
آیا تعّهد شعب بانک جهت تامین رضایت مشتریان می تواند موجب افزایش وفاداری مشتریان شود؟
آیا کیفیت ارتباطات شعب بانک می تواند موجب افزایش وفاداری مشتریان انهاشود؟
آیا توانایی شعب بانک در مدیریت تعارض می تواند موجب افزایش وفاداری مشتریان شود؟

 

 

۱-۷ فرضیه های تحقیق

 

 

فرضیه اصلی: بازاریابی رابطه مند موجب افزایش وفاداری مشتریان در شعب بانک ملی شهرستان رشت می شود.
فرضیه های فرعی:

 




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:16:00 ب.ظ ]




اعتماد سازی توسط شعب بانک موجب افزایش وفاداری مشتریان می شود.

 

 

  • تعّهدشعب بانک جهت تامین رضایت مشتریان موجب افزایش وفاداری مشتریان می شود.

 

 

  • کیفیت ارتباطات شعب بانک موجب افزایش وفاداری مشتریان می شود.

 

 

  • توانایی شعب بانک در مدیریت تعارض موجب افزایش وفاداری مشتریان می شود.

 

 

 

۱-۸ متغّیرهای تحقیق و تعاریف مربوط

 

 

در این تحقیق مولفه های های بازاریابی رابطه مند شامل چهار متغیر: اعتماد، تعّهد، کیفیت ارتباطات و مدیریت تعارض هستند که به عنوان متغیرهای مستقل در نظر گرفته شده و یک متغیر وابسته وجود دارد که عبارت است از: افزایش وفاداری مشتریان.
تعریف مفهومی اعتماد: یکی از مهم ترین مولفه های بازاریابی رابطه مند است. دوایر و دیگران اعتماد را به عنوان اعتقاد یک طرف رابطه به قابل اتکا بودن گفته ها و تعهّدات طرف دیگر تعریف می کنند. اعتماد ممکن است به انتظارات یا اعتمادپذیری فرد نسبت به چیزی نسبت داده شود. اعتماد ممکن است منجر به باور کلمات از دهان تولیدکننده یا تبلیغات برند شود . در نتیجه این اعتماد نقش مهمی را در فرایند تصمیم گیری ، بازی می کند و بکارگیری محصول را آسان می کند .(McAllister, 1995) مورگان و هانت نیز معتقدند شکل گیری اعتماد در رابطه متضمن داشتن سطحی از اطمینان به راستی و درستی قول ها وعده های طرف مقابل توسط هر یک از طرفین می باشد.(Ndubisi, 2007, 546).
تعریف عملیاتی اعتماد:قابل اعتمادبودن قول هاورعایت دقیق در کارها توسط کارکنان و پایبند بودن بانک به وعده هایش واطمینان داشتن به ان ومحکم و استوار بودن بانک در فراهم کردن خدمات مناسب برای مشتریان
تعریف مفهومی تعهّد: مورمن در سال ۱۹۹۲ تعهّد را تمایل همیشگی به حفظ رابطه ارزشمند تعریف کرده است، این به معنای سطحی بالاتر از التزام به موفقیت آمیز بودن یک رابطه و رضایت بخش و نفع آور ساختن آن می باشد. دوایر و دیگران تعهّد را به عنوان التزام صریح یا ضمنی به استمرار رابطه بین طرفین مبادله تعریف کرده اند. مورگان و هانت نیز تعهّد به رابطه را تمایل پایدار شرکای تجاری به حفظ روابط ارزشمند تعریف کرده اند و معتقدند تعّهد زمانی شکل خواهد گرفت که یکی از طرفین رابطه به اهمیت رابطه اعتماد داشته باشد و برای حفظ یا ارتقای رابطه حداکثر تلاش خود را بنماید (Ndubisi,2007,547) .
تعریف عملیاتی تعّهد: سازگار و منطبق کردن خدمات بانک با نیازهای مشتری و در اولویت قرار دادن سلیقه و خواسته های مشتری و انعطاف پذیری بانک در خدمت رسانی به مشتریان.
تعریف مفهومی ارتباطات: ارتباطات به عنوان فرآیند مبادله و اطلاعات معتبر به صورت رسمی یا غیر رسمی بین طرفین یک رابطه تعریف شده. آندرسون معتقد است امروزه در مفهوم جدید ارتباطات به عنوان گفتگوی متعامل بین شریک و مشتریانش است که در مراحل قبل از خرید و حین خرید و مصرف و بعد از خرید رخ می دهد. (Ndubisi, 2007, 547) .
تعریف عملیاتی ارتباطات: فراهم کردن اطلاعات قابل اعتماد واطمینان وارائه اطلاعات در صورت بروز مشکل به هنگام ارائه خدمات و رعایت دقیق و صحت در فراهم نمودن اطلاعات و ارائه اطلاعات لازم زمانی که خدمات جدیدی عرضه می شود.
تعریف مفهومی مدیریت تعارض: تعارض به عنوان سطحی از عدم توافق بین طرفین مبادله توصیف شده که می تواند پنهان یا آشکار باشد (Nudbisi, 2007, 548).امّا مدیریت تعارض به عنوان کنترل سطح کلی عدم توافق در روابط کاری تعریف شده است. توانایی فروشنده برای مدیریت تعارض برای حفظ خریداران یک عامل حیاتی است(رنجبران،۱۳۸۸،۸۷).
تعریف عملیاتی مدیریت تعارض: بانک از درگیری های احتمالی جلوگیری می کند وبه حل مشکلات قبل از وقوع آن تلاش می کند و بانک این توانایی را دارد که وقتی مشکلی بروز می کند آن را حل نماید.
تعریف مفهومی وفاداری: وفاداری می تواند به عنوان میزانی که مشتری به یک چیز نگرش مثبت دارد و میزان پایبندی او و قصد ادامه خرید او در آینده تعریف می شود. (رنجبران، ۱۳۸۸،۸۶). ریچارد اولیور وفاداری را به این صورت تعریف می کند: وفاداری به یک تعّهد قوی برای خرید مجدد یک محصول یا خدمت برتر در آینده اطلاق می شود به صورتی که همان خدمت یا محصول را علیرغم تاثیرات و تلاش های بازاریابی بالقوه رقبا خریداری کند (Ndubisi,2007,550) .از نقطه نظر استراتژی بازاریابی، وفاداری مشتری به برند به عنوان یکی از مهمترین نتایج درنظر گرفته شده است. وفادرای مشتری به برند یک نوع تعهد نسبت به نام تجاری است که موجب رفتار خرید مجدد مشتری علیرغم تلاش های بازاریابی بالقوه رقبا برای شکست ائتلاف بین برند و مشتری می شود(. (Alam& et al, 2012
تعریف عملیاتی وفاداری: مشتری خواهان گسترش روابط بابانک است و مثل یک وکیل از خدمات بانک دفاع می کند و جذب رقبا نمی شود و خود را به عنوان شریک و سهیم در بانک می داند.این متغیر به وسیله شاخص هایی از قبیل ارائه بهترین خدمات، حامی بودن، متعهد بودن، پرداخت بیشتر، اولین انتخاب و استفاده مجدد اندازه گیری می شود.

 

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

۱-۹ قلمروی تحقیق

 

 

۱-۹-۱ موضوعی

 

 

قلمرو موضوعی تحقیق حاضرعلم مدیریت بازرگانی در شاخه بازاریابی است و در این دانش به تحلیل رفتار مصرف کننده در حوزه وفاداری مشتری پرداخته می شود.

 

 

۱-۹-۲ زمانی

 

 

قلمرو زمانی تحقیق نیمه اول سال مالی۱۳۹۲ می باشد.

 

 

۱-۹-۳ مکانی

 

 

قلمرو مکانی تحقیق حاضر شعب بانک ملی شهرستان رشت می باشد.

 

 

۱-۱۰ خلاصه و جمع بندی فصل

 

 

در این فصل کلیاتی از تحقیق حاضر شامل بیان مساله ، ضرورت تحقیق ، فرضیه ها و متغیرهای تحقیق بیان شده است.

 

 

فصل دوّم

 

 

مبانی نظری وپیشینه تحقیق

 

 

بخش اول:مبانی نظری

 

 

۲-۱ مقدمه

 

 

مشترى یک دارایی استراتژیک است. برای حفظ این دارایی همواره باید یک رابطه «برنده – برنده» بین سازمان و مشتری ایجاد گردد و این در صورتی استقرار می یابد که طرفین احساس کنند که برای شان مزایای خاصی وجود دارد و به صورت دوقطب یکدیگر را جذب کنند. برای اینکه مشتری از وضعیت وفاداری نسبی به وفاداری در طول زندگی برسد باید از سیستمهای مدیریت روابط با مشتریان استفاده کرد. نگهداری مشتریان موجود سودآورتر از جذب مشتریان جدید است. در طول یک توسعه زمان روابط مشتری، هزینه بازاریابی و فروش به مشتریان موجود به تدریج کاهش می یابد و حاشیه کلی توسعه به طور بالقوه افزایش می یابد. مشتری وفادار فقط روی قیمت تمرکز ندارد بلکه به عونان حامی و طرفدار سازمان عملکرده و در نتیجه به جذب مشتریان جدید کمک می کند.
امروزه جهانی شدن تجارت نقش مشتریان را در سازمان ها تغییر داده است و نگاه سازمان ها به مشتریان تنها یک مصرف کننده صرف نیست (نایب زاده ، ۱۳۸۵،ص ۱۱۳)تحقیقات نشان می دهند که هزینه جذب مشتریان جدید ۴ تا ۶ برابر هزینه حفظ مشتریان کنونی است .شرکت ها دریافته اند که از دست دادن یک مشتری مثل از دست دادن یک قلم کالا نیست.بلکه به معنی از دست دادن کل خریدهایی است که مشتری می توانسته در طول زندگی یا دوره زمانی که مشتری بوده انجام دهد.(کاتلر، ۱۳۸۶ ،ص ۲۸) وقتی مشتریان به فرآورده ها یا خدمات یک شرکت علاقمند می شوند به تبع این موضوع نه تنها حجم خریدشان را از آن شرکت افزایش می دهند بلکه برخورد مثبتی در مورد آن شرکت دارند و شرکت مورد علاقه خود را به دوستان و خویشاوندان خود معرفی نموده و خرید از آن را توصیه می کنند.برای دستیابی بهموفقیت در یک بازار تکنولوژی محور ، پیچیده و رقابتی ، محققین به یافتن موارد کلیدی برای وفادار ساختن مشتریان مشتاق شده اند.یکی از این موارد کلیدی نفوذ در رابطه مشتری با شرکت برای دستیابی به اطلاعات مزیتی در مورد مشتریان و بدین وسیله درک بهتری از نیازهایشان و ارائه خدمات رضایت بخش به آنهاست.بازاریابی رابطه مند این امکان را به شرکت ها می دهد که به منظور درک درست نیازهای مشتریانشان و ایجاد و ارائه ارزش برتر که آن ها را به سازمان پیوند خواهد زد به اندازه کافی به مشتریانشان نزدیک شوند.بازاریابی رابطه مند با توانایی اش در وفادار ساختن مشتریان از طریق درک بهتر نیازهای مشتریان و ارائه محصول یا خدماتی مطابق با نیازها و خواسته های آنها به سمت کاهش هزینه ها سوق داده می شود.یک شرکت می تواند هزینه های بازاریابی ، توزیع و حمل و نقل را کاهش دهد و بدین وسیله به یک مزیت رقابتی با هزینه پائین و تمایز در خدمات دهی دست یابد(عسکرپور ،۱۳۸۷،ص۱۲).با وجود مزایای بسیار مرتبط با بازاریابی رابطه مند میزان کمی از عوامل موُثّر مستقیم و غیر مستقیم بازاریابی رابطه مند بر روی وفاداری مشتری بر اساس شواهد تجربی در ایران درک شده است.

 

 

۲-۲ وفاداری مشتری

 

 

وفاداری یک متغیر تعدیل کننده بین کیفیت خدمات و رضایت مشتری و عملکرد اقتصادی است. وفاداری، حدی است که مشتری ها می خواهند به آن مقدار رابطه شان را با یک عرضه کننده حفظ کنند و معمولا از این ناشی می شود که مشتری ها چقدر معتقدند که ارزش دریافتی شان از این عرضه کننده نسبت به سایرین بیشتر است. وفاداری زمانی اتفاق می افتد که مشتریان کاملا احساس کنند سازمان مورد نظر به بهترین وجه ممکن می تواند نیاز های آنها را برطرف کند، به طوری که سازمانهای رقیب از مجموعه ملاحظات مشتریان مجازا خارج شده و منحصرا به خرید از سازمان اقدام کنند (Shoemaker and Hewis). افزایش وفاداری مشتری می تواند موجب کاهش هزینه های بازاریابی و افزایش تقاضای بیشتر مشتریان گردد.
اگر سازمان به ارضای نیازهای مشتری ادامه دهد و خدماتش را به شیوه هایی ارائه دهد که همیشه دارای تقاضا باشد، ارزش دو طرفه ی ایجاد می شود و هدف نهایی، که همان وابستگی مشتری یا مدیریت استراتژیک روابط با مشتری است، قابل حصول است. وفاداری واژهای مثبت است. وفاداری، اصولاً دوطرفه و مبتنی بر همکاری است. ولی وقتی که وفاداری در رابطه با مشتری مطرح می شود، تعریف سنتی، معتبر نیست. تئوری وفاداری مشتری، در ادبیات مدیریت بین المللی نسبتاً جدید است.
مشتریان روز به روز نسبت به ارزش هایی که به دست می آورند آگاه تر می شوند و این امر جلب رضایت آنها را دشوارتر می کند.از طریق تقویت ارتباط بین مشتری و سازمان رضایت مشتری رشد وشکوفامی شود. گر چه رضایت و وفاداری با هم رابطه دارندامّا این رابطه نا متقارن است.رضایت حالتی موقتی و نسبتاً انفعالی است که تعیین کننده ای ناپایدار برای وفاداری می باشد (موون۱۳۸۸،ص۳۴۸).با افزایش رضایت مشتری ارزش روابط بین طرفین افزایش می یابد این همان چیزی است که مشتری را به سمت افزایش وفاداری هدایت می کند.اگر سازمان به ارضای نیازهای مشتری ادامه دهد و خدماتش را به شیوه هایی ارائه دهد که همیشه دارای تقاضا باشد ارزش دو طرفه ای ایجاد می شود و هدف نهایی که همان وابستگی مشتری با ایجاد وفاداری در مشتری است قابل حصول می گردد.(عباس نژاد،۱۳۸۴،ص۹۲).بنابراین کسب رضایت مشتری برای بازاریابان لازم است ولی کافی نیست چون هدف نهایی بازاریابان این است که بتوانند تعداد مشتریان وفادار و پایدار به نام تجاری خود را افزایش دهند.شکل۲-۱ ترکیب خریداران نام تجاری خاصی را در هر برحه از زمان نشان می دهد.از بین همه خریداران درصد خاصی از آن ها از خریدی که انجام داده اند راضی هستند .بازاریابان تلاش می کنند تا درصد مشتریان راضی را افزایش دهند به اعتقاد آن ها بسیاری از مشتریان راضی ممکن است باز هم به هر دلیلی به نام های تجاری رقیب بپیوندند.پس هر چه قدر تعداد مشتریان راضی شرکت بیشتر باشد شرکت می تواند تا حدی از تکرار خرید مشتریان خود اطمینان یابد.اما مشتریانی که به نام تجاری فروشگاه با خدمت وفادار هستند از نظر عاطفی خود را به آن نزدیک احساس می کنند و علاقه به آن نام تجاری چیزی شبیه به رابطه دوستی است. (هاوکینز، ۱۳۸۷ ، ۵۷۱). مشتریان برای برآورده کردن نیازهای خویش محصولات را خریداری می نمایند و سپس نتایج حاصل از این خرید را بر مبنای انتظاراتشان ارزیابی می کنند.آگاهی داشتن در مورد نیازهای مشتریان به خدمات دهندگان کمک می کند تا بدانند که مشتریان چرا و چگونه نسبت به سفارش خدمات عکس العمل نشان می دهند.( صمدی، ۱۳۸۶ ،ص ۷۸).بنابراین وفاداری مشتریان را می توان بدست آورد اما سازمان باید روی این مسئله پیوسته و مستمراً فعّالیت کند.باید یک رابطه برنده – برنده بین سازمان و مشتری ایجاد گردد و این رابطه در صورتی استقرار می یابد که طرفین احساس کنند که برایشان مزایای خاصی وجود دارد و به صورت دو قطب یکدیگر را جذب کنند.

 

 

۲-۲-۱ تعاریفی از وفاداری مشتری

 

 

وفاداری تعّهد عمیق فرد را نسبت به دوستان ، خانواده ، کشور و مواردی از این قبیل توصیف می کند.این وفاداری در بازاریابی به صورت وفاداری به مارک مطرح می گردد که به فرآیند خرید مجدّد یا پیشنهاد خرید به دیگران در نظر گرفته می شود.(صمدی،۱۳۸۸،ص۸۹).وفاداری به مارک می تواند به عنوان میزانی که مشتری نسبت به یک مارک نگرش مثبت دارد میزان پایبندی او به مارک مزبور و قصد ادامه خرید از آن در آینده تعریف شود.وفاداری به مارک مستقیما متاُثّر از رضایت یا نارضایتی از مارک که در طول زمان جمع آوری شده و نیز متاُثّر از کیفیت محصول است.(موون ۱۳۸۸ ،ص ۳۴۴).وفاداری واکنش نسبتاُ متعصّبانه ای (در خرید یا توصیه) است که فرد در طول زمان نسبت به یک نام تجاری پیدا می کند و این رفتار باعث می شود که در فرآیندهای تصمیم گیری و ارزیابی از بین مجموعه نام تجاری دیگری که در ذهن دارد گرایش خاصی نسبت به آن نام تجاری پیدا کند.(هاوکینز ۱۳۸۵ ، ص۵۷۲).
لمینک و متسون (۱۹۹۸) وفاداری را بعنوان احتمال خرید مجدّد مشتری یا احتمال توصیه خدمات به دیگران بیان کرده اند.استام و تیری (۱۹۹۴) می گویند وفاداری تنها زمانی حاصل می شود که نگرش مثبت مشتری با خرید مجدّد بالا ترکیب گردد.(uncles 2006 , 295).




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:15:00 ب.ظ ]




تعاریفی که محقق از وفاداری به مارک ارائه کرده مبتنی بر رویکرد کلی در فهم این مفهوم می باشد.وفاداری مشتری به سه روش زیر تعریف می شود.
۱- وفاداری رفتاری: لیلحاندر استروندویک (۱۹۹۳)
۲- وفاداری نگرشی: زیتامل (۱۹۹۶)
۳- روش ترکیبی از وفاداری رفتاری و دیدگاهی: دیک و باسو (۱۹۹۴)

 

 

۲-۲-۲-۱ وفاداری رفتاری

 

 

وفاداری رفتاری کانون اصلی وفاداری مشتری است که رفتار واقعی مصرف کننده راجع به محصول را اندازه گیری می کند.در دیدگاه رفتاری عموماً وفاداری از لحاظ تناوب خرید در طی دوره ای معین از زمان تعریف شده است.(موون،۱۳۸۸،۳۴۵).
رویکردهای رفتاری روشن می کند که وفاداری به مارک پدیده ای به شکل همه یا هیچ است و وفاداری باید به صورت پیوستاری در نظر گرفته شود که از وفاداری کامل تا بی تفاوتی کامل نسبت به مارک گسترده است.
معیارهای سنجش وفاداری رفتاری ، شامل تناوب خرید ، توالی خرید ، احتمال خرید می باشد.وفاداری رفتاری ممکن است به دلیل عدم وجود حق انتخاب ، عادت ، درآمد کم یا راحتی مشتری روی داده باشد البته این انتقادی است که بر وفاداری رفتاری وارد شده است (Hunt2000) همچنین در این رویکرد محققان به تمرکز بر بازار به جای تمرکز بر روی فرد توجّه دارند.
یک انتقاد دیگر این است که ادراک سازی ها و عملی کردن رفتار ، غالبا قادر به توضیح چرا و چگونگی وفاداری نسبت به مارک تجاری و وقوع آن نیستند (Bloemer & deruyter , 1995).یعنی از دیدگاه بازاریاب ، مشکل سنجه های رفتاری به مارک این است که سنجه های مزبور دلایل خرید یک مارک از سوی یک مصرف کننده را مشخص نمی کنند و یک مارک خاص ممکن است به دلیل در دسترس بودن یا قیمت مناسب خریداری شود.اگر هر یک از این عوامل تغییر کنند ، مصرف کنندگان ممکن است به سرعت به مارکی دیگر رجوع کنند.(موون ، ۱۳۸۸ ، ۳۴۳(.

 

 

۲-۲-۲-۲ وفاداری نگرشی

 

 

مصرف کنندگان صرفا در حال خرید محصول بدون احساس خاصی نسبت به آن هستند.در مقابل ، مفهوم وفاداری به مارک بر این امر تاُکید دارد که مصرف کننده دارای رجحان واقعی نسبت به مارک می باشد.بر اساس این تمایز ، رویکردی که برای تعیین وفاداری به مارک ایجاد شد ، رویکردی است که مبتنی بر نگرش مصرف کننده نسبت به محصول و همچنین علّت رفتار خرید تکراری در آنها می باشد.مطابق این رویکرد مصرف کنندگان فقط وقتی که محصول را به طور فعّال ترجیح دهند ، ابراز وفاداری به مارک می کنند.(موون ، ۱۳۸۸ ، ۳۴۵(. این نگرش ها ممکن است که بوسیله پرسش از افراد در مورد اینکه به چه میزان آنها به یک مارک علاقه دارند و نسبت به آن احساس تعّهد می کنند ، آن را به دیگران توصیه می کنند ، و در رابطه با آن در مقایسه با سایر مارک ها ، اعتقادات و احساسات مثبت دارند ، اندازه گیری شود.قدرت این نگرش ها ، پیش بینی کننده مهمی برای خرید یک مارک می باشد.این آن چیزی است که اولیور (۱۹۹۷( وقتی که وفاداری مشتری را تعریف می کند ، در ذهن دارد: “یک تعهّد عمیق برای خرید مجدّد یا مشتری شدن مجدّد برای یک محصول یا خدمت در آینده ، بوسیله تکرار خرید از مارک مشابه یا مجموعه ای از مارک های مشابه ، علی رغم تاَثیرات موقعیتی و تلاش های بازاریابی برای تاثیر گذاری بر روی تغییر رفتار”.
گلیمور[۱] (۱۹۸۷) وفاداری نگرشی را تمایلی خاص بر ادامه روابط با یک ارائه دهنده خدمت می داند.محققان معتقدند آنجا که یک تعهّد فکری قوی نسبت به یک مارک وجود دارد ، وفاداری نیز دیده می شود.پس به وفاداری نگرشی به عنوان تعهّد هم نگریسته می شود.برای مثال گادوری [۲] و هولبروک[۳] (۲۰۰۱) وفاداری نگرشی را میزان تعهّد مورد انتظار به ارزش های منحصر به فرد مربوط به مارک تجاری بیان کرده اند.دلیل بیان این نکته می تواند این باشد که تعّهد و وفاداری عباراتی اند که می توان آنها را به جای هم به کار برد.در مقام مقایسه ، سایر محققین بیان کرده اند که بین این دو تمایزاتی وجود دارد ، یعنی ساختار آنها یکسان نیست.بهَ عنوان مثال پریچارد (۱۹۹۱) می گوید که تعهّد به عنوان یک پیش نیاز برای وفاداری نگرشی و ارزشیابی عملکرد آن مورد حمایت است.(Shammout , 2007 , 66).

 

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

 

۲-۲-۲-۳ وفاداری مشتری به عنوان یک ساختار دو بعدی

 

 

به منظور چیرگی بر کمبودهای کاربرد یک ساختار واحد برای تعریف وفاداری ، چندین محقق کاربرد یک روش وفاداری دو بعدی رفتاری – نگرشی را بیان کرده اند.(jacoby , 1978, 34).
کمبود و نقص اتخّاذ معیارهای دیدگاهی یا رفتاری وفاداری در یک تحقیق توسط دی[۴] (۱۹۶۹) مورد پرسش قرار گرفت که می گوید باید بعد نگرشی را به بعد رفتاری وفاداری افزود.به طور خاص ، وی وفاداری را این گونه توصیف کرده که یک خریدار با وفاداری نسبت به یک مارک ، برای مارک خریداری شده در یک دوره ی خاص ، بر اساس تکرار خریدها و نگرشی که نسبت به آن مارک دارد ، دارای امتیازاتی است. (Shammout 2007,61) .اولسون و ژاکوبی به پشتیبانی بیشتر از دیدگاه دی پرداخته و در تحقیقات خود دریافته اند که وفاداری به عنوان ” روندی تعریف می شود که در آن چندین مارک تجاری از لحاظ روانشناختی با هم مقایسه و ارزیابی شده اند و بر اساس معیارهای معیّن ، مارک یا مارکهای منتخب ، گزینش می شوند”.(olson & jacoby , 1971 , 46).پس محققین با بررسی موَلفّه های نگرشی ، وفاداری به یک مارک تجاری را به عنوان یک دیدگاه مطلوب نسبت به آن مارک تجاری دانسته اند که منجر به خرید ثابت از آن مارک تجاری در طی زمان می شود (Assael , 1992 , 87).در این تحقیق وفاداری به عنوان یک زمینه ترکیبی مد نظر است که وفاداری رفتاری و نگرشی را با هم تلفیق می کند.

 

 

۲-۲-۳ وضعیت وفاداری[۵]

 

 

مشتریان را می توان با توجّه به درجات وفاداری به گروه های مختلفی تقسیم کرد. بعضی از مشتریان نسبت به نام و نشان خاصی وفاداری نشان می دهند.وفاداری برخی از مشتریان نسبی است.مشتریان دیگر ی هم هستنذ که نسبت به هیچ نام و نشانی از خود وفاداری نشان نمی دهند.
مشتریان را می توان بر مبنای وفاداری به نام های تجاری به چهار گروه تقسیم کرد:
۱) بسیار وفادار:[۶] مشتریانی که همواره محصولی با نام تجاری خاصی می خرند.
۲) نیمه وفادار:[۷] مشتریانی که نسبت به محصولی با دو یا سه نام تجاری وفادار هستند.
۳) وفادار ناپایدار:[۸] مشتریانی که درهر بار خرید نام تجاری مورد علاقه خود را تغییر می دهد.در واقع محصولاتی با نام های تجاری گوناگون خریداری می کند.
۴)غیر وفادار:[۹] مصرف کنندگانی که هیچ گونه وفاداری را به هیچ کدام از نام های تجاری از خود نشان نمی دهند.
شکل ۲-۱ ارتباط بین وفاداری به یک نام تجاری و میزان مصرف را نشان می دهد.همان گونه که در شکل زیر دیده می شود وفاداری به نام تجاری زمانی که با مصرف زیاد نیز همراه باشد برای بازاریابان اهمیت زیادی پیدا می کند.(اسماعیل پور ، ۱۳۸۴ ، ۶۲)
وفاداری به نام تجاری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



br />
وفادار به نام تجاری با
مصرف بالا
مصرف بالا
وفادار به نام تجاری با
مصرف پایین
مصرف پایین
بی توجهی به نام تجاری
با مصرف بالا

بی توجهی به نام تجاری با

 

 
 
 

/>

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:15:00 ب.ظ ]




تنوع طلبی

 

 

شکل ۲-۱: ارتباط بین وفاداری به یک نام تجاری و میزان مصرف (اسماعیل پور، ۱۳۸۴ ، ۶۴ )

 

 

– در توصیف تعامل بین وفاداری به عنوان یک نگرش یا رفتار ، تحقیقات بیشتری توسط دیک و باسو (۱۹۹۴) صورت گرفته که آن را به چهار نوع مختلف گروه بندی می کنند:
۱- وفاداری حقیقی: مشتریان ارتباط مطلوبی را بین نگرش نسبی و تکرار خرید نشان می دهند.
۲- وفاداری برتر: مشتریان نگرش نسبی اندکی را همراه با میزان بالای تکرار خرید نشان می دهند.
۳- وفاداری نهفته: مشتریان نگرش نسبی بالا با تکرار خرید کم را نشان می دهند.
۴- عدم وفاداری: مشتریان میزان ضعیف یا اندک هر دو دیدگاه نگرشی و تکرار خرید را نشان می دهند(Shammout , 2007 , 62).

 

 

۲-۲-۴ مدل های وفاداری مشتری

 

 

بین دو مفهوم رضایت و وفاداری همبستگی فراوانی وجود دارد.ازنظرعدّه ای از محققین رضایت و وفاداری مشتری دو مفهوم یکسان می باشند.اما از دید عدّه ای دیگر این دو مفهوم کاملا از یکدیگر متفاوت بوده و هیچ گونه ارتباطی با یکدیگر ندارند.حال به بررسی مدل هایی از رضایت مشتری پرداخته می شود که در آن ، بین رضایت مشتری و وفاداری مشتری به عنوان متغیرهای اصلی مدل ارتباطاتی وجود دارد ، که به شرح زیر می باشد:
۱- مدل فورنل: یک مدل ساختاری اقتصادی است که معیارهای مختلف رضایت مشتری (نظیر انتظارات وفاداری و شکایت) را با روابط خاص و از قبل تعریف شده پیوند می دهد.با در نظر گرفتن این روابط تعریف شده بین متغیرهای موجود ، این مدل یک سیستم روابط علّت و تاَثیر را ارائه می دهد.
مدل فورنا ، شامل ۶ متغیر می باشد که در آن عوامل موَثّر بر رضایت مشتری عبارتند از: کیفیت درک شده ، انتظارات و ارزش درک شده.همچنین عوامل موثّر بر وفاداری نیز شامل: تصویر درک شده از محصول یا خدمت و رضایت مشتری معرفی شده است.(Grigoroudis &siskos).
۲- مدل شاخص رضایت مشتری در سوئیس:در سال ۱۹۹۶ برای اولین بار ایجاد یک شاخص ملی برای رضایت مشتری طی یک پروژه تحقیقاتی در سوئیس آغاز گردید.مهمترین اصلاحاتی که در این مدل صورت گرفت ، معرفی یک متغیر جدید به نام مکالمه مشتری و در مرحله بعد توسعه روش محاسبات در اندازه گیری متغیر وفاداری می باشد.(bruhn& ground , 2000,223).
در این مدل رضایت مشتری به وسیله سه شاخص اندازه گیری می شود:
۱- رضایت کلّی ازخدمات ارائه شده
۲- رضایت قبل از مصرف در مقیاس با انتظارات
۳- رضایت در مقایسه با یک محصول یا خدمت ایده آل
متغیر مکالمه مشتری اوّلین بار است که در این مدل به کار رفته است که به وسیله سه شاخص زیر اندازه گیری می شود:
۱- به اسانی گفتگو کردن با مشتری
۲- رضایت از طریق گفتگوبامشتری
۳- رغبت برای برقراری تماس کلامی یا ارتباطی با سازمان تولیدی یا ارائه کننده خدمت
متغیر اصلی وفاداری نیز بر اساس سه شاخص زیر اندازه گیری می شود:
۱- تمایل برای ارائه خدمت به دیگران
۲- تمایل برای خرید مجدّد محصول
۳- تمایل برای تغییر یا ارائه کننده خدمت
۳- شاخص رضایت مشتری در اروپا: تجارت موفق کشور هایی چون آمریکا و سوئد در طراحی مدل شاخص رضایت مشتری سبب گردید تا سازمان های اروپایی همچون موسسه کیفیت اروپا و سازمان مدیریت اروپا تحت حمایت اتحادیه اروپایی اقدام به ایجاد شاخص رضایت مشتری در اروپا بنمایند.این مدل رضایت مشتری را همراه وفاداری مورد بررسی قرار می دهد.
محرک های رضایت مشتری عبارتند از:تصویر درک شده از شرکت ، انتظارات مشتری ، کیفیت درک شده و ارزش درک شده.کیفیت درک شده را می توان در دو بخش مورد بررسی قرار داد: کیفیت درک شده از سخت افزار که به معنای بخشی از کیفیت می باشد که مربوط به ویژگی های محصول یا خدمت بوده و کیفیت درک شده از نرم افزار که منظور بخشی از کیفیت است که نمایان گر عناصر تعاملی در خدمت ارائه شده می باشد.(Ardin &ozzer , 2005,135).

 

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

 

۲-۲-۵ مزایای مشتریان وفادار

 

 

سازمانهای که در ارتبات بامشتری هستند یعنی مشتری مدار مشتریان موقتی خود را به مشتریان دائمی تبدیل می کنند که به آنها مشتریان وفادار می گویند و به این وسیله سود خودشان را هم بیشتر تضمین می کنند زیرا مشتریان وفادار سودآوری بیشتری دارند ، خرید مجّدد بالاتری دارند ، دارای سهم عمده ای از بازار هستند و موجب گسترش معرفی سازمان از طریق تبلیغ به صورت دهان به دهان می شوند( پایندانی ، ۱۳۸۶ ، ۸۴).مشتریان پایبند و وفادار در هنگام خرید کمتر از سایرین به اطلاعات اضافی توجّه می کنند.به علاوه آنها در مقابل تلاش های بازاریابی رقبا نیز مقاومند (هاوکینز ۱۳۸۶ ، ۵۷۳).حتّی زمانی که مشتریان وفادار ، نام تجاری متفاوتی را خریداری می کنند ، صرفاً این کار را برای بهره مندی از فعّالیت تبلیغاتی شرکت ها انجام می دهند و معمولاً برای خرید بعدی دوباره به همان نام تجاری که نسبت به آن متعهّد و پایبندهستند ، رجوع می کنند.بوون [۱۰] و شومیکر[۱۱] (۱۹۹۸) معتقدند که افزایش اندکی در تعداد مشتریان ثابت وفادار می تواند منجر به افزایش عمده در سود دهی گردد.در این زمینه ریچهلد[۱۲] و ساسر[۱۳] (۱۹۹۰) بدین نکته پی برده اند که شرکت ها می توانند بهره دهی خود را از ۲ به ۸ درصد افزایش دهند در صورتی که کمبود مشتری ۵ درصد کاهش یابد(Shammout , 2007 , 45).
مشتریان پایبند و وفادار برای شرکت بسیار سودآورتر از مشتریانی هستند که صرفا تکرار خرید دارندبه همین ترتیب مشتریانی که تکرار خرید دارند از مشتریانی که به طور اتفّاقی خرید می کنند ، سودآورتر هستند.
بعضی از افراد به عنوان منبع تبلیغات دهان به دهان برای شرکت ها تلقی می شوند که از ارزش زیادی برخوردار است.تبلیغات دهان به دهان مثبت احتمال جذب مشتریان جدید و تبدیل آن مشتری ثابت رابیشتر می کند.مشتریان مستمر و وفادار اغلب به جای اینکه منتظر حراج بوده یا دائما در پی مذاکره با فروشنده برای تخفیف باشند ، معمولا قیمت پیشنهادی فروشنده را می پذیرند.سود کمی که شرکت از مشتریان جدید کسب می کند به عنوان نتیجه و حاصل توصیه یکی از مشتریان فعلی آن است.بنابراین داشتن تعدادی مشتری ثابت برای شرکت سودآورتر خواهد بود و واضح است که بازاریان نسبت به حفظ مشتریان خود انگیزه های زیادی دارند ، زیرا تضمینی برای فردا و فروش مناسب نخواهد داشت(هاوکینز ، ۱۳۸۶ ، ۵۷۵).

 

 

۲-۲-۶بانکهای آینده و مشتری مداری

 

 

در بانکهاو سازمانهای امروزی این مدیران نیستند که در مورد کارکنان تصمیم می گیرند بلکه این تصمیم را مشتریان می گیرند. مدیران درب کارخانه ها را نمی بندند و کارگران را بیرون نمی کنند بلکه این خریداران هستند که درب کارخانه ها را بسته و یا کارگران را بیرون می ریزند.عدم توّجه به مشتریان بالفعل درسازمانها موسسات امروزی بی توجهی مدیران سازمان است و عدم توّجه به مشتریان بالقوه معادل بی توجّهی به کارکنان کلیدی است که استعداد مدیر شدن را دارند.لذا ارزیابی در شرکت ها بایستی با تکیه بر همه مشتریان بنا شده باشد و نه فقط مشتریان ما.ساختارهای سنتّی مثل ارزانی قیمت ، دسته بندی فرآورده ها ، توّجه به الگوها و یا وضعیت جغرافیایی مشکل سازمان های آینده را حل نخواهد کرد.محور و اساس کار آن ها باید مشتریان باشند.بنابراین موفقّیت آنان در گرو شناخت مشتریان خاص و رفع نیازها و توقّعات آنهاست.سازمان های فردا برای کسب موفقّیت باید آن طوری که مشتری می خواهد به او خدمت نمایند.پس اگر قرار باشد مشتری در محور تفّکر سازمان ها قرار بگیرد آنها باید به این نکته مهم واقف گردند که بازار به وسیله مشتری تعریف می شود و بنابراین آنان باید بر اساس خواست و سلیقه مشتری از خود واکنش نشان دهند(الداری ،۱۳۸۵ ، ۷۸).

 

 

۲-۲-۷ منحنی طول عمر رابطه خریدار و فروشنده

 

 

دوره عمر مشتری طیف گسترده ای از رفتارهای مشتری را بیان می کند و آن را می توان به صورت زیر تعریف کرد: مدیریت دوره عمر مشتری عبارت است از ” تعهّد به انجام رساندن ، ارضاء کردن ، و پشتیبانی از مشتری” (جوانشیر ، ۱۳۸۷،۲۱۳).تئوری منحنی طول عمر رابطه توسط دایر اسچر[۱۴] در سال ۱۹۸۷ مطرح شد.این مدل چگونگی ایجاد و توسعه یک رابطه را از مرحله آگاهی تا زوال نشان می دهد.(palmer , 2000 , 121).
۱- مرحله آگاهی:[۱۵] این مرحله در هر زمان و مکان ممکن است برای یکی از طرفین اتفّاق بیفتد.در این مرحله یکی از طرفین موجب جلب توجّه طرف دیگر به خود می شود و همراه طرف مقابل و داشتن انگیزه های مناسب وارد مرحله بعد می شوند.




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:15:00 ب.ظ ]




بازاریابی رابطه مند ، صرفا به دنبال این نیست که خدمات را در مکان ، زمان و قیمت مورد تقاضای بازار هدف ، در اختیارش قرار دهد ، بلکه می خواهد چنان روابطی با بازار هدف ایجاد کند که مجّدداً در آینده از او خرید و دیگران را نیز به این کار ترغیب کنند.بازاریابی رابطه مند به دنبال آن است که مشتریان بیشتری را حذف کرده و مشتریان کمتری را از دست بدهد(سالاری ، ۱۳۸۳،۲۱۵).
گومسون (۱۹۹۶) بازاریابی رابطه مند را فرآیند حمایت از مشتری در طی عمر رابطه وی با شرکت توصیف می کند و در مقابل بازاریابی سنّتی(که مبتنی بر ۴p است) را نگرشی کوتاه مدت و مداخله گرانه می داند.وی نگرش سنتّی را به یک سیستم زیستی محیطی تشبیه می کند که (کشاورز) با غنی سازی سرسری و لحظه ای خاک مزرعه گندم (خود) با استفاده از کودها و سموم دفع آفات ، برداشت خود را در کوتاه مدت افزایش می دهد و در مقابل بازاریابی رابطه مند را به زنجیره ای از فعّالیت های پایدار تشبیه می کند که هم به بهبود و توسعه کل طبیعت کمک می کند و هم اینکه تمامی طرف های درگیر ، چه در کوتاه مدت و چه در بلند مدت منافعی را کسب می نمایند.
از دیدگاه استراتژی های سنّتی بازاریابی ، مشتریان اغلب با طی مراحل جستجو ، ارزیابی ، خرید و استفاده درپایان زنجیره ارزش کالاها و خدمات قرار می گیرند.اما دغدغه امروز بازایابان خلق مشتریان رضایتمند و حتّی دلشاد با بالاترین میزان وفاداری است که این مستلزم درگیری مشتری در زنجیره ارزش در تمامی فرآیندها و فعّالیت ها و تصمیمات سازمان است.در پارادایم بازاریابی رابطه مند به جای نگرش خصمانه به مقوله چانه زنی در هر معامله خریدار و فروشنده برای رسیدن به اهداف خود با یکدیگر به توافق می رسند و در یک قالب طرح ریزی شده نسبت به هم تعهّداتی پیدا کرده و روابط خود را شکل می دهند(palmer , 2000 , 88).محققان به کار گیری بازاریابی رابطه مند عقیده دارند که وابستگی های دو سویه سبب کاهش هزینه های معاملاتی می شود و کیفیت را ارتقاء می بخشد.به طور خلاصه کیفیت بهتر با هزینه پایین تر از طریق وابستگی طرفین در میان فعّالان زنجیره ارزش گذاری حاصل می شود.از این رو هدف بازاریابی رابطه مند ، ارتقای بهره وری بازاریابی از طریق دست یابی به اثر گذاری و شایستگی است(غفاری ، ۱۳۸۶،۱۱۵).

 

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

 

۲ -۶ مدل های بازاریابی رابطه‌مند

 

 

۲ -۶-۱ مدل تاهیر رشید [۴۳]

 

 

تا به امروز برای شناسایی ابعاد کلیدی بازاریابی رابطه‌مند تحقیقات زیادی صورت گرفته است ؛ که جامعترین آن مدل ارائه شده توسط تاهیر رشید (۲۰۰۳) است. مدل مورد بحث کلید ابعاد مربوط به سایر مدل‌های ارائه شده تا قبل از سال ۲۰۰۳ را به شرح زیردر بر می‌گیرد:
اعتماد ، تعهد، تجربیات خوب ، وفای به عهد ، رضایت مشتری ، بازاریابی رابطه مند داخلی ، پیوند اجتماعی، همدلی ، ارتباطات و اعتماد .

 

 

۲ -۶-۲مدل مورگان وهانت

 

 

شکل۲-۳ مدل بازاریابی رابطه‌مند را که توسط مورگان وهانت (۱۹۹۴) ارائه شده است ،نشان می‌دهد.

 

 

شکل۲-۳ مدل بازاریابی رابطه‌مند را که توسط مورگان وهانت (۱۹۹۴)

 

 

مطالعات مورگان و هانت، اعتماد وتعهد مرکز بازاریابی رابطه‌مند هستند. تعهد تحت تأثیر چهار متغیر منافع رابطه، هزینه‌های خاتمه رابطه، ارزش‌های مشترک و ارتباطات قرار دارد. اعتماد نیز از سه متغیر ارزشهای مشترک، ارتباطات ورفتار فرصت طلبانه می‌باشد در واقع آن‌ها، تعهد واعتماد را به عنوان متغیرهای اصلی در روابط تجاری در نظر گرفته اند که منجر به پنج پیامد مهم تحت عنوان (رضایت دادن، گرایش به ترک رابطه،همکاری، تضاد کارکردی و عدم اطمینان) خواهند شد. موسسات خدماتی که در صدد اجرای بازاریابی رابطه‌مند، باید توجه داشته باشند که روابط بلند مدت بر اساس اعتماد وتعهدات متقابل ایجاد می‌شود.

 

 

۲-۶-۳ مدل من سو و اسپیس

 

 

من سو و اسپیس، عوامل بازاریابی رابطه‌مند را در چهار گروه زیر تقسیم کرده‌اند :
فعالیت اجتماعی (نظیر: دعوت مشتریان به شام یا نهار، ملاقات‌های رسمی‌با مشتریان)
فعالیت فروش (نظیر : معرفی محصولات یاخدمات جدید)
نظارت بر رابطه (حفظ ارتباط بین سازمان و مشتری)
تبادلاطلاعات(نظیر :ارسال انتشارات و نتایج حاصل از تحقیقات به مشتریان) (من سوواسپیس[۴۴]۲۰۰۰،۳۲۰).

 

 

۲-۷ بازاریابی رابطه مند و مدیریت ارتباط با مشتری

 

 

هدف بازاریابی رابطه مند بهبود در سودآوری شرکت از طریق تغییر دیدگاه شرکت از بازاریابی معاملاتی و تاٌکید بر جذب مشتریان جدید به سوی حفظ و نگهداری مشتریان از طریق کاربرد موٌثّر ارتباط با مشتری.ارتباط منسسجم نیازمند همپوشانی در طرح ها و فرآیندهای طرفین است و پیوندهای نزدیک اقتصادی ، عاطفی و ساختاری را میان آن ها پیشنهاد می کند.
بازاریابی رابطه مند و مدیریت ارتباط با مشتری از جمله استراتژی هایی است که شرکت های کامیاب امروز ، برای دست یابی به اهداف خود از آن بهره برداری می کنند و می توان استفاده مطلوب از آن ها را به عنوان یک مزیت رقابتی پایدار در دنیای تجارت امروز دانست(غفاری ، ۱۳۸۶،۲۱۶).مدیریت ارتباط با مشتری یک راهبرد کسب و کار است که با پیشرفت فناوری تقویت می شود و از طریق آن ، سازمان ها به ایجاد ارتباطات سودمند بر پایه بهین سازی ارزش دریافتی و ادراکی مشتریان می پردازند(جوانشیر ، ۱۳۸۷،۵۲).در راستای اجرای بازاریابی رابطه مند ، CRM مطرح می شود ، یعنی ریشه های مدیریت ارتباط با مشتری را می توان در بازاریابی رابطه مند جستجو کرد.در حقیقت CRM با ایجاد یک پایگاه اطلاعاتی از داده های مشتریان به شناسایی و طبقه بندی مشتریان از نظر معیارهای مختلف از قبیل میزان خرید ، نوع سلائق و علاقه ها ، سبک زندگی و …. پرداخته و با تحلیل این اطلاعات مشتریان وفادار و سودآور برای سازمان را مشخص کرده و به برقراری ارتباط و بازاریابی رابطه مند متناسب با مشتریان هدف پرداخته و در نهایت نتایج و دستاوردهای حاصل را مورد ارزیابی و کنترل قرار می دهد.این مراحل در شکل ۲-۴نشان داده شده اند(جوانشیر ، ۱۳۸۷،۵۲).
امروز شرکت ها در پی به کارگیری استراتژی هایی هستند که از آن طریق مشتریان کنونی خود را حفظ کنند و با داده کاوی و به کار گیری تکنولوژی مناسب در پی کسب اطلاعات بهنگام در خصوص مشتریانشان بوده تا از طریق برقراری روابطی پایدار و بلند مدت با مشتریان خود در پی جلب رضایتمندی و وفاداری آن ها باشند.
بر قراری بازاریابی رابطه
ارزیابی و کنترل
هدف قرار دادن مشتریان
انتخاب مشتریان سود
تجزیه و تحلیل اطلاعات
ایجاد پایگاه

 

 

شکل۲-۴: فرآیند پیاده سازی مدیریت ارتباط با مشتری

 

 

(منبع:جوانشیر ، ۱۳۸۷).

 

 

بخش دوم :پیشینه تحقیق

 

 

پیشینه داخلی

 

 

در دانشکده مدیریت دانشگاه تهران آقای جواد عباسی در پایان نامه خود تحت عنوان ” بررسی نقش و جایگاه عوامل موُثر بازاریابی رابطه مند بر رضایت مشتریان کلیدی بانک ملّت استان تهران ” تاثیر چهار عامل از بازاریابی رابطه مند مانند: فعالیت های اجتماعی، فعالیت های فروش، مبادله اطلاعات و نظارت بر رابطه را بر رضایت مشتریان کلیدی بانک ملّت ، با استفاده از آزمون (t-test) در سطح معنی داری ۰۵/۰=α مورد آزمون قرار می دهد. در پایان نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که هر چهار عامل فوق بر رضایت مشتریان موثر است.
توسط آقایان رنجبران و براری در سال۱۳۸۸ تحقیقی با عنوان “تاثیر بنیان های بازاریابی رابطه مند بر وفاداری مشتریان :مقایسه ی بانک دولتی و خصوصی” انجام شد که در آن متغیّرهای مستقل عبارتند از اعتماد،تعهّد، ارتباطات،مدیریت تعارض و متغیّر وابسته وفاداری ذکر شده است.در روش تحقیق از همبستگی (تحلیل رگرسیون) استفاده شده و نتایج تحقیق حاکی از تاثیر مثبت و معنادار متغّیر های مستقل بر وابسته در بانک دولتی است،همچنین در بانک خصوصی بجز متغیّر ارتباطات بقیه تاثیر مثبت دارند.
در دانشکده مدیریت و علوم اجتماعی دانشگاه الزهرا خانم معصومه سفانیان در پایان نامه خود با عنوان “شناسایی موانع و محدودیت های اجرای بازاریابی رابطه مند در شرکت های بیمه دولتی در ایران”، به شناسایی موانع و محدودیت های اجرای بازاریابی رابطه مند در شرکت های بیمه دولتی در ایران می پردازد. محقق ضمن مرور گسترده ای در منابع ثانویه و مصاحبه با افراد باتجربه در صنعت بیمه موانع را شناسایی نموده و پرسشنامه ای شامل ۴۷ متغیر را بین ۳۸۰ نفر از مدیران و کارشناسان شرکت ها پخش نمود. تحلیل عاملی متغیرهای مزبور موجب تقلیل آن ها به ۱۲ عامل اصلی، که ۵/۶۴ درصد از کل واریانس متغیرها را توجیه می نمود گردید. در این تحقیق ضمن معرفی عوامل مزبور ، مدل جدیدی که در مورد موانع به کارگیری بازاریابی رابطه مند در شرکت های بیمه دولتی ایران مطرح شده است ، ارائه گردیده است.
در دانشگاه علوم وتحقیقات آقای مهدی بنی اسدی در پایان نامه خود تحت عنوان ” بررسی تاثیر جنسیت بر میزان وفاداری مشتریان بانک پارسیان با استفاده از رویکرد بازاریابی رابطه مند ” می کوشد تا تاثیر جنسیت را بر عوامل بازاریابی رابطه مند ، مانند: اعتماد، تعهّد، ارتباطات و رفع تعارض بر وفاداری مشتریان مورد بررسی و کاوش قرار دهد. داده های تحقیق برای بررسی اثر تعدیل کنندگی جنسیت بر رابطه بین وفاداری مشتری و بازاریابی رابطه مند از تحلیل رگرسیونی چند متغیره استفاده شده است. یافته های حاصل از تحقیق نشان داد که گروه زنان در عوامل : اعتماد و تعهّد حساسیت بیشتری دارند و نسبت به مردان وفادارتر می باشند. در عامل رفع تعارض مردان حساسیت بیشتری از خود نشان می دهند.در عامل اطلاع رسانی تفاوتی بین دو گروه مشاهده نشد و جنسیت بر این عامل تاثیرگذار نبوده است.
در دانشگاه علوم و تحقیقات خانم الهه مولایی در پایان نامه خود تحت عنوان “ارزیابی تاثیر بین اعتماد،تعّهد و کیفیت ارتباط در صنعت خرده فروشی” به بررسی این مفاهیم در دو سطح خرده فروشی شامل فروشنده وفروشگاه می پردازد. یافته های حاصل از این تحقیق حاکی از آن است که برای رسیدن به سطوح بالاتر کیفیت ارتباطات در روابط خرده فروشی بین فروشنده و مشتری باید به این ارتباط توجه کرد، مشتری ای که اعتماد بیشتری به فروشنده دارد، احساس تعهّد بیشتری به نسبت به فروشنده پیدا می کند. تعهّد در روابط خرده فروشی به دلیل رابطه ی قوی ای که با کیفیت ارتباط دارد مورد تاکید قرار گرفته است.
در دانشگاه علوم وتحقیقات خانم گیلدا عسکرپور در پایان نامه خود تحت عنوان ” ارزیابی تاثیر بازاریابی رابطه مند بر وفاداری مشتریان بانک اقتصاد نوین در شهر تهران” تعهّد، شایستگی، کنترل تعارض و ارتباطات را به عنوان ابعاد بازاریابی رابطه مند در نظر گرفت .نتایج حاکی از آن است که ابعاد بازاریابی رابطه مند بر اعتماد و کیفیت رابطه تاثیر مستقیم دارد، کیفیت رابطه و اعتماد نیز موجب ایجاد وفاداری در مشتریان بانک اقتصاد نوین می گردد.
مقاله ای تحت عنوان “بازاریابی رابطه مند” به نگارش غلامرضا سالاری در مجله تدبیر به چاپ رسیده است. در قسمتی از این مقاله آمده است: بازاریابی رابطه مند کسب و کار امروز است. برای حفظ مشتریان کلیدی موجود،مهارت در ایجاد ارتباط صحیح با مشتری ضروری است.تئوری بازاریابی بدوی یا کلاسیک ، عمدتاً به انجام معامله توجه داشت و به حفظ مشتریان اهمیتی نمی داد.امّا با گسترش رقابت و اشباع شدن بسیاری از بازارها و تغییرات پیوسته در محیط و ترکیب جمعیت ، سازمان ها با این واقعیت روبرو شدند که هر مشتری ارزش ویژه خود را دارد.




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:14:00 ب.ظ ]




تحلیل عاملی و ممیّزی بنیان های بازاریابی رابطه مند و رضایت مشتری

 

 

Ndubisi & Wah,2005

 

 

مستقل(اعتماد،تعهّد، ارتباطات،مدیریت تعارض،شایستگی)وابسته (رضایت و کیفیت رابطه)

 

 

همبستگی(تحلیل عاملی و ممیّزی)

 

 

پنج بنیان بازاریابی رابطه مند بین مشتریان براساس کیفیت رابطه ی ادراک شده و رضایت مشتری تمایز قائل شده

 

 

 

 

بازاریابی رابطه مند و وفاداری مشتریان

 

 

Ndubisi,2007

 

 

مستقل (اعتماد،تعهّد ،ارتباطات،مدیریت تعارض)وابسته(وفاداری)

 

 

همبستگی(تحلیل رگرسیون)

 

 

تاثیر معنادار چهار متغّیر بر وفاداری

 

 

 

 

بازاریابی رابطه مند: تاثیر هوش هیجانی و اعتماد بر عملکرد بانک

 

 

Heffernan et al,2008

 

 

مستقل(هوش هیجانی و اعتماد)وابسته(وفاداری)

 

 

همبستگی(ضریب همبستگی)

 

 

همبستگی مثبت میان متغّیرهای مستقل و عملکرد

 

 

 

 

 

خلاصه و جمع بندی فصل

 

 

در این فصل به مرور ادبیات تحقیق پرداخته شد. باتوجه به اینکه بازاریابیخدمات بانکی رکن اصلی اقتصاد در جوامع امروز است و بانک‌ها به عنوان یکی از مهم‌ترین سازمان‌های خدماتی، هدایت و پشتیبانی بسیاری از فعالیت‌های اقتصادی جامعه را بر عهده دارند. در این عرصه بانک‌ها و موسسات مالی بیش از دیگران نیازمند توجه به این موضوع هستند چرا که وفاداری مشتریان پشتوانه اصلی بقای آنها در کسب و کار است. از این رو در تحقیق حاضر به بررسی تاثیر بازاریابی رابطه مند بر وفاداری مشتریان با متغیرهای موجود پرداخته شده است.

 

 

فصل سوم

 

 

روش اجرای تحقیق

 

 

۳-۱ مقدمه

 

 

روش تحقیق را می توان به عنوان مجموعه ای از قوائد، ابزارها، راه های معتبر و نظام یافته برای بررسی واقعیت ها، کشف مجهولات و دستیابی به راه حل مشکلات دانست. اتخاذ روش تحقیق علمی تنها راه دستیابی به دستاوردهای قابل قبول و علمی است. (خاکی،۱۳۸۹،ص ۲۰۱)دستیابی به اهداف علم یا شناخت علمی میسّر نخواهد شد ؛ مگر زمانی که با روش شناسی درست صورت پذیرد . پژوهشگر باید توجه داشته باشد که اعتبار دستاوردهای تحقیق به شدت تحت تأثیر روشی است که برای تحقیق خود برگزیده است[۴۵] .
مباحث مطرح شده در این فصل عبارتند از توصیف آزمودنی های تحقیق، نمونه گیری و برآورد حجم نمونه، روش تحقیق، روش جمع آوری داده ها، ابزارهای جمع آوری داده ها و معرفی پرسشنامه، اعتبار و پایایی ابزار پرسشنامه و بالاخره معرفی تکنیک های آماری جهت تجزیه و تحلیل داده ها.

 

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

 

۳-۲ توصیف آزمودنی های تحقیق (جامعه و نمونه آماری)

 

 

جامعه آماری عبارت است از مجموعه ای از افراد یا واحدهایی که دارای حداقل یک صفت مشترک باشند. (مقیمی،۱۳۸۵، ص ۲۹۴). نمونه بخشی از جامعه است که معرف آن می باشد. به عبارت دیگر نمونه عبارت است از تعداد محدودی از آحاد جامعه آماری که بیان کننده ویژگی های اصلی جامعه باشد. (آذر، مومنی،۱۳۸۷، ص ۱۸۲) و نمونه گیری یعنی انتخاب تعدادی از افراد، حوادث، اشیا از یک جامعه تعریف شده به عنوان نماینده آن جامعه.(دلاور ،۱۳۸۱،ص ۱۲۰)
جامعه آماری در این تحقیق کلیه مشتریان شعب بانک ملی در سطح شهر رشت در تابستان ۱۳۹۲ می باشد که طی این مدت تعداد مشتریان این شعب بیش از ۱۰۰۰۰۰۰ نفر گزارش شده است. بنابراین با توجه به بزرگ بودن حجم جامعه تحقیق ،روش نمونه گیری غیراحتمالی در دسترس است.

 

 

۳-۳ نمونه گیری و برآورد حجم نمونه

 

 

برای تصمیم گیری درباره حجم نمونه باید هم طرح نمونه گیری و هم اندازه حجم نمونه مورد توجه قرار گیرد. (اماسکاران،۱۳۸۸،۳۴۴) کرجسی و مورگان  و نیز کوهن  مدل تصمیم گیری خوبی را با ارائه یک جدول حجم نمونه خلاصه شده ارائه کرده اند. این جدول رهنمود علمی تعمیم داده شده ای را برای حجم نمونه ارائه می دهد. (سکاران،۱۳۸۸،۳۳۳) با توّجه به این که تعداد مشتریان شعب بانک ملی شهرستان رشت در تابستان ۱۳۹۲طبق مصاحبه های انجام گرفته از سوی سرپرستی بانک بیش از ۰۱۰۰۰۰۰ نفر گزارش شده است ،از رابطه زیر حجم نونه بدست می آید:
 
تعداد حجم نمونه n =?
مقدار z جدول
سطح معنی داری ۰۵/۰ =α




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:14:00 ب.ظ ]




کیفیت ارتباطات

 

 

۱تا ۳

 

 

 

 

تعّهد

 

 

۴تا ۷

 

 

 

 

مدیریت تعارض

 

 

و۱۶ ۸تا ۱۰

 

 

 

 

اعتماد

 

 

۱۱تا ۱۵

 

 

 

 

افزایش وفاداری

 

 

۱۷تا ۲۱

 

 

 

 

 

۳-۸ اعتبار و پایایی ابزار پرسشنامه

 

 

ابزار سنجش باید از روایی و پایایی لازم برخوردار باشد تا محقق بتواند داده های متناسب با تحقیق را گردآوری و از طریق این داده ها و تجزیه و تحلیل آن ها فرضیه های مورد نظر را بیازماید و به سوالات تحقیق پاسخ دهد. ابزار سنجش و آزمون های استاندارد شده معمولاً از روایی و پایایی مناسبی برخوردارند. از این رو محققان می توانند آن ها را با اطمینان به کار گیرند ولی ابزار محقق ساخته فاقد چنین اطمینانی است و محقق باید از روایی و پایایی آن اطمینان حاصل کند.(حافظ نیا، ۱۳۸۳ ،۱۵۴)

 

 

۳-۸-۱روایی:

 

 

منظور از روایی آن است که آیا ابزار اندازه گیری می تواند خصیصه و ویژگی که ابزار برای آن طراحی شده است را اندازه گیری کند یا خیر؟ موضوع روایی از آن جهت اهمیت دارد که اندازه گیری های نامناسب و ناکافی می تواند هر پژوهش علمی را بی ارزش و ناروا سازد. (خاکی، ۱۳۸۸،۲۴۴)
برای اطمینان از این که پرسشنامه این تحقیق از روایی بالایی برخوردار است،پرسشنامه اولیه در اختیار اساتید راهنما و مشاور و سایر اساتید متخصص در این زمینه قرار گرفته و پس از رفع نواقص و انجام اصلاحات لازم مورد تایید قرار گرفت.

 

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

 

۳-۸-۲پایایی:

 

 

مقصود از پایایی آن است که اگر ابزار اندازه گیری را در یک فاصله زمانی کوتاه چندین بار و به گروه واحدی از افراد بدهیم نتایج حاصل نزدیک به هم باشد. برای اندازه گیری پایایی از شاخصی به نام «ضریب پایایی» استفاده می کنیم و اندازه آن معمولاً بین صفر تا یک تغییر می کند. ضریب پایایی صفر معرف عدم پایایی و ضریب پایایی یک معرف پایایی کامل است.(خاکی،۱۳۸۸،ص ۲۴۵)
برای محاسبه قابلیت اعتماد ابزار اندازه گیری شیوه های مختلفی به کار برده می شود که عبارتند از اجرای دوباره (روش بازآزمایی)، روش موازی(همتا)، روش تصنیف(۲ نیمه کردن)، روش کوردریچاردسون و آلفای کرونباخ. که در این تحقیق از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. آلفای کرونباخ یک ضریب اعتبار است که میزان همبستگی یک مجموعه را با هم منعکس می کند. آلفای کرونباخ برحسب میانگین همبستگی داخلی میان پرسش هایی که یک مفهوم را می سنجد، محاسبه می شود، هر قدر آلفای کرونباخ به عدد یک نزدیک باشد سوالات پایاترند و اعتبار سازگاری درونی بیشتر است.
برای محاسبه ضریب آلفای کرونباخ ابتدا باید واریانس نمره های سوال های پرسش نامه و واریانس کل را محاسبه کرد و سپس با استفاده از فرمول زیر مقدار ضریب آلفا را محاسبه نمود.(ظهوری، ۱۳۸۷،۱۴۳)
n = تعداد سوالات آزمون
 
= واریانس سوال i ام
= واریانس کل آزمون
در این پایان نامه برای تعیین پایایی پرسشنامه با تاکید بر همسانی درونی سوالات از طریق محاسبه ضریب آلفای کرونباخ عمل شده که با استفاده از نرم افزار SPSS برای مجموعه سوالات مربوط به هر متغیر نتایج زیر به دست آمده است:
ضریب آلفای کرونباخ متغیر اعتماد سازی برابر ۷۵۴/۰ است.




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:14:00 ب.ظ ]




Reliability
 
 
ضریب آلفای کرونباخ متغیر تعّهد بانک برابر ۹۷۸/۰ است.

 

 

جدول ۳-۴:ضریب آلفای کرونباخ متغیرتعهّد

 

 

Reliability
 
 
ضریب آلفای کرونباخ متغیر کیفیت ارتباطات برابر ۸۱۵/۰ است.

 

 

جدول ۳-۵:ضریب آلفای کرونباخ متغیرکیفیت ارتباطات

 

 

Reliability
 
 
ضریب آلفای کرونباخ متغیر توانایی بانک در مدیریت تعارض برابر ۷۸۳/۰ است.
جدول ۳-۶:ضریب آلفای کرونباخ متغیرمدیریت تعارض
Reliability
 
 
ضریب آلفای کرونباخ متغیر افزایش وفاداری مشتری برابر ۸۳/۰ است.

 

 

جدول ۳-۷:ضریب آلفای کرونباخ متغیرافزایش وفاداری

 

 

Reliability
 
 

 

 

۳-۹ معرفی تکنیک های آماری جهت تجزیه و تحلیل داده ها

 

 

در این تحقیق از تکنیک های موجود در آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است. در مرحله اول تجزیه و تحلیل داده ها، با استفاده از روش های آمار توصیفی به بیان خواص نمونه مورد مطالعه پرداخته می شود، یعنی از مفاهیم و روش های آماری جهت سازمان دهی، خلاصه سازی، تهیه جدول، رسم نمودار و توصیف داده های جمع آوری شده استفاده می شود.
گام بعدی جهت تجزیه و تحلیل داده ها استفاده از تکنیک های آمار استنباطی می باشد. جهت آزمون فرضیات تحقیق از روش تحلیل رگرسیون استفاده شده است. تحلیل رگرسیون روش آماری است که طی آن از طریق متغیر وابسته متغیر یا متغیرهای مستقل تبیین و پیش بینی می شود. (ساعی ۱۳۸۱،صص۱۵۴-۱۵۱)

 

 

فصل چهارم

 

 

تجزیه و تحلیل داده های تحقیق

 

 

۴-۱ مقدمه

 

 

برای تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات ، مطابق اهداف ارائه شده ، ابتدا میزان و یا مقدار هر متغیر بر اساس داده ها و امتیازات حاصل از پرسشنامه مشخص شد . سپس توصیف اطلاعات حاصل شده در قالب جداول و نمودارهای آمار توصیفی ، دیدگاهی کلی از چگونگی توزیع آنها ایجاد نموده که می تواند در چگونگی استفاده از الگوهای آماری گوناگون کمک نماید . با تعیین الگوها ، آزمون فرضیه های تحقیق از طریق تحلیل ضریب همبستگی و آزمون رگرسیون انجام شده و در نهایت به جمع بندی و تجزیه و تحلیل داده ها دست یافته می شود . تمام این تجزیه و تحلیل ها بوسیله نرم افزارSPSS انجام شده است.

 

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

 

۴ ـ ۲ توصیف متغیّرهای جمعیت شناختی تحقیق

 

 

ابتدا باید تمام متغّیر های تحقیق اعم از جمعیت شناختی و اصلی توصیف شوند . در این راستا گزارشی توصیفی از متغیر های تحقیق در قالب جداولی ارائه می شود.

 

 

۴-۲-۱ متغیر جنسیت

 

 

مطابق جدول زیر مجموع مشتریان مورد مطالعه در این پژوهش ۳۸۵ نفر بودند . از بین پاسخ گویان ۷۳٫۵ درصد ( ۲۸۳نفر) را مردان و ۲۶٫۵ درصد ( ۱۰۲نفر) را زنان تشکیل میدهند.

 

 

جدول۴-۱:توصیف متغیر جنسیت.

 

 

 

 
 
 

>
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:13:00 ب.ظ ]




برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

متفاوت برای ورود به صنعت استفاده می کنند. نهایتاً نکته هفتم، هزینه های تعدیل برای ورودهایی با مقیاس بالا و ورودهایی که در سال های اولیه نرخ نفوذ بالایی داشته اند، تأثیر منفی و بازدارنده دارد (بهشتی و همکاران، ۱۳۸۸).
ورود شرکت به بازار و خروج از آن فرایند های مهمی در شکل گیری رقابت، بقاء و تکامل صنایع هستند. هر دو پدیده تأثیرات مهمی بر تخصیص منابع، بهبود بهره وری، نرخ نوآوری و تجدید صنایع دارند (مدهوشی و نصیری، ۱۳۸۹). در شرایطی که بنگاه به هر دلیل (رقابتی، مالی، مدیریتی و …) نتواند در صنعت به فعالیت خود ادامه دهد و مجبور به خروج از صنعت شود، موجب می شود اثرات نامطلوبی بر اقتصاد تحمیل شود. اگرچه خروج بنگها می تواند برای اقتصاد یک جامعه اثرات نامطلوبی داشته باشد ولی باید گفت که خروج می تواند نقش مهمی در پویاتر شدن صنعت (به دلیل حذف بنگاه های ناکارا و جانشین شدن بنگاه های کارآمدتر) نیز داشته باشد. مطالعات زیادی در زمینه ورود و خروج بنگاه ها و شرایط بعد از ورودشان صورت گرفته است که در آن ها می توان به نتایجی درباره رشد و بقای شرکت نیز دست یافت. متا و پرتغال[۴۱] (۱۹۹۴) در مقاله ای تحت عنوان «طول عمر شرکت ها» به این نتیجه رسیدند که بقای شرکت های تازه وارد با میزان ورودی های جدید به صنعت رابطه منفی و با اندازه اولیه و نرخ رشد آن ها رابطه مثبت دارد.
فریچ و همکاران[۴۲] (۲۰۰۶) مقاله ای تحت عنوان اثر صنعت، منطقه و زمان در بقای کسب و کار های جدید: یک تجزیه و تحلیل چند بعدی ارائه دادند. نتایج این تحقیق نشان داد شانس بقای تازه واردها در ویژگی های صنعت بوسیله افزایش حداقل اندازه کارا و افزایش تعداد ورودها نسبتا پایین است.
کاتو[۴۳] (۲۰۰۸) در مقاله ای تحت عنوان «بقای شرکت و ارزیابی ساختار بازار» به این نتیجه رسید که اندازه شرکت و شیوه ورود تأثیر معناداری بر بقای شرکت های تازه وارد دارد.
اسجوکویست و کریستی[۴۴] (۲۰۱۲) در مقاله ای تحت عنوان «بقا کسب و کار جدید در گرجستان: بررسی سطح بقاء با استفاده از داده های سطح منطقی» به تجزیه و تحلیل عوامل بقای شرکت های تازه وارد در گرجستان می پردازند. نتایج این تحقیق نشان داد عواملی مانند اندازه شرکت، نرخ ورود به صنعت و نوسان چرخه تجارت بر بقاء موثر هستند. نتایج بیانگر این موضوع بود که رقابت بیشتری از نرخ بالای ورود به صنعت احتمال بقای شرکت ها را کاهش می دهد.
مدهوشی و نصیری (۱۳۸۹) در مقاله ای تحت عنوان «تأثیر میانگین نرخ ورود به صنعت بر بقای شرکت های تازه وارد مطالعه موردی: صنایع تبدیلی استان مازندران» نشان دادند رابطه معنی داری میان متوسط نرخ ورود به صنعت و بقای شرکت وجود دارد.
۲-۲-۳-۲-۳- شدت سرمایه
تعریف مفهومی شدت سرمایه: منظور نسبت سرمایه به نیروی کار مورد استفاده در جریان تولید است.
در بررسیهای اقتصادی کمبود سرمایه، به عنوان یکی از عوامل توسعهنیافتگی است. سرمایه در ترکیب با نیروی کار و تکنولوژی میتواند بخش تولید را تحرّک بخشد. افزایش تولید به گسترش بازرگانی، بالا رفتن سطح زندگی و رشد اقتصادی میانجامد.کمبود سرمایه یکی از عوامل اصلی گرفتار شدن بسیاری از کشورها در چرخه باطل فقر است. اگر دولتها نتوانند به گونهای مناسب به منابع مالی دسترسی یابند، فعالیّتهای اقتصادی آنها در راستای رشد وتوسعه با دشواری روبرو خواهد شد (اصغری و عاملی،۱۳۹۰). مقیاس بهینه تولید در صنایع مختلف متفاوت می باشد، بنابراین نیاز به سرمایه برای ورود به صنعت در مقیاس بهینه، در واقع یک مانع برای ورود به آن صنعت به حساب می آید. نیاز به سرمایه برای ورود به صنعت هزینه های حاشیه ای را به همراه دارد که هرچه نیاز به سرمایه در صنعت بالا باشد این هزینه های حاشیه ای نیز بالا خواهد رفت. علاوه بر این عدم کارایی و نواقص بازارهای سرمایه می تواند به وام دادن در نرخ های متفاوت و یا حتی در دسترس نبودن این منابع برای بنگاه های تازه وارد و عموماً کوچک موجب گردد که این امر سبب میشود که بنگاه های بزرگ موجود در صنعت دارای هزینه های نسبتاً پایینی نسبت به بنگاه های کوچک گردند (بهشتی و همکاران).
بنگاه های موجود در صنایعی که دارای شدت سرمایه گذای بالایی هستند به واسطه سرمایه گذاری هنگفتی که انجام داده اند مستلزم ادامه فعالیت در صنعت هستند. شدت سرمایه گذاری در حقیقت یک مانع برای خروج است و انتظار می رود رابطه منفی با خروج داشته باشد (عرب نجف آبادی، ۱۳۹۰).
به منظور اندازه گیری شدت سرمایه از مقیاس های متفاوتی استفاده می شود. شدت سرمایه در هر صنعت معمولاً با موجودی سرمایه هر صنعت سنجیده می شود. برخی از محققین از جایگزین های متفاوتی برای این متغیر استفاده کرده اند. کایا (۲۰۰۲) در مطالعه خود بر روی صنایع ترکیه از نرخ استهلاک صنعت به جای متغیر موجودی سرمایه استفاده کرده است. شاپیرو و کمانی (۱۹۸۷) و ورنر (۲۰۰۱) از متغیر جایگزین مصرف انرژی به عنوان یک جایگزین برای صنایع یونان استفاده کرده اند. مدهوشی و نصیری نیز در مطالعه خود میزان سرمایه شرکت های موجود به ازای هریک از کارکنان را به عنوان مقیاس اندازه گیری در نظر گرفتند.
فریچ و همکاران (۲۰۰۶) در مقاله ی خود با عنوان «اثر صنعت، منطقه و زمان در بقای کسب و کار های جدید: یک تجزیه و تحلیل چند بعدی» نشان دادند که شدت سرمایه بالا در یک صنعت موجب توقف راه اندازی و بقای شرکت جدید به سبب مقدار نسبتاً زیاد منابع مورد نی
از جهت دستیابی به حداقل اندازه ی کارا می شود.
هلمرز و راجرز (۲۰۱۰) در مقاله ای تحت عنوان «نوآوری و بقای شرکت های تازه وارد در انگلستان» نشان داده اند شدت سرمایه هیچ ارتباط معنی داری با بقای شرکت های تازه وارد ندارد.
آلوارز و ورگارا (۲۰۱۲) در مقاله ای تحت عنوان «قرار گرفتن در معرض تجارت، بقا و رشد شرکت های کوچک و متوسط» رابطه ی بین بقاء، اشتغال، رشد و اندازه شرکت را در شیلی مورد بررسی قرار داده اند. نتایج این تحقیق نشان داد که شرکت های سرمایه محور کمتر احتمال نابودی دارند.
مهرداد مدهوشی و آذر نصیری(۱۳۸۸) در مقاله ی «تأثیر ویژگی های صنعت بر بقای شرکت های تازه وارد (مطالعه موردی: صنایع تبدیلی استان مازندران)» نشان دادند بین متغیر شدت سرمایه در صنعت با بقای شرکت های جدید رابطه معنی داری وجود ندارد.
۲-۲-۳-۲-۴- نرخ رشد صنعت
صنایعی که دارای نرخ رشد بالایی می باشند برای بنگاه های موجود در آن صنعت و همچنین برای بنگاه های بالقوه برای ورود فرصت های مناسبی را جهت ورود و فعالیت در صنعت فراهم می نمایند. در حقیقت رشد صنعت فضا را برای فعالیت و ورود بنگاه های جدید فراهم می کند. بازل و گالی[۴۵] (۱۹۸۷) معتقدند رشد یک صنعت بر عملکرد تک تک شرکتهای عضو آن صنعت تأثیرگذار است. همچنین، شرر و روس[۴۶] (۱۹۹۰) نیز معتقدند اتحادیههای صنایع نیز به دلیل تعیین میزان عرضهی محصول به بازار و سیاست قیمتگذاری محصول، بر سودآوری شرکت ها تأثیرگذار هستند (بازل و گالی، ۱۹۸۷).
گروسکی (۱۹۷۵)به این نتیجه دست یافت که نرخ رشد صنعت رابطه مثبتی با ورودی بنگاه های جدید دارد. کمانی و شاپیرو (۱۹۸۶) و سایکیا (۱۹۹۷) نیز به رابطه مثبتی بین ورود و رشد صنعت دست یافتند.
اسجوکویست و کریستی (۲۰۱۲) در مقاله ای خود با عنوان «بقاء کسب و کار جدید در گرجستان: بررسی سطح بقا با استفاده از داده های سطح منطقی» به این نتیجه رسید که رشد سریع و توسعه ی یک شرکت جدید شانس بقای آن شرکت را به طور فزاینده ای افزایش می دهد.
مدهوشی و نصیری(۱۳۸۸) مقاله ای تحت عنوان «تأثیر ویژگی های صنعت بر بقای شرکت های تازه وارد (مطالعه موردی: صنایع تبدیلی استان مازندران)» ارائه دادند که در نتیجه این تحقیق، رابطه معکوس و معنی دار میان نرخ رشد صنعت و بقا تأیید شد.
۲-۲-۳-۲-۵- صادرات
صادرات نقش مهمی در توسعه اقتصادی کشورها بازی می کند. تحلیل وضعیت چهل و یک کشور بین سال های ۱۹۶۳ تا ۱۹۸۵ توسط بانک جهانی نشان داد، عملکرد اقتصادی کشورهای با اقتصاد برون گرا تقریباً در همه جنبه ها بهتر و برتر از اقتصادهای درونگرا بوده است. در سطح بنگاه، صادرات فرصت های رشد و توسعه برای شرکت ها ایجاد می کند. با گسترش سطح دسترسی به بازارهای خارجی، شرکت می تواند به سطح بالاتری از تولید برسد. صادرات فرصت های ایجاد تنوع در بازار را برای شرکت ها ایجاد می کند و فرصت یادگیری به واسطه وجود رقابت را برای شرکت فراهم کرده و باعث می شود شرکت توانایی بقا در محیط های غیرآشنا و غریبه را کم کم به دست آورد (حسنقلی پور و همکاران، ۱۳۸۹).
جهانی شدن و تغییرات سریع فن آوری در دهه های اخیر نیاز به درک بهتر اثرات بین المللی را بر بقای شرکت ها افزایش داده است. مدل های شرکت تجاری ناهمگن نشان می دهد که بین المللی سازی تاثیر مثبتی بر بهره وری برخی از شرکت ها دارد، در حالی که به طور همزمان، شرکت های دیگر را وادار به خروج از بازار می کند. از یک طرف، انتظار می رود که صادرات و سرمایه گذاری در بهره وری، فعالیت های مکمل یکدیگر هستند. با توجه به این که دسترسی به بازارهای خارجی اندازه موثر بازار را افزایش می دهد، صادرات باعث ارتقاء سرمایه گذاری هایی خواهد شد که بهره وری سطح شرکت را افزایش می دهد. از سوی دیگر، فعالیت های صادراتی همچنین باعث می شوند شرکت ها بیشتر در معرض شوک های تقاضا بین المللی قرار بگیرند، به این معنی که فعالیت های صادرات یک منبع اضافی عدم اطمینان برای شرکت ها هستند. از این رو، تاثیر کلی فعالیت های صادراتی بر بقای شرکت ها را می توان به صورت دوپهلو در نظر گرفت (دکوماشو، ۲۰۱۱).
صادرات نقش مستقیمی در توسعه و رشد اقتصادی کشور داشته و از این رو سازمان های دولتی و غیرانتفاعی متعددی در ایران با استفاده از انواع برنامه های تشویق صادرات اقدام به حمایت از فعالیت های صادراتی شرکت ها می کنند. هدف این برنامه ها بهبود عملکرد صادراتی شرکت ها یا تحریک آن ها برای شروع و ادامه فعالیت های صادراتی است. بررسی ها نشان می دهد که کشور ایران با وجود برخورداری از پتانسیل های بالای صادراتی، سهم کمی از بازارهای بین المللی را در اختیار دارد و اگرچه از زمان تدوین برنامه سوم توسعه، صادرات ایران روند صعودی به خودی گرفته است، اما هنوز فاصله زیادی با شرایط مطلوب وجود دارد (حسنقلی پور و همکاران، ۱۳۸۹).
به گزارش شاتا[۴۷]؛ پور فرد «دبیر برنامه راهبردی الکترونیک» در نشست تخصصی شرکت های صنایع الکترونیک با محوریت تجاری سازی و توسعه صادرات گفت: امروزه بیشترین تجارت در دنیا در حوزه صنایع الکترونیک و الکتریکی است و عمده کشورهای توسعه یافته برنامه ریزی جدی برای این حوزه دارند این درحالیست که این موضوع در کشور ما چندان جا نیفتاده است. «پورفرد» با بیان اینکه البته اقدامات خوبی در این خصوص آغاز شده است تصریح کرد: برای تحقق تجاری سازی و توسع صادرات در بخش صنایع الکترونیکی باید توجه بیشتری از سوی مسئولان و کارشناسان صورت
گیرد. وی افزود: با نگاهی به روند صادرات این صنعت در کشور ها خواهیم دید که صنایع الکترونیک  از روند رو به رشدی برخوردار هستند.
پورفرد با اشاره به ارزش افزوده ای که این صنعت ایجاد می‌کند تاکید کرد: توجه به صنایع الکترونیک به عنوان یک صنعت دانش بنیان از ضروریاتی است که در حال حاضر بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود که دراین راستا نقش نیروی انسانی متخصص نیز حائز اهمیت خواهد بود. به گفته دبیر برنامه راهبردی الکترونیک، در کشور ما نیروی کارشناسی خوبی وجود دارد که این نیروها نیازمند مدیریت هدفمند و برنامه ریزی شده اند. وی همچنین میزان اشتغالزایی که صنایع الکترونیک ایجاد کرده اند را مورد اشاره قرار داد و گفت: در حال حاضر حدود ۸۳ هزار نفر دراین بخش از صنعت کشور شاغلند که این میزان نشان دهنده جایگاه بالای این صنعت در زمینه اشتغال زایی است.
سهم ایران از صادرات محصولات الکترونیک
در همایش «دیده بانی صنعت و تکنولوژی الکترونیک[۴۸]» که در اسفند ماه ۱۳۹۱ برگزار شد علیرضا شجاعی «معاون برنامه‌ریزی وزارت صنعت، معدن و تجارت» بر رشد سهم صنایع پیشرفته از ارزش افزوده کل صنایع در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه اشاره کرده و سهم ارزش افزوده صنایع پیشرفته از کل صنایع ایران را کمتر از دو درصد ارزیابی کرد. وی همچنین گفت: ۱۰ گروه اول محصولات صادراتی جهان ۶۶ درصد ارزش کل صادرات جهان را تشکیل می‌دهند و در این صنایع الکترونیک و تجهیزات پزشکی هم ملاحظه می‌شود؛ این در حالی است که کشور ما با در اختیار داشتن یک درصد جمعیت جهان فقط ۲/۰ درصد از صادرات این کد در جهان را در اختیار دارد.
معاون وزیر صنعت پارامترهایی چون عرضه محصولات نهایی با ارزش افزوده بالا، بی‌نیاز به زیرساخت‌های پرهزینه، امکان گسترش و توسعه در زنجیره‌های تولید، میزان سرمایه‌گذاری به اشتغال، تنوع بازار مصرف، وابستگی صنایع دیگر به این صنعت، تطابق محیط زیستی، اثرات استراتژیک، امکان تسلط و قدرت آفرینی در بازارهای دنیا و امکان شکست انحصار از سایر کشورها را از مزایای صنعت الکترونیک کشور برشمرد. وی همچنین این صنعت را ابزار اصلی گسترش فناوری اطلاعات در ایران دانست و گفت: کشور باید بتواند بر اساس برنامه‌ریزی انجام شده در پیش نویس برنامه راهبردی صنعت، معدن و تجارت به دو درصد از سهم بازارهای جهانی برسد.
در استان مازندران نیز صادرات در این صنعت بسیار کم بوده به گونه ای که مجبور به حذف این متغیر در ادامه ی انجام این پژوهش شده ایم.
۲-۳- مدل مفهومی تحقیق
با توجه به مباحث بیان شده در این فصل، متغیرهای مورد نظر تحقیق استخراج گردید. بر این اساس، مدل مفهومی در شکل ۲-۱ نشان داده شده است.
درجه نوآوری در صنعت




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:13:00 ب.ظ ]




از موانع عمده برای تولد بنگاه های جدید، عدم کارایی بازار پول و سرمایه کشور جهت تأمین بنگاهها برای شروع فعالیت می باشد. همچنین رشد و سودآوری صنعت بعنوان یک عامل جذب کننده بنگاههای جدید در بخش صنعت ایران عمل می کند.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

 

 

فصل سوم
روش شناسی تحقیق
۳-۱- مقدمه
تجزیه و تحلیل بقاء یا تحلیل ماندگاری یکی از مباحث علم آمار است که در رشته‌های مختلفی از جمله علوم کامپیوتر، اپیدومیولوژی و کشاورزی کاربرد دارد. تجزیه و تحلیل داده های بقاء یک تکنیک آماری پیشرفته در تجزیه و تحلیل داده های مربوط به زمان وقوع حوادثی چون مرگ می باشد.بر اساس تئوری های این بخش از آمار، برای هر موجود زنده (یا در حال انجام یک فرایند کاری) می توان زمان شکست (مرگ) در نظر گرفت. در تحلیل داده های بقاء، احتمال مرگ در هر لحظه از زندگی موجود زنده و تابع بقاء او محاسبه می شود. مدل های طول عمر، کاپلان مایر و رگرسیون کوکس دارای بیشترین کاربرد در این زمینه می باشند (یوسف نژاد و همکاران، ۱۳۹۰).
تجزیه و تحلیل بقاء اولین بار توسط جان گرانت[۶۹] در سال ۱۶۶۲ و همچنین ستاره شناس معروف، ادموند هالی[۷۰] کاشف ستاره دنباله دار هالی، در قرن ۱۷ و در سال ۱۶۹۳ انجام شده است (پوربهرام آبکنار، ۱۳۸۳). ارتقاء روش های تحلیل داده های بقا به عنوان یکی از حوزه های علم آمار در سال های اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است. این بدان خاطر است که در بسیاری از موقعیت های عملی، محققین تمایل به بررسی زمان بقا تا رخداد یک واقعه از قبیل تاریخ انقضاء یک ماده یا زمان مرگ یک بیمار و … دارند (رجایی فرد و همکاران، ۱۳۸۸).
معمولاً تحلیل بقاء در زمانی انجام می شود که پیشامد مورد نظر در مورد تعدادی از واحدها رخ نداده است که این واحدها مقادیر سانسور شده را تشکیل می دهند، زیرا قادر به ثبت وضعیت نهایی آن ها نیستیم. در حقیقت وجود این مقادیر سانسور شده است که روش های تحلیل بقاء را از سایر روش های تحلیل متمایز می کند (پور بهرام آبکنار،۱۳۹۰).
به صورت کلی سه روش تحلیل آماری در مطالعات بقا وجود دارد: روش های پارامتریک، ناپارامتریک و نیمه پارامتریک. در این فصل در ابتدا در مورد داده های تاریخچه ای- رویدادی توضیحاتی داده می شود، سپس به معرفی نرم افزار TDA می پردازیم، و در نهایت سه روش تحلیل آماری پارامتریک، ناپارامتریک و نیمه پارامتریک مورد بررسی قرار گرفته و روش های مورد استفاده در این تحقیق تشریح می شوند.
۳-۲- متدلوژی تجزیه و تحلیل داده های تاریخچه ای- رخدادی
این نوع داده ها اغلب مناسبترین نوع اطلاعات تجربی هستند که محقق می تواند راجع به یک فرآیند مورد مطالعه به دست آورد. کولمن[۷۱](۱۹۸۱) این نوع فرآیندها را به شکل زیر توصیف کرده است:
در آنها واحدهایی وجود دارند که از وضعیتی[۷۲] به وضعیت دیگر تغییر می کنند.
این تغییرات یا رخدادها[۷۳] در هر نقطه از زمان می توانند رخ دهند.
تعداد زیادی از عوامل «وابسته به زمان» و عوامل «ثابت در زمان» آنها را تحت تأثیر قرار می دهند.
برای جمع آوری داده ها راجع به یک فرآیند، روش های تحقیقی گوناگونی با توجه به میزان جزئیات جمع آوری شده توسط هر روش مورد استفاده قرار می گیرند. مثلاً می توان روش های مقطعی (Cross-Sectional)، ترکیبی( Panel)، تعداد رخدادها(Event– Count)، توالی رخدادها (EventSequence) و تاریخی رخدادی(EventHistory) را نام برد. از آنجا که در این تحقیق از داده های تاریخچه ای- رخدادی استفاده شده است، بعد از توضیح مختصری در مورد داده های مقطعی و داده های ترکیبی درباره ی داده های تاریخچه ای- رخدادی توضیحاتی ارائه می شود.
۳-۲-۱- داده های مقطعی[۷۴]
در علوم اجتماعی این نوع داده ها رایج ترین نوع داده ها برای ارزیابی علل رفتار هستند. یک نمونه مقطعی تنها یک تصویر لحظه ای از فرآیند مورد مطالعه است. لحظه ای در زمان که محقق برای ثبت این تصویر انتخاب می کند معمولاً نه فقط به خود فرایند بستگی دارد بلکه تحت تأثیر عوامل خارجی مانند تأمین منابع مالی، یافتن یک مؤسسه برای هدایت و پشتیبانی از تحقیق و….. است. در نمودار ۳-۱– a وضعیت خانوادگی فرد در لحظه مصاحبه بصورت یک نقطه در زمان نشان داده شده است (بلاسفید و راور، ۲۰۰۲: ۵).
۳-۲-۲- داده های ترکیبی[۷۵]
در این نوع تحقیقات اشخاص یا واحدهای یکسانی در چند مرحله مجدداً مصاحبه شده یا مورد بررسی قرار می گیرند. نمودار ۳-۱– b یک Panel چهار مرحله ای را نشان می دهد که در آن سیر وضعیت خانوادگی پاسخگو در چند نقطه مورد سؤال قرار گرفته است. یعنی تنها اطلاعاتی در مورد وضعیت های هر واحد مورد بررسی در نقاط از پیش تعیین شده ای از زمان وجود دارد اما اتفاقات بین این نقاط کماکان ناشناخته باقی می ماند. داده های Panel نسبت به داده های مقطعی عموماً شامل اطلاعات بیشتری است ولی در عین حال دارای اشکالاتی است که از خود روش ناشی می شوند (بلاسفید و راور، ۲۰۰۲: ۱۳).
نمودار ۳-۱ مقایسه بین داده های مقطعی، ترکیبی و تاریخچه ای- رخدادی را نشان می دهد.
نمودار ۳-۱- مشاهده مسیر زندگی یک فرد بر اساس مطالعه مقطعی، ترکیبی و طرح مبتنی بر تاریخچه ای- رخدادی
مأخذ: (بلاسفید و راور، ۲۰۰۲: ۵).
۳-۲-۳- داده های تاریخچه ای- رخدادی[۷۶]
برای فرآیندهای زیادی در علوم اجتماعی به نظر می رسد اندازه گیری مداوم متغیرهای کیفی تنها روش مناسب ارزیابی تغییرات تجربی باشد. همانطور که در نمودار ۳-۱ نشان داده شده است، مزیت عمده این روش آ
ن است که کاملترین داده های ممکن راجع به تغییرات در متغیرهای کیفی را فراهم می کند. داده های تاریخچه ای- رخدادی اغلب از طریق مطالعات زندگینامه ای گذشته جمع آوری شده اند. مطالعات مبتنی بر سوابق این مزیت عمده را نسبت به سایرین دارند که ارزانتر هستند اما در عین حال در مقایسه با اطلاعات مبتنی بر اطلاعات آینده محدودیت های زیادی دارند
.
۳-۳- معرفی نرم افزار TDA
TDA یا Transition Data Analysis یک برنامه آماری است که توسط گوتز و اولریش توسعه داده شد و برنامه قدرتمندی است که دسترسی به برخی از پیشرفت ها در تجزیه و تحلیل داده های انتقالی را امکان پذیر می سازد. این برنامه توسط فایل های متنی کنترل می شود، کاربر یک فایل ورودی ایجاد می کند که شامل دستورات برنامه است و با ارجاع دادن به آن فایل ورودی، منتظر می ماند تا برنامه خاتمه پیدا کند و خروجی برنامه را دریافت نماید.یعنی TDA مواردی از قبیل منوها، کلیدها، پنجره ها و … ارائه نمی کند.
یک فایل دستور TDA برای تجزیه و تحلیل داده های تاریخی- رخدادی شامل موارد زیر است:
ارجاع به یک فایل Data و تعریف متغیرها (فایل داده ها و متغیرها)؛
تعیین داده های اصلی تاریخی رویدادی (مثل زمان آغاز و پایان و وضعیت مبداء و مقصد)؛
تعریف نوع مدلی که باید برآورد شود و متغیرهایی که باید استفاده شود (تحلیل ناپارامتری یا نیمه پارامتری).
۳-۴- توزیع های پارامتریک
توزیع های پارامتریک سعی می کنند تا خصوصیات ضروری یک توزیع طول عمر را با استفاده از یک یا دو پارامتر توضیح دهند.(یک پارامتر مکان و یک پارامتر مقیاس). پارامترهای مکان و مقیاس باید از داده هایی برآورد شوند که در مورد آنها فرض شکل تابعی پارامتریک صحیح است. این پارامترها توصیف کننده هازارد پایه ای هستند که باید اطلاعاتی در مورد وابستگی زمان و طول عمر داشته باشد. برخی از مدل های پارامتریک که در تجزیه و تحلیل تاریخچه ای – رخدادی استفاده می شود عبارتند از:
Log- Logistic Model
Log- Normal Model
Weibull Model
Gompertz-Makeham Model




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:13:00 ب.ظ ]




کل پروانه های بهره برداری صادره ابطال پروانه های بهره برداری شرکت های فعال در اسفند ۱۳۹۰
۱۳۷ ۳۰ ۱۰۷

 

مأخذ: پایگاه داده اداره صنعت، معدن و تجارت استان مازندران- دی ماه ۱۳۹۱
از آنجا که نرم افزار TDA برای نمونه های با حجم بیشتر، بهتر عمل می کند و با توجه به کوچک شدن تعداد شرکت ها و نمونه آماری و افزایش احتمال خطای آزمون، تجزیه و تحلیل بر روی کل شرکت های جامعه (۱۳۷ شرکت) انجام شد.
۳-۱۰- روش جمع آوری داده ها و اطلاعات
داده ها و اطلاعات مورد نیاز این تحقیق به دو طریق جمع آوری شده است. به منظور جمع آوری مطالب نظری از روش کتابخانه ای و از منابع و مآخذ منتشر شده در قالب کتب، مجلات، نشریات تخصصی و جستجوی اینترنتی استفاده شده است. در بخش دوم برای گردآوری داده ها از پایگاه داده وزارت صنعت، معدن و تجارت استان مازندران استفاده گردید.
فصل چهارم
تجزیه و تحلیل داده ها
۴-۱- مقدمه
در این فصل داده های مربوط به ۱۳۷ شرکت طی دوره زمانی ۱۳۶۰-۱۳۹۰ مورد پردازش قرار گرفته است تا زمینه تحلیل داده ها وبرقراری ارتباط بین متغیرها به منظور آزمون فرضیه های تحقیق فراهم شود. ابتدا ساختار مجموعه داده مورد استفاده و اطلاعات موجود در آن تبیین می شود. سپس با استفاده از مدل های توصیفی ناپارامتریک به بررسی و تحلیل مجموعه داده پرداخته می شود. آنگاه برای آزمون فرضیه های تحقیق از مدل نیمه پارامتریک رگرسیون کوکس استفاده خواهد شد.
۴-۲- تجزیه و تحلیل داده ها
اطلاعات اولیه حاصل از نرم افزار TDA در مورد شرکت های موجود در مجموعه داده درجدول۴-۱ آمده است. در این جدول دو ردیف وجود دارد. ردیف اول نشان دهنده تعداد شرکت هایی است که در آنها تغییر وضعیت(انتقال) صورت نگرفته است؛ به عبارت دیگر این ردیف تعداد اپیزودهای سانسورشده را نشان می دهد. ردیف دوم نشان دهنده انتقال از وضعیت مبدأ (org) صفر به وضعیت مقصد (Des) یک می باشد. یعنی شرکت هایی که در آنها تغییر وضعیت صورت گرفته و از صنعت خارج شده اند. بنابراین از تعداد ۱۳۷ شرکت موجود، ۱۰۷ شرکت در زمان مشاهده فعال (سانسورشده) بوده و ۳۰ شرکت از صنعت خارج شده اند.
Mean Duration نشان دهنده میانگین طول عمر شرکت ها است. این ستون برای شرکت هایی که همچنان فعال هستند، ۲۲۷ ماه و برای شرکت های باطل شده ۱۲۱ ماه می باشد.
TS Min نشان دهنده زودترین زمان آغاز و TF Max دیرترین زمان پایان بر حسب ماه می باشد. همانطور که در جدول ۴-۱ نشان داده شده است، دیرترین زمان پایان در گروه اول ۴۸۲ ماه و در گروه دوم۲۴۳ ماه می باشد.
جدول۴-۱- طبقه بندی مجموعه داده به شرکت های فعال و غیر فعال

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

 

 



br />

SN Org Des Episodes Weighted Duration TS Min TF Max Excl
—————————————————————-
۱ ۴۸۲٫۰۰ ۰٫۰۰ ۲۲۷٫۲۲ ۱۰۷٫۰۰ ۱۰۷ ۰ ۰ ۱
۱ ۲۴۳٫۰۰ ۰٫۰۰ ۱۲۱٫۴۳ ۳۰٫۰۰ ۳۰ ۱ ۰ ۱
Sum 137 137.00

 

 
 
 

/>

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:12:00 ب.ظ ]




جدول حاصل از خروجی کاپلان مایر دارای ۹ ستون است که توضیح ستونهای آن به شرح زیر است:
ستون۱ (ID): یک شماره شناسایی منحصر بفرد به هر جدول می دهد.
ستون ۲ (Index): شماره ردیف خط های داده (در مثال ما ۲۹ خط داده وجود دارد)
ستون۳ (Time): نشان دهنده نقاطی در زمان است که حداقل یک رویداد اتفاق افتاده است.
ستون۴ (Number Events): تعداد رویدادهای اتفاق افتاده(خروج شرکت- مرگ شرکت). مثلاً بعد از گذشت ۵ ماه تعداد ۱ شرکت انتقال وضعیت داشته اند و در طول عمر ۱۴، تعداد ۲ رویداد اتفاق افتاده است.
ستون۵ ( Number Censored): تعداد اپیزودهای سانسور شده ای که زمان پایان آنها از مقدار واقعی ستون زمان کمتر، و بزرگتر مساوی مقدار قبلی در ستون زمان می باشد. مثلاً در طول عمر ۱۶۸ تعداد ۱۵ اپیزود سانسور شده وجود دارد که کمتر از ۱۶۸ ماه و بزرگتر مساوی ۱۵۲ ماه عمر داشته اند.
با داشتن این اطلاعات ستون ششم (Exposed to Risk) که «مجموعه ریسک» نامیده می شود به صورت زیر محاسبه می شود:
 
مثلاً در طول عمر۵۰، تعداد ۱۳۴ اپیزود در معرض ریسک هستند.(۱- ۰- ۱۳۵ = ۱۳۴)
سه ستون آخر برآوردهای تابع بقا، خطای استاندارد آن و نرخ های انتقال تجمعی را نشان می دهند. برای مثال بعد از گذشت ۱۰۰ ماه (۱۰ سال) ۹۰% شرکت ها پابرجا هستند و بعد از ۲۴۳ ماه(تقریبا۲۰ً سال) ۷۰% شرکت ها زنده هستند. تابع بقای برآورد کننده حد محصول فقط تا آخرین زمان رویداد تعریف می شود. آخرین زمان رویداد در جدول، ۲۴۳ ماه می باشد. ۳۳ شرکت سانسور شده دیگر با طول عمرهای بیشتر باقی می مانند. بدین ترتیب تابع بقای برآورد شده نمی تواند تا عدد صفر ادامه پیدا کند و فقط تا ۲۴۳ ماه قابل تفسیر است.
نمودار زیر تابع بقای حد محصول که توسط نرم افزار TDA ترسیم شده است را نشان می دهد. این نمودار شرکت هایی که در هر نقطه از زمان پابرجا هستند را نشان داده است. مثلاً بعد از ۱۲۰ ماه (یا ۱۰ سال) حدود ۸۵ درصد از شرکت ها هنوز پابرجا هستند و ۲۵ درصد آنها از صنعت خارج شده اند. در حالی که تعداد شرکت های فعال بعد از ۲۴۰ ماه حدود ۷۵ درصد می باشد.
نمودار ۴-۱- تابع بقای حد محصول
مأخذ: خروجی حاصل از نرم افزار TDA که توسط محقق پردازش شده است.
۴-۲-۲- تحلیل داده ها با روش جدول عمر
جدول ۴-۳- خروجی حاصل از جدول عمر را نشان می دهد:
جدول ۴-۳- خروجی حاصل از روش جدول عمر

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

 

 



br />

# Life table. SN 1. Origin state 0.
# Cases: 137 weighted: 137
# Start of Number Number Exposed D-State 1
# Interval Midpoint Entering Censored to Risk Events Prob
۰٫۰۰ ۲۱٫۰۰ ۱۳۷ ۰ ۱۳۷٫۰ ۱ ۰٫۰۰۷۳۰
۴۲٫۰۰ ۶۳٫۰۰ ۱۳۶ ۰ ۱۳۶٫۰ ۹ ۰٫۰۶۶۱۸
۸۴٫۰۰ ۱۰۵٫۰۰ ۱۲۷ ۰ ۱۲۷٫۰ ۶ ۰٫۰۴۷۲۴
۱۲۶٫۰۰ ۱۴۷٫۰۰ ۱۲۱ ۲۶ ۱۰۸٫۰ ۴ ۰٫۰۳۷۰۴
۱۶۸٫۰۰ ۱۸۹٫۰۰ ۹۱ ۲۵ ۷۸٫۵ ۹ ۰٫۱۱۴۶۵
۲۱۰٫۰۰ ۲۲۶٫۰۰ ۵۷ ۲۲ ۴۶٫۰ ۰ ۰٫۰۰۰۰۰
۲۴۲٫۰۰ * ۳۵ ۳۴ ۱۸٫۰ ۱ ۰٫۰۵۵۵۶
# Start of Survivor D-State 1 D-State 1

 

 
 
 

/>

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:12:00 ب.ظ ]




علامت در ستون سطح معنی داری نشان دهنده معنی دار بودن آزمون در سطح خطای ۰۵/۰ می باشد.
مأخذ: خروجی حاصل از نرم افزار TDA که توسط محقق پردازش شده است.
ستون دوم (Coeff) ضریب همبستگی و ستون ((Error خطای استاندارد نامیده می شوند. دو ستون آخر جدول فوق، آماره T (C/Errorو سطح معنی داری(Signif) را نشان می دهد. سطح معنی داری در TDA به این صورت است که این نرم افزار احتمال این را که پارامتر غیر از صفر باشد نشان می دهد. یعنی وقتی سطح معنی داری ۵% را قبول می کنیم باید به مقادیر بزرگتر از ۹۵% نگاه کنیم. براین اساس فرضیه های تحقیق بررسی می شوند.
۴-۴-۱- آزمون فرضیه اول
«اندازه ی شرکت بر بقای شرکت های تازه وارد در صنایع برق و الکترونیک استان مازندران تأثیر دارد.»
برای آزمون این فرضیه باید فرض های آماری تدوین و مورد آزمون قرار گیرند. بدین منظور فرضیه های آماری قابل پژوهش بصورت زیر تدوین می شود:
H0: اندازه ی شرکت بر بقای شرکت های تازه وارد در صنایع برق و الکترونیک استان مازندران تأثیر ندارد.
H1: اندازه ی شرکت بر بقای شرکت های تازه وارد در صنایع برق و الکترونیک استان مازندران تأثیر دارد.
با توجه به جدول ۴-۴ ضریب همبستگی برای متغیر اندازه مثبت است که این نشان دهنده رابطه مثبت اندازه با نرخ هازارد است، از آنجا که نرخ هازارد متمم نرخ بقا می باشد، علامت مثبت ضریب همبستگی نشان دهنده ی رابطه ی منفی اندازه و نرخ بقای شرکت می باشد. اما به منظور بررسی معنی دار بودن باید به ستون سطح معنی داری نگاه کنیم. ضریب معنی داری محاسبه شده برای این پارامتر برابر ۸۵۸۷/۰ می باشد، از آنجا که باید به مقادیر بزرگتر از ۹۵% نگاه کنیم، رابطه منفی بین اندازه ی شرکت و نرخ بقا تأیید نمی شود و این نشان دهنده ی رابطه مثبت بین اندازه و نرخ بقاست. لذا فرضیه اول پذیرفته می شود.
۴-۴-۲- آزمون فرضیه دوم
«سرمایه اولیه بر بقای شرکت های تازه وارد در صنایع برق و الکترونیک استان مازندران تأثیر دارد.»
H0: سرمایه اولیه شرکت بر بقای شرکت های تازه وارد در صنایع برق و الکترونیک استان مازندران تأثیر ندارد.
H1: سرمایه اولیه شرکت بر بقای شرکت های تازه وارد در صنایع برق و الکترونیک استان مازندران تأثیر دارد.
ضریب همبستگی در جدول ۴-۴ برای متغیر سرمایه اولیه برابر با صفر می باشد در این صورت باید به آماره T که از تقسیم ضریب همبستگی بر خطای استاندارد بدست می آید، نگاه کرد، با توجه به اینکه آماره Tمنفی است می توان نتیجه گرفت که رابطه بین سرمایه اولیه و نرخ هازارد منفی است. به عبارت دیگر رابطه بین سرمایه اولیه و بقای شرکت مثبت است. از آنجا که ضریب معنی داری محاسبه شده برای این متغیر برابر ۴۰۸۹/۰ بوده یعنی در سطح خطای ۵% نمی توانیم وجود رابطه معنی دار بین سرمایه اولیه و بقای شرکت ها را بپذیریم. لذا فرضیه دوم رد می شود.
۴-۴-۳- آزمون فرضیه سوم
«درجه نوآوری در صنعت بر بقای شرکت های تازه وارد در صنایع برق و الکترونیک استان مازندران تأثیر دارد.»
H0: درجه نوآوری در صنعت بر بقای شرکت های تازه وارد در صنایع برق و الکترونیک استان مازندران تأثیر ندارد.
H1: درجه نوآوری در صنعت بر بقای شرکت های تازه وارد در صنایع برق و الکترونیک استان مازندران تأثیر دارد.
طبق جدول ۴-۴ ضریب برآورد شده بین متغیر نوآوری و متغیر وابسته (بقا) منفی است، می توان نتیجه گرفت بین نوآوری و بقای شرکت رابطه مثبت وجود دارد. از طرفی ضریب معنی داری محاسبه شده برای این متغیر برابر ۰۱۰۵/۰ بوده، یعنی در سطح خطای ۵% نمی توانیم وجود رابطه معنی دار بین نوآوری و بقای شرکت ها را بپذیریم. لذا H0 پذیرفته می شود و فرضیه سوم رد می شود.
۴-۴-۴- آزمون فرضیه چهارم
«نرخ ورود به صنعت بر بقای شرکت های تازه وارد در صنایع برق و الکترونیک استان مازندران تأثیر دارد.»
H0: نرخ ورود به صنعت بر بقای شرکت های تازه وارد در صنایع برق و الکترونیک استان مازندران تأثیر ندارد.
H1: نرخ ورود به صنعت بر بقای شرکت های تازه وارد در صنایع برق و الکترونیک استان مازندران تأثیر دارد.
از آنجا که ضریب همبستگی برای متغیر نرخ ورود به صنعت منفی است، می توان نتیجه گرفت بین نرخ ورود به صنعت و بقای شرکت رابطه مثبت وجود دارد. اما ضریب معنی داری محاسبه شده برای این متغیر برابر ۸۸۰۹/۰ بوده، یعنی در سطح خطای ۵% وجود رابطه معنی دار بین نرخ ورود به صنعت و بقای شرکت ها پذیرفته نمی شود. لذا H0 پذیرفته می شود، در نتیجه فرضیه چهارم نیز رد می شود.
۴-۴-۵- آزمون فرضیه پنجم
«شدت سرمایه بر بقای شرکت های تازه وارد در صنایع برق و الکترونیک استان مازندران تأثیر دارد.»
H0: شدت سرمایه بر بقای شرکت های تازه وارد در صنایع برق و الکترونیک استان مازندران تأثیر ندارد.
H1: شدت سرمایه بر بقای شرکت های تازه وارد در صنایع برق و الکترونیک استان مازندران تأثیر دارد.
طبق جدول ضریب همبستگی ارائه شده برای متغیر شدت سرمایه منفی است، که نشان دهنده رابطه مثبت بین شدت سرمایه و بقای شرکت می باشد. از طرفی ستون معنی داری مقدار ۸۳۰۴/۰ را برای این متغیر نشان می دهد، به عبارت دیگر میان متغیر شدت سرمایه و نرخ بقای شرکت رابطه معنی داری وجود ندارد و فرضیه پنجم رد می شود.
۴-۴-۶- آزمون فرضیه ششم
«نرخ رشد صنعت بر بقای شرکت های تازه وارد در صنایع برق و ا

 

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

لکترونیک استان مازندران تأثیر دارد.»
H0: نرخ رشد صنعت بر بقای شرکت های تازه وارد در صنایع برق و الکترونیک استان مازندران تأثیر ندارد.
H1: نرخ رشد صنعت بر بقای شرکت های تازه وارد در صنایع برق و الکترونیک استان مازندران تأثیر دارد.
ضریب همبستگی متغیر نرخ رشد صنعت منفی است و این نشان دهنده رابطه مثبت بین نرخ رشد صنعت و بقای شرکت می باشد. ستون معنی داری نیز مقدار ۸۳۰۴/۰ را برای این متغیر نشان می دهد، بنابراین رابطه معنی داری میان متغیر نرخ رشد صنعت و نرخ بقای شرکت وجود ندارد. لذا H0 پذیرفته می شود.
۴-۴-۷- آزمون فرضیه ششم
همانطور که ذکر شد به دلیل عدم دسترسی به اطلاعات در مورد شرکت های صادرکننده در صنعت مورد مطالعه، این متغیر حذف شده است.
۴-۵- تحلیل حساسیت




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:12:00 ب.ظ ]




مأخذ: خروجی حاصل از نرم افزار TDA که توسط محقق پردازش شده است.
همانطور که در جدول ۴-۱۰ مشاهده می شود هر چهار آماره در سطح ۵% معنی دار هستند و این نشان دهنده آن است که توابع بقای شرکت هایی که در سال های با نرخ ورود بالا وارد صنعت شده اند با شرکت هایی که در سال هایی که نرخ ورود به صنعت در آن پایین بوده است، متفاوت است.
۴-۶-۱-۲- روش دوم: ترسیم نمودار توابع بقا
الف) روش حد محصول

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار ۴-۳- مقایسه توابع بقای شرکت ها براساس نرخ ورود به صنعت- روش حد محصول
مأخذ: خروجی حاصل از نرم افزار TDA که توسط محقق پردازش شده است.
همانطور که در نمودار بالا مشاهده می شود توابع بقای دو گروه بعد از ۵سال و نیم، با همدیگر همپوشانی نداشته و مسیر آن ها از هم جدا می شود. شرکت هایی که در سال های با نرخ ورود بالا وارد صنعت شده اند (Density)، نسبت به شرکت هایی که در سال های با نرخ ورود پایین، وارد صنعت شده اند (Narrow) بقای بیشتری پیدا کرده اند.
ب) روش جدول عمر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار ۴-۴- مقایسه توابع بقا بر اساس نرخ ورود به صنعت- روش جدول عمر
مأخذ: خروجی حاصل از نرم افزار TDA که توسط محقق پردازش شده است.
همانطور که در نمودار بالا مشاهده می شود توابع بقای دو گروه اول و دوم تازه واردها در هر دو نوع شرکت های Density و Narrow با همدیگر همپوشانی دارند و دارای بقای تقریباً ۱۰۰% هستند و بعد از تقریباً ۸۵ ماه (تقریبا ۷ سال)، دیگر با همدیگر همپوشانی نداشته و مسیر آن ها از هم جدا می شود و شرکت هایی که در سال های با نرخ ورود بالا وارد صنعت شده اند (Density)، نسبت به شرکت هایی که در سال های با نرخ ورود پایین، وارد صنعت شده اند (Narrow) بقای بیشتری پیدا کرده اند. به عنوان مثال بعد از گذشت ۲۰۵ ماه تقریباً ۹۵% شرکت های Density در صنعت باقی مانده اند در حالیکه در همان ماه ۷۵% شرکت های Narrow باقی مانده اند.
۴-۶-۲- مقایسه توابع بقا بر اساس شدت سرمایه
به منظور مقایسه توابع بقا بر اساس شدت سرمایه نیز شرکت ها را به دو گروه شرکت های با شدت سرمایه بالا Upintenو شرکت های با شدت سرمایه پایین Downinten تقسیم کرده ایم. از این رو شرکت هایی که شدت سرمایه آن ها بزرگتر مساوی میانگین شدت سرمایه کل صنعت بوده Upinten و آن هایی که شدت سرمایه کمتری از میانگین شدت سرمایه کل داشته اند Downinten نامگذاری شده اند.
۴-۶-۲-۱- روش اول: محاسبه آماره های آزمون
آماره های محاسبه شده ی بر اساس شدت سرمایه در جدول ۴-۱۱ آمده است:
جدول ۴-۱۱- آماره های آزمون محاسبه شده برای مقایسه توابع بقا بر حسب شدت سرمایه

 

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:11:00 ب.ظ ]




برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

رخ بقا) با نتیجه به دست آمده در تحقیق آسپلوند و دیگران(۲۰۰۵) سازگار است. در حالیکه مدهوشی و تاری (۱۳۸۹) و فیض پور و موبد (۱۳۸۷) در نتایج خود به این نتیجه رسیدند که بین سرمایه اولیه و بقا رابطه معنی داری وجود ندارد.
۵-۳-۳- درجه نوآوری در صنعت
طبق جدول ۴-۶ فصل چهارم آماره T برای متغیر نوآوری منفی است، می توان نتیجه گرفت بین نوآوری و بقای شرکت رابطه مثبت وجود دارد. از آنجا که ضریب معنی داری محاسبه شده برای این متغیر برابر ۰۱۰۵/۰ بوده، یعنی در سطح خطای ۵% وجود رابطه معنی دار بین نوآوری و بقای شرکت ها پذیرفته نمی شود. درحالیکه نتایج حاصل از مقایسه توابع بر اساس درجه نوآوری در صنعت، تفاوت معنی داری را بین شرکت های نوآور و غیر نوآور نشان داده است. کازویوکی (۲۰۱۲)، جنسن و همکاران (۲۰۰۸) ثبت اختراع را به عنوان شاخص نوآوری در نظر گرفتند و دریافتند که رابطه منفی با بقا دارد، هلمرز و راجرز (۲۰۱۰) ثبت اختراع و علامت تجاری را به عنوان شاخص نوآوری در نظر گرفتند و دریافتند که ثبت اختراع با بقا رابطه منفی و علامت تجاری با بقا رابطه مثبت دارد. دکوماشو و همکاران (۲۰۱۱)، سفیز و مارسیلی (۲۰۰۶) به این نتیجه رسیدند که نوآوری تاثیر مثبت بر بقا دارد.
۵-۳-۴- نرخ ورود به صنعت
از آنجا که آماره T برای متغیر نرخ ورود به صنعت منفی است، می توان نتیجه گرفت بین نرخ ورود به صنعت و بقای شرکت رابطه مثبت وجود دارد. اما ضریب معنی داری محاسبه شده برای این متغیر برابر ۸۸۰۹/۰ بوده، یعنی در سطح خطای ۵% وجود رابطه معنی دار بین نرخ ورود به صنعت و بقای شرکت ها پذیرفته نمی شود. درحالیکه نتایج حاصل از تحلیل حساسیت با توجه به ضریب معنی داری بالای ۹۵% آن، رابطه مثبت و معنی دار بین نرخ ورود به صنعت و نرخ بقا پذیرفته می شود. در حالیکه اغلب تحقیقات گذشته رابطه منفی بین نرخ ورود به صنعت و بقا را نشان داده اند. این نتیجه با نتایج تحقیقات فریچ و همکاران(۲۰۰۶)، کاتو (۲۰۰۸)، اسجوکویست و کریستی(۲۰۱۲)، مدهوشی و نصیری (۱۳۸۹) مغایرت دارد. دلیل مغایرت با نتایج گذشته به این خاطر است که تعداد شرکت های موجود در صنعت برق و الکترونیک استان مازندران بسیار کم است لذا هرچه نرخ ورود در این صنعت بیشتر باشد باعث افزایش فضای رقابتی می شود و شرکت ها برای بقای خود در بازار تلاش بیشتری خواهند کرد، لذا بر بقای شرکت ها مثبت خواهد گذاشت.
۵-۳-۵- شدت سرمایه
با توجه به اینکه آماره T برای متغیر شدت سرمایه منفی است، نشان دهنده رابطه مثبت بین شدت سرمایه و بقای شرکت می باشد و ضریب معنی داری بالای ۹۵/۰ آن نیز این رابطه را تأیید می کند. در حالیکه نتایج تحقیقات فریچ و همکاران(۲۰۰۶) نشان می دهد شدت سرمایه بالا موجب کاهش بقا می شود و هلمرز و راجرز(۲۰۱۰)، مدهوشی و نصیری(۱۳۸۸) در تحقیق خود به این نتیجه رسیدند که شدت سرمایه ارتباط معنی داری با بقا ندارد.
۵-۳-۶- نرخ رشد صنعت




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:11:00 ب.ظ ]




+

 

 

+

 

 

 

 

 

 

۵-۴- ارائه پیشنهادات
بنگاه های صنعتی با ایجاد تولید در کشور، می توانند به متناسب شدن عرضه و تقاضای کل کمک کنند، ولی توجه به این نکته ضروری است که ایجاد شرکت های صنعتی به تنهایی کافی نیست، بلکه حفظ آن ها و شناخت عواملی که باعث توقف آن ها می شود نیز مهم است (عرب نجف آبادی، ۱۳۹۰). از طرفی صنعت الکترونیک نیز به عنوان صنعت مادر علاوه بر داشتن ارزش افزوده فراوان، از نظر محیط زیست بدون آلودگی است و کشورهای صنعتی جهان به همین دلیل در این زمینه سرمایه گذاری می کنند (اکبری، ۱۳۷۶).
لذا با توجه به نتایج حاصل از این تحقیق، برای افزایش بقای شرکت های تازه وارد در صنعت برق و الکترونیک پیشنهاداتی به شرح زیر ارائه می شود:
۵-۴-۱- پیشنهادات حاصل از تحقیق
بکارگیری سیاست های حمایتی به منظور جذب بیشتر نیروی کار، با توجه با تأثیر مثبت اندازه بر بقای شرکت ها؛
متناسب سازی ضوابط و حجم اعتبارات بانکهای تجاری با نیازها و شرایط واحدهای تازه تأسیس؛
بکارگیری راهکارهایی برای تأسیس شرکت های جدید بیشتر و افزایش نرخ ورود به صنعت برق و الکترونیک؛
حمایت مالی شرکت ها در طول دوره ی حیات آن ها به منظور افزایش میزان سرمایه آن ها با توجه به بقای بیشتر شرکت های با سرمایه ی بالا.
۵-۴-۲- پیشنهاداتی برای تحقیقات آینده
تحقیق حاضر به بررسی ویژگی های صنعت و شرکت بر بقای شرکت های تازه وارد صنایع برق و الکترونیک استان مازندران پرداخته است. با اینکه به عوامل تأثیر گذار بر تولد و مرگ شرکت ها و طول عمر آنها درآمریکا و اروپا توجه زیادی شده است ولی تاکنون تحقیقات منسجمی درباره عملکرد پس از تأسیس شرکت ها در ایران بخصوص استان مازندران و خصوصاٌ در صنعت برق و الکترونیک انجام نشده است و سابقه هیچ مطالعه ای در کشور در زمینه ی بقای شرکت های تازه وارد در صنعت برق و الکترونیک وجود نداشته، لذا پیشنهاداتی به صورت زیر مطرح می کنیم:
انجام تحقیقات دیگر با در نظر گرفتن تأثیر سایر متغیرهای مربوط به ویژگی های شرکت، صنعت، شاغلین صنعت، مخارج شرکت و اقتصاد کلان بر بقای شرکت های تازه وارد در صنعت برق و الکترونیک در استان مازندران، همچنین استان های دیگر؛
انجام این تحقیق در قلمرو مکانی دیگر و مقایسه آن با نتایج تحقیق حاضر؛
مقایسه نتایج تحقیق در صنعت برق و الکترونیک با صنایع دیگر.
فهرست منابع
الف) منابع فارسی
ابراهیم زاده، فرزاد (۱۳۸۴). «برآورد ناپارامتری تابع بقا در داده های سانسور شده بازه ای و بریده از چپ و کاربرد آن در تعیین عوامل مؤثر بر بقای سرطان کولورکتال». دانشگاه تربیت مدرس. دانشکده علوم پزشکی.
ادواری، محمد (۱۳۸۸). گزارش مقایسه سرانه اشتغال طرح های تعاونی و خصوصی از محل اعتبارات بنگاه های زود بازده کشور. تهران، نشریه تعاونی های تولیدی و خدماتی وزارت تعاون.
اصغری، مریم و عاملی، پریسا (۱۳۹۰). تست فرضیه پناهندگی آلودگی در منطقه اتحادیه اروپا ـ خلیج فارس. فصلنامه تحقیقات اقتصادی راه اندیشه،۳۸-۲۱٫
اکبری، کرامت الله (۱۳۷۶). تعیین اولویت واحدهای صنعت الکترونیک در استان فارس. کارشناسی ارشد مدیریت سیستم و بهره وری. دانشکده مهندسی صنایع، دانشگاه علم و صنعت ایران.
بسته نگار، مهرنوش (۱۳۸۴). توسعه سرمایه های انسانی در صنعت الکترونیک. مجله رهیافت، ۲۶، ۳۸-۳۱٫
بهشتی، محمدباقر؛ صنوبر، ناصر و فرزانه کجاباد، حسن (۱۳۸۸). بررسی عوامل مؤثر بر ورود و خروج خالص بنگاه ها در بخش صنعت ایران. فصلنامه پژوهش های اقتصادی ایران، ۳۸، ۱۵۷-۱۷۹٫
پور بهرام آبکنار، زینب (۱۳۹۰). بررسی مدل های تحلیل بقاء. کارشناسی ارشد آمار. دانشگاه صنعتی اصفهان.
حسنقلی پور، طهمورث؛ متوسلی، محمود؛ محمدی، شاپور و حسینی، فرشید (۱۳۸۹). تأثیر برنامه های تشویق صادرات بر عملکرد صادراتی: مطالعه موردی صنعت برق. نشریه مدیریت بازرگانی، دوره ۲، ۵، ۴۰-۲۱٫
حسنی پارسا، مجید (۱۳۸۳). پیشنهاد مدل عمومی سیاستگذاری صنعتی با تأکید بر صنعت الکترونیک. دانشکده فنی و مهندسی، دانشگاه تربیت مدرس.
خداداد حسینی، حمید و عزیزی، شهریار (۱۳۸۵). مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک رویکردی جامع. چاپ اول، تهران: انتشارات صفار.
دهقان کرنکان، فاطمه (۱۳۹۰). رابطه ی بین مدیریت دانش و یادگیری سازمانی و نوآوری سازمانی. دانشکده علوم اقتصاد و اداری، دانشگاه علامه طباطبایی.
رجایی فرد، عبدالرضا و همکاران (۱۳۸۸). کاربردهای پارامتری در تحلیل بقاء در سرطان معده. فصلنامه علمی- پژوهشی فیض، دوره سیزدهم، ۲، ۸۸-۸۳٫
روشنی، دائم (۱۳۹۰). مدل رگرسیونی مخاطره متناسب تک شاخصی با پایه های بریده شده در تعیین تابع پیوند و کاربردهای آن در مطالعات پزشکی. دانشگاه تربیت مدرس، دانشکده علوم پزشکی.
سبحانی، سید حسین و جعفری، علیرضا (۱۳۸۶). بررسی ساختار سرمایهی شرکتهای کوچک وکارآفرین. نشریه اقتصاد تحقیقات مالی،۲۴، ۵۶-۳۳٫
شورورزی، محمدرضا و پهلوان، رحیم (۱۳۸۹). تأثیر اندازه ی شرکت بر هموارسازی سود. مجله ی پژوهش های مدیریت، ۸۷، ۸۰-۶۹٫
عرب نجف آبادی، محسن (۱۳۹۰). خروج و عوامل مؤثر بر آن در صنایع تولیدی ایران: مقایسه بخش های خصوصی و دولتی. دانشکده اقتصاد، مدیریت و حسابداری، دانشگاه یزد.
فیض پور، محمد علی و موبد، میترا (۱۳۸۷). توقف بنگاه های صنعتی و عوامل مؤثر بر آن: مطالعه موردی بنگاه های کوچک و متوسط استان یزد طی برنامه سوم توسعه: ۱۳۷۹

 

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

-۸۳٫ فصلنامه پژوهشهای اقتصادی،۳، ۱۲۰-۹۹٫
فیض پور، محمد علی؛ سعید اردکانی، سعید و پوش دوزباشی، هانیه (۱۳۹۰). بررسی تأثیر حیات بنگاه های جدیدالورود کوچک و متوسط در تغییرات اشتغال: تجاربی از صنعت نساجی ایران طی دوره ۸۴-۱۳۷۵٫ مجله توسعه کارآفرینی، سال چهارم، ۱۴٫ ۶۷-۸۶٫




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:11:00 ب.ظ ]




برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

۱-۱)مقدمه

 

 

رضایت احساس مثبتی است که در هر فرد پس از استفاده از کالا یا دریافت خدمات ایجاد می‌شود. اگر کالا و خدمت دریافت شده از جانب مشتری هم سطح انتظارات ارزیابی شود، در او احساس رضایت ایجاد می‌شود. در صورتی که سطح خدمت و کالا بالاتر از سطح انتظارات مشتری باشد،‌موجب ذوق زدگی مشتری و چنانچه پایین تر از سطح انتظارات مشتری باشد منجر به نارضایتی اش خواهد شد. رضایت مشتری مستلزم شاد و راضی نگه داشتن مشتریان هم در تعاملات روزانه و هم از دیدگاه بلند مدت و جهانی است(Beerli & et al, 2004). پژوهشگرانی که به ارزش های انسانی اهمیت می دهند، چنین استدلال می کنند که رضایت شغلی باید از جمله هدف های اصلی سازمان باشد و سازمان ها باید شرایطی را فراهم آورند که کارکنان را راضی نگه دارند و در راستای این اهداف است که امروزه کیفیت زندگی کاری به عنوان یک مفهوم جهانی مورد تاًمل قرار گرفته است. طی تحقیقاتی که انجام شده است نتایج آنها نشان می دهد کیفیت زندگی کاری رابطه مثبتی با سایر متغیر های موجود در سازمان (عملکرد، بهره وری، تعهد سازمانی و…) دارد که می توان از جمله آنهابه رضایت شغلی اشاره کرد که این عامل تاًثیر بسزایی در افزایش کارآیی فرد و سازمان دارد.در این فصل به بیان مساًله، اهداف تحقیق فرضیات و … پرداخته شده است.

 

 

۱-۲)بیان مسأله

 

 

وقتی واژه مسأله را بیان می کنیم لزومأ منظور این نیست که در جریان کارها مشکل جدی وجود دارد که باید بی درنگ بر طرف شود مسأله می تواند تنها وجود علاقه به یک موضوع باشد که یافتن پاسخهایی در بارۀ آن به بهتر شدن یک وضعیت کمک می کند و از این رو، شایسته است مسأله را هر گونه وضعیتی بدانیم که در آن،شکافی میان حالت موجود و حالت مطلوب وجود دارد. تعریف مسأله می تواند هم مسایل و مشکلات موجود در وضعیت جاری و هم تلاش برای دست یابی به حالات آرمانی سازمان را در بر گیرد(سکاران،۱۳۹۰،ص۵۶).
ویرتز[۱] و بِیتسون[۲] اظهار داشته اند، رضایت حاصل یک بخش شناختی و یک بخش عاطفی (احساسی ) از ارزیابی یک فرایند مصرف می باشد که هردوی آن ها در مدلسازی رفتار مصرف کننده در طراحی خدمات، با ارزش و ضروری است . همچنین الیور عقیده دارد؛ احساس به موازات قضاوت های شناختی متنوع در ایجاد رضایت نقش ایفا می نماید و برای درک فرایند مصرف مشتریان ضرورت دارد . بنابراین، بعضی شاخص های رضایت، بعد شناختی و بعضی دیگر طبیعت احساسی و تأثیرپذیر آن را نشان می دهند. ولی در اکثر تحقیقات به عمل آمده، دیدگاه عاطفی یا احساسی پذیرفته شده است (وزیرزنجانی و همکاران،۱۳۸۹(. رضایت شغلی به برداشتی که فرد از کار خود دارد اشاره می کند.درباره رضایت شغلی نظریه های گوناگونی ارایه شده است. همچنین عوامل زمینه ساز و ایجاد کننده رضایت شغلی متنوع و متعددند که می توان آن ها را به جنبه های درونی شامل ویژگی های شخصیتی، احساسات عاطفی و حالت های هیجانی و جنبه های بیرونی شامل شرایط و ویژگی های سازمانی، اجتماعی و فرهنگی دسته بندی کرد(cherose,2006). از نظر شلی و همکاران (۲۰۰۳) رضایت شغلی نتیجه ادراک کارکنان از چگونگی برآورده شدن انتظارات مهم آن ها توسط شغل آن هاست. آن ها دو جنبه مهم برای رضایت شغلی در نظر گرفته اند: اول اینکه رضایت شغلی یک پاسخ احساسی به شرایط کار است و دوم اینکه رضایت شغلی را می توان از طریق چگونگی دست یابی به اهداف یا برآورده شدن انتظارات تعیین کرد. زمانی که می گوییم یک فرد رضایت شغلی بالایی دارد در حقیقت منظور ما این است که او به میزان زیادی شغل خود را دوست داشته، احساسات مثبتی نسبت به آن دارد و از طریق آن توانسته است نیازهای خود را ارضا کند(Appleton et al,1998؛Ford,2002). از سال های ۱۹۳۰ تا کنون رضایت شغلی به عنوان یکی از مؤلفه های اساسی سازمانی و تحت تأثیر سه جنبش مهم مهندسی صنایع (۱۹۲۰)، نهضت روابط انسانی(۱۹۳۰و۱۹۴۰) و دیدگاه رشد یا ماهیت کار مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است و تحقیقات بسیار متعددی در خصوص رضایت شغلی و تأثیر آن بر اثربخشی سازمان و سایر متغیرهای انسانی و سازمانی صورت گرفته است . یکی از مقوله های بسیار مهمی که در کنار رضایت شغلی نقش بسیار مهمی در میزان کارآیی و اثربخشی و همچنین سلامت جسمی و روانی افراد دارد. ولی متأسفانه در سازمان ها و مؤسسات به ویژه سازمان ها و مؤسسات ایرانی توجه کافی بدان مبذول نشده است مقوله اهمال کاری است. سازمان هایی که افراد آن مبتلا به اهمال کاری و عدم رضایت شغلی می باشند، خستگی، ناامیدی، ترک کار، غیبت از کار و عدم موفقیت و مشکلات جسمی و روحی از ویژگی کارکنان آنان و عدم تحول، افت عملکرد و کارآیی از ویژگی های سازمانی آنان خواهد بود(خسروی،۱۳۸۸). کیفیت زندگی کاری تنها به انجام کار بهتر توسط افراد مربوط نمی شود بلکه به این مربوط می شود که چگونه کار را بهتر انجام بدهیم. بعبارت دیگر کیفیت زندگی کاری در یک سازمان به مشارکت کارکنان و کارگران در حل مساله و همچنین در تصمیم گیری تمرکز دارد( Abdul Aziz et al ,2011). یکی از عوامل مؤثر در عملکرد منابع انسا نی در سازمان، همانا چگونگی طراحی شغل آنان است. طراحی شغل نه تنها در کارآیی نیروهای انسانی مؤثر است، بلکه کیفیت زندگی کاری آنان نیز بستگی به نحوه طراحی شغل ایشان دارد. طراحی یک شغل در واقع منعکس کننده ی عناصر و انتظارات سازمانی، محیطی و رفتاری از یک شاغل است. به هر حال میزان کار ایی کارکنان و رضا یت آنان نشان دهنده ی این حقیقت است که یک شغل به نحو مطلوبی طراحی گردیده است یا نه. مشاغلی که به خو بی طراحی نشده باشند، به کاهش کارآیی و افزایش میزان ضایعات پرسنلی، غیبت ها، شکایات، استعفاها، اخراج ها و مشکلات دیگر در سازمان می انجامند(ابطحی،۱۳۸۷). کیفیت زندگی کاری عبارت است از ادراکاتی که محیط سازمانی به طور وسیعی برای برآوردن نیازهای کارکنان برای انجام کار بهتر انجام می دهد.مطابق با تحقیقات انجام شده ابعاد گوناگون نیازهای مبتنی بر کیفیت زندگی کاری به دو دسته عمده تقسیم می شوند که عبارتند از: نیازهای سطح پایین و نیازهای سطح بالا، نیازهای سطح پایین کیفیت زندگی کاری شامل نیازهای سلامتی، ایمنی و نیازهای اقتصادی و خانوادگی است و نیازهای سطح بالای کیفیت زندگی کاری شامل نیازهای اجتماعی، احترام و نیازهای خودشکوفایی، نیازهای مربوط به دانش و زیبایی را شامل می شود( Koonmee et al,2010). تبعیض و بی عدالتی می تواند به سطح نگرشی و رفتاری افراد تأثیر بگذارد. نابرابری در توزیع منزلت موجب احساس حقارت و کاهش حرمت انسانی می شود. نابرابری در توزیع سرمایه فرهنگی، تأثیر عنصر ذهنی و نقش عاملیت در تغییرات اجتماعی را کم رنگ می سازد و هم زمان جبر اجتماعی و تغییرات غیر جهت دار را افز ایش می دهد، در مقابل کنترل داشتن روال تصمیم گیری احساس عدالت را تقویت می کند. برخورداری از استقلال عمل در سازما
ندهی کار، مشارکت در تصمیم سازی و تصمیم گیری، سهیم بودن در تعیین اهداف و خط مشی ها و عدالت در توزیع فرصت های ارزشمند و کمیاب از جمله عناصری است که به درونی کردن اهداف سازمان و در نها یت به رضایت شغلی کمک 
می کنند(kats et al,1996). کیفیت زندگی کاری به عنوان رضایت کارکنان از تنوعی از نیازها بوسیله منابع، فعالیت ها و پیامدهای مشارکتشان در محیط کار تعریف شده است. مطالعات نشان داده اند که کارکنان با کیفیت زندگی کاری بالا به گزارش سطح بالایی از هویت سازمانی شان، رضایت شغلی، عملکرد شغلی و سطوح پایین تغییر و تبدیل و همچنین انتقال و جابجایی افراد تمایل نشان می دهند(Marta et al , 2011). بسیاری از کارکنان دریافته اند که تقاضا برای کار و وظیفه با زندگی شخصی شان اغلب ناسازگار است و موجب برخی تضادها در زندگی و کار می شود(Jiang,2012). بشر از ابتدای زندگی جمعی و گروهی اش در پی کسب کارایی و اثربخشی بیشتر بوده اما پس از گذشت سالیان زیاد و دستیابی به تفکر سیستمی دریافت که می تواند با استفاده از ابزار و فنون تجزیه و تحلیل سیستم ها و روش ها گام های مؤثری در جهت بهسازی سازمان و بهبود عملکرد کارکنان آن بردارد(میرسپاسی،۱۳۸۶). از جمله فنون به کار گرفته جهت بهسازی سازمان در سطح کل سازمان برنامه های بهبود کیفیت زندگی کاری است. کیفیت زندگی کار ی را می توان در دو مفهوم تعریف کرد: تعریف عینی آن، مجموعه ای از شر ایط واقعی کار و محیط کار در یک سازمان نظیر میزان حقوق و مزایا، امکانات رفاهی، بهداشتی و ایمنی، مشارکت در تصمیم گیری، دمکراسی سرپرستی، تنوع و غنی بودن مشاغل و…. را شامل می شود. تعریف ذهنی آن تصور و طرز تلقی افراد از کیفیت زندگی به طور اعم و کیفیت زندگی کار ی( شغلی و سازمانی) به طور اخص می باشد(آفرین،۱۳۸۵). با توجه به اینکه دامنه کیفیت کاری زندگی کاری بر ای تحقیق بسیار وسیع است و شاخص ها، معیارها و مؤلفه های متعددی را شامل می شود.”والتون “، در مقام یکی از محققان برجسته و به عنوان نخستین کسی که رویکرد کیفیت زندگی کاری را عنوان کرده، پس از تحقیقات بسیار شاخص هایی را مطرح کرده که با بررسی آنها، امکان دستیابی به کیفیت زندگی کاری در هر سازمان فراهم می شود. این شاخص ها عبارت است از: پرداخت منصفانه، قانون گرایی، فرصت رشد مداوم ، وابستگی اجتماعی، تأمین امنیت، توسعه قابلیت های فردی، ایمنی محیط، یکپارچگی اجتماع(کریمی،۱۳۸۵). رضایت شغلی به عنوان احساسات یا پاسخ موثر به فعالیت های محل کار تعریف شده است (Smith et al, 1969). به تازگی بیشتر محققان تأکید می کنند که رضایت شغلی پدیده ای است که بعنوان داشتن ویژگی های شناخت افکار و احساسات انفعالی توضیح داده می شود.”برایف و وایس(۲۰۰۲)معتقدند که گزارشات موثر و انفعالی کارکنان و تجر بیات موثر در کار می تواند در اندازه گیری رضایت شغلی مورد استفاده قرار گیرد. در حالیکه محتوای شغل علت اصلی رضایت شغلی است، بعبارت دیگر رضایت شغلی کارکنان، وضعیت انفعالی کارکنان راجع به حقایق چندگانه شغلشان است(Brown& Peterson,1993). بنابراین رضایت شغلی شامل احساسات کارکنان راجع به جنبه های چندگانه شغل است، همچنین در رضایت شغلی مولفه شناخت وجود دارد ( Organ, D. W., & Near ,1985). رابطه بین نگرش های محل کار و پیامد های رفتار ی در موضوعات تحقیقاتی رایج و متداول شده اند(Harrison et al 2006, Schleicher et al,2004 ). و از نظریه روانشناسی صنعتی /سازما نی کلاسیک و اجتماعی نشات گرفته است Lawler& Porter1967, Wicker,1996)). برنامه کیفیت زندگی کار ی شامل هر گونه بهبود در فرهنگ سازمانی است که باعث رشد و تعالی کارکنان در سازمان می شود. لذا نظام ارزشی کیفیت زندگی کاری سرمایه گذاری بر روی افراد را به عنوان مهم ترین متغیر در معادله مدیریت راهبردی مورد توجه قرار می دهد. یافته های مطالعاتی نشان می دهد که اجر ای این برنامه ها موجب کاهش میزان شکایت کارکنان، کاهش نرخ غیبت از کار، کاهش میزان اعمال مقررات انضباطی، افزایش نگرش مثبت کارکنان و افزایش مشارکت آنان در برنامه های نظام پیشنهادها بوده است. از طرف دیگر برآورده ساختن نیازهای کارکنان به بهسازی و کارایی بلند مدت سازمان نیز منجر خواهد شد. گسترش ظرفیت های انسا نی را این گونه بیان می نمایم فراهم بودن فرصت هایی نظیر استفاده از استقلال و خود کنترلی در کار، بهره مند شدن از مهارت های گوناگون و دسترسی به اطلاعات متناسب با کار. امروزه بیشتر تحقیقات تجربی که در زمینه کیفیت زندگی کاری انجام شده است، به طور ضمنی چشم انداز جدیدی از رضایت شغلی و مفاهیم وابسته به حرفه و شغل را پذیرفته اند. “دانا و گریفین” معتقدند که کیفیت زندگی کار ی به مثابه هرمی است که مفاهیم آن شامل رضایت از زندگی (در رأس هرم)، رضایت شغلی(در اواسط آن) و نیز رضایت از سا یر جنبه های مختص کار نظیر رضایت از میزان حقوق، همکاران و ناظران می شو. در نتیجه محدوده کیفیت زندگی کار ی فراتر از رضایت شغلی است. بنابراین این دو متغیر در عین ارتباط مسقیم با یکدیگر از نظر مفهومی با هم متفاوت اند. بنابراین مساله اصلی پژوهش حاضر عبارت است از: بررسی رابطه بین ابعاد کیفیت زندگی کاری و میزان رضایت شغلی کارکنان دستگاه های اجرایی استان گیلان می باشد.

 

 

۱-۳)اهمیت و ضرورت تحقیق

 

 

نیروی انسانی شاغل در سازمان با قابلیت ها و توانمندی های بالقوه خود چنانچه به خوبی مورد توجه قرار گیرد نقش مهم و حساسی را در راستای رضایت مندی مشتری از سازمان ایفا خواهد نمود. در این مسیر استفاده از تکنیکها و روشهای مختلف بهبود کیفیت زندگی کاری می تواند مفید واقع شود استفاده از تکنیکها و روشهای مختلف کیفیت زندگی کاری هنگامی با موفقیت توام است که با شناخت دقیق همراه باشد و بتوان عملاَ آنها را مورد استفاده قرار داد ودر عرصه سازمان از آنها بهره جست. اولین دلیل اهمیت کیفیت زندگی کاری از این جهت است که در مباحث مدیریتی از اصطلاحی به نام کیفیت زندگی کاری سخن می گویند. منظور از این اصطلاح آن است که یک سوم زندگی هر کارمند در محیط کار او چگونه می گذرد. یا به بیانی دیگر تلقی او از محیطی که در آن فعالیت می کند چیست؟ و آن را با چه صفاتی می شناسند؟ دومین دلیل اهمیت کیفیت زندگی کاری از این جهت است که نیروهای انسانی، کمیاب ترین و گران ترین سرمایه های هر نوع سازمان محسوب می شودو توسعه، پیشرفت،و بهره وری هر سازمانی منوط به تلاش و کوشش نیروهای سازمانی آن سازمان می باشد. دلیل دیگر اهمیت موضوع از این جهت است که عدم توجه دقیق و کافی به کیفیت زندگی کاری باعث هدر رفتن سرمایه و تلف شدن وقت و انرژی زیادی در کشور خواهد شد در هر سازمانی کیفیت زندگی کاری بالا برای جذب و حفظ کارکنان اساسی است (۲۰۰۸،kearhs،lees). از آنجا که زندگی کاری روی احساس فرد در باره مطلوبیت مکان کاری و آنچه در آن است پایه گذاری می شود و مربوط به تجربه جاری فرد در حیطه های کاری است. ازاین دیدگاه بر رسی کیفیت زندگی کاری که احساس فرد سازمانی را بیان می دارد حایز اهمیت فراوانی است زیرا می تواند در کلیه سطوح بر کیفیت کار کارکنان تاًثیر کذارد. در یک جمع بندی کلی دست کم به چهار دلیل زیر کیفیت زندگی کاری باید برای سازمان ها اهمیت داشته باشد و مورد مطالعه قرار گیرد.
کیفیت زندگی کاری به عنوان فرهنگ، سطح بالایی از تعهد متقابل بین افراد و سازمان بوجود می آورد. به این معنا که افراد به اهداف سازمان و توسعه آن و سازمان نیز به نیاز های افراد و بالیدگی آنها متعهد باشد.
کیفیت زندگی کاری به عنوان یک هدف که بهبود عملکرد سازمانی را از طریق ایجاد مشاغل و محیط های کاری چالشی تر، راضی کننده تر و موًثر تر برای افراد در کلیه سطوح سازمانی فراهم می کند.
کیفیت زندگی کاری به عنوان یک فرآیند که موجبات تحقق اهداف را از طریق دخالت دادن و مشارکت فعال کلیه افراد سازمان فراهم می نماید.
کیفیت زندگی کاری پدیده ای است که امروزه از مرز سازمان فراتر می رود و اثرات آن در زندگی خصوصی فرد قابل مشاهده است(عباسی،۱۳۸۸).
چرا شرکت‌ها نیازمند دستیابی به رضایت‌مندی مشتریان می‌باشند؟ اهمیت رضایت‌مندی مشتریان برای شرکت چیست؟ برای جواب دادن به این سئوال‌ها احتیاج به دانستن این است که اگر مشتریان ناراضی باشند چه اتفاقی می‌افتد و سپس اینکه مشتریان رضایتمند چه منافعی برای شرکت دارند و چگونه شرکت به آن دست می‌یابد.تحقیقات نشان می‌دهند که ۹۶% مشتریان هیچ‌گاه در رابطه با رفتار بد و کیفیت بد محصولات و خدمات شکایت نمی‌کنند و این که ۹۰% این مشتریان ناراضی،‌ بر نمی‌گردند. هر یک از این مشتریان ناراضی،‌ ناراحتی خود را حداقل به ۹ نفر می‌گویند و ۳۰% از مشتریان ناراضی به بیش از ۲۰ نفر نارضایتی خود را انتقال می‌دهند. همچنین مطالعات نشان می‌دهد که جذب یک مشتری جدید ۶ برابر پرهزینه‌تر از نگهداری مشتری فعلی می‌باشد.یک مشتری رضایتمند ممکن است مبالغ زیادی را در طول سالهای ارتباط داشتنش، در شرکت هزینه کند. به ویژه اگر این مشتری به وسیله دریافت خدماتی باکیفیت که سازمان وعده ی تحویل آن را داده است، تشویق شود. بنابراین تعامل داشتن با مشتریان موجود از جستجو برای یافتن یک مشتری جدید خیلی کم هزینه تر است (کاووسی و سقایی، ۱۳۸۴، ص ۸۶)

 

 

۱-۴) اهداف تحقیق

 

 

این تحقیق به دنبال بررسی رابطه بین ابعاد کیفیت زندگی کاری و میزان رضایت شغلی کارکنان دستگاه های اجرایی استان گیلان می باشد. شناسایی این عوامل باعث می شود که دستگاه های اجرایی استان با سرمایه گذاری روی آن بتوانند میزان رضایت شغلی کارکنان خود را بهبود بخشند وهمچنین بتوانند به مشتریان جدیدی در بازار هدف دست یابند. اهداف این تحقیق عبارتند از:
۱-سنجش میزان رابطه بین پرداخت کافی و مناسب و رضایت شغلی کارکنان دستگاه های اجرایی استان گیلان
۲- سنجش میزان رابطه بین محیط امن وسالم و رضایت شغلی کارکنان دستگاه های اجرایی استان گیلان
۳-سنجش میزان رابطه بین گسترش ظرفیت های انسانی و رضایت شغلی کارکنان دستگاه های اجرایی استان گیلان
۴- سنجش میزان رابطه بین امنیت کارکنان و رضایت شغلی کارکنان دستگاه های اجرایی استان گیلان
۵- سنجش میزان رابطه بین انسجام اجتماعی در سازمان کار و رضایت شغلی کارکنان دستگاه های اجرایی استان گیلان
۶- سنجش میزان رابطه بین حقوق فردی در سازمان کار و رضایت شغلی کارکنان دستگاه های اجرایی استان گیلان
۷- سنجش میزان رابطه بین کار و کل فضای زندگی و رضایت شغلی کارکنان دستگاه های اجرایی استان گیلان




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:10:00 ب.ظ ]




دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

 

۱-۶)سوالات تحقیق

 

 

سوالات تحقیق عبارتند از:
۱-آیا بین پرداخت کافی و مناسب و رضایت شغلی کارکنان دستگاه های اجرایی استان گیلان رابطه معناداری وجود دارد؟
۲-آیا بین محیط امن وسالم و رضایت شغلی کارکنان دستگاه های اجرایی استان گیلان رابطه معناداری وجود دارد ؟
۳- آیا بین گسترش ظرفیت های انسانی و رضایت شغلی کارکنان دستگاه های اجرایی استان گیلان رابطه معناداری وجود دارد؟
۴-آیا بین امنیت کارکنان و رضایت شغلی کارکنان دستگاه های اجرایی استان گیلان رابطه معناداری وجود دارد؟
۵-آیا بین انسجام اجتماعی در سازمان کار و رضایت شغلی کارکنان دستگاه های اجرایی استان گیلان رابطه معناداری وجود دارد ؟
۶-آیا بین حقوق فردی در سازمان کار و رضایت شغلی کارکنان دستگاه های اجرایی استان گیلان رابطه معناداری وجود دارد؟
۷- آیا بین کار و کل فضای زندگی و رضایت شغلی کارکنان دستگاه های اجرایی استان گیلان رابطه معناداری وجود دارد؟
۸- آیا بین ارتباط اجتماعی زندگی شغلی و رضایت شغلی کارکنان دستگاه های اجرایی استان گیلان رابطه معناداری وجود دارد؟

 

 

۱-۷) فرضیات تحقیق

 

 

با توجه به اهداف تعیین شده برای این تحقیق می توان فرضیه های تحقیق را به شرح زیر بیان نمود:
۱- بین پرداخت کافی و مناسب و رضایت شغلی کارکنان دستگاه های اجرایی استان گیلان رابطه معناداری وجود دارد.
۲- بین محیط امن وسالم و رضایت شغلی کارکنان دستگاه های اجرایی استان گیلان رابطه معناداری وجود دارد.
۳- بین گسترش ظرفیت های انسانی و رضایت شغلی کارکنان دستگاه های اجرایی استان گیلان رابطه معناداری وجود دارد.
۴- بین امنیت کارکنان و رضایت شغلی کارکنان دستگاه های اجرایی استان گیلان رابطه معناداری وجود دارد.
۵- بین انسجام اجتماعی در سازمان کار و رضایت شغلی کارکنان دستگاه های اجرایی استان گیلان رابطه معناداری وجود دارد.
۶- بین حقوق فردی در سازمان کار و رضایت شغلی کارکنان دستگاه های اجرایی استان گیلان رابطه معناداری وجود دارد.
۷- بین کار و کل فضای زندگی و رضایت شغلی کارکنان دستگاه های اجرایی استان گیلان رابطه معناداری وجود دارد.
۸- بین ارتباط اجتماعی زندگی شغلی و رضایت شغلی کارکنان دستگاه های اجرایی استان گیلان رابطه معناداری وجود دارد.

 

 

۱-۸) متغیر های تحقیق

 

 

۱-۸-۱)متغیر های مستقل

 

 

متغیر مستقل یک ویژگی و خصوصیت است که بعد از انتخاب توسط محقق در آن دخالت یا دستکاری می شود و مقادیری را می پذیرد تا تأثیرش بر روی متغیر وابسته مشاهده شود.(خاکی،۱۳۸۷،ص۱۶۷)
ابعاد کیفیت زندگی کاری که عبارتند از :پرداخت کافی و مناسب، محیط امن وسالم، گسترش ظرفیت های انسانی، امنیت کارکنان، انسجام اجتماعی در سازمان کار، حقوق فردی در سازمان کار، کار و کل فضای زندگی، ارتباط اجتماعی زندگی شغلی




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:10:00 ب.ظ ]




برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

۲-۶) رضایت شغلی

 

 

رضایت شغلی به حالتی مطبوع، عاطفی و مثبت، حاصل از ارزیابی شغل یا تجارب شغلی اطلاق می شود. همچنین رضایت شغلی به طرز تلقی کارکنان نسبت به شغل و سازمان بستگی دارد و وقتی می گوییم فردی دارای رضایت شغلی بالاست، منظور این است که در مجموع شغل خود را دوست دارد و برای آن ارزش قائل است. عوامل مختلفی از جمله ویژگی های فردی، نوع محیط کار و روابط انسانی، حاکم بر محیط کار در میزان رضایت شغلی کارکنان مؤثر است. علاوه بر این، برخی ویژگی های فردی مانند سن، تحصیلات و سابقه خدمت بر رضایت شغلی اثر دارند و توجه به این امر نه تنها به شناخت ماهیت رضایت شغلی و فهم بهتر رفتار کمک خواهد کرد، بلکه امکان آن را نیز فراهم می سازد. احساس رضایت از شغل بر اثر مشاهده پیشرفت یا انجام برخی مسئولیت های اجتماعی و به ظهور رساندن توانایی ها و رغبت های فردی نیز به انسان دست می دهد. علاوه بر این، ویژگی های شخصیتی افراد و تناسب آن با شغلی که انتخاب می کنند نیز در رضایت شغلی فرد مؤثر است . انگیزه ها، عواطف، ارزش ها، نگرش ها و تمایلات فرد تأثیر چشمگیری بر رفتار او دارد. در تحقیقی با عنوان شخصیت و حرفه، نقش شخصیت را در انتخاب شغل مورد توجه قرار داد ه اند. از دیدگاه محققان در مرحله انتخاب شغل، شخصیت و عوامل در سازگاری فرد تأثیر بسزایی دارد(مصطفایی،۱۳۸۹). ادوین لاک رضایت شغلی را، گزارش فرد که در نتیجه حالت عاطفی مثبت از ارزیابی کار یا از تجربه های کاری است،تعریف می کند(Austin et al,2007:14). محققان بیان می دارند که رضایت شغلی می تواند به بهره وری و تعهد سازمانی منجر شود(Kyung,2005:127). رضایت شغلی را می توان نگرش کلی فرد نسبت به شغلش تعریف کرد(رابینز،۱۳۷۴). رضایت شغلی عبارت است از دوست داشتن وظایف مورد لزوم یک شغل، شرایطی که شغل در آن انجام می گیرد و پاداشی که برای آن دریافت می شود(شرتز،۱۳۷۱). بسیاری از محققان تلاش کرده اند تا ابعاد مختلف رضایت شغلی را مشخص کنند؛ زیرا اندازه گیری هر یک از ابعاد رضایت شغلی و بررسی و تاثیر آن بر بهره وری کارکنان اهمیت بسیار زیادی دارد(lu et al ,2007:574). رضایت کارکنان همانند رضایت مشتری در عملکرد سازمان تاثیرگذار است زیرا کارکنان مشتریان داخلی سازمان محسوب می شوند. اهمیت رضایت شغلی از آن جا ناشی می شود که بیشتر افراد تقزیبا نیمی از ساعات بیداری خود را در محیط کار می گذرانند. در حالیکه رضایت شغلی برای کارمندان اهمیت زیادی دارد، مدیران نیز نسبت به نتایج رضایت شغلی در جهت رفتار پرسنل علاقمند هستند. زیرا از بررسی رضایت شغلی کارکنان می توانند به اهداف ذیل دست یابند:
الف) شناخت مشکلات و مسایل موجود در سازمان
ب) شناخت علت آمد و شد و غیبت بیشتر کارکنان
ج) ارزیابی اثرات سازمانی در طرز تلقی و برداشت تصورات کارکنان
د) ایجاد ارتباط صحیح و دوستانه بین مدیران و کارکنان
ه)کسب اطلاعات درست و واقعی(میرکمالی وهمکاران،۱۳۸۹)فقدان رضایت شغلی نیز روحیه کارکنان را کاهش می دهد و روحیه پایین در کار بسیار نامطلوب است.بعضی از شاخص های روحیه پایین عبارت است از: تشویش، غیبت کاری،تاخیر درکار،ترک خدمت و بازنشستگی زودرس(comber& barriball,2007:297-314).رضایت شغلی به برداشتی که فرد از کار خود دارد،اشاره می کند. درباره رضایت شغلی نظریه های گوناگونی ارایه شده است؛ همچنین عوامل زمینه ساز و ایجادکننده رضایت شغلی متنوع و متعددند که می توان آن ها را به جنبه های درونی شامل ویژگی های شخصیتی، احساسات عاطفی و حالت های هیجانی و جنبه های بیرونی شامل شرایط و ویژگی های سازمانی، اجتماعی و فرهنگی دسته بندی کرد(cherose et al , 2006:2151-2159).
برخی از صاحب نظران معتقدندکه رضایت شغلی نوعی نگرش است و در تعریف آن می گویند: رضایت شغلی عبارت است از نگرش فرد نسبت به شغل و به زبان ساده چگونگی احساس فرد نسبت به شغلش و جنبه های گوناگون آن(سید جوادین،۱۳۸۶).

 

 

۲-۷)بعضی از عوامل که منبع رضایت شغلی هستند.

 

 

۲-۷-۱)عوامل سازمانی

 

 

الف)حقوق و دستمزد: مطالعات، لاک[۱۵] نشان می دهد که حقوق و دستمزد یک عامل تعین کننده رضایت شغلی است. بویژه زمانی که از دیدگاه کارمند این پرداخت منصفانه و عادلانه باشد.
ب)ترفیعات: ترفیعات شامل تغییرات مثبت در حقوق (حقوق بالاتر)کمتر مورد سرپرستی قرار گرفتن،چالش کاری بیشتر و آزادی در تصمیم گیری است. به علت اینکه ارتقاء میزان ارزشفرد را برای سازمان نشان می دهد (بویژه در سطوح عالی تر)ترفیع فرد منجر به افزایش روحیه وی می گردد.
ج)خط مشی های سازمان: ساختار دیوانسالارانه که برای فردی که سبک رهبری دموکراسی دارد مناسب نیست. علاوه بر آن خط مشی های سازمانی نیز در رضایت شغلی کارکنان تاثیر گزار می باشد. خط مشی های غیر منعطف باعث بر انگیختن احساسات منفی شغلی و خط مشی منعطف باعث رضایت شغلی می شود.

 

 

۲-۷-۲)عوامل محیطی:

 

 

عوامل محیطی کار شامل موارد زیر است.
الف)سبک سر پرستی: هرجا که سرپرستان با کارکنان رفتاری حمایتی و دوستانه داشته باشند رضایت شغلی نیز زیاد بوده است.
ب)گروه کاری: اندازه گروه و کیفیت ارتباطات متقابل شخصی در گروه، نقش مهمی در خشنودی کارکنان دارد. هرچه گروه کاری بزرگتر باشد، رضایت شغلی نیز کاهش می یابد.زیرا ارتباطات متقابل شخصی ضعیف تر شده و احساس همبستگی کم رنگ تر و نهایاً شناخت تمامی افراد مشکل می شود.همچنین گروه کاری بعنوان یک اجتماع، سستم حمایتی، احساس و روحیه ای برای کارکنان محسوب می شود.اگر افراد در گروه دارای ویژگی های اجتماعی مشابهی(نگرشها و باورهای مشابه)باشند، جوی را بوجود می آورد که در سایه آن رضایت شغلی فراهم می گردد.
ج)شرایط کاری: هر چه شرایط کاری مطلوب تر باشد باعث رضایت شغلی می شود، چرا که در شرایط شغلی مطلوب، آرامش فیزیکی و روانی بهتری برای فرد فراهم می شود.
۲-۷-۳)ماهیت کار: کار به خودی خود نقش مهمی در تعین سطح رضایت شغلی دارد، محتوای شغل دارای دو جنبه است. یکی محدوده شغل است که شامل میزان مسئولیت اقدامات کاری و باز خور است. هرچه این عوامل وسیع تر باشد باعث افزایش حیطه شغلی می شود که آن نیز به نوبه خود رضایت شغلی را فراهم می آورد. دومین جنبه عبارت است از تنوع کاری، تحقیقات نشان می دهد که تنوع کاری متوسط موُثر تر است. تنوع وسیع تر باعث ابهام و استرس می شود و از طرف دیگر تنوع کم نیز باعث یکنواختی و خستگی می شود که نهایتاَمنجر به عدم رضایت شغلی می گردد. ابهام در نقش و تضاد در نقش همواره از سوی کارکنان مورد اجتناب قرار گرفته استزیرا اگر کارکنان کاری که انجام می دهند و انتظاری که از آنها می رود را نشناسند، موجبات ناخشنودی آنها فراهم می گردد.
۲-۷-۴)عوامل فردی: در حالی که محیط بیرونی سازمان و ماهیت شغل عوامل تعیین کننده در رضایت شغل هستند،صفات و ویژگی های فرد نیز نقش مهمی در آن دارد، افرادی که بطور کافی دارای نقش منفی هستند، همیشه از هر چیزی که مربوط به شغل است،شکایت دارند مهم این نیست که شغل چگونه است. آنها همواره بدنبال بهانه ای می گردند تا به گله و شکایت بپردازند. سن، ارشدیت وسابقه، تاثیر قابل ملاحضه ای بر رضایت شغلی دارند کارکنانی که دارای سن بالا وسابقه زیاد در سازمان هستند. انتظار دارند که رضایت بیشتری از شغل خود داشته باشند.همچنین بعضی صفات مشخصه شخصیتی طوری است که باعث افزایش رضایت شغلی می شود بعلاوه می توان این طور نتیجه گرفت، افرادی که در سلسله مراتب نیازهای مازلو در سطح بالاتری قرار دارند، رضایت شعلی بیشتری خواهند داشت(اسدی،۱۳۹۰).

 

 

۲-۸)نظریه های رضایت شغلی

 

 

در باره نظریه های رضایت شغلی عقاید متفاوت و گوناگونی ابراز شده است که به مهمترین آنها اشاره می شود.
۲-۸-۱)نظریه نقشیدر این نظریه به دو جنبه اجتماعی و روانی توجه می شود. در جنبه اجتماعی تأثیر عوامل نظیر نظام سازمانی و کارگاهی و شرایط محیط اشتغال در رضایت شغلی مورد توجه قرار می گیرد. این عوامل همان شرایط بیرونی رضایت شغلی را شامل می شود. جنبه روانی رضایت شغلی بیشتر به انتظارات و توقعات فرد مربوط می شود. به عبارت دیگر، احساس فرداز موقعیت شغلی و فعالیت هایش در انجام مسولیت های محوله وایفای نقش خاص به عنوان عضوی از اعضای جامعه، میزان رضایت شغلی او را مشخص می نماید رضایت کلی نتیجه ای است که فرد از ترکیب در جنبه اجتماعی و روانی عایدش می گردد.

 

 

)نظریه نیازها: ۲-۸-۲

 

 

یکی از مهمترین تئوری ها در زمینه انگیزش انسان را ابراهام مازلو تحت عنوان سلسله مراتب نیازها مطرح نمود که عبارتند از: نیازهای فیزیولوژیکی، نیازهای ایمنی، نیاز به عشق نیازهای احترام، نیازهای خود شکوفائی( نیازهای آزادی تحقیق و بیان و نیاز کسب دانش و درک) مازلو معتقد بود هرگاه یک سطح از نیازهای برآورده شوند دیگر بر انگیزاننده نیستند و سطوح بالاتر نیازها جهت انگیزش فرد شروع به فعالیت می کنند.
نیازهای فیزیولوژیکی: مهمترین سطح سلسله مراتب نیازها، نیاز به آب و غذا و آنچه برای بقای انسان




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:10:00 ب.ظ ]




برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

 

تئوری بهداشت،انگیزش:(۳-۸-۲

 

 

یکی از تئوری های قا بل بحث طبیعت انسان توسط فردریک هرزبرگ پیشنهاد شد که بعنوان نظریه دو عاملی هرزبرگ نامیده می شود هرزبرگ مطالعه ای را در مورد ۲۰۰ نفر حسابدار و مهندس و شاغل در مؤسسات واقع در محدوده پترزبورگ پنسیلوانیا انجام داد و برای ارائه یک تئوری محتوائی از روش” بیان وقایع بحرانی” استفاده نمود پس پاسخهای داده شده را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد و دلایل رضایت وعدم رضایت کارکنان را استخراج نمود و به این نتیجه رسید که احساسهای بد غالباً مربوط به محیط شغل هستند. و یا رضایت شغلی به محتوای شغل و نارضایتی را به محیط شغل مربوط می دانند. عوامل خشنود کننده را محرکها و عوامل ناخشنود کننده را عوامل بهداشتی نامید.
عوامل بهداشتی یا حافظان وضع موجود که فقدان آنها موجب عدم رضایت می شود ولی وجود وتأمین آنها باعث ایجاد انگیزه شدید و قوی نسبت به تامین این عوامل تنها از عدم رضایت جلوگیری می کند. ولی وجود آنها موجب انگیزش نیست. وجود این عوامل کارکنان را در سازمان نگه می دارد. در غیر این صورت آنها دچار عدم رضایت شدیدی می شوند و سازمان را ترک می کنند. عوامل دیگری وجود دارند که در ایجاد انگیزه موئثرند و وجود آنها موجب رضایت وانگیزش افراد می شوند در حالی که غیبت آنها تنها عدم رضایت ضعیف را موجب می شود بنام این فقدان آنها موجب عدم این انگیزش می گردد. هرز برک عوامل موثر در ایجاد انگیزه را موفقیت کاری، شناخت و قدر دانی از افراد و کار آنها، پیشرفت وتوسعه شغلی می داند وی این عوامل را عوامل انگیزش نامید. به عقیده هزربرگ، ممکن است رضایت شغلی افزایش یابد بدونه اینکه عدم رضایت شغلی کاعش یابد و بر عکس(میردوزنده،۱۳۸۹).

 

 

نظریه انگیزش پورتر ولاولر(۴-۸-۲

 

 

پورتر و لاولر الگوی کاملتری از انگیزش که بیشتر بر پایه انتظار بنا شده است ارایه کردند. میزان شدت انگیزش و نیروی به کار رفته به ارزش پاداش بستگی دارد. درک و برداشت از میزان تلاش و درجه اجتماعی دریافت عملی یک پاداش به توجه خود از کامیابی در انجام دادن کار،می پذیرند
لاک و ویستمن اهمیت پاداش ها را در رابطه با عملکرد و رضایت تأکید ویستمن می کنند. بخصوص این مسئله آنگاه که پاداشهای اقتضایی به عملکرد داده می شوند ارتباط بین عملکرد و رضایت را محکمتر می کنند تا زمانی که عکس این باشد(لاکو ویستمن،۱۹۹۰).

 

 

نظریه کینزبرگ(۵-۸-۲

 

 

کینزبرگ به دو نوع رضایت درونی وبیرونی اشاره می کند
الف)رضایت درونی که خود از دو منبع حاصل می شود
احساس لذتی که انسان صرفأاز اشتغال به کارو فعالیت عایدش می شود.
لذتی که بر اثر مشاهده پیشرفت یا انجام برخی از مسؤلیت های اجتماعی به ظهور رساندن توانائی های فرد به انسان به دست می دهد.
ب)رضایت بیرونی که با شرایط اشتغال و محیط کار ارتباط دارد. عوامل رضایت بیرونی شامل: محیط کار، میزان دستمزد و پاداش و روابط موجود بین کارگر وکارفرما می باشند
شفیع آبادی،۱۳۷۶ ).

 

 

(۶-۸-۲نظریه ارزش

 

 

این نظریه مدعی است رضایتمندی شغلی به وسیله این پدیده تعیین می گردد که آیا شغل به فرد امکان حفظ ارزش های خصوصی و شخصی را می دهد یا نه این نظریه می رساند که اگر شغل یا حفظ ارزش های خصوصی و شخصی شاغل سازگار باشد، او از شغل خود رضایت دارد. ولی چنانچه شغلش با ارزش های خصوصی او در تعارض و تناقض باشد، رضایت شغلی برایش حاصل نخواهد شد(اسدی ۱۳۸۷).

 

 

۲-۹)کیفیت زندگی کاری

 

 

برنامه کیفیت زندگی کاری شامل هرگونه بهبود در فرهنگ سازمانی است که حامی رشد و تعالی کارکنان در سازمان باشد(Dockel, 2003). از این رو نظام ارزشی کیفیت زندگی کاری، سرمایه گذاری بر روی افراد به منزله مهم ترین متغیر در معادله مدیریت راهبردی مورد توجه قرار می دهد، به این معنی که برآورده ساختن نیازهای کارکنان به بهسازی و کارایی بلندمدت سازمان منجر خواهد شدRichard,2007)). مازلو چشم انداز مدینه فاضله سازما ن ها را در کتاب یوپ سی کین این گونه توصیف میکند که مدینه فاضله هنگامی میسر است که سازمان ها توسط کارکنان خودشکوفا، همراه با عوامل تقویت کننده که خودشکوفایی را در همه سطوح سازمانی توسعه دهد، اداره شوند. چشم انداز مازلو این بود که خودشکوفایی کارکنان، تأثیر واقعی در سازمان ها به طور اخص و در جامعه به طور اعم خواهد داشت. امروزه مدیریت کیفیت جامع، توانمندسازی گروه های کاری خودکار و کیفیت زندگی کاری ما را به سمت این نوع آموزش مدیریت و رهبری سوق می دهند. از این رو کیفیت زندگی کاری در قرن حاضر، در سراسر دنیا به صورت یکی از مهم ترین اهداف سازمان و کارکنان آن درآمده است کارکنان از جنبه های مختلفی همچون حقوق و دستمزد، فرصت رشد، توسعه قابلیت های انسانی، امنیت از جنبه های مختلفی همچون حقوق و دستمزد، فرصت رشد، توسعه قابلیت های انسانی، امنیت شغلی، قانونگرایی در کار و … که از ابعاد کیفیت زندگی کاری محسوب م یشود، گلایه دارند. آنچه تحت تأثیر ابعاد کیفیت زندگی کاری بر عملکرد کارکنان تأثیر خواهد داشت، متغیر تعهد سازمانی است(شهبازی،۱۳۸۸).

 

 

۲-۱۰) تعاریف کیفیت زندگی کاری

 

 

در طی چند دهه گذشته پنج تعریف از کیفیت زندگی کاری تکامل و توسعه پیدا کرده استاولین تعریفی که در بین سال های (۱۹۷۲-۱۹۶۹) ظهور پدا کرداکثر کسانی که در این زمینه کار می کردند کیفیت زندگی کاری را به عنوان واکنش فرد در برابر کار یا پیامد های فردی تجربه کاری مورد ملاحظه قرار می دادند. لذا بحث از کیفیت زندگی کاری یک فرد در برابر کار یا نحوه بهبود کیفیت زندگی کاری برای یک فرد، در میان بودی کیفیت زندگی کاری عبارت است از عکس العمل کارکنان نسبت به کاربه ویژه پیامد های فردی آن در ارضای شغلی و سلامت روحی (حسینی و همکاران) کیفیت زندگی کاری فرآیندی است که طی آن همه اعضای سازمانان راه مجاری ارتباطی باز و متناسبی که برای این مقصود ایجاد شده است در تصمیم هایی که به ویژه بر شغلشان و بر محیط کارشان به طور کلی اثر می گذارد، به نحوی که دخالت می کنند و در نتیجه مشارکت و خشنودی آنها از کار بیشتر می شود و فشار عصبی ناشی از کار برایشان کاهش می آبد(دولان وشولر،۱۳۸۱،ص،۳۵۴). کیفیت زندگی کاری در تعریفی دیگر به عنوان موضوع اجتماعی عمده و مفهومی جهانی مورد ملاحظه قرار گرفته است. زندگی کاری با کیفیت عالی از طریق توجه به فلسفه روابط کارکنان به دست می آیدو عبارت است از بکار گیری کوشش هایی منظم از سوی سازمانی است که به کارکنان فرصت های بزرگتری برای اثر گذاری به کارشان و تشریک مساعی در اثر بخشی کلی سازمان می دهد(عباسی،۱۳۹۰). امروزه در تازه ترین مطالعاتی که در زمینه زندگی کاری انجام شده است. این مفهوم به عنوان موضوعی که دارای باری قویاً اخلاقی است مطرح شده است. تعهدی که نسبت به رعایت اصول اخلاقی در محیط کارو مسؤلیت اجتماعی سازمانها وجود داردنحوه رفتار با کارکنان محسوب شده است بر اساس این معنا، مدیریت سازمان ها به موازات اینکه بایستی موفقیت خود را در زمینه عملکرد مد نظر داشته باشد، می بایستی در راستای جلب رضایت کسانی که در سازمان کار انجام میدهند، گام بردارند(معدنی پور،۱۳۸۱). همچنین کیفیت در سال ۱۹۹۷ انجمن کیفیت زندگی کاری آمریکا تعریف زیر را در این مورد ارائه نمود بهبود کیفیت زندگی کاری به هر فعالیتی اطلاق می شود که در هر سطحی از سازمان رخ می دهد و هدف از آن افزایش اثربخشی سازمان از طریق بالابردن مقام و منزلت و فراهم نمودن امکان ترقی افراد می باشد.کیفیت زندگی کاری فرآیندی است که سهامداران سازمان ،مدیریت،اتحادیه ها و کارکنان می آموزند چگونه با یکدیگر بهتر کار کنند،عملیات را برای خود تشریح نمایند و بهبودهای لازم را اعمال نمایند تا دو هدف بهبود کیفیت زندگی کاری و اثربخشی، برای اعضای سازمان، شرکتها و اتحادیه ها به طور همزمان تحقق یابد.
کیفیت زندگی کاری را می توان در دو مفهوم تعریف کرد:
۱- تعریف عینی از کیفیت زندگی کاری عبارت است از مجموعه شرایط واقعی کار و محیط کار در یک سازمان مانند میزان حقوق و مزایا، امکانات رفاهی بهداشت و ایمنی، مشارکت در تصمیم گیری دموکراسی و سرپرستی.
۲- تعریف ذهنی از کیفیت زندگی کاری، عبارت است از تصور و تلقی افراد از کیفیت زندگی به طور اخص می باشد به تعبیر دیگر، کیفیت زندگی کاری برای هر فرد یا گروهی از افراد با فرهنگ و طرز تلقی مشابه،ویژگی خاصی دارد(میرسپاسی،۱۳۷۶،ص۶۶).همچنین آرمسترانگ می گوید”: کیفیت زندگی کاری، یعنی رضایت یک کارمند از برآورده شدن نیاز هایش از طریق منابع، فعالیت ها و نتایجی که از درگیری و مشارکت در محیط کار به دست می آید او همچنین میگوید محقیقان بسیاری در یافتند که کیفیت زندگی کاری شخص، معمولا تحت تاثیر تجربه کاری وانتظارات شغلی آینده اش قرار می گیرد ( ۱۴۳،p،۲۰۰۷،Armstrang). کیفیت زندگی کاری یک اصطلاح جمعی است که مفاهیم بسیاری را در بر می گیرد از آنجایی که برداشت کارکنان از آن
نقش مهمی در تصمیم گیری های آنهاهمچون ترک سازمان یا باقی ماندن در آن دارد، بنابر این هنگام ارزیابی کیفیت زندگی کاری باید استنباط و برداشت های کارکنان را نیز مورد توجه قرار داد. مفهوم کیفیت زندگی کاری در حال حاضر مربوط به فلسفهای در سازمان ها است که می خواهد شاًن و منزلت کارکنان را افزایش دهد(میر دوزنده،۱۳۹۰).
وین هسکت[۱۶]، کیفیت زندگی کاری را به عنوان احساس تعریف می کند که کارمند نسبت به شغل،همکاران و سازمان دارد و آن را مانند زنجیره ای می داند که باعث رشد و سود آوری سازماتن می شود. احساس خوب نسبت به کار بدین معنی است که کارکنان از انجام کاری که باعث بهره وری محیط کار می شود،خوشحال می باشند. این تعریف بینشی را فراهم می کند که طبق آن رضایت از محیط کار می تواند کیفیت زندگی کاری بهتری را فراهم کند(اسدی،۱۳۸۷).
مفهوم کیفیت زندگی کاری در حال حاضر مربوط به فلسفه ای در سازمان ها است که می خواهد شأن و منزلت کارکنان را افزایش دهد،تغییراتی در فرهنگ سازمانی ایجاد کن. و رفاه فیزیکی و روحی کارکنان را افزایش دهد(شهبازی،۱۳۸۸،صص۷۱).
ودر نهایت با توجه به این تعاریف میتوان اینگونه استنباط نمود که هدف بسیاری از این تعاریف، در واقع دستیابی به یک محیط کاری کارامد است که نیاز های فردی و سازمانی را برآورده ساخته و ارزش هایی را که باعث بهبود بهداشت،رفاه، امنیت شغلی،توسعه مهارت ها و توازن بین زندگی کاری و غیر کاری می شود را ارتقاءبخشند.
شاید بتوان گفت ریچاردوالتون تعریف رسمی تری را از کیفیت زندگی کاری ارایه نموده است کیفیت زندگی کاری عبارت است از میزان توان اعضای یک سازمان کاری در برآورده نمودن نیاز های مهم فرد
ی خود در یک سازمان از طریق تجربیات خود

 

 

۲-۱۱)اهمیت کیفیت زندگی کاری




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:09:00 ب.ظ ]




دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

 

۲-۱۲)رویکرد های بهبود کیفیت زندگی کاری و ویژگی های آن

 

 

۲-۱۲-۱) کار راه شغلی مسیر پیشرفت شغلی

 

 

توجه مدیران به مشاغل و تاثیر آن ها در رضایت شغلی کارکنان
کیفیت زندگی کاری یکی از ابعاد شغل

 

 

۲-۱۲-۲)سیستم حقوق و مزایا

 

 

-در کارکنان انگیزش ایجاد می کند
-یک استراتژی متداول در بهبود کیفیت زندگی کاری است
-بر نگرش و رفتار کارکنان،ساختار و رویه های سازمانی تاثیر می گذارد.
-به سیستم ارتباطات و مشارکت بایستی توجه داشت زیرا بر نظام پرداخت تاثیر می گذارد.

 

 

۲-۱۲-۳) طراحی و حفظ روابط کارکنان

 

 

توجه به پویایی های روابط درون وبین گروهی
افزایش و تقویت ارتباطات و تعاملاتبین و درون گروه ها
کاهش رقابت های غیر سازنده
برقراری ارتباط با تاکید ویژه بر اعتماد سازی بین کارکنان و مدیران
ایجاد محیط کار کیفی و سهیم ساختن کارکنان در اطلاعات

 

 

۲-۱۲-۴) اقدامات مدیریتی

 

 

مدیران رده سر پرستی به طور مستقیم بر رفتار سازمانی و میزان بهره وری کارکنان تاثیر می گذارند
کیفیت زندگی کاری از ویژگی های ساختار سازمان تاثیر می پذیرد
انسانی کردن ساختار سازمانی در بهبود کیفیت زندگی کاری تاثیر دارد
اقدامات مدیریتی نباید با منافع کارکنان و ملاحظات انسانی در تضاد باشد
ارزشیابی اثر بخش اقدامات مدیریت به طور مستمر انجام می گیرد.

 

 

۲-۱۲-۵)راهبرد های درونی و بیرونی تغییر

 

 

استفاده از استراتژی های فوق الذکر مستلزم تدوین راهبرد هایی است که به بهبود کیفیت زندگی کاری منتج می گردد. بهسازی یا بالندگی سازمانی، تشکل های کارگری و کارمندی، گروه های سیاسییا ذی نفوذ و قوانین و مقررات از جمله راهبرد هایی است که به این امر کمک می کند(میر کمالی،۱۳۸۷).

 

 

۲-۱۳)موانع و مشکلات کیفیت زندگی کاری

 

 

با وجود اینکه برنامه های کیفیت زندگی کاری مفید هستند اما به عقیده مورهد گریفن مشکلات بالقوه ای نیز برای سازمان ایجاد می کنند که به شرح ذیل می باشد.
۱-همکاری مدیریت و کارکنان در طراحی و و اجرای برنامه ضروری است در غیر این صورت ممکن است. هر یک از طرفین برنامه را در جهت کسب امتیاز از طرف دیگر بداند کمیته های کارکنان و مدیریت می توانند در جهت افزایش همکاری به نحو مؤثری عمل کنند.
۲-برنامه های عملی باید تا اجرای کامل دنبال شوند طرح ها ممکن است میان انبوه مشکلات اداره و محیط کار به فراموشی سپرده شوند. هر یک از اعضای سازمان ها شامل مدیریت و کارکنان باید در نظر داشته باشند که از طرح های تهیه شده به طور کامل پیروی کنند.
۳-سومین مشکل موجود در مورد اجرای برنامه های بهبود کیفیت زندگی کاری عدم پشتیبانی از مدیریت میانی است که برای اجرای برنامه تحت فشار مدیریت عالی و کارکنان خط مقدم قرار دارد.
۴-همچنین برنامه های بهبود کیفیت زندگی کاری باید توأماًبه بهبود زندگی کاری و حفظ کارایی سازمان متمرکز شوند.
۵-به طور دایمی هیچگونه ناسازگاری بین منابع سازمان وجود نداشته باشد(۶۰،p،۲۰۰۸،et al،Rethinam).
(۱۴-۲ راه های بهبود کیفیت زندگی کاری
تنوع در برنامه های کیفیت زندگی کاری تقریباً به اندازه سازمان های است که تلاش هایی را به منظور بهبود کیفیت زندگی کاری کارکنان خود انجام داده اند. برنامه های کیفیت زندگی کاری با ساختار و فرآیند های خود کار و محتوای سازمانی که کار در درون آن محتوا شکل می گیرد، سرو کار دارد.انتخاب عواملی که بایستی بر مبنای آن این برنامه ها اجرا شود به ارزیابی دقیق نگرش ها و فعالیت های کارکنان و فرصت هایی که مدیریت تصور می کند. برای بهبود فراهم است بستگی دارد. این برنامه ها معمولاً بر مبنای تشخیص دقیق مشکلات و فرصت ها و ارزیابی میزان پذیرش تغییر توسط سازمان، طراحی می گردد برنامه های کیفیت زندگی کاری کارکنان را جهت مشارکت با مدیریت در تصمیم گیری در مورد مسائل و فرصت های محیط کار در جهت افزایش اثر بخشی سازمان و بهبود رضایت مندی،تعهد و عملکرد کارکنان مورد تشویق قرار می دهد به طور کلی کوشش های مشترک توسط مدیریت و کارکنان به منظور افزایش بهره وری و بهبود شرایط زندگی کاری به عنوان برنامه های کیفیت زندگی کاری قلمداد می گردد(شیرکوند،۱۳۸۶)

 

 

۲-۱۵)برنامه های کیفیت زندگی کاری




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:09:00 ب.ظ ]




دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

 

۲-۱۶)نقش واحد منابع انسانی در کیفیت زندگی کاری

 

 

نقش واحد منابع انسانی در کوشش های مربوط به کیفیت زندگی کاری طیف وسیعی را در بر می گیرد. در برخی از سازمانها، مدیریت سطح عالی به منظور تضمین برقراری کوشش های سراسری و بهبود کیفیت زندگی کاری و کارآیی یک نفر از مدیران را برای انجام امور منصوب می کند. در بیشتر موارد، این مدیران دارای کارمندان انگشت شماری هستند و بنابر این برای کمک گرفتن در امور آموزش کارکنان، ارتباطات با بازخورد بررسی رفتار و همکارهای مشابه به واحد منابع انسانی تکیه می شود(اخوان،۱۳۸۸).

 

 

۲-۱۷)مدل مفهومی تحقیق

 

 

الگویی است که فرد پژوهش گر بر اساس آن درباره روابط بین عواملی که در ایجاد مساله مهم تشخیص داده اند نظریه پردازی می کند. چهار چوب نظری تحقیق نباید صحبت پژوهش گر باشد و گاه به طور منطقی از نتایج تحقیقات قبلی پیرامون مساله نشات می گیرد، در بسیاری از موارد ادغام باورهای منطقی فرد پژوهش گر و تحقیقات مرتبط منتشر شده با مساله تحقیق در ایجاد مبنایی برای بررسی موضوع تحقیق نقش محوری دارد. ایجاد چهارچوب نظری در تکمیل درک پژوهش گر از دو مسئله تحقیق به فرضیه سازی و آزمون، آنها کمک می کند، چهارچوب نظری یک شبکه منطقی توسعه یافته توصیف شده و کامل بین متغیرهایی است که از طریق فرایندهایی مانند مصاحبه، مشاهده در بررسی موضوع (پیشینه تحقیق )فراهم آمده است(خاکی،۱۶۳،۱۳۸۷).
پرداخت کافی و مناسب
محیط امن وسالم
گسترش ظرفیت های انسانی
امنیت کارکنان
رضایت شغلی کارکنان
انسجام اجتماعی در سازمان کار
حقوق فردی در سازمان کار
کار و کل فضای زندگی
ارتباط اجتماعی زندگی شغلی
شکل(۱) مدل والتون

 

 

۲-۱۸) سابقه تحقیقات انجام شده:

 

 

طبقه بندی کیفیت زندگی کاری والتون: “والتون” هشت طبقه بندی اصلی را به مثابه چهارچو بی برای تحلیل کیفیت زندگی کاری مشخص نموده است: دستمزد کافی و منصفانه : آیا درآمد کار تمام وقت با استانداردهای جامعه یا استاندارد شاغل تطبیق می کند؟ آیا پرداخت با انواع کارهای دیگر سازگاری دارد. شر ایط کار ی امن و سالم: آیا شرایط کار به واقع بی خطر است؟ ساعت کار منطقی است؟ فرصت بر ای کاربرد و توسعه بلا واسطه استعدادهای انسانی: آیا کار به شخص اجازه استفاده وسیع از مهارت ها را می دهد؟ آیا کار امکان استقلال و خود اختیاری را می دهد؟ اطلاعات مربوط به موضوع و مفهوم در دسترس است؟ آیا کار واحد واقعی و کامل است؟ یا بخش کوچکی از یک واحد کار است؟ آیا کار اجازه برنامه ریزی را به شخص می دهد. فرصت برای امنیت و رشد مداوم در آینده : آیا کار امکان رشد استعدادهای شخص را فراهم می کند؟ آیا فرصت های پیشرفت بر ای استفاده از دانش و مهارت های ضروری جدید وجود دارد؟ تضمین استخدام و درآمدی چگونه است؟ انسجام اجتماعی در سازمان کار: آیا آزادی از تعصب وجود دارد؟ سازمان تا چه حد به نشانه های موقعیتی و سلسله مراتبی متکی است؟ تحرک به سمت بالا وجود دارد؟ آیا صراحت بین فردی و حمایت از یکد یگر در میان اعضاء وجود دارد؟ حقوق فردی در سازمان کار: آیا اعضاء حق حفظ مسائل خصوصی خود را دارند؟ آیا اعضاء می توانند بدون ترس از انتقام بالا از آنها انتقاد کنند؟ آیا با اعضا رفتار منصفانه می شود؟ آیا برای گلایه ها و شکایات روند مناسب وجود دارد؟ کار و کل فضای زندگی: آیا سازمان دهی کار به عضو اجازه می دهد تا به سایر نقش های زندگی خود بپردازد؟ شرایط اضافه کاری، درخواست های مسافرت و جا بجایی جغرافیایی چیست؟ ارتباط اجتماعی زندگی شغلی: شاغل مسئو لیت اجتماعی سازمان را چگونه می بیند؟ تولیدات، از بین بردن ضایعات، بازاریابی و فروش فنون، عملیات استخدامی، روابط با کشورهای در حال توسعه، مشارکت در مبارزات سیاسی، نگرش به قوانین و غیر آن(نوربخش و همکاران،۱۳۹۰ ).
در یک نظر سنجی بین المللی که در رابطه با کیفیت زندگی کاری در کشورهای مختلف انجام گردیده ۱۰۴۰۰نفراز کارکنان سازمانهای مختلف مورد سوال قرار گرفتند.
مهمترین انتظارات این افراد از محیط کارشان را می توان در ۵ مورد زیر خلاصه نمود:
۱-برقراری تعادل بین کار و زندگی شخصی.
۲-داشتن شغلی که واقعاً لذت بخش باشد.
۳-داشتن احساس امنیت و تامین آینده.
۴-داشتن حقوق و دستمزد مناسب.
۵-داشتن همکاران خوب.
در اکثر کشورها، مورد اول یعنی توانایی برقراری تعادل بین کارو زندگی شخصی، مهمترین عامل رضایت از محیط کار است. در تمامی کشورها فاصله قابل توجهی بین آنچه کارکنان می خواهند و آنچه به دست می آورند وجود دارد، به خصوص در مورد پرداخت حقوق، تعادل بین کار و زندگی شخصی و امنیت شغلی(شریف زاده،۱۳۷۵).
لیسا و همکاران در سال(۲۰۱۰) در پژوهشی با عنوان “مدیران چگونه می توانند کیفیت زندگی کاری را در پروژه های ساختمانی به تعادل برسانند”در کشور استرالیا به این نتیجه رسیدند که کارکنان با تجربه کاری در کل راضی تر هستند و این بیانگر نقش مهمی است که نگرش و رفتار مدیران بازی می کند وکیفیت زندگی کاری یکی از ملزومات رضایت کارکنان می باشد.
آدهیکاری و پاندی در سال (۲۰۱۲) در پژوهشی با عنوان “کار خوب و کیفیت زندگی کاری در نپال” به این نتیجه رسیدند که اگر چه شماری از کشورها در کاهش تعداد افراد زیر خط فقر موفق بوده اند اما چالش هایی در رویارویی با اهداف کار خوب و شایسته دارند با این وجود نارضایتی میان کارفرمایان و کارکنان در شرایط اقتصادی و سیاسی وضع موجود وجود دارد که آن ها علاقمند به مزایای کوتاه مدت هستند.
آدهیکاری و گوتام در پژوهشی با عنوان “وضع قانون کار برای بهبود کیفیت زندگی کاری در نپال” در سال (۲۰۱۰) به این نتیجه رسیدند که در کارگران نپالی وضع کیفیت زندگی کاری در وضعیت مناسبی قرار ندارد.بنابراین تعهد بخش دولت،کارفرمایان و اتحادیه های کارگری نیازمند فعالیت در زمینه ایجاد کیفیت زندگی کاری و ایجاد صنایع محیطی مرتبط و همسان می باشد.




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:09:00 ب.ظ ]




دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

 

فصل سوم

 

 

روش اجرای تحقیق

 

 

۳-۱)مقدمه

 

 

از آغاز تاریخ بشر، انسان در صدد پی بردن به قاعده و نظم موجود در پدیده ها و رویدادهای جهان اطراف خود بوده است. بدین جهت به کشف قوانین، اصول و نظریه های حاکم بر پدیده ها و رویدادها نایل آمده است. باید توجه داشت که این قوانین و اصول تحت شرایط خاصی اعتبار دارد. این شرایط زیربنای صحت آن ها را تشکیل می دهد. این سوال که چگونه داده ها گردآوری شود و مورد تفسیر قرار گیرد، به طوری که ابهام حاصل از ان ها به حداقل ممکن کاهش یابد، مربوط به روش شناسی تحقیق است. پاسخ این سوال را می توان با توجه به قواعد و اصول مورد استفاده در پژوهش های علوم انسانی و دیدگاه های فلسفی زیربنایی آن ها بدست آورد. در انجام دادن پژوهش، به منظور کسب شناخت، باید مجموعه ای از گزاره ها(فرضیه ها یا سوال های تحقیق) را تدوین کرد سپس آن ها را مورد آزمون قرار داد یا پاسخ آن ها را فراهم آورد. این امر، فرایند پژوهش را هدایت کرده و پژوهشگر را در بدست آوردن شناخت یاری می دهد. براین اساس روش تحقیق وسیله یا طریقه تعیین این امر است که چگونه یک گزاره تحقیق مورد تایید قرار می گیرد یا رد می شود. به عبارت دیگرروش تحقیق چهارچوب عملیات یا اقدامات جستجوگرایانه برای تحقق هدف پژوهش، جهت آزمودن فرضیه یا پاسخ دادن به سوال های تحقیق را فراهم می آورد(سرمد و همکاران،۱۳۹۰،ص۲۲). در این فصل ابتدا انواع تحقیق، تعاریف آنها و نوع تحقیق حاضر توضیح داده می شود؛ سپس جامعه و نمونه آماری و روش نمونه گیری بیان می گردد. در ادامه، روش ها و ابزار گردآوری اطلاعات و پایایی و روایی و مقادیر آن بحث می گردد و در نهایت روش تجزیه و تحلیل اطلاعات مطرح می شود.

 

 

۳-۲) روش تحقیق:

 

 

دستیابی به هدفهای علم یا شناخت علمی میسر نخواهد بود مگر زمانیکه با روش شناسی درست صورت پذیرد به عبارت دیگر تحقیق از حیث روش است که اعتبار می یابد نه موضوع تحقیق (غلامرضا خاکی ۱۳۷۸،ص ۱۵۵). تحقیق مستلزم یک رشته فعالیت هایی است که به درستی اندیشیده شده اند و به دقت به اجرا در می آیند. تحقیق در بردارنده فرآیندهای جستجو، بررسی، آزمون و آزمایش است. این فرآیندها را باید به طور منظم، به دقت ، منتقدانه، عینی و منطقی به اجرا درآورد. نتیجه نهایی شامل کشف واقعیات جدیدی است که به ما کمک می کند تا با مشکل موجود برخورد کنیم (شادی دیزجی،۱۳۹۰،ص۸۸).هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه بین ابعاد کیفیت زندگی کاری و میزان رضایت شغلی کارکنان دستگاه های اجرایی استان گیلان می باشداین تحقیق از نوع تحقیقات توصیفی میدانی می باشد، با توجه به این که تحقیق به طور سازمان یافته ای در شرایط واقعی مورد بررسی و مطالعه قرار می دهد این تحقیق از نوع میدانی است.

 

 

۳-۳) جامعه و نمونه آماری

 

 

جامعه آماری را می توان این گونه تعریف کرد: جامعه آماری عبارت است از کلیه عناصر و افرادی که در یک مقیاس جغرافیایی مشخص(جهانی یا منطقه ای) دارای یک یا چند صفت مشترک باشند(حافظ نیا،۱۳۸۵،ص۱۱۹).جامعه آماری عبارت است از مجموعه ای از افراد یا واحدها که دارای حداقل یک صفت مشترک باشند. معمولا در هر پژوهش جامعه مورد بررسی یک جامعه آماری است که پژوهشگر مایل است درباره صفت(صفت ها) متغیر واحدهای آن به مطالعه بپردازد(سرمد و همکاران،۱۳۹۰،ص۱۷۷).جامعه آماری به کل گروه افراد، وقایع یا چیز هایی اشاره داردکه محقق می خواهد به تحقیق در بارهً آنها بپردازد(سکاران،۱۳۸۸،ص۲۹۶). جامعه آماری این تحقیق شامل همه کارکنان دستگاه های اجرایی استان گیلان می باشد. که شامل ۴۰۷۱۳کارمند در ۷۳ دستگاه اجرایی می باشد. با توجه به این که حجم جامعه آماری محدود و مشخص می باشد برای تعیین حجم نمونه از جدول مورگان استفاده شده است که برای تعداد ۴۰۷۱۳ نفر حجم نمونه برابر ۳۸۰ نفر می باشد. پس از مشخص شدن حجم نمونه از طریق جدول مورگان پرسشنامه ها در بین اعضای جامعه توزیع شده است .
ابتدا استان گیلان به سه قسمت تقسیم شده و در هر قسمت تعداد ۱۲۷ پرسشنامه توزیع شده که پس از پاسخگویی پرسشنامه ها جمع آوری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 
yle="box-sizing: inherit; width: 1104px;"> ردیف نام دستگاه جمع کل ردیف نام دستگاه جمع کل ردیف نام دستگاه جمع کل ۱ ارشاد اسلامی ۲۷۷ ۲۷ زندانها ۶۴۰
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:08:00 ب.ظ ]




۳-۴) روش ها وابزار جمع آوری اطلاعات

 

 

داده ها را با چهار روش کلی که هر یک انواع و ویژگی های خاصی دارند می توان از جامعه یا نمونه آماری استخراج کرد.این ابزارها عبارت است از:
۱)پرسشنامه[۱۷]
۲)مصاحبه[۱۸]
۳)مشاهده[۱۹]
۴) بررسی مدارک و اسناد(مراجعه به کتابخانه)
داده هایی که در تحقیق به کار برده می شوند ممکن است اولیه یا ثانوی باشند. داده های اولیه را محقق به صورت دست اول و بیشتر از طریق مشاهده، پرسشنامه و مصاحبه بدست می آورد. داده های ثانوی از منابع دیگر و به صورت گوناگون به دست می آیند این داده ها پیش از آنکه پژوهشگر تحقیق را آغاز کند توسط دیگران جمع آوری و تولید شده به صورت های گوناگون موجودند(خاکی،۱۳۸۷،ص ص۲۴۳-۲۲۷). در این مرحله محقق داده ها واطلاعاتی را از طریق روش میدانی وکتابخانه ای گردآوری می کند و سپس با ترکیب اطلاعات از طریق طبقه بندی و تجزیه وتحلیل سعی در ارزیابی فرضیه های خویش می باشدو در نهایت حکم صادر می کند و پاسخ مساله تحقیق را به اتکای آنها در می یابد. در این پژوهش ابزاری که با آن به سنجش و اندازه گیری متغیرهای مورد نظر پرداخته شده است پرسشنامه استاندارد می باشد که پس از اطمینان از پایایی بالای آن در بین نمونه های انتخاب شده توزیع شده است و نظرشان نسبت به متغیرهای تحقیق سنجیده شده است. بدین صورت که پس از اطمینان از پایایی آن پرسشنامه های مورد نظر توزیع و پس از جمع آوری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است و سوالات بر اساس طیف ۵گزینه ای لیکرت[۲۰] طرح ریزی گردیده است.

 

 

۳-۵)روایی پرسشنامه[۲۱]

 

 

مقصود از روایی ان است که آیا ابزار اندازه گیری می تواند خصیصه و ویژگی که ابزار برای ان طراحی شده است را اندازه گیری کند یا خیر؟ موضوع روایی از آن جهت اهمیت دارد که اندازه گیری های نامناسب و ناکافی می تواند هر پژوهش علمی را بی ارزش و ناروا سازد(خاکی،۱۳۸۷،ص۲۴۴).مفهوم روایی به این سوال پاسخ می دهد که ابزار اندازه گیری تا چه حد ،ویژگی مورد نظر را می سنجد. یعنی، هنگامی که به امید مطالعه یک مفهوم مجموعه ای از پرسش ها (یا یک ابزار اندازه گیری)را مطرح می کنیم چگونه می توانیم اطمینان یابیم که واقعا” به اندازه گیری همان مفهوم مورد نظر را پرداخته ایم یا چیز دیگر را سنجیده ایم؟از این رو در این پژوهش پس از مشورت با کارشناسان و متخصصان دستگاه های اجرایی و با کمک گرفتن از خبرگان فن و راهنمایی اساتید راهنما و مشاور این پژوهش، جهت تایید روایی ابزار گردآوری اطلاعات اقدام نمودیم.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

۳-۶)پایایی پرسشنامه[۲۲]

 

 

پایایی دلالت بر آن داردکه ابزار اندازه گیری در شرایط یکسان تا چه اندازه نتایج یکسان به دست می دهد. به منظور تعیین قابلیت اعتماد و ابزار اندازه گیری نیز روشهای مختلفی و متعددی وجود دارد که یکی از آنها سنجش سازگاری درونی آن است. سازگاری درونی ابزار اندازه گیری می تواند با ضریب آلفای کرونباخ اندازه گیری شود.این روشی است که در اغلب تحقیقات مورد استفاده قرار می گیرد اگرچه حداقل مقدار قابل قبول برای این ضریب باید ۷۰ درصد باشد اما مقادیر۰ ۶ درصد و حتی ۵۵ درصد نیز قابل پذیرش است (شادی دیزجی ،۱۳۹۰).برای اطمینان از پایایی بالای پرسشنامه ابتدا تعداد ۳۰ پرسشنامه در بین اعضای جامعه آماری پیش آزمون گردید و پس از جمع آوری و محاسبه آلفای کرونباخ که مقدار ان برابر ۹۹۵/۰ بدست آمد که بیانگر پایایی بالای پرسشنامه های مذکور می باشد و درنهایت پس از اطمینان از پایایی بالای آن پرسشنامه ها توزیع شد.
جدول (۳-۲) پایایی متغیرهای تحقیق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 
yle="box-sizing: inherit; width: 1104px;"> ردیف نام متغیر آلفای کرونباخ ۱ پرداخت کافی و مناسب ۹۵۱% ۲ محیط امن وسالم ۹۴۳% ۳ گسترش ظرفیت های انسانی ۸۹۲% ۴
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:08:00 ب.ظ ]




دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

عریف قانون مدنی از عقد تعریفی جامع نبوده و بسیاری از عقود از جمله عقود تملیکی و عقود چند جانبه ای را در برنمی گیرد. همچنین در مورد تفاوت یا یگانگی مفهوم قرارداد و عقد نیز اختلاف نظر وجود دارد اما اکثریت حقوقدانان این دو واژه را مترادف دانسته اند. آنچه که مسلم است ملاک تشخیص قرارداد این است که بدون توافق دو طرف نتواند اثری بوجود آورد که مورد قبول قانون (اداره عمومی )یا عرف و عادت یا عقل و اخلاق حسنه بوده باشد.[۲]
با توجه به تفاسیر فوق و با توجه به اینکه تعریف مندرج در قانون مدنی ایرادات گسترده ای را در بر دارد حقوقدانان تعریف جامعی از عقد یا قرارداد را به شرح زیر ارائه داده اند:”عقد عبارت است از توافق اراده دو طرف به منظور ایجاد یک اثر حقوقی ،اعم از اینکه این اثر بوجود آمدن ،تغییر یا سقوط تعهد باشد ،یا بوجود آمدن ،تغییر یا سقوط یک حق عینی مانند مالکیت و غیر آن.”[۳]
ب – تمایز قرارداد از واقعه حقوقی
قرارداد متمایز از واقعه حقوقی می باشدچرا که آثار واقعه حقوقی بموجب حکم قانون ایجاد می شوندخواه ایجاد واقعه ارادی باشد همانند غضب و اتلاف یا غیر ارادی همانند فوت ،تولد و حوادث قهری اما آثار قرارداد به قصد و اراده مشترک طرفین حاصل می شود مشروط بر آنکه خلاف قانون و عرف نباشد.[۴]بنابرین می توان گفت که قرارداد یک عمل حقوقی است تا یک واقعه حقوقی.
ج – تمایز قرارداد از ایقاع
عقد و ایقاع هر دو عملی حقوقی اند که اراده در هر دو شرط اساسی به شمار می آید. صفت بارز یک عمل حقوقی آن است که اثر آن مطابق با خواسته فاعل باشد ، عقد عملی حقوقی است که با دو اراده محقق می گردد و جنبه انشایی دارد، ولی ایقاع، یک عمل حقوقی است که با اراده یک طرف و به صرف قصد انشاء و رضای یک طرف ، منشا اثر حقوقی می شود بدون اینکه تاثیر یک طرفی قصد و رضای مذکور ضرری به غیر داشته باشد.[۵]
د- اقسام عقد در قانون مدنی
در ماده ۱۸۴ قانون مدنی: عقود و معاملات به اقسام ذیل تقسیم می‌شوند، لازم، جایز، خیاری، منجز و معلق. از دیگر تقسیمات عقود می‌توان به موارد ذیل اشاره نمود: عقود معوض و مجانی، عقود معین و نامعین، عقود تملیکی و عهدی ، عقود رضایی و عینی و تشریفاتی و عقود جمعی و فردی.
ماده ۱۸۵ قانون مدنی می‌گوید: «عقد لازم آن است که هیچ یک از طرفین معامله حق فسخ آن را نداشته باشند مگر در موارد معینه.». رابطه‌ای که در اثر عقد لازم پیدا می‌شود طوری است که هیچ یک از طرفین عقد نمی‌تواند بدون رضای طرف دیگر آن را برهم بزند. بنابراین آنان به انجام آنچه در عقد تصریح شده ملزم می‌باشند مگر در موارد معینه قانونی و آن در موردی است که در اثر یکی از خیارات حق فسخ داده شده باشد که در این صورت طرفی که به او حق فسخ داده شده است،می‌تواند معامله را فسخ نماید. همچنین است در صورتی که طرفین عقد در فسخ و برهم زدن آن توافق حاصل نمایند که آن را اقاله گویند. عقود بیع، اجاره، مزارعه، مساقات از جمله عقود لازم می‌باشند.کلیه عقود لازم هستند مگر آنکه قانون خلاف آن را تصریح نماید. ماده ۲۱۹ قانون مدنی می‌گوید: «عقودی که بر طبق قانون واقع شده باشد بین متعاملین و قائم‌مقام آنها لازم‌الاتباع است،مگر اینکه به رضای طرفین اقاله و یا به علت قانونی فسخ شود».[۶]
ماده ۱۸۶ قانون مدنی در تعریف عقد جایز می‌گوید:« عقد جایز آن است که هریک از طرفین بتواند هر وقتی بخواهد،آن را فسخ کند». طرفین عقد جایز می‌توانند هر زمان،بدون هیچ سبب و تشریفاتی، آن را منحل سازند.وکالت،ودیعه و عاریه از جمله عقود جایز بشمار می‌روند. طرفین عقد جایز در بیشتر موارد می‌توانند آن را به عقدی لازم تبدیل نموده و فی‌الواقع حق فسخ خود را ضمن عقد اصلی یا به موجب عقد مستقلی اسقاط نمایند. ماده ۶۷۹ قانون مدنی بیان می‌دارد:«موکل می‌تواند هر وقت بخواهد وکیل را عزل کند،مگر اینکه وکالت وکیل یا عدم عزل در ضمن عقد لازمی شرط شده باشد.» عقد ممکن است نسبت به یکی از دو طرف جایز و نسبت به طرف دیگر لازم باشد؛مانند رهن که نسبت به راهن لازم و نسبت به مرتهن جایز است.(ماده ۷۸۷ قانون مدنی)[۷]عقد لازمی را که در آن به دو طرف یا یکی از آنها یا به دیگری اختیار فسخ داده شده است،عقد خیاری گویند.(ماده ۱۸۸ قانون مدنی). عقد خیاری از تقسیمات عقد لازم است؛بدین معنی که هرگاه عقد لازم را بتوان در اثر شرط خیار منحل کرد، می‌گویند آن عقد خیاری است. برای مثال اگر در عقد بیع شرط شود که فروشنده تا شش ماه می‌تواند ثمن را به خریدار بازگرداند و عقد را فسخ کند،دراین فرض بیع «عقد خیاری»است که بیع شرط نامیده می‌‌شود.
ه – قراردادهای عادی و الحاقی
قراردادها بر حسب حاکمیت اراده (اصل آزادی قراردادی ) به دو دسته کلی ، قراردادهای عادی و قراردادهای الحاقی تقسیم می شوند.
عقد یک عمل حقوقی دو جانبه است و وقتی واقع می شود که طرفین آزادانه با یکدیگر وارد گفتگو شده وبه توافقی برسند. اما امروزه در اثر دخالتهای روز افزون در امور اقتصادی و اجتماعی، آزادی قراردادها محدودیتهایی پیدا کرده است و قراردادهای نو ظهوری از قبیل قراردادهای الحاقی بوجود آمده اند . این قراردادها در واقع آمیزه ای از نظامات عمومی و شرایطی است که از قبل به طور یکجا نبه تو سط دولت یا موسسات با زرگانی و صنعتی بزرگ به طرف قرارداد تحمیل می شوند و اشخاص جز قبول یا رد آن چاره ای ندارند.[۸]
در این نوع قرارداد
شرایط و مفاد قرارداد از پیش توسط یک طرف تنظیم شده و طرف مقابل با قبول شرایط ازپیش تعیین شده به قرارداد ملحق می گردد . مصداق اینگونه قراردادها را می توان در پیمانهای مربوط به استفاده از آب ،برق ،گاز،تلفن و همچنین قراردادهای حمل و نقل ،قراردادهای بیمه ای و بانکی مشاهده نمود.در خصوص ماهیت حقوقی قراردادهای الحاقی اختلاف نظر وجود دارد.برخی از حقوقدانان با توجه به اینکه مفاد قراردادی در این گونه قراردادها با گفتگوی آزاد طرفین تعیین نمی گردد بلکه یک طرف قرارداد مفاد عقد را به دلخواه خویش انشاء می کند و طرف دیگر چاره ای جز قبول ندارد آن را با یک عمل حقوقی یک جانبه همانند ایقاع مقایسه کرده اند اما در جواب به این ایراد باید گفت که آنچه که در قراردادهای الحاقی اساسی به نظر می آید توافق دو اراده است که محقق می گردد و اراده پذیرنده قرارداد هم جنبه انشائی دارد و تا مفاد عقد را در ذهن خود ایجاد اعلام نکند ،هیچ اثری به پیشنهاد بار نمی شود.[۹]
گفتاردوم – تحول در مفهوم و قلمروی قرارداد
از نقطه نظر تاریخی قرارداد محصول پذیرش اصل حاکمیت اراده است.قراردادهای اولیه جنبه مبادله داشتند و عقل و عرف قواعدی را برای صحت آنها ایجاد کرده بودند، اما با پیدایش دولتها و ایجاد قانون و تکامل مناسبات اجتماعی تحولاتی در قراردادها بوجود آمد ، اصل حاکمیت اراده که مبنای اصلی قراردادها بود و در قدیم اطلاق داشت ، به مرور زمان حالت نسبی پیدا کرد ، به گونه ای که امروزه تنها قراردادهای خلاف قانون یا مغایر اخلاق حسنه و نظم عمومی بی اعتبارند و بنا به مصلحتهای اجتماعی از قلمروی حکومت اراده طرفین به نفع جامعه کاسته شده است. [۱۰]در قرن هجدهم میلادی قرارداد جنبه اصل داشت و قانون استثناء بود .فلاسفه قرن هجدهم اراده را منبع هر حق و تکلیفی می دانستند و معتقد بودند که اراده فرد در مورد قراردادها منبع مستقیم حق و تکلیف ودرمورد قانون منبع غیر مستقیم است .[۱۱] اما به تدریج در قرن نوزده میلادی حاکمیت اراده اطلاق خودرا ازدست داده و قرارداد به حقوق نسبی تبدیل شد و نهایتا در قرن بیستم قراردادهای خصوصی بوسیله قانون هدایت گردید و قلمروی حاکمیت اراده با عواملی همچون نظم عمومی و اخلاق حسنه محدود گشت.
الف – تخصص در قرارداد ها و پیدایش قرارداد اداری
تحول در قلمروی علوم اجتماعی ،اقتصادی و سیاسی ،فن آوری و تغییر وضع حکومتها از استبدادی به مرد سالاری و همچنین افزایش وظایف اقتصادی اجتماعی حکومتها و پیدایش دولتهای رفاه ،علاوه بر آن توسعه حقوق و مدیریت و اجتماعی شدن قراردادها موجب پیدایش شعب گوناگونی در قلمروی قراردادها شده است.[۱۲]یکی از قراردادهای تخصصی که به جهت سامان یافتن امور اداری درعصر حاضرپابه عرصه وجودگذاشته است قرارداد اداری است که در مبحث آتی سعی در بیان ویژگیهای خاص آن خواهیم داشت.
ب- جایگاه قرارداد اداری در تقسیم بندی عقود
قرارداد اداری از جمله قراردادهای عمومی‌ است‌که یکی‌ از طرفین آن اشخاص حقوقی حقوق عمومی‌ هستند. قرارداد اداری یک عقد به حساب می آید چراکه در تحقق‌ آن وجود اراده دوطرفه الزامی است و از جمله اعمال اداری دوجانبه دولت می‌باشد. با این که قرارداد اداری در زمره عقود است اما نام و عنوان خاصی‌ در تقسیم بندی عقود درحقوق مدنی ندارد. این دست از قراردادها علاوه بر این که به طور کلی‌ از قواعد عمومی قراردادها پیروی می کنند تابع قواعدخاص حقوق عمومی و اداری نیز هستند. از آن جایی که درتحقق‌ قرارداد اداری رعایت تشریفات مناقصه و مزایده که در قوانین و مقررات پیش بینی‌ شده شرط می‌باشد باید گفت که قرارداد اداری در زمره عقود تشریفاتی است.
با توجه به توضیحات مذکور در فوق، قرارداد اداری یک عقد ویژه و تشریفاتی است‌که حائز نام و عنوان معینی در تقسیمات عقد نبوده اما از قواعد عمومی به طور کلی‌ تبعیت می‌کند با این تفاوت که بدلیل پیروی از اصول حقوق عمومی و اداری در برخی‌ از موارد از اصول کلی‌ حاکم بر قراردادهای خصوصی تا حدودی فاصله گرفته است.
ج- وجوه تشابه قرارداد اداری و قرارداد الحاقی
عقودی که طرف قبول، مجال گفتگو ندارد و ناچار است یا شرایط انحصاری و یک جانبه طرف ایجاب را بپذیرد و آن را قبول کند و یا از قبول آن خودداری کرده، منصرف شده و خود را از یک نیاز حتمی محروم سازد مانند قرارداد امتیاز آب ، برق ، تلفن و قیمت بلیت مسافرت که معروف به قراردادهای الحاقی هستند به نظر عدهای از حقوق دانان، قرارداد محسوب نمیشوند، بلکه مرکب از دو ایقاع جداگانه هستند که بنا به مصالح اداری و اجتماعی به وجود میآیند، و به نظر عدهای دیگر با توجه به این که اراده انشایی پذیرنده در آن ملحوظ است دارای ماهیت عقدی است و لذا تفاوتی بین قراردادهای عادی و الحاقی نیست. نظر اخیر به نظر میرسد درحقوق خصوصی منطقی میآید و در حقوق اداری منطقیتر زیرا اگر در حقوق خصوصی به قراردادها علی الاطلاق از جمله قراردادهای الحاقی با نظر اجتماعی نگریسته شود در حقوق عمومی به طریق اولی جنبههای عمومی و ملی و اجتماعی قراردادهای بیشتر مورد نظر و حمایت است مع الوصف قراردادهای الحاقی متفاوت از قراردادهای اداری است[۱۳].قراردادهای اداری( بویژه پیمانکاری های دولت و نهاد های عمومی) از جهت این که شرایط عقد از پیش تعیین می شود یک قرارداد الحاقی است، ولیکن از این جهت که در آن یک اراده برتر(اراده عمومی) حاکم ا
ست، از قرارداد الحاقی متفاوت و متمایزبه نظر می رسد و خود یک عقد ویژه ای را تشکیل می دهد.
مبحث دوم – قراردادهای اداری
قرارداد اداری عرصه ای است که در آن از طریق ساز و کار قرارداد ، منافع عمومی به منافع خصوصی گره می خورد. بارزترین ویژگی قرارداد اداری این است که یکی از طرفین آن ،دولت یا بخش عمومی و طرف دیگر شخص یا شرکتی است که به بخش خصوصی اقتصاد تعلق دارد.[۱۴]




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:08:00 ب.ظ ]




برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

ه ذکر است که برخی از حقوقدانان بر این اعتقادند که نظریه کارشناس در این بند نوعی میانجیگری به حساب می آید و فاقد ضمانت اجرائی است.[۶۵]
۳-شورای عالی فنی
بند ج ماده ۵۳ شرایط عمومی پیمان مقرر داشته است “هرگاه در اجرا یا تفسیر مفاد پیمان بین دو طرف اختلاف نظر پیش آید ،هر یک از طرفها می تواند درخواست ارجاع موضوع یا موضوعات مورد اختلاف به داوری را به رئیس سازمان برنامه و بودجه ارائه نماید.”
“تبصره ۱- چنانچه رئیس سازمان یاد شده با تقاضای مورد اشاره موافقت نموده ،مرجع حل اختلاف شورای عالی فنی خواهد بود.”
“تبصره ۲ –رسیدگی و اعلام نظر شورای عالی فنی در چهارچوب پیمان و قوانین و مقررات مربوط انجام می شود.پس از اعلام نظر شورای یاد شده،طرفها بر طبق آن عمل می نمایند.”
بند ج ماده ۵۳ شرایط عمومی پیمان نهاد داوری را به صورت عام مورد پذیرش قرار می دهد.اما بر طبق این بند درخواست ارجاع به داوری بایستی به رئیس سازمان برنامه و بودجه که در حال حاضر معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی است ارائه گرددو موافقت رئیس این سازمان در ارجاع به داوری شرط است.البته طبق تبصره یک ماده مذکور مرجع حل اختلاف یا همان نهاد داوری در اینجا شورای عالی فنی خواهد بود.[۶۶] این شورا مرکب از سه نفر که با پیشنهاد رئیس سازمان برنامه بودجه (سازمان برنامه ریزی و نظارت راهبردی)تشکیل می شودو وظایف آن بر طبق ماده واحده مصوب ۳/۱۱/۵۸ شورای انقلاب به شرح زیر است:
الف- بررسی و تصویب قیمتهای پایه و ضوابط و دستورالعملهای مربوط به آن
ب- بررسی و تصویب قیمت کارهای خاص که قیمت پایه قابل عمل در آنها نمی باشد
ج- تجدید نظر در نرخ پیمانها ودر صورت لزوم وجود توجیه کافی ، مشروط بر آنکه در قالب قرارداد و ضوابط مربوط پیش بینی لازم برای جزئیات جبران هزینه و خسارت مورد بحث نشده باشد.
د- بررسی اتخاذ تصمیم در مسائلی که مورد سوال دستگاههای اجرائی و کارفرمایان بوده و قرارداد در مورد آنها راه حل مشخصی ارائه ننموده باشد.”
۴-نهاد داوری
بند ج ماده ۵۳ شرایط عمومی پیمان تقاضای ارجاع به داوری از جانب طرفین را پذیرفته ،اما ارجاع به داوری را منوط به موافقت رئیس سازمان برنامه و بودجه قرارداده است و همچنین شورای عالی فنی را بعنوان نهاد داوری معرفی می کند.[۶۷] اما ممکن است در قرارداد فرد یا افراد خاص و معینی بعنوان داور تصریح و تعیین شوند.در اینصورت نامبردگان با امضاء ذیل قرارداد قبولی خود را جهت داوری اعلام می کنند تا به محض واقع شدن اختلاف به ایشان مراجعه شود.[۶۸] البته ارجاع به داوری در قراردادهای اداری با محدودیتهایی مواجه است.مطابق با اصل ۱۳۹ قانون اساسی [۶۹] و ماده ۴۵۷ قانون آئین دادرسی مدنی ارجاع به داوری در قراردادهای دولتی به نحو زیر می باشد:
۱-قراردادهای داخلی:صلح کلیه دعاوی داخلی دولتی یا ارجاع آن به داوری در هر مورد با تصویب هیآت دولت و اطلاع مجلس امکانپذیر است.
۲-دعاوی خارجی:صلح کلیه دعاوی خارجی دولتی یا ارجاع آن به داوری در هر مورد با تصویب هیآت دولت مجلس است.
۳-دعاوی مهم:صلح اینگونه دعاوی اعم از داخلی یا خارجی در هر مورد با تصویب دولت و تصویب مجلس است.[۷۰]
اصل ۱۳۹ قانون اساسی در مورد ارجاع به داوری محل اختلاف و مناقشه بسیار بوده است و تفاسیر مختلفی از این اصل صورت گرفته که این تفاسیر یا از سوی شورای نگهبان به عنوان نهاد رسمی قانون اساسی بعمل آمده و یا از سوی حقوقدانان کشور که در این مقوله به بیان آنها نمی پردازیم اما آنچه که به عنوان نتیجه تفسیر اصل ۱۳۹ می توان گفت به شرح زیر است:
اولآ- این اصل ناظر بر دعاوی ناشی از قرارداد ها که دولت متعهد پرداخت وجه است نمی باشد و در فرض مصداق دارد که اموال دولتی یا عمومی غیر نقد موضوع قرارداد و اختلاف باشد.




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:07:00 ب.ظ ]




دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

رد. لذا بررسی جایگاه قواعد عمومی قرارداد ها مندرج در قانون مدنی ، در قراردادهای اداری می تواند راه گشا باشد، به همین جهت، به بررسی مراحل مختلف تحقق قرارداد اداری از منظر قواعد عمومی پرداخته ایم.
مبحث نخست‌- اصول کلی‌ حاکم بر قراردادها
قرارداد هایی که اشخاص با یکدیگر منعقد میکنند از اصول حقوقی ویژه‌ای تبعیت مینماید. اولین و مهمترین اصل حاکم بر قرارداد، اصل حاکمیت اراده است. به موجب این اصل اشخاص در قرارداد بستن با یکدیگر، به شرط اینکه قراردادشان با قانون و نظم عمومی مخالفتی نداشته باشد آزاد خواهند بود .قانون مدنی ایران در ماده ۱۰ این اصل مهم را به رسمیت شناخته است. همچنین تمامی‌ قراردادها نسبت به طرفین و قائم مقامشان موثر هستند. این قاعده کلی‌ تحت عنوان اصل نسبی‌ بودن قراردادها در ماده ۲۳۱ قانون مدنی بیان شده است. بعلاوه مهمترین اثری که هر قرارداد بر طرفین و قائم مقام آنان تحمیل می‌کند، الزام آنها به اجرای مفاد قرارداد است که در ماده ۲۱۹ قانون مدنی و تحت عنوان اصل لزوم قراردادی مطرح شده است.
گفتار نخست- ‌اصل حاکمیت اراده
اصل حاکمیت اراده یک اصل مهم فلسفی است که از قرنها پیش مورد توجه حقوق دانان بوده و مبنای نظریه تعهدات به شمار میرود. فلاسفه قرن هیجدهم اراده را منبع هر حق و تکلیفی میدانستند و معتقد بودند که اراده افراد در مورد قراردادها منبع مستقیم حق و تکلیف و در مورد قانون منبع غیر مستقیم است. افراد مساوی و آزادند، قراردادهایی که آزادانه منعقد میکنند ضرورتاً منصفانه و عادلانه است و هر مانعی که در اجرای اراده افراد به وسیله قانون گذار به وجود آید غیر عادلانه خواهد بود. اما طرفداران نظریه اجتماعی این نظریه را مورد انتقاد قراردادند و میگویند: اراده فردی به تنهایی نمیتواند منشا تعهد باشد، بلکه فقط جامعه دارای این اختیار است و اراده فرد واسطهای بیش نیست. تجربه نشان داده است که قرارداد الزاماً عادلانه نیست، بلکه گاهی وسیله اجحاف قوی به ضعیف و فعالیتهای خلاف مصالح اجتماعی است؛ از نظر اقتصادی، آزادی منتهی به بحران های برزگ خواهد شد که فقط دخالت دولت در اقتصاد میتواند جلوی آن را بگیرد. به هر حال اصل حاکمیت اراده امروزه نیز اهمیت خود را کاملاً از دست نداده است. عقد قرارداد و تنظیم شرایط آن اصولاً آزادانه است؛ لیکن هر وقت مصلحت جامعه اقتضا کند دولت دخالت خواهد کرد و آزادی متعاقدین را در راه تامین مصلحت اجتماعی و رعایت اصول عدالت محدود خواهد نمود[۸۱].
اصل حاکمیت اراده دارای اعتبار مطلق نیست و در گذشته نیز دانشمندان برای آن اعتبار مطلق قائل نبودند. آزادی افراد در انعقاد قرارداد و تعیین شرایط و آثار آن محدود است:
اولاً قرارداد نسبت به اشخاص ثالث بی اثر است. قرارد به منزله قانونی برای طرفین آن است؛ اما نمیتواند تعهداتی بر ذمه دیگران ایجاد کند. این در واقع نتیجه اصل آزادی است.ثانیاً: قوانین یا قواعد امری نیز اصل حاکمیت اراده را محدود میکند.
قانون گذار این حق را برای خود محفوظ داشته که شرایطی را برای قرارداد در نظر بگیرد و تخلف از آنها جایز نشمرد. ماده ۱۰ قانون مدنی که قراردادهای خصوصی را فقط در صورتی که مخالف صریح قانون نباشد نافذ و معتبر میشناسد، به قوانین امری نظر داشته است و خواسته است از توافق اراده افراد بر خلاف این گونه قوانین جلوگیری کند[۸۲].
گفتاردوم- ‌اصل لزوم قراردادی
در قراردادها اصل بر لزوم است پس، هرگاه در لزوم و جواز قراردادی تردید شود، باید آن را لازم دانست، مگر این که به دلایلی جایز بودن عقد احراز شود. همچنین اگر در امکان فسخ قرارداد لازم تردید باشد، مدعی کسی است که خود را مختار در فسخ میداند. از دیرباز فقیهان نیز با اصل لزوم روبرو بوده و هنوز هم به طور قاطع نتواستهاند روبرو بوده و هنوز نتوانسته به طور قاطع به آن پاسخ دهند که آیا امر وفای به عقود به معنی رعایت مقتضا و اجرای مفاد آن است، خواه جایز باشد یا لازم، یا از این حکم لزوم عقد نیز استفاده میشود. تردید و بحث از آنجاست که در حقوق ما عقد را به جایز و لازم تقسیم کردهاند و در میان عقود معین، که آثار و انعقاد آن در قوانین پیش بینی شده و در واقع نمونههای مرسوم و قانونی قراردادها است، عقد جایز مثال های فراوانی دارد که شرکت و مضاربه و ودیعه و عاریه و وکالت مشهورترین آنها است. پس چگونه ممکن است که قانون گذار امر به وفای عقد کند و بدین وسیله لزوم قراردادها را اعلام دارد و خود نیز عقد جایز را نوعی عقد بداند و نمونه های متعددی از آن را ارائه کند؟ این تعارض را چگونه باید از بین برد؟
یکی از راهها این است که عقد بودن توافقهای جایز مورد انکار قرار میگیرد: عقد را عهد موکد تعریف کردهاند. عهدی که همراه با التزام است و اختیار بر هم زدن به اطراف آن نمیدهد، مگر این که خود به اشتراک بخواهند. راه حل دیگر این است که معنی امر وفای به عقد این است که به مفاد و مقتضای آن احترام گذارده شود و از آن استفاده لزوم نمیشود. پس این امر در مورد عقد جایز و لازم یکسان است؛ شامل هر دو میگردد، منتها در هر کدام چهره خاص مییابد.
پس از این مقدمه باید گفت از ماده ۲۱۹ ق.م اصل لزوم قراردادها استنباط میشود زیرا:
اولا بخش دوم ماده که در مقام بیان استثناء اعلام میکند:« مگر این که به رضای طرفین اقاله یا به علت قانونی فسخ شود»، نشان میدهد که در بخش نخست از لزوم عقد سخن گفته شده است و واژه لازم الاتباع نیز این
قرینه را تایید میکند.
ثانیا لازمه وفای به عقد این است که، اگر متعهد از اجرای آن خودداری کند، طرف دیگر بتواند اجبار او را از دادگاه بخواهد. این نتیجه در صورتی به دست میآید که عقد لازم باشد و متعهد نتواند با فسخ عقد التزام خود را واژگون سازد[۸۳].
گفتارسوم- اصل نسبی‌ بودن قرارداد
هر یک از قراردادها به لحاظ ویژگیها و خصوصیات خاص خود آثاری در بر دارند. این آثار با توجه به نوع عقد و تراضی طرفین متعدد و متفاوت است. در اصل، اثر قرارداد بین دو طرف ایجاد میشود و بین آنها تعهد و التزام ایجاد میکند. ماده ۲۳۱ قانون مدنی با صراحت به قاعده نسبی بودن آثار قراردادها اشاره دارد:«معاملات و عقود فقط درباره طرفین متعاملین و قائم مقام قانونی آنها موثر است مگر در موارد ماده ۱۹۶». این ماده با اعلام نسبی بودن عقود امکان استثنای این قاعده را نیز رسماً بیان میکند. مطابق اصل نسبی بودن قراردادها که در ماده ۲۳۱ ق.م متجلی شده، اشخاص میتوانند فقط برای خود تصمیم بگیرند و آنچه که بین طرفین یک عقد واقع شده است تنها در مورد خود طرفین و قائم مقام آنها موثر بوده و جز در موارد استثنایی سرایت به اشخاص ثالث نمیکند و در واقع مجموع همین مطالب است که به عنوان اصل نسبی بودن قراردادها مشهور شده است[۸۴].
گفتارچهارم- اصول حاکم بر قراردادهای اداری
همانطور که گفته شد قراردادهای اداری از برخی از اصول حاکم بر قراردادهای خصوصی فاصله گرفته و در مقابل از اصولی تبعیت می کنند که ناشی از قواعد حقوق عمومی می باشند.از جمله مهمترین این اصول به شرح زیر می باشند:
الف- اصل حاکمیت قانون
اصل حاکمیت قانون بطور ویژه در مورد قراردادهای اداری جاری خواهد بود،حاکمیت قانون در قراردادهای اداری به معنای وجود چهارچوب های از پیش تعیین شده برای انعقاد و آثار این نوع قراردادهاست تا دستگاه و مقام اداری نتواند به دلخواه و میل شخصی با اشخاص قرارداد منعقد نماید. اصولا در حقوق اداری اصل بر عدم صلاحیت مقامات و دستگاه های اداری می باشد،معنی و مفهوم این عبارت این است که مقامات و دستگاه های اداری تنها با اجازه قانون امکان انجام هر گونه عمل اداری خواهند داشت لذا،حدود صلاحیت آنها در امور اداری از پیش توسط قانون یا مقررات دولتی ترسیم شده است. بنابراین مقامات و دستگاه های اداری این امکان را نخواهند داشت که خارج از مرزهای صلاحیت قانونی خویش عملی را در جهت اداره امور کشور انجام دهند.
بر طبق قوانین و مقررات، صلاحیت انعقاد قرارداد اداری در ید تعداد معدود و مشخصی از مقامات و مامورین اداری است و تنها مقامات ذیصلاح می توانند به انعقاد قرارداد مطابق موازین پیش بینی شده در قانون بپردازند.
ب- اصل تشریفاتی بودن قرارداد
اما در مورد قراردادهای اداری بدون رعایت تشریفات مزایده و مناقصه که در قوانین و مقررات پیش بینی شده است عقد محقق نمی گردد.[۸۵].بنابراین قراردادهای اداری از جمله عقود تشریفاتی بوده و استثناء بر رضائی بودن عقود می باشند. نتیجه این که در مورد قراردادهای اداری بر خلاف قراردادهای خصوصی عقد شفاهی نیز موضوعیت ندارد و الزاما قرارداد اداری باید بصورت کتبی باشد تا به صحت واقع گردد و آثاری بر آن مترتب باشد.[۸۶]علاوه بر آن رعایت تشریفات مناقصه و مزایده که در فصل اول به تفضیل بیان شده است در مورد قراردادهای اداری الزامی است.
ج- اصل تامین منافع عمومی
اصل تامین منافع عمومی اقتضا دارد که در مقام تعارض یا تزاحم مابین منافع عمومی و منافع خصوصی همواره تقدم با منافع عمومی باشد. حفط نظم عمومی،امنیت و آسایش عمومی،سلامت و بهداشت عمومی و نهایتا اخلاق حسنه از جمله مصادیق تامین منافع عموم بوده و الویت اصلی در هر جامعه می باشند. بنابراین،از هر جهت بر منافع خصوصی اشخاص تقدم و برتری خواهند داشت. نتیجه پذیرش اصل تامین منافع عمومی در مورد قراردادهای اداری این خواهد بود که رعایت تشریفات قانونی انعقاد و اجرای قراردادهای اداری الزامی است . بنابراین ،اگر قرارداد اداری از آغاز بدون رعایت تشریفات قانونی منعقد شده باشد یا اجرای آن بر خلاف منافع عمومی باشد به دلیل تقدم منافع عمومی بر منافع خصوصی، طرف دولتی حق فسخ یکجانبه قرارداد را خواهد داشت.
د- اصل برتری اراده طرف دولتی
بر اساس اصل حاکمیت اراده قرارداد تجلی توافق اراده طرفین است به همین دلیل، طرفین قرارداد که در موقعیت برابر قرار دارند شرایط قراردادی را بر توافق تعیین می نمایندو بایستی به آثار توافق خویش نیز پای بند باشند.اما در حقوق عمومی دولت نمایانگر حاکمیت یعنی قدرت و اراده برتر و انحصاری در جامعه است .از این رو، اراده دولت بر کلیه افراد جامعه بر تری دارد و هنگام تعارض میان اراده افراد با دولت ،اراده برتر،اراده دولت است و از طرف دیگر قرارداد اداری در جهت انجام وظایف دولت منعقد می گردد و نمی تواند بطور مساوی و برابر میان طرفین منعقد گردد.به این معنا که قرارداد نمی تواند اراده دولت را که نماد اراده برتر در جامعه بوده ودر جهت تامین منافع عام اعمال می شود محدود نماید.[۸۷]




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:07:00 ب.ظ ]




دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

ابنیه عمومی یا امتیازات دیگر برخوردار شوند.[۱۰۸]
گفتار دوم- ‌آثار اختصاصی قرارداد اداری
هر قرارداد شامل برخی آثار عمومی و پاره ای آثار اختصاصی است . علی القاعده آثار عمومی قراردادها به حکم قانون مقرر شده اند ولی آثار اختصاصی هر قرارداد با توافق طرفین حاصل می گردد. اما در مورد قراردادهای اداری آثار اختصاصی قرارداد کاملا وابسته به توافق طرفین نبوده و شامل یک سری تعهدات برای طرفین قرارداد است که این تعهدات به حکم قواعد و مقررات خاص آمره بوجود آمده اند.
الف‌- تعهدات پیمانکار
پیمانکار شخص حقیقی و حقوقی است که اجرای موضوع پیمان را بر اساس اسناد و مدارک پیمان به عهده گرفته است. تعهدات اصلی پیمانکار انجام موضوع پیمان است.
۱-اجرای قرارداد در موعد مقرر
فلسفه وجودی قرارداد انجام تعهدات طرفین و دستیابی آنها به موضوع تعهد طرف مقابل است. تعهد اصلی پیمانکار در اجرای پیمان دو جنبه دارد یکی این که پیمان را شخصاً اجرا کند و دیگر اینکه موازین فنی و دستورات کارفرما را در اجرا رعایت نماید. اصولاً تعهداتی که از قرارداد ناشی میشود باید به وسیله متعهد انجام شود چون متعهد طبق قرارداد مکلف به انجام موضوع قرارداد است. طبق این اصل متعهدله میتواند انجام تعهد را از متعهد بخواهد. از طرف دیگر اجرای شخصی پیمان یا لزوم اجرای تعهد به وسیله متعهد به موضوع پیمان بستگی دارد. موضوع پیمان در قراردادهای دولتی یا تحویل کالا و یا انجام کار و خدمات است[۱۰۹]. اما مدت قرار داد زمانی است که با توافق طرفین در هر قرار داد برای اجرای آن تعیین میشود هیچ یک از طرفین حق تغییر این مدت را ندارد مگر با رضایت هر دو طرف یا اینکه در خود قرار داد چنین اختیاری به آنها داده شده باشد. رعایت مهلت اجرای قرارداد پیش بینی شده در دفترچه شرایط عمومی پیمان برای پیمانکار الزامی است و او ملزم به رعایت مدت آن میباشد.
۲-رعایت موازین فنی‌ و اجرای دستورات کارفرما
پیمانکار موظف است مفاد پیمان را با توجه به موازین فنی و دستورات کارفرما و دستگاه نظارت اجرا کند. طبق بند الف ماده ۱۸ شرایط عمومی پیمان، پیمانکار مسئولیت کامل حسن اجرای کلیه کارهای موضوع پیمان را براساس مشخصات و نقشهها و محاسبات فنی و دستورات کتبی کارفرما یا دستگاه نظارت و یا نماینده به عهده دارد و نظارتی که از طرف کارفرما و یا نمایندگان او در اجرای کارها میشود به هیچ وجه از میزان این مسئولیت نمیکاهد. بنابراین پیمانکار موظف به رعایت دستورات کتبی کارفرما و نمایندگان وی و حسن اجرای آنها بر اساس موازین فنی میباشد اما اگر پیمانکار نسبت به صحت بعضی از دستورات کارفرما و نقشهها و محاسبات فنی که از طرف کارفرما ارائه میشود اعتراضی داشته باشد باید بلافاصله مراتب را با ذکر دلایل به اطلاع دستگاه نظارت یا کارفرما برساند. در صورتی که دستگاه نظارت و یا کارفرما صحت آنها را تایید کرد و اجرای آنها را کتباً از پیمانکار خواستار شود پیمانکار موظف است آنها را بر همان اساس انجام دهد[۱۱۰].
۳- بیمه کردن اموال و وسایل مرتبط با موضوع قرارداد
طبق بند ج ماده ۲۱ شرایط عمومی پیمان پیمانکار مکلف است پیش از شروع کار تمام یا آن قسمت از کارهای موضوع پیمان را در مقابل حوادث به نفع کارفرما و به هزینه کارفرما نزد موسسه بیمه مورد قبول کارفرما بیمه نماید و بیمه نامهها باید تا تاریخ تحویل موقت اعتبار داشته باشند اگر پیمانکار در انجام کار و تحویل موقت تاخیر غیرمجاز داشته باشد هزینه بیمه مدت تاخیر به حساب بدهی پیمانکار منظور میشود. در صورت بروز حادثهای که باعث از بین رفتن تمام یا قسمتی از کارهای انجام یافته و مصالح و تجهیزات پای کار شود پیمانکار موظف است، نخست مراتب را فوراً به کارفرما یا مهندس مشاور و طبق مقررات بیمه به بیمه گر اطلاع دهد، سپس طبق دستور کارفرما یا مهندس مشاور کارها را به حالت اولیه طبق برنامه زمانی که توسط کارفرما ارائه میشود بازگرداند[۱۱۱].
۴-تعهدات پیمانکار نسبت به اشخاص ثالث
پیمانکار نسبت به اشخاص ثالث یک سری تکالیف قانونی دارد که موظف به انجام آن است در شرایط عمومی پیمان(و به طور کلی در قراردادهای اداری) نسبت به آن تاکید و ضمانت اجراهایی نیز برای رعایت آن پیش بینی شده است. اشخاص ثالث به شرح ذیل است:
بر اساس قانون کار و تامین اجتماعی پیمانکار به عنوان کارفرما موظف است این مقررات را از جمله مقررات مربوط به دستمزد، ساعات کار، مسائل ایمنی و بهداشت کار و پرداخت حق بیمه را نسبت به آنان رعایت کند. موارد فوق در قانون کار تعیین شده است که ذکر و یا عدم ذکر آنها در قرار داد تاثیری بر تکالیف پیمانکار در این زمینه ندارد. پیمانکار طبق بند ج ماده ۱۷ شرایط عمومی پیمان موظف به اجرای مقررات بیمه درمانی و اجتماعی و دستور العملهای حفاظتی فنی و بهداشت کار است. همچنین پیمانکار نسبت به پرداخت به موقع حقوق و مزایای کارگران ماده ۳۷ قانون کار که تکلیف کارفرمایان را مشخص کرده است عمل کند. در صورت استنکاف پیمانکار کارفرما میتواند دستمزد کارگران را برای ماه یا ماههایی که صورت وضعیت آن به پیمانکار پرداخت شده است طبق کارنامههای کارگری که در دست کارگران و دارای امضای رئیس کارگاه است با توجه به پرداختهای علی الحساب که به آنها شده است با حضور نماینده، مهندس مشاور و پیمانکار از محل مطالبات پیمانکار پرداخت کند و
مبلغ پرداختی را به اضافه ۱۵ درصد به حساب بدهی پیمانکار منظور نماید، اگر مطالبات پیمانکار کافی نباشد از محل تضمینهای پیمانکار تامین کند[۱۱۲].
ب‌- حقوق پیمانکار
هدف پیمانکار از انعقاد قرارداد و اجرای آن کسب منفعت مالی است. بنابراین حقوق و مزایای پیمانکار(یا طرف قرارداد دولت) معمولاً امتیازات مالی است که در قرارداد پیش بینی میشود.
۱-دریافت مبلغ مقرر در قرارداد
آنچه در قراردادهای دولتی مهم است بهای کار یا کالا است که اصولاً پیمانکار پس از تحویل کالا و یا انجام کار استحقاق آن را پیدا میکند. بهای کار در پیمان مشخص میشود و پس از اجرای قرارداد براساس شرایط مقرر اداره مکلف است که وجه آنرا بپردازد، دولت نمیتواند بر اساس اختیاری که در تغییر یک طرفه حجم کار موضوع قرارداد دارد به طور یکجانبه قیمت را نیز تغییر دهد. در قراردادهای دولتی تعیین بهاء یا مبلغ قرار داد شکل واحدی ندارد و اشکال مختلف تعیین بهاء کار وجود دارد. اگر موضوع قرارداد تحویل کالا باشد بهای کالا همان ثمن معامله است که بر اساس قیمت تعیین شده طبق شرایط مقرر پرداخت میشود. اگر موضوع قرارداد انجام کار باشد تعیین بهاء یا مبلغ قرارداد معمولاً از طرق ذیل صورت میگیرد:
طریقه مقطوع: در این روش نوع و مقدار کاری که باید انجام شود بدون این که حجم کار مورد نظر دقیقاً اندازه گیری شود و قیمت مقطوعی مشخص میشود و مبلغی که پیمانکار در مجموع دریافت میکند تعیین میگردد.
طریقه سری قیمتها: در این روش کل کار دقیقاً برآورد نمیشود، بلکه بر اساس مقدار کار انجام شده قیمت آن به پیمانکار پرداخت میشود.
طریقه واحد مقیاس: در این روش نوع کارها و مقدار آنها که باید انجام شود در سری قیمتهایی که به نسبت واحد مقیاس هر نوع کار مشخص شده اعمال میشود و با جمع مقدار هر نوع کار و مبلغ آن و در کل جمع مبلغ مقادیر کارهای گوناگون و ضرایب متعلقه مبلغ کل قرارداد مشخص میشود[۱۱۳].




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:07:00 ب.ظ ]




دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

م به اجرای تعهدات خود به طور احسن و در مدت قرارداد کند. ضمانت اجراهای غیرمالی، الزام قانونی به اجرای قرارداد است، چنانچه پیمانکار اقدام به انجام تعهدات خود نکرد، اداره میتواند مانند هر شخص دیگر از مراجع ذیصلاح الزام وی را به این امر بخواهد[۱۱۶].
مطابق ماده ۲ آیین نامه تضمین برای معاملات دولتی مصوب ۱۳۸۱ هیات وزیران:
“انواع تضمین قراردادها از نظر موضوع کاربرد آنها در قرارداد به شرح زیراست:الف- تضمین شرکت در مناقصه. ب- تضمین انجام تعهدات. ج- تضمین پیش‌پرداخت. ‌د- تضمین حسن انجام کار”
مبحث چهارم‌- عوامل موثر در اجرای تعهدات قراردادی
عوامل موثر در اجرای تعهدات قراردادی در مورد قراردادها عمومأ موارد قوه قاهره است. وجود قوه قاهره، اگر با شرایط خاصی همراه باشد، می تواند طرفین قرارداد را از تعهدات قراردادی معاف نماید. اما در قراردادهای اداری علاوه بر این که موارد قوه قاهره تأثیر گذار هستند عوامل اختصاصی موثر در اجرای تعهدات قراردادی نیز به چشم می خورند ، عواملی از قبیل عمل حاکم و امور غیر قابل پیش بینی که وجود هر یک می تواند اثرات ویژه ای در اجرای تعهدات قراردادهای اداری داشته باشد.
گفتارنخست‌- عوامل عمومی موثر در اجرای تعهدات قراردادی
الف: قوه قاهره:
قوه قاهره حادثهای خارجی مستقل از اراده طرفین قرار داد است که وقوع آن مانع اجرای قرار داد میشود. انچه که در اینجا مورد نظر است حادثهای است که مانع اجرای قطعی قرار داد شود و الا اگر حادثه گذرا باشد و خللی در اجرای قرار داد ایجاد کند ولی اصل قرار داد و اجرای قطعی آن پابرجا باشد، ممکن است فقط بر نحوه اجرای قرار داد و مدت آن اثر بگذارد ولی مانع اجرای قطعی آن نشود، به بیان دیگر ممکن است موجب تعلیق اجرای قرار داد شود نه انحلال آن. حادثهای که از آن به عنوان قوه قاهره تعبیر شود باید مستقل و خارج از اراده متعهد و غیر قابل پیش بینی و پیش گیری باشد و قابل رفع نباشد همچنین اجرای قرار داد را غیر ممکن سازد[۱۱۷].
در مجموع، در حقوق مدنی با توجه به اصول کلی حاکم بر قرار دادهای، قوه قاهره(مصادیق آن) از عوامل عدم اعمال اصل لازم الاجرا بودن قرار داد و سقوط تعهدات است، اما در قراردادهای دولتی به لحاظ اهمیت و وسعت آن و رعایت مصلحت جامعه، سعی میشود که قوه قاهره موجب توقف کامل پیمان و سقوط تعهدات پیمانکار نشود، مگر این که اجرای قرارداد واقعاً غیرممکن شود که در این صورت هر یک از طرفین قرار داد حق دارند به دادگاه مراجعه نمایند(در صورت اختلاف) و فسخ قرار داد را تقاضا کنند[۱۱۸].
ب- اثر قوه قاهره در اجرای تعهدات قرارداد اداری
اثر قوه قاهره بر قرار داد اداری در مواردی که اجرای قرار داد یا ادامه آن ممکن باشد و یا این عوامل ادامه کار(قرار داد) را غیر ممکن سازد متفاوت است.
۱- مواردی که ادامه کارممکن باشد
ماده ۴۳ شرایط عمومی پیمان با این دیدگاه که بروز حوادث قهری مانع از ادامه کار نشود تنظیم شده است طبق بند الف این ماده در صورت بروز حوادث قهری از یک سو پیمانکار موظف است که حداکثر کوشش خود را برای حفاظت از کارهای اجرا شده که در صورت وضعیت قهری رها کردن آن منجر به زیان جدی میشود و انتقال مصالح و تجهیزات پای کار به محل های مطمئن و ایمن به کار برد. کارفرما نیز باید تمام امکانات موجود خود را در محل در حد امکان برای تسریع در این امر در اختیار پیمانکار قرار دهد[۱۱۹].
۱)اثر قوه قاهره نسبت به مدت
در مواردی که در حین اجرای قرار داد حوادث قهری رخ دهد و پایان پذیرد و سپس قرارداد ادامه یابد مدت بروز حوادث قهری به عنوان دوره تعلیق قرارداد محسوب میشود. طبق بند ۵ ماده ۳۰ شرایط عمومی پیمان، با درخواست پیمانکار و تایید کارفرما مدت قرار داد با توجه به مدت تاثیر حوادث قهری تمدید میشود. طبق بند ۳ ماده ۴۳ شرایط عمومی پیمان پس از رفع وضعیت قهری اگر کارفرما اعاده کارها را به حالت پیش از وقوع حادثه لازم و میسر بداند، پیمانکار موظف است که اجرای کارها را بی درنگ آغاز کند[۱۲۰].
۲- مواردی که ادامه کار غیر ممکن یاغیر ضروری باشد
در بند ج ماده ۴۳ شرایط عمومی پیش بینی شده است اگر کارفرما ادامه یا اعاده کارها به وضع اولیه را به صرفه دولت تشخیص ندهد یا اگر وضعیت قهری پیش از شش ماه ادامه یابد، طبق ماده ۴۸ به پیمان خاتمه میدهد. بنابراین، اثر حادثه قهری که در مواردی بر اساس تشخیص کارفرما ادامه کار ممکن نباشد و یا اعاده کارها به وضع اولیه ضروری نباشد و یا این که وضعیت قهری بیش از شش ماه ادامه یابد، این باشد که کارفرما میتواند قرارداد را به طور یکجانبه خاتمه دهد (فسخ نماید)[۱۲۱].
گفتار دوم‌- عوامل اختصاصی موثر در اجرای تعهدات در قراردادهای اداری
در قراردادهای دولتی ممکن است عوامل و یا وضعیتهای خاصی ایجاد شود که اجرای قرار داد را مختل کند و یا موجب تغییر در آن شود که این عوامل موجب ورود زیان به پیمانکار و افزایش هزینههای وی شود. این عوامل خاص در حقوق اداری تحت عنوان عمل حاکم و امور غیر قابل پیش بینی(پیش بینی نشده) مورد بررسی قرار میگیرد.
الف: عمل حاکم
یکی از عواملی که در اجرای قرار دادهای اداری ایجاد اختلال میکند و یا موجب افزایش هزینه های پیمانکار میشود، اقداماتی است که توسط دولت صورت میگیرد. البته منظور در اینجا تقصیر متعاملین و عملی که از طرف دولتی
سر میزند و ناشی از تقصیر و قصور وی میباشد نیست، بلکه منظور یک دسته اعمالی است که در حین اجرای قرار دادهای دولتی ممکن است از طرف دولت(اداره طرف قرارداد یا اداره دیگر) سربزند و موجب اختلال در آن شود . این اقدامات و اعمال در حقوق اداری عنوان مستقل دارند که به عمل یا اعمال حاکم موسوم است[۱۲۲].
۱- مفهوم عمل حاکم
منظور از عمل حاکم تقصیر دستگاه دولت نیست، بلکه منظور از عمل حاکم عملی است که مقامات عمومی به منظور حفظ منافع عمومی در حین اجرای قرار داد انجام میدهند و در نتیجه آن موازنه مالی قرار داد به هم میخورد و اجرای آن برای پیمانکار ایجاد مخارج میکند. به بیان دیگر مقامات دولتی در جهت اعمال حاکمیت تصمیماتی میگیرند و یا اعمالی انجام میدهند که موجب تضییقات و محدودیتهایی برای طرف دیگر قرار داد دولتی میشود[۱۲۳]. عمل حاکم ممکن است از ناحیه اداره دولتی طرف قرار داد صورت پذیرد و یا از جانب سایر ادارات دولتی و موسساتی که این اقتدار را دارند، همچنین عمل فوق ممکن است به صورت تصمیمات انفرادی باشد که تنها ناظر بر پیمانکار طرف قرارداد است و یا به صورت تصمیمات عام الشمول مثل وضع قانون، تصویب آئین نامه، صدور بخشنامه و به بیان دیگر تصمیمات کلی باشد که شامل همه اشخاص میشود.
۲- اثر عمل حاکم




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:06:00 ب.ظ ]




برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

فصل نخست

 

 

کلیات پژوهش

 

 

مقدمه

 

 

ظهور روانشناسی مثبت گرا [۱]به طور طبیعی منجر به افزایش محبوبیت جنبه های سلامت و رفاه در روانشناسی سلامت شغلی شده است (اسکاوفلی[۲]، ۲۰۰۸). روانشناسی سلامت شغلی[۳]، به کاربرد روانشناسی در ارتقای کیفیت زندگی و پشتیبانی و ایمنی، سلامت و بهزیستی کارکنان مربوط است (شیمازو[۴] و اسکاوفلی، ۲۰۰۸). بکر و دنییلس[۵](۲۰۱۱) روانشناسی سلامت شغلی را این گونه تعریف می کنند؛ “مطالعه بر روی توانمندیهای منابع انسانی و ظرفیت های روانشناختی مثبت گرا که قابل اندازه گیری باشند و به طور مؤثرتری موجب بهبود عملکرد فرد در محل کار روزانه شوند”(ص ۴). از زمانی که سازمان ها به کارکنان به عنوان ارزشمندترین موهبت و دارایی شان توجه نمودند، نه تنها به عملکرد کارکنان آن گونه که از طریق مدیریت منابع انسانی(HRM) ارتقاء می یابد، توجه می کنند، بلکه همچنین به سلامتی و بهزیستی کارکنان شان که از طریق روانشناسی سلامت شغلی (OHP) ارتقاء می یابد توجه می کنند. عقیده ی اساسی ای که در این زمینه وجود دارد اینست که؛ به منظور موفقیت و دوام آوردن در یک محیط پیوسته در حال تغییر، سازمان ها به کارکنان سالم و با انگیزه نیاز دارند. موقعی که سلامت حرفه ای و سیاست های منابع انسانی با هم یکپارچه شوند، می توان به طور کامل به آن دست یافت (سالنوا[۶] و اسکاوفلی،۲۰۰۷ ). پژوهش های انجام شده در دو دهه ی گذشته به وضوح نشان می دهد که کارکنانی که نسبتا با حالت های روانشناختی مثبت مشخص شده اند، عملکرد کاری بهتری داشته اند. برای مثال پژوهش ها همواره نشان داده است که کارکنان شادمان،کارکنان مولدی هستند ( فرنت،۲۰۱۳ ). هم راستا با گرایش عمومی به سمت روانشناسی مثبت گرا، اشتیاق شغلی[۷] به عنوان یک مفهوم در تضاد با فرسودگی شغلی-که پاسخی است به استرس طولانی مدت مرتبط با کار که به صورت از دست رفتن منابع (شغلی و شخصی)، نگرش منفی نسبت به شغل، و کاهش خود اثربخشی آشکار می شود، مطرح شد (هلبرگ[۸] و اسکاوفلی،۲۰۰۶ ).
اشتیاق شغلی به عنوان یک حالت ذهنی مثبت نسبت به شغل تعریف می شود، که با ویژگی های نیرومندی، وقف خود و جذب در کار توصیف می گردد. به جای یک حالت خاص و موقتی، اشتیاق شغلی به یک حالت روانشناختی ثابت و فراگیر اشاره دارد (دمروتی، بکر، جونگ، جنسن و اسکاوفلی[۹]، ۲۰۰۱). کارکنان به احساس های مثبت پیرامون تجارب کاری شان که فراتر از نگرش جهانی به خشنودی شغلی و تعهد است تمایل دارند. خشنودی شغلی به عنوان نگرش فردی نسبت به خود و یا کارخود اشاره دارد. در حالیکه تعهد کارکنان به عنوان یک تمایل به پایبندی در یک دوره ای از فعالیت و بی میلی نسبت به برنامه ها تعریف می شود. در حالیکه این متغیرها و امثال آنها را شاخصه های مهم در مورد احساسات کارکنان در نظر می گیرند، اما اندازه گیری این متغیرها، تابع نوسانات و چالش های روزانه می باشد. در عوض بیشتر نشانه های ثابت پایدار از درک کارکنان از کارشان، ریشه در تجربه هایشان دارد. چنین نشانه هایی، یک اندازه گیری با ثبات تری از فهم تجربیات کاری مثبت مورد نظر، فراهم می کند. اشتیاق شغلی یکی از این متغیرهایی است که در تجارب کاری کارکنان ریشه دارد (شاک[۱۰]،۲۰۱۰). به طورکلی پژوهشگران کارکنان مشتاق را به عنوان افرادی می بینند که در انجام کارهای خویش، بسیار با انرژی و انعطاف پذیرند، و قلب هایشان را در کارهایشان با پشتکار و رغبت کامل سرمایه گذاری می کنند، نمایش قوی ای از درگیرشدن درکار همراه با تجربه ی احساس هایی از مهم بودن، شور و شوق[۱۱]، احساسات تند و شدید[۱۲]، دلگرمی[۱۳]، غرور[۱۴]، برانگیختگی ، چالشی برخورد کردن با کارشان، و تمرکز کامل[۱۵] و غوطه وری کامل در کار بدون توجه به گذر زمان را به اجرا در می آورند (لی[۱۶]، ۲۰۱۲ ).




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:06:00 ب.ظ ]




الف) پیشینه ی نظری پژوهش

 

 

۱-۲ گفتار اول: اشتیاق شغلی

 

 

۱-۱-۲ مقدمه

 

 

آنچه که دغدغه ی پژوهشگر بود بررسی مفهوم اشتیاق شغلی در دل پژوهش هایی از جنس مشاوره ی شغلی بود تا تناسب بیشتری میان رشته ای که در آن در حال تحصیل بوده و پژوهشی را که در قالب پایان نامه انجام می دهم وجود داشته باشد اما به نتیجه ای نرسیدم . اما از طرف دیگر اعتقاد بر آن است که مشاوره شغلی برای اکثر مسائل شغلی پاسخگو می باشد. به تعبیر زونکر (۱۹۹۴)، مشاوره ی شغلی برای اکثر مشکلات شغلی کارایی دارد. اکثر پژوهش هایی که تا کنون در موضوع کیفیت زندگی کاری صورت گرفته توسط محققان رشته های مدیریت و اقتصاد بوده است و تاکنون از منظر مشاوره ی شغلی به این موضوع پرداخته نشده است (کاسیکو[۴۳]،۱۹۹۸).
اینک این مفهوم را از منظر روانشناسان و مشاوران سلامت حرفه ای و شغلی بررسی می کنیم.

 

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

 

۲-۱-۲ انطباق محیط کار با روانشناسی

 

 

اهمیت ارتباط روانی کارکنان با کارشان ناشی از پیشرفت اطلاعات و خدمات اقتصادی درقرن بیست و یک بوده است. در دنیای امروز کار، برای رقابت مؤثرتر، شرکت ها نه تنها باید کارمندان با هوش بالا را استخدام کنند بلکه همچنین باید کارکنان الهام بخش و توانمند را در به کار گیری تمام ظرفیت ها یشان در کارشان استخدام کنند. سازمان های معاصر به کارکنانی که از لحاظ روانشناختی با کارشان ارتباط بر قرار کنند، نیاز دارند کسانی که مایل و قادر به سرمایه گذاری کامل خودشان در نقش کاریشان باشند، کسانی که فعال اند و به استاندارد های عملکرد با کیفیت بالا متعهدند. آنها نیاز دارند به کارکنانی که احساس نیرومندی و وقف شدگی کنند مانند کسانی که به کارشان مشتاق اند (بکر، آلبرکت و لیتر[۴۴]، ۲۰۱۱ ).
رویکرد مثبت کاملا جدید به کار و روانشناسی سازمانی، در مقابل با رویکرد رایجی که تمرکز طولانی ای بر روی پنج نقص بیماری، اختلال، آسیب، معلولیت و کژکاری[۴۵]، داشت، بوجود آمد. همانگونه که انجمن روانشناسان آمریکا (APA) به عنوان شواهد روشنی آورده اند؛
برای ۶۹ درصد از کارکنان، کار، یک منبع اصلی از استرس بوده و ۴۱ درصد گفته اند که آنها معمولا در طول یک روز کاری، احساس تنش می کنند.
۵۱ درصد کارکنان می گویند که آنها به علت استرس، تولید کار کمتری دارند. یک سوم از کارگران در ایالت متحده آمریکا به صورت سخت و شدید کار می کنند.
۸۳ درصد افراد تنها یک روز درتعطیلات ایمیل شان را چک می کنند.
۵۲ درصد از کارکنان گفته اند که خواست هایشان به عنوان مشکلات کاری عبارتست از؛ مسئولیت خانه و خانواده.
در مقابل ۴۳ درصد می گویند که شرایط در خانه، موجب بروز مشکلاتی برای عملکرد شغلی شان می شود.
کارکنانی که در مراقبت از دو نسل (خردسالان و سالخوردگان)گرفتارند، با احتمال بیشتری افسرده می شوند.
با این حال تحت تاثیر توجه روانشناسان مثبت از آغاز قرن، پژوهشگران توجه شان را از جنبه های منفی کار و کارکنان، به جنبه های مثبت تغییر دادند. تگور[۴۶] ، این تغییر را به عنوان اینکه « کار لذت است »، تعبیر کرد. اصطلاحات دیگر در این زمینه عبارتند از؛ خشنودی و احساس معنی داری درکار که می توانند با خودشان شور و شوق، احساسات تند و شدید، انرژی، و غرق شدن در کار[۴۷] را به ارمغان بیاورند. کار کردن وظیفه ی سنگینی است که موجب فعالیتی می شود که رنگ و معنای خاصی به زندگی می بخشد. این با روانشناسی مثبت گرا که فرض می کند افراد به معنی دار بودن زندگی نیاز دارند تا بتوانند شخصا رشدکنند و خودشان را توسعه داده و به شکوفایی برسند، مطابقت دارد. از این دیدگاه افراد غیبت از کار را به میزان قابل توجهی کاهش می دهند یا از انجام آن، پیشگیری می کنند (برگسما[۴۸] و اسکاوفلی، ۲۰۱۳).
جدول ۱-۲تغییرات در درون و اطراف دنیای کار (اسکاوفلی، لوو، ون در ولد و سیگرت[۴۹] ،۲۰۱۳).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 
yle="box-sizing: inherit; width: 1104px;"> سنتی مدرن ایستایی تغییر مداوم یکنواختی تنوع
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:06:00 ب.ظ ]




تغییرات در جدول۱-۲ را می توان تحت عنوان انطباق محیط کار با روانشناسی [۵۰]خلاصه کرد. بعد از این، بسیاری از تغییرات نیاز به کاربرد مهارت های روانشناختی و مهارت های روانی – اجتماعی از سوی کارکنان دارد. بنابراین تغییر و تردید را باید در پویایی فرا خواند؛ جایی که کارکنان با شرایط مناسبی بتوانند حرکتی رو به جلو داشته باشند. تنوع در محل کار و همکاری با یکدیگر در تیم ها، نیاز به مهارت های اجتماعی و ارتباطی از قبیل ابراز وجود، حل تعارض، و همکاری دارد. شرایط کاری جدید (نابستگی به زمان و مکان)، و عدم نظارت بیرونی، نیاز به پاسداری از مرز های کارکنان دارد . در این راستا عدم تشریح جزئیات کار، و هدایت ابتکارات کارکنان، و سایر اقدامات ضروری است. این نمونه ها نشان می دهد که سرمایه ی روانی کارکنان به طور فزاینده ای در حال تبدیل شدن به مهمترین عملکرد از وظایفشان می باشد. تخصص و سلامت جسمی، دیگر کافی نیست. امروزه آمادگی روانی و انگیزش نیز لازم است. بدون آمادگی روانی و انگیزش، نمی توان خواستهای روانشناختی[۵۱]، و پیشنهادهای کاری امروزی را پیگیری کرد(اسکاوفلی، لوو، ون در ولد و سیگرت،۲۰۱۳).
همانطورکه داوید اولریچ[۵۲]، درکتاب پرفروش«پیروزی منابع انسانی»[۵۳] خود آورده است:”سهم کارمند، یک مساله ی حیاتی تجارت است؛ چرا که در تلاش برای تولید بیشتر با ورودی کارکنان کمتر، شرکت ها، چاره ای جز تلاش برای اشتیاق نه تنها جسمی بلکه همچنین ذهنی و روانی هر کارمندی دارند.” اولریچ دو نکته را در اینجا می آورد: اول، سرمایه ی انسانی سازمان به طور فزایند ای مهم است؛ زیرا موجب کار بیشتر با تعداد نفرات کمتری می شود. بنابراین افراد از آنچه در گذشته بوده اند، مهمترند. دوم سازمان های امروزی نیاز به کارکنانی که قادر و مایل به سرمایه گذاری خودشان از نظر روانشناختی در کارشان باشند، دارند. و این دقیقا همان اشتیاق شغلی ای است که همه ی آنها را در بر می گیرد….به طور کلی همانطور که بحث شد روانشناسی مثبت گرا ،اشاره به علمی داردکه به مطالعه ی عملکرد مطلوب انسانی می پردازد که هدف آن، کشف و ترویج عواملی است که به افراد، سازمان ها و جوامع، اجازه ی رشد می دهد. واضح است اشتیاق شغلی، متناسب با این رویکرد جدید است که سرعت قابل توجهی را در دهه ی گذشته بدست آورده است. بنابر این جنبش روانشناسی مثبت گرا، خاک حاصل خیزی را پدید آورد که موجب شکوفایی پژوهش های اشتیاق در دانشگاه شد. در نتیجه ظهور اشتیاق در آغاز قرن بیست و یکم با دو تحول همگرا بوده است :۱) اهمیت رشد در سرمایه ی انسانی و درگیر شدن روانی کارکنان در تجارت. ۲) علاقه ی علمی افزایش یافته در حالتهای روانشناختی مثبت (اسکاوفلی،۲۰۱۳).

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

۳-۱-۲ مفهوم اشتیاق شغلی در زندگی روزمره و در تجارت

 

 

معنای معمول اشتیاق اشاره به دلبستگی[۵۴]، تعهد، احساسهای تند و شدید[۵۵]، شور و شوق[۵۶]، جذب، تلاش متمرکز[۵۷] و انرژی دارد. به عنوان مثال، فرهنگ لغت مریام وبستر، اشتیاق را به عنوان «دلبستگی هیجانی یا تعهد » و به عنوان«حالتی از آماده ی به کار بودن »، توصیف می کند. اشتیاق کارکنان برای اولین بار در تجارت پدید آمده است. اگر چه منشاء واژه کاملا روشن نیست. اما آن را برای اولین بار در سال ۱۹۹۰، سازمان گالوپ مورد استفاده قرار داد. بر اساس یک نظر سنجی جهانی درمیان مدیران عامل شرکت ها، اشتیاق کارکنان، یکی از پنج چالش مهم برای سازمان هاست. لذا جای تعجب نداردکه شرکت های مشاوره و تجارت بین الملل، در حال رشد دادن مفهوم اشتیاق اند و ابزارهایی را برای بررسی اختصاصی آن تهیه می کنند. براساس یکسری اطلاعات جامع که شامل پایگاه های داده های بین المللی و صنایع مختلف تحت پوشش بود، این شرکت ها تخمین زده اند که حدود بیست درصد از کل کارکنان، به شدت به کارشان مشتاق اند[۵۸]، در حالیکه بیست درصد دیگر به طور فعال مشتاق نیستند. باقیمانده ی گروه که در حدود ۶۰ درصد هستند، در حد متوسطی مشتاق اند. این شرکت ها ی مشاوره ادعا می کنند که اشتیاق کارکنان، موجب موفقیت در تجارت است (اسکاوفلی،۲۰۱۲).
عملا تمامی شرکت های عمده ی مشاوره ای منابع انسانی، هدفشان بهبود سطوح اشتیاق شغلی در تجارت است. تقریبا بدون استثناء این شرکت ها مدعی اند که شواهد قطعی و کاملی یافتند که اشتیاق شغلی، سود دهی را از طریق بهره وری بالاتر، فروش، خشنودی مشتری و ماندگاری کارکنان، افزایش می دهد. این پیام برای سازمان روشن است؛ افزایش اشتیاق شغلی هزینه ها را کاهش می دهد. با این حال، به غیر از سازمان گالوپ این ادعا در ژورنالهای علمی، اثبات نشده است. به جای ارائه ی شواهد علمی، این فقط در گزارش هایی آمده که رابطه مثبتی را بین اشتیاق کارکنان وبهره وری شرکت ها، بیان کرده اند. با این وجود به دلیل تاثیر عمده ی شرکت های مشاوره ای در تجارت، نمونه هایی از روشهایی که اشتیاق مفهوم سازی شده را بیان می کنند ارائه می شود؛ موسسه ی بین المللی توسعه ی ابعاد[۵۹] (DDI ): اشتیاق دارای ۳ بعد است؛ ۱) شناختی: باورهای پشتیبان اهداف و ارزشها در سازمان . ۲) هیجانی: احساس تعلق، غرور، دلبستگی به سازمان. ۳ ) رفتاری: تمایل به انجام کار و ماندن در سازمان. هیوایت[۶۰]: “کارکنان مشتاق به طور مرسوم سه رفتار کلی را انجام می دهند. آنها ۱) از لحاظ بیانی : به طور مداوم درباره سازمان و همکاران،کارکنان پشتیبانی و مشتریان، مثبت گونه سخن می گویند.۲) ماندن: یک میل شدید به بودن یک عضو سازمان با وجود فرصت های کاری در موقعیت های دیگر. ۳)کوشش: اعمال وقت، تلاش و ابتکار بیشتر جهت مشارکت در موفقیت تجاری شرکت”. توورزپرین[۶۱]: “اشتیاق کارکنان به عنوان یک حالت هیجانی که خشنودی شخصی کارکنان و یک حسی از دلگرمی و تاییدی که آنها از کار می گیرند و بخشی از سازمان بودن را منعکس می کند.” مرسر: “اشتیاق کارکنان نیز تعهد یا انگیزه نامیده می شود که اشاره به حالت روانشناختی ای که در آن کارکنان احساس می کنند منافع مشترکی در موفقیت شرکت دارند و با استاندارد بالایی عمل می کنند که ممکن است بیش از نیازهایی که در آن شغل بیان شده باشد” (اسکاوفلی و بکر،۲۰۱۰).
در مجموع این ۴ مثال نشان می دهند که در تجارت، اشتیاق به عنوان ترکیبی از سه مفهوم موجود ۱) خشنودی شغلی ۲) تعهد به سازمان ۳) رفتار فرا نقش[۶۲] (تلاش اختیاری بیشتر از آنچه که درکار تعریف شده است)، می باشد. علاوه بر این رویکردهای شرکت های مشاوره ای اختصاصی اند و بنابراین موضوعی نیست که بررسی بیرونی شده باشد که این مشکل است، تا آنجا که در مورد شفافیت اش نگرانی وجود دارد. برای مثال، مواد پرسشنامه و جزئیات فنی از ابزارهای اندازه گیری در دسترس عموم نیست (اسکاوفلی،۲۰۱۳).
گالوپ یک مفهوم سازی کمی متفاوت را به کار برده است که به جای سازمان، اشاره به کار کارکنان دارد. «اصطلاح اشتیاق کارکنان، اشاره به دلبستگی وخشنودی وهمچنین شور و شوق فرد به کار دارد» مانند تعاریف شرکت های مشاوره ای، مفهوم اشتیاق گالوپ، به نظر می رسد با سازه های رایج به خوبی شناخته شده ای همچون دلبستگی شغلی[۶۳] و خشنودی شغلی، همپوشی داشته باشد. در نتیجه از آنجا که در تجارت و در میان مشاوران (تجاری)، اشتیاق به عنوان یک اصطلاح نو و جاذبی است که در واقع مفاهیم سنتی را پوشش می دهد. با این حال، محبوبیت اشتیاق در این حوزه ها بدان معناست که چیزی در مفهوم اشتیاق وجود دارد. بنابراین پژوهشگران دانشگاهی تعریف و مطالعه ی اشتیاق شغلی را به عنوان یک سازه ی منحصر به فرد، شروع کرده اند (اسکاوفلی و بکر،۲۰۱۰).

 

 

۴-۱-۲ اشتیاق شغلی حالتی

 

 

اسکاوفلی ودیگران(۲۰۰۲)، بیان می کنند که اشتیاق یک حالت زود گذر و خاصی نیست. بلکه بیشتر یک حالت پایدار و فراگیر هیجانی – شناختی است که تنها بر یک موضوع، رویداد، فرد یا رفتار متمرکز نیست. از این منظر، نوسانات روزانه ی اشتیاق شغلی به عنوان واریانس خطا دیده می شوند؛ چرا که آنها تنها انحرافاتی از سطح پایه ای اشتیاق کارکنان، می باشند. (اوونیل، لی بلانک[۶۴] و اسکاوفلی، ۲۰۱۲).
بیشتر مطالعه ها تا به امروز، تفاوت های بین افراد را از نظر اشتیاق شغلی و دلایل احتمالی این تفاوت ها، همچون ویژگی های شغلی و منابع شغلی توجه دارند. بااین حال مطالعه های اخیر نشان داده است که اشتیاق نیز ممکن است در افراد روز تا روز نوسان داشته باشد با توجه به آنچه در طول روز اتفاق می افتد، کارکنان، سطوح بالاتر یا پایین تر از اشتیاق را در فعالیت های کاری نشان می دهند. اشتیاق شغلی حالتی با نوساناتی از نیرومندی، وقف خود و جذب در طول دوره ی کوتاهی از زمان مرتبط است. تغییرات در شخص، معمولا با طرح های روزانه ای که اجازه ی تجربه ی پویایی های کوتاه مدتی را می دهند، اندازه گیری می شوند. پژوهش ها نشان داده اند که به طور متوسط ۴۰درصد از واریانس در اشتیاق ممکن است به این گونه نوسان ها در شخص منتسب باشد. اگرچه سطوح کلی اشتیاق رابطه مثبتی با حالت اشتیاق شغلی دارد. به طور معمول بیشتر واریانس در اشتیاق با وقایع روزانه ای مانند تعامل های حمایتی با همکاران، تجربه ی روزانه ی استقلال، و بازخورد مثبت از مشتریان مشاهده شده است(اسکاوفلی،۲۰۱۲).
سوننتج[۶۵] و همکارانش، ادعا می کنند که به منظور بررسی کامل تجربه ی پدیدار شناختی اشتیاق شغلی، باید بر اشتیاق شغلی حالتی، به عنوان تجربه ی لحظه ای و ناپایداری که نوسان هایی را در درون افراد در دوره های زمانی کوتاه( از دقیقه به دقیقه تا ساعت به ساعت ویا شاید روز به روز ) دارد، تمرکز کنیم. سوننتج و دیگران نتایجی را که با چشم انداز درون فردی مرتبط اند، مشخص کرده اند: اول، رویکرد درون فردی اجازه می دهد تا در الگوهای لحظه ای تجربه ها و رفتارهای مرتبط با کار دقیق تر بررسی شوند. افراد به طور مساوی در کارشان در تمام روز مشتاق نیستند .روزهایی (یا هفته هایی) هست که کارکنان احساس نیرومندی، جذب و وقف خود بیشتری می کنند تا نسبت به روزهای (یا هفته های) دیگر . سوننتج و همکارانش، استدلال می کنند که به طور متوسط موقعیت هایی که اشتیاق شغلی کلی مانند تقاضا از افراد برای گزارش کردن ماه های پیشین، و ارائه ی خلاصه ای از حالت های روانشناختی شان را ارزیابی می کنند، بخش پویا و ترتیبی پدیده ی اشتیاق شغلی را نادیده می گیرند. دوم، رویکرد درون فردی، بررسی پیش بینی های اولیه ای از اشتیاق شغلی را فراهم می سازد. آیا ویژگی های موقعیتی ویژه ای در طول یک روز ویژه به منظور ایجاد احساس اشتیاق وجود دارند؟ برای مثال ممکن است تصور شود که نه تنها به طور کلی سطوح بالایی از منابع شغلی همچون قدردانی از سوی همکاران و سرپرست، بلکه همچنین یک عبارت حمایتی یا بازخورد تشویقی از همکاران یا سرپرست در یک روز ویژه، اشتیاق شغلی را افزایش می دهد. زنتوپولو[۶۶] و همکارانش، در واقع شواهدی از اثرات یکتای تغییرات روزانه ی ناشی از حمایت اجتماعی بر اشتیاق روزانه در میان کارکنان رستوران فست فود و در میان خدمه ی پرواز، یافتند. به طور مشابه ممکن است حالت های ویژه ی شخصی ای باشند که اشتیاق شغلی را در طی یک روزیا هفته ی ویژه، از جمله خودکارآمدی روزانه، خوش بینی روزانه و ریکاوری روزانه پرورش دهند (بکر و لیتر،۲۰۱۰).

 

 

۵-۱-۲ اشتیاق شغلی گروهی[۶۷]

 

 

اشتیاق شغلی به طور عمده در سطح فردی مطالعه شده اما این همچنین ممکن است به عنوان یک سازه ی روانی– اجتماعی جمعی مطرح باشد. افرادی که با هم کار می کنند و هیجان های مثبت گروهی را تجربه می کنند، ممکن است اشتیاق شغلی را به کار بندند. برای مثال بکر، ون امریک و ایووما[۶۸] (۲۰۰۶) سرایت هیجانی را به عنوان مکانیسم اصلی ظهور حالت روانشناختی تشکیل یافته ای همچون اشتیاق شغلی گروهی شناسایی کرده اند. بنابراین اشتیاق شغلی گروهی را می توان به عنوان یک حالت روانشناختی مثبت و خوشایند مربوط به کار توصیف کرد که با نیرومندی، وقف خود و جذب گروهی که از تعامل و تجربه های مشترک اعضایی که در گروه کار می کنند، مشخص می شود. پژوهش های پیشین نشان داده اند که اشتیاق شغلی گروهی این موارد را افزایش می دهد:۱)عملکرد وظیفه ای دانشجویانی که در گروه کار می کنند ۲) جوکمک را در کارکنان خدماتی ۳)هیجان های مثبت گروهی و باورهای کارایی گروهی را ۴)اشتیاق شغلی در سطح فردی را (تورنت، سالنوا، لیورنس[۶۹] و اسکاوفلی،a2012).
در حقیقت، روانشناسی اجتماعی تعداد بی شماری از مطالعاتی را ارائه داد که نشان می دادند چگونه باورهای عمومی وتجربه های مؤثر، از میان افرادی که با هم کار می کنند بوجود می آیند و چگونه تمایل دارند که تشابه الگوهای رفتاری و شناختی (گنزالس- رما، پیرو، سبیریتس و منس، ۲۰۰۰)، هیجان های گروهی (برسید ،۲۰۰۲)، مشارکت در کار آمدی گروهی (بندورا، ۲۰۰۱)، یا تقسیم سختی کار[۷۰] بین یکدیگر (سمر، زاپف و گریف ،۱۹۹۶)، را نشان دهند. دو دلیل ضروری برای این پدیده ی مشترک وجود دارد که می توان به عنوان خلاصه گفت که: اعضای گروه می توانند بر خلق های روانی یکدیگر اثر بگذارند (فرایند زمینه) و احتمالا تجربه های بسیاری را بین خود تقسیم می کنند. و(دوم)اینکه آنها محل کار یکسانی را تجربه می کنند (فرایند آشکار). این اصل همچنین می تواند در اشتیاق شغلی با در نظر گرفتن مساله ی سرایت هیجانی به عنوان مکانیسم بالقوه ی اصلی به کار بسته شود. بنابر این اشتیاق شغلی گروهی، از توافق بر روی ادراک اعضای گروه که می توانند در یک عقیده ی مشترک در مورد بیان نیرومندی، وقف خود و جذب گروهی توافق داشته باشند بوجود آمده است . از آنجا که اشتیاق شغلی گروهی همچنین انتظار می رود که یک ساختار همریخت را در سر تا سر سطوح مختلف تجزیه و تحلیل حفظ کند، باید یک مدل توافق تغییر مرجع را برای اشتیاق شغلی در سطح گروهی به کار بست. در این مدل توافقی از اعضای گروه خواسته می شود که آمادگی گروهی پیدا کنند تا بدان وسیله مرجع تصمیم گیری از من به ما تبدیل شود (تورنت، سالنوا، لیورنس و اسکاوفلی،b2012).
در اغلب سازمانها عملکرد نتیجه تلاش مشترک تک تک کارکنان است. از این رو قابل تصور است که با انتشار اشتیاق در میان اعضای آن گروه کاری، عملکردشان افزایش یابد. انتشار یا سرایت هیجانی را می توان به عنوان انتقال مثبت (یا منفی ) تجربه ها از شخصی به شخص دیگری، تعریف کرد. اگر همکاران با اشتیاق شغلی شان بر همدیگر تاثیر بگذارند، به عنوان یک گروه عملکرد بهتری خواهند داشت. در واقع تعدادی شواهد تجربی، برای چنین فرایند سرایت هیجانی وجود دارد. برسید[۷۱] (۲۰۰۲) در یک مطالعه ی نو آورانه ی آزمایشگاهی که طی آن مشاهده شد که هیجان های افراد در یک گروه به همدیگر منتقل می شد و بر عملکردشان که در حال بررسی بود اثر می گذاشت. با استفاده از یک مجموعه ی آموزش دیده در زمینه نمایش هیجان ها او نشان داد که هیجان های خوشایند در مجموعه (بر اساس درجه بندیهای ثبت کنندگان ویدئو) بر هیجان دیگر اعضای تیم در طی یک تمرین مدیریتی شبیه سازی شده (بحث رهبری گروهی )تاثیر می گذارد. سرایت هیجانهای مثبت، در نتیجه منجر به رفتار همکاری بیشتر و عملکرد وظیفه ای بهتر می شود. در یک روش مشابه سای، کوت و ساودرا[۷۲] (۲۰۰۵) نشان دادند که وقتی که رهبران، هیجان مثبت (در مقابل هیجان منفی ) دارند اعضای گروه، هیجان مثبت بیشتری و منفی کمتری را تجربه می کنند ….اینها همه نشان می دهد که کارکنان مشتاق، بر همکارانشان تاثیر می گذارند و در نتیجه عملکرد گروهی بهتری دارند (بکر،آلبرکت و لیتر، ۲۰۱۱).

 

 

۶-۱-۲ مقایسه ی اشتیاق شغلی با سایر مفاهیم بهزیستی روانی[۷۳]

 

 

در ادامه به مقایسه ی مفهومی اشتیاق شغلی با برخی مفاهیم بهزیستی روانی(هم مثبت و هم منفی) پرداخته خواهد شد.

 

 

۱-۶-۱-۲ اشتیاق شغلی و هیجان های مثبت[۷۴]

 

 

گرایش به تجربه کردن بیشتر هیجان های مثبت با موفقیت در زندگی روزمره همراه بوده است. فردریکسون[۷۵] (۲۰۰۱)، استدلال می کند و نشان می دهد که هیجان های مثبت، موجودی فکر و عمل آنی افراد را وسعت می بخشند و منابع شخصی را ایجاد می کنند (زنتوپولو، بکر، دمروتی و اسکاوفلی،۲۰۱۲). هیجان های مثبت مربوط به کار به عنوان تجربه های مؤثر کوتاه مدت و نسبتا شدیدی اندکه بر روی اهداف یا موقعیت هایی در محل کار متمرکز اند. در حالیکه احساس های مثبت، پاسخ های فوری به محیط کار است، اشتیاق شغلی از نظر ماهیت، نسبتا پایدارتر است. بنابراین معقول است که فرض کنیم که احساس های مثبت کوتاه مدت، پیشایند های اشتیاق شغلی اند. نظریه ی Bو B(نظریه گسترش و ایجاد[۷۶] فردریکسون ) فرض می کند که هیجان های مثبت نه تنها موجب می شوند که افراد احساس خوبی در یک نقطه از زمان خاصی پیدا کنند، بلکه این هیجان ها ممکن است پیش بینی کننده ی بهزیستی روانی آینده نیز، باشند. پس هیجان های مثبت، موجب بهزیستی روانی می شوند. بر طبق نظریه ی B وB، هیجان های مثبت با تقویت رفتارهای اکتشافی که موجب فرصت های یادگیری و دستیابی به هدف و کمک به ساخت منابع پایدار می شوند، در فکر و عمل گسترش پیدا می کنند. سر انجام جذب که شامل غرق شدن و تمرکز بر روی کار آنگونه که فرد احساس کند زمان در محل کار در حال پرواز است اتفاق می افتد (اوونیل، لی بلانک و اسکاوفلی، ۲۰۱۲). بنابر این با تجربه کردن هیجان های مثبت و درگیر شدن در رفتارهای اکتشافی پیوسته افراد منابع شان را افزایش می دهند. در نتیجه حالت مثبت پایدارتری از بهزیستی روانی از جمله اشتیاق شغلی را تجربه می کنند (اوونیل، لی بلانک و اسکاوفلی، ۲۰۱۳).
هیجان های مثبت ممکن است در شرایط نامطلوبی استخراج شوند. با این حال زمینه های معمولی برای هیجان های مثبت در موقعیت های تهدید آمیز اتفاق نمی افتند، بلکه در شرایط نسبتا دلپذیری رخ می دهند. بنابراین این مهم است که نوعی از تسهیل کننده های زمینه های کاری در تجربه ی هیجان های مثبت بیابیم که به نوبه ی خود با منابع شخصی کارکنان در ارتباط است. هیجان های مثبت ریشه های اجتماعی متفاوتی دارند؛ به این معنی که تعاملات اجتماعی دلپذیر، به احتمال زیاد در کارکنان احساس خوبی ایجاد می کند. به عنوان مثال تعاملات دلپذیر با سرپرستان، همکاران یا مشتریان در محل کار، موجب آغاز هیجان های مثبت می شود. علاوه براین مدل های روانشناختی شغلی (مانند هکمن و اولدهم[۷۷]، ۱۹۸۰) بر نقش ویژگی های شغل و بویژه منابع شغلی در ایجاد حالت های هیجانی مثبت تاکید می کنند (زنتوپولو، بکر، دمروتی و اسکاوفلی،۲۰۱۲). هیجان های مثبت خاصیت انگیزشی دارند چرا که آنها کارکنان را در جستجوی حمایت اجتماعی و یادگیری چیزهای جدید در محل کار، نیرو می دهند و به عنوان مثال منابع شغلی قابل دسترس را افزایش می دهند. به طور توصیفی کارکنان وقتی هیجان های مثبت را تجربه می کنند، اهداف بالاتری را مشخص ساخته و در نتیجه برای دستیابی به آن اهداف، منابع شغلی ای را ایجاد می کنند (اوونیل، لی بلانک و اسکاوفلی، ۲۰۱۲).

 

 

۲-۶-۱-۲ اشتیاق شغلی و فرسودگی شغلی[۷۸]

 

 

یکی از مدل هایی که می تواند در تبیین تمایز مفهومی بین اشتیاق و فرسودگی کمک باشد، مدل ترکیبی راسل[۷۹] می باشد. مدل ترکیبی راسل (۲۰۰۳-۱۹۸۰)، پیشنهاد می کند که حالت های هیجانی از دو سیستم فیز یولوژی – عصبی ناشی می شوند. یکی به زنجیره ی خوشایندی – نا خوشایندی[۸۰] و دیگری به برانگیختگی[۸۱]، فعالیت یا هوشیاری مربوط می شود. هر هیجانی می تواند به عنوان یک ترکیب خطی از این دو بعد در درجه های مختلفی از خوشایندی و کنش ورزی، فهمیده شود. احساس ها یا حالت های هیجانی ویژه از الگوهای فعالیت در این دو سیستم فیزیولوژی– عصبی بوجود آمده، تفسیر، و نامگذاری می شوند.
شکل۱-۲ _ یک چشم انداز دو بعدی از بهزیستی روانی درونی (راسل،۲۰۰۳؛به نقل از بکر،آلبرکت و لیتر،۲۰۱۱)
فعالیت بالا
شور و شوق
برانگیختگی
حسرت
آشفتگی
نیرومندی
رنجش
اشتیاق شغلی
شادی
شور و شوق




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:05:00 ب.ظ ]




دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

ا می دهند. ناکامورا[۹۰] و چیکزنت میهالی (۲۰۰۲)، با این دیدگاه و توضیح هم عقیده اند که یک هماهنگی از مهارت ها و چالش های ادراک شده در سطح بالا مورد نیاز است. اما به خودی خود کافی نیست و پیش نیاز تجربه ی FLOW می باشند (ردریگوئز-سانچز، اسکاوفلی، سالنوا، سیفر و سوننچاین[۹۱]،۲۰۱۱).
بر طبق نظر چیکزنت میهالی (۱۹۹۰)، FLOW حالتی است از تجربه ی مطلوبی که با توجه متمرکز، ذهن روشن، ذهن و بدن هماهنگ، تمرکز بدون تلاش، کنترل کامل، از دست دادن خود آگاهی، بی توجهی به زمان و لذت بردن درونی، شناخته می شود. واضح است به طورکامل جذب شدن در کار، نزدیک به این توصیف از FLOW می باشد. با این حال FLOW ، اشاره به تجربه های ویژه تر و حداکثری در کوتاه مدت و همچنین خارج از محدوده ی کاری دارد. در حالیکه جذب، اشاره به حالت فراگیرتر و پایدارتر از ذهن دارد. علاوه بر این، FLOW یک مفهوم پیچیده تری است که ممکن است شامل پیشایندهای ویژه ای همچون بازخورد فوری نیز باشد (اسکاوفلی و بکر، ۲۰۱۰).

 

 

۴-۶-۱-۲ اشتیاق شغلی و اعتیاد کاری[۹۲]

 

 

از زمانیکه اوتس[۹۳] (۱۹۶۸)واژه ی اعتیاد کاری را ابداع کرد، بحث درباره ی منشا و تعریف آن ادامه دارد. برای مثال برخی پیشنهاد می کنند که اعتیاد کاری را می توان ترکیبی از صفات شخصیتی خاصی دانست. در حالیکه دیگران فکر می کنند که آن یک رفتار اعتیاد آور آموختنی ای است. بیشترین اتفاق نظر در مورد این عقیده اینست که معتادین به کار، زمان و انرژی قابل توجهی را در کار، سرمایه گذاری می کنند. با این حال هر کارمندی که سخت کار می کند، معتاد نیست. افراد ممکن است به دلایل مختلفی از جمله ضرب العجل ها و نیازهای اقتصادی، ارتقای جایگاه یا شاید یک ازدواج بد، سخت کار کنند. بنابر این به طور آشکارا تعداد ساعاتی که آنها کار می کنند، ملاک نیست. بلکه نگرش هایشان نسبت به کاراست که معتاد به کار را از غیر معتاد متمایز می سازد. ظاهرا معتادین به کار از کارکردن بیش از حدی که می کنند لذت نمی برند بلکه آنها احساس اجبار می کنند (ون ویچ[۹۴]، پیترس، اسکاوفلی و اوونیل،۲۰۱۳ ).
در همین راستا اسکاوفلی، تریس[۹۵] و بکر (۲۰۰۶)، اعتیاد کاری را به عنوان یک گرایش جبری به کار کردن به صورت بیش از حد تعریف کرده اند. یکسری از مطالعه ها نشان می دهند که: ۱) اشتیاق شغلی همانگونه که با UWES)) اندازه گیری می شود و اعتیاد کاری که با مقیاس اعتیاد کاری هلندی ([۹۶]DUWAS) ارزیابی می شود، را می توان به صورت مستقل از هم اندازه گیری کرد. اگرچه هم پوشانی هایی نیز وجود دارد تا آنجا که جنبه ی جذب، نگران کننده می شود. این بدان معناست که فرد مشتاق به مانند کارکنان معتاد به کار، مشکلاتی در جدا شدن از کارش دارد. ۲) اشتیاق شغلی« خوب» است و اعتیاد کاری« بد» است؛ این بدان معناست که اشتیاق و اعتیاد کاری به صورت معکوس با میزان نتایج مطلوب کارکنان مشتاق و میزان نتایج نا مطلوب معتادین به کار با عملکرد، اضطراب، شکایت های روان تنی و خود ارزیابی سلامت،کیفیت خواب و رضایت از زندگی رابطه دارد. به طور ویژه تر اینکه به نظر می رسد که جنبه ی وسواسی اعتیاد کاری، سمی ترین مؤلفه است. ۳) انگیزه ی کار در کارکنان مشتاق و معتادین به کار به طور اساسی متفاوت است. کارکنان مشتاق به طور عمده به صورت درونی برانگیخته می شوند. آنها کار را به خاطر سرگرمی اش انجام می دهند در حالیکه معتادین به کار به طور عمده با استاندارد های بیرونی از خود – ارزشمندی[۹۷] و تایید اجتماعی که آنها درون سازی کرده اند بر انگیخته می شوند. آنها کار می کنند؛ زیرا اعتماد به نفسشان به آن وابسته است و اینکه نمی خواهند در چشم دیگران شکست خورده تلقی شوند (اسکاوفلی، ۲۰۱۳).
علاوه براین بر اساس مدل خلق درونی[۹۸]( MAI ) (مارتین، ورد، آرکی و وایر[۹۹]،۱۹۹۳) این می تواند فرض شود که معتادین به کاربه این دلیل سخت کار می کنند که قوانین فشارزای خاصی را برای این که مدت طولانی ای را به کارشان ادامه دهند استفاده می کنند. مدل MAI که در محیط کار به کار بسته شده، مدلی است که در اصل در روانشناسی بالینی برای تبیین رفتارهای اجباری مورد استفاده قرار گرفته و فرضش بر این است که افراد مستقیم از قوانین فشارزای شخصی استفاده می کنندکه با خواستهای مربوط به وظیفه مواجه می شوند. افراد ممکن است تصمیم به ادامه ی کار به مدت طولانی بگیرند چرا که آنها از وظیفه ای که انجام می دهند، لذت می برند (قانون لذت[۱۰۰]). یا احساس می کنند که به اندازه ی کافی کار نکرده اند (قانون کفایت). ون ویچ، پیترز و اسکاوفلی[۱۰۱] (۲۰۱۱)، نشان دادند که اعتیاد کاری به طور خاصی با کاربرد قانون «کفایت[۱۰۲] »رابطه دارد. این بدان معناست که معتادان به کار، به کار کردن ادامه می دهند زیرا به طور دائم احساس می کنند که هنوز کار را انجام نداده اند. در نتیجه این واقعیت را که آیا آنها آن کار را دوست دارندیا خیر را نادیده می گیرند. به نظر می رسد که آنها یک سائق درونی ای دارند که آنها را به سمت سخت کار کردن هل می دهد (ون ویچ، پیترس، اسکاوفلی و اوونیل،۲۰۱۳ ).
تمایز مفهومی ای بین اشتیاق و اعتیاد کاری با وارسی الگوی روابط بین هم حالت ها از یک طرف و هم خوشه های مختلفی از مفاهیم دیگر از طرف دیگر بیشتر اثبات شده است. در حالیکه هم اشتیاق و هم اعتیاد کاری با صرف تلاش زیاد در کار (شرایطی که کارکردن با خواسته های شغلی بالایی همراه است )، همراه می باشد، نمره های بالا در اعتیاد کاری به طور کلی با ویژگی های کاری نامطلوب، فقدان بهزیستی روانی (به طور ویژه بهداشت روانی )و تنها اعتماد ناچیز فرد به عملکرد شغلی اش، همراه است. در مقابل کارکنان مشتاق به طور کلی کاملا از کار و زندگی شان خشنودند، سلامتی خوبی را گزارش می کند و بیان می کند که عملکرد خوبی دارند (بکر و لیتر،۲۰۱۰).
با توجه به بررسی های اسکات و همکارانش[۱۰۳] (۱۹۹۷) معتادان به کار با ۳ ویژگی مشخص می شوند: ۱)آنها تمایل به ساعات طولانی کارکردن دارند. ۲) آنها اغلب در مورد کار فکر می کنند حتی در موقعی که در محل کار نیستند که این نشان می دهد که به کارشان وسواس دارند. ۳) آنها فراتر از آنچه به طور منطقی از آنها به منظور بر آورده کردن نیازهای اقتصادی یا سازمانی، انتظار می رود کار می کنند. بر اساس ویژگی آخر (مورد سوم) به نظر می رسد اسکات و همکارانش این مفهوم را برای اولین بار توسعه داده اند. در واقع به نظر می رسد که آنها بین مؤلفه ی رفتاری (کارکردن شدید) و یک مؤلفه ی شناختی (اجبار کاری ) در اعتیاد کاری، تمایز قائل شده اند(ون ویچ، پیترس، اسکاوفل
ی و اوونیل،۲۰۱۳ ).

 

 

۵-۶-۱-۲ اشتیاق شغلی و شخصیت

 

 

اشتیاق از صفات شخصیتی بیشتر با وظیفه شناسی رابطه دارد. با این حال مطالعه هایی که انجام می شود ممکن است پاسخی به این سوال باشد که آیا اشتیاق یک صفت شخصیتی کمیاب است؟
لنگلن، بکر، ون دورنن و اسکاوفلی[۱۰۴] (۲۰۰۶)با استفاده از یک مدل دو بعدی که شامل نوروزگرایی (تمایل به تجربه ی هیجان های ناراحت کننده از قبیل ترس، افسردگی و ناامیدی) و برون گرایی (تمایل به شادابی، جامعه پذیری، پویایی بالا) بود دریافتند که اشتیاق رابطه ی منفی گونه ای با اولی (نوروز گرایی) و رابطه مثبت گونه ای با دومی (برون گرایی ) دارد. دامنه ی همبستگی از ۳۳/۰- تا ۵۰/۰- می باشد که این بدان معناست که همپوشانی هر دو صفت شخصیت کم است (۱۱ تا ۲۵ درصد). یک مطالعه ی جامع تری توسط کیم، شین و اسوانگر[۱۰۵] (۲۰۰۹)که پنج صفت بزرگ شخصیتی را بررسی می کرد، نشان دادکه تنها وظیفه شناسی رابطه ی معنی داری با اشتیاق( ۱۵/۰ تا ۳۷/۰= r درصد همپوشی) دارد. در حالیکه نوروزگرایی و برون گرایی رابطه ای نداشتند. پس از کنترل کردن عوامل مرتبط با کار، وظیفه شناسی هنوز (به صورت مثبت) با اشتیاق رابطه داشت. اما اکنون مکمل نوروز گرایی بود که (به صورت منفی)،با اشتیاق مرتبط بود. بنابراین به نظر می رسد که اشتیاق یک حالت روانشناختی است تا یک صفت تمایلی. شواهد محدودی برای وجود رابطه قوی (اشتیاق ) با وظیفه شناسی وبا درجه ضعیف تری با نوروز گرایی و برون گرایی وجود دارد (اسکاوفلی، ۲۰۱۳).

 

 

۶-۶-۱-۲ اشتیاق شغلی و خشنودی شغلی[۱۰۶]

 

 

بررسی رایت و کروپنزانو[۱۰۷] نشان می دهد که اگر شادی رابه عنوان حالت هیجانی ای از ذهن هم چون بهزیستی روانی اندازه گیری کنیم به طور نسبتا شدیدی با عملکرد مربوط می شود ( ۳۴/<32/r<) . با این حال اگر شادی را در اصطلاح شناختی ارزیابی گونه ای همچون «خشنودی» بیاوریم منجر به رابطه ی ضعیف قابل توجهی بین شادی و عملکرد می شود(۰۸/<08/- r<). در سطح سازمانی نتایج مشابهی توسط تریس و شرورس[۱۰۸](۲۰۰۹)گزارش شد که دریافتند که خشنودی به طور مثبت با خشنودی مشتری مربوط است. اما با بهره وری نامربوط است (یا حتی رابطه منفی گونه ای دارد ). در مقابل کارکنان با بهزیستی روانی (مانند خستگی هیجانی)، با رضایت پایین مشتری و بهره وری پایین ارتباط دارند. در مجموع بر خلاف کارکنان با بهزیستی روانی، به نظر می رسد که خشنودی شغلی با عملکرد هم در سطح فردی وهم در سطح سازمانی، از رابطه ی نسبتا ضعیفی برخوردار باشد. یک توضیح این که خشنودی، لزوما به یک حالت فعالی از ذهن اشاره نمی کند. (به عنوان مثال، بوسینگ[۱۰۹]، ۱۹۹۲ حداقل شش شکل متفاوت از خشنودی شغلی را تشخیص داد که برخی از آنها در واقع شامل نگرش منفعل نسبت به کار بود). در حالی که فرسودگی شغلی و اشتیاق (دو شکل از بهزیستی روانی) به معنای واقعی کلمه به ترتیب به بی تحرکی و چابکی اشاره دارند. همانطورکه خشنودی شغلی عمدتا به عنوان یک ارزیابی از کار تجربه شده، در نظر گرفته شده است، درجه ی خشنودی شغلی به یک قضاوت کلی و نه انگیزش اشاره دارد. در مقابل کارکنان با بهزستی روانی از قبیل اشتیاق شغلی، به یک حالت انگیزشی ای از ذهن در نظر گرفته می شوند و اشاره به هیجان و احساسات تجارب محل کار دارد. این انرژی و برانگیختگی تجارب حل کار است که به فرد انگیزه می دهد تا سخت کارکند و انجام خوبی داشته باشد. اینکه چرا چارچوب نظریه های جاری بر روی اشتیاق شغلی، به عنوان پیشایند عملکرد شغلی متمرکزند تا خشنودی ، فرض بر این است که این (اشتیاق شغلی) شکل فعالی از بهزیستی روانی است که در مقایسه با خشنودی شغلی منجر به نتایج سازگارتری در رابطه با عملکرد می شود (ری ایج سگر، اسکاوفلی، پیترس و تریس،۲۰۱۲).
۷-۶-۱-۲ اشتیاق شغلی و رفتار فرا نقش[۱۱۰]
اگرچه در تعریف اشتیاق، عباراتی از «تلاش داوطلبانه»، «تمام توان را به نمایش گذاشتن»، یا «فراتر از کار عمل کردن» رایج است، اما اینکه اشتیاق را فقط در اصطلاحهایی از تلاش فراتر یا اختیاری در نظر بگیریم، محدود کردن است. اول، اینکه کارکنان مشتاق موجب برخی تفاوت ها درکار می شوند (مانند حل کردن خلاقانه ی مشکل) و چیزی را بیشتر انجام نمی دهند (مانند ساعت های طولانی تر کارکردن ). دوم، مرز میان رفتار در نقش که به طور رسمی به رفتاری نیاز است که در خدمت اهداف سازمان می باشد و رفتار فرا نقش که رفتار داوطلبانه ای است که آن سوی رفتار در نقش می رود که رفتار شهروندی سازمانی نامیده می شود، در بهترین حالت ضعیف می باشد. از آنجا که کارکنان مشتاق ممکن است یا ممکن نیست که رفتار فرا نقش را به نمایش بگذارند این نباید یک عنصر تشکیل دهنده از اشتیاق شغلی در نظر گرفته شود(اسکاوفلی و بکر، ۲۰۱۰).
۸-۶-۱-۲ اشتیاق شغلی و ابتکار شخصی[۱۱۱]
بر طبق نظر فرس و فی[۱۱۲] (۲۰۰۱)، ابتکار شخصی شامل رفتار خود آغاز گری، پویایی و پشتکار می باشد. به عنوان یک نمونه ی ویژه ای از رفتار، خلاقیت شخصی فراتر از آنچه که طبیعی، آشکار یا عادی در شغل می باشد، می رود. به جای کمیت رفتار، ابتکار شخصی به کیفیت رفتارکاری کارکنان اشاره دارد. به این ترتیب ابتکار شخصی با مؤلفه ی رفتاری(نیرومندی) در مفهوم وسیع تری از اشتیاق شغلی مرتبط می باشد(اسکاوفلی و بکر، ۲۰۱۰).




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:05:00 ب.ظ ]




۷-۱-۲ رویکرد های نظری اشتیاق شغلی

 

 

چارچوب نظری یکتایی برای اشتیاق شغلی وجود ندارد. در عوض تعدادی چارچوب پیشنهاد می شود که هریک بر جنبه های مختلفی تاکید دارند. اما نمی توانند یک مدل مفهومی یکپارچه ای را ارائه دهند. در زیر ۴ رویکرد بحث خواهد شد:

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

الف) رویکرد ارضای نیازها [۱۱۷]

 

 

اشتیاق در یک مفهوم علمی ابتدا توسط ویلیام کان[۱۱۸] تشریح شد. او به ۱۶ تن از مشاوران یک کمپ تابستانی نوجوانان، آموزش هایی پیرامون اشتیاق می داد و آنها را در نقش کاریشان تشویق می کرد. آنگونه که آنها کاملا درنقش کاری خویش جذب شوند. بر طبق نظر کان وقتی فرد پر شور باشد، تمام ظرفیتهای فیزیکی، روانی، تواناییها و استعداد هایش را در راستای تحقق نقش خود در کار می گذارد. کارکنان مشتاق وقت زیادی را درکارشان می گذارند و یک ارزش شخصی برای آن قائل اند (اسکاوفلی، لوو، ون در ولد و سیگرت ،۲۰۱۳).
گافمن[۱۱۹] (۱۹۶۱،۱۹۵۹) از اولین کسانی بوده است که از اصطلاح پذیرش برای تشریح سرمایه گذاری انرژی و خود در نقش استفاده کرده است. پذیرش شغلی در بردارنده ی یک دلبستگی ابراز شده یا پذیرفته شده نسبت به نقش و اشتیاق خودجوش یا فعال درفعالیت نقش، می باشد یعنی یک سرمایه گذاری توجه و تلاش قابل مشاهده می باشد. رفتار هایی که نشانگر عدم جدایی بین شخص و نقش هستند نشان دهنده ی پذیرش نقش می باشند. در صورتیکه رفتارهای جدا کننده ی فرد از نقش مورد تنفر، حاکی از فاصله گیری از نقش می باشند. گافمن برای شرح این مفهوم در مورد پذیرش شغلی بالا، افسر پلیسی را مثال زده که در طول یک ساعت شلوغ و پرترافیک در حالیکه بازوها و پاهایش می رقصند به سوت زدن می پردازد. بالعکس یک متصدی چرخ و فلک که در حین انجام کار دائما خمیازه کشیده و دهن دره میکند، مثالی برای فاصله گیری از نقش محسوب می گردد (ریچ[۱۲۰]،۲۰۰۶؛ به نقل از پور عباس،۱۳۸۷).
کان[۱۲۱] (۱۹۹۰)، اشتیاق شخصی را به عنوان “به کارگیری خود اعضای سازمان در نقش های کاریشان “تعریف کرد؛ در اشتیاق افراد خودشان را از لحاظ فیزیکی، شناختی ، هیجانی و روانی در طول اجرای نقش ها به کار بسته و بیان می کنند. به عبارت دیگر کارکنان مشتاق تلاش زیادی درکارشان می گذارند زیرا آنها خودشان را با کارشان تعریف می کنند. با توجه به نظر کان اشتیاق فرض شده است که به تولید نتایج مثبت هم در سطح فردی (رشد و توسعه شخصی)، و هم در سطح سازمانی(کیفیت عملکرد )، می انجامد (اسکاوفلی ،۲۰۱۲).
کان برای روشن تر شدن این مفهوم به شرح یک مربی شیرجه ی SCUBA پرداخته است که هر سه بعد از اشتیاق را در آموزش به کار می گیرد. این مربی به لحاظ فیزیکی با وارسی لوازم، از لحاظ شناختی با آگاهی و توجه نسبت به شناگران و به لحاظ هیجانی با نشان دادن علاقه و هم دلی نسبت به شناگران جوان که هیجان زده و هراسان هستند به کار خود اشتیاق نشان می دهد. بر عکس عدم اشتیاق فردی به معنای منفک ساختن خود از نقش و به نمایش گذاشتن فقدان درگیری فیزیکی، گوش به زنگی شناختی و سرمایه گذاری هیجانی مشخص می شود (کان، ۱۹۹۰).
این رفتارها زیربنای آن چیزی را تشکیل می دهد که پژوهشگران آن را رفتار خودکار یا روبات گونه (هاچ شیلد[۱۲۲]،۱۹۸۳)، فرسودگی شغلی(مسلچ[۱۲۳] ،۱۹۸۳)، رفتار بی احساس و منفعل(گافمن[۱۲۴]، ۱۹۵۹،۱۹۶۱)، یا عدم کوشش (هکمن و اولدهم،۱۹۸۰) نامیده اند (ریچ،۲۰۰۶؛ به نقل از پور عباس، ۱۳۸۷).
مطابق با نظر کان (۱۹۹۰) از یک طرف یک رابطه پویا و دیالکتیکی بین فردی که انرژی شخصی (فیزیکی، شناختی، هیجانی و روانی ) در نقش کاریش می گذارد و از طرف دیگر نقش کاری ای که به شخص اجازه می دهد تا خودش را بیان کند، برقرار است. پس از آن، کان (۱۹۹۲)، مفهوم اشتیاق ر ا در تعبیر حضور روانی یا تجربه ی «کاملا در جایی بودن[۱۲۵] » معرفی کرد. یعنی هنگامی که افراد، احساس شور می کنند و با دقت، مرتبط، یکپارچه و متمرکز در عملکرد نقشی شان هستند. یا به بیان دیگر اشتیاق به عنوان سایق انرژی رفتاری در نقش کاری فرد می باشد که به عنوان مظهر حضور روانی در نظر گرفته می شود که یک حالت روانی ویژه ای است (اسکاوفلی و بکر،۲۰۱۰).

 

 

پیشایندهای اشتیاق شغلی از نظرکان

 

 

کان (۱۹۹۰) فرض می کند که کارکنان موقعی اشتیاق پیدا می کنند که سه شرط یا نیاز روانشناختی شان برآورده شود: ۱) معنی دار بودن[۱۲۶] ؛(مثلا احساس دریافت سرمایه در نقشی که فرد به عهده گرفته است). ۲) امنیت روانی[۱۲۷]؛ (مثلا احساس توانمندی و به کارگیری خود فرد بدون ترس از پیامد های منفی). ۳) در دسترس بودن[۱۲۸]؛ (مثلا اعتقاد به داشتن منابع فیزیکی و روانی برای مشتاق بودن فرد درکار ). معنی دار بودن بر روی ماهیت کار یعنی ویژگی های وظایف و ویژگی های نقش تاثیرمی گذارد. ایمنی روانی عمدتا بر روی محیط اجتماعی یعنی روایط بین فردی، پویایی های گروه، سبک مدیریت و هنجارهای اجتماعی، تاثیر می گذارد. سر انجام در دسترس بودن به منابع شخصی ای بستگی دارد که افراد در ایفای نقش شان از قبیل انرژی فیزیکی ایجاد می کند. مدل کان که از مصاحبه کیفی و مطالعه های مشاهده ای در میان مشاوران یک کمپ تابستانی نوجوانان و معماران حاصل شد، ابتدا توسط می و همکاران[۱۲۹] (۲۰۰۴)، در یک مطالعه زمینه ای با استفاده از پرسشنامه های کارکنان یک شرکت بیمه به کار بسته شد. در واقع همانطور که پیش بینی می شد «معنی دار بودن » به طور ویژه و «امنیت» و «در دسترس بودن» با درجه کمتری (نسبت به معنی دار بودن ) رابطه مثبتی با اشتیاق داشتند. آنها همچنین هم راستا با نظر کان دریافتند که غنی سازی شغلی و تناسب نقش به طور مثبتی با «معنی دار بودن» رابطه دارد در حالیکه تشویق همکاران و حمایت سرپرست رابطه مثبتی با« امنیت »و منابع شخصی رابطه مثبتی با «دردسترس بودن » داشت (اسکاوفلی، ۲۰۱۳).
به نظر کان امنیت روانشناختی حس توانمندی کارکنان برای نشان دادن و به کارگیری خود بدون هراس از پیامدهای منفی برای تصویر از خود ،جایگاه یا حرفه می باشد. به نظرکان یک محیط مدیریتی حمایتگر باعث ارتقاء، روابط مشفقانه ی قابل اعتماد شده و امنیت روانشناختی لازم برای درگیری در فعالیت های نقش را برای کارکنان فراهم می آورد. این در حالی است که در مدیریت های برخوردار از سطوح پایین حمایتگری، افراد احساس امنیت روانشناختی کمتری نموده و درگیری نقش خود را محدود می سازند(کان ،۱۹۹۰).
بنابراین اساسا رویکرد بر آوردن نیازها، فرض می کند که اگر شغل چالشی و معنی دار باشد، محیط اجتماعی در کار ایمن باشد و منابع شخصی در دسترس باشند، نیازهای «معنی دار بودن »، «امنیت » و «در دسترس بودن »بر آورده شده و بنابراین اشتیاق احتمالا رخ می دهد (اسکاوفلی،۲۰۱۳).
با الهام از کار کان (۱۹۹۲،۱۹۹۰) راثبرد[۱۳۰] (۲۰۰۱) چشم انداز اندک متفاوتی را اتخاذ کرد و اشتیاق را به عنوان یک سازه ی انگیزشی دو بعدی تعریف کرد که شامل حضور[۱۳۱] (تمرکز شناختی و میزان زمانی که شخص صرف فکرکردن درباره یک نقش می کند) و جذب[۱۳۲] (به شدت تمرکز شخص بر یک نقش) می باشد (بکر، اسکاوفلی، لیتر و تریس، ۲۰۰۸).

 

 

ب) مدل منابع – خواستهای شغلی[۱۳۳] JD-R))

 

 

تعدادی از مطالعه های پیرامون اشتیاق شغلی از مدل منابع – خواستهای شغلی (JD-R) به عنوان یک چارچوب تبیینی، استفاده کرده اند. به ویژه پژوهشگرانی که اعتقاد دارند که اشتیاق نقطه ی مقابل فرسودگی شغلی است، از مدل JD-R)) به این دلیل استفاده می کنند که معتقدند که مفاهیم فرسودگی شغلی و اشتیاق دو سازه ی مجزایی اند که در یک مدل مفهومی فراگیر یکپارچه شده اند (اسکاوفلی، ۲۰۱۳).
جالب توجه است که این پژوهش بر روی فرسودگی شغلی بود که موجب انگیزش بیشتر پژوهش های معاصر بر اشتیاق شغلی شد. بر خلاف کسانی که از فرسودگی شغلی رنج می برند، کارکنان مشتاق یک حس پر انرژی و ارتباط مؤثری با کارشان دارند و به جای استرس زا و مطالبه ای دیدن کار، آنها کار را به عنوان چالش می بینند. دو رویکرد متفاوت اما مرتبط وجود دارد که اشتیاق شغلی را به عنوان یک حالت مثبتی از بهزیستی روانی یا خوشایند مرتبط با کار در نظر می گیرند. بر طبق نظر مسلچ و لیتر[۱۳۴] (۱۹۹۷) اشتیاق با انرژی، درگیر شدن در کار[۱۳۵] و کارآمدی مشخص شده است که تضاد مستقیمی از سه بعد فرسودگی می باشد.
شکل۲-۲ : فرایند فرسودگی شغلی از منظر مسلچ و لیتر (بکر، اسکاوفیلی، لیتر و تریس، ۲۰۰۸)
ابعاد اشتیاق شغلی
ابعاد فرسودگی شغلی
انرژی
خستگی
درگیر شدن در کار
بدبینی
کارآمدی
ناکارآمدی
آنها استدلال می کنند که در مورد فرسودگی شغلی، انرژی به خستگی[۱۳۶]، درگیر شدن در کار به بدبینی وکارآمدی به نا کارآمدی تبدیل می شود. در عمل اشتیاق با الگوی متضادی از نمره های سه بعد پرسشنامه ی فرسودگی شغلی مسلچ[۱۳۷] ، ارزیابی می شود؛ نمره های پایین در خستگی و بدبینی همراه است با نمره های بالا در کارآمدی حرفه ای (بکر، اسکاوفیلی، لیتر و تریس، ۲۰۰۸).
دیدگاه دوم توسط اسکاوفلی و بکر مطرح شده است. این دیدگاه اشتیاق شغلی را به عنوان یک مفهوم مستقل، مجزا در نظر می گیرد که به طور منفی با فرسودگی شغلی مرتبط است. در نتیجه اشتیاق شغلی به عنوان حالت مثبت و خوشایندی از ذهن مرتبط با کار تعریف و عملیاتی می شود که با نیرومندی، وقف خود و جذب مشخص شده است؛ به این معنا که در اشتیاق، خوشایندی وجود دارد، در مقابل در فرسودگی شغلی، افراد، احساس خلاء هایی در زندگی کرده و احساس پوچی می کنند. به جای یک حالت هیجانی ویژه و لحظه ای، اشتیاق اشاره به حالت شناختی – هیجانی پایدار و فراگیر دارد. نیرومندی با سطح بالایی از انرژی و انعطاف پذیری روانی همراه است. در حالیکه فرد کار می کند تمایل به سرمایه گذاری تلاش در کارش دارد و حتی در مواجهه با مشکلات، مقاومت نشان می دهد. وقف خود اشاره به درگیری خیلی شدید در کار ویک حسی از مهم بودن، شور و شوق، دلگرمی، غرور و چالش را تجربه کردن دارد. جذب با به طور کامل متمرکز شدن و شادمان بودن در کار مشخص شده که به موجب آن زمان به سرعت می گذرد و جداکردن فرد از کارش دشوار است. بر این اساس نیرومندی و وقف خود، به ترتیب متضادهای مستقیمی از خستگی و بدبینی اند که دو شاخص اصلی فرسودگی شغلی می باشند.
شکل۳-۲: پیوستارهای انرژی و هویت(اسکاوفلی و بکر،۲۰۱۰)
ابعاد اشتیاق شغلی ابعاد فرسودگی شغلی
انرژی

 




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:05:00 ب.ظ ]




چه کاری را انجام داده بودید که موقعیتتان توسط آن رویداد تحت تاثیر قرار گرفت؟

 

 

  • چگونه فرصت ها را شناسایی می کنید؟

 

 

  • پس از رویداد چه سرمایه گذاری بر روی آن انجام دادید ؟

 

 

  • چه مهارت های جدیدی را یاد گرفته اید ؟

 

 

  • چگونه شما در آن هنگام با افراد کلیدی تماس برقرار می کنید ؟

 

 

  • چگونه دیگران از علایق و مهارت هایتان یاد می گیرند؟

 

 

  • بنابراین چه اقدامات مشابهی را در حال حاضر انجام می دهید ؟

 

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

 

 

۴) حساس کردن مراجعان به شناسایی فرصت های بالقوه
هدف :کمک به یادگیری مراجعان تا نسبت به رویدادهای برنامه ریزی نشده در فرصت های شغلی انعطاف پذیر باشند.
مشاوره ی احتمالی بی درنگ شامل موارد زیر است :

 

 

 

    • به من رویداد تصادفی ای که می خواهید برایتان اتفاق بیفتد را بگویید؟

 

 

    • چگونه می توانید اکنون احتمال آن رویداد مطلوب را افزایش دهید؟

 

 

    • اگر شما کاری انجام دهید زندگی تان چه تغییری می کند؟

 

 

    • اگر شما کاری انجام ندهید زندگیتان چه تغییری می کند؟ (کرامبولتز، ۲۰۰۹)

 

 

هیچ فردی خانواده، زبان مادری یا محل تولدش را انتخاب نمی کند، در حالی که هر کدام از این فاکتور ها نقش عمده ای را در رشد شغلی آینده فرد بازی می کنند. اتفاقات تصادفی، جزء اساسی شغل فرد می باشند. بسیاری از افراد از پذیرش اینکه شغل فعلی آنها در نتیجه ی اتفاقات شانسی بدست آمده، سرافکنده هستند. لازم است مشاوران به افراد آموزش دهند که این رویدادها را برای پیشرفت شغلی خویش بکار ببرند. شیوع و نفوذ رویدادهای شانسی و تصادفی در تصمیم گیری شغلی توسط بسیاری از محققان و متخصان در رشته ی روانشناسی حرفه ای تصدیق شده ولی محققان کمی در مورد تاثیر وقایع شانسی در مشاوره شغلی پژوهش کرده اند. با این حال در سال ۱۹۸۲ شاخه ای از روانشناسی، تاثیر مواجهه شانس را با رفتار آینده افراد نشان داد. بندورا پیشنهاد نمود با وجود اینکه رویدادهای شانسی تصادفی هستند، تاثیر این وقایع در تصمیم گیری حداقل به اندازه وقایع برنامه ریزی شده می باشدد (الون، ۲۰۰۱ ).
میلر[۲۷۷] (۱۹۸۳) نیز مشاوران شغلی را برای بحث کردن با مراجعان درباره ی تاثیر رویدادهای شانسی در انتخاب شغلی برانگیخته است. به نظر وی، با وجود اینکه رویدادهای تصادفی لزوما خارج از رویکرد تصمیم گیری منطقی می باشند، ولی این رویداد ها نقش مهمی را در روانشناسی حرفه ای[۲۷۸] دارند. میلر وقایع تصادفی را به عنوان «رویدادهای پیش بینی نشده ای که رفتار فرد را به طور قابل ملاحظه تغییر می دهد»، تعریف کرده است. وی معتقد است که مشاوره ی شغلی نوعا به عنوان فرایند منطقی که شامل برنامه ریزی و تصمیم گیری عملی می باشد، درک شده است. در حالیکه در این فرایند تاکید کمی بر وقایع تصادفی با رویدادهای غیر منتظره شده است. مشاوران باید وقایع تصادفی را به عنوان بخش قابل انتظار انتخاب شغلی ببینند. میلر متذکر شده است که مشاوران شغلی باید به خاطر داشته باشند که تجارب، مهارت ها، ارزش ها و علایق عواملی هستند که در انواع محیط هایی که افراد برای خود انتخاب می کنند، وجود دارند. پس این فرض که برنامه ریزی شغلی عقلانی و منطقی است باید مورد سؤال قرار گیرد. چراکه علی رغم انتخاب برنامه ریزی شده محیط ها، وقایع برنامه ریزی نشده زیادی در درون این محیط ها وجود دارد. به همین منظور مشاوران باید از طریق آموزش مهارت هایی مثل مهارت ارتباط بین فردی به مراجعان، آنها را برای استفاده از این وقایع پیش بینی نشده توانا سازند. کرامبولتز (۱۹۹۸)، برای شناسایی تاثیرات غیر منطقی ای مثل تاثیر شانس یا رویدادهای اتفاقی، رویکرد تصادفی را گسترش داد. کبرال و سلومون ۱۹۹۰ معتقدند: در حالیکه ممکن است طراحی مدلی که شانس را با فرایند مشاوره ترکیب کند مشکل باشد، با این وجود برای اینکه مشاوران مراجعان را در گسترش رفتارهایی که بتواند رویدادهای غیر منتظره را پیش بینی کند یاری رساند، آنها به مدلی برای تصمیم گیری شغلی نیاز دارند که ترکیبی از برنامه ریزی و اتفاقات تصادفی باشد اگر شغل ها برای دنبال کردن یک مسیر ساده سر راست و منطقی بودند، مسلما برنامه ریزی عقلانی به تنهایی برای این هدف کافی بود ولی امروزه در واقع در هر بخش استخدامی تعاریف شغل در حال تغییر می باشد و برخی از حرفه های غیر متداول در حال ظهور هستند. میلر[۲۷۹] (۱۹۸۳)، بیان کرده است که مشاوران باید اتفاقات تصادفی را به عنوان جنبه ی نرما ل انتخاب شغلی ببینند. میچل و همکاران (۱۹۹۹) اظهار کردند که شانس نقش مهمی را در شغل افراد بازی می کند. اما هنوز هم مشاوره شغلی به عنوان فرایندی برای حذف شانس و تصادف از تصمیم گیری شغلی تلقی می شود. هیچ کس نمی تواند مطمئن باشد که در یک روز معین چه کسی را ملاقات خواهدکرد، چه کسی با او تماس خواهد گرفت یا چه نامه ای را دریافت خواهد کرد. بیشتر مردم در مورد اینکه شانس، اقبال و رویدادهای اتفاقی می تواند نقش مهمی در شغل آنها بازی کند، توافق دارد. در واقع به سختی می توان باور کرد که کسی به طور جدی ادعا کند که وقایع غیر قابل پیش بینی در مسیر شغلی تاثیر نداشته است، ولی با این حال هنوز مشاوران شغلی به ندرت درباره وقایع شغلی غیر منتظره با مراجعان بحث می کنند ( کرامبولتز، ۱۹۹۸؛ به نقل از دین دوست،۱۳۸۷ ).
۵) غلبه بر موانع با اقدام
هدف: کمک به مراجعان تا بر باورهای ناکارآمدی که مانع از فعالیت سازنده می شود غلبه کنند.
مشاوران ممکن است سؤالاتی شبیه به این موارد بپرسند:
چه باوری است که شما را واقعا از انجام آنچه که می خواهید انجام دهید متوقف می کند؟
چه باوری است که در گام اول و در حال حاضر شما را به آنچه که می خواهید نزدیکتر می کند؟
چه باوری است که شما را در همان گام اول متوقف می کند؟
اگر فعالیت مناسبی انجام دهید، چگونه زندگی تان رضایت بخش تر می شود ؟
قبل از اینکه آینده را ملاقات کنید چه فعالیتی انجام خواهید داد؟
در چه زمان و تاریخی به من گزارشی از فعالیت هایت را ایمیل می کنی؟ (کرامبولتز، ۲۰۰۹)
روش دیگر، پرسشنامه انتقال شغلی و پرسشنامه باورهای شغلی می باشد و ممکن است ابزار ارزیابی مفیدی برای کمک به شناسایی موانع احتمالی که آنها ممکن است تجربه کنند، باشند همگام با فرض نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده(HLT) که هدف از ارزیابی را تسهیل یادگیری مراجع می داند، یافته های این ابزار ها ممکن است منجر به چند جلسه پرداختن به الگوهای عمومی از افکار ناکارآمدی که موجبات افسردگی، اضطراب یا عدم اقدام می شود، شود (کرامبولتز، فولی و
کاتر، ۲۰۱۳). کرامبولتز(۲۰۰۹)، استدلال می کند که ارزیابی های شغلی از هرنوعی (مانند پرسشنامه های علایق، شخصیت ، و باورها می توانند برای ارتقای خود آگاهی و یادگیری استفاده شوند (استاوفر، مجیوری، فرویدواکس و رازیر،۲۰۱۴). صرف نظر از تمرکز بر جلسه، در نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده(HLT)، مشاور همیشه با خواستن از مراجع که توافق کند که برخی از اقدامات خاص را در موقعیت های خاص، پایان دهد. این خدمت نه تنها موجب انگیزه ی مراجع به عمل کردن است بلکه همچنین برای نظارت بر پیشرفت درمان است. مشاور می تواند اصول رفتاری ای برای افزایش اجابت این تکالیف، همچون خواستن از مراجع تا یک ایمیل گزارشی را از پیشرفتش به مشاور بفرستد یا هدف اقدامش را با همسر یا شخص دیگر به اشتراک بگذارد، استفاده کند. اگر مراجع اقدام توافق شده را انجام نداد، مشاور ممکن است به کار با مراجع بر روی موانع اقدام بازگشت کند. به همان اندازه مهم است که تاکید کنیم که این اقدامات خودشان پایان دهنده نیستند، بلکه گام هایی برای افزایش همانند ی آشکار مراجع با فرصت های برنامه ریزی نشده می باشد. بنابراین صرف نظر ازاقدام برنامه ریزی شده، این ممکن است همچنین مفید باشد که مراجع رویداد های هفتگی را به صورت گزارش بنویسد و رویدادهای تصادفی را در شایط مثبت بازسازی کند (کرامبولتز، فولی و کاتر، ۲۰۱۳).

 

 

۷-۲-۲ ارزیابی از نتایج مشاوره

 

 

نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده (HLT)، فرض می کند که مشاوره نباید با آنچه که در طول مصاحبه ی مشاوره ای رخ می دهد ارزیابی شود. هدف از مشاوره عبارت است از تاثیر بر چگونگی، فکر، احساس و عمل در دنیای واقعی پس از اتمام در جلسه مشاوره می باشد. مراجعانی که تعدیل نیرو را تهدیدآمیز تجربه کرده اند، بیشترین نتایج مطلوب را در حدود یک یا دو سالی که آنها به اهدافشان دست یافته اند، گزارش کرده اند این ممکن است شامل بازیابی دوباره اعتماد به نفسشان، جستجوی کار، یا راحت تر شدن در کاری که در آن باقی مانده اند. درخواست و پیگیری تجربیات مراجع خارج از دفتر مشاور در اندازه گیری نتایج ضروری است. فراتر از اندازه گیری موفق مداخلات فردی، گزارش های با نتایج موفقیت آمیز می تواند همچنین در تصمیم گیری های اجرایی درباره ی خدمات تاثیر گذار آینده ی مشاوره بازخورد های مفیدی به مشاوران بدهند تا آینده شان را ارتقاء بخشند. راه های دیگر به طور بالقوه مفید به منظور پیگیری نتایج ممکن است شامل نگهداری و تعمیم اظهارات غیر مستقیم تقدیر از خدمات مشاوره، آموزش دانشجویان در برنامه های آموزش مشاور جهت جمع آوری نتایج، یا ارزیابی آموزش مشاور براساس رضایت دانشجویان با نتایج بلند مدت می باشد. یک روش ساده از برانگیختن مراجعان به انجام اقدامات مؤثر و جمع آوری شواهد قانع کننده درباره موفقیت مشاوره، خواستن از هر مراجع است که در دنباله می آید: «چه تاریخ و زمانی شما گزارشی درباره اقداماتی که توافق شد انجام دهید به من ایمیل می کنید؟» به جای پایان بخشیدن، موقعی که مراجع تصمیم شغلی ای می گیرد، نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده (HLT)، طرفدار اینست که مشاوره به طور متناوب برای یک دوره ی زندگی به عنوان اینکه مراجع با انتقال های جدیدی روبرو می شود و درخواست کمک دارد، می تواند ادامه یابد. به طور مرسوم مشاوره برای کمک به انتقال از مدرسه به کار، و اخیرا بیشتر به عنوان یک مداخله ی کوتاه مدت برای کمک به انتقال های دیگر همچون بازگشت پس از مراقبت از کودک، یا از دست دادن شغل می باشد. با این حال بسیاری دیگر از انتقال ها در زندگی نیاز به تغییرات عمده ی هیجانی و رفتاری دارد: از یک موقعیت به موقعیت دیگر، از تنهایی به ازدواج، از نداشتن بچه به والد شدن، از ازدواج به طلاق و از کارمندی به بازنشستگی. تصمیم گیری های شغلی یک رویداد مربوط به گذشته نیستند. اما به طور مداوم در طول زندگی اتفاق می افتند. نگه داشتن گزینه های همیشه باز بدان معناست که فرصت های جدیدی باید ایجاد، شناسایی و ربوده شوند. مشاوران و مراجعان می توانند همکارانی در کشف مراحل بعدی لذت بخش و مثمر ثمر باشند (کرامبولتز، فولی و کاتر، ۲۰۱۳).
روش های احتمالی داوری، زمانی که مشاوره موفقیت آمیز بوده است شامل موارد زیر می باشد:
هنگامی که مراجعان اظهار می کنند که رضایت شان از زندگی افزایش یافته است .
هنگامی که مراجعان بتوانند فعالیت هایی را آغاز کنند که احتمالا رویدادهای برنامه ریزی نشده ی سودمندی را ایجاد کنند.
هنگامی که مراجعان از فرصت های یادگیری جدید استفاده کنند .
هنگامی که مراجعان برموانع داخلی و خارجی در فعالیت غلبه کنند (کرامبولتز، ۲۰۰۹).




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:04:00 ب.ظ ]




۴-۳ روش اجرای پژوهش

 

 

همانطور که در قسمت روش نمونه گیری بیان شد، تعداد ۱۲۰نفر از دبیران شهر شهرکرد که در دسترس بودند، انتخاب و پس از اجرای آزمون اشتیاق شغلی، تعداد ۴۰ نفر از آنها که از میانگین بدست آمده از آزمون پایین تر بودند، انتخاب و به شیوه ی تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. زمان و ساعات تشکیل نشستها نیز با نظرخواهی از شرکت کنندگان تعیین گردید. دوره ی آموزش در ۸ نشست و در یکی از دبیرستان های پسرانه ی شهرکرد برای گروه آزمایش برگزار شد. نشستها هر هفته یکبار و هر بار به مدت دو ساعت تشکیل شد. پس از اتمام دوره ی آموزشی، یکبار دیگر پرسشنامه ها توسط شرکت کنندگان تکمیل گردید و گروه کنترل نیز دوباره پرسشنامه ها را پاسخ دادند. سر فصل نشستهای مشاوره ی شغلی و محتوای این نشستها بر اساس اصول و محتوای نظری و همچنین مهارتهای ارائه شده توسط نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده (HLT)، توسط پژوهشگر تهیه و تنظیم شده اند که در جدول ۵-۳، سرفصل این نشستها ارائه شده و شرح کامل نشستها در پیوست ۱ آمده است.
جدول۵-۳ _ساختار جلسات مشاوره ی شغلی به شیوه ی نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده (HLT)

 

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 
yle="box-sizing: inherit; width: 1104px;"> عنوان: آشنایی با اعضاء و آشناسازی آنها با یکدیگر موضوع جلسه: ۱- خوش آمد گویی به اعضاء، ۲- معرفی مشاور و رهبر گروه، ۳- معرفی اعضاء به همدیگر، ۴- ایجاد رابطه ی توام با اعتماد و همکاری، ۵- ذکر قوانین و مقررات گروه، ۶- تاکید برمسئولیت همگی در برگزاری گروه، ۷- بررسی انتظارات و اهداف اعضاء، ۸- ذکر قالب کلی جلسات ۹- بررسی پیشنهادهای اعضا در مورد نحوه ی بر گزاری جلسات، ۱۰-گرفتن بازخورد از نشست. جلسه اول عنوان: بررسی اشتیاق شغلی اعضاء در آموزش و پرورش
موضوع جلسه: ۱- اجرای فن آشنایی جهت آشنایی هر چه بیشتر اعضا، با یکدیگر، ۲ -طرح و تعریف اشتیاق شغلی، ۳-بررسی میزان اشتیاق شغلی در اعضاء. جلسه دوم عنوان: نقش تصادف و شانس در مسیر زندگی
موضوع جلسه: ۱- خوش آمد گویی به اعضاء و دریافت بازخورد از جلسه ی قبل، ۲- بررسی مباحث طرح شده در جلسه ی قبل، ۳-بررسی انتخاب شغلی اعضا، ۳-طرح مساله ی شانس وتصادف. جلسه سوم عنوان: مهارت کنجکاوی
موضوع جلسه: ۱- خوش آمدگویی به اعضاء و دریافت بازخورد از جلسه ی قبل، ۲-طرح مهارتهای نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده ی کرامبولتز ۳-بحث و بررسی مهارت کنجکاوی، ۴–عادات غلط و محدودیتهای آنها، ۵-تغییر و ضرورت آن در فرصت یابیها، ۵ – ارائه ی تکلیف به اعضاء جلسه چهارم عنوان: مهارت پایداری
موضوع جلسه: ۱- خوش آمدگویی به اعضاء و دریافت بازخورد از جلسه ی قبل، ۲- بررسی تکلیف ارائه شده از جلسه ی قبلی، ۳- طرح مهارت پایداری، ۴- ارائه ی تکلیف به اعضاء جلسه پنجم عنوان: مهارت انعطاف پذیری
موضوع جلسه: ۱- خوش آمدگویی به اعضاء و دریافت بازخورد از جلسه ی قبل، ۲- طرح مهارت انعطاف پذیری، ۳- مهارت حل مساله، ۴- گشودگی ذهنی، ۵-بی تصمیمی شغلی جلسه ششم
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:04:00 ب.ظ ]




دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

نی داری نشان نداده است.
در تعریف وقف خود که در فصل دوم ذکر شد، آمده است که وقف خود اشاره به درگیری خیلی شدید در کار و یک حسی از مهم بودن، شور و شوق، غرور و چالش را تجربه کردن دارد .با توجه به این تعریف از وقف خود، شاید دلیل اینکه این فرضیه رد شده است را باید در محیط آموزش و پرورش جستجو کرد. ناکافی بودن حقوق دریافتی در مقابل مخارج زندگی، توجه نداشتن به مساله ی اشتیاق شغلی و رعایت فاکتورهای آن، توجه ناکافی به شایستگی های عملی و تجربی کارکنان و ارتقاء رتبه براساس یک شرایط یکنواخت و یکسان، عدم خوش بینی نسبت به شرایط فعلی و آینده ی شغلی خویش و چالشی نبودن محیط کار و… را می توان از جمله دلایل احتمالی اینکه نمونه مورد پژوهش، شاید به دنبال یک اشتیاق کلی و نیروگذاری فیزیکی باشند اما از لحاظ هیجانی به طور کامل، خود را وقف این ارگان نمی کنند، ذکر کرد.
دو مفهوم خوش بینی و ریسک پذیری را که از جمله مهارت های پنج گانه HLT بوده و مورد آموزش در جلسات آموزش گروه آزمایش می باشند را به خوبی می توان در تعریف ذکر شده از وقف خود یافت.
توتن و نیدرمیر[۲۹۹] (۲۰۰۴) در مطالعه ای دریافتند که افراد خوش بین سطح پایین تری از استرس شغلی و تعارض کار یا غیر کاری را دریافت می کنند. همچنین آنها دریافتند که افراد خوش بین، سطح بالاتری از عملکرد و رضایت و سطح کمتری از تمایل به ترک شغل را از خود به نمایش می گذارند.
بهراد ،کلانتری و مولوی (در دست چاپ) در پژوهش مداخله ای خود به بررسی خوش بینی بر سلامت روان پرداختند که در مجموع، یافته های این پژوهش نشان می دهد که بین خوش بینی با سلامت روانی رابطه وجود دارد. آنها همچنین اثربخشی خوش بینی بر سلامت روان را به عنوان یافته ی مطالعاتی خود بیان کرده اند.
بررسی رابطه ی میان انگیزه ی پیشرفت و خوش بینی، موضوع مقاله ای است که نوری و جان بزرگی (۱۳۸۷)، آن را بررسی کرده اند که یافته ها از وجود رابطه ی معنا دار میان خوش بینی با انگیزه ی پیشرفت حکایت دارد .
اما در مورد مهارت دوم یعنی ریسک پذیری، برویهن، مرلی و روجر[۳۰۰] (۲۰۱۴)، در پژوهش شان نشان دادند که درک ریسک و اعتماد به نفس بالا، به طور قوی ای بر رفتار ریسک پذیری حرفه ای تاثیر می گذارد .
همچنین فسلر، تیوخین، هولبروک، گرویس و اسنایدر[۳۰۱] (۲۰۱۴) دریافتند که مردانی که از لحاظ فیزیکی مستعد ریسک پذیری اند، بزرگتر، قوی تر و خشن ترند از کسانی که از ریسک پذیری گریزانند.
فرضیه ی چهارم: مشاوره ی شغلی به شیوه ی نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده (HLT)، بر جذب دبیران مؤثر است.
در جدول ۱۵-۴ مشاهده می شود که ارزش F بدست آمده برای تفاوت تاثیر بین گروه گواه و آزمایش برابر با ۹۹/۴۴ است. این مقدار با درجه آزادی ۱ بر روی ۳۵ در سطح (۰۰۰/۰ p<) معنی دار است. این معنی داری نشان می دهد فرضیه ی فرعی سوم پژوهش تایید شده است و مشاوره ی شغلی به شیوه ی نظریه ی یادگیری موضع تصادفی کرامبولتز بر مولفه ی جذب دبیران دبیرستانهای شهرکرد تاثیر معنی دار داشته است. این نشان می دهد که موارد آموزش داده شده در نشست هایی که برای گروه آزمایش ترتیب داده شده بود، بر میزان جذب گروه تاثیر گذار بوده است .
در فصل دوم، جذب اینگونه تعریف شد: به طور کامل متمرکز شدن و شادمان بودن در کار که به موجب آن زمان به سرعت می گذرد و جدا کردن فرد از کارش دشوار است . این مفهوم از اشتیاق شغلی اشاره به جنبه ی شناختی این مفهوم دارد.
معنا داری اثر مشاوره ی شغلی به شیوه ی نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده (HLT)، بر جذب دبیران، نشان می دهد که دبیران آموزش و پرورش در هنگامی که مشغول به کار آموزش خویش هستند، کاملا با آن آمیخته شده و به نوعی از انجام این کار لذت می برند.
به نظر می رسد که بتوان مفهوم کنجکاوی را از دل تعریف جذب استنباط کرد. چرا که به نوعی می توان گفت که اگر فرد در کاری که مشغول انجامش است، بدان علاقمند باشد، آنقدر غرق فعالیتش می شود که گذر زمان اصلا برایش معنایی ندارد.
جووانوویچ و برداریچ[۳۰۲] (۲۰۱۲) در مطالعه ای که پیرامون کنجکاوی انجام داده اند، به این نتیجه رسیدندکه بین کنجکاوی و شاخصه های مثبت بهزیستی روانی در نوجوانی رابطه ی مثبتی وجود دارد. در واقع در این پژوهش یافت شد که با تشویق کنجکاوی افراد می توان به رشد استعدادها و یادگیری الگوهای رفتاری جدید کمک بخشید.
لیتمن[۳۰۳](۲۰۰۸)، در پژوهشی، به بررسی دو مفهوم علاقه و نقص در پدیده ی کنجکاوی پرداخت. نتایج او حاکی از آن داشت که علاقه ی همراه با کنجکاوی شناختی، با تاثیر مثبت انگیزشی کاوش های متعدد و مختلف، یادگیری چیزهای جدید به طور کامل و یادگیری مسلط هدفمند مرتبط است. همچنین نقص همراه با کنجکاوی شناختی، مواردی همچون کاهش مبهمات،کاوش های خاص،کسب اطلاعاتی که در مجموعه ی دانش موجود نباشند و یادگیری عملکردی هدفمند را در بر می گیرند.لازم به ذکر است که نتایج در مرحله پیگیری هم این فرضیه را تایید کردند.

 

 

۳-۵ محدودیت های پژوهش

 

 

۱) این پژوهش در شهر شهرکرد انجام شده و در تعمیم آن به شرایط دیگر باید به تفاوت موقعیت ها توجه نمود.
۲) جامعه ی نمونه ی مورد نظر در این پژوهش شامل ارگان آموزش و پرورش و دبیران زیر مجموعه آن بوده است. لذا در تعمیم نتایج به سایر گروه ها باید به این مساله توجه شود.

 

 

۴-۵ پیشنهادهای پژوهش

 

 

پیشنهادات کاربردی : باتوجه به تاثیر رویکرد مشاوره شغلی به شیوه ی نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده بر افزایش اشتیاق شغلی دبیران پیشنهاد می شود در مراکز مشاوره شغلی و همچنین سازمان ها به این رویکرد و مساله ی ایجاد و شناسایی فرصت های بالقوه تصادفی توجه ویژه ای شود.
پیشنهادات پژوهشی
۱) به منظور کنترل تاثیر شخصیت و تجربه ی مشاور در نتایج پژوهش،تکرار پژوهش توسط مشاوران دیگر پیشنهاد می گردد.
۲) بررسی تاثیر مشاوره شغلی به سبک نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده ی HLT))، در اکتشاف شغلی و بی تصمیمی شغلی پیشنهاد می گردد.
۳) با توجه به اینکه پژوهش حاضر در محیط آموزش و پرورش و بر روی دبیران اجرا شده است پیشنهاد می شود پژوهشهای مشابهی در مورد سایر افراد به خصوص دانش آموزان انجام شود.
۴) باتوجه به اینکه نیروی انسانی وکار هرکشوری را فارغ التحصیلان دانشگاهی تشکیل می دهند پیشنهاد می شود برنامه های آموزشی مبتنی بر رویکرد نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده ی (HLT)، برای دانشجویان دانشگاه پیاده سازی شود.

 

 

منابع و مآخذ:




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:03:00 ب.ظ ]




آقایوسفی، علیرضا. و شاهنده، مریم. (۱۳۹۱). رابطه ی علی خشم و سرسختی روانشناختی با کیفیت زندگی در بیماران عروق کرونریفصلنامه ی علمی- پژوهشی روانشناسی سلامت. ۱۱(۳)، ۱۱-۱
آمونسون، نورمن.، بولسبی، جون هریس. و نایلز، اسپنسرجی.(۱۳۸۹). مشاوره ی شغلی(فرآیندها و فنون). ترجمه ی مهرداد فیروزبخت. تهران: نشر ویرایش. (تاریخ انتشار به زبان اصلی، ۲۰۰۹)
بهراد، مژگان.، کلانتری، مهرداد. و مولوی، حسین.(در دست چاپ). اثربخشی آموزش خوش بینی بر سلامت روان. مجله ی تحقیقات علوم پزشکی زاهدان.
پورعباس ، علی .(۱۳۸۷). اثربخشی شرکت در کارگاههای خودکار آمدی حرفه ای بر اشتیاق شغلی دانشگاه اصفهان . پایان نامه ی کارشناسی ارشد مشاوره گرایش شغلی . دانشکده ی علوم تربیتی و روانشناسی .
حمزه ای، محمد. (۱۳۹۲). خطرپذیری در زندگی از نگاه اسلام. روزنامه ی کیهان. شماره ی۲۰۶۹۴، ۷-۶
حمزه زاده، مرضیه. ، باقریان، فاطمه. و منصوری، روح الله. (۱۳۹۱). تاثیر خوش بینی بر سوگیری توجه در تعامل با هدفداری. روانشناسی معاصر. ۷ (۲)،۵۰-۴۱٫
دین دوست ، لعیا. (۱۳۸۷). تاثیر مشاوره ی مسیر شغلی به سبک نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده (HLT) بر افزایش قابلیتهای کارآفرینی دانشجویان دانشگاه اصفهان. پایان نامه ی کارشناسی ارشد مشاوره گرایش شغلی. دانشکده ی علوم تربیتی و روانشناسی.
راغب، حجت اله. (۱۳۹۱). اثربخشی راهبردهای یادگیری بر کنجکاوی وعلاقه در دانش آموزان پیش دبستانی کم توان ذهنیفصلنامه ی کودکان استثنایی۱۲(۲)، ۶۷-۵۵
رحیمی، فاطمه.، عریضی، حمیدرضا.، نوری، ابوالقاسم. و نامداری،کوروش.(۱۳۹۱). راﺑﻄﻪ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ روان ﺷﻨﺎﺧﺘﻲ در ﻣﺤﻴﻂ ﻛﺎر ﻛﺎرﻛﻨﺎن ﺑﺎ ﺷﻮر و ﺷﻮق ﻛﺎری آﻧﺎن در ﺳﺎزﻣﺎن. ﻓﺼﻠﻨﺎﻣﻪ ﻣﺸﺎوره ﺷﻐﻠﻲ و ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ ۴(۱۲)،۳۰-۹٫
زونکر ، ورنون جی . (۱۳۸۸). مشاوره ی شغلی . ترجمه ی علی محمد نظری ، فرشاد محسن زاده و علیرضا بوستانی پور. تهران : انتشارات سمت. (تاریخ انتشار به زبان اصلی،۲۰۰۶)
سواری، کریم.(۱۳۹۱). رابطه ی ساده و چندگانه ی سرسختی روانشناختی و کمالگرایی با سلامت روانی. فصلنامه ی آموزش و یادگیری. ۱(۱)، ۵۹-۴۸
سیف، علی اکبر.(۱۳۸۸). روش تهیه ی پژوهشنامه. تهران؛ نشر دوران.
شفیع آبادی، عبدالله.(۱۳۹۱). راهنمایی و مشاوره ی شغلی و حرفه ای و نظریه های انتخاب شغل. تهران: انتشارات رشد.
شفیع آبادی، عبدالله .(۱۳۸۱).راهنمایی و مشاوره ی شغلی و حرفه ای و نظریه های انتخاب شغل .تهران :انتشارات رشد .
صفت آرا، م.(۱۳۸۵).هنجاریابی آزمون شادی در دانشجویان شهر تهران. پایان نامه ی کارشناسی ارشد، دانشگاه رودهن.
صمد آقایی، جلیل. (١٣٧٧). از کارآفرینی تا جان آفرینی. مجله ی تدبیر. ٨٧ (۴)، ۲۵-۴۰
صمدی، پروین. (۱۳۹۲). بررسی مقایسه ای نگرش خانواده و معلمان به کنجکاوی کودکان پیش دبستانی. فصلنامه ی مطالعات روانشناختی. ۹( ۳)، ۷۷-۵۳
ضیاءالدینی، محمد. و رمضانی، سکینه.(۱۳۹۲). الگوی غنی سازی و اشتیاق شغلی برای سنجش میزان تمایل به ترک خدمت کارکنان. مطالعات مدیریت راهبردی‌.۱۵، ۱۷۷-۱۹۹
عبدلی ، جواد .، عیسی زادگان، علی .، غلامی ، محمدتقی.، محمودی ، حجت. و امانی ، جواد. (۱۳۹۱) . رابطه ی باورهای کار آمدی جمعی وباورهای خودکار آمدی با رضایت شغلی دبیران مرد دوره ی متوسطه ی شهر قم. فصلنامه ی مشاوره ی شغلی و سازمانی .۶ (۱۰)، ۱۲۴- ۱۰۵٫
عسگری، پرویز.، عنایتی، میرصلاح الدین.، عسگری، مانا. و روشنی، خدیجه. (۱۳۹۰). رابطه ی مسئولیت پذیری، ریسک پذیری و هیجان خواهی با تیپD . اندیشه و رفتار. ۵ (۲۰)، ۱۷-۲۴٫
علی بیک، فتانه.، احمدی، احمد.، فرحبخش، کیومرث.، عابدی،احمد. و علی بیک، مرتضی. (۱۳۹۱). تأثیر آموزش خوش بینی بر کیفیت زندگی دانشجویان دختر مقیم خوابگاه دانشگاه علوم پزشکی اصفهان. مجله ی ایرانی آموزش در علوم پزشکی. ۱۲( ۹)،۷۲۰-۷۰۹
عیسی نژاد، امید.، احمدی، احمد.، بهرامی، فاطمه. ، باغبان ، ایران. و شجاع، مریم. (۱۳۹۱). بررسی اثربخشی آموزش غنی سازی روابط بر ارتقای خوش بینی و شادمانی زناشویی زوجین. فصلنامه ی پژوهش های نوین روانشناختی. ۶(۲۱)، ۳۱۹-۲۹۸٫
مصحف ، هایده ،. عابدی ، محمدرضا ،. بهرامی ، فاطمه . (۱۳۸۴). بررسی تاثیر مشاوره ی شغلی به شیوه ی نگره ی یاگیری اجتماعی و شغل گزینی کرامبولتز بر تغییر نگرش کار آفرینانه دردانشجویان دانشگاه اصفهان. اندیشه های نوین تربیتی. ۱(۴)، ۶۶-۴۹٫
منادیا، مارال.، مستوفی، بهزاد. و صبحیه، محمد حسین. (۱۳۸۶ ). عوامل تاثیرگذار بر قابلیت تحمل ریسک و تحمل پذیری آن. فصلنامه ی مدیریت پروژه. ۵(۴)، ۴۱-۳۷٫
نظری، مریم. (١٣٨٢). از صفر تا بی نهایت. راه کارآفرینان. ٢(۵)، ۴۲-۲۸٫
نوری، ابوالقاسم .، عریضی ، حمیدرضا.، زارع ، راضیه. و بابامیری ، محمد. (۱۳۸۹).ارتباط مؤلفه های اشتیاق شغلی با ابعاد تعهد سازمانی. فصلنامه ی تازه های روانشناسی صنعتی- سازمانی. ۵ : ۱۵-۹٫
نوری ، مسعود .(۱۳۸۸). بررسی رابطه ی کیفیت آموزش معلمان ابتدایی با خودکارآمدی آنان در درس علوم تجربی با تاکید بر روش فلندرز. پایان نامه ی کا

 

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

رشناسی ارشد. دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز .
نوری، نجیب الله. و جان بزرگی، مسعود.(۱۳۸۷). بررسی رابطه ی میان انگیزه ی پیشرفت و خوش بینی. روانشناسی در تعامل با دین. ۱(۲)، ۱۴۴-۱۳۱٫

 

 

منابع انگلیسی

 

 

Bakker , A.B .& Oerlemans ,Wido G.M. (2010). Subjective well-being in organizations. Handbook of Positive Organizational Scholarship. Oxford University Press. ۲۳,۲۵-۳۵
Bakker ,A.B ., Albercht ,S.L & Lieter ,M.P.(2011). Key questions regarding work engagement. European Jounal of Work and Organizational Psychology, 20(1); 4-28.
Bakker, Arnold B. & Leiter, Michael P. (2010). Where to go from here :Integration and future research on work engagement.www.sciencedirect.com
Bakker, Arnold B.& Daniels, Kevin. (2011). A Day in the Life of a Happy Worker: Introduction.www.springer.com.
Bakker,A.B. Albrecht,S.L & Leiter,M.P. (2011).Work engagement:Further reflection on the state of play. European Journal of Work And Organizational Psychology,20(1),74-88.
Bakker,Arnold B. Schaufeli, Wilmar B. Leiter, Michael P.& Taris, Toon W. (2008) . Work engagement: An emerging concept in occupational health psychology. Work & Stress. 22 (3), 187-200.




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:03:00 ب.ظ ]




افزایش روز افزون جمعیت در شهر ها سبب به وجود آمدن مشکلات فراوانی از جمله مسائل زیست محیطی، مشکلات، مشکلات فرهنگی و اجتماعی گردیده است، که نتیجه ی آن ایجاد هیاهو در میان جامعه شده است. شهر داورزن با ۱۶۰،۲ نفر جمعیت ثابت و ۶۰۰۰ نفر جمعیت شناور باعث گردیده است که از نظر فضای فیزیکی و سرمایه اجتماعی دچار مشکلاتی شود.
لذا در این تحقیق سعی شده است راهکارهایی جهت جلوگیری از درگیری های اجتماعی به دلیل تفاوت فرهنگ ها معرفی بشود و همچنین با مطالعه بر روی سطح فیزیکی شهر داورزن باعث توسعه فضایی بشود.
به طور کلی مهمترین اهداف این پروژه عبارتند از :
ایجاد هماهنگی بین مردم از نظر فرهنگی و اجتماعی
معرفی نقاط فیزیکی شهر جهت توسعه فضایی شهر داورزن
هماهنگی بین مسئولین شهرستان و مردم شهر داورزن
کلمات کلیدی : فضای فیزیکی، توسعه اجتماعی، جمعیت، سرمایه اجتماعی
فهرست شکل‌‌ها
عنوان صفحه
شکل ۳-۱ : موقعیت شهرستان داورزن در نقشه………………………………………………………۸۸
شکل۳-۲ : موقعیت شهرستان داورزن …………………………………………………………………….۸۹
شکل ۳-۳ : وضعیت فعالیت های اقتصادی شهرستان داورزن ۱۳۹۰٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫۱۰۸
شکل ۴-۱ : ویژگیهای کالبدی فضای شهری……………………………………………………………..۱۱۲
شکل ۴-۲ : ویژگی های فردی و اجتماعی و فرهنگی………………………………………………..۱۱۴

 

 

مقدمه:

 

 

شهر ها به طور خلاصه توزیع نا متعادل عملکرد ها در سطح شهر ، عدم هماهنگی و فقران تناسب میان رشد واحد های مسکونی و رشد تأسیسات و تجهیزات و خدمات شهری ، بر هم خوردن نظام سلسله مراتبی فضاهای شهری و به دنبال آن شبکه معابر و بالاخره بر هم خوردن شرایط معتدل زیست محیطی با توجه به تمرکز جمعیت ، صنایع و وسایل نقلیه در نقاطی خاص از شهر می باشد.(سید آبادی :۴،۱۳۷۹)
انسان امروزه قادر است شکل و ترکیب محیط طبیعی را با استفاده از نیروی فکر و ابزار مکانیکی که در اختیار دارد به شدت دگرگون سازد . توسعه اجتماعی شهر ها می تواند سبب تغییر شکل شهر ها از نظر شکل ظاهری گردد. همچنین توسعه اجتماعی می تواند به نحوی قرار گیرد که آسیب پذیری محیط و تخریب آن توسط انسان را به کمترین حد ممکن کاهش دهد و همچنین بتواند مطلوب ترین شکل استفاده از امکانات طبیعی را برای بهتر زندگی کردن انسان فراهم سازد . بنابراین در توسعه اجتماعی شهر داورزن سه موضوع مهم مورد بررسی قرار گیرد :
الف) شناخت کامل ویژگیهای اجتماعی شهر که در این شهر قرار دارد .
ب) تأثیر مسائل توسعه ی اجتماعی که می تواند در روند شهر نشینی آینده این شهر تاثیر گذار باشد .
ج) پیش بینی تغییرات توسعه اجتماعی که به احتمال زیاد از توسعه شهر ناشی می شود.(مهری :۳،۱۳۸۳)
برای انجام چنین کارهایی باید با شناخت روند رشد شهر از نظر توسعه اجتماعی در گذشته و بر اساس اطلاعات کافی از زمان حال ، بتوان آینده را پیش بینی کرد .
شهر داورزن که در طول حیات خود قبل از اسلام تا ابتدای قرن حاضر رشدی آرام را پشت سر گذاشته و در سال ۱۳۷۶ که به عنوان شهر شناخته شد توسعه اجتماعی در این شهر روندی نسبتاً سریعی به خود گرفته است و با ارتفاع این شهر به شهرستان در سال ۱۳۹۱و استقرار ادارات دولتی در این شهر و همچنین مهاجرت عده زیادی از کارمندانی که در این اداره ها مشغول به کار هستند روند توسعه اجتماعی را در این چند ساله با سرعت بسیار زیادی مواجه کرده است که قطعاًدر توسعه اجتماعی شهر مورد مطالعه تأثیرگذار بوده است .

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

فصل اول

 

 

کلیات و چارچوب تحقیق

 

 

۱-۱ بیان موضوع (مسئله ):

 

 

نخستین شهرهای جهان در حدود ۳۵۰۰ سال پیش از میلاد در مصر ، عراق و پاکستان پدیدار شدند با معیارهای امروزی شهرها در جوامع سنتی بسیار کوچک بودند اما امروز جوامع صنعتی و در حال توسعه به میزان بسیار زیادی شهر نشین هستند .
افراطی ترین شکل زندگی شهری امروز در آنچه بعضی ها آنرا کلان شهر نامیده اند نمایان است . در دوران اخیر یعنی آغاز پیدایش جامعه شناسی در معنای جدید خود در سده های هجده و نوزده میلادی ، در کنار موضوعات مهمی مانند انقلاب سیاسی ، انقلاب صنعتی و پیدایش سرمایه داری و سوسیالیسم ، دگرگونی های مذهبی و رشد علم ، یکی از موضوعاتی که توجه جامعه شناسان را به خود جلب کرده ، رشد سریع شهرها یا شهر گرایی بود .
ویژگی هایی که جامعه شناسی برای شهر بر می شمارد خود در بردارنده تفاوتهایی است که در روابط اجتماعی موجود در اجتماعی کوچک و جامعه ای بزرگ وجود دارد . در شهرهای کوچک که بیشتر افراد تعلق به گروههای خویشاوندی مشابه دارند و یکدیگر را حتی با اسم کوچک می شناسند ، روابط اجتماعی از نوع روابط نخستین است .
ویژگی های روابط نخستین عبارتند از : (( تماس مستقیم ، صمیمانه و رو در روی اعضای گروه با همدیگر ، پیوندهای عاطفی نیرومند ، پایداری و دوام استحکام پیوندهای محبت میان اعضاء از طرف دیگر افراد ساکن در چنین سکونتگاههایی به سبب غلبه ارزشهای سنتی رفتار سهولت نسبی گردش زندگی و امور نیاز کمتری را به این فضا احساس می کنند .
همچنین اشکال سنتی روابط اجتماعی مانند شب نشینی های خانگی و جشن ها مراسم مختلف که در قالب شبکه های خویشاوندی انجام می پذیرد تا اندازه ای نیاز فراغت و تفریح افراد را فراهم می سازد . اما در شهرهای بزرگ نیاز فراغتی و تفریحی نیازمند فضا ها و سازمانهای تخصصی است . فرهنگ سراها ، موزه ها ، سینماها و … اماکنی هستند که باید نیازهای اجتماعی جدید را برآورده بسازند . اگر همچین فضاهایی وجود نداشته باشد افراد با مشکلاتی همچون تنهای و افسردگی مواجه هستند . در چنین موقعیتی با زنده سازی سازمان اجتماعی مبتنی بر روابط شخصی و نخستین که متضمن ساختن هویت و احساس تعلق به شهر نیز باشد در دستور کار برنامه ریزان اجتماعی قرار می گیرد . در محله های شهرهای کوچک (( دنیای ساکنان تمام فضای شهری را در بر می گیرد ، دنیایی که مرکز آن میدان ، شهرداری یا بازار روز است )) .
در فضاهای کوچک یا محله ها تعاملات اجتماعی از طریق روابط رودر رو و صمیمانه سازمان اجتماعی را می سازند . کالبد انجام این تعاملات به سبب سادگی ، هماهنگی کاملی با چنین سازمانی دارد . به این ترتیب یک نوع یگانگی اجتماعی در سطح جامعه پدیدار و استوار می گردد . اجتماعی از یک سو وسعت کالبدی فضاهای شهری و پیچیدگی و تخصصی شدن آنها یگانگی اجتماعی کلی از میان می رود .
تحقیقات نشان می دهد که ساکنان شهرهای بزرگ خیلی کم با مسئولان ارتباط برقرار می کنند و در اجتماعات محلی یا سازمانی حضور می یابند یا در انتخابات محلی رای می دهند . مواردی که می توان از آنها به عنوان مشارکت مدنی یاد کرد . اینها در حالی است که مشارکت اجتماعی در گروههای داوطلبانه و مدنی توجه به مسائل عمومی و اعتماد اجتماعی شهروندان به یکدیگر که تحت عنوان سرمایه اجتماعی به آنها اشاره می شود .(زبر دست ، ۱۱۹:۱۳۸۳) .
با آنکه از پدید آمدن اندیشه مشارکت در مدیریت دیری نمی گذرد یافته ها نشان می دهد که مشارکت در مدیریت با کامیابی روبرو بوده است . علاوه بر آن چون مشارکت پدیده ای ذهنی می باشد باید در فرهنگ مردم جای خود را پیدا کند . بنیادی ترین اندیشه ساز مشارکت (( اصل برابری مردمان )) است .
مشارکت بر اساس فراگردی بودن بر سه ارزش بنیادی تاکید دارد : الف – سهیم کردن مردم در قدرت و اختیار ، ب – راه دادن مردم به نظارت به سرنوشت خویش ، ج – بازگشودن فرصتهای پیشرفت به روی مردم ((رخدادهای زیرین جامعه )) با توجه به این ارزشها این مشارکت می کوشد تا : شنیدن صدای مردم را آسان سازد ، احساس مالکیت را فراهم گرداند ، حاشیه نشینی را از میان بردارد (طوسی ، ۴:۱۳۸۵) .
دو طرح عمده برای بهبود زندگی شهری و مدیریت شهری جهانی به قرار زیر است :
الف- افزایش کیفیت معیارهای عملکردهای مدیریت شهری .
ب- تشویق مردم در امور مشارکت شهری .(فلاحی و همکاران ، ۴:۱۳۸۸).




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:03:00 ب.ظ ]




منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

 

۱-۲ سوالاتی را که در این تحقیق می توان بیان کرد، عبارتند از :

 

 

۱- آیا فضای شهری با ویژگیهای کالبدی به سرمایه اجتماعی شهر مورد نظر تاثیر خواهد داشت؟
۲- آیا بین ویژگیهای فردی و اجتماعی و فرهنگی شهروندان با سرمایه اجتماعی رابطه ای وجود دارد ؟
۳-آیا میان ویژگیهای اقتصادی ساکنین با سرمایه اجتماعی شهر مورد مطالعه رابطه ی مستقیم وجود دارد ؟

 

 

۱-۳ بیان فرضیه

 

 

فرضیه پیشنهادی است که در محک آزمایش علمی سنجیده می شود که درست بودنش یا نبودنش باید مورد آزمایش قرار گیرد ( نبوی، ۵۴:۱۳۷۳) لذا منظور تعیین مسیر و هدایت تحقیق با هدف ارائه راهکارهای صحیح و منطقی فرضیه های زیر مطرح می گردند :
۱- به نظر می رسد که فضای شهری و ویژگی های کالبدی تاثیر زیادی بر سرمایه اجتماعی محدوده های منتخب گذاشته است .
۲- به نظر می رسد که بین ویژگی های فردی و اجتماعی و فرهنگی شهروندان با میزان سرمایه اجتماعی رابطه معنا داری وجود ندارد .
۳- به نظر می رسد میان ویژگی های اقتصادی ساکنین و بافت های منتخب با سطح سرمایه اجتماعی شهروندان رابطه مستقیمی وجود دارد .

 

 

۱-۴ روش تحقیق

 

 

بر اساس اهدافی که برای تحقیقات علمی تعریف می شود انواع تحقیقات به تحقیقات بنیادی ، کاربردی و عملی تقسیم می شود .
تحقیقات بنیادی : این تحقیقات در جستجوی کشف حقایق و واقعیت ها و شناخت پدید ه ها و اشیاء بوده ، که مرزرهای دانش عمومی بشر را توسعه می دهند و قوانین علمی را کشف نموده ، به تبیین ویژگی ها و صفات یک واقعیت می پردازند .
این تحقیقات بر اساس روش تحلیلی به دو دسته تقسیم می شوند :
الف- تحقیقات بنیادی تجربی : تحقیقاتی هستند که داده ها و اطلاعات اولیه با استفاده از روشها و تکنیک های آماری و معیارهای پذیرفته شده مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد .
ب- تحقیقات بنیادی نظری : تحقیقاتی هستند که اطلاعات و مواد اولیه تحقیق به روش کتابخانه ای گردآوری می شوند و سپس به روشهای مختلف استدلال و مورد تجزیه و تحلیل عقلانی قرار گرفته نتیجه گیری می شود .
تحقیقات کاربردی : تحقیقاتی هستند که با استفاده از نتایج تحقیقات بنیادی برای رفع نیازمندی های بشر مورد استفاده قرار می گیرند .
تحقیقات علمی : این تحقیقات را باید تحقیقات حل مسئله یا حل مشکل نامید، زیرا نتایج آن مستقیماً برای حل مسئله به کار گرفته می شود .
براساس ماهیت و روش ، تحقیقات علمی را می توان به ۵ گروه تقسیم بندی کرد که عبارتند از : تحقیقات تاریخی ، توصیفی ، همبستگی ، تجربی و علمی .
با توجه به هدفی که این تحقیقات دنبال می کنند ، می توان آنرا جزء تحقیقات کاربردی دسته بندی نمود و بر اساس ماهیت و روش در گروه تحقیقات توصیفی قرار می گیرد .
در تحقیقات توصیفی ، محقق به دنبال چگونه بودن موضوع است و وضع موجود مورد بررسی قرار میگیرد ، ویژگی ها و صفات آن مورد مطالعه و عندالزوم ارتباط بین متغیر ها را بررسی می نماید (مهر پویان ، ۶:۱۳۸۵).

 

 

۱- ۵ روش گردآوری اطلاعات:

 

 

گردآوری اطلاعات مورد نیاز تحقیق یکی از اساسی ترین مراحل تحقیق می باشد و بطور کلی روشهای گردآوری اطلاعات را به دو طبقه تقسیم کرد . روشهای کتابخانه ای و روشهای میدانی .
روشهایی که در این تحقیق استفاده می شود بصورت زیر می باشند :
جمع آوری اطلاعات با استفاده از مطالعه کتابها و پایان نامه ها ، مجلات و روزنامه ها و تهیه فیش از هر کدام .
جمع آوری اطلاعات از طریق عکس های هوایی و نقشه ها
جمع آوری اطلاعات از طریق آمارنامه ها و اسناد .




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:02:00 ب.ظ ]




۲-۱ فضا

 

 

از نقطه نظر جغرافیا، فضا جایی است که پدیده ها با هم کنش متقابل دارند و فعالیت های انسانی در آن شکل می گیرد. در واقع فضا مجموعه ای از کالبد و محتواست، هنگامی که صفت یا پسوندی به فضا نسبت داده می شود آن کالبد و محتوا حوزه و هویت فضا را مشخص می کند (کلانتری، ۱۳۸۰: ۳۱).
فضای جغرافیای شامل طبیعت و همه منابعی است که می تواند به طور مستقیم و غیر مستقیم با نیازهای انسانی برخورد کند و چهره جدیدی از سطح زمین بسازد، بدین سان فضای جغرافیایی، یک حوزه زیستگاهی است که از شرایط طبیعی و ساختار اجتماعی جامعه شکل می گیرد (شکوهی، ۱۳۸۰: ۳۱).
هنگامی که از فضا سخن گفته می شود، منظور فضایی است که به سبب دخالت انسان پیوسته در تحول و تغییر است و لذا می توان گفت فضا مجموعه ای از انسانها، فعالیتها و محیط های طبیعی انسان ساخت است.
فضا مقوله ای بسیار عام است که در رشته های مختلف کاربرد دارد و می توان معانی گسترده ای باری آن وصف کرد. در فرهنگ انگلیسیآکسفورد ۱۹ مورد برای این واژه به کار برده شده است از جمله آنها میتوان به این موارد اشاره کرد:گسترده ای پیوسته که در آن اشیا وجود دارند و حرکت می کنند, مقداری از یک منطقه که چیزخاصی را اشغال می کندو یا برای هدف خاصی در اختیار گرفته شده است. فاصله میان نقاط و اشیا. این معانی نشانگر پیچیدگی این مفهوم و اشاره گر به مباحثی عمیق و ریشه دار درباره فضا است که مدت هاست مطرح اند. (مدنی پور، ۱۳۸۴: ۵).
دایره المعارف معماری و شهر سازی فضا را اینگونه تعریف می کند ” فضا حوزه ای گسترش یابنده و در عین خال فراگیرنده بوده و جایگاه و یا محیطی را در ابعاد جسمانی یا فیزیکی و روانشناختی تعریف می نماید. از کل روابط شکل، رنگو حرکت شکل گرفته. گاه خالی یا منفی است و گاه فاصله بین عناصررا مشخص می کند خواه این فاصله در سطح باشد و یا در عمق که توسط قواعد پرسپکتیو مجسم می شود.” (صدر، ۱۳۸۱: ۴۱۱). فضا برای اشاره صرف به موقعیت ها و محل های مکانی به کار نمی رود، بلکه برای قرار دهی مردم در ساختارهای اجتماعی نیز مورد استفاده قرار می گیرد (پورجعفرو همکاران ,۱۳۸۸ک ۶۰). فضا بسطی سه بعدی از جهان اطراف ماست. زمان ها، فاصله ها و ارتباطات بین مردم و مردم، مردم و اشیا، اشیا و اشیا. (حبیب، ۱۳۸۴: ۱۹۶).

 

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

 

۲-۲ مروری بر دیدگاه های مختلف از تعریف فضا

 

 

۲-۲-۱ دیدگاه فلاسفه

 

 

فضا همواره درطول تاریخمورد توجه اندیشمندان شاخه های مختلف بوده و چیستی ماهیت آن همواره دغدغه فکری متفکران بوده است و ارایه تعریف آن عمرش به عهد باستان می رسد. پارمنیدز فضا را “حالتی ناپایدار” معرفی می کند و لوسیوس معتقد است فضا اگرچه از نظرجسمانی وجود ندارد، لیکن حقیقی است. افلاطون فیلسوف بزرگ یونان باستان فضا را واقعیتی مستقل نمی داند و از نظر وی ” آن چه که فضا را به وجود می آورد روابط بین اشیایی است که در یک مکان مستقر گردیده اند”. بنابراین فضا با جا به جا نمودن این اشیای فضایی شکل نخواهد گرفت و به تعبیر دیگر “درخلا فضایی شکل نخواهد گرفت”.
این تعبیر حاکی از اعتقاد افلاطون به بعدی ذهنی از فضا می باشد که مصداق عالم مثال درتصورات افلاطون است. ارسطو شاگرد افلاطون معتقد است فضا، مفهومی ظرف تمام اشیا و به این ترتیب فضا به عنوان مفهومی مطلق می باشد و نظریه توپوس را مطرح می کند. از نظر ارسطو، فضا مجموعه ای از مکان هاست و زمینه ای پویا با اعراض کیفی متفاوت. مشابه همین تفکر در میان اندیشمندان اسلامی نیز مشاهده می شود. در فرهنگ معارف اسلامی در تعریف این موضوع چنان آمده است : “اصطلاحی فلسفی است و عبارت است از امری و چیزی که چیزی دیگر در آن نهاده و یا بر آن تکیه کند”.
همچنین ابو علی سینا در مورد فضا با کلمه مکان چنین عنوان می کند: ” مکان جای بود و او را چند خاصیت است به اتفاق همه یکی از جنبنده از وی بشود به سوی جای دیگر که آرمیدهاند و یکی از وی بایستد و دوم آنکه اندر یکی از دوچیزی نگنجد که تا آب از کوزه نشود سرکه اندر نیاید و سوم که زیر و زبر اندر جایگاه بود و چهارم که گویند که مرسجم را که اندر وی است” . از عبارت فوق چنین استنباط می شود که ابوعلی سینا معتقد است که: “
ماهیت فضا ذاتی است،
حدود فضا قابل تعیین و مشخص است،
فضا آن چیزی است که از چند وجه محصور باشد و
فضا را خلا یا آن چیزی می داند که توسط اشیای دیگر برجای مانده و ظرفی است برای اشیای دیگر.
فیلسوفان اسلامی دیگری نیز در مورد فضا و ماهیت آن به بحث پرداخته اند (ابوالبرکات ، ملاصدرا، میرداماد و …) که در مجموع نظر اندیشمندان اسلامی در مورد فضا به صورت ذیل قابل تقسیم بندی است:
لزوما فضا، آن چیزی است که توسط سطوح محدود شده است.
اجسام و احجام به فضا شکل می دهندو فاصله مشخص و معین بین اجسام را فضا می نامند.
فضا کیفیتی ظرف گونه دارد و حضورش در آن به عنوان مظروف به ماهیت فضا شکل می دهد.
فارغ از اندیشه های ارسطو و نظریات فلاسفه اسلامی تعریف فضا در دوره های بعدی به هندسه اقلیدسی اتکای بیشتری یافت. این هندسه فضا را به صورت لایتناهی و متجانس و به عنوان یکی از ابعاد اساسی جهان در آورد. ” هزارو هشتصد سال بعد، کانت بار دیگر، فضا را به عنوان پایه و مرجع درک انسانی، متمایز و مشتمل از ماده مورد توجه قرار داد”.
“دیدگاه ثنویت دکارتی، واقعیت را در فلسفه و علوم غربی به دو قلمرو متمایز تقسیم کرده است. عالم فکر و اندیشه و عالم بعد و فضا که صرفا منطبق با جهان ماده فرض شده است”. از این رو بعد از بررسی نظریات مختلف در شاخه فلسفه به بررسی نظریات اندیشمندان در حوزه علم پرداخته می شود.

 

 

۲-۲-۲ دیدگاه اندیشمندان علوم مختلف

 

 

دکارت از تاثیر گذارترین اندیشمندان قرن هفدهم، در حدفاصل بین دوران شکوفایی کلیسا از یک سو و اعتلای فلسفه اروپا از سویی دیگر، می باشد. درنظریات او به خصوصیات متافیزیکی فضا تاکید شده است، ولی درعین حالا و با تاکید به فیزیک و مکانیک، اصل سیستم مختصات راست گوشه (دکارتی) را برای قابل شناسایی کردن فاصله ها به کار برد که نمودی از فرضیه مهم اقلیدس درباره فضا بود. در روش دکارتی همه سطوح از ارزش یکسانی برخوردارند و اشکال به عنوان قسمت هایی از فضای نا متناهی مطرح می شوند. تا پیش از دکارت، فضا تنها اهمیت و بعد کیفی داشته و مکان اجسام به کمک اعداد بیان نمی شد. نقش عمده وی، دادن بعد کمی به فضا و مکان بود.
لایپنیتز از طرفداران نظریه فضای نسبی بود و اعتقاد داشت که فضا نوعی سیستم است که از روابط میان چیزهای بدون حجم و ذهنی تشکیل می شود. او فضا را به عنوان نظام اشیای همزیست با نظام وجود برای تمام اشیایی که همزمان هستند، می دید. برخلاف لایپتینز، نیوتن به فضایی متشکل از نقاط و زمانی متشکل از لحظات باور داشت که وجود این فضا و زمان، مستقل از اجسام و حوادثی بود که در آن ها قرار می گرفتند. در اصل، او قایل به مطلق بودن فضا و زمان (نظریه فضای مطلق) بود. به عقیده نیوتن فضا و زمان اشیایی واقعی و ظرف هایی به گسترش نا متناهی هستند.
ازدیگر دانشمندان که به تعریف فضا پرداخته است جیوردانبورنو می باشد. وی نظریه هایی در مقابل نظریه ارسطو بیان می کند. او با استناد به نظریه کپرنیک، بی نهایت را پایه اصلی فلسفه اش قرار می دهد. به عقیده وی، “فضا از طریق آن چه در آن قرار دارد درک می شود و به فضای پیرامون یا فضای ما بین تبدیل می گردد. فضا مجموعه ای است از روابط میان اشیا و آن گونه که ارسطو بیان داشته حتما نمی بایست که از هر سمت محصور باشد و بدین سان اجباری نیست که همواره نهایتی داشته باشد” .
در انتها به نظریات انیشتین می پردازیم. به عقیده انیشتین، فضا به عنوان کیفیت جایگاه جهانی اشیای مادی در برابر فضا به عنوان دربرگیرنده تمام اشیای مادی است و به این ترتیب نسبیت مطرح می گردد و بر اساس نظریه نسبیت خاص طول ها و زمان ها بسته به ناظر و چارچوب سنجش تغییر می کند. هر دو فضاینسبی و مطلق، آفریده های آزاد تخیل انسان اند. ابزارهایی برای فهم آسان تر تجارب حسی مان. ” نظریه نسبیت انیشتین با جایگزین کردن یک فضای سه بعدی به جای مفهوم قبلی، مارا یک رشته رویدادها فراتر برده و در یک فضای چهاربعدی زمانی نشانید” .

 

 

۲-۲-۳ دیدگاه معماران

 

 

در ادامه آرای اندیشمندان به تعاریف برخی از معماران در مورد فضا نیز پرداخته می شود. این امر از این جهت که دست مایه اصلی کار معماری، فضا می باشد و نیز از این جهت که بسیاری از معماران در طول تاریخ دست به طراحی و ساخت فضاهای شهری زده اند حائز اهمیت است. ولی با کمال تعجب با مطالعه و مرورمنابع متوجه نکته مهمی می شویم و آن این که معماران بسیار اندکی به صورت مستقل و صرف به ارایه تعریف از فضا پرداخته اند و بیشتر تعریف آن را موضوعی بدیهی فرض نموده اند. بسیاری از معماران با فرض روشن و بدیهی بودن تعریف فضا، به تعریف موارد دیگر به کمک فضا اقدام نموده اند. به طور مثال فیلیپ جانسون معمار معروف معاصر به کمک فضا به تعریف معماری می پردازد و معماری را “هنرخلق فضا” تعریف می کند ولی این که خود فضا چه تعریفی دارد بدان اشاره ای نمی کند.
در این میان معماران دیگری نیز به طور بسیار سطحی تعاریفی از فضا ارائه کرده اند؛ مثلا لوئی کان می گوید: ” فضا، فضا نیست مگر اینکه به روشنایی قابل تشخیص باشد که چگونه به وجود آمده است و ذات فضا چیزی را باز می نمایاند که فضا می خواهد باشد” . تعریف واضح در مورد فضا را یورگگروتر چنین ارائه می کند: “نزدیکترین تعریف این می باشد که فضا را خلئی در نظر بگیریم که می تواند شیئی را در خود جای دهد و یا از چیزی آکنده شود. فضا موجودیتی نیست که تعریف دقیق مشخصی داشته باشد، با این حال قابل اندازه گیری است” .
از روزگاران قدیم، اقدام بشر درباره فضا، تنها محصور بهشناخت آن نبوده است بلکه او فضا را درک کرده نموده، در فضا به وجود آمده و درباره آن تفکر نموده است، ولی باز هم برای بیان انسجام دنیای خود به صورت تصوری واقعی از جهان، دست به آفرینش فضا زده است. می توان این ابداع را توصیفی یا فضای هنری نامید که از نظر درجه بندی در حد بالا و در کنار فضای قابل شناخت قرار می گیرد. از این رو می توان چنین انگاشت که “فضا در مفهوم موجود خویش به تنهایی هیچ ویژگی خاصی رامطرح نمی کند ولی به محض آن که یک گروه انسانی فعالیتی را در مکانی مطرح می کند، معنای نمادین فضا پایدار می شود. از این پس فضا بستری برای بیان فعالیت و رفتارهای انسانی می گردد؛ محلی برای تخیل و واقعیت” .

 

 

۲-۳ بررسی تعاریف فضای شهری از دیدگاه اندیشمندان مرتبط با علوم شهری

 

 

در بخش قبلی، در راستای شناخت فضای شهری، به جستوجوی معناهایی برای فضا گشتیم و فضا را در مجموع سه حالت فیزیکی، ذهنی و اجتماعی و در ۵ حیطه قابل تمیز دسته بندی نمودیم. در این بخش به تعاریف مختلف از دید اندیشمندان در مورد فضای شهری خواهیم پرداخت.
“بسیاری عقیده دارند که فضای شهری از دو جنبه کالبدی و اجتماعی مورد ارزیابی اندیشمندان قرار گرفته است. بدین معنا که بررسی های کالبدی بیشتر از نگاه معماران و بررسی های اجتماعی از دید جامعه شناسان شهری، برنامه ریزان و جغرافی دانان شهری بوده است” .تا قبل از قرن بیستم که میان هنر،فلسفه و علم نهادهای اجتماعی جدایی نبوده است، فضای شهری نشان دهنده اجتماع بوده و تفاوتی بین فرم فضای شهری و عملکرد آن نبوده است. با شروع قرن بیستم و اشاعه بیش از پیش تفکر مدرن، مدرنیسم، فضای شهری را نتیجه جبری عملکردهای اجتماعی که در شهراتفاق می افتد دانست.
جنبش مدرن با تکیه بر عملکرد گرایی، جدایی عناصرشهری، منطقه بندی و تقسیم شهر به چهار عملکرد اصلی سکونت، کار، فراغت و رفت و آمد، فضای شهری را به فراموش سپرد.
دقت در بحثارایه شده از سوی لوکوربوزیه که داعیه دار و به عنوان نماینده متفکران در عرصه شهرسازی انتخاب شده است، نشان از قطع رابطه فضای شهری با هر گونه اطلاعات اجتماعی، فرهنگی، جامعه شناختی و تاریخی دارد.
در واقع مدرنیسم بر اساس تفکر نوگرایی خود، وجود هر گونه اطلاعات فرهنگی و تاریخی در فضاهای شهری را نه تنها زاید بلکه مضر می داند و تمامی تلاش آن در جهت پاک نمودن این اثرات می باشد و این دستاورد خردگرایی مدرن در دوران مدرن است. بنابراین در تفکر مدرنیست ها به طور کلی فضای شهری مفهوم چندانی ندارد و ایشان در اکثریت، تمایزی بین فضای عمومی و خصوصی قایل نیستند. “فضا در نظر ای عده به گونه ای که کوبیسم ترکیبی یادآور می شود در اطراف مراکز همسایگی متعدد سازمان داده می شود و چون به گفته لوکوربوزیه فرهنگ بین بناها را با آمد و شد تعیین می کند؛ یعنی همان عملکرد گرایی و همان اصول زیبا شناسی خردگرا، مفهوم عناصر ترکیب بناهای پراکنده شده در فضا را نیز شکل می دهد.”
بنابراین در تفکر مدر نیست ها به ویژه اندیشه های لوکوربوزیه خیابان به عنوان یک فضای شهری چیزی جز عملکرد عبور و مرور نیست و فضای شهر فضایی بیکران و مجرد و انتزاعی است که صرفا جداکننده ساختمان هاست. به گفته الکساندر: “این یک عادت تفکر در شهر مدرن گردیده بود که ساختمان ها باید حجم های ساده ای باشند در دریایی از بیکرانگی فضا” . در دهه شصت، نگرش مدرن فه فضاهای شهری که آن را چیزی نامتناهی و انتزاعی فرض می کرد، مورد تردید قرار گرفت و تلقی مدرنیستی از فضای شهری به معنای واقعی باردیگر مطرح شد.




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:02:00 ب.ظ ]




دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

 

۲-۴ استنتاجات از نظریات ارائه شده در حوزه های مختلف مفهوم فضا

 

 

با جمع بندی مجموع نظرات افراد مختلف در خصوص فضای شهری و نیز با توجه به نتایج ارایه شده در حوزه فضا می توان نتیجه گیری کرد که فضای شهری، حوزه ای است از فضا که در شاخه سوم یعنی فضای هستی قابل تعریف است. با توجه به طبقه بندی ارایه شده در بخش قبلی، فضای هستی در شاخه ای تقسیم بندی گردید که ارتباط بشر را با یک کلیت فرهنگی و اجتماعی پیوند می زند و از این رو فضای شهری حوزه ای از فضای هستی فلسفی است.
این موضوع از سال های پس از جنگ جهانی دوم همواره بحث اصلی اندیشمندان رسته های مختلف بوده است و از جمله جغرافیدانان: (هربرت: ۱۹۸۱، هاروی: ۱۹۶۱)، مردم شناسان: ( لویاشتراوس: ۱۹۶۳)، باستان شناسان: ( هولدز: ۱۹۷۸، اکو: ۱۹۷۲)، جامعه شناسان: (گیدنز: ۱۹۸۱) و برنامه ریزی شهری (کستلز: ۱۹۷۱، بنتلی: ۱۹۹۹) بدان پرداخته اند. از این رو چنین به نظر می رسد که برای شناخت فضای شهری بستر زندگی عمومی و اجتماعی مردم تلقی می شود و همچنین باید با تاکید بر تاثیر نیروهای اجتماعی و فرهنگی در شکل گیری فضای شهری، نقش این عامل را در درجات بالاتری خاطر نشان نمود. “بنابراین عواملی که بنیان های اصلی فضاهای شهری را شکل می دهند، برآیند نیروهای اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، حقوقی، دینی و سیاسی هستند”.
از آن جایی که فضاهای اجتماعی حاوی اطلاعات تاریخی می باشند که در طول زمان پدید آمده و توسط عناصر فرهنگی منتقل شده اند، بنابراین فضاهای شهری در بردارنده شاخص های تاریخی هستند و از این رو فضاهای شهری، عامل انتقال میراث فرهنگی جامعه در طول زمان هستند و همین کیفیت فضای شهری است که ” به عنوان سازوکار بزرگ برگزیننده ای عمل می کند که به گونه ای خطا ناپذیر، افرادی را که برای زندگی محیطی خاص از همه مناسب ترند، گزینش کی نماید”.
به همین جهت دست به ایجاد اجتماع می زند و از این رو فضای شهری، حاصل اندیشه ای اجتماعی محسوب می شود و در سایه تفکر اجتماعی و سایر شاخص های مربوط به آن است که این فضا شکل می گیرد. این شاخص ها در بخش های “عملکرد”، “تعامل اجتماعی” و “تعامل بین فرهنگ اجتماع” مورد بحث واقع می شود.

 

 

۲-۵ فضای شهری، اندیشه های اجتماعی

 

 

۲-۵-۱ عملکرد

 

 

عملکردهای فضاهای شهری، دارای ابعاد گوناگونی می باشد و مکان های عمومی نتیجه عملکردهای انسانی با ابعاد اجتماعی و عمومی است. این عملکرد های انسانی دارای خصلت های چند بعدی هستند و ضرورتا در فضا شکل می یابند.
عملکردهای ناشی از فعالیت های انسانی در عرصه های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بوده و معطوف به هدف معینی می باشند و ضامن بقای جامعه و تداوم بخش زندگی عمومی و اجتماعی مردمان آن جامعه می باشند. بنابراین انتظام عملکرد، مهم ترین وجه فضای شهری است و شناخت آن به منزله شناخت مهم ترین وجه فضای شهری بوده و “انتظام عملکرد است که در آمیختگی رفتارهای انسانی جامعه را باعث می شود”. و از این روست که “تنظیم عملکردهای شهری، از عناصر اساسی و اصلی طراحی شهری به حساب می آید”. البته باید در نظر داشت که تنظیم عملکردهای شهری به خودی خود جزو اصول صرف بوده و ترتیب آن باید با رفتارها و فعالیت های مردم و نحوه استفاده آنان از محیط سازگاری و مطابقت داشته باشد. درضمن با دسته بندی عملکردهای مختلفی که در طول روز دارد مشخص گردد. مردم مختلف، کارهای مختلفی انجام می دهند و بین آن ها می تواند تضادها و برخوردهایی وجود داشته باشد، اما به ندرت ممکن است بین فرم ها وعملکردها تطابق وجود نداشته باشد.
عملکردهای شهری، بر اساس هم پیوندی میان آن ها نیز طبقه بندی است و پس از طبقه بندی آن هاست که نوبت به تحلیل پیوند های میان آن ها می رسد. این عملکردها می توانند دارای دو حالت کلی می باشند که یا عملکردهای رسمی هستند و یا غیر رسمی، عملکردهای رسمی، عملکردهایی هستند که توسط طراحان شهری، برنامه ریزان و دست اندر کاران امور شهری از قبل برای یک فضای شهری در نظر گرفته می شوند در حالی که عملکردهای غیر رسمی، در مکان معین و از پیش تعیین شده ای به ظهور نمی رسند، بلکه در فضای عمومی شکل می گیرند. این عملکردها به طرق مختلف به طور خود به خود و ارگانیک و یا در نبود برنامه از پیش تعین شده، برخاسته از رفتارهای اجتماعی و اقتصادی در فضای شهری حاصل می شوند.

 

 

۲-۵-۲ تعامل اجتماعی

 

 

فضای شهری ظرف و مکان بروز زندگی اجتماعی فرد جامعه است که بر اساس پایه های فکری خرد گرایانه، مشارکت مدنی آحاد جامعه و رفتارهای جمعی شکل گرفته بر پایه ارزش های انسانی شکل می گیرد.
این تعامل اجتماعی و مشارکت مردمی را می توان عنصر اصلی و اساسی محتوای فضای شهری بر شمرد که روابط انسانی و فعالیت های شهری را تحت تاثیر خود قرار می دهد. در باز شناسی مفهوم تعامل اجتماعی به عنوان پایدار فضای شهری “این مفهوم معطوف به مجموعه پویش ها، گرایش ها و نگرش هایی است که بر پایه عقلانیت جمعی، باورهای مردم سالاری، خود باوری، خردگرایی و قانون گرایی است”. به عبارت دیگر، اگر پیشرفت تمدن شهرنشینی و شهرگرایی و جامعه بشری را در طول تاریخ معطوف و در ارتباط با رشد روابط انسانی و تعامل اجتماعی افراد جامعه در نظر بگیریم و از آن جایی که تعاملات اجتماعی در کامل ترین تعریف خود، در تمامی ابعاد قابل ظهور می رسد، از این رو می توان فضای شهری را مکان ظهور تعامل اجتماعی قلمداد نمود و این چنین است که فضای شهری علاوه بر تاثیر پذیرفتن در شکل گیری خود از تعاملات اجتماعی، به آن شکل نیز می دهد و “از این روست که فضای شهری به واسطه محتوای شکل دهنده خود، مرکز نمادین پایداری ارزش های مردمی است که به بیان قدرت خویش می پردازند و آن را در فضا متبلور می سازند.

 

 

۲-۵-۳ تعامل بین فرهنگ و اجتماع

 

 

شهر به طور کلی قوانین حاکم بر روابط فرهنگی مردمان یک جامعه را در خود به نمایش می گذارد. فرهنگ در اشیا، اشکال، ترسیمات، ابزار و محیط فیزیکی ظاهر می شود و طراحی خانه ها و ساختارهای عمومی به طور صریح بازتاب ارزش ها و اعتقادات یک فرهنگ می باشند.
از اینرو فرهنگ مستقیما از طریق نظام فعالیت ها و با ارایه دستورالعمل های معین ناظر بر انجام فعالیت ها مستقیما بر فضا و محیط شهری تاثیر می گذارد و فضای شهری را محصولی فرهنگی می نمایاند. لذا فضای شهری با رویکردی اجتماعی، به عنوان فضایی ساخته شده، محصول فرهنگی به شمار می آید که تحت تاثیر نیروهای برخاسته از فرهنگ و اجتماع شکل گرفته است. این نیروها مجموعه قوانین و هنجارهای نهادینه شده جامعه است که به واسطه ارزش ها از قدرت و نیروی لازم برای به هنجار کردن مردم برخوردار است و همین نیروها هستند که در تعامل بین فرهنگ و اجتماع به خلق فضای شهری منجر می شوند، به طوریکه توسلی در این خصوص می گوید: “همین نیروها و تعاملات فرهنگی و اجتماعی است که در طول اعصار به شکل گیری توده و فضا منجر شده است”.
مثال این مورد را می توان در شکل گیری فضاهای شهری مختلف در طول تاریخ پیگیری نمود.
فضای شهری آگواری یونان باستان، برخاسته از تفکرات فلسفی و نظرات اقشار عامه مردم در جامعه آن زمان یونان باستان بوده است. در روم باستان، تفکرات مردمی با نظر حکومتی در قالب فوروم خود را می نمایاند و در قرون وسطی استقرار حکومت های محلی، بافت های متراکم و فشرده را متجلی می نماید.
در دوران رنسانس، رشد تفکرات علمی و کشف حقایق فیزیکی و از جمله کرویت زمین و مرکز عالم نبودن زمین، فضاهای شهری خاص خود را به وجود می آورد که در آن میان تاثیرات بازرگانی و تجارت نیز در آن مشهود است و عناصر پیرامون میدان های شهری، از کلیساها و کاخ شاهان، به ساختمان شهرداری و خانه بازرگانان تغییر می یابد. در دوران انقلاب صنعتی، روح زمانه که همانا تحولات شگرف صنعتی و فن آورانه است، فضای شهری را به شدت تحت تاثیر خود قرار می دهد و اکنون در ابتدای قرون حاضر فضاهای شهری، بر اساس تفکرات فرهنگی، اجتماع، مشارکت های مردمی، مردم سالاری، قانون گرایی، عقلانیت، برابری و همانند آن ها عمیقا تاثیر پذیرفته و شکل می گیرد و از این رو فضاهای شهری حاصل و نتیجه تعامل فرهنگ و اجتماع می شود که رابطه ای دو سویه باهم دارند.

 

 

۲-۵-۴ ساختار فضایی

 

 

ساختار فضایی شهر حاصل فرآیندهای تاریخی و شرایط متحول اقتصادی – اجتماعی و سیاسی است. ساختار فضایی شهر اعم از ساختار کالبدی شهر می باشد. ساختار فضایی شهر شیوه به طور نسبی پایدار تشکل عناصر و عوامل شهر می باشد که چگونگی استقرار و نحوه ارتباط آنها را با درجه معینی از انتظام و ظرفیت عملکردی سامان می بخشد (حسن زاده رونیزی، ۱۳۸۷: ۱۸).

 

 

۲-۶ دیدگاه های رایج در ارتباط با ساختار فضایی

 

 

۲-۶-۱ دیدگاه سیستمی

 

 

برا اساس این دیدگاه شهر به مثابه سیستمی عمل می کند متشکل از مجموعه ای بیشمار از زیر سیستم ها که در یکدیگر تاثیر متفاوت می گذارند و در کل، مجموعه ای پیچیده را پدید می آورند.




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:02:00 ب.ظ ]




کرستوفر الکساندر و بی وی دوشی از جمله مهمترین برنامه ریزان شهری هستند که به تبیین دیدگاههای خود در خصوص ساختار فضایی شهر پرداخته اند. این دو محقق ساختار اصلی شهر یا را در مقابل پرکننده ها قرار می دهند و معتقدند در هر شهری می توان به دنبال چندین عامل یا عنصر بود تا از طریق آنها ساخت شهر را شناخت.
این عوامل عبارتند از:
شبکه اصلی دسترسی
مراکز عمده فعالیتی
عناصر اصلی شهر
این سه عامل روی هم ساختار اصلی شهر را تشکیل می دهند. یکی از راههای شناخت ساختار فضایی یک شهر، رسم شبکه ی اصلی دسترسی است. اگر شبکه ها را ساخت اصلی بنامیم در آن صورت سایر قسمتهای شهر نقش فرعی را بازی می کنند. در مرحله بعد مراکز فعالیتهای عمده و اساسی شهر را تعیین می کنیم و در سومین مرحله عناصر اصلی شهر نظیر ایستگاهها، فروشگاههای تجاری عمده در خیابانهای عمده در خیابانهای اصلی شهر را تعیین می کنیم. با انطباق این سه نقشه روی هم ساختار شهر را مشخص می سازیم. (همان، ۲۵).

 

 

۲-۷-۵ ادموندبیکن

 

 

یکی از نظریه پردازان ساختار فضایی شهر که به ارائه نقطه نظرات خود پرداخته، ادموندبیکن است.
وی معتقد است شهر از دو قسمت تشکیل شده است: قسمت اصلی و قسمت فرعی. به اعتقاد وی به دلیل اندازه و وسعت جغرافیایی شهرهای امروزی، طراحان قادر به طراحی همزمان کل شهر نیستند. چنانچه طراح به جای طراحی کل شهر، تنها شبکه ارتباطی و ساختمانهای اصلی آن را طراحی کند، شهرها قابلیت انعطاف، گسترش و اصلاح را خواهند یافت.
برنامه ریزان شهری می توانند با طراحی شبکه ارتباطی اصلی، بناهای اصلی را بهم پیوند داده، در کل طرح شهر وحدت ایجاد نموده و شهر منسجمی را پدید آورند. آنچه اهمیت دارد این است که بتوان میان آنچه اصلی و فرعی است تمایز قائل شود.
به نظربیکن ساخت اصلی نیروهای سازمان دهنده شهر است و اگر طراح عمدتا به طراحی آن بپردازد در کار طراحی موفقیت بیشتری کسب خواهد نمود وی در طراحی شهر فیلادلفیا به ارائه یک ساختار اصلی می پردازد که اجزا و عناصر آن دارای ارتباط و اتصال کالبدی و نظام یافته است (E.Bacon. 1974: 253).

 

 

۲-۷-۶ سیلویرمبر

 

 

سیلویرمبر اعتقاد دارد که هر قدر از مرکز شهر به پیرامون آن پیش می رویم به همان اندازه دسترسی امکانات و وسایل حمل و نقل کمتر شده، در نتیجه قیمت زمین پایین می آید. اصولا در حواشی شهرها جابجایی انسانها به منظور انجام خرید های روزانه برای رفتن به سر کار با مشکلاتی روبروست.
در حواشی شهر اصولا زمین ارزان است و ساخت مسکن برای طبقات کم درآمد در پیرامون شهرها عملی است. و اگر این ساخت در محدوده جغرافیایی شهری بزرگ انجام گیرد حومه شهر زیر پوشش ساختمانی می رود.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

۲-۷-۷ فومیهیکوماکی

 

 

از دیگر محققانی که در این زمینه بحث نموده فومیهیکوماکی است. ماکی می گوید در هر شهری می توان یک بدنه اصلی یافت که اجزا و عناصر آن دارای ساخت هستند و سایر قسمتهای شهر ساخت فرعی را تشکیل می دهند.
از دید وی شهر یک موجود زنده است و بنابراین باید در طول زمان تغییر و تحول پیدا کند.
در این ساختار ارتباط بین اجزا و عناصر مجموعه دارای اهمیت اصلی است. اتصال بین ساختمان ها، فضاهای عمومی و عناصر اصلی شهرمنجر به ایجاد یک ساختار قوی در شهر می گردد (بحرینی، ۱۳۷۷: ۳۶).

 

 

۲-۷-۸ دیوید کرین

 

 

از دیگر اندیشمندان امور شهری که در خصوص ساختار شهر به ارائه دیدگاههای خود پرداخته، دیوید کرین است. وی بر این اعتقاد است که شهر دو قسمت دارد: بخشهای اصلی و بخشهای فرعی.
بر اساس دیدگاه دیوید کرین یکی از اهداف مورد نظر طراح شهری ایجاد یک ساخت شهری است که عناصر بخش عمومی در درجه اول اهمیت قرار دارند. وی می افزاید که مسئولیتهای بخش عمومی را اگر چه دستخوش تحول است می توان به چهار مبحث اصلی تقسیم کرد:
سیستم حرکت شهر
سیستم فضای باز و سبز شهر
خدمات بخش عمومی
تاسیسات زیربنایی شهری
این عوامل ابزار اصلی برنامه ریزی شهری اند و ساختار شهر باید به نحوی طراحی شود که عوامل فوق نقش اصلی را در شکل گیری آن ایفا می کنند. بدیهی است این عوامل که در کنترل بخش عمومی است، هدایت فعالیتهای مربوط به بخش خصوصی و دیگر عناصر شهری را که در رده های پایین تر سلسله مراتب عناصر شهری قرار دارند به عهده می گیرد. هر گونه تغییر و تحول در اجزای شهری می تواند خود را در ساخت شهر منطبق کند و در یک نظام کلی هماهنگ شود (پاکدامن، ۱۳۷۲: ۳۷).

 

 

۲-۷-۹ کوین لینچ

 

 

کوین لینچ از جمله صاحب نظران مسائل شهری است. اگر چه در مورد ساختار شهر به طور مستقیم بحث نمی کند اما در کتب خود به مطالبی اشاره می کند که به موضوع ساختار شهر مرتبط است.
لینچ اظهار می کند که شهر یک کلیت مادی است که توسط اذهان یا شعور های انسانی ساکن در آن ادراک می شود. ایجاد انتظام های ذهنی برای درک کلیت فوق ضرورت دارند. آنچه از واقعیت کلیت شهر اهمیت می یابد، وجود تصویری خوانا، الگوهای قابل تشخیص ار بلوک ها و فضاهای شهری و قابلیت تصویر برداری ذهنی از آنهاست. تمایز عناصر اصلی شهر و وحدت آنها، اساس و اسکلت تصویر ذهنی از شهر را به وجود می آورد. وی تشریح فضایی- کالبدی محیط شهری برای هر هدفی را مستلزم اطلاع از الگوی ساختاری آن می داند و ترکیب عناصر شهری را در شبکه بهم پیوسته و متصل از عناصر مختلف تفهیم می کند (حمیدی، ۱۳۷۶: ۴۹).
همچنین وی که بارگیری عناصر اساسی را در سیمای شهر را از اقدامات اساسی طراحی شهری دانسته و آن را متشکل از راه، لبه، گره و نشانه می داندو با ایجاد یک نظام کلی از عناصر فوق سعی می کند تصویری یکپارچه از قلمرو کلی شهر ارائه نماید.
از نظر لینچ شهر خوب شهری است که تداوم فرهنگی را ارتقا بخشیده و بر حس ارتباط در زمان و فضا
بیفزاید و زمینه رشد فردی را فراهم و یا آن را تشدید کند، یعنی توسعه ضمن تداوم به صورت باز و با برقراری ارتباط (لینچ، ۱۳۷۶: ۱۵۰).

 

 

۲-۷-۱۰ ابنزر هاوارد

 

 

هاوارد در قرن نوزدهم طرح شهری را ارائه داد که در مساحتی معادل ۴۰۰ هکتار جمعیت ۳۲ هزار نفری را اسکان می داد. شهر با کمربند ۲۰۰ هکتاری از حومه جدا می شد.
هاوارد به دنبال کارکرد جدید شهرو روستا و ایجاد هماهنگی اجتماعی- انسانی با طبیعت بود. مالکیت و ارزش زمین و زاغه های شهر مورد توجه او بود.
هاوارد از اندیشه های آرمان گرایان، رادیکال ها، ملی گرایان و اصلاح گرایان بهره بسیار برد.
وی زمانی نظریه خود را مطرح کرد که لندن با رشد سریع و مهاجرت شدید روستایی، ازدحام، زاغه های ناسالم و کاهش سطح زندگی سالم مواجه بود (زیاری، ۱۳۷۸: ۲۱).




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:01:00 ب.ظ ]




۲-۸-۱ الگوی افقی

 

 

توسعه و گسترش شهر با اشغال سطح زمین و فضای بیشتر انجام می گیرد. مشکلات شهری همانند تراکم ترافیک، آلودگی هوا، آلودگی صوتی، اتلاف وقت و … با گسترش پهندشتی شهر کاهش می یابد.
زمین مناسب برای کاربریهای متنوع به وفور یافت می شود. فقر یا اختلاف طبقاتی مانع دسترسی زمین و هوای آزاد نیست. همه افراد جامعه از آزادی و حق انتخاب برای دستیابی به مساکن مورد علاقه خود برخوردارند. استرتون از تخصیص اراضی برای افراد دار و ندار در شهرهای استرالیا سخن می گوید که با الگوی توسعه افقی شهر میسر شده است. طبیعت گرایی و اعتقاد به عدالت اجتماعی در این الگو مشهود است. شهر لس آنجلس آمریکا و شهر پهن دشتیبرودایکر نمونه ای از شهر با الگوی توسعه افقی است.

 

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

۲-۸-۲ الگوی گسترش عمودی

 

 

فلسفه وجودی شهر، تقابل با طبیعت است. مسالمت آمیز نبودن همزیستی شهر و طبیعت، صدمات سنگینی بر طبیعت و محیط زیست وارد کرده است و تخریب اراضی کشاورزی، بالا بودن سطح اشغال جاده و افزایش سرانه کاربریها و … از نتایج توسعه افقی شهر است. می توان با کاهش گسترده های شهری، آلودگی هوای ناشی از تردد اتومبیل در یک پهنه وسیع را کاهش داد.
حفاظت از محیط زیست و دستیابی به توسعه پایدار در محیط های شهری تنها با شهر محدود شده میسر است. با افزایش تراکم ساختمانی و ترافیک فعالیتها و تغییر در فرم ساخت شهر می توان از توسعه بی رویه افقی شهر جلوگیری کرد. شهر متراکم نیویورک در این دسته جای می گیرد.

 

 

۲-۸-۳ الگوی گسترش منفصل

 

 

به لحاظ ماهیت هسته ای و تمرکز گرایی شهرها برای واگذاری مسکن به اقشار مختلف اجتماعی و نیز حل مشکلات ازدحام در مادر شهرها، مراکز شهرنشینی متعددی می توان در پیرامون مادر شهر تدارک دید. با تمرکز زدایی از مادر شهر، خدمات رسانی و مدیریت شهری تسهیل می شود. نو شهرهای انگلیس با چنین الگویی بر پا شده اند.

 

 

۲-۹ فضای عمومی:

 

 

فضاهای عمومی یک شهر در واقع صحنه هایی به شمار می روند که زندگی شهروندان با بازیگری خود آنها به تصویر کشیده شده می شود. در واقع سخن در این است که چنین فضاهایی محل حضور و برخورد و تعامل شهروندان با یکدیگر به شمار می روند (پورجعفر و همکاران، ۱۳۸۸: ۷۱).
در واقع فضاهایی هستند که امکان مناسبات اجتماعی، مراودات شهروندی، برخوردها و تعاملات اجتماعی را فراهم می کند. فضاهایی که شهروندان را در کنار هم قرار می دهد و شرایطی را برای رابطه های با واسطه و بی واسطه برای ساکنین یک شهر فراهم می نماید. در واقع می توان گفت چنین فضاهاییازاهمیت زیادی برخوردار هستند که آن هم بیشتر به خاطر کمک به شکل گیری تعاملات اجتماعی و ایجاد بستر مشترکی برای فعالیت های کارکردی و مراسم پیوند دهنده افراد اجتماع است.
از جمله فضاهای عمومی که در ارتباط دائم با آن هستیم فضاهای شهری می باشند که خود نیز زیر مجموعه ای از فضاهای باز هستند.

 

 

۲-۱۰ مفهوم فضای شهری:

 

 

فضای شهری یکی از عناصر ساخت فضای شهری است که همراه با تاریخ یک ملت در ادوار مختلف به وجود می آید، شکل می گیرد و دگرگون می شود. این عناصر که فعالیت های مختلف فرهنگی، اجتماعی؛ اقتصادی یا سیاسی همواره در آن جریان داشته، همیشه با قلب تاریخ شهر می تپیده و سرگذشت شهر را رقم می زده است. (قاسم زاده، ۱۳۹۰: ۴۴). راب کریر نظر خود را درباره فضای شهری اینگونه بیان می کند “اگربخواهیم فضای شهری را بدون تحمیل معیارهای زیبا شناختی روشن کنیم ناگریزیم فضاهای بین ساختمان ها را در شهرها و سار مکان ها فضای شهری قلمداد کنیم”. (کریر,۱۳۸۶: ۱۵). فضای شهری تنها یک مفهوم کالبدی نیست، بلکه اندر کنش تعاملات شهروندی و فعالیت های شهری را نیز در برمیگیرد. یعنی کالبدی از شهر را مجسم می کند که مکان برقراری فعالیت های شهری یا عرصه بروز تمایلات اجتماعی است. تیبالدز فضای شهری را بخشی از بافت شهری می داند که عموم مردم به آن دسترسی فیزیکی و بصری دارند. (پورجعفر و همکاران، ۱۳۸۸: ۳۲). در واقع فضاهای شهری بخشی از فضاهای باز و عمومی شهرها هستند که به نوعی تبلور ماهیت زندگی جمعی می باشند. یعنی جایی که شهروندان در آن حضور دارند.
در این فضا فرصت آن وجود دارد که برخی از مرزهای اجتماعی شکسته شوند و برخوردهای از پیش تدوین نیافته به وقوع بپیوندند و افراد در یک محیط اجتماعی جدید با هم اختلاط یابند. بنابراین شرط اساسی برای اینکه فضای عمومی ، فضای شهری تلقی شود این است که آن تعامل و تقابل اجتماعی صورت گیرد. در واقع فضای شهری به مثابه بستری برای ارتقاء کیفیت امکانات و عناصر شهری تلقی می شود. (قاسم زاده، ۱۳۹۰: ۴۴).

 

 

۲-۱۱ مفاهیم فضای شهری ، مکان شهری

 

 

در اینجا، تعریفی متفاوت از فضای شهری، به عنوان فرضیه اصلی مقاله ارائه میشود: “فضای شهری، مکان تعامل و گفت و گوی نیروهای مختلف و تاثیر گذار بر روند تحولات شهری است”. شرط ابتدایی برای اطلاق عنوان فضای شهری، برخوردار بودن از بستری است که در آن نیروهای گوناگون با یکدیگر تعامل داشته باشند. از آنجا که چنین گفت و گوها و مفاهمه ها در طی تاریخ بیشتر در خیابان و میدان ها رخ داده برخی اعتقاد بر آن است که تنها باید خیابان و میدان را اجزای اصلی فضای شهری به حساب آورد. (سلطانی و نامداریان،۱۳۸۹: ۱۲۷)
پس فضای شهری فضایی است که در آن نیروهای موثر بر روند تحولات شهری به گونه ای قرار گرفته است که فرصت را برای انتخاب عموم فراهم کند و ضمن اینکه هریک از نیروهای بیان شده در این فضا خود را آشکار می کند، به بازآشنایی دیگری هم می پردازد و در نهایت به فهم مشترک نائل می شود. از این تعریف این گونه بر می آید که هر یک از نیروهای موثر بر تحولات شهری خویشتن خویش را درقالب گفت و گو با دیگر نیروها می جوید و مفهوم می یابد. این، با تعریف ماهوی شهرتناسب دارد (محمدی ماکرانی، ۱۳۸۶).
وجود هریک از این نیروها به تنهایی، نه تنها فضای شهری مناسبی را تعریف نخواهد کرد بلکه خود این نیرو نیز به درستی تعریف نخواهد شد و هویت آن آشکارنمی شود. برای بررسی ماهیت هریک از نیروها، لازم است نخست فضاهای شهری آن شهر خاص مورد مداقه قرار گیرد. از اینجا، ارتباط متقابل نیروها و نیزاز هر کدام به دیگری به خوبی مشخص می شود.
چیزی که در حکمت متعالیه آن را، وحدت تشکیکی وجود یا وحدت در عین کثرت در عین وحدت می گویند. هر نیرو در جهت آشکارساختن هویت خود به دیگری نیازمند است و به آن نیز کمک میکند.
باختین معتقد است که انسان در رابطه با غیر معنا می یابد و انسان از دریچه چشم دیگری به خود نگاه می کند. بروسکوئن نیز “رابطه گفت و گویی” را مهم ترین نوع روابط انسانی در اجتماع می داند. شاید صحیح تر آن باشد که ارتباط نیروها، یک ارتباط پایدار شناختی فرض شود، به این مفهوم که نیروی اجتماعی به معنای صرف وجود ندارد. بلکه این نیرو نسبی بوده و در قیاس با دیگر نیروها مفهوم می یابد. فضای شهری این فرصت را فراهم می سازد که نیروها باز آشنایی همدیگر بپردازند و گرنه یک نیرو به صورت مجرد نمی تواند به ابزار شخصیت خود بپردازد، زمانی که دیگر نیروهایی که در تحولات شهری موثر هستند وجود نداشته باشد. پس اگر یک مکان، تنها یکی از نیروها وجود داشته باشد زمینه برای شکل گیری فضای شهری مناسب نخواهد بود. یعنی فضای شهری پدیدارشناسی نیروهای موثر برتحولات شهری است.
از مزایای نگاه پدیدار شناختی به فضای شهری این خواهد بود که از تفکیک و جداسازی حوزه های مختلف که سبب کاهش کیفیت فضای شهری می شود جلوگیری می کند و دیگر اینکه به اختلاط حداقلی کاربری های گوناگون خواهد پرداخت (سلطانی و دیگران، ۱۳۸۹: ۱۲۷).

 

 

۲-۱۲ مکان شهری و تفاوت آن با فضای شهری

 

 

درحالی که فضا را باز و انتزاعی می بینیم، مکان بخشی از فضاست که به وسیله شخص یا چیزی اشغال شده است و واجد بار معنایی و ارزشی است (مدنی پور، ۱۳۸۴: ۳۲). مکان مرکز ” ارزش محسوس” است، همراه با امنیت و پایداری که در آن نیازهای زیست شناختی برآورده می شود.
هویت یک مکان آمیزه ای خاص است از روابط اجتماعی و بدین علت، همواره “بدون ثبات، مجادله ای وچند گانه” می شود (همان،۳۳). به عبارتی دیگر و چنانکه تاکنون در میان طراحان شهری مرسوم بوده است، مکان تکامل یافته فضا است. یک فضای خام، تبدیل به مکانی سرشار از معنا و اشاره می شود و با منطقی حسی و معین، مکان به عنوان یک جزو کوچکتری می شود که با مداخله انسانی تغییر کرده و مفهومی خاص یافته است. رسالت معماری وشهرسازی را می توان در این موضوع دانست که فضای خام را به مکان تبدیل کنند که به مفهوم بالفعل سازی محتوای بالقوه محیط می باشد چنانکه پیش تر گفته شد، فضای شهری را میتوان مکانی دانست که نیروهای گوناگون در آن به گفت و گو می پردازند. بنابراین، ممکن است حوزه ای شامل تعریف مکان باشد ولی فضای شهری را پوشش ندهد و برعکس.
اگر حوزه ای بخواهد فضای شهری باشد هم باید مکان باشد و هم محل گفت و گو و تعامل نیروها. بسیاری از فضاهای کنونی شهرها حتی مکان شهری نشده اند و هنوز فاصله زیادی تا فضای شهری دارند (سلطانی و دیگران، ۱۳۸۹: ۱۲۸)

 

 

۲-۱۲-۱ نمونه های موردی

 

 

یکی از نمونه های خوب فضای شهری، در شهرهای تاریخی ایران، بازار است. بازار به عنوان صحنه ی حضور نیروهای گوناگون، می تواند یک فضای شهر کامل محسوب شود. حجره، و تیمچه و راسته محل حضور نیروی اقتصادی بوده واز سوی دیگر، با حضور عناصری همچون گرمابه، مسجد و مدرسه، بستر برای حضور نیروهای اجتماعی فراهم بوده است. به واسطه ی حضور قوی دولت به عنوان صاحب سرمایه و ناظر بر تنسیق امور، نیروی سیاسی نیز در این مکان حضور داشته است. شهروندان زیادی نیز به این فضا رفت و آمد داشته و به نوعی، محل دیدار برنامه ریزی نشده بوده است و همه این عوامل به شکل گیری یک هویت قوی کمک می نموده است. راسته های بازار تا اندازه ای نقش معبر را برای دسترسی های همجوار داشته است. به همین دلیل، می توان بازار را نمونه ای موفق از فضای شهری دانست. بنابراین، برخی از معیارهای ذکر شده برای تعریف فضای شهری همچون باز بودن و مسقف نبودن و محصوریت فضایی قابل بازنگری است. آرامگاه حافظیه به عنوان یک مکان تاریخی هویت ساز و فرح بخش در سطح کشور و چه بسا جهان شناخته شده است. حافظیه بیشتر به یک مکان شهری می ماند نه فضای شهری؛ از آن رو مکان شهری است که ایجاد تصویر ذهنی قوی می کند، بخشی از هویت شهروندان است، در آن حضور پیدا می کنند و دمی را با آن حضرت می آسایند. ولی همان طور که ذکر شد، محل گفت و گوی نیروها نیست و بر این اساس، شرط فضای شهری را ندارد. از این گونه است یک پارک شهری یا بقعه متبرکه حضرت شاه چراغ(ع) در شیراز که همه مکانهای شهری مهم هستند ولی لزوما فضای شهری نیستند. اگر بقعه متبرکه شاهچراغ بخواهد به فضای شهری تبدیل گردد باید با حفظ مقیاس، این مکان مهم شهری را به گونه ای به مکان های دیگر شهری اتصال داد که فرصت حضور و تعامل نیروهای گوناگون تاثیرگذار بر تحولات شهری فراهم شود.
از طرفی دیگر، میدان نقش جهان الگوی خوبی از فضای شهری است. در این میدان، شاهد گفت و گوی نیروهای موثر بر روند تحولات شهری با همدیگر به زیباترین شکل هستیم که در کمال احترام به یکدیگر و بودن سعی در غلبه برهم همزیستی دارند. از یک طرف بازارقیصریه به عنوان نیروی اقتصادی شمال میدان را در اختیار گرفته است. در سمت غرب کاخ عالی پو به عنوان نماینده حاکمیت و نیروی سیاسی، در سمت جنوب و شرق میدان مسجد امام و مسجد شیخ لطف الله به عنوان لایه های گوناگون اجتماعی گرد هم نشسته اند (همان، ۱۲۸).

 

 

۲-۱۳ مطلوبیت و کیفیت فضای شهری:

 

 

کیفیت واژه ای است که در تمامی رشته های هنری و علمی و صنعتی به کار به شکل شهودی(درون ذهنی ) درک و به صورت مستمر در چارچوب گفتمان حوزه های مزبور به کار برده می شود. کیفیت در حالت عادی به معنای کاملا واضح برای وصف درجه کمال اشیا و پدیده ها بکار برده می شود و با این حال تعیین نمودن این که چه چیز ها و چه خصوصیاتی واقعاً درجه کمال شی هستند امری دشوار است. فرهنگ انگلیسی آکسفورد در ذیل واژه”کیفیت” چهار معنا به ترتیب زیر ارائه م کند:
درجه خوبی و ارزش چیزها
خوبی و کمال به مفهوم تمام
صفات و خصوصیات
جنبه ویژه و علایمممیز ه(گلکار، ۱۳۸۰).
کیفیت به آن ویژگی مشخصه یک چیز یا پدیده اطلاق می شودکه تأثیر عاطفی و عقلانی خاصی بر انسان می گذارد. منظور از کیفیت از طرفی خاصیت ها و ویژگی های اصلی یک چیز است. از طرف دیگر کیفیت کلیت و سیستمی از جز کیفیت هایی است که آن چیز را به وجود آوردهاند. به همین خاطر می توان یکبار با دیدگاهی کلی نگرانه ویژگی های اساسی و ماهوی یک چیز را بررسی نمود یا می توان بار دیگر از دیدگاهی جزئی نگرانه تک کیفیت ها را بررسی نمود. (شمسی، ۱۳۸۶: ۵۴). در گذشته فضاهای شهری نقش بسیار مهمی در زندگی فردی و اجتماعی مردم داشتند و بسیاری ازفعالیت های گروهی و اجتماعی مردم در کالبد این فضاهای شهری جریان می یافت و همین امر باعث ارتباط پیوسته ساکنان هر محله می شد. اما امروزه دگرگونی های عظیمی که در ساختار و نهادهای اجتماعی شهرها صورت گرفته و همچنین جهت گیری نظام سرمایه گذاری بر ساخت فضاهای شهری باعث تضعیف احساس تعلق مردم به محله ها و فضاهای شهری شده است. این موضوع باعث شده که مردم در حفاظت این فضاها تلاش نکنندو شهر خود را خانه ی خود ندانند. همچنین این امر باعث بروز تاثیر منفی و کاهش محیط بر زندگی شهروندان شده است. (کرمی و همکاران، ۱۳۸۵). می توان گفت شهروندان و فضاهای شهری همواره در ارتباط مداوم با یکدیگر بوده اند، در واقع همان گونه که فضاهای شهری متاثر از شهروندان و فعالیت های آن هاست، فضاها نیز می توانند بر روی مردم، رفتار آن ها، احساسات، روابط و تعاملات آ ن ها اثرگذار باشند. امروزه نیز فضاهای شهری نقش مهمی بر فعالیت شهروندان دارند، هرچند که ماشینی شدن و رشد سریع شهرنشینی باعث کم توجهی به این فضاها شده است. در نتیجه بی توجهی به این فضاها به تدریج برکیفیت محیط اثر گذاشته و همچنین می تواند روابط شهروندان و حتی حضورشان در اینگونه فضاها را تحت تاثیر قرار دهد. یک فضای شهری متناسب با نیازهای زمانی و مکانی افراد جامعه، خصلت مطلوب یا نامطلوب پیدا کند. بسته به میزان هم خوانی یا ناهم نوایی کارکردی با اهداف مورد نظر انتظار مقیاس و حجم روابط، تطابق وتناسب با نیازهای روزمره گروه های اجتماعی و هم خوانی با کلیت ساختار شهر، فضای شهری میتواند از وجوه برجسته تری از نظام مطلوب بهره بگیرد(پورجعفر و همکاران، ۱۳۸۸: ۷۵).
فضاها و مکان های زندگی شهری به رغم هدف مشترک شان در تامین برخی نیازهای انسانی مانند هر مصنوع دیگر بشری تاثیرات متفاوتی بر روان و احساس آدمی به عنوان طبیعی ترین و فطری ترین معیار سنجش انسانی بر جای می گذارند. انسان به هنگام حرکت و تردد در برخی از مکانها و فضاهای شهری از حضور در آنها احساس آرامش و راحتی می کند. و در مقابل در برخی فضاهای دیگر دچار تشویش و اضطراب می گردد. بدون شک با هر دیدگاه و منظری که به محیط ها و فضاهای شهری بنگریم برخی فضاها محیطی خلاق، سرشار از تنوع واجد معنی بوده و با تقویت و ارتباط انسان با محیط، محیط زیستی مطلوب به وجود می آورند در حالی که بعضی فضاهای دیگر فاقد این قابلیت ها بوده و قادر نیستند ارتباط مناسبی با مردم و استفاده کنندگان خود برقرار سازند. در واقع کیفیت محیط شهری در توجه توام به جنبه های کیفی و کمی عناصر شهری و اجزای تشکیل دهنده آنها نهفته است.( خادمی و دیگران، ۱۳۸۹: ۵۸).




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:01:00 ب.ظ ]




پیچیدگی مفهوم فضا، همانند سایر علوم متافیزیکی، باعث شده است تا برخی ازمتفکران در برابر شکارمفهومی آن عاجز بمانند. برای مثال کیت و پایل اظهار میدارند “به ندرت روشن است که فضا، واقعی، پنداری، نمادین، استعاری یا چیز دیگر است” و یا آندرو سایر، جامعه شناس شهری رئالیست به اسرارآمیز بودن فضا با وجود آشنا بودن آن اشاره می کند. به هر حال، به رغم پیچیدگی، تلاش برای دستیابی به فضای مفهومی آن کماکان و بی وقفه از زمانیکه بشرفکرت آموخت و پیرامون مفهوم متافیزیکی و انتزاعی به تأمل و تفکر پرداخت، با توجه به فراز و نشیبهایی و با توجه به تأثیر و تأثرمتقابل بین حوزه های مختلف فکری، از جمله تبادل بین فلسفه و علم ، و به ویژه علم فیزیک، و سایر عوامل و تعیینات بیرونی ادامه داشته است.(افروغ، ۱۳۷۷: ۱).
در علم فضا، فضا فی نفسه متغیر مستقلی است که می تواند نقش و تأثیر عمده ای در نگرشها، رفتارها و فرآیندهای اجتماعی داشته باشد.برخورد جوهری با فضا به مثابه آن است که فضا، محتوایی تعیین کننده داشته و می تواند مستقلاً علت پیدایی حوادث خاص باشد. فضا، شیئی مستقل و برخوردار از نیروی علی است. سنتاجغرافی دانهای انسانی که نقش فضا را در تبیین پدیده های فرهنگی- اجتماعی و روانی مهم دانسته اند، سعی کرده اند تا جوامع مختلف را براساس ماهیت و مقولات فضایی آنها تحلیل کنند و دنیای اجتماعی را از زاویه تمایزات فضایی آنها دیده و تبیین نمایند. تلاش جغرافیدانان به تعبیر ورلن، تحلیل و علت یابی مکانی وجوه غیر مادی روانشناختی و فرهنگی- اجتماعی در دنیای فیزیکی است.
بسیاری از طرفداران این نحله سعی می کنند از مقولات فضایی مثل فاصله، طول، عرض، ارتفاع و… مقولات مورد استفاده درتوصیف موقعیت ها و حرکات اشیای مادی، کما بیش و متأثر از رویکرد هندسی، مکانیکی خود برای توصیف و تبیین سایر پدیده های غیرمادی استفاده کنند. البته به کارگیری این مقولات اختصاص به جغرافیدانان نداشته است، بلکه شماری از جامعه شناسان از جمله جورج زیمل نیز به گونه ای از این مقولات برای نظریه پردازیهای خود و تبیین رفتارهای اجتماعی بهره جسته است،هرچند استفاده از این مقولات دلیلی برای فضاگرایی آنان نیست.
در این بین، گرایشی قابل تامل وجود دارد که تمام کسانی که به نحوی شرایط جغرافیایی یا عوامل فیزیک یا مادی را در تبیین پدیدههای روانی و فرهنگی- اجتماعی عمده می کنند در مقوله فضاگرایی جای گیرند. برپایه این گرایش، تمام جبرگراییهای زیستی، جغرافیایی، جنسی و نژادی و کم وبیش تبیینات زیست شناسی اجتماعی، محکوم به علت گرایی فضایی اند. (همان، ۹).
ناکارآمدی فضا گرایی در دهه ۶۰ در اثر عواملی از قبیل پیشرفت فیزیک نوین، ظهور، فرهنگهای متفاوت در شرایط جغرافیایی یکسان، اهمیت عوامل انسانی و تسلط روز افزون انسان بر طبیعت که در کل باهرگونه فضا گرایی و تحلیل تک عاملی جبر گرایانه چالش داشت، واکنشهایی برانگیخت. یک طرف طیف این واکنش را مارکسیست ها تشکیل می دادندکه به طور کامل قضا را نفی کردند. به نظر آنان، تمامی روابط و فرآیندهای فضایی در واقع روابط اجتماعیند که شکل فضایی پیدا کرده اند. فضا از طریق روابط اجتماعی و رفتارهای اجتماعی مادی ساخته می شوند. در این بین، جغرافیدانان صرفا نقشه برادران علوم اجتماعیند که آثار فرآیندهایی که در رشته های دیگر از جمله جامعه شناسی، اقتصاد و غیره، تحلیل می شوند نقشه برداری می کنند. آنچه جغرافیدانان ترسیم می کنند، یعنی شکل فضایی روابط اجتماعی جالب است، اما فاقد هرگونه اثر مادی است. (همان،۱۰).
لوفور فضا را نه یک موجود ذهنی و نه یک موجود عینی می داند، بلکه از دید وی، فضا یک واقعیت اجتماعی است و به تعبیر خود وی، مجموعه ای از روابط و اشکال اجتماعی است. فضا یک محصول تولیدی است، اما برخلاف سایر محصول های ساده، شامل اشیای تولید شده و روابط متقابل بین آنها نیز می باشد. او براین باور است که هر شیوه ی تولیدی، فضای خود را دارا است. از دید لوفور فضای فیزیکی(طبیعی) در حال محو شدن بوده و هر جامعه ای و طبعا هرشیوه ی تولیدی فضای خود را به وجود می آورد. (همان،۱۷).

 

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

 

۲-۱۶-۱ دیدگاه فضایی جورج زیمل:

 

 

جورج زیمل در مقایسه باسایر پیشگامان جامعه شناسی بیشترین استفاده را ازمقولات فضایی را به خود اختصاص داده است. قصد زیمل ساخته و پرداخته کردن ” هندسه زندگی اجتماعی” بوده است.
زیمل جامعه را کنش متقابل بینافراد تعریف می کند و وظیفه علم را توصیف صورتهایی می داند که کنشهای مختلف به خود می گیرد. صرف نظر از اهمیت اعداد که در جامعه شناسی صوری وی عمدتا استعاره ای ریاضی است و در نظریه پردازیهای وی نقش اساسی دارد، استفاده از استعاره های هندسی و مقولات فضایی از جمله فاصله و تأثیر ش بر روابط اجتماعی، او را درقلمرو معدود جامعه شناسانی قرار می دهد که در نظریه پردازیهای خود به فضا توجه داشته است. در اندیشه وی سه وجه اساسی ابعاد فضایی جهان فیزیکی که می تواند در نظریه پردازی های سطح خود موثر باشد به عبارت زیر است:
منحصر به فرد بودن فضای جغرافیایی؛
تحرک یا بی تحرکی اشیا و مصنوعات موجود در این فضا؛
نزدیکی یا فاصله عاملان از یکدیگر واز اشیا ساکن و بی تحرک؛
منحصر به فرد بودن فضا از دید زیمل بدان معناست که اگر یک شی را تنها از یک زاویه استقرار فضایی لحاظ کنیم، همیشه منحصر به فرد خواهد بود. به توصیفی دیگر در هر زمان خاص، یک شی تنها می تواند یک موضع خاص را اشغال کند. حتی اگر ازهر حیث شبیه یکدیگر باشند، تنها بدین لحاظ که فضای متفاوتی اشغال کرده اند، از یکدیگر متمایز خواهند بود.
موقعیت تعریف شده فضایی اشیا مادی بی تحرک نیز محور اجتماعی با اهمیتی برای تعاملات انسانی است. این موقعیت مشخص و تعریف شده می تواند یک ساختمان و یا یک روستا و یا یک شهر خاص باشد. نقاط ثابت در جهان فیزیکی، محوری عمده برای روابط اجتماعی عاملان بوده و در واقع زمینه ای اجتماعی برای تمام عاملانی است که به نحوی این اشیای ساکن و موقعیت های تعریف شده فضایی را در کنشهای روزمره خود ادغام کرده اند.
مقوله سوم زیمل، ریشه در مقوله مواضع منحصر به فرد اشیا در جهان فیزیکی دارد. به دلیل آنکه اشیا و اجسام عاملان، همزمان نمی توانند موضع مشابهی اشغال کنند، همواره فاصله ای بین آنها وجود دارد که می توان با توجه به یک معیار واحد سنجش فضایی آنها را نزدیک یا دور دانست. کانون توجه زیمل، فاصله بین عاملان بویژه تغییراتی است که به دلیل فاصله اجتماعی بین عاملان در روابط اجتماعی ایجاد می شود. (همان، ۳۳-۳۵).

 

 

۲-۱۶-۲ دیدگاه فضایی امیل دورکیم:

 

 

دورکیم برخلاف فلسفه متعارف، معتقد است که مفاهیم عمده تفکر انسانی، زمان، فضا، علیّت و غیره به نحوی ریشه در جامعه دارد. ازسوی دیگر تحلیلی که وی از دین ارائه می کند، در نهایت آنها را با ماهیت روابط اجتماعی پیوند می زند. به تعبیر دورکیم کارکرد اصلی دین تنظیم نیازها و کنشهای انسانی از طریق اعتقاد به امر مقدس و اتصال افراد از طریق آیینها و مناسک جمعی به گروه است. چون عقاید مذهبی درونی شده اند، و به نوبه خود نیاز تعلق به آیینها و شرکت در مناسک گوناگون را ایجاد می کند. با شرکت افراد در این مناسک، عقاید مذهبی درونی شده، و استحکام می یابند و بدین ترتیب وظیفه تنظیم و اتصال افراد به اوامر و نواحی گروه تقویت می شود.
به نظر وی، دینتنها یکسری احساس و رفتار نیست، حتی مهمترین مقولات تفکر، شامل تفکر در مورد زمان و مکان نیز دنیای دین شکل گرفته است. مفهوم زمان نیز ابتدا از شمردن فاصله بین مراسم دینی نشات گرفته است. اما جدا از تقلیل گرایی جامعه ای و تحلیل مقولات ذهنی و دینی به جامعه، در اندیشه دورکیم هرچند اشیای مادی و آرایش فضایی این اشیا برخوردار از هیچ نیروی اساسی نیستند اما تا حدی سرعت و جهت تحولات اجتماعی بستگی به آنها دارد.(همان،۳۷).

 

 

۲-۱۶-۳ دیدگاه فضایی موریس هالبواکس:

 

 

موریس هالبواکس با تأسی به دور کیم به تحلیل رابطه فرد و جامعه می پردازد. مطابق نظریه وی حافظه و ارزشیابی عاملان همواره تابع شرایط اجتماعی است. به تعبیر وی، افراد در کنشهای خود همواره به حافظه جمعی توجه داشته و به سوی آن جهت گیری می کنند و طبعا توسط آن تعیین می یابند. وی حافظه جمعی را برحسب تمایزات و ابعاد فضایی و زمانی آن تحلیل می کند.هالبواکس محیط مادی یک واحد جغرافیایی را که در آن حافظه جمعی حفظ می شود جزیی از جامعه می داند که بیانگر شیوه زندگی مشترک افراد است. اگر چه عناصر محیط مادی برخوردار از تواناییها و ظرفیتهای عاملان نیستند، اما ما آنها را درک می کنیم، چون حاوی معنایی هستند که به راحتی فهم می شوند، همچنین توسط گروهی شکل گرفته اند که ما عضوی از آن هستیم: “مکان و گروه، هرکدام نشان از دیگری دارند”. در این رابطه متقابل، حافظه های جمعی به محیط های فیزیکی کنش انتقال می یابد. به زعم هالبواکس، دوشادوش دگرگونی جهان اجتماعی جهان اجتماعی، معنای نمادین محیط مادی آن نیز تغییرمی کند. و همراه با تغییر محیط مادی، گروه نیز دگرگون می شود.
در این بین، معنای محتوای نمادین مصنوعات مادینامتحرک برای تضمین و تأمین جهتگیریهای اجتماعی، آشکار می شود. در اندیشه هالبواکس، محتوای نمادین تنظیمات فضایی و بی تحرکی فضایی آن به رغم تغییرات اجتماعی بیانگر تداوم، و هم انتقال دهنده حافظه جمعی از نسلی به نسل دیگر است(همان،۳۸).

 

 

۲-۱۶-۴ دیدگاه فضایی ویلفردوپارتو:

 

 

پارتو الگوهای فضایی را در آرایش اشیا و مصنوعات مادی و در رابطه با نحوه کنش تحلیل می کرد. در بحث کنشهای منطقی، تلویحاً به اهمیت تمایزات فضایی وجوه فیزیکی موقعیتهای کنش توجه داشت. در نظریه وی، کنش منطقی تناسبی با شرایط عینی موقعیت کنش دارد، هرچند رابطه بین کنش و شرایط عینی در نظریه وی روشن نیست. در اندیشه وی اهمیت عناصر فضایی در پیوند با روابط عاطفی نسبت به مکتبهای مختلف مورد بحث قرار می گیرد.
پارتو عوامل تعیین کننده کنشهای غیر منطقی را بازمانده ها می نامد. این عوامل، از مشاهده و استدلال صحیح به دست نمی آید، بلکه ریشه در بعد عاطفی افراد دارند. پارتو یکی از انواع بازمانده ها را بقای پیوند مردم با مکانها” می نامد. وی بر این عقیده است اهمیت رابطه عاطفی با مکانها ریشه در پیوند و رابطه با خانواده و اجتماع دارد. در اندیشه پارتو الگوهای موجود درآرایش فضایی اشیا و مصنوعات مادی، محشون از نمادهایی است که از محتوای روابط عاطفی روابط اجتماعی به آنها منتقل شده است. دنیای فیزیکی به لحاظ نمادین توسط دنیای اجتماعی شکل میگیرد و دنیای فیزیکی نمادین نیز به نوبه خود کنشهای اجتماعی را شکل و سازمان می دهد. ریمونآرون، پیوند و رابطه افراد با یکدیگر و مکانهای خاص را در اندیشه پارتو جزو بازمانده هایی می داند که هدف آنها بقای مجموعه ها- حفظ تدابیر موجود، پذیرش قطعی فرامین و امتناع از تغییر- می باشد. (همان، ۴۰).

 

 

۲-۱۶-۵ دیدگاه فضایی ماکس وبر:

 

 

مارکس وبر، جهان فیزیکی را فی نفسه فاقد معنا می داند، اما معتقد است که جهان فیزیکی می تواند نقشی به مثابه شرایط و یا پیامدهایی داشته باشد که کنش عقلانی و هدف دار به آن توجه داشته و به سوی آن جهتگیری کند. جهان فیزیکی در رابطه با فعالیتهای هدف دار ومعنادار می تواند یا نقشی در پیشبرد اهداف عاملان ایفا کند ویا محدودکننده آن باشد.
از دید وی، جهان مصنوعات فیزیکی و مادی ازاهمیت زیادی برای اشکال مختلفی از روابط اجتماعی و تقسیم کار برخوردار است. هرچه انسان به طور مستمرو پایدار درمعرض محیطی از مصنوعات مادی، (برای مثال زندگی شهری)، قرار گیرد، فعالیتهای او بیشتر تخصصی می شود. وبربه تعبیر ورلن، از سه زاویه مصنوعات را مهم می داند. ۱) این مصنوعات درچارچوب فرایند و سیرتکاملی عقلانیت در جهان غرب با اهمیتند؛ ۲) عامل محدود کننده ای برای نفوذ و اقتدار فرهمندیند؛ ۳) محیط بر کنشهای متمایز فردیند.

 

 

۲-۱۶-۶ دیدگاه فضایی پیتریمسوروکین:

 

 

سوروکین به منظور ارائه الگوی فضایی برای جهان اجتماعی متکی برجهان فیزیکی-هندسی تلاشهایی از خود نشان داد. پدیده های اجتماعی- فرهنگی، همیشه جایی نمود پیدا می کنند، این پدیده ها همواره موقعیتی را در زمینه اجتماعی اشغال می کنند و از این زاویه با سایر پدیده ها مرتبط می شوند. بنابراین، گونه ای از برداشت فضایی برای توصیف و ساختمند کردن پدیده های اجتماعی- فرهنگی الزامی است. با وصف براین، پدیده های اجتماعی- فرهنگی به مثابه معانی محض، ماهیتا مادی نبوده و از طول، اندازه یا حجم برخوردار نیستند. بنابراین صحیح نیست آنها را جزء جهان فیزیکی به حساب آوریم. “معانی محض، کاملا خارج از هرگونه فضای جغرافیایی قرار دارند، چه این فضا، فضای سه بعدی مکانیکی کلاسیک باشد، چه فضای لوباچوسکیوریمن و چه هرگونه فضای مکانیکی، هندسی وتوپو لوژی دیگر”. (همان، ۴۱).

 

 

۲-۱۶-۷ دیدگاه فضایی تالکوتپارسونز:

 

 

کونا معتقد است که فضا در مراحل مختلف توسعه نظریه کنش از دید پارسونز، معانی متفاوتی داشته است. پارسونز در کتاب ساختار کنش اجتماعی، اهمیت مقولات اقلیدسی- مکانیکی را برای الگوی صوری کنش و در کتاب نظام اجتماعی، اهمیت به فضا به معنای اراضی آن را در تحولات مربوط به هستی جامعه بررسی می کند. در ساختار کنش اجتماعی، پارسونز در ابعاد گوناگون فضایی موجود در مفهوم مکانیکی- اقلیدسی فضا را نسبت به نظریه کنش، نامربوط می داند. “به همان معنا که پدیده های کنش ذاتاًزمانیند، فضایی نیستند”. با هرکنشی یک دوره زمانی وجود دارد که دامنه آن از طراحی هدف تا انتخاب وسیله کنش مربوط وسعت دارد. در این سطح انتزاعی ، نه مفهوم فضایی مکانیکی- اقلیدسی و نه بعد فضایی جهان فیزیکی، هیچکدام در نمایش صوری مراحل مختلف این دوره زمانی، نقشی ندارند. بدین ترتیب، درک ساختار صوری کنشهای اجتماعی، ربطی به نمایش فضایی جهان فیزیکی ندارند.(همان، ۴۲).

 

 

۲-۱۶-۸ دیدگاه فضایی شوتز و لاکمن:

 

 

از دید شوتز، تجارب جسمانی وفیزیکی عامل به موقعیت او در جهان فیزیکی بستگی داردو بعد فضایی در ساخت و فهم بنیاد دنیای اجتماعی، عنصری حیاتی است. شوتزعلاقمند دو جنبه از بعد فضایی جهان فیزیکی است: چگونه جهان روزمره عامل، ساختی فضایی پیدا می کند؟ و این امر چه نتایجی برای فرآیندهای ذهنی در ساخت واقعیت های اجتماعی دارد؟
“انسان در قالب نگرش طبیعی، عمدتا علاقمند به آن بخش ازجهان زندگی روزمره است که درون محدوده اش بوده و به صورت دایره زمانی و مکانی، اطراف او را گرفته است. مکانی که جسم من در جهان اشغال می کند، حضور بالفعل من، نقطه عزیمت وضعیت من در فضا ست”.
از دید شوتز و لاکمن، حضور مستقیم و بلافصل جسم در جهان فیزیکی، نقطه عزیمت تمام جهتگیریها در این جهان است. ابعاد و فواصل جهت گیری، عطف به این حضور بلافصل تعیین می یابد وبا سایر عوامل سازنده بعد فضایی- فیزیکی جهان عامل در رابطه با آن عمل می کند. شوتز بین جهان فیزیکی در محدوده دسترسی مستقیم و محدوده دسترسی بالقوه تمایز قائل می شود.
این نکته، اساس بحث شوتز در خصوص آرایش فضایی جهان زندگی روزمره از چشم انداز عاملان فعال محسوب می شود. شوتز ولاکمن ابعاد فضایی جهان فیزیک و جهان اجتماعی کنش را در رابطه متقابل می بینند. اگر این ایده شوتز و لاکمن را بپذیریم که جهان فیزیکی بلا فصل، پیش شرطی برای تعامل چهره به چهره است، روشن است که الگوی فضایی تحرک ناشی از جنب و جوش جسم انسانی وجه با اهمیتی در ساخت روابط اجتماعی است. ازیک سو، بعد فضایی وارد تفکیک اجتماعی شناخت و ناشناختگی، آشنایی و بیگانگی، نزدیکی و فاصله اجتماعی بین عاملان،وازسوی دیگر، تفکیک اجتماعی، وجه محوری تجربه ذهنی سازمان فضایی جهان زندگی می شود.
به علاوه، جهان مصنوعات نیز در اندیشه شوتز نقش مهمی در انتقال سنتهای مربوط به معانی میان ذهنی ایفا می کند. اهمیت مصنوعات مادی نامتحرک درون فضاهای کنش و فضاهای فیزیکی روزمره برای ساخت ذخیره های شناخت عاملان کاملا آشکار است. از طریق تداوم زمانی، فیزیکی و وجه نمادین آنها، این مصنوعات عامل مهمی در تمایز یافتگی فضایی جهان اجتماعیاند. البته اینها عواملی هستند که همیشه و فقط از طریق عامل انسانی ساخته و بازسازی می شوند، عاملی که به نوبه خود توسط جهان اجتماعی شکل می گیرد. (همان،۴۹).




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:01:00 ب.ظ ]




ازسنتها و مکاتب جامعه شناسی که با تاکید بر زمینه مند بودن کنشها و اعمال، نقشی عمده در حوزه مورد مطالعه ایفا کرده است، سنت پدیدار شناختی به معنای عام است. تاکید بر زمینه مندی کنش و اعمال، وجهی از رویکردهای به لحاظ فرهنگی حساس مثل تعامل گرایی نمادین، جامعه شناسی معرفت، روش شناسی مردمی و پدیدار شناسی اجتماعی است. سنت مزبور براین نکته تاکید دارد که مردم، زندگی را در زمینه های انتزاعی “جامعه توده وار” تجربه نمی کنند. شناخت آنها در زمینه های اجتماعی به دست می آید که در آن معنا از طریق ارتباطات و تعامل با افرادی معدود به کنشها و حوادث نسبت داده میشود. زمینه هایی که عمدتا تحت نفوذ و سیطره چشم انداز گروه های مرجع است. در زندگی روزمره یک چنین زمینه هایی، مرزهایی برای یادگیری و تفسیر اجتماعی فراهم می کنند. گارفینکل بنیانگذار مکتب روش شناسی مردمی در جامعه شناسی به این نکته اشاره می کند که معانی یی که دو نفر به هر گونه تعاملی نسبت می دهند، متصل به زمان و مکان آن موقعیت است. به نظر وی، تعامل اجتماعی تنها در زمینه قابل فهمند و تناسب زمینه ای در کانون توجهات روش شناسی مردمی قرار دارد.
یکی ازعناصر طرح مفهومی کنش متقابل نمادی، زمینه و عرصه کنش متقابل است. زمینه واقعی، محلی است که کنش متقابل در آن رخ می دهد (اتاق، خیابان، کوچه، محله، اداره، قهوه خانه و غیره…) و قلمرو کنش، رفتاری است که در داخل زمینه ها نمودار می شود. هرزمینه فیزیکی اعم از اینکه محصور باشد یا نه بافرض بر اینکه بیش از دوعامل درآن حضور داشته باشد، می تواند به طور خودکار به یک “عرصه” تبدیل گردد. زمینه ها غیر قابل تغییراند در حالی که عرصه ها توسط افراد اجتماعی به وجود می آیند.
بدون تردید شوتزولاکمن در میان سایرین، نقشی عمده در تفسیرهای پدیدار شناختی ازمکان و معانی منسوب به مکان داشته اند، که همراه با سایر جامعه شناسانی که آرای شان به اختصار بررسی شد، سهمی اساسی در مناقشات و مباحث جاری دارند. سهمی که به روشنی در مفهوم “محلیت” گیدنز؛ “نظم نمایشی- اظهاری” دیکنز؛ “ناحیه جلو- عقب”گافمن؛ “محوری” هری؛ “جغرافیایی شناخت” تریفت؛ “جغرافیای زمان” هاگراستراند، و مفهوم”هویت مکان” رلف مشهود است(همان،۴۶).

 

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

 

۲-۱۷ سرمایه اجتماعی:

 

 

سابقه نظری مفهوم سرمایه اجتماعی به اوایل قرن بیستم برمی گردد که برای اولین بار توسط هانیفان و سپس، در سال ۱۹۶۱، توسط جین جاکوبز مطرح شد، ولی استفاده از آن در عرصه سیاست اجتماعی در چند دهه اخیر رواج یافته است. اکنون در بسیاری از رشته های علمی از جمله جامعه شناسی، علوم سیاسی و اقتصاد از سرمایه اجتماعی سخن گفته می شود(توکلی و همکاران، ۱۳۸۷: ۱۴۴).
لفظ و معنای سرمایه اجتماعی قدمت طولانی ای در علوم اجتماعی دارد. اما معنایی که امروز از اصطلاح سرمایه اجتماعی برداشت می شود به بیش از هشتاد سال پیش، به نوشته های لیدا جی هانیفانباز می گردد که رئیس شورای مدارس ویرجنیای غربی بود. هانیفان برای بیان اهمیت مشارکت اجتماعی در ارتقا عملکرد مدارس به مفهوم سرمایه اجتماعی متوسل می شود و آنرا بدین گونه توصیف می کند (هانیفان، ۱۹۱۶: ۱۳۰).
آن دسته از مفاهیم اساسی که در زندگی روزمره افراد اهمیت بسیاری دارد: یعنی حسن نیت، مصاحبت، همدلی و مراوده اجتماعی بین افراد و خانواده ها که یک واحد اجتماعی را شکل می دهند. اگر یک فرد با همسایه خود ارتباط برقرار کند و آن دو این ارتباط را با دیگر همسایگان برقرار سازند، در این صورت یک انباشت از سرمایه اجتماعی به وجود می آید که خود می تواند نیازهای اجتماعی فرد را بر آورد ساخته و از نظر اجتماعی این قابلیت را در خود دارد که برای پیشبرد مداوم شرایط زندگی در کل اجتماع عمل کند.
بعد از هانیفان ایده سرمایه اجتماعی به مدت چندین دهه به دست فراموشی سپرده شد. اما در دهه ۱۹۵۰ توسط یک گروه از جامعه شناسان شهری کانادایی (سیلی، سیم و لوزلی ۱۹۵۶)، در دهه ۱۹۶۰ توسط یک نظریه پرداز مبادله ( هومانس ۱۹۶۱) و یک صاحب نظر در زمینه شهری (ژاکوبس ۱۹۶۱) و در دهه ۱۹۷۰ توسط یک اقتصاد دان ( لوری ۱۹۷۷) احیا شد.
جالب اینکه، هیچ یک از نویسندگان به اثر اولیه در این حوزه اشاره ای نکردند، اما همه آنها برای نشان دادن اهمیت نیاز حیاتی به پیوندهای اجتماعی از همان بار معنایی استفاده نمودند. با این وجود، پژوهش بنیادی کلمن درباره آموزش و پاتنام درباره مشارکت مدنی و عملکرد نهادها الهام بخش آثار فعلی که متشکل از مطالعاتی درباره این ۹ حوزه اصلی است، شدند: خانواده ورفتار جوانان، تعلیم و تربیت، حیات اجتماعی (مجازی و مدنی)، کار و سازمانها، دموکراسی و حکومت، کنش جمعی، بهداشت عمومی و محیط زیست، جرم و خشونت و توسعه اقتصادی (شجاعی باغینی، ۱۳۷۸: ۹۳).
سرمایه اجتماعی مفهومی جدید است که مورد توجه بسیاری از اندیشمندان از جمله از جامعه شناسان قرار دارد. اهمیت سرمایه اجتماعی که مبین ” کنشهای معین و مشخصی از کنش گران” در درون “ساختارهای اجتماعی” می باشد، در مقایسه با سرمایه فیزیکی، اقتصادی و انسانی روز به روز بیشتر مکشوف می شود. همان طور که سرمایه فیزیکی با ایجاد تغییرات در مواد جهت شکل دادن به ابزارهایی که تولید را تسهیل می کندبه وجود می آید و از جنبه ای ملموس و قابل مشاهده برخوردار است، سرمایه انسانی با تغییر دادن افراد برای کسب مهارت ها و توانایی هایی به آنها پدید می آید و افراد را توانا می سازد تا به شیوه های جدید رفتار کنند و بنابراین کمتر ملموس بوده و در مهارت ها و دانشی که فرد کسب کرده تجسم می یابد. اما سرمایه اجتماعی حتی کمتر از این ملموس بوده و در روابط میان افراد تجسم می یابد و موقعی سرمایه اجتماعی به وجود می آید که روابط میان افراد به شیوه ای دگرگون شود که کنش را تسهیل نماید (کلمن، ۱۳۷۷: ۴۶۵).
کلمن سازمان اجتماعی را پدید آورنده سرمایه اجتماعی در نظر می گیرد، وی معتقد است که سرمایه اجتماعی با کار کردش تعریف می شود، به زعم وی شی واحدی نیست بلکه انواع چیزهای گوناگون است که دو ویژگی مشترک دارند: همه آنها جنبه ای از ساخت اجتماعی هستند و کنشهای معین افراد را در درون ساختار تسهیل می کنند. سرمایه اجتماعی، مانند شکل های دیگر سرمایه مولد است و دست یابی به هدف های معین را که در نبود آن دستیافتنی نخواهد بود امکان پذیر می سازد (همان: ۴۶۴).
بوردیوسرمایه اجتماعی را یکی از اشکال “سرمایه” می داند. سرمایه از نظر او سه شکل بنیادی دارد “سرمایه اقتصادی” که قابل تبدیل شدن به پول است و به شکل حقوق مالکیت قابل نهادینه شدن است. “سرمایه فرهنگی” که در برخی شرایط به سرمایه اقتصادی تبدیل می شود و به شکل کیفیات آموزشی نهادینه می گردد و “سرمایه اجتماعی” که از تعهدات اجتماعی ساخته شده است و تحت برخی شرایط قابل تبدیل شدن به سرمایه اقتصادی می باشد و یا ممکن است که در شکل یک عنوان اشرافی نهادینه شود(بوردیو،۱۹۸۵: ۲۴۳).
رابرت پاتنام موفقیت در غلبه بر معضلات عمل جمعی و فرصت طلبی را که در نهایت به ضررخود افراد تمام می شود به زمینه اجتماعی گسترده آن مربوط می داند. به گونه ای که همکاری داوطلبانه در جامعه ای که سرمایه اجتماعی عظیمی را در شکل هنجارهای عمل متقابل و شبکه های مشارکت مدنی به ارث برده، بهتر صورت می گیرد. در اینجا اشاره مختصری به تعریف هر یک از این عناصر و تاثیر آنها بریکدیگر و ایجاد سرمایه اجتماعی به صورت مختصر می پردازیم:
شبکه های مشارکت مدنی: شبکه های مشارکت یکی از اشکال ضروری سرمایه اجتماعی می باشند و هرچه این شبکه ها در جامعه ای مترامتر باشند احتمال همکاری شهروندان در جهت منافع متقابل بیشتر است. شبکه های مشارکت مدنی، هزینه های بالقوه عهد شکنی را در هر معامله ای افزایش می دهند. فرصت طلبی منافعی را که فرد انتظار دارد از دیگر معا
ملاتهم زمانش ومعاملات آینده نصیبش شود به خطر می اندازد. شبکه های مشارکت مدنی در زبان تئوری بازی های تکرار پیوند درونی بازی ها را افزایش می دهند (پاتنام، ۱۳۸۰: ۲۹۷).
شبکه های مشارکت مدنی، هنجارهای قوی معامله را تقویت می کنند، شبکه های مشارکت مدنی ارتباط را تسهیل می کنند و جریان اطلاعات را در مورد قابل اعتماد بودن افراد بهبود می بخشند. شبکه های مشارکت مدنی تجسم موفقیت پیشینیان در همکاری هستند که می توانند به عنوان یک چارچوب فرهنگی شفاف برای آینده عمل نمایند. البته شبکه های مشارکت مدنی مورد نظر کلمن و پاتنام شامل شبکه های افقی می باشد، نه عمودی، زیاد در شبکه های عمودی جریان اطلاعات غیر موثق تر از جریان افقی اطلاعات هستند و بخشی از آن به این دلیل است که اطلاعات قابل اتکا و درست مانع بهره کشی و استعمار محسوب می شوند. مهم تر از اینکه مجازاتهایی که از هنجارهای معامله متقابل در مقابل تهدید فرصت طلبی حمایت می کند در شبکه های عمودی، کمتر اجرا می گردند (پاتنام، ۱۳۸۰: ۲۹۸؛ کلمن، ۱۳۹۰: ۲۸۳_۲۸۷).
از طرف دیگر هنجارهای معامله متقابل یکی از مولدترین اجزای سرمایه اجتماعی است. جوامعی که در آنها از این هنجاری پیروی می شود به گونه ای موثر می توانند برفرصت طلبی فائق آمده ومشکلات علمی جمعی را حل نمایند(آلوینگولدنر، ۱۶۰-۱۶۱).
گرانووتر معتقد است هنگامی که توافقاتی در چارچوب بزرگ تر روابط شخصی و شبکه های اجتماعی حاصل می شود اعتماد ایجاد می گردد و انگیزه تخلف از مقررات رنگ می بازد (گرانووتر،۱۹۸۲: ۶۱-۸۸).
سومین عنصر اعتماد می باشد. اعتماد باعث تسهیل همکاری می شود و هرچه اعتماد در جامعه ای بالاتر باشد احتمال همکاری هم بیشتر می شود و خود همکاری نیز اعتماد ایجاد می کند. اعتماد که یکی از عناصر ضروری تقویت همکاری است عنصر غیر اختیاری و ناآگاهانه نمی باشد. اعتماد مستلزم پیش بینی رفتار بازیگر مستقل است. “شما برای انجام دادن کاری صرفا به این دلیل که فردی (یانهادی) می گوید آن را انجام خواهد داد به او اعتماد نمی کنید. بلکه شما تنها به این دلیل به او اعتماد می کنیدکه با توجه به شناختتان از خلق و خوی او، انتخاب های ممکن او، تبعات شان و توانایی او حدس می زنید که او انجام دادن این کار را بر می گزیند” (پاتنام، ۱۳۸۰: ۲۹۲).
پاتنام در چگونگی فرایند تبدیل اعتماد فردی به اعتماد جمعی معتقد است که اعتماد اجتماعی در جوامع مدرن پیچیده از دو منبع مرتبط یعنی هنجارهای معامله متقابل و شبکه های مدنی ناشی می شود. وی در بحث تقدم و تأخر سه عامل مذکور که منابع سرمایه اجتماعی را می سازند معتقد است:
“اعتماد اجتماعی به هنجارهای معامله متقابل، شبکه های مشارکت مدنی و همکاری موفقیت آمیز متقابلاً یکدیگر را تقویت می کنند. وجود نهادهای همکاری جویانه کارآمد مستلزم مهارت ها و اعتماد بین اشخاص می باشد، اما آن مهارت ها و این اعتماد نیز به نوبه خود به وسیله همکاری سازمان یافته تلقین می شوند. هنجارها و شبکه های مدنی به رفاه اقتصادی کمک می نمایند و به نوبه خود نیز توسط رفاه تقویت می شوند” (پاتنام، ۱۳۸۰: ۳۰۹).
وی به یک نوع “تحلیل تعادلی” به جای تحلیل خطی در رابطه این سه عنصر با یکدیگر معتقد است. مباحث و مطالعات فوکویاما نیز مانند پاتنام در سطح کلان مطرح شده است وسرمایه اجتماعی را در سطح کشورها و در ارتباط با رشد و توسعه اقتصادی می بیند و بنابراین تعریف او از سرمایه اجتماعی یک تعریف جمعی بوده و سرمایه اجتماعی دارایی گروه ها و جوامع تلقی می شود. به زعم وی، “سرمایه اجتماعی را به سادگی می توان به عنوان مجموعه معینی از هنجارها یا ارزشهای غیررسمی تعریف کرد که اعضای گروهی که همکاری و تعاون میانشان مجاز است درآن سهیم هستند. هنجارهایی که تولید سرمایه اجتماعی می کنند اساسا باید شامل سجایای ازقبیل صداقت، ادای تعهدات و ارتباط دوجانبه باشند” (فوکویاما، ۱۳۷۹:۱۱-۱۲).
فوکویاما مانند پاتنامهنجارهای همیاری راشالوده سرمایه اجتماعی معرفی می نماید و می نویسد: “فرض براین است که سرمایه اجتماعی وجودهنجارهای رفتاری مبتنی برتشریک مساعی را منعکس کند”. هنجارها و ارزش هایی که در این تعریف جای می گیرد از هنجارساده مشترک بین دودسته گرفته تا نظام های ارزشی پیچیده که مذاهب سازمان یافته ایجاد کرده اند ادامه می یابد(همان: ۷۰).
ازطرف دیگر،شبکه باسازمان مبتنی بر سلسله مراتب متفاوت است زیرا شبکه براساس هنجارهای غیررسمی مشترک استوار است و نه ارتباط مبتنی بر اقتدار رسمی (همان: ۷۱) .
سرمایه اجتماعی مجموعه هنجارهای “نظام اجتماعی” است که از یکطرف موجب ارتقای سطح همکاریهای اعضای جامعه با یکدیگر و از طرف دیگرنیز باعث کاهش هزینه های تبادلات و ارتباطات می گردد (محسنی تبریزی و همکاران، ۱۳۸۹: ۱۴۸).
این سرمایه از تعامل های هرروزه بین افراد به وجود می آید. این سرمایه، به تنهایی در فرد یا ساختار اجتماعی نهفته نیست، بلکه در فضای تعامل های بین افراد وجود دارد (شریفان ثانی،۱۳۸۰: ۱۶).
امروزه این امر مسلم است که با وجود سرمایه اجتماعی است که می توان به توسعه، جامعه مدنی، معیارهای جهان شمول و بستر زیست اجتماعی دست یافت. چالش های که در کشورهای جهان سوم وجود دارد دگرگونیهایی در جامعه به وجود می آورد که این چالش ها روندی مستقیم بر سرمایه اجتماعی می گذارد (اخترمحققی،۱۳۸۵: ۱۰-۱۴).
مفهوم سرمایه اجتماعی هم اکنون به شدت مورد توجه نهادهای توسعه و نهادهای تحقیقاتی قرار گرفته است و بخشی از این توجه
به تعریف آن معطوف می شود. در ذیل نمونه ای از برخی ازاین تعاریف ارائه می شود: (شجاعی باغینی و همکاران،۱۳۸۷: ۱۹).
فوکویاما: توانایی افراد برای همکاری و تعاون باهم برای اهداف عمومی در گروهها یا سازمانها.
برهم رایان: بافتی از ارتباطات تعاونی شهروندان که به یکدیگر برای رفع مشکلات کمک می کند.
پورتس: توانایی افراد برای منافع پایدار از طریق عضویت در شبکه های اجتماعی یا ساختار اجتماعی دیگر.
پاتنام: سرمایه اجتماعی را ارتباط های افقی بین افرادی می داند که در جهت کسب منافع متقابل را در اجتماع تقویت می کند. بنابراین تعاریف سرمایه اجتماعی یک دسته از کنش های اجتماعی است که یا خود با دوام هستند یا بر روی آنهایی که بادوام هستند تاثیر می گذارند.
با جمع بندی این نظریات می توان سرمایه اجتماعی را مجموعه ای از هنجارها، شبکه ها، ارزشها ودرکی دانست که همکاری در درون گروهها و بین گروهها را در جهت کسب منافع متقابل تسهیل می کند. (شریفیان، ۱۳۸۰: ۶).
بانک جهانی: قواعد، هنجارها، تعهدات، بده بستان، و اعتمادو مستقر در روابط اجتماعی، ساختارهای اجتماعی و ترتیبات نهادی جامعه که اعضا را به دستیابی به اهداف فردی و اجتماعی قادر می سازند.
اکثراین تعاریف بیان کننده این هستند که سرمایه اجتماعی چیست وچه کاری انجام می دهد. در حقیقت به نظر می رسد که در ادبیات سرمایه اجتماعی، درباره اینکه “سرمایه اجتماعی چه کار می کند” توافق گسترده ای وجود دارد تا درباره اینکه “سرمایه اجتماعی چیست” و به طور مشخص، درباره این که “سرمایه اجتماعی، کنش جمعی با منفعت متقابل را تسهیل می کند”، توافق گسترده ای وجود دارد. (شجاعی باغینی، ۱۳۸۷: ۲۰).

 

 

۲-۱۸ شکل گیری سرمایه اجتماعی:

 

 

درایران درچندسال گذشته تحقیقات متعددی درباره سرمایه اجتماعی ویا برخی ازعناصر آن در شکل گیری پژوهش مستقل و یا پیمایش های ملی صورت گرفته که می توان تاثیر برخی ازمتغیرهای مستقل را در سرمایه اجتماعی و یا برخی از عناصر تشکیل دهنده آن ملاحظه نمود.
سرمایه اجتماعی در برخی از تحقیقات با آگاهی، اعتماد (اجتماعی و نهادی)، مشارکت شورایی، اجتماعی و سیاسی و اعتماد به افراد، اعتماد به نهادها و سازمانها، فعالیت گروهی و انجمنی، اعتماد عام (شخصی، تعمیم یافته و نهادی) همیاری تعمیم یافته، بعد هنجاری اعتماد و عمل متقابل و بعد شبکه ای فعالیت اجتماعی، روابط اجتماعی با خانواده، دوستان و همسایگان و اعتماد اجتماعی و اعتماد تعریف و عملیاتی شده است و در برخی از تحقیقات و پیمایشهای ملی نیز برخی از عناصر مفهومی سرمایه اجتماعی مانند اعتماد، راست گویی، دورویی و تقلب، روابط اجتماعی رسمی، رفتارهای مذهبی و مشارکت های غیر رسمی، آگاهی، مطالعه مطبوعات، دیدن تلویزیون، فعالیتهای مذهبی، رفت و آمد خانواده، مشارکت اجتماعی، برگزاری جشن تولد، آگاهی، اعتماد و مشارکت مورد ارزیابی و سنجش قرار گرفته است و بررسی رابطه متغیرهای زمینه ای و سایر متغیر ها بر روی هریک از این عناصر مفهومی سرمایه اجتماعی در شان یک فرا تحلیل بوده که به صورت مجزا به آن پرداخته شده است (فیروز آبادی، ۱۳۸۴).




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:00:00 ب.ظ ]




برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

۲-۱۹-۱ دیدگاه واحد مستقر

 

 

سطح خرد تحلیل سرمایه اجتماعی دیدگاه “واحد مستقر” است. در این سطح به بررسی قابلیت یک واحد منفرد، برای تجهیز منابع در درون شبکه اجتماعی ای که واحد در آن مستقر شده است می پردازد. اینجا، تمرکز بر روی نتایج فردی است، اگر چه آنها را در پس یک ساختار اجتماعی خاص بررسی می کند (شجاعی باغینی، ۱۳۷۸: ۱۳۵-۱۳۹).

 

 

جیمز کلمن

 

 

اولین نظریه عمده در باب سرمایه اجتماعی توسط جیمز کلمن در سال ۱۹۸۸ ارائه گردید. کلمن یک اشتباه فاحش در تعریف سرمایه اجتماعی به لحاظ کارکرد آن مرتکب شده است: “سرمایه اجتماعی مولد بوده و دست یابی به اهداف مشخصی که در نبود آن ممکن نمی باشد را ممکن می سازد” (جیمز کلمن،۱۹۸۸: ۹۸).
این اشتباه تاسف انگیز، عامل بسیاری از مباحث فاقد پشتوانه نظری، به شدت سطحی و دارای مفهومی سازی ضعیف، که تا امروز گریبانگیر بحث سرمایه اجتماعی شده، می باشد، چرا که بسیاری از پژوهشگران، تعریف کلمن را بدون نقادی پذیرفتند و مجددا اشتباه وی را تکرار کردند.
هدف اولیه کلمن نظریه سرمایه اجتماعی نیست، بلکه نظریه انتخاب عقلانی عاملیت است که در یک بستر اجتماعی جای می گیرد. در بحث سرمایه اجتماعی، کلمن قصد دارد با توضیح اینکه چگونه ساختار اجتماعی، کنش اجتماعی را شکل داده و محدود می سازد و اینکه چگونه ساختار اجتماعی، در صدد تکوین پیامدها برای افراد در بیشینه سازی منافع شان است، ماهیت غیر اجتماعی رویکرد انتخاب عقلانی را تعدیل کند. رویکرد کلمن به کنش عقلانی، بیشتر از طریق بررسی الگوی روابط میان مردم است نه محدود کردن تمرکز ش بر فردگرایی روشن شناختی محض.
کلمن منبع اعتماد را به عنوان یک مشکل اساسی در نظریه انتخاب عقلانی در نظر گرفته است. وجود اعتماد، با فرصت طلبی افراد به دنبال بیشینه سازی سود خودشان هستند در تناقض است. در حالی که نظریه پردازان انتخاب عقلانی تلاش کرده اند تا اعتماد را در یک روند تکاملی توضیح دهند، به این شکل که اعتماد در یک رابطه دو دویی و طی معاملات مکرر بین دو بازیگر توسعه می یابد که به منافع خود می اندیشند، اما مشکل انتشار گسترده تر اعتماددر سیستم های اجتماعی بزرگ تر به قوت خود باقی است. کلمن مشاهده کرد که تفاوت در ماهیت شبکه های اجتماعی، می تواند بر سطوح اعتماد بین افراد در این شبکه تاثیر بگذارد. در نتیجه بستر “ساختار اجتماعی” باید عامل مهمی در ایجاد کنش عقلانی باشد.
کلمن مشاهده کرد که ایجاد تعهدات برجسته بین دو فرد یک پیوند بین آنها ایجاد می کند. وجود تعهدات برجسته همچنین منبعی را به وجود می آورد که افراد در زمان احتیاج می توانند از آن بهره مند شوند، از این رو تشریح شکل گیری سرمایه اجتماعی از منظر کنش عقلانی، منطقی و به نفع خود افراد است زیرا ایجاد سرمایه اجتماعی، همانند یک افتتاح حساب پس انداز برای تامین سرمایه مالی برای نیازهای آتی است که در آینده می توان از آن استفاده کرد. از این گذشته، ایجاد تعهدات برجسته وقتی که در طول زمان بین بازیگران و در فضای اجتماعی در یک شبکه مشخص تکرار شوند پایه و اساس اعتماد فراگیر در میان اعضای شبکه را شکل می دهد (شجاعی باغینی، ۱۳۷۸: ۱۴۱).
کلمن مشاهده کرد که سرمایه اجتماعی می تواند محصول فرعی فعالیت ها باشد که درگیر مقاصد دیگر باشد. این مسأله راه حل را برای توضیحات فرهنگی و هنجاری برای شکل گیری سرمایه اجتماعی باز می کند. اگر چه کلمن این بدیل ها را برای انتخاب عقلانی دنبال نمی کند، در عوض او شکل گیری هنجارها را به عنوان یک پیامد کنش عقلانی، یعنی به عنوان “ابزارهای کاهنده عوارض بیرونی” توضیح می دهد (کلمن، ۱۹۹۴: ۳۱۷). در حالی که این رویکرد، خاستگاه هنجارها را توضیح می دهد ولی اثرات سیستم های هنجاری و فرهنگی از پیش موجود بر ساخت یابی سرمایه اجتماعی را نمی پذیرد. همچنین از پذیرش تعامل پویا بین کنش های افراد و بستر اجتماعی شان نیز طفره می رود. در عوض پویایی های شکل گیری و تخریب سرمایه اجتماعی را به عنوان پیامد مجموع کنش های افراد یک مفهوم یک سویه از علیت خرد به کلان تبیین می شود (شجاعی باغینی، ۱۳۷۸: ۱۴۲).

 

 

آلجاندروپورتس

 

 

آلجاندروپورتس یک مفهومی سازی جامع تر و منسجم تر از خاستگاه ها و ماهیت سرمایه اجتماعی ارائه می کند. پورتس سرمایه اجتماعی را به این صورت تعریف می کند: ” قابلیت افراد برای هدایت منابع کمیاب بخاطر امتیاز عضویت شان در شبکه ها، یا ساختارهای اجتماعی گسترده تر. توانایی کسب (سرمایه اجتماعی) خصوصیت ذاتی یک فرد نیست، بلکه در عوض، ویژگی خاص مجموعه روابط با دیگران است. سرمایه اجتماعی، محصول استقرار یافتگی است” (پورتس، ۱۹۹۵: ۱۲-۱۳).
در حالی که این تعریف واحد محور است، اما پورتس این مفهوم سرمایه اجتماعی را تا حدی گسترش می دهد که ویژگی های خود سرمایه اجتماعی را نیز در بر می گیرد. پورتس با وام گرفتن از گرانووتر بین استقرار یافتگی رابطه ای واستقرار یافتگی ساختاری تمایز قایل می شود. استقرار یافتگی رابطه ای، به توصیف انتظارات دو طرف از بده بستان می پردازد که بر پایه توانایی مورد انتظار از بازیگر دیگر در این رابطه دوتایی باری الزامی کردن ضمانت اجراها قرار دارد. اما وقتی دو بازیگر بخشی از یک شبکه گسترده تر هستند. و بنابراین به لحاظ ساختاری مستقر می شوند، از آنجا که متقابلاً انتظار دارند که اجتماع بزرگتر ضمانت ها اجراها را الزامی کند، اعتماد افزایش مس یابد.پورتس این را “اعتماد الزام پذیر” می نامد (پورتس،۱۹۹۵: ۱۴).
پورتس اذعان دارد که انتظارات از بده بستان و اعتماد الزام پذیر، هر دو به لحاظ ابزاری بخاطر ترس از ضمانت اجرا برانگیخته شده اند. بنابراین او برای انگیختن ساختار این دو گونه سرمایه اجتماعی به نظریه انتخاب عقلانی عاملیت متوسل می شود. اما مهمتر از آن، پورتس با حرکت از پیوندهای اجتماعی که توسط انتظارات ضمانت اجرایی دو دویی تنظیم شده اند، به پیوندهای اجتماعی که توسط انتظارات اعتماد الزام پذیر تنظیم شده اند، مفهومش را از یک تعریف واحد محور به تعریفی که نفوذ ساختاری شبکه اجتماعی را بیشتر می پذیرد، توسعه می دهد. این امر به مرز بندی سطوح خرد و میانی تحلیل کمک می کند، و البته با تغییر دادن کانون دید، سازگاری نظری محفوظ می ماند.
پورتس دو گونه دیگر از سرمایه اجتماعی را شناسایی کرده که ور ای تبیین انتخاب عقلانی برای پذیرش انگیزه های فرهنگی و هنجاری حرکت می کنند. نخست پورتس خاطر نشان می سازد که ارزش ها و هنجار های درونی شده، یا “درون برد ارزش” می توانند فرد را به ایجاد پیوندهای اجتماعی یا انتقال منافع به دیگران، به خاطر الزامات اخلاق عمومی تشویق کند (پورتس، ۱۹۹۵: ۱۵).
سپس او ایده “همبستگی مفید” را معرفی می کند، که می تواند فرد را بخاطر آشنایی با اهداف و نیازهای درون گروهی، به ایجاد پیوندهای اجتماعی یا انتقال منابع به دیگران تشویق کند. پورتس مجددا با یک رویکرد واحد محور حرکت از درون فکنی ارزش به همبستگی مقید را شروع کرده و آنرا در جهت تبیین سطح میانی گسترش می دهد، به این ترتیب، به مرز بندی رابطه علیّت ساختاری و واحد محور می پردازد. از آن گذشته او، درون مفهوم همبستگی مقید با یکپارچه ساختن تاثیر سیستم های خاص گرایی علیّت سطح کلان را می پذیرد.
مفهومی سازی پورتس از سرمایه اجتماعی به دو دلیل ارزشمند است:
نخست او به تفاوت موجود در ویژگی های پیوندهای اجتماعی بین واحدها پرداخته است، و این تفاوت ها را به عنوان نتیجه ویژگیهای متمایز کننده شبکه اجتماعی ای که در آن مستقر می شوند، و به عنوان نتیجه میزان یا نوع استقرار یافتگی در یک شبکه، توضیح می دهد. این مسأله به ما این اجازه را می دهد که سرمایه اجتماعی را به عنوان نتیجه پویا و فرآیندی علیّت متقابل بین یک واحد و ساختار اجتماعی ای که این واحد در آن مستقر شده است درک کنیم. دوم اینکه پورتس گونه های مختلف انگیزش را که از ساخت یابی سرمایه اجتماعی حمایت می کنند مشخص کرده است، و از این رهگذر تبیین انتخاب عقلانی تک بعدی کلمن را گسترش می دهد. از دیدگاه واحد مستقر، این امر به ما اجازه می دهد که مفهومی سازی خودما از سرمایه اجتماعی با نظریه های متفاوت عاملیت، انگیزش و ساخت یابی اجتماعی ارائه کنیم. ما دیگر محدود به رویکرد عقلانی نمی شویم، هر چند این رویکرد هنوز به عنوان جزیی از جعبه ابزار تحلیل دسترس مان قرار دارد (شجاعی باغینی، ۱۳۷۸: ۱۴۴-۱۴۵).

 

 

قدرت واحد محور

 

 

پورتس و کلمن هر دو توانستند به طور شایسته ای نقش روابط نابرابر قدرت بین واحدها را به عنوان عاملی اثر گذار بر ایجاد، حفظ و تخریب سرمایه اجتماعی مورد بررسی قرار دهند. واحدهایی با قدرت بیشتر، فرصت های بیشتری برای ایجاد، کنترل و به همین ترتیب بهره گیری از پیوندهای شبکه ای به دست می آورند. تمایز بین قدرتی که واحد به عنوان پیامد ویژگی های فردی خود، و قدرتی که واحد به عنوان پیامد جایگاهش در شبکه اش کسب می کند حائز اهمیت است.
از دیدگاه مستقر،به اولین مورد یعنی توانایی واحد در جهت مدیریت منابع با استفاده از امتیاز توانایی آن واحد برای هدایت معاملات، می پردازد. در دیدگاه ساختاری به دومین مورد، یعنی توانایی واحد برای هدایت منابع بر مبنای جایگاه آن واحد در درون یک شبکه می پردازد.
این ابعاد قدرت، فقط برای مقاصد تحلیلی تفکیک شده اند. در عمل آنها باهم عمل می کنند. یک بررسی کامل، تعاملات بین این دو سطح را در نظر می گیرد.
از دیدگاه واحد مستقر، می توان سه گونه ایده آل از قدرت را که واحد به عنوان پیامد ویژگی های فردی آن واحد کسب می کند شناسایی کرد که یک واحد می تواند در یک سیستم سرمایه اجتماعی از آن بهره مند شد. “قدرت اجبار”، توانایی یک واحد را برای تحمیل کنشی بر دیگران توصیف می کند.
قدرت اجبار شامل شناسایی شامل توانایی اعمال ضمانت اجرا ها، وادار کردن بخش های دیگر به برقراری یا تخریب روابط شبکه ای، و بسیج منابع در بین پیوندهای شبکه ای می شود. این نوع قدرت، از کنترل از پیش موجود یک واحد بر منابع ناشی می شود که برای اعمال فشار جهت ایجاد و بهره برداری از پیوندهای اجتماعی ضروری است. ” کاریزما”، توانایی واحد را برای جذب و بهره برداری از روابط شبکه ای با دیگران به عنوان پیامد جذبه شخصی توصیف می کند. “اقتدار” توانایی واحد را برای جذب و تنظیم روابط شبکه ای به عنوان نتیجه اقتدار حاصله از ویژگی های فردی توصیف می کند، که توسط سیستم های فرهنگی یا هنجاری گسترده تری که شبکه سرمایه اجتماعی در آن مستقر شده تعیین می شود (همان، ۱۴۶).

 

 

۲-۱۹-۲ دیدگاههای ساختاری

 

 

سطح میانی سرمایه اجتماعی، “دیدگاه ساختاری” است. در این سطح به بررسی ساخت یابی یک شبکه خاص سرمایه اجتماعی، الگو سازی پیوندهای بین واحدها در آن شبکه و شیوه هایی که در آن منابع در درون شبکه، به عنوان پیامدی از ساختار خاص آن در جریان هستند می پردازد. اینجا تمرکز ما در فرآیند ساخت یابی شبکه و نتایج توزیعی اش است نه بر واحدهای منفردی که شبکه را تشکیل می دهند.
در سطح میانی، بحث نظری اصلی درباره سرمایه اجتماعی، نظریه “حفره های ساختاری” رابرت برت است. از نظر برت، سرمایه اجتماعی متعلق به همه طرف های یک رابطه بوده و بنابراین یک دیدگاه ساختاری حاکم است. نظریه برت با ایده هایی که قبلا توسط سیمل، کلمن، گوانوتر، ارائه شده همخوانی دارد. کلن یک ویژگی شبکه های اجتماعی را نیز توصیف کرده و آن را “دریچه” می نامد (کلمن، ۱۹۹۴: ۳۱۸-۳۲۰).

 

 

۲-۱۹-۳ دیدگاه ساختار مستقر

 

 

در سطح کلان تحلیل، به بررسی این مسأله که چگونه یک شبکه که در آن سرمایه اجتماعی ایجاد، حفض و تثبیت می شود، در درون سیستم های هنجاری و فرهنگی، بزرگتر استقرار می یابد. اگر انگیزه های انتخاب عقلانی برای ساخت یابی سرمایه اجتماعی را به کار نگرفت باید به سطح کلان، تحلیل برای تشریح شناخت مان از سرمایه اجتماعی با نظریه های عاملیت، انگیزش، و ساخت یابی اجتماعی متوسل شد.
سطح کلان با اجتناب از فردگرایی روش شناختی، جایی است که می توان نیروهای موجد انگیزه های مهم را مشاهده کرد. سطح کلان جایی است که می توانیم بفهمیم نظام های کلان اجتماعی بر این که چه کسی با چه کسی پیوند بر قرار می کند، چگونه آن پیوندها نمایان می شوند اثر می گذارد و چگونگی توزیع منابع در درون شبکه ها وبین شبکه را تحت تاثیر قرار می دهد.
در سطح کلان ما منطق کلان اجتماعی، که بسیاری از گونه های شبکه های سرمایه اجتماعی را هدایت می کند، را درک می کنیم. حتی اگر در داخل چارچوب انتخاب عقلانی باقی بمانیم، بواسطه وجود قواعد از پیش تعیین شده معاملات، تحلیل ساختار مستقر باز هم الزامی است.
و حتی اگر فرض را براین بگذاریم که سیستم های اجتماعی که شبکه سرمایه اجتماعی را در بر می گیرند، نتیجه برآیند بیشینه سازی افراد هستند، هنوز هم باید در نظر داشت که نظام های تجاری پر اصطکاک سطح کلان، در ایجاد و ساخت یابی معاملات افراد در سطوح میانی و خرد تحلیل موثر هستند. بدیهی است که مهم نیست که دیدگاه ساختار مستقر با کدام یک از نظریه های فراگیر جامعه، که ما در نظریه سرمایه اجتماعی بیان می کنیم ارتباط دارد (شجاعی باغینی، ۱۳۷۸: ۱۵۸).
دیدگاه ساختار مستقر در باب سرمایه اجتماعی بسیار کم مورد بررسی قرار گرفته است. اظهارات نظری مربوط به این موضوع، در رویکردهای جامعه شناختی- فرهنگی به اقتصاد یاد می شوند، اما مستقیما بر روی سرمایه اجتماعی تمرکز ندارند. توماس فورد براون (۱۹۹۷) نظریه ای درباره ساخت یابی صنعتی ارائه می کند که رد آن به عوامل فرهنگی ای که بر شبکه های سرمایه اجتماعی در بخش تقاضا تاثیر می گذارند، توجه دارد. ویویانازلیزر، جامعه شناسی اقتصادی را، به طور کل، “مطلق گرایی ساختاری” آن، یعنی محدود کردن همه چیز به روابط و شبکه های ساختاری اجتماعی- مورد انتقاد قرار می دهد زلیزرهمچنین به مطلق گرایی فرهنگی اعتراض و ساختار یک رویکرد متعادل می شود که عوامل فرهنگی، اقتصادی و ساختاری را مد نظر قرار می دهد (زلیزر،۱۹۸۸: ۶۲۹).
زوکین و دیماگیو مفاهیم زیر را اراده می کند:
استقرار یافتگی سیاسی، که موید آن است که کنش اقتصادی همیشه در یک حوزه سیاسی وسیع تر انجام می شود.
استقرار یافتگی فرهنگی، که بیان میدارد فرضیات، قواعد و عقلانیت اقتصادی توسط فرهنگ محدود شده و به وسیله آن شکل داده می شوند (زوکین، ۱۹۹۰: ۱۷).




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:00:00 ب.ظ ]




دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

 

۲-۱۹-۴ دیدگاه اجتماع گرا

 

 

دیدگاه اجتماع گرا، سرمایه اجتماعی را همان سازمانهای کحلی نظیر باشگاهها، انجمن ها و گروههای مدنی می داند. اجتماع گرایان، که بر تعداد و تراکم این گروهها در یک اجتماع تکیه دارند، بر این باورند که سرمایه اجتماعی ذاتاً خوب است، مقدار بیشتر آن بهتر بوده و وجود آن همیشه یک تاثیر مثبت بر رفاه اجتماع دارد. این دیدگاه با تاکید بر نقش محوری پیوندهای اجتماعی در کمک به فقرا در جهت مدیریت خطر و آسیب پذیری، نقش مهمی در تحلیل فقر ایفا کرده است. همان گونه که دردیک (۱۹۷۷) عنوان می کند، فقرا چیزی برای از دست دادن دارند: “یکدیگر را”. با این وجود، بسیاری از شیفتگان این نگاه به سرمایه اجتماعی، ددر تجلیل شان از اجتماع و جامعه مدنی، نقطه ضعف مهم آن را نادیده می گیرند (پورتس و لاندونت، ۱۹۹۷).
برای مثال، در مواردی که اجتماعات یا شبکه ها منزوی بوده، یا دچار تنگ نظری هستند، یا برای هدف های متعارض با منافع کل جامعه فعالیت می کنند ( محله های فقیر حومه شهر، باند تبهکاران، کار تل های مواد مخدر و…)، سرمایه اجتماعی سازنده خود را با چالش جدی مواجه می کند. قطعا عضویت در یک اجتماع منسجم منافع بسیاری را در پی دارد، اما این عضویت هزینه های قابل توجهی نیز در برداشته و برای برخی مکن است هزینه آن از منافعش بسیار فراتر برود. برای مثال دختران تیز هوشی را در نظر بگیرید که در روستاهای هند به دلیل اعتقادات اجتماع، از تحصیل در مدارس منع شده اند. شبکه های اجتماعی که اساس سازمانهای جنایی سازمان یافته در آمریکای لاتین و روسیه را تقویت می کنند، می توانند عوارض منفی قابل توجهی برای جامعه به شکل تلفات انسانی، اتلاف منابع و بی ثباتی فراگیر به بار آورند. دیدگاه اجتماع گرا تلویحاً فرض بر این می گیرد که اجتماعات، واحدهای همگنی هستند که به طور خودکار منافع همه اعضا را تامین می کنند. اما بحث بیشتر در باب نابرابری طبقاتی، محروم کردن قومیت ها و تبعیض جنسی، پیامدهای نا مطلوبی که غالبا توسط فشارهای اجتماع ایجاد شد و حفظ می شوند چیزی غیر از این را نشان می هد. شواهدی از جهان در حال توسعه نشان می دهد که چرا صرف داشتن سطوح بالای انسجام اجتماعی یا تعداد زیاد گروههای غیررسمی، لزوما به رونق اقتصادی منجر نمی شود. در یک سنجش از فقر در کنیا، بیش از ۰۰۰،۲۰۰ گروه فعال اجتماعی در مناطق روستایی شناسایی شدند، اما اکثریت، فاقد ارتباط با منابع بیرون از گروه بوده و قادر نبودند به تعداد زیادی از فقرا کمک کنند (شجاعی باغینی، ۱۳۷۸: ۹۴).

 

 

۲-۱۹-۵ دیدگاه شبکه ای

 

 

دیدگاه شبکه ای، دومین دیدگاه در باب سرمایه اجتماعی است. این دیدگاه که تلاش می کند نقاط قوت و ضعف بحث سرمایه اجتماعی را توضیح دهد، بر اهمیت انجمن های افقی و عمودی بین مردم و روابط درون و بین این واحدهای سازمان یافته نظیر گروههای اجتماعی و شرکت ها تاکید می کند. بر اساس آثار گرانووتر (۱۹۷۳)، این دیدگاه موید آن است که پیوندهای قوی درون اجتماع، به خانواده ها و اجتماعات یک احساس هویت و هدف مشترک می دهد (استون و دیگران، ۱۹۹۹).
با وجود این دیدگاه همچنین، تاکید می کند که در نبود پیوندهای درون اجتماع ضعیف، همانند آنهایی که بین شکاف های اجتماعی متعدد بر پایه مذهب، طبقه، قومیت، جنس و جایگاه اجتماعی- اقتصادی وجود دارند، پیوندهای افقی قوی می توانند بنیانی برای دنبال کردن منافع محدود گروهی باشند. در ادبیات حاضر، مورد اول فوق، سرمایه اجتماعی “پیوندی” و مورد دوم سرمایه اجتماعی “پل زنند” نامیده می شوند (جیتل و ویدال، ۱۹۹۸).
نوعا چنین گفته می شود که ترکیب های متفاوت این ابعاد، تعیین کننده پیامد هایی هستند که به سرمایه اجتماعی نسبت داده می شود. این دیدگاه متنوع تر، که دیدگاه “شبکه ای” می نامند، به تنش بین امتیازات و جنبه های منفی سرمایه اجتماعی به عنوان یک ویژگی تعیین کننده نگاه می کند، این ویژگی تا حدی توضیح می دهد که چرا محققین و سیاست گذاران تا این حد نسبت به قابلیت سرمایه اجتماعی به عنوان یک ساخت نظری یا ابزار سیاست گذاری تردید دارند (شجاعی باغینی، ۱۳۷۸: ۹۶).
دیدگاه شبکه ای سرمایه اجتماعی، تقریبا با دیدگاه برت (۱۹۹۸ و ۱۹۹۷ و ۱۹۹۲)، فافچامپس و مینتن (۱۹۹۹)، ماسی (۱۹۹۸) پورتس ( ۱۹۹۸ و ۱۹۹۷ و ۱۹۹۵) همخوانی دارد. این دیدگاه دو ویژگی شاخص دارد:
اول اینکه سرمایه اجتماعی یک شمشیر دو لبه است و می تواند خدماتی ارزشمند باری اعضا جامعه فراهم آورد، خدماتی که از نگهداری کودک و خانه داری گرفته تا سفارش کار و کمک های اضطراری را در بر می گیرد. اما همان پیوند ها هزینه هایی نیز در بر دارند که ممکن است مسائل غیر اقتصادی قابل ملاحظه ای از نظر احساس وظیفه و تعهد اعضا را همراه با پیامدهای اقتصادی منفی در پی داشته باشند. وفا داری به گروه ممکن است آنچنان قوی باشد که اعضا را از اطلاعات درباره فرصت های شغلی دور نگه داشته، فضای منفی نسبت به تلاش جدی برای مطالعه و کار ایجاد کرده یا سرمایه هایی که با تلاش فراوان به دست می آید را بی اثر سازند. پورتس و سنسنبرنر (۱۹۹۳) به مورد مهاجران آسیایی متمول استناد می کنند که با هدف رها کردن خود از تعهدات فراگیرشان به گروههای مهاجر بعدی، اسامی خود را به اسامی انگلیسی تغییر می دهند. دوم، منابع سرمایه اجتماعی را بایستی از پیامدهای ناشی از آنها متمرکز کرد. نسبت دادن نتایج صرفا مطلوب به سرمایه اجتماعی، یا برابر دانستن آنها با سرمایه اجتماعی احتمال این که ممکن است این نتایج به ضرر گروه دیگری حاصل شده یا غیر بهینه باشد، و یا این که این نتایج مطلوبی که امروز به دست می آید به بهای هزینه گزاف در آینده باشد، را نادیده می گیرد (همان، ۹۷).

 

 

۲-۱۹-۶ دیدگاه نهادی

 

 

از منظر سومین دیدگاه اجتماعی که دیدگاه نهادی نام دارد، نیروی حیاتی شبکه های اجتماعی و جامعه مدنی عمدتا محصول بستر سیاسی، حقوقی و نهادی است. برخلاف آنکه دیدگاه اجتماع گرا و دیدگاه شبکه ای عموما سرمایه اجتماعی را به عنوان یک متغیر مستقل مطرح می کنند که به نتایج متعددی، هم خوب هم بد منجر می شود، دیدگاه نهادی به سرمایه اجتماعی به عنوان یک متغیر وابسته می نگرد. استدلال این رویکرد این است که قابلیت گروههای اجتماعی برای اقدام در جهت منفعت جمعی شان، بر پایه کیفیت نهادهای رسمی ای که این گروهها را در جای خود جای دادهاند، تعیین می شود. این دیدگاه همچنان تاکید می کند که عملکرد خود دولت ها و شرکت ها نیز تابعی از انسجام داخلی، اعتبار، شاستگی و پاسخگو بودن آنها در قبال جامعه مدنی است (همان، ۱۰۳).
روند پژوهش در این دیدگاه نهادی بر دو گونه است که نتایج هر دوی آنها مکمل یکدیگر هستند. در رویکرد اول، که توسط اسکاچپول (۱۹۹۶- ۱۹۹۵) مطرح شده مطالعات موردی بر پایه بررسی تاریخچه تطبیقی را در برگرفته و تاکید دارد که این استدلال که شرکت ها و اجتماعات به اندازه ای رشد می کنند که حکومت ها عقب بنشینند استدلالی نادرست است. و در مقابل، اسکاچپول نشان می دهد که جامعه مدنی تا اندازه ای رشد می کند که دولت به شکل سازنده ای از آن حمایت کند. پژوهش تندلر(۱۹۹۷) در باب اقتصاد سیاسی “تمرکز زدایی” در برزیل، نیز به همین شکل بر اهمیت حکومت کارآمد برای عملی ساختن برنامه های محلی تا کید کند.
رویکرد دوم که روز به روز بر نفوذ آن افزوده می شود بر مطالعات کمی بین کشورها درباره تاثیرات عملکرد حکومت و شکاف های اجتماعی بر روی عملکرد اقتصادی تکیه دارد. این رویکرد که برای اولین بار توسط ناک و کیفر ( ۱۹۹۷- ۱۹۹۵) پینهاده شد، سرمایه اجتماعی را با کیفیت نهادهای سیاسی، حقوقی و اقتصادی جامعه، برابر می شمارد. این مطالعات با بهره گیری از شاخص های متعدد مربوط به ویژگی های نهادها که توسط آژانس های سرمایه گذاری و گروههای حقوق بشر گرد آمده، نشان می دهند که موضوعاتی همچون “اعتماد فراگیر”، “حاکمیت قانون”، ” آزادیهای مدنی” و “کیفیت نظام اداری” با رشد اقتصادی همبستگی مثبتی دارند. ناک در یک بازبینی جدید از خط سیر خاص این بحث، این گونه نتیجه گیری می کند که “سرمایه اجتماعی، نرخ فقر را کاهش داده و نابرابری درآمدی را بهبود بخشیده یا حداقل آن را بدتر نمی کند” (ناک، ۱۹۹۸: ۲۸).
با وجود این، نقطه قوت اصلی دیدگاه نهادی یعنی پرداختن به دغدغه های سیاست گذاری اقتصاد کلان، به دلیل غفلت از بخش اقتصاد خرد، نقطه ضعف آن نیز می باشد. برای مثال، آزادی ها، حقوق و امتیازات بایستی توسط دولت تضمین شوند. ایجاد دیوان سالاری های منسجم و رقابت پذیر که در مقایسه با دیوان سالاری های ضعیف، منابع سرشارتری در جهت منفعت همگانی در پی دارند شاید به چندین ده زمان نیاز داشته باشد. در روند تهیه شواهد آماری گسترده در مورد اهمیت سرمایه اجتماعی، ریزبینی، غنا و تنوع گسترده ای که از مطالعه موردی اجتماعات و کشورها به صورت جداگانه جمع آوری شده، از بین می رود، چون این شواهد، نظرات افرادی می باشند که بیشترین تاثیر پذیری را از نهادهای عمومی ضعیف دارند: یعنی از فقرا (شجاعی باغینی، ۱۳۷۸: ۱۰۶).

 

 

۲-۱۹-۷ دیدگاه هم افزایی

 

 

با تشخیص این گسست، شماری از صاحب نظران به تازگی دیدگاهی را ارائه کرده اند که می توان آنرا “دیدگاه هم افزایی” نامید که تلاش دارد تا آنچه که از دیدگاه های شبکه ای و نهادی حاصل شده است را تلفیق کند. با وجود اینکه تاریخچه فکری این دیدگاه هم افزایی در آثار پیشین در زمینه های اقتصاد سیاسی تطبیقی و انسان شناسی جستوجو می شود، اما موثرترین بخش این تحقیق در ویژه نامه “توسعه جهانی” (۱۹۹۶) منتشر شد. نویسندگان این قسمت، در جست و جوی شرایط تسریع کننده هم افزایی مربوط به توسعه، موارد ی از اتحاد ها و روابط حرفه ای پویا بین و درون دیوان سالاری های دولتی و بازیگران متعدد در جامعه مدنی را در کشورهای برزیل، هند، مکزیک، جمهوری کره، روسیه بررسی کردند. از این مطالعه سه نتیجه تعمیم پذیر به دست می آید:
دولت ها و جوامع ذاتاً نه خوب هستند نه بد؛ حکومت ها، شرکت ها، و گروه های مدنی، بر دستیابی به اهداف جمعی، تاثیرات تفاوتی دارند.
دولت ها و شرکت ها و اجتماعات، به تنهایی منابع ضروری برای پیشبرد توسعه فراگیر و پایدار را در اختیار ندارند. بنابراین ایجاد مکمل ها و مشارکت در درون و بین این بخش های جدا از هم، ضروری است. از اینرو تشخیص شرایطی که این هم افزایی در چهارچوب آن ایجاد می شوند (یا ایجاد شان با شکستمواجه می شوند) وظیفه ای کلیدی در بررسی و اجرای فرآیند توسعه است.




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:00:00 ب.ظ ]




۲-۲۴-۱ نظریه های نابرابری اجتماعی

 

 

در کل، دو نظریه جامعه شناختی در مورد ارزیابی اجتماعی وجود دارد: نظریه کارکرد گرایی و نظریه ستیز یا قدرت.
الف: نظریه های کارکرد گرایی در نابرابری اجتماعی
نظریه پردازان از وجه جهانی و همیشگی بودن نابرابری نتیجه می گیرد که نابرابری وجه اساسی هر سازمان اجتماعی است و ضرورتی است کارکردی که در جهت کارکرد موثر جامعه ایفای نقش می کند. دیویس و مور از شاخص ترین نظریه پردازان این دیدگاه محسوب می شوند. سوال اساسی آنان این است که چرا موقعیتهایی در جامعه در مقایسه با موقعیتهای دیگر برخوردار از منزلت و پاداش بیشتر می باشند. به اعتقاد آنها نظام توزیع متفاوت پاداشها کمک می کند تا افراد لایق و مستعد جامعه برای اشغال این موقعیتها و انجام موثر و کارای وظایف خود برانگیخته و تشویق شوند. در واقع، سلسله مراتب موقعیتها در جامعه به وسیله سهم آنها در کارکرد و بقای نظم اجتماعی و به وسیله پاداشهای مادی و منزلت پاداش داده می شوند. دیویس و مور دو ملاک عمده برای اهمیت کارکردی یک موقعیت ارائه می کنند:
الف: میزان کمیابی موقعیت در مقایسه با سایر موقعیتها،
ب: میزان وابستگی سایر موقعیتها به موقعیت مورد نظر،
از دید آنان “نابرابری اجتماعی طرحی نا آگاهانه است که از طریق آن جوامع مطمئن می شوند که مهمترین موقعیتها به طور خود آگاه توسط شایسته ترین افراد اشغال خواهد شد”.
بر دیدگاه کارکرد گرایی در نابرابری اجتماعی چندین انتقاد وارد شده است.
این نظریه نمی تواند الگوی بالفعل توزیع پاداشها را به خوبی توضیح دهد. شایسته ترین افراد برای تصدی موقعیتهای خاص همواره در تصدی این موقعیتها موفق نیستند. غالبا مشاهده می شود که تصدی این موقعیتها توسط افراد، نه بر پایه مهارتها و استعدادهای فردی آنهاست بلکه بر پایه عواملی از قبیل تبارگماری، پیوندهای خویشاوندی، تبعیضهای نژادی، سیاسی و اقتصادی در کل فرصتهای انحصاری است. هر چند این انتقاد در جای خود حاوی تأملاتی است اما به تعبیر هیلتون و هیرزوویچنهتاااایایایایایایایایایایایایایایایایایایایایایایایایبر دیدگاه دیویس و مور وارد نیست.
این انتقاد به گونه ای مرتبط با انتقاد اول است به کارکردهای سو اجتماعی و آثار منفی و شکننده آن مربوط می شود. نابرابری، مانع کارآیی مکانیزم استخدام یا عضوگیری می شود. در واقع این سوال را که چرا موقعیتها به گونه ای متفاوت پاداش داده می شوند. نمی توان کاملا از سوال چگونگی تصدی این موقعیت ها توسط افراد جدا کرد. نظام توزیع متفاوت پاداشها به دلیل آنکه به گروههای بهره مند در جامعه، قدرت تداوم موقعیت و جایگاه فرد را از طریق نسلهای بعد می دهد مانع می شود تا افراد شایسته به موقعیتهای بهتری دست یابند. نابرابری باعث می شود تا عده ای استعدادهای خود را بیشتر از دیگران باور کرده و موقعیت های برتر در جامعه را انحصاری کنند و دیگران را به رغم استعداد مناسب از راهیابی به این موقعیت ها محروم سازند.
کارکرد گرایان از همیشگی و جهانی بودن نابرابری اجتماعی، اجتناب ناپذیری و ضروری بودن آن را نتیجه می گیرند. تامین و وسولوسکی این نتیجه گیری را زیر سوال برده، اظهار می دارند که ضرورت کارکردی را نمی توان از جهانی بودن نابرابری استنتاج کرد.
انتقاد دیگر ناظر به مفهوم اهمیت کارکردی است. سیمسون اظهار می دارد که هیچ مدرکی در دست نیست که بتوان بر پایه آن ادعا نمود که موقعیتی، بیش از موقعیت دیگر اهمیت کارکردی برای جامعه دارد. بعلاوه، نظریه پردازانی مثل تامین، اهمیت کارکردی موقعیت ها و مشاغل را بی نهایت مبهم می دانند. دیویس و مور معیار منحصر به فرد بودن موقعیت را برای اهمیت کارکردی پیشنهاد می کنند. سیمسون معتقد است که از منحصر به فرد بودن موقعیت، ضرورتا اهمیت کارکردی نتیجه نمی شود. بسیاری از موقعیت های بی نظیر را می توان بدون تاثیر گذاری بر کارکرد صحیح جامعه، جایگزین کرد. وی در خصوص معیار دوم دیویس و مور یعنی وابستگی سایر موقعیتها به موقعیت مورد نظر اظهار می دارد که تعیین این وابستگی بسیار مشکل است. می توان ادعا کرد که در یک نظامی که موقعیتها به یکدیگر متقابلا وابسته اند هر موقعیتی که در نظام به یک اندازه به دیگر موقعیتها وابسته است. بنابراین تشخیص اهمیت کارکردی موقعیتها و نقش آن در توزیع متفاوت پاداش و منزلت بسیار مشکل است. تنها می توان بر تصور مردم نسبت به این موقعیت ها و تقاضاهای آنها تکیه زد. تقاضا را باید جایگزین اهمیت کارکردی کرد و سایر عوامل تعیین کننده نابرابری یعنی کمیابی مهارتها را می توان به عرضه خدمات مورد تقاضا ارجاع داد. بدین ترتیب نظریه دیویس و مور را می توان به گونه ای نظریه عرضه و تقاضا دانست ( همان، ۱۷۴).

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

۲-۲۴-۲ نظریه های قدرت در نابرابری اجتماعی

 

 

مقدم بر پرداختن به دیدگاه نظریه پردازان مختلف این رویکرد جامعه شناختی درباره نابرابری اجتماعی، ذکر این نکته خالی از فایده نخواهد بود که نظریه قدرت یا به عبارتی ستیز در مقایسه با دیگر رویکردهای جامعه شناسی از وحدت کمتری برخوردار است و عدم توافق در میان پیروانش بیشتر از سایر چشم اندازهاست.روت والاس در کل این رویکرد را به دو سنت انتقادی و تحلیلی تقسیم می کند. نظریه پردازان سنت انتقادی معتقدند که دانشمند اجتماعی، تعهد اخلاقی برای مشارکت در نقادیهای جامعه بویژه از طبقه حاکم و برگزیدگان قدرت دارد. اینان تفکیک تحلیل از داوری یا واقعیت از ارزش را انکار کرده و معتقد به برپایی جامعه ای بدون زمینه های اجتماعی ستیزند. بر این اساس می توان آنها را مدینه فاضله ای دانست. نظریه پردازان این گروه عمدتا مارکسیسم مدرن، نئو مارکسیسم، هابرماس و مکتب فرانکفورت وسی رایت میلز متاثر از کارل مارکس می باشند. نظریه پردازان سنت تحلیلی برعکس، ستیز راجنبه اجتناب ناپذیر و پایدار زندگی اجتماعی می دانند. این گروه همچنین این تصور را که نتایج علوم اجتماعی الزاما از بار ارزشی برخوردارند نمی پذیرند. پیروان این گروه تا حدی علاقه مند ایجاد یک علم اجتماعی با عینیتی مشابه علوم طبیعی هستند. در کل نظریه پردازان سنت تحلیلی از سه جنبه با نظریه پردازان سنت انتقادی تفاوت دارند: اول- در حالی که نظریه پردازان انتقادی، علوم اجتماعی را جزیی از عمل سیاسی دانسته و واقعیت و ارزش را لاینفک از یکدیگر می دانند، نظریه پردازان تحلیلی چنین تفکیکی را اساسی می دانند. آنان اظهار می دارند که این درست است که برای تحلیل گر مشکل یا امکان ناپذیر است که فرضیات خود را مستقل از ملاحظات و عقاید خود شکل دهد، با این وصف، این فرضیات استلزامی دارند که می توان آنها را مشاهده و به طور عینی با سنجش های تجربی آزمون کرد. دوم- نظریه پردازان تحلیلی تمامی جوامع را بر حسب یک واحد قشر بندی، تحلیل نمی کنند، به تعبیر آنها چون منابع قدرت در جامعه متفاوت است، نمی توان ادعا کرد که همواره مجموعه نهادهایی که بر مالکیت استوارند، غلبه دارند. سوم- نظریه پردازان تحلیلی، وضعیت کنونی را با آرمان مدینه فاضله ای که عاری از هر گونه ستیز مقایسه نمی کنند، برعکس، بر این نکته تاکید دارند که ستیز و ریشه هایش دائمی بوده و برخورد منافع امری اجتناب ناپذیر است. نظریه پردازان این گروه به طور اخص رالفدارندورف، لوئیس کوزر و راندالکالینز می باشند. و هر چند تاثیر مارکس کاملا مشهود است اما عمده ترین تاثیر ار ماکس وبر بر این نحله گذاشته است (همان،۱۸۰).

 

 

۲-۲۴-۳ فضا و نابرابری اجتماعی

 

 

قطع نظر از دیدگاه آرای پراکنده ای که از سوی جامعه شناسان کلاسیک برای نابرابری اجتماعی مطرح شده با تامل بر آرای نسبتا نظام یافته تر می توان نظریه های فضا و نابرابری اجتماعی را به مانند نظریه های نا برابری به دو دسته کلی کارکرد گرا و قدرت تقسیم کرد. در ذیل نظریه کارکرد گرایی می توان به آرای اکولوژیستها و در ذیل نظریه های قدرت می توان به دو سنت منسوب به مارکس و وبر اشاره کرد.

 

 

۲-۲۴-۴ دیدگاه کارکرد گرایی در فضا و نابرابری اجتماعی

 

 

همان گونه که اشاره شد در ذیل دیدگاه کارکرد گرایی درباره فضا و نابرابری اجتماعی عمدتا به آرای اکولوژیستها می پردازند. در بررسی دیدگاه اکولوژیستها اشاره به وجوه مشترکی بین اکولوژی انسانی و رویکرد کارکرد گرایی در جامعه شناسی می شود. هر دو به تعادل و توسعه تکاملی نظامهای اجتماعی علاقه نشان می دهند، هر دو دلمشغول وجوه ساختاری نظامند تا ارزشها و انگیزه های فردی، و بالاخره هر دو اهمیت قابل توجهی برای پیوند واحدهای مختلف نظام اجتماعی قائل اند. رابرت پارک به عنوان پیشگام اصلی اکولوژی شهری ضمن آنکه چارچوب روش شناختی خود را از دورکیم گرفت از بعضی جهات محتوایی نیز مدیون او بوده است. به تعبیر دورکیم جمعیت شهری تنها از طریق تمایز کارکردی بقای خود را ممکن می سازند. حرفه های گوناگونی در شهر، بدون نابودی یکدیگر همزیستی دارند، زیرا هر کدام اهداف متفاوتی را دنبال می کنند. به علاوه تاکید دروکیم بر اجتماعات کوچک اخلاقی در قسمتهای مختلف شهر تاثیری عمده بر بینش اکولوژیستها در مورد “نواحی طبیعی” گذاشته است. به عبارتی مشاهده می شود که اولین کار نظام یافته در فضا و نابرابری اجتماعی توسط رابرت پارک صورت گرفته است. وی ضمن توجه به ماهیت نابرابری فضای شهری به نقش ویژه سلطه در ایجاد این فضای نابرابر نیز اشاره می کند و این خود امتیازی برای او محسوب می شود. اما او تنها سلطه اقتصادی (تجاری و صنعتی) را مورد بحث قرار داده و از سلطه فرهنگی و سیاسی و به عبارتی دیگر از عوامل غیر اقتصادی و مکانیزم های سیاسی و فرهنگی – ایدئولوژیک سلطه اقتصادی مزبور برای تعیین الگوی کاربری اراضی غافل می شود. هرچند وی بر لاینفک بودن نظم زیستی- اقتصادی و نظم اخلاقی- فرهنگی تاکید دارد اما محور اصلی مباحث نظری و تحقیقات تجربی او عمدتا معطوف به نیروهای اکولوژیک و بعد زیستی و رفتارهای جمعی است (همان، ۲۰۳-۲۰۲).

 

 

۲-۲۵ آثار پیامدهای جدایی گزینی فضایی

 

 

دیدگاه فضا برای فضا جوهری علی و مستقل قائل است و با آن به مثابه یک سی می نگرد. در زمینه آثار اجتماعی این دیدگاه نیز آن دسته از آرایی که فضا را در تبیین روابط، فرایند ها و پدیده های اجتماعی تعیین کننده می دانند و دنیای اجتماعی را بر حسب مقولات و تمایزات فضایی آنها تحلیل می کنند و یا به عبارتی به دنبال علتیابی مکانی وجوه روانی- فرهنگی اجتماعی اند، در این مقوله جای می گیرند. دیدگاه نا فضایی برای هیچ نقشی برای فضا قائل نیست و آن را یک سازه اجتماعی می داند و قطع نظر از امکانپذیر یا امکان ناپذیر بودن آن، عوامل به اصطلاح نافضایی از قبیل عوامل ذهنی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی عمده می شوند. دیدگاه غیر فضایی نیز به رغم انکار فضایی جوهری و مطلق با نفی مطلق فضا و محو کلی آن در تبیینات مختلف موافق نیست و معتقد است که هرچند فضا یک ساخته اجتماعی است اما سازمان فضایی جامعه نیز در خصوص چگونگی عملکرد جامعه نقشی ایفا می کند. از این دیدگاه با عناوین مختلفی از قبیل دیدگاه ربطی، دیدگاه بینابینی و … یاد می شود (همان، ۲۱۸).
بر اساس نگرش ربطی که عمدتا ملهم از لایبنیتس است، فضا امری نسبی و راهی برای آگاهی از روابط بین عناصر دنیای فیزیکی است. فضا تنها می تواند به مثابه رابطه بین اشیا وجود داشته باشد. هیچ رابطه فضایی بدون این اشیا، وجود ندارد. تنها به این دلیل که اشیا هستند و به یکدیگر مرتبط اند، فضا وجود دارد.در بحث موضع رئالیستها بین روابط علی و انتزاعی و جریانات مشروط و تجربی تمایز قائل می شوند و یک تبیین با کفایت را در گرو شناسایی نظری گروه های علی و ذاتی از یکسو و شناسایی عینی شرایط مشروط و مربوط از سوی دیگر می دانند. بر پایه این تمایز کلی، فضا مظهر روابط مشروط بین موضوعهای اجتماعی، یا به بیان دیگر فضا بعد مشروط سازمان اجتماعی است. از دیدگاه رئالیسم فضا به مثابه یک شی مستقل وجود ندارد و فرایندهای فضایی از فرایندهای اجتماعی مستقلانه عمل نمی کنند، با وصف بر این، الگوهای فضایی را نمی توان به اشیایی که آنها را ایجاد کرده اند تقلیل داد و عاملیتاعدادی فضایی در نحوه عملکرد فرایندهای اجتماعی و فیزیکی آنها نقش دارد. در مجموع هرچند الگو و منطق فضایی تابع الگو و منطق اجتماعی است، اما چون حامل منطق اجتماعی نیز هست، به نوبه خود در ایجاد روابط و فرایندهای اجتماعی خاص نقش دارد. الگوی فضایی حاصل از روابط اجتماعی به صورت خلا و قلمروی منفعل نبوده و تهی از عوامل انسانی و اجتماعی نیست و با روابط و فرآیندهای اجتماعی عجین است. به عبارت دیگر ما همواره با اشکال فضایی- اجتماعی ییمواجهیم که به تعبیری معلول روابط و گروه بدنیهاینابرابرانه قدرت جامعه اند، اشکالی که بدون عوامل بوجود آورنده و متغیر های اجتماعی توأمان آن، قابل فهم نیستند.
آنچه در مورد آثار و پیامدهای جدایی گزینی های فضایی به طور خاص باید به دنبال آن بود، به شکل گیری خرده فرهنگهای ناشی از اقامت در محله های مختلف اختلاف یا به عبارتی تاثیراتهمجواری یا محله ای بر می گردد. مشاهده
 




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:59:00 ب.ظ ]