مجله علمی و آموزشی نواندیش


مرداد 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            


 بهینه‌سازی فروشگاه وردپرسی با پلاگین رایگان
 راهنمای جامع سگ‌های تریر (ویژگیها و نگهداری)
 کسب درآمد بدون سرمایه اولیه (15 روش عملی)
 بومیسازی محتوا برای جذب مخاطب
 تشخیص و درمان اسهال سگ (راهنمای رنگ مدفوع)
 بهترین حیوانات خانگی آپارتمانی (کم‌زحمت)
 تکنیک‌های تحلیل حرفه‌ای محتوا
 درمان عفونت روده عروس هلندی (روش خانگی)
 درآمد دلاری از فروش عکس (5 پلتفرم برتر)
 روانشناسی خیانت زنان (تحلیل رفتاری)
 اجاره موفق ملک در پلتفرم‌های آنلاین
 راهکارهای جذب دخترانه برای پسران
 درآمدزایی از دوره‌های آموزشی آنلاین
 اهمیت ظاهر در زندگی مشترک (5 نکته کلیدی)
 آموزش پیشرفته Leonardo AI
 تصمیم‌گیری پس از خیانت همسر (معیارها)
 افزایش درآمد از تدریس آنلاین (10 تکنیک)
 رازهای سئو ویدیو (جذب مخاطب ارگانیک)
 فروش دوره‌های آموزشی آنلاین (استراتژیها)
 ویژگیهای همسر ایده‌آل (معیارهای انتخاب)
 تغذیه بچه خرگوش یتیم (0 تا 6 ماهگی)
 معرفی سگ تازی (ویژگیهای منحصربه‌فرد)
 درمان کک و کنه خرگوش (تشخیص + روش‌ها)
 علل له‌له زدن سگ (5 دلیل و کمک فوری)
 جلوگیری از فاصله عاطفی در رابطه
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید



جستجو



  فیدهای XML
 



وزن و موسیقی شعر

 

«وزن نوعی تناسب است ،تناسب کیفیتی است حاصل از ادراک وحدتی در میان اجزاء متعدد.تناسب اگر در مکان واقع شد آن را قرینه خوانند و اگر در زمان واقع شد وزن خوانند.»(خانلری،۱۰:۱۳۷۷)
«وزن وجه امتیاز نظم از نثر است،تکرار آهنگ های معیّن است که شکل خاصّی می سازد.افزایش این تناسب باعث دلپذیری و محسوس تر شدن وزن می شود منشأ وزن در میان ملل مختلف سرچشمه های گوناگونی دارد. کردها سرچشمه آنرا طبیعت (چشمه سارها،چهچه بلبل و آواز کبک )می دانند،عرب ها معتفدندکه منشأ آن آهنگ پای شتران است که در صحرا گام می زنند.» (شفیعی کدکنی،۴۱:۱۳۸۶)
«هیچ ملّتی را نمیشناسیم که از موسیقی بی بهره باشد پس باید بپذیریم که موسیقی پدیده ای در فطرت آدمی است.عواملی که آدمی را به جستجوی موسیقی می کشانده است همان کشش هایی است که او را وادار به گفتن شعر می کرده است و این سخت استوار است زیرا شعر در حقیقت موسیقی کلمه ها و لفظهاست و غنا موسیقی الحان و آهنگ ها و بیهوده نیست اگر ارسطو شعر را زاییدۀدو نیرو می داند که یکی غریزۀ محاکات است و دیگری خاصیّت درک وزن و آهنگ،اگرچه آدمی به نثر میتواند تغنّی کند امّا هیچ ملّتی را نمی شناسیم که غنای او با نثر باشد زیرا جمع میان شعر و موسیقی جمع میان موسیقی والفاظ و موسیقی و الحان است.» (شفیعی کدکنی،۴۴:۱۳۸۱)«شاعران پارسی گو در دربارها در بسیاری از مقاطع تاریخی،شعر خود را با آواز می خوانده اند ویا کسانی را استخدام می کرده اند که شعرشان را با آواز بخوانند.دربارۀ تاثیر وزن در شعر می توان پس از عاطفه که، رکن معنوی شعر است مهمّ ترین عامل و مؤثّر ترین نیرو ها از آن وزن است چرا که تخیّل یا تهییج عواطف بدون وزن کمتر اتفاق می افتد و اصولاً توقّعی که آدمی از یک شعر دارد این است که بتواند آن را زمزمه کندو علّت اینکه شعر را بیش از یک قطعه نثر آدمی می خواندهمین شوق به زمزمه و آوازخوانی است که در ذات آدمی نهفته است.»
(شفیعی کدکنی،۴۷:۱۳۸۶)
«بنابراین،علم موسیقی یکی از اصول حکمت ریاضی است که علم به احوال نغم و اختلاف آن وحال ابعاد انتقالات و ایقاع وکیفیّت تألیف الحان است و این علم از تألیف و وضع حکماست که روح را از آن لذتّی و فرحی است نه جسم را… و موضوع آن سمع است و نفس را به واسطۀ آن حرکتی و جنبشی حاصل شود و ازآن لذّت یابد.» (خدیوجم،عباس اقبال و کریستن سن :۱۱۴)
آموزش بخش هایی از علوم قدیم به صورت شعر،آموزش کودکان در قالب برنامه های موزیکال و ترانه و ثبات و ماندگاری جملات آهنگ دار در اذهان دلیلی بر این مدعاست.
دکتر شفیعی کدکنی در کتاب وزین موسیقی شعر تأثیرات وزن را این چنین بیان می کند:
۱-لذّت موسیقایی به وجود می آورد و این در طبیعت آدمی است که خواه ناخواه،از آن لذّت می برد.شاید رقص قدیمی ترین زبانی باشد که بشر برای تعبیر از انفعالات نفسانی خود به کار گرفته است.(مطالعه موسیقی و رقص آذری از این نظر بسیار قابل تأمّل و تفحّص است)
۲-میزان ضربه ها و جنبش ها را منظم می کند.
۳-به کلمات خاصّ هر شعر تأکید می بخشد وامتیازی از نظر کشش کلمات ایجاد می کند.این اصول است که باعث شده وزن به عنوان مهمّ ترین عامل شعر معرّفی شود.(شفیعی کدکنی،۴۹:۱۳۶۸)
مبنای شعر های آتشی غالباً همان وزن های عروضی است که به متقضای معنی بلند و کوتاه شده است گاه وزن یک مصراع با سکته همراه است این خصیصه گرچه نازیباست امّا چون درشعرزمان خود فراوان دیده ایم گوشمان به ناهنجاری آن عادت کرده است که آتشی بابه کارگیری موسیقی کناری آن را پوشش دادهاست.درکلّ می توان گفت که آتشی درموردوزن شعربه خودآزادی مجال می دهد.
«آتشی در«ریشه های شب،آهنگ دیگر،آواز خاک و دیداردرفلق»از وزن عروضی کهن و نیمایی بهره جسته است. (به جز بخش های بزرگی از ریشه های شب که بعداً شعر های سپید به آن اضافهشده اندو چندین مورد،شعر هایی که در آن« آواز خاک» و «دیدار در فلق» آمده اند که دچار لغرش ها و رعشه های وزنی در نیمایی و سپید است.)اشعار آتشی از نظر وزن نیمایی یا سپید نسبت به شعر کهن با وزن عروضی از بسامد های بالایی برخوردار نیست در کلّ می توان گفت که آتشی در ۵۵ شعر موفّق خود از وزن های رایج استفاده کرده است که بخش بزرگ این اشعار مختلف الارکان هستند که حاصل اوزانی است که از تناوب ارکان بوجودآمده اند. شاعردربیش ازهمه ازوزن روایی فاعلاتن یا فعلاتن دربحررمل بهره برداری کرده است.» (شریفی، ۱۳۹۱ :۶۵)
وزن هایی که آتشی در اشعار خود استفاده کرده است به شرح ذیل می باشد:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[جمعه 1399-09-21] [ 10:25:00 ق.ظ ]




اصولا در همۀ زبان ها،شعر بدون صنایع بدیعی را نمی توان شعر نام نهاد و همین نوآوری ها باعث شهرت و حفظ آن در سینه ها و اقبال عمومی می شود. امروز همۀ آنانی که تورّقی در ادبیّات دارند از شعر حافظ و سعدی و مولوی و شاملو لذّت می برند و این لذّت ریشه در نو آوری ها و خلاف آمد عادت ها دارد .
ترکیبات بدیع در اشعار منوچهر آتشی کم نیست چه آنان که زبان شعر قدیمی است و چه آنجا که زبان او، مؤثّر تر است نکته ای که بیشتر از همه به چشم می آید حضور واژگان قدیمی و طبیعت جنوب در حوزۀترکیبات بدیع او است .
و کاسه سیاه شب را
با ماسه های گریه می سایم
گرگان تشنه را
در کوزۀ شکسته خود آب می دهم.
(آتشی،۱۳۸۴: ۲۹۵)
ماسه های گریه ترکیب جدیدی است.

 

فصل چهارم بررسی سطح

 

ادبی اشعار

 

بررسی سطح ادبی اشعار

 

۴-۱ تشبیه

 

«در لغت به معنی چیزی را به چیز دیگر مانند کردن و در اصطلاح یعنی مقایسه و کشفو یادآوریشباهت یا شباهت هایی بین دو چیز یا دو امر متفاوت.این کشف حاصل دقّت و ذوق و قریحۀ شاعر یا نویسنده است،بنابراین اگر گفته شود خانۀ من شبیه خانۀ تو است هر چند مقایسه صورت گرفته است،امّا این گفته تشبیه نیست زیرا تنها با درک و کشف خصوصیّات پنهان در اشیاء و عناصر موجود در طبیعت و زندگی است که تشبیه به وجودمی آید و تصویر خیالی آفریده می شود.
در کتاب های بلاغت قدیم، تشبیه را از جهات مختلف به اقسام گوناگون تقسیم کرده اند،در این تقسیم بندی ها بیشتر نوع و چگونگی مشبه و مشبه به مورد نظر بوده است و به تفاوت زیبایی و حدّ تأثیر انواع تشبیه، کمتر توجّه شده است درمهم ترین این تقسیماتحسّی یاغیرحسّی بودن طرفین تشبیه موردتوجّه قرارگرفته است.»(میر صادقی، ۱۳۷۳ : ۶۷-۶۶)
تشبیه در شعر آتشی از نوع فشرده ترین آن ها است که در علم بدیع اضافۀ تشبیهی نامیده می شود که پر بسامد ترین صنعت ادبی در کلّ اشعار ایشان است.
این باغ معبدی است
و سرو و سپیدار ها نمازگزارانی طلسم شده در ابدیّت بی ایمانی
(آتشی ، ۱۳۸۴ : ۱۱۶۰)
در این قطعه ترکیبات « این باغ معبدی است »،« سرو و سپیدار ها»و«نمازگزارانی طلسم شده» همه تشبیهی است.
«در اضافۀ تشبیهی یا تشبیه بلیغ،دو رکن اساسی تشبیه یعنی مشبه و مشبه به باقی می مانندو بقیّۀ اجزای جمله جملۀ تشبیهی حذف می شوند. به اعتبار حسّی و عقلی بودن، تشبیه چهار حالت دارد.مراد از حسّی، اموری است که با یکی از حواس پنج گانۀ چشایی، بینایی،بساوایی،شنوایی و بویایی قابل درک باشند،یعنی به طور کلّی وجود مادی داشته باشند.امّا مراد از عقلی در اصطلاح علم بیان هر چیزی است که به یکی از حواس خمسه درک نشود و وجود آن وجود ذهنی باشد.»
(شمیسا ، ۱۳۸۳ : ۳۶)

 

۴-۱-۱ تشبیه به لحاظ شکل

 

۴-۱-۱-۱تشبیه تفضیل

 

«دراین نوع تشبیه، آتشی نخست مشبّه را به چیزی تشبیه می کند و سپس از گفتۀ خود عدول کرده، مشبّه را به مشبّه به ترجیح می دهد.» (شمیسا،۱۳۸۷: ۴۹)
طیف های رنگین
دوایربی قرار زنگاری
که دارای منظومه های کیهانی در می آورند
و آهن ربای ریاکار پنهان درآستین

 

 
 
 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:24:00 ق.ظ ]




وفاقدزایدهزیربرگ یعنی (استیپول) می باشد. میوه فندقه و اغلب دارای تارهای بلند می باشد. (امید بیگی ۱۳۸۴)

 

۱-۱۰ گیاه شناسی:

 

ماریتیغال(silybum marianum) از خانواده کاسنی (Asteraceae)، گیاهی دارویی،علفی و یکساله است که درنقاط مختلف ایران به صورت وحشی یافت میشود. این گیاه دررویشگاههای طبیعی خوددربرخی مناطق معتدله باشرایط آب وهوای مدیترانهای قادربه گذراندن دوره ی سرمای زمستان میباشدبه همین دلیل میتواندبصورت یک محصول پاییزه نیزدرآن مناطق کشت شود،ولی درنواحی سردسیری مناطق مدیترانه ای بایددرفصل بهارکشت گردد.(امیدبیگی,۲۰۰۶).

 

۱-۱۱ نوع مواد موثره:

 

موادمؤثره دانه های گیاه ماریتیغال ازنوع فلاونولیگنانهاهستندکه این مواد۵/۱تا۳ درصدوزن دانه ماریتیغال راتشکیل می دهند(دویک[۶]، ۱۹۹۸).این ترکیبات ازنظرشیمیایی متعلق به فنلهاهستندورنگ آنهامعمولاًزردمیباشند . مهمترین فلاونوئیدهای موجوددردانه های این گیاه عبارتنداز:سیلیبین،سیلی کریستین وسیلی دیانین که مجموعه آنهاتحت عنوان ترکیبات سیلیمارین شناخته میشوند(امید بیگی، ۲۰۰۶).
سیلیمارین ترکیبی ازفلاونوییدهااست که ازعصاره متانولی دانه های ماریتیغال به میزان۴تا۶درصداستخراج میشود (کاتیار[۷]، ۲۰۰۲).

 

۱-۱۲ موارد استفاده:

 

سیلیمارین ازسیلیبین مشتق شده ویک داروی محافظ کبدی است که به طوروسیعی دردرمان بیماریهای مختلف کبدی(سیروز،هپاتیت ویروسی وسمی مزمن،کبدچرب والتهاب مجرای صفرا)استفاده میشود.(کرن و همکاران[۸]، ۲۰۰۰). این گیاه اثرپزشکی ودارویی دارد،امابعضی وقتهابه عنوان گیاه زینتی به دلیل برگهای غیرمعمول آن پرورش داده میشود . بیش از۲۰۰۰سال است که دانه های این گیاه برای معالجه بیماریهای کبدی بکارمیرودوهمچنین برای معالجه مسمومیت قارچی وهپاتیت کاربرددارد(واگنر و همکاران[۹]، ۱۹۹۲و بوسی سو و همکاران[۱۰]، ۱۹۹۲). ازدانه های این گیاه موادمؤثری استخراج میشود (سیلیمارین)که برای درمان امراض ومسمومیتهای کبدی،سیروزکبدی وپیشگیری ازسرطان بکار میرود(هورنوک[۱۱]، ۱۹۹۲).مطالعات نشان میدهندکه سیلیمارین دردرمان هپاتیتهای حادومزمن تاثیرمی گذارد(ماگلیولو[۱۲]، ۱۹۷۸)هچنین بااثرات سمی موادمختلف سمی همانندالکل(اتانول)،تتراکلریدکربن،دزبالای استامینوفن مقابله میکند(پاتی[۱۳]، ۱۹۹۶).

 

۱-۱۳ پراکنش جغرافیایی:

 

این گیاه به طورخودرودرشمال،مغرب وجنوب ایران میروید،ولی به صورت پرورشی نیزمیتوان دراکثرمناطق ایران کشت نمود، همچنین دراکثر کشورهای غربی(آلمان، اتریش ورومانی) ودر تعدادی از کشورهای جنوب آمریکا وجنوب آفریقا، همه ساله زمین های زراعی وسیعی برای کشت ماریتیغال اختصاص می یابد (امیدبیگی ۱۳۸۴).

 

۱-۱۴ کاشت:

 

طریقهتکثیراین گیاه پرارزش،ازطریق بذراست. این گیاه به صورت ردیفی توسط ردیفکارغلات کشت میشودوبرای هرهکتارزمین ۱۲تا ۱۰ کیلوگرم بذرنیازاست(امیدبیگی،۱۳۸۴ ). تعداد ۱۰ تا ۱۲ بذردرهرمترطولی مناسب است.برای سهولت دربرداشت مکانیکی بهتراست گیاهان به صورت نواری کشت شوند،فاصله ردیف کاشت بین ۴۰ تا ۶۰سانتیمتروعمق کشت۲ تا۳سانتیمتراست؛یعنی پس ازهر ۴ تا ۵ ردیف،فاصلهای به اندازه ۱۲۰ تا۱۵۰سانتیمترخالی بماندودرتمام زمین به همین شکل عمل شود۰امیدبیگی ،۱۳۸۴ ).ماریتیغال درطول دورهرویش به هوای گرم وآفتاب فراوان نیازدارد(امیدبیگی،۱۳۸۴ ). بذوردردمای ۸ تا ۱۰ درجه سانتیگرادجوانه می زنندولی درجه حرارت مطلوب برای جوانه زنی بذربین ۱۸ تا ۲۰ درجه سانتیگراداست( امید بیگی، ۱۳۸۴)

 

۱-۱۵ خاک:

 

مارتیغال راتقریباًدرهرنوع خاکی میتوان کشت نمود. به شرطی که خاک کاملاًشنی وتهی ازموادوعناصرغذائی نباشد(امید بیگی، ۱۳۸۵).

 

۱-۱۶ داشت:

 

ماریتیغال به بسیاری ازعلفکشهاحساس است ازاین رومبارزهشیمیائی باعلفهای هرزاین گیاه بایدبادقت کامل انجام گیردودرانتخاب نوع علف کشی وغلظت وزمان کاربردآن دقت نمود؛لذاتوصیه میشودازسموم قبل ازکاشت استفاده شود(امیدبیگی،۱۳۸۴ ). بایدازمحصولات وجینی قبل ازکشت خارمریم استفاده کردتادرموقع کشت خارمریم باعلفهای هرزکمتری برخوردنمائیم،همچنین نبایددرچندسال پیاپی این گیاه راکشت نمودچون علف هرزمزرعه میشود (امید بیگی، ۱۳۸۵).

 

۱-۱۷ برداشت:

 

درکشت بهاره میوه هاازاوایل تابستان به تدریج میرسند(امیدبیگی،۱۳۸۴ ).. هنگام رسیدن میوه ها،گلچه هاخشک میشوندوتارهای بلندوسفیدرنگ ظاهرمیگردند. رنگ میوه های رسیده قهوه ای وبراق است. (امیدبیگی،۱۳۸۴ )میوه های رسیده به سهولت ازگیاه جداوبه اطراف پراکنده میشوند. (امیدبیگی، ۱۳۸۴ ).کاپیتولهامعمولاًدریک مرحله ودرفاصله زمانی۱۰ تا ۱۵روزه برداشت میشود. اواخرتیراوایل مردادزمان مناسبی برای برداشت محصول میباشد،ولی برداشت مارتیغال بدلیل وجودبرگهای بزرگ وانبوه وخارهای اطراف برگ بسیارمشکل است(امیدبیگی،۱۳۸۴ ). درسطح کوچک،کاپیتول ها را میتوان بادست برداشت کردولی درسطح وسیع بایدبا ماشینهای مخصوص اینکاررا انجام داد(امیدبیگی،۱۳۸۴ ). عملکردبذربین ۱تا۲تن در هکتار است (امید بیگی، ۱۳۸۴).

 

فصل دوم

 

مروری بر تحقیقات انجام ش

 

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

ده

 

۲-۱ پتاسیم:

 

ﭘﺘﺎﺳﯿﻢ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺳﻮﻣﯿﻦ ﻋﻨﺼﺮ ﻏﺬاﯾﯽ اﺻﻠﯽ ﺑﺮای رﺷﺪ ﮔﯿﺎه ﻣﻄﺮح ﺑﻮده و ﻧﻘﺶ اﺳﺎﺳـﯽ در ﻓﻌﺎﻟﯿـﺖ آنزیم ها، سنتز پروتئین ها و فتوسنتز ایفا می کند(باساک و بیسواس[۱۴]، ۲۰۰۹). کود پتاسیم در مکانیسم انتقال سایرعناصر غذایی از غشاء سلولی دخالت داشته و وجود آن برای انجام فتوسنتز موثر و ضروری می باشد (هلمز[۱۵]، ۱۹۸۵). در بسیاری از موارد پتاسیم موجود در خاک برای رشد گیاه زراعی کافی است اما در مواقعی که میزان زیادی کود نیتروژن و فسفر جذب می شود ممکن است پتاسیم عامل محدود کننده ای برای جذب نیتروژن بوده و در نتیجه رشد را کاهش دهد(اکبری و همکاران، ۱۳۷۹؛ ماجدی و خادمی، ۱۳۷۸). کود پتاسیم به ویژه در خاک های مبتلا به کمبود این کود باعث افزایش بارز عملکرد می شود و می تواند اثر زیادی روی کیفیت دانه بگذارد(گرنت و بایلی[۱۶]، ۱۹۹۳).
ﮔـﺰارش ﺷـﺪه اﺳﺖ ﻛﻪ اﻓﺰاﻳﺶ ﻛﺎراﻳﻲ ﻣﺼﺮف آب در ﮔﻴـﺎه ﺑـﻪ میزان ۲۵ تا ۴۰ درصد از طریق مدیریت خاک ورزی و ۱۵ تا ۲۵ درصد از طریق مدیریت تغذیه امکان پذیر است (هاتفیلد وهمکاران[۱۷]،۲۰۰۱). پتاسیم با وجود این که در ساختمان بافت ها شرکت ندارد, اما نقش های مهمی را در ﺑﺴﻴﺎری از ﻓﺮاﻳﻨﺪ فیزیولوژیک از قبیل فتوسنتز، انتقال مواد پرورده به مخازن، حفظ آماس، هدایت روزنه ای، تنظیم اسمزی، فعالیت آنزیمی، توسعه سلولی، خنثی سازی یون های دارای بار منفی غیر قابل انتشار وقطبی نمودن غشا ایفامی کند (سالاردینی و مجتهدی، ۱۹۸۹).
کمبود پتاسیم در خاک و یا افزایش PH خاک باعث ایجاد علائم کمبود در برگ ها می شود که بارزترین آن حالت کلروز در حاشیه برگ ها می شود، که در اثر پیشرفت به نکروز تبدیل می شود (ملکوتی ،۱۳۷۵). پتاسیم از عناصر غذائی اصلی گیاه به شمار می آید و نقش حساسی را در گیاه ایفا میکند، حداقل ۵۰ آنزیم گیاهی به طور کامل و یا مقدار زیادی ازفعالیت شان به پتاسیم بستگی دارد. از نقش های حیاتی پتاسیم، نقش اسمزی این عنصر در بالا بردن کارایی مصرف آب در گیاه است، به طوری که در حضور مقدار کافی از پتاسیم، وظیفه سلول های روزنه که باز و بسته شدن آنها با توجه به شرایط رطوبتی گیاه است، به درستی صورت می گیرد که منجربه افزایش راندمان مصرف آب می شود.این امرگیاه را در شرایط کم آبی در برابر خشکی مقاوم می سازد.در شرایط عدم حضور پتاسیم کافی و کمبود آب، روزنه ها به موقع بسته نشده و منجر به پژمردگی و پلاسیدگی گیاه می گردد. این اثر پتاسیم به لحاظ حفظ شرایط مناسب رطوبتی گیاه و کاهش تراکم هورمون اسید آبسیزیک[۱۸]در گیاه میباشد (سالاردینی و مجتهدی،۱۳۶۷؛ملکوتی،۱۳۷۳؛ مارشنر،۱۳۸۰؛شریفی عاشور آبادی،۱۳۸۰).
پتاسیم نقش ویژه ای در حیات و بقای گیاهان تحت شرایط تنش محیطی بازی می کند، در شرایط کمبود پتاسیم حساسیت گیاهان به تنش های محیطی افزایش می یابد (کاکمک[۱۹]، ۲۰۰۲) به طوری که در شرایط تنش ﺗﻮﻟﻴﺪ رادیکال های فعال اکسیژن در گیاهان به شدت تحریک می شود(کاکمک، ۲۰۰۵). کاکمک(۲۰۰۵)، نیاز به پتاسیم بالا را در شرایط تنش به نقش بازدارندگی پتاسیم در مقابل تولید رادیکال های فعال اکسیژن در طی فتوسنتز و اکسید شدن [۲۰]نسبت داد. فوگر و ملکوتی(۱۳۷۹) بیان نمودند پتاسیم ﻋﻼوه ﺑﺮ اﻓﺰاﻳﺶ ﺗﻮﻟﻴﺪ و ﺑﻬﺒﻮد ﻣﺤﺼﻮل، سبب افزایش تحمل ﮔﻴﺎﻫﺎن ﺑﻪ ﺷﻮری، کم آبی، انواع تنش ها، آفات و بیماری ها شده و ﻛﺎراﻳﻲ ﻣﺼﺮف آب و ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻏﺬاﻳﻲ را اﻓﺰاﻳﺶ ﻣﻲدﻫﺪ .
گنزالس و همکاران(۱۹۷۲) اظهار داشتند که پتاسیم باعث تحریک تغییر فاز از رویشی به زایشی می شود زیراکه گل دهی با تغییر آمینو اسید که تسهیل کننده سنتز ایندول استیک اسید است، باعث تحریک گل دهی میشود. گارسیا و همکاران[۲۱](۲۰۰۸) بیان کردند که زمانی که غلظت پتاسیم در گیاه ازحد مشخصی بالاتر رود ،فیتوتوکسیتی(سمی شدن گیاه) در گل اتفاق می افتد.

 

۲-۱-۱ اثر کود پتاسیم بر ارتفاع گیاهان:

 

آزمایشات متعددی بر روی اثر پتاسیم بر ارتفاع گیاهان داروئی و زراعی صورت گرفت که نشان داد پتاسیم اثر مثبتی بر ارتفاع گیاه دارد البته در مواردی نیز هیچگونه تاثیر بر ارتفاع گیاه مشاهده نگردید. در آزمایشی بر روی همیشه بهار آفریقایی ( Tagetes erecta ) پال[۲۲] (۲۰۱۰) اظهار داشت که افزایش میزان پتاسیم تاثیر معنی داری بر ارتفاع گیاه دارد و باعث افزایش ارتفاع بوته می شود. هاکوئه و همکاران (۲۰۰۷) در بررسی اثر کود نیتروژن و پتاسیم بر روی زردچوبه به این نتیجه رسیدند که پتاسیم و نیتروژن با ترکیب با یکدیگر و یا هر یک به تنهایی بر روی ارتفاع گیاه زردچوبه تاثیر می گذارد. همچنین هاکوئه[۲۳] (۲۰۰۷) در آزمایش دیگری با بررسی کود نیتروژن و پتاسیم بر روی زنجبیل به این نتیجه رسیدند که پتاسیم و نیتروژن در مخلوط با یکدیگر باعث افزایش معنی دار ارتفاع بوته می شود. در آزمایشی بر روی تاثیر پتاسیم بر رازیانه محققان اظهار داشتند که با افزایش میزان پتاسیم افزایش معنی داری در ارتفاع مشاهده می شود (ابو المگد و هکاران[۲۴]، ۲۰۱۰).
همچنین حیدری و همکاران(۱۳۹۰) در آزمایشی به منظور بررسی تأثیر نیترات پتاسیم بر ارتفاع بوته ترخون آزمایشی با ۴ سطح پتاسیم انجام دادند و نتیجه گرفتند که نیترات پتاسیم اثر معنی داری بر ارتفاع گیاه ترخون دارد. همچنین در آزمایشی که بر روی گیاه داروئی سرخارگل انجام شد، به این نتیجه رسیدند که استفاده از پتاسیم باعث افزایش ارتف
اع گیاه می شود (الساید و همکاران[۲۵]،۲۰۱۲).
ازطرف دیگر،اصفهانی و همکاران (۱۳۸۴) در بررسی های خود بر روی اثر پتاسیم بر برنج به این نتیجه رسیدند که پتاسیم اثر معنی داری بر ارتفاع ساقه گیاه ندارد. در پژوهشی دیگر که بر روی اثر پتاسیم بر پیاز انجام گردید، مشخص شد که ارتفاع بوته به تدریج با گذشت زمان تا ۶۰ روز پس از کاشت افزایش یافت (علی و همکاران، ۲۰۰۷).
حسین، اسلام و همکاران (۲۰۰۹) با پژوهشی که بر روی هویج انجام دادند مشاهده کردند که در پلات هایی که میزان ۲۵۰ کیلوگرم در هکتار پتاسیم دریافت کرده بود افزایش ارتفاع در بوته هویج مشاهده شد. عزیزی و همکاران(۱۳۸۹) نیز در آزمایشی اثر پتاسیم بر روی آفتابگردان نشان دادند که با افزایش کود پتاسیم ارتفاع آفتابگردان افزایش یافت. قاسمی و همکاران(۱۳۹۱) با آزمایشی که بر روی کلزا انجام دادند اظهار داشتند که میزان ۱۰۰ کیلوگرم در هکتار پتاسیم باعث افزایش ارتفاع گیاه می شود و آن را در سطح پنج درصد معنی دار می کند.
اماحقیقی و همکاران (۲۰۱۱) با آزمایشی که بر روی توتون انجام دادند نشان دادند که پتاسیم نمی تواند تاثیری بر ارتفاع گیاه توتون داشته باشد.

 

۲-۱-۲ اثر کود پتاسیم بر عملکرد بذر:

 

 

اثر مثبت کود پتاسیم بر عملکرد بذر در بسیاری از گیاهان داروئی و سایر محصولات زراعی مشاهده شده است. به طور مثال در آزمایشی توسط حسنی (۲۰۱۰) تاثیر پتاسیم بر روی عملکرد دانه آنیسون مورد بررسی قرار گرفت و نتیجه گرفتند که با افزایش پتاسیم عملکرد بذر بالا می رود. ناﺻﺮی ﭘﻮر ﯾﺰدی(۱۳۷۰) اثر نیتروژن ، فسفر و پتاسیم را بر رشد و عملکرد زیره سبز بررسی و گزارش داد که ﺳﻄﻮح ﻧﯿﺘﺮوژن و ﻓﺴﻔﺮ ﺑـﺮ روی ﺗﻌـﺪاد داﻧـﻪ در ﺑﻮﺗﻪ ﮔﯿﺎه اﺛﺮ ﻣﻌﻨﯽدار داشته ولی بین سطوح پتاسیم به تنهایی اختلاف معنی داری مشاهده نکرد.
فنایی و همکاران(۱۳۸۸) نیز در آزمایشی که بر روی کلزا و خردل انجام دادند بیان کردند که اﻓﺰاﻳﺶ ﻣﺼﺮف ﭘﺘﺎﺳﻴﻢ ﺑﺎ اﻓﺰاﻳﺶ ﻋﻤﻠﻜﺮد داﻧﻪ در دو گونه کلزا و خردل ﻫﻤﺮاه بود. علی و همکاران (۲۰۰۷) نیز با آزمایشی که در آن تاثیر پتاسیم بر روی پیاز انجام گرفت بیان کردند که پتاسیم باعث افزایش عملکرد بذر پیاز در هکتار می شود.
پرهیزکار و همکاران(۱۳۹۱) اظهار داشتند که اﺛﺮ ﮐﻮد ﭘﺘﺎﺳﯿﻢ بر ﻋﻤﻠﮑﺮد دانه در هکتار در سطح یک درصد بر روی گیاه کتان معنی دار بود و سطوح مختلف پتاسیم تیمار شده نشان داد که بیشترین عملکرد دانه در هکتار متعلق به سطح ۸۰ کیلوگرم در هکتار بود. در تحقیقی توسط سپهر و ملکوتی(۱۳۸۳) بر روی آفتابگردان تاثیر سطوح پتاسیم مورد ارزیابی قرار گرفت و نتایج آن بدین صورت بود که پتاسیم عملکرد دانه را ۵۰۰ کیلوگرم افزایش داد. رحیمی(۲۰۱۲) در آزمایشی بر تاثیر پتاسیم بر روی گندم اظهار داشت که با افزایش پتاسیم میزان عملکرد بذر گندم افزایش معنی داری پیدا می کند.
در آزمایشی که توسط فرهاد و همکاران (۲۰۱۰) بر روی تاثیر پتاسیم بر روی عملکرد بذر سویا انجام شده بود به این نتیجه رسیدند که افزایش پتاسیم باعث افزایش عملکرد بذر سویا می شود. در آزمایش دیگری که توسط موبسر و سرحدی [۲۶](۲۰۱۲) بر روی عملکرد بذر کلزا انجام شد نشان دادند که پتاسیم اثر معنی داری بر روی عملکرد بذر نمی گذارد. در آزمایشی بر روی گلرنگ توسط پالیزدار و همکاران(۱۳۹۱) اظهار داشتند که۱۵۰ کیلوگرم پتاسیم در هکتار نسبت به عدم مصرف آن، عملکرد دانه را ۵۸ درصد افزایش داد. در آزمایش دیگری بر روی کتان توسط ساوان و همکاران (۲۰۰۷) به این نتیجه رسیدند که محلول پاشی پتاسیم به طور قابل توجهی عملکرد بذر را از ۱۰ به ۱۶ درصد نسبت به شاهد افزایش داد.
پیشرفت های قابل توجه در عملکرد پنبه و کیفیت ناشی از مصرف پتاسیم نیز توسط مولینز و همکاران[۲۷](۱۹۹۱) گزارش شده است. حبیب زاده و همکاران (۱۳۸۲) در بررسی اثر پتاسیم بر روی عملکرد بذر سویا نتیجه گرفتند که سطوح مختلف پتاسیم در سطح یک درصد معنی دار شد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:24:00 ق.ظ ]




تا داد خود از مهتر و کهتر بستانی

 

گروه دیگر تحامق در هزل و هجو را به عنوان وسیله‌آی برای مسخره یا ریشخند کردن معتقدات پوچ و نابخردی و جهل توده مردم و انتقاد از رواج خرافه‌گرایی و عوام‌فریبی و ریاکاری طبقه حاکم به کار می‌برند و هدف شرارت‌آمیز یا توهین نداشته‌اند. مانند ولتر، ابن قتیبه دینوری، راغب اصفهانی و …
خراب کردن سمبل‌‌ها: هجاگویی که می‌خواهد نشان بدهد علامت یا رمزی در مقاصدی غیرعادلانه به کار رفته یا مخصوص چند تن زورگوی مستبد گشته، تظاهر می‌کنند که مفاهیم یا معانی باطنی رمز را نفهمیده است و تا جایی که ممکن است به طور واقع‌بینانه آن رمز را چنان که هست نشان می‌دهد. هجاگو در کار خود به عنوان سمبل خراب کن یا نمادشکن، یک سخن‌گوی یا یک ماسک می‌آفریند. وقتی عبید می‌خواهد بیهودگی برف یا «سلجوق شاه غازی» یعنی محمد مظفر را نشان بدهد و بی‌اعتنایی خود را به رمز یا نشانه‌ای که ظاهراً به نام دین‌پروری و حفظ «بیضه دین»، ولی در باطن برای خشنودی و ارضا حسن جاه‌طلبی مرد خون‌خورای بی‌ذوق و فرهنگ چون او حمل می‌گردد. مانند نامه‌های فلسفی ولتر.
ستایش اغراق‌امیز و نامعقول: در اصطلاح ادیبان مدح و ستایش درست در مقابل هجو و تفرین است. این درست زمانی است که مدح و ستایش از حد معقول درگذرد و شاعر یا نویسنده برای خشنود کردن ممدوح خود «آسمان» را به «زمین» بدوزد و به اصطلاح دروغ‌های شاخ‌دار بگوید، از چنین مدحی شنونده احساس خنده می‌کند و خیال می‌کند که شاعر یا نویسنده قصد استهزاء و ریشخند ممدوح را داشته است. بسیاری از اغراق‌های موجود در اشعار شاعران ایران به حدی نامعقول و دور از عرفق و عادت است که وقتی اهل مغرب زمین آن‌ها را می‌خوانند و معانی دقیق واژه‌ها و مفاهیم آن‌ها را در می‌یابند به خنده می‌افتند.
تهکّم، نفرین، دشنام: آخرین و شاید شاخص‌ترین وجه هزل و هجو در ادب ایرانی تهکّم، نفرین و دشنام است. تهکّم نهی از هزل است فرق میان آن دو این است که ظاهر تهکّم جد و باطن آن استهزاء است و هزل عکس آن است. یعنی چنان‌که گفتیم یاوه‌گویی است ولی باطن آن جداست. مانند آیه ۱۲ سوره رعد. «کافر را دنبال‌روندگانی است از پیش و پس، که او را از فرمان خدا نگهبانی می‌کنند».
دشنام و فحش نیز یکی از برنده‌تری ابزار هجاگویان است و شک نیست که از فرهنگ و ادب تازی به ویژه سبک جریر و احظل و فرزدق و … متأثر شده باشد.
شکل دیگر هجا، لعن و نفرین است در لغت یکی دیگر از معانی هجا نفرین کردن است. این شکل از هجاها در کتاب‌های مقدس آمده است و به ویژه پیامبران عبری در تحقیر بدکاران عهد خویش و بدنام کردن آن‌ها سود جسته‌اند. مثالی از قرآن: «سوره المسد».
در پایان می‌توان گفت که هزل و هجو چنان‌که فرای گفته است «یک طنز، پیکار جدّی است. هجاگوی، طنز را به عنوان وسیله‌ای به کار می‌برد تا خواننده خود را ناراحت سازد خشنودی او را بر هم زند و او را در پیکار بر ضد حماقت رایج در جهان و در میان آدمیان با خود همگام و شریک گرداند».[۱۸]
شیوه‌ی دیگر در طنزپردازی
تحقیر کردن
تشبیه به حیوانات
دشنام و نفرین
بلاهت و تحامق
نقل و قول مستقیم
ابهام یا دو پهلو سخن گفتن: یعنی مدح و ذم سخن مشخص نباشد مانند شعر رشید و طواط:
ای خواجه ضیاءشودروی توظلم با طلعت تو سور نماید ماتم
هجا در معرض مدح: وقتی یک مصراع از شعر مدح وو پاهر دیگر مدح باشد.

 

 

 

 

خواجه بفزود ولیکن به درم   گشت مشغول ولیکن به شکم

ادماج: شاعر ضمن بیان خود به مطلبی طنزآمیز اشاره می‌کند، مثلاً در این بیت از حافظ:

 

 

نه من ز بی‌عملی در جهان ملولم و بس
 
 
 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:23:00 ق.ظ ]




کنایه: در لغت پوشیبده سخن گفتن است. کنایه از قوی‌ترین ابزار القاء در طنز است و زمانی مؤثرتر است که مبالغه‌آمیزتر باشد. در کنایه مراد معنی ظاهری نیست بلکه منظور یکی از لوازم معنی آن است. مثلاً وقتی می‌گویند فلانی طویل‌الید است یعنی بر کار مسلط است.
اغراق و مبالغه
استفاده از فرهنگ عامیانه: این کار باعث می‌شود عامه مردم به سادگی با اثر طنزآمیز ارتباط برقرار کنند و آن را بفهمند.
مقایسه بین دو امر: هرگاه مقایسه بین دو امر عجیب و غیرمنتظره باشد باعث خنده و زمینه‌ساز و مطایبه می‌شود، مثل داستان طوطیو بقال در مثنوی.
قلب اشیاء و بازی با الفاظ
تقلیدهای مضحک
تهکّم، استعاره ریشخند
معکوس بیان کردن معانی و مفاهیم: مثلاً معایب و رذایل اخلاقی و اجتماعی مورد ستایش قرارداده شده در مقابل فضائل اخلاقی زشت شمرده و شایسته سرزنش می‌شوند. مثل اخلاق‌الاشراف عبید تحت عنوان اخلاق منسوخ. همچنین برگزیدن القاب احترام‌آمیز برای افرادی که محترم نیستند و استفاده از جملات دعایی برای کسانی که درخور این تحسین نیستند.[۱۹]

 

شیوه‌ی دیگر در طنزپردازی

 

با وجود کثرت انواع طنز شیوه‌ها یا تاکتیک‌هایی که در آن انواع طنز به کار گرفته می‌شوند نسبتاً محدودند. شاید بتوان قسمت عمده‌‌ی آن‌ها را تحت پنج عنوان خلاصه کرد:
کوچک کردن
بزرگ کردن
تقلید مضحک از یک اثر ادبی شناخته شده
ایجاد موقعیتی در داستان یا نمایش‌نامه که خود طنزآمیز است.
به کاربردن عین کلمات کسی که مورد طنز قرار می‌گیرد و ایجاد چهارچوبی مضحک برای آن.
هریک از موارد فوق وضوح بیشتر به طور جداگانه مورد بحث قرار می‌گیرد.

 

۱- کوچک کردن

 

کوچک‌کردن، یکی از عمده‌ترین تکنیک‌های طنزنویسی است. بدین معنی که نویسنده شخصی را که می‌خواهد مورد انتقاد قرار دهد از تمام ظواهر فریبنده عاری می‌سازد و او را از هر لحاظ کوچک می‌کند. این کار می‌تواند به صورت‌های مختلف صورت گیرد و می‌توان از لحاظ جسمی و یا از لحاظ معنوی و یا به شیوه‌های دیگر باشد. کاریکاتوریست‌ها معمولاً از این شیوه استفاده می‌کنند.

 

۲- بزرگ کردن

 

در مقابل شیوه‌ی کوچک‌ کردن متد بزرگ کردن هم وجود دارد و گاهی طنزنویس از آن استفاده می‌کند.
شیوه‌ای که با این تکنیک ربط دارد بزرگ کردن مطلبی غیرجدی ا ست که نوعی burlesqueیا تقلید مضحک است.

 

۳- تقلید مضحک و کنایه‌آمیز

 

تقلید یا نظیره‌ی طنزآمیز یکی از فنون عمده‌ی طنز است که خود انواع مختلف دارد. پسر و دختر کوچکی که با وقار ساختگی بر سر میز غذا نشسته «ادای پدر و مادر خود را درمی‌آورد». درواقع رفتار بزرگان را استهزاء می‌کنند. بدیهی است که هر نوع تقلیدی جنبه‌ی طنز و انتقاد ندارد. هنگامی که مقلّدی گفتار یا اعمال شخصیت مشهوری را نمایش می‌دهد می‌گوییم: «چقدر عالی است، عینا خودش است».
این کار وقتی جنبه‌ی طنز پیدا می‌کند که معایب و نقاط ضعف آن شخصیت به صورت مبالغه‌آمیزی مورد استهزاء قرار گیرد و چه بسا او را آزرده و ناراحت کند.

 

۴- طنز یا کنایه طنزآمیز irony

 

در هر دسته تکنینی تاکنون بحث کردیم دو عامل تقلید و مبالغه نقش عمده‌ای داشتند. وسیله‌ی دیگری که در طنز به کار می‌رود در انگلیسیirony و در فرانسه ironer خوانده می‌شود و در آن بازی با کلمات و ظرافت لفظی مهم است.

 

نقل قول مستقیم

 

معمولاً مردم از بزرگان و صاحبان قدرت همیشه انتظار حرف‌های سنجیده و حساب‌شده و پرمعنی دارند، در صورتی که آن‌ها انسان هستند و مانند تمام افراد بشر در طول زندگی خود کم و بیش سخنان بی‌معنی بر زبان می‌رانند. این وضعیت مخصوصاً وقتی جلب‌نظر می‌کند که اطرافیان قدرت‌مندی فعال مایشا خوش رقص می‌کنند و با مداهنه و ستایش او را تا عرش علیین می‌رسانند و کلمات او را با خط زر می‌نویسند و به عنوان گوهرهای گنجینه‌ی حکمت عرضه می‌دارند. در این وقت است که اکثراً امر بر خود آن شخص نیز مشتبه می‌شود و تصوّر می‌کنند هرچه از دهان خارج می‌شود لزوماً باید نکته‌‌ای بکر و پر از معنی باشد. طنزنویس اگر بتواند از این موضوع استفاده کند باید گلچین کردن مضحک‌ترین حرف‌های آن شخصیت از او انتقاد کند.[۲۰]

 

شیوه‌ی دیگر از طنزپردازی

 

هتاکی و دشنام‌گویی
کاریکاتررسازی
بورلسک (مضحکه، نظیره‌سازی‌)

 

 
 
 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:23:00 ق.ظ ]