مجله علمی و آموزشی نواندیش


مرداد 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            


 بهینه‌سازی فروشگاه وردپرسی با پلاگین رایگان
 راهنمای جامع سگ‌های تریر (ویژگیها و نگهداری)
 کسب درآمد بدون سرمایه اولیه (15 روش عملی)
 بومیسازی محتوا برای جذب مخاطب
 تشخیص و درمان اسهال سگ (راهنمای رنگ مدفوع)
 بهترین حیوانات خانگی آپارتمانی (کم‌زحمت)
 تکنیک‌های تحلیل حرفه‌ای محتوا
 درمان عفونت روده عروس هلندی (روش خانگی)
 درآمد دلاری از فروش عکس (5 پلتفرم برتر)
 روانشناسی خیانت زنان (تحلیل رفتاری)
 اجاره موفق ملک در پلتفرم‌های آنلاین
 راهکارهای جذب دخترانه برای پسران
 درآمدزایی از دوره‌های آموزشی آنلاین
 اهمیت ظاهر در زندگی مشترک (5 نکته کلیدی)
 آموزش پیشرفته Leonardo AI
 تصمیم‌گیری پس از خیانت همسر (معیارها)
 افزایش درآمد از تدریس آنلاین (10 تکنیک)
 رازهای سئو ویدیو (جذب مخاطب ارگانیک)
 فروش دوره‌های آموزشی آنلاین (استراتژیها)
 ویژگیهای همسر ایده‌آل (معیارهای انتخاب)
 تغذیه بچه خرگوش یتیم (0 تا 6 ماهگی)
 معرفی سگ تازی (ویژگیهای منحصربه‌فرد)
 درمان کک و کنه خرگوش (تشخیص + روش‌ها)
 علل له‌له زدن سگ (5 دلیل و کمک فوری)
 جلوگیری از فاصله عاطفی در رابطه
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید



جستجو



  فیدهای XML
 



تغییر یک تمرکز ورزشی به‌صورت بود یا نبود، در زمانی که لازم است.

 

 

 

 

-۲-۴-۲)هفت ویژگی اجراکنندگان سرسختی ازنظر لوهر ۱۹۸۶
لوهر(۱۹۸۶) بر اساس پرسشنامه عملکرد روانی(PPI)[85] که اولین پرسشنامه سرسختی ذهنی در روانشناسی ورزش محسوب می‌شود،۷ عامل اعتمادبه‌نفس[۸۶]، کنترل توجه[۸۷]، کنترل انرژی منفی[۸۸]، انگیزش[۸۹]، کنترل نگرش[۹۰]، انرژی مثبت[۹۱]، کنترل تجسم و تصویرسازی[۹۲] را به‌عنوان عوامل کلیدی سرسختی ذهنی در نظر گرفت و مدعی شد که این ۷ عامل اصلی‌ترین خصوصیات ورزشکاران و مربیان برجسته‌ای بوده است که دارای ذهنی بادوام و پایداری بوده‌اند، که او با آن‌ها کار کرده است.
تعاریف خلاصه‌ای از هرکدام از این مهارت‌ها در ادامه عنوان می‌شود:
اعتمادبه‌نفس: شناخت، احساسات و تصاویر مثبت درباره آن چیزی که فرد می‌تواند انجام دهد و یا به دست آورد(برای مثال: من به خودم به‌عنوان یک بازیکن اعتقاد دارم).
کنترل انرژی منفی: توانایی کنترل احساسات و هیجانات منفی ازجمله ترس[۹۳]، خشم[۹۴]، ناامیدی و تنفر[۹۵](برای مثال: من در طول مسابقه خشمگین و ناامید نمی‌شدم).
کنترل توجه: توانایی حفظ تمرکز مداوم بر روی یک تکلیف نزدیک. توانایی افزایش هوشیاری به آن چیزی که مهم است و کاهش آگاهی و هوشیاری از آن چیزی که اهمیت ندارد( برای مثال: من احساسات و هیجانات مزاحم را به‌سرعت دفع کرده و مجدداً تمرکز خود را کسب می‌کنم).
کنترل تجسم و تصویرسازی: توانایی فکر کردن به تصاویر مثبت و حمایت‌کننده و توانایی کنترل تجسم ذهنی در جهت مثبت و سازنده(برای مثال: قبل از مسابقه، تصویر خودم را در حال اجرای عالی می‌بینم).
سطح انگیزش: میزان آمادگی برای تداوم برنامه‌های تمرینی و تحمل درد،ناراحتی و ازخودگذشتگی[۹۶] برای پیشرفت روبه جلو(برای مثال: من انگیزه بالایی برای بهترین اجرای خوددارم).
انرژی مثبت: توانایی تحریک و نیرومند شدن[۹۷] از طریق شوخی، شادی، عزم[۹۸]، مثبت بودن و روحیه همکاری تیمی داشتن(برای مثال: من می‌توانم به‌صورت قدرتمندی هیجان مثبت خود را در طول مسابقه حفظ کنم).
کنترل نگرش: کنترل بر روی عادات، تفکرات و عقاید فردی که نشان می‌دهد تا چه اندازه میزان نگرش‌های مشخص فرد، سازگار و همسان با عملکردهای سطح بالای موفقیت‌آمیز است(برای مثال: من در طول مسابقه، مثبت اندیش هستم) میدلتون(۲۰۰۴).

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

۲-۲-۵)سرسختی ذهنی و نوع ورزش

 

 

بول و همکاران[۹۹](۲۰۰۵) اظهار کردند که سرسختی ذهنی ممکن است خاص برخی ورزش‌ها باشد. این احتمال وجود دارد که تفاوت در سرسختی ذهنی به نوع ورزش یعنی تیمی یا انفرادی بودن یا ماهیت برخوردی و غیر برخوردی بودن ورزش بستگی داشته باشد، ولی نتایج تحقیق نیکولز و همکاران(۲۰۰۹) نشان داد که تفاوتی در سرسختی ذهنی بین ورزشکاران تیمی و انفرادی و نوع ورزش برخوردی یا غیر برخوردی وجود ندارد(نیکولز و همکاران،۲۰۰۹).
بوت و همکاران[۱۰۰](۲۰۱۰) در تحقیقی جامع با عنوان بررسی سرسختی ذهنی در ورزشکاران دانشگاهی ملی اثر هم‌تیمی‌ها و بازیکنان هم‌تیمی بر سرسختی ذهنی را مورد بررسی قرار دادند. ۱۱ ورزشکار از ۱۵ نمونه این تحقیق بر اهمیت هم‌تیمی‌ها در توسعه‌ی سرسختی ذهنی اشاره کردند. آن‌ها عنوان کردند که هم‌تیمی‌ها در شرایط سخت تمرینی و رقابت با صحبت‌های انگیزاننده و کمک‌های خود موجب سرسختی ذهنی آن‌ها را فراهم می‌آورند. در مصاحبه‌هایی که با شرکت‌کنندگان این تحقیق انجام شد یکی از ورزشکاران اظهار کرد:
در تیم ما رقابت بسیار زیادی بین همه‌ی بازیکنان وجود دارد و همه سعی می‌کنند در این رقابت پیروز شوند و جایگاهی را در تیم داشته باشند، این باعث می‌شود که ما تحت فشار زیادی قرار بگیریم و بیشتر تمرین کنیم و این باعث می‌شود که ما از لحاظ ذهنی سرسخت شویم. یکی از بازیکنان فوتبالیست در این تحقیق اظهار کرد: ما همه به دنبال پیروزی هستیم و این یک جو حمایتی در تیم ایجاد می‌کند و باعث می‌شود که ما به جلو حرکت کنیم و در راه به جلو رفتن هم‌زمان باید با هم‌تیمی‌های خود رقابت کنیم این باعث می‌شود که ما در رقابت و تمرین بهترین تلاش خود را انجام دهیم و حتی در این حین نیز همدیگر را تشویق می‌کنیم و همه‌ی این‌ها منجر به سرسخت شدن ما می‌شود. نتایج این تحقیق نشان داد که علاوه بر محیط تمرینی رقابتی باهم اعضای تیم، مثبت بودن این محیط، تشویق مربیان و افراد مهم باعث توسعه‌ی سرسختی ذهنی در ورزشکاران می‌شود(بوت و همکاران،۲۰۱۰).

 

 

۲-۲-۶)ورزشکاران نخبه در مقابل ورزشکاران دانشگاهی

 

 

اغلب ادبیات موجود در مورد سرسختی ذهنی بر ورزشکاران نخبه تمرکز کرده است(مانند ورزشکاران حرفه‌ای، المپیکی یا سطح ملی) و اندازه‌گیری‌های موجود بر اساس مطالعاتی که بر روی ورزشکاران نخبه انجام‌شده به‌دست‌آمده است. مطالعات بر ورزشکاران دانشگاهی توجه کمی کردهاند و این امکان وجود دارد که ابزارهای سرسختی ذهنی برای ورزشکاران نخبه نسبت به ورزشکاران دانشگاهی استاندارد بیشتری داشته باشند. به‌هرحال شرایط برای ورزشکاران دانشگاهی نسبت به نخبه متفاوت است و ابزار سرسختی ذهنی برای آن‌ها نیز ممکن است نتایج متفاوتی داشته باشد. برای مثال ورزشکاران نخبه در هر رقابت در شرایط دشواری قرار می‌گیرند و تهدیدهایی برای آن‌ها وجود دارد درحالی‌که ورزشکاران دانشگاهی ممکن است شرایط مشابه با فشار رقابتی شدید را در برخی اوقات تجربه کنند. ورزشکاران دانشگاهی در سرسختی ذهنی با ورزشکاران نخبه متفاوت هستند زیرا تفاوت‌هایی در نوع، شدت و تکرار شرایط فشارزا برای آن‌ها وجود دارد. به دلیل شرایط متفاوت ورزشکاران دانشگاهی به نظر می‌رسد بهتر است مقیاسی بر اساس ویژگی‌های آن‌ها طراحی شود. اگرچه تفاوت‌هایی در مؤلفه‌های سرسختی ذهنی بین ورزشکاران نخبه با دانشگاهی وجود دارد اما هنوز هم ابزارهای سرسختی ذهنی طراحی‌شده برای ورزشکاران نخبه برای ورزشکار دانشگاهی استفاده می‌شود. با توجه به درآمد زیاد ورزش دانشگاهی تعیین اینکه چه چیزی پیروزی را برای تیم‌های ورزشی به ارمغان می‌آورد برای مربیان بسیار مهم است. ازاین‌رو طراحی ابزارهایی برای ارزیابی و سنجش عوامل روانی ورزشکاران دانشگاهی می‌تواند در راستای تحقق این امر مفید باشد. طراحی ابزاری برای سرسختی ذهنی به‌عنوان یکی از عوامل موفقیت ورزشکاران در این راستا قرار دارد.

 

 

۲-۲-۷)تفاوت‌های جنسیتی در سرسختی ذهنی

 

 

جنسیت یکی از متغیرهایی است که توجه تحقیقات اخیر مربوط به سرسختی ذهنی را به خود جلب کرده است. برخی مطالعات سرسختی ذهنی جنسیت را مورد بررسی قرار دادند. نیکولز و همکاران[۱۰۱](۲۰۰۹) به بررسی تفاوت‌های جنسیتی، سطح موفقیت و سن در سرسختی ذهنی پرداختند. آن‌ها دریافتند که ورزشکاران مرد در سرسختی ذهنی نمره‌ی بالاتری کسب کردند. ترکیبی از اعتمادبه‌نفس و تمایل به پیروزی ممکن است باعث سرسختی ذهنی بیشتر مردان نسبت به زنان شود(مادریگال و همکاران،۲۰۱۳). نیکولز و همکاران(۲۰۰۹) بیان کردند که بیشتر بودن سرسختی ذهنی در مردان را می‌توان با بیشتر بودن اعتماد(اطمینان) که یکی از مؤلفه‌های اصلی سرسختی ذهنی است توضیح داد چراکه در نتایج تحقیق آن‌ها مردان در مؤلفه‌ی اطمینان نیز در سطح بالاتری نسبت به زنان قرار داشتند. نیولند و همکاران(۲۰۱۳) نشان داند که نمره سرسختی ذهنی بسکتبالیست‌های زن به‌طور معناداری از بسکتبالیست‌های مرد کمتر بود. تعدادی از تحقیقاتی که به بررسی تفاوت‌های جنسیتی در سرسختی ذهنی پرداخته‌اند نیز از بیشتر بودن سرسختی ذهنی و مؤلفه‌های آن در مردان خبر می‌دهند(نیولند و همکاران،۲۰۱۳). در مطالعه‌ای در مورد اطمینان ورزشی و جهت‌گیری رقابتی، ویلی[۱۰۲](۱۹۸۸) به این نتیجه رسید که ورزشکاران دبیرستانی و دانشگاهی مرد نسبت به همتایان زن اطمینان بیشتری دارند(نیکولز و همکاران،۲۰۰۹). در نمونه‌ای از بازیکنان نخبه بزرگسال فایندلی و بوکر[۱۰۳](۲۰۰۹) یافتند که مردان به‌طور سخت‌تری رقابت می‌کنند و جهت‌گیری به سمت پیروزی آن‌ها بیشتر است. ترکیب رقابت‌جویی، اعتماد و جهت‌گیری به سمت پیروزی بیشتر مردان ممکن است باعث بیشتر شدن سطح سرسختی ذهنی آن‌ها نسبت به زنان شود(نیکولز و همکاران،۲۰۰۹).

 

 

۲-۲-۸)استرس در ورزشکاران

 

 

تعاریف بسیاری از استرس وجود دارد اما یک تعریف کلی از استرس ، که توسط هنس سلای مطرح شده، اینگونه است .استرس عکس العمل نامعین انسان در مقابل فشار یا واکنش فیزیولوژیک بدن ماست در مقابل هر تغییر ، تهدید و فشار بیرونی یا درونی است که تعادل روانی ما را بر هم میزند. استرس به شرایطی گفته می شود که که فرد درمحیط کار یا زندگی با آن روبرو می شود و این شرایط با ظرفیت ها و امکانات کنونی وی هماهنگی ندارد و او رادچار عدم تعادل، تعارض و کشمکش های درونی می کند(لازاروس و همکاران،۱۹۸۹).
تجربه استرس و فشارهای روانی ازجمله عوامل لاینفک ورزش هستند. یکی از مسائلی که هر ورزشکار در سطح حرفه‌ای و قهرمانی با آن مواجه است، شرکت در رقابت‌های ورزشی و کسب نتیجه مطلوب است که سبب ایجاد استرس مضاعفی در ورزشکاران می‌شود. گرچه اندکی اضطراب باعث بهبود عملکرد فرد می‌شود؛ ولی چنانچه میزان آن از حد مطلوب افزایش یابد؛ کارکرد فرد را مختل می‌کند، تأثیر منفی بر عملکرد و مسابقه می‌گذارد و به سلامت روانی ورزشکار نیز آسیب می‌رساند (حسینیان؛قاسم‌زاده،۱۳۸۶). تحقیقات نشان می‌دهد ورزشکارانی که سطح استرس بالایی دارند در کارهای روزمره خود اضطراب، مشکلات جسمانی، گرایش به عادات غلط و سطح اعتماد به ‌نفس پایین را تجربه می‌کنند(ویلسون،۲۰۰۴).
میادین ورزشی علیرغم جاذبه‌های مثبتی که برای ورزشکاران شرکت‌کننده دارد، استرس‌های زیادی نیز بر آنان تحمیل می‌کند. رقابت‌ها، مبارزات سخت و واقعی که در بالاترین سطح انجام می‌گردد؛ در کنار به چالش کشیدن توانایی‌ها و ظرفیت‌های فنی و بدنی ورزشکاران، فشار روانی زیادی را نیز برای آن‌ها به دنبال دارد(نصری،۱۳۸۶). موفقیت در این میادین فقط حاصل برتری عوامل فیزیولوژیک یا زیست‌مکانیک نیست، بلکه عوامل روان‌شناختی نیز نقش مهمی را درنتیجه بازی ایفا می‌کنند(بلیغی،۱۳۹۰). با توجه به پیشرفت‌های علوم تمرین و کمتر شدن اختلاف سطح مهارت‌های حرکتی ورزشکاران احتمال موفقیت ورزشکاران به میزان زیادی به استفاده آن‌ها از شیوه‌های نوین روان‌شناسی ورزش در کنترل افکار، احساسات و تنش بستگی دارد(خدامرادپور و همکاران،۱۳۸۶) در چنین وضعیتی ورزشکارانی عملکرد بهتر و قابل قبولی خواهند داشت که از ظرفیت‌های روان‌شناختی مطلوبی نیز برخوردار باشند(نصری،۱۳۸۶).محققان روانشناسی ورزش در زمینه استرس و روشهای مقابله با آن در ورزشکاران با چالشهای زیادی مواجه هستند. تحقیقات گولد وهمکاران[۱۰۴](۱۹۹۳)، اسکانلن و همکاران[۱۰۵](۱۹۹۱) نشان داد که تجربههای فردی، سازمانی، حرفهای و عملکردی ورزشکاران با استرس در ارتباط است که از سنجش اجتماعی، روابط بین مربی و اعضای تیم، زمان تمرین، امکانات و موضوعاتی که به اجرای فرد مربوط میباشد سرچشمه میگیرد. اسکانلن (۱۹۹۱) نشان میدهد که اسکیتبازان ماهر، استرس را از جنبههای منفی رقابت، عکسالعملهای فردی، نیازهای بازی اسکیت، درگیریهای شخصی و تجارب آسیبزا دریافت میکنند(گیاکبی،۲۰۰۹). کوهن[۱۰۶](۱۹۹۰) نتیجه گرفت که تنوع موضوعات درونی(مثل پرسیدن در مورد توانایی ورزشکار)و بیرونی( مثل شرایط بازی، آب‌وهوا، کیفیت تجهیزات و یار در بازی) همگی موجب به وجود آمدن استرس برای گلف بازها میشود (گیاکبی،۲۰۰۹). جیمز و کولینز[۱۰۷](۱۹۹۷) از بیست ورزشکار رقابتی در ورزشهای مختلف با سطوح متفاوتی از مهارت گزارشی تهیه کردند و دریافتند که اضطراب و تردید در رقابت، مشاهده آمادگی حریف، عوامل رقابتی، نبود استانداردهای لازم و نگرانیهای محیطی جزو منابع استرس هستند و بسیاری از ورزشکاران این استرس را از برداشت منفی خود و یا نگرانی در مورد حضور اشخاص(همانند مربیان، دوستان و تماشاچیان)دریافت میکنند(جیمزوکولینز،۱۹۹۷). کیمبال و همکاران[۱۰۸](۱۹۹۳) در مطالعات خود در زمینه استرس ورزشی نشان دادند، افرادی که در زمینه ورزش تجربه کمی‌دارند رقابت و شرکت در مسابقات ورزشی میتواند برای آن‌ها یک منبع مهم استرس باشد. به‌عبارت‌دیگر ورزشکاران باتجربه، که دارای مقام برتر هستند در مقایسه با دیگر ورزشکاران استرس کمتری دارند و از آمادگی جسمانی بالاتری برخوردارند(یو،۲۰۰۰).
گولد و همکاران[۱۰۹](۱۹۹۳) در تحقیقی روی اسکیت‌‌‌بازان قهرمان دریافتند که مسائل مربوط به مسابقه، نیازهای جسمانی، محیطی، روانی و نگرانی‌های مربوط به مسیر زندگی منابع مهم استرس برای ورزشکاران برتر است. محرک‌های استرس‌زای رقابت‌های ورزشی که توسط ورزشکاران نخبه گزارش شده است عوامل سازمانی، فشارهای رسانه‌ای،مسافرت‌ها، انتظارات رقابتی، آموزش تدارکاتی، ارتباطات مربی، حواس‌پرتی و عدم تمرکز، آسیب‌ها، سرزنش والدین، کشمکش با هم‌تیمی‌ها و خطاهای بدنی هستند.
مادن و همکاران[۱۱۰](۱۹۹۰) در تحقیقی‌ روی بسکتبالیست‌های استرالیایی دریافتند گرفتن پنالتی از داور، از دست دادن مالکیت توپ، ناسزا شنیدن از داور و از دست دادن امتیاز در حین بازی بیشترین منابع استرس حاد در ورزش است(آنشل و وینبرگ،۱۹۹۶). آنشل و وینبرگ[۱۱۱](۱۹۹۶)در تحقیقی گزارش کردند که پانزده منبع استرس حاد در بسکتبالیست‌های استرالیایی و آمریکایی وجود دارد که شنیدن ناسزا از سوی مربی، رفتار بدنی نامناسب، بحث با مربی، شنیدن ناسزا از سمت تماشاچیان و جدال بین بازیکنان از مهمترین این عوامل است. آنشل و همکاران[۱۱۲](۲۰۰۰) نیز دریافتند که منابع استرس شامل و
رزش غیر‌اصولی و سخت، آسیب ورزشکار، فکر پریشان، شنیدن ناسزا از سوی داور، توجه ویژه رسانه‌ها به یک بازی، اهمیت بازی از دید مربی و همراهان، هوای بد است(گان[۱۱۳]،۲۰۰۵).
گلد و همکاران(۱۹۹۱) در تحقیقات خود دریافتند که استرس موجود در بازی کریکت از عواملی نظیر جنبه‌های منفی رقابت، تعامل منفی با سایرین، الزامات محیطی و مطالبات جسمانی و روانی نشأت می‌گیرد(گیاکوبی،۲۰۰۴). آنشل و همکاران(۱۹۹۷) در یک مطالعه‌ی موردی روی ورزشکاران استرالیایی و آمریکایی دریافتند که میزان مخالفت در میان ورزشکاران استرالیایی کمتر از ورزشکاران آمریکایی است. در مطالعه دیگری روی ورزشکاران چینی ماهر ‌و غیرماهر نشان داده شد که دعوا و مخالفت در بازی‌های این ورزشکاران جزو بیشترین عامل استرس‌زا محسوب می‌شود(آنشل؛کیاسیدیز،۱۹۹۷). هامفری و همکاران[۱۱۴](۲۰۰۰) و پاپانیکولائو[۱۱۵](۲۰۰۳) منابع استرس در ورزشکاران را از دست دادن مقام، عدم مدیریت زمان، عقب ماندن از کارهای روزمره، از دست دادن موقعیت‌های آموزشی ‌و تحصیلی، آسیب و صدمات احتمالی، عدم وجود روابط منطقی بین بازیکنان یک تیم، اضطراب و نگرانی، کاهش عزت‌نفس،صرف زمان زیاد برای تمرین، افسردگی و تضاد با مربیان بیان کردند(ویلسون،۲۰۰۴).
ازنظر آنشل و همکاران (۲۰۰۱)حریف، مربی، ترس از آسیب در مسابقه، شرایط جوی نامناسب، شنیدن فحش و ناسزا از اطرافیان، مشاهده تقلب از سوی حریف، تماشاچیان و اشتباه ورزشکار به‌عنوان عوامل استرس‌زا بیان شده است(آنشل و همکاران،۲۰۰۱). ازنظر وینبرگ و همکاران [۱۱۶] منابع استرس عبارتند از: دلواپسی، اضطراب و اعتمادبه‌نفس. فرد دلواپس به موقعیت‌های طبیعی و نرمال مانند موقعیت‌های کم‌وبیش خطرناک نگاه می‌کند و فرد نگران نسبت به فردی که دلواپس و نگران نیست در رقابت و دیگر موارد ارزیابی بیشتر دچار استرس و نگرانی می‌شود. اعتمادبه‌نفس بر سطح دلواپسی و اضطراب فرد یا چگونگی احساس فرد در هر موقعیت اثر می‌گذارد. اعتمادبه‌نفس به نحوه‌ی برداشت فرد از خود و توانایی‌هایش برمی‌گردد.ورزشکاران با اعتمادبه‌نفس پایین نسبت به ورزشکاران با اعتمادبه‌نفس بالا، به خود کمتر اطمینان دارند و بیشتر دچار استرس و اضطراب می‌شوند (هیمرمیستر و بارتون[۱۱۷]،۲۰۰۴).

 

 

۲-۲-۹) مدل‌های نظری مقابله با استرس

 

 

اگر‌‌چه هر تغییر عمده یا جزئی، خوشایند یا ناخوشایند، ممکن است استرس‌زا تلقی شود و در آن موقعیت خاص، نیاز به استفاده از روش‌های مقابله ضروری به نظر برسد. اما استرس همیشه بد و ناخوشایند نیست. بااین‌وجود چگونگی مقابله و استفاده از روش مقابله مؤثر در این شرایط بسیار حائز اهمیت است. لذا روش‌هایی که فرد برای مقابله انتخاب می‌کند جزئی از نیمرخ آسیب‌پذیری وی محسوب می‌شوند. اتخاذ خط‌مشی و روش نامناسب در مواجهه با عوامل استرس‌زا می‌تواند موجب تشدید استرس گردد؛ درحالی‌که به‌کارگیری روش صحیح مقابله می‌تواند نتایج مثبتی در پی داشته باشد (توکلی،۱۳۷۷). شک و تردیدی در مورد اهمیت مقابله به‌عنوان یک مفهوم تبیینی در بررسی ماهیت استرس وجود ندارد. بیشتر الگوهای مقابله‌ای به‌صورت نقش‌های تسهیل‌کننده، بازدارنده و پس‌زننده نمود پیدا می‌کنند و در قالب مفهوم روش‌های مقابله‌ای تعریف می‌شوند(یو،۲۰۰۰).
اشخاص ممکن است در جریان آشکار شدن رویدادهای استرس‌زا به شیوه‌های مختلفی پاسخ دهند و یا با آن سازگار شوند و ممکن است روش‌های مقابله‌ای مختلف را در موقعیت‌های یکسان و در زمان‌های مختلف مورد استفاده قرار دهند و به آن وابسته گردند.سارافینو[۱۱۸](۲۰۰۲) مقابله را فرآیندی می‌داند که توسط افراد برای کنترل تعارض بین فشارها و منبع آن، به کار برده می‌شود. او خاطرنشان می‌کند که تلاش‌های مقابله‌ای می‌تواند نسبتاً ‌ تغییر‌دهنده باشد و ‌لزوماً منجر به حل مشکل نشود(مرادی،۱۳۹۰).
ازنظر لازاروس و فولکمن(۱۹۸۴) مقابله شامل تلاش‌های رفتاری و شناختی دائمی برای کنترل فشارهای درونی و بیرونی تعریف شده است که خارج از توان فرد ارزیابی می‌شود. مقابله؛ روابط متقابل پویا و پیچیده بین شخص، برداشت از محرک‌های استرس‌زا، توانایی برای بر‌طرف کردن آن محرک‌ها، سازگار‌شدن و یا اجتناب از آن‌ها می‌باشد. پرلین و اسکولر[۱۱۹](۱۹۷۸) مقابله را به‌عنوان پاسخی به استرس‌های موقعیتی برای جلو‌گیری‌، اجتناب یا کنترل آشفتگی تعریف کرده‌اند و وایت[۱۲۰] (۱۹۸۹) مقابله را تلاش‌های فعال برای تنیدگی و یافتن راه‌حل‌های مناسب برای چالش‌ها و خواسته‌های هر مرحله از تحول انسان می‌داند که شامل سه مؤلفه درک موقعیت استرس‌زا، حل مسأله و داشتن هیجان‌های قدرتمند می‌داند (مرادی،۱۳۹۰). تیلور[۱۲۱](۱۹۹۱) معتقد است علی‌رغم تعاریف متعددی که در مقابله ارائه شده ‌است مقابله‌یک مفهوم روان‌شناختی است و فرآیند کنترل نیازهایی ‌است که فراتر از منابع فردی ارزیابی می‌شود و شامل کوشش‌های عملی و درون روانی، برای‌ کنترل ‌نیازهای درونی و تعارضات بین آن‌هاست.علی‌رغم تعاریف زیادی که در عرف روان‌شناختی از مقابله وجود دارد، وجه مشترک تمامی تعاریف ارائه شده این است که، مقابله اصولاً با نیازها و خواسته‌های درونی و بیرونی، تعارضات و هیجانات ناراحت‌کننده و استرس‌زا آشکار می‌شود(ابراهیمی کاظم‌آباد،۱۳۸۹).
بیشتر مطالعات و پژوهش‌های انجام‌شده در زمینه حمایت اجتماعی[۱۲۲] ‌نقش مثبت ارتباطات اجتماعی را در سازگاری روان‌شناختی و سلامت روان نشان داده‌اند. یقیناً هرکسی که متعلق به شبکه اجتماعی است، حمایت اجتماعی را تجربه کرده‌ است. میزان استفاده از حمایت اجتماعی در مواجه با شرایط استرس‌زا ‌بر آسیب‌پذیری و‌ روش‌های مقابله افراد تأثیرگذار ‌است‌‌(خویشتن‌دار،۱۳۸۵).
حمایت‌های ‌اجتماعی به‌ شیوه‌های گوناگون تعریف شد‌ه‌ است. هوبفول و وکس[۱۲۳](۱۹۹۳)، حمایت اجتماعی را محصولی از فعالیت‌های اجتماعی می‌دانند؛ که با مشارکت در وظایف، مساعدت شناختی و فراهم کردن آرامش عاطفی و احساس ‌مقابله شخصی ارتقاء می‌یابد. ازنظر کوب[۱۲۴](۱۹۷۶) حمایت ‌اجتماعی اطلاعاتی ‌است که شخص ‌را به این ‌باور راهنمایی می‌کند که مورد عشق و علاقه، تأیید و ارزش‌ دیگران قرار می‌گیرد و متعلق به شبکه‌ای از ارتباطات و وظایف متقابل است. از عناصر حمایت اجتماعی‌ می‌توان ویژگی تعلق به شبکه ارتباطی، داشتن تعهدات متقابل نسبت به یکدیگر را نام برد. حمایت اجتماعی به احساس تعلق داشتن، پذیرفته شدن، مورد عشق، محبت، مساعدت، توجه دوستان و سایرین قرار گرفتن نیز تعریف شده ‌است. ازنظر برانول و شوماخر[۱۲۵] (۱۹۸۹) حمایت ‌اجتماعی تبادل منابع، حداقل بین دو نفر است و منظور از آن میزان ادراک فرد از محبت و حمایت خانواده، دوستان و اطرافیان در مقابل استرس‌ها و حوادث تنش‌زاست(هوب‌فول و وکس،۱۹۹۳)‌.برکمن و سیمن[۱۲۶](۲۰۰۰) می‌نویسند: حمایت اجتماعی تعهدات متقابلی را به وجود می‌آورد و حالتی را ایجاد می‌کند که در ‌آن شخص احساس دوست داشتن، مراقبت، عزت‌نفس و اندیشمند بودن داشته و این‌ها با سلامت روانی افراد ارتباط مستقیم دارد(خویشتن‌دار،۱۳۸۵).کوهن و وایلز[۱۲۷] (۱۹۸۵)به چهار نوع حمایت اشاره میکنند :
حمایت تأییدی[۱۲۸]: به این معنی است که شخص مورداحترام، تأیید و پذیرش دیگران است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[جمعه 1399-09-21] [ 12:31:00 ب.ظ ]




۲-۲-۹-۱)نظریه‌فراید‌نبرگ ‌و‌لوئیس‌

 

 

فرایدنبرگ ولوئیس[۱۳۳](۱۹۹۳) ‌ با‌ تعریف مقابله، به‌عنوان مجموعه‌ای از اعمال شناختی و ‌عاطفی ‌که در‌‌ پاسخ ‌به ‌مسائل ‌ویژه‌ای ‌به کار‌ برده‌ می‌شود، براساس‌ نظریه لازاروس‌(۱۹۸۴) سه سبک مقابله‌ای ‌را مطرح ‌کرده‌اند. این سه سبک ‌از هجده روش تشکیل شده که عبارتند از سبک‌های بارور، مراجعه به دیگران و سبک نا‌بارور (سبک‌های بارور و مراجعه به دیگران تشکیل‌دهنده سبک مقابله کارآمد می‌باشد).
الف)‌سبک بارور: منظور از این سبک آن است که فرد با خوش‌بینی، سلامت، آرامش و در اجتماع در جهت حل مسأله کار کند. اجزاء سبک بارور، هشت روش مقابله‌ای می‌باشد.
حمایت ‌اجتماعی: گرایش به در میان گذاشتن مشکل با دیگران و جلب حمایت آنان، به‌عنوان یکی از راه‌های کنترل کردن موقعیت.
تمرکز بر حل مشکل: یک روش مسأله‌مدار می‌باشد که طی آن به‌طور منظم به بررسی مسأله پرداخته می‌شود و با در نظر گرفتن دیدگاه‌های گوناگون با مشکل برخورد می‌شود.
سخت‌کوشی و موفقیت: این روش توصیف‌کننده تعهد، بلند‌پروازی و تلاش زیاد می‌باشد.
تفریحات جسمانی: منظور فعالیت‌های ورزشی و آمادگی جسمانی برای برخورد مناسب با مشکل می باشد.
راه‌های آرام‌بخش: این روش بیشتر به‌منظور آرام‌سازی است تا پرداختن به ورزش و فعالیت‌های تفریحی.
حفظ تعلق‌خاطر: این روش بیانگر اهمیت دادن به ارتباط با دیگران است، به‌ویژه به آنچه که دیگران فکر می‌کنند.
تقویت رابطه با دوستان: حاکی از یک ارتباط صمیمی خاص می‌باشد. تمرکز بر جنبه‌های مثبت: یعنی با دیدگاه‌های مثبت به موقعیت نگریسته می‌شود.
ب) سبک نا‌بارور‌: این سبک با ناتوانی فرد در کنار آمدن یا مقابله مشخص می‌شود‌، مترادف سبک مقابله ناکارآمد می‌باشد و از هشت روش زیر تشکیل شده است:
نگرانی: روش نگرانی بیانگر اهمیت ‌دادن به آینده به‌طورکلی و خوشبختی در آینده به‌طور خاص می‌باشد.
حفظ تعلق‌خاطر : بیانگر اهمیت دادن به ارتباط با دیگران و به‌ویژه به آنچه دیگران به آن فکر می‌کنند، می‌باشد.
تفکر آرزومندانه: امیدواری به یک نتیجه مثبت، روش تفکر آرزومندانه است.
کنار نیامدن: این روش نشان‌دهنده دور شدن از مشکل است که همراه با شکایات روان‌تنی می‌باشد.
نادیده گرفتن مشکل: این روش نشان‌دهنده دور شدن از مشکل و تسلیم در برابر آن است.
کاهش تنش‌: فردا از راه تخلیه و کاهش تنش سعی می‌کند تا احساس بهتری پیدا کند.
خودداری: روش خودداری، کناره‌گیری فرد از دیگران و مخفی نگه‌داشتن مسأله از دیگران را نشان می‌دهد.
و نهایتاً سرزنش خود: فرد خود را مسئول مشکل یا نگرانی می‌داند.
روش جستجوی حمایت اجتماعی[۱۳۴] : گرایشی است که برای در میان گذاشتن مشکل با دیگران و جلب حمایت عاطفی آنان به‌عنوان یکی از راه‌های کنترل کردن استرس است.
حمایت معنوی: نشان‌دهنده دعا، اعتقاد به خداوند، امداد الهی و کمک گرفتن از آن‌هاست.
کمک حرفه‌ای: در این روش فرد از افراد متخصص و مشاور کمک می‌گیرد.
اقدام اجتماعی: عملی است که در طی آن ، فرد دیگران را از مشکل خودآگاه می‌سازد(یزدانی،۱۳۸۲).

 

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

 

۲-۲-۹-۲)نظریه لازاروس و فولکمن

 

 

لازاروس و فلکمن(۱۹۸۴) روش‌های مقابله را به‌عنوان فرآیند تغییرات شناختی‌ رفتاری می‌دانند، که فرد برای گریز، حذف، کاهش یا کنترل عوامل فشار‌‌ روانی و استرس‌زا به کار می‌برد. ازنظر آنان روش‌های مقابله، تلاش‌های شناختی- رفتاری برای برآورده ساختن خواسته‌های بیرونی و درونی است که معمولاً به‌صورت آگاهانه صورت می‌گیرد و سه کارکرد عمده برای افراد دارد:
الف) فراهم نمودن اطلاعات مورد نیاز در رابطه با محیط.
ب) پردازش کردن اطلاعات.
ج) حفظ استقلال و آزادی عمل در به‌کارگیری مهارت‌ها.
بر طبق این نظریه، بر‌آورد افراد از رویدادها، اهمیت بیشتری از خود رویدادها دارد. نه رویداد محیطی و نه پاسخ فرد، هیچ‌کدام نمی‌توانند فشار روانی را تبیین کنند، بلکه ادراک فرد از موقعیت‌هاست که فشار روانی و شدت آن را تبیین می‌کند. این ادراک شامل آسیب‌ها، تدابیر، تهدید‌ها و چالش‌های بالقوه و توانایی ادراک شده فرد برای مقابله با آن‌هاست. آن‌ها به سه نوع ارزیابی اشاره کرده‌اند که توسط فرد در سنجش یک رویداد انجام می‌گیرد.
الف) ارزیابی اولیه[۱۳۵]: عبارت است از این‌که فرد رویداد معینی را فشارزا بداند یا خیر. همچنین درجه خطرناک بودن آن مشخص می‌شود.
ب) ارزیابی ثانویه[۱۳۶]: این ارزیابی شامل بررسی تمهیدات مقابله‌ای در دسترس می‌باشد و طی آن به این سه سؤال پاسخ داده می‌شود. اول این‌که چه راه‌هایی در برابر فرد گشوده است. دوم اینکه چقدر احتمال دارد که فرد بتواند روش‌های لازم برای کاهش استرس‌ را ‌به‌طور موفقیت‌آمیز به کار گیرد و سوم آیا این روش مؤثر است و می‌تواند از فشار روانی بکاهد یا خیر؟
ج) ارزیابی مجدد[۱۳۷]: در این نوع ارزیابی فرد سعی می‌کند تا ارزیابی‌های خود را از موقعیت تغییر داده و آن را اصلاح کند و به‌محض آن‌که اطلاعات جدیدتری دریافت می‌کند، ارزیابی دیگری به عمل می‌آورد بااین‌حال ارزیابی مجدد همیشه به کاهش فشار روانی منجر نشده و گاهی اثرات افزایشی نیز دارد. رویدادی که پیش از این بی‌خطر تلقی می‌شد، ممکن است پس از یک بر‌آورد آسیب‌زا‌، تهدید‌کننده یا چالش‌برانگیز تلقی گردد.
لازاروس و فولکمن (۱۹۸۴) مقابله را بیشتر به‌گونه‌ای رسمی و به‌عنوان فرآیند پیچیده اکتسابی در نظر می‌گیرند و معتقدند که در طول زمان ساخته و پرداخته می‌شود. یعنی ممکن است با یک روش مقابله با شکست روبرو شود، اما اگر فرد مجدداً به‌گونه‌ای نسبتاً متفاوت تلاش کند ممکن است موفق شود. همین‌طور یاد می‌گیرد که مقابله به تلاش فرد نیاز دارد و آسان و سریع انجام نمی‌گیرد و مستلزم این است که فرد بخواهد موقعیتی را اداره کند نه این‌که به‌طور کامل بر آن غلبه و کنترل پیدا کند. آنان به‌طورکلی دو شیوه مقابله را مطرح کردهاند که عبارتند از مقابله مسأله مدار و مقابله هیجان مدار.
مقابله مسأله مدار انجام دادن کار و حل مسأله برای تغییر منبع یا سرچشمه موقعیت استرس‌زاست است. در این نوع مقابله، بیشتر از فنونی مانند ارزیابی شناختی، تحلیل منطقی، یا تلاش برای مشخص کردن علت مسأله و جستجوی اطلاعات بیشتر دربارﺓ مشکل استفاده می‌شود و به‌طور مستقیم متوجه منابع تهدید می‌باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:30:00 ب.ظ ]




 

نمودار(۲-۱)، فرایند مقابله از دیدگاه(کوهن، لازاروس،۱۹۷۹،لازاروس و فلکمن،۱۹۸۴، به نقل از تیلور۹۱؛ یزدانی،۱۳۸۲

 

 

۲-۲-۹-۳)مدل بیلینگر و موس

 

 

اولین بار بیلینگز وموس[۱۳۸](۱۹۸۱)، پاسخ‌های مقابله‌ای را بر اساس روش مقابله دسته‌بندی کردند. آنان به دو روش فعال و اجتنابی اشاره کرده‌اند که هرکدام شامل پاسخ‌های شناختی و رفتاری است که بدین ترتیب چهار نوع مقابله را تشکیل می‌دهد:
مقابله شناختی فعال[۱۳۹]: مانند توجه فرد به جنبه‌های مثبت یک مسأله
مقابله رفتاری فعال[۱۴۰]: مانند کمک خواستن از دیگران
مقابله شناختی اجتنابی[۱۴۱]: فرد به‌طور موقتی فکر کردن در مورد مشکل را کنار می‌گذارد، یا این‌که معنای موقعیت را تغیر می‌دهد.
مقابله رفتاری اجتنابی[۱۴۲]: به‌صورت فعالیت‌هایی مانند ورزش مشخص می‌شود.با در نظر گرفتن روش‌های فعال و اجتنابی در ترکیب ویژه‌ای از مسأله مداری و هیجان مداری‌، هشت پاسخ مقابله به وجود می‌آید.
به‌طورکلی موس و بیلینگر مقابله و ارزیابی را در سه زمینه مختلف یعنی مقابله متمرکز بر ارزیابی، متمرکز بر مسأله و متمرکز بر هیجان سازمان‌بندی نمودند(نمودار۲-۲)
۱- مقابله متمرکز بر ارزیابی[۱۴۳]: شامل اقداماتی است که در جهت درک موقعیت، تحلیل منطقی و شناخت آن صورت می‌گیرد.
۲- مقابله متمرکز بر مسأله: این مقابله سعی در تغییر یا حذف منبع استرس دارد. بنابراین بیشتر با پیامدهای یک مشکل ارتباط دارد تا خود موقعیت استرس‌زا.
۳- مقابله متمرکز برهیجان: پاسخ‌هایی را در برمی‌گیرد که هدف آن کنترل هیجانات بر انگیخته شده توسط عامل استرس‌زا می‌باشد.(عرب علیدوستی،۱۳۸۵).

 

 

نمودار۲-۲ پاسخهای مسئله مدار و هیجانمدار از نظر بیلینگر و موس(به نقل هالاهان و موس، ۱۹۹۶؛ به نقل از عرب علیدوستی۱۳۸۵)

 

 

۲-۲-۹-۴)دیدگاه آیرز و همکاران

 

 

آیرز و همکاران[۱۴۴](۱۹۹۶) نشان دادند که برای تبیین تمایزهای بین مقابله‌ها، الگوهای مفهوم پیچیده‌تری وجود دارد. آن‌ها این تحلیل عاملی را برای تحلیل تناسب اندازه‌های مدل برای ارزیابی مقابله به کار بردند. تحلیل آن‌ها نتوانست این مدل دوعاملی سنتی (مقابله‌ مسأله‌مدار و مقابله هیجان‌مدار) را تأیید کند و آن‌ها یک مدل چهاربعدی را ارائه نموند که شامل مقابله اجتنابی، انصراف، توجه و حمایت اجتماعی بود(مرادی،۱۳۹۰).
۲-۲-۹-۵)دیدگاه فلیپس و جارویس
فلیپس و جارویس[۱۴۵] بر اساس تحقیقات خود در مورد راهبرد‌های مقابله‌ای به چهار عامل مقابله اشاره کرده‌اند: ۱- مقابله فعال ۲-مقابله اجتنابی ۳ – مقابله هیجان مدار ۴- مقابله پذیرش[۱۴۶].
مقابله فعال شامل رفتارهایی مانند استفاده از راه‌های استراتژیک و حمایت‌های اجتماعی ابزاری می‌باشد. مقابله اجتنابی شامل انکار رویدادهایی است که رخ‌داده و یا بر فرد تأثیر گذاشته است، مانند دور شدن فیزیکی از موقعیت و فرار از موقعیت با استفاده از دارو و یا الکل ، مقابله هیجان‌مدار شامل آزاد‌سازی هیجان‌ها (مثل گریه کردن) و استفاده از حمایت اجتماعی برای کاهش هیجان‌ها می‌باشد. مقابله پذیرش شامل دور شدن روان‌شناختی فرد از موقعیت می‌باشد. یعنی، ازنظر شناختی ‌موقعیت یا رویداد دوباره تعریف می‌شود و رویداد همان‌طور که هست پذیرفته می‌شود(مرادی،۱۳۹۰).
۲-۲-۹-۶)نظریه پاول و انرایت[۱۴۷]
بر‌طبق ‌این ‌نظریه دو نوع ‌مقابله ‌با ‌عامل استرس‌زا ‌وجود دارد ‌که ‌عبارتند ‌از: مقابله ‌سازگارانه و مقابله‌ ناسازگارانه. در مقابله سازگارانه کوشش‌هایی به عمل می‌آید که فشار ناشی از‌ عامل استرس‌زا را کاهش داده و ارگانیسم را به حالت تعادل باز می‌گرداند. مقابله نا‌سازگارانه، اعمالی را در برمی‌گیرد که موجب افزایش فشار ناشی از عوامل استرس‌زا می‌گردد و ارگانیسم را در یک حالت نامتعادل و ناپایدار نگه می‌دارد. به کارگیری طولانی‌مدت روش‌های ناسازگارانه، باعث از دست‌دادن اعتمادبه‌نفس و فراهم آوردن زمینه اختلاف رفتاری و روانی خواهد شد(پاول؛انرایت،۱۹۹۱).
۲-۲-۹-۷)سایر مدل‌های نظری مقابله با استرس
نظریه‌های فراوان و مختلفی در این زمینه ارائه شده است که با توجه به ارتباط و نزدیکی برخی از مدل‌ها با موضوع تحقیق، چند مدل دیگر به‌صورت خلاصه بیان شده است.
در نظریه آلتمایر[۱۴۸] دو تمایز عمده در فرآیند مقابله مطرح می‌شود که عبارتند از: تمایز بین مقابله هیجان‌مدار و مسأله‌مدار که به ویژگی‌های فردی مربوط است (مانند خودکار آمدی).تمایز بین منابع مقابله : منابع مقابله، منابعی است که در دسترس فرد می‌باشد(یزدانی،۱۳۸۲).روشهای مقابله ازنظر لانگ و اسکاتز[۱۴۹] بر دو نوع، درگیر شدن و درگیر نشدن تقسیم می‌شود. مقابله درگیر‌ شدن تلاش‌های ‌فعالی را ‌می‌طلبد که هم برای کنترل پدیده‌های مسأله‌مدار و هم هیجان‌مدار در موقعیت‌های استرس‌زا به کار می‌رود. این نوع مقابله چون تحت تأثیر موقعیت است، ثبات کمتری دارد. درحالی‌که مقابله درگیر نشدن، شامل مقابله اجتناب‌مدار است، مانند تفکر آرزومندانه، این نوع مقابله ثبات متوسطی دارد، زیرا کمتر تحت تأثیر عوامل موقعیتی است(مرادی،۱۳۹۰).‌ بر اساس نظریه کرونی[۱۵۰] نیز چهار نوع مقابله کلی مشخص شده است. رفتار فعالانه یا مسأله‌مدار، که به‌طور مستقیم و آشکار با مشکل و نتایج آن سر وکار دارد. ارزیابی مدار یا فعال/ شناختی که هدف آن کنترل ارزیابی موقعیت استرس‌زا است. هیجان‌مدار، که هدفش کنترل استرس‌زاهای مربوط به هیجانات، نگهداری و حفظ تعادل می‌باشد. اجتناب‌مدار که هدفش دوری جستن از استرس و موقعیت‌های استرس‌زا است(عرب علیدوستی،۱۳۸۵).

 

 

۲-۲-۱۰)روش‌های مقابله با استرس

 

 

انسل و لین[۱۵۱](۱۹۹۱) با در نظر‌گرفتن تفاوت بین تدابیر و منابع مقابله مدل‌های مختلفی را مطرح کرده‌اند(مرادی ۱۳۹۰).
۱- مدل مستقل استرس[۱۵۲]: بر اساس این مدل وجود منابع مقابله، شخص را در برابر آسیب‌های ناشی از استرس مصون نگه می‌دارد. مثلاً داشتن یک دوست صمیمی چه در مواقع عادی و چه در زمان وقوع رویدادهای درد‌ناک، در آرامش روانی شخص مؤثر است. این مدل نشان می‌دهد که منابع مقابله مستقل از عوامل استرس‌زاست.
۲-مدل پسزننده استرس[۱۵۳]: وجود منابع مقابله به همان نسبت که در کاهش ناراحتی مؤثر است، احتمال وقوع رویدادهای استرس‌زا را کاهش می‌دهد، مثلاً بر‌خورداری از امکانات مالی به همان اندازه که در کاهش دادن مشکلات اقتصادی مؤثر است، احتمال درگیری با اعضای خانواده را نیز کمتر می‌کند.
۳مدل شرطیسازی استرس[۱۵۴]: وقوع رویداد‌های استرس‌زا در شرایطی که منابع مقابله وجود نداشته باشد و یا در سطح بسیار پایینی وجود داشته باشد، سبب استرس می‌شود و برعکس(مثل، تغییر محل سکونت و زندگی برای شخصی که توانایی تسلط بر موقعیت‌ها را دارد، نه‌تنها ایجاد ناراحتی نخواهد کرد، بلکه به‌عنوان یکی از منابع مقابله در کاهش دادن اثرات استرس‌، مؤثر واقع می‌شود).
۴-مدل عمل متقابل[۱۵۵]در این مدل تجربیات استرس‌زا،‌ منابع مقابله را تحریک کرده و سطح بالایی به فعالیت وادار می‌دارد. بر اساس این مدل رویداد‌های استرس‌زا سبب بر‌انگیختگی منابع مقابله می‌شود و استفاده از منابع مقابله نیز به‌نوبه خود اثرات استرس را کاهش می‌دهد(مرادی،۱۳۹۰).
گر‌چه تلاش‌های‌ زیادی برای ‌طبقه‌بندی انواع پاسخ‌های مقابله صورت گرفته، ولی هنوز هیچ روش پذیرفته شده‌ای به وجود نیامده است و اختلاف نظر‌هایی وجود دارد. اما بسیاری از محققین دو نوع کلی روش‌های مقابله را از هم متمایز کرده‌اند که عبارتند از:
۱-‌ مقابله متمرکز بر مسأله
مقابله متمرکز بر مسأله، شامل اقداماتی سازنده است که شخص در رابطه با شرایط استرس‌زا انجام می‌دهد. در این نوع مقابله فرد سعی دارد تا منبع استرس را تغییر دهد یا حذف کند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:30:00 ب.ظ ]




 

۲-۲-۱۴-۲)ارزیابی خوش‌بینی تبیینی یا اسنادی

 

 

رویکرد دیگر به خوش‌بینی بر این فرض متکی است که انتظارات افراد برای آینده از دیدگاه آن‌ها درباره دلایل رویدادهای گذشته ناشی می‌شود(سلیگمن،۱۹۹۰ و سلیگمن و همکاران،۱۹۹۸). خوش‌بینی را به‌جای یک صفت شخصیتی گسترده، به‌عنوان سبک تبیین مفهوم کرده‌اند. مبنای مثبت اندیشی و خوش‌بینی در عبارت‌های امیدوارکننده با تجسم موفقیت جای ندارد بلکه در نحوه تفکر افراد درباره علت‌ها ریشه دارد هر یک از ما در نسبت دادن امور به علل مختلف، عادت‌های خاص داریم و سلیگمن این خصلت شخصیتی را «سبک تبیین» نامیده است. سبک تبیین در هر فرد در دوره کودکی شکل می‌گیرد و درصورتی‌که از خارج دخالتی در آن اعمال نشود، سرتاسر عمر پابرجا می‌ماند. هر فرد در تبیین این‌که چرا هر رویداد خوب یا بد برای او اتفاق می‌افتد از سه بعد تداوم، فراگیر بودن و شخصی‌سازی استفاده می‌کند(سلیگمن،۱۹۸۵؛ به نقل از زمردی،۱۳۸۶).
به‌طور خلاصه افراد خوش‌بین وقایع با تجربیات منفی را به عوامل و علت‌های خارجی، ناپایدار و به‌خصوص و وقایع و تجارب مثبت را به عوامل و علت‌های درونی، پایدار و کلی نسبت می‌دهند. در مقابل افراد بدبین وقایع و تجارب منفی را به علت‌های درونی، پایدار و ثابت و کلی مانند شکست شخصی نسبت می‌دهند و وقایع مثبت را به علت‌های بیرونی، ناپایدار و خاص مربوط می‌دانند.
شیوه تبیین خوش‌بینانه توسط پرسشنامه شیوه اسنادی[۱۸۷](ASQ) دیکما و همکاران و تحلیل محتوایی از بیانات شفاهی[۱۸۸](CAVE)پترسون و همکاران(۱۹۸۵) سنجیده می‌شود در ASQ پاسخ‌هایی به یک سری وقایع فرضی که هرکدام نتایج مثبت و منفی دارند داده می‌شود. در CAVE توجیهات و بیاناتی که برای وقایع منفی و مثبت گفته می‌شود به بیرونی یا درونی، پایدار یا موقت، کلی یا جزئی درجه‌بندی می‌شوند. درجه‌بندی‌ها برای مشخص شدن باهم جمع می‌شوند(حسین زاده مهدوی،۱۳۸۷).

 

 

۲-۲-۱۵)رویکردهای خوش‌بینی

 

 

برای اندازه‌گیری خوش‌بینی، رویکردهای متفاوتی وجود دارد که هریک مفهوم متفاوتی از خوش‌بینی ارائه کردهاند. نظریه‌پردازانی چون لازاروس، بک، تیلر، تایگر و فروید خوش‌بینی را به‌عنوان طبیعت بشر دانسته‌اند(پترسون،۲۰۰۰). در رویکردی دیگر خوش‌بینی به‌عنوان یک صفت شخصیتی گسترده که مشخصه آن انتظارات خوش‌بینانه کلی است، مفهوم شده است(شایر و کارور،۱۹۹۳) و در رویکرد دیگر خوش‌بینی سبک تبینی ساختار یافته است(سلیگمن،۲۰۰۰ به نقل از حسین‌زاده مهدوی،۱۳۸۷).

 

 

۲-۲-۱۵-۱)رویکرد روانکاوی:

 

 

ازنظر فروید، خوش‌بینی بخشی از طبعت بشر است که برای حل تعارض میان غریزه و اجتماع به وجود آمده است که به شکل عقاید مذهبی و اعتقاد به دنیای ماوراء نمایان می‌شود تا به انسان‌ها کمک کند که غرایز خود را کنترل کنند اما از طرف دیگر باعث به وجود آمدن نوروزها و اختلالات روان رنجوری می‌شود. به نظر فروید، درواقع این خوش‌بینی است که به تمدن کمک می‌کند تا از هم نپاشد. این خوش‌بینی اغلب به‌صورت عقاید مذهبی است؛ یعنی به‌صورت اعتقادات مذهبی در مورد زندگی بعد از مرگ که اگر در این دنیا میل جنسی و پرخاشگری کنترل شود، در آن دنیا خداوند به هر انسان پاداش اعمالش را می‌دهد و دیگر از مشکلات و غم خبری نیست این اعتقاد به انسان‌ها کمک می‌کند تا با این تصور غیرواقعی خوش‌بینانه بتوانند در کنار هم در یک اجتماع زندگی کنند. درواقع فروید تذکر می‌دهد که خوش‌بینی بخشی از طبیعت بشر است(ماتلین و استنگ[۱۸۹]،۱۹۷۸به نقل از حسین‌زاده مهدوی،۱۳۸۷).

 

 

۲-۲-۱۵-۲)رویکرد انسان‌گرایی:

 

 

یک تعریف بسیار مهم از خوش‌بینی توسط لیونل تایگر[۱۹۰](۱۹۷۹)، انسان‌شناس مشهور ارائه شده است،خوش‌بینی؛ حالت یا نگرشی هست که با انتظار افراد در آینده مادی و اجتماعی آن‌ها مرتبط است و فرد آن آینده را مطلوب و همراه با پیشرفت و لذت می‌داند. نکته مهمی که در تعریف تایگر وجود دارد این است که خوش‌بینی، شکل جامع و واحد و یا چیز قابل مشاهده ندارد، زیرا، آن چه را که تایگر خوش‌بینی می‌نامد، کاملاً وابسته به علایق، ملاحظات و مطلوبیت‌های هر فرد است. وی خوش‌بینی را ارزیابی عواطف و احساسات فرد می‌داند. رویکردهای اخیر فکری، اغلب خوش‌بینی را به‌صورت زیر تعریف می‌کنند. ویژگی‌های شناختی مثل هدف، امید و با یک اسناد علی که مرتبط بااحساس مثبت نسبت به آینده است. خوش‌بینی فقط شناخت محض نیست و اگر طعم هیجان را که در خوش‌بینی نفوذ کرده فراموش کنیم، آن گاه درک اندکی از این موقعیت خواهیم داشت که خوش‌بینی هم انگیزاننده است و هم انگیخته شده. رویکردهای مختلف، تعریف‌های متفاوتی از خوش‌بینی ارائه کردهاند و هر یک به بعضی از ویژگی‌های آن توجه نشان داده‌اند اما باید این نکته اساسی را در نظر داشت که حقیقتاً مردم به خوش‌بینانه اندیشیدن در امور زندگی‌شان نیاز دارند و نباید از اینکه خوش‌بینی و بدبینی می‌تواند، نمود و جنبه‌های خود افزا داشته باشد متعجب شویم(حسین‌زاده مهدوی،۱۳۸۷).

 

 

۲-۲-۱۵-۳)رویکرد شناختی:

 

 

آرون بک[۱۹۱](۱۹۶۷) رویکرد شناختی در مورد افسردگی و درمان آن را گسترش داد. ادعای وی در این رویکرد این بود که اختلال افسردگی با این ویژگی‌ها شناخته می‌شود که فرد افسرده دارای دیدگاه منفی در مورد خود، تجاربش و آینده است. یعنی بدبینی و خوش‌بینی ازنظر بک، پردازش اطلاعات توسط افراد افسرده، به‌صورت منفی است، درحالی‌که افراد سالم، معمولاً اطلاعات را به‌صورت مثبت پردازش می‌کنند(حسین‌زاده مهدوی،۱۳۸۷).

 

 

۲-۲-۱۵-۴)رویکرد هوش هیجانی:

 

 

ازنظر کلمن(۱۹۹۵) خوش‌بینی به این معناست که فرد در مقابل اضطراب فشار آور، نگرش حاکی از شکست یا افسردگی در رویارویی با چالش‌ها یا موانع دشوار، تسلیم نخواهد شد. درواقع افراد خوش‌بین در تعقیب اهداف خود در طول زندگی کمتر دچار افسردگی می‌شوند و در کل اضطراب کمتری دارند و درماندگی‌های عاطفی در آن‌ها کمتر است. خوش‌بینی، به معنای آن است که فرد انتظار قوی داشته باشد. انتظاری در این جهت که علی‌رغم وجود موانع و دلسردی‌ها درمجموع زندگی، همه‌چیز درست خواهد شد. از دیدگاه هوش هیجانی خوش‌بینی نگرشی است که افراد را در رویارویی با رویدادهای دشوار، در مقابل افتادن در گرداب بی‌تفاوتی، نامیدی و افسردگی، مقاوم می‌سازد. خوش‌بینی همانند امید، زندگی ما را پربار می‌سازد(البته مقصود خوش‌بینی واقع‌گرایانه است، خوش‌بینی ساده‌لوحانه می‌تواند مصیبت‌بار باشد(زمردی،۱۳۸۶).

 

 

۲-۲-۱۶)اجزا و مؤلفه‌های خوش‌بینی

 

 

۲-۲-۱۶-۱)مؤلفه زیستی(بیولوژیکی[۱۹۲])

 

 

آیا یک جزء بیولوژیک وابسته به خوش‌بینی وجود دارد؟ یک بحث در مورد توضیح بیولوژیکی خوش‌بینی در نوشته‌های لیونل تایگر در ارتباط با خوش‌بینی، بیولوژی و امید در سال ۱۹۷۹ مطرح شد. تایگر اشاره کرد، هنگامی‌که بشر اولیه جنگ را ترک کرد و شکارچی شد خیلی از آن‌ها آسیب دیدند و مردند او نتیجه گرفت که نکات اساسی یادگیری به ما می‌گوید که بشر مایل بود که کارهایی را که به نتایج منفی می‌انجامد ترک کند این یک تطابق بیولوژیک برای بشر بود تا حس خوش‌بینی را در خود تقویت کند و بهبود بخشد او در این مورد گفتگو می‌کند که هنگامی‌که ما آسیب می‌بینیم بدنمان آندروفین آزاد می‌کند. آندروفینها عموماً دو اثر در بدن ما دارند یک اثر آرام‌بخش دارد(برای کاهش درد) و یک احساس سرخوشی نیز در ما ایجاد می‌کنند. تایگر نتیجه گرفت که این یک تطابق فیزیولوژیک برای اجداد ما بود تا احساسات مثبت را به‌جای احساسات منفی تجربه کنند. بنابراین تایگر نتیجه گرفت خوش‌بینی یک موقعیت بیولوژیک به وجود آمده در ماست(پاتریکا دوناولد[۱۹۳]،۱۹۹۷ به نقل از حسین‌زاده مهدوی،۱۳۸۷).
۲-۲-۱۶-۲)مؤلفه‌ی یادگیری[۱۹۴]:
آیا یک جزء یادگیری در خوش‌بینی وجود دارد؟
چندین مطالعه و تحقیق به این نتیجه رسیده‌اند که خوش‌بین یک روش تفکر است که می‌توان آن را یاد گرفت سلیگمن اعتقاد دارد که امیدواری و خوش‌بینی هر دو قابل یادگیری هستند و ظرفیت درونی عقیده‌ای است مبنی بر اینکه یک فرد می‌تواند در وقایع زندگی که آن‌ها را درگیر می‌کند خوش‌بین و امیدوار باشد.
۲-۲-۱۶-۳)مؤلفه‌ی شناختی[۱۹۵]:
آیا یک جزء شناختی برای خوش‌بینی وجود دارد؟
برخی محققان ازجمله اشنایدر اعتقاد دارند که خوش‌بینی با امیدواری تفاوت دارد که شامل جزئی است که آن را طرح‌ریزی می‌نامیم. درمجموع خوش‌بینی بر پایه منطق واقع شده است. هر دو این مفاهیم(منطق و طرح)شامل نوعی از جزء شناختی می‌شوند. برای نمونه این جمله را در نظر بگیرید” من امیدوارم که اقتصاد بهبود پیدا کند” حال به این جمله دقت کنید”من خوش‌بینم که اقتصاد بهبود پیدا خواهد کرد” جمله اول می‌توان بدون هیچ شاهدی که آن را پشتیبانی کند گفته شود ما می‌توانیم در هر زمانی برای هر چیزی امیدوار باشیم. جمله دوم گرچه اطمینان خاطر بیشتری به ما می‌دهد اما خوش‌بینی باید بر پایه شواهدی باشد تا ما بتوانیم قضاوت کنیم.

 

 

۲-۲-۱۷)منشأ خوش‌بینی(ارثی یا اکتسابی)

 

 

خش بینی از کجا آمده است؟ چرا برخی مردم آن را دارند و برخی ندارند؟ در حال حاضر آگاهی و دانش زیادی درباره منشأ تفاوت‌های فردی در این حوزه وجود ندارد و لزوماً منشأ خوش‌بینی در دو طبقه‌بندی وسیع جای می‌گیرد: وراثت(طبیعت) و یادگیری(تربیت) از جنبه طبیعت، شواهدی در دسترس است که پیشنهاد میکند تفاوتهای فردی در خوشبینی ممکن است تا حدودی وراثتی باشد.(شایر و کارور،۱۹۹۳). تحقیقات متعددی ترکیبی از عوامل ژنتیکی و محیطی را پیشنهاد میکند که شخص را برای تفکر خوشبینانه مستعد میکنند.

 

 

۲-۲-۱۸)خصوصیات کلیدی خوش‌بینی و بدبینی

 

 

افراد خوش‌بین دارای خودکارآمدی، اعتقاد دارند که می‌توانند مسائل را حل کنند و بر بدبختی و بیچارگی چیره شوند و حوادث زندگی را کنترل کنند(گیلهام و همکاران[۱۹۶]،۲۰۰۱).
افراد خوش‌بین اسنادهای خوش‌بینانه‌تری را ایجاد می‌کنند، انتظار دارند که چیزهای خوبی در آینده اتفاق بیفتد و اعتقاد دارند که آن‌ها قادر به کنترل حوادث در زندگی‌شان خواهند بود. انگیزه‌ها و برنامه‌هایی برای رسیدن به اهدافشان دارند(گیلهام و همکاران ،۲۰۰۱). افراد خوش‌بین موفقیت بیشتری در مدرسه، شغل، ورزش و موسیقی دارند. و از رضایت زناشویی بیشتر، سلامت فیزیکی بهتر و زندگی طولانی‌تری نسبت به افراد بدبین برخوردارند(گیلهام و همکاران ،۲۰۰۱).
تحقیقات نشان داده‌اند که افراد خوش‌بین از مهارت‌های مقابله‌ای انطباقی مثل حل مسئله و گسترش سیستم حمایتی استفاده می‌کنند. افراد خوش‌بین کمتر از راهبردهای اجتنابی استفاده می‌کنند. همچنین این افراد به هنگام مواجهه با موانع و آشفتگی‌های فکری سعی می‌کنند بر اهداف خود متمرکز شوند. با توجه به اینکه این افراد نیروی خود را صرف رسیدن به خودکارآمدی می‌کنند. نسبت به آینده انتظارات خوش‌بینانه‌ای دارند. افراد خوش‌بین با توجه به مهارت‌های مقابله‌ای مؤثر از استرس‌های کمتری در زندگی رنج می‌برند و در مقایسه با افراد بدبین مشکلات روان‌شناختی و جسمی کمتری دارند(محمدخانی،۱۳۸۴ به نقل از حسین‌زاده مهدوی،۱۳۸۷).
برخلاف افراد خوش‌بین، افراد بدبین با تمرکز بر احساسات منفی، کناره‌گیری و اجتناب به‌طور ناسازگارانه‌ای با مسائل مقابله می‌کنند. تفکر منفی افراد بدبین که به یک سری مسائل بالقوه منجر می‌شود. مثلاً:
تفکر منفی مانع از انتخاب راهبردهای مقابله‌ای مؤثر می‌شود.
تفکر منفی عزت‌نفس را پایین می‌آورد.
تفکر منفی احساس آسیب‌پذیری را تقویت می‌کند.
تفکر منفی به استرس بیشتری ختم می‌شود.
راه دیگری برای درک تفاوت افراد خوش‌بین و بدبین، توجه به نگرش آن‌ها به زندگی بر اساس سه بعد پایداری،کلیت و درونی بودن است.
پایداری در مقابل ناپایداری:
نگرش پایداری به معنای آن است که شما فکر کنید مسائل و مشکلات زندگی شما از قبل تعیین شده‌اند و کار زیادی هم نمی‌توانید درباره آن انجام دهید. نگرش ناپایداری اعتقاد به این امر است که می‌توان رویدادها را تغییر داد و مسائل همیشه باقی نمی‌ماند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:29:00 ب.ظ ]




 

۲-۲-۱۹)خوش‌بینی و راه‌های مقابله با استرس

 

 

افراد خوش‌بین انتظارات مثبتی در زندگی دارند و اعتقاد دارند در آینده اتفاقات خوشایندی رخ خواهد داد ولی افراد ادراک منفی در مورد زندگی داشته و آینده را ناخوشایند می‌پندارند. در گذشته خوش‌بینی را عامل حیاتی در سازش افراد با رویدادهای دشوار می‌دانستند. تیلور[۱۹۷] (۱۹۸۳) نشان داد تفکر مثبت و خوش‌بینی می‌تواند در مقابله با وضعیت‌های دشوار کمک کند(شرمان و همکاران،۲۰۱۱). هان و همکاران[۱۹۸](۲۰۰۶)نشان دادند که دانشجویان خوش‌بین از مکانیسم‌های مقابله با استرس بهتری نسبت به دانشجویان بدبین در مقابل موقعیت‌های استرس‌زای تحصیلی استفاده می‌کنند. ارتباط بین خوش‌بینی و بدبینی در تحقیقات گذشته نشان داده شده است و برخی تحقیقات نشان از تفاوت استفاده از راه‌های مقابله با استرس در افراد خوش‌بین و بدبین دارد(شرمان[۱۹۹] و همکاران،۲۰۱۱).
نتایج تحقیق(شرمان و همکاران،۲۰۱۱) نشان داد:
۱)ورزشکارانی که خوش‌بینی بالایی دارند در مقایسه با ورزشکارانی که خوش‌بینی پایینی دارند، سطح پایین‌تری از استرس در زندگی تجربه می‌کنند، ۲) ورزشکارانی که خوش‌بینی بالایی دارند نسبت به غیر ورزشکارانی که خوش‌بینی بالایی دارند سطح پایین‌تری از استرس تجربه می‌کنند و ۳) مردانی که خوش‌بینی بالایی دارند نسبت به زنانی که خوش‌بینی بالایی دارند استرس کمتری را تجربه می‌کنند.

 

 

۲-۲-۲۰)سرسختی ذهنی و مقابله با استرس

 

 

واضح است که سرسختی ذهنی یک ویژگی منحصربه‌فرد است که می‌تواند حائلی میان اثرات مخرب استرس با افراد شود، و به ورزشکاران اجازه می‌دهد تحت تأثیر تقاضاهای محیط واقع نشوند. مشخص شده است که افراد سرسخت نه‌تنها به‌طور مؤثرتری استرس ناشی از کارشان را مدیریت می‌کنند بلکه این مدیریت استرس در دیگر جنبه‌های زندگی‌شان مشاهده می‌شود(مادی[۲۰۰]،۲۰۰۴ به نقل از کراست،۲۰۰۹). مطالعات اخیر نشان می‌دهد که افراد سرسخت به دنبال حل کردن موقعیت‌های استرس‌زا هستند و این افراد کمتر از این موقعیت‌ها فرار می‌کنند. نیاز به درک رابطه‌ی رابطه بین سرسختی ذهنی و راه‌های مقابله با استرس وجود دارد و باید جنبه‌های شناختی و عملی این رابطه مورد تحقیق قرار بگیرد(کراست،۲۰۰۹).
نتایج برخی از تحقیقاتی که در رابطه با سرسختی ذهنی و مقابله صورت گرفته است نشان می‌دهد که سرسختی ذهنی همبستگی مثبتی با استراتژی‌های مقابله‌ای مسئله محور و همبستگی منفی با استراتژی‌های مقابله‌ای اجتنابی دارد. بااین‌حال معلوم نیست که آیا ورزشکاران هرکدام از روش‌های خاصی برای مقابله با استرس استفاده می‌کنند؟ و آیا در زمینه‌های دیگر زندگی نیز از همان روش مقابله استفاده می‌کنند؟ علاوه بر این درک تأثیر سرسختی ذهنی فراتر از زمینه‌های ورزشی خاص، پیامدهای مهمی برای پزشکان و محققان دارد ازاین‌رو آن‌ها به دنبال توسعه‌ی سرسختی ذهنی هستند(کراست،۲۰۰۹).

 

 

۲-۲-۲۱)خوش‌بینی و سرسختی ذهنی

 

 

مطالعات متعدد در طول چند دهه‌ی گذشته خیلی از فواید خوش‌بینی را نشان داده است. فوایدی مانند خلق و خوی خوش و رضایتمندی، افزایش انگیزه، موفقیت‌های بزرگ‌تر در زمینه‌های مختلف کاری، تحصیلی و ورزشی. گولد و همکاران (۲۰۰۲)، در تحقیقی اظهار کردند که یکی از ویژگی‌های مشترک بسیاری از ورزشکاران المپیکی خوش‌بینی است. بر اساس این یافته‌ها، ورزشکارانی که در سطوح بالا رقابت هستند، از خوش‌بینی و انتظار نتایج مثبت بیشتر بهره می‌برند، از سوی دیگر یکی دیگر از ویژگی‌های ورزشکاران نخبه سرسختی ذهنی است. بر طبق تحقیقات ، خوش‌بینی و سرسختی ذهنی به‌طور بالایی ارتباط دارند. این نشان می‌دهد که احتمالاً با افزایش خوش‌بینی ، سرسختی ذهنی هم می‌تواند افزایش یابد و این منجر به دستیابی ورزشکاران به موفقیت بیشتر می‌شودگولد و همکاران(۲۰۰۲).

 

 

۲-۳)تحقیقات داخلی و خارجی

 

 

۲-۳-۱)تحقیقات داخلی

 

 

نتایج تحقیق رادی و همکاران(۱۳۹۲) با عنوان بررسی رابطه خوشبینی اسلامی، افسردگی وسبکهای مقابله با استرس در دانشجویان نشان داد بین روش مقابله با استرس مسئله مدار و خوش‌بینی اسلامی همبستگی مثبت و معنادار وجود دارد. نتیجه این تحقیق نشان داد که افراد خوش‌بین از سبکی استفاده می‌کنند که به آن‌ها امکان می‌دهد بر مشکلات غلبه کنند. دلایل گوناگونی وجود دارد که موجب می‌شود افراد خوش‌بین از سبک‌های مقابله مسئله مدار استفاده کنند. توجه افراد خوش‌بین به استعدادها و توانایی‌های خود، این زمینه را در آنان فراهم می‌سازد که هنگام مواجهه با مشکلات دنبال راه‌حل باشند، تلاش می‌کنند از نیروها و توانایی‌های خود به‌صورت مطلوب بهره ببرند. توجه به امکانات، داشته‌ها و نعمت‌های زندگی این روحیه را تقویت می‌کند که فرد به دنبال حل مشکلات زندگی باشد و از امکانات موجود در جهت مقابله با موقعیت‌ها و رویدادهای تنش‌زا بهره گیرد.
نتایج تحقیق طاعتی و همکاران(۱۳۹۲) در رابطه با نقش واسطه‌ای خوش‌بینی در رابطه با واکنش به تجارب استرس‌زای تحصیلی نشان داد که بین تجارب تحصیلی استرس‌زا و واکنش‌ها به این تجارب رابطه مثبت و معنادار، بین استرس تحصیلی ادراک شده با خوش‌بینی و بین خوش‌بینی و واکنش‌ها به عوامل استرس‌زای تحصیلی رابطه منفی و معنادار وجود دارد. نتایج پژوهش حاضر با تأکید بر مدل اثرات واسطه‌ای خوش‌بینی در رابطه بین استرس تحصیلی و واکنش‌ها به عوامل تحصیلی استرس‌زا نشان می‌دهد که خوش‌بینی به‌مثابه یک منبع مقابله‌ای انطباقی بخشی از تمایز و پراکندگی در پاسخ ترجیحی به عوامل استرس‌زای تحصیلی را تبیین می‌کند. نتایج پژوهش حاضر نشان می‌دهد که در بین دانشجویان دختر و پسر بخشی از تمایز در چگونگی پاسخ به عوامل استرس‌زای تحصیلی در مواجهه با تجارب تحصیلی استرس‌زا، از طریق کیفیت روان‌شناختی خوش‌بینی قابل تبیین است.
نتایج تحقیق باقری و غرایی(۱۳۹۱) با عنوان مقایسه سرسختی ذهنی میان کشتیگیران مبتدی و ماهر و همبستگی آن با برخی متغیرهای فردی و تمرینی نشان داد میانگین نمرات سرسختی ذهنی و خرده مقیاسهای آن در کشتی گیران ماهر به طور معنیداری نسبت به کشتی گیران مبتدی بیشتر بود و ارتباط معنیداری بین متغیر های سن و سطح تحصیلات با سرسختی ذهنی وجود نداشت اما رابطه بین متغیرهای تجربه، افتخارات کسب شده و میزان تمرین با سرسختی ذهنی معنیدار بود.
یافته‌های تحقیق نصیر(۱۳۹۰) با عنوان رابطهی راهبردهای مقابله با استرس و تاب آوری با خوش بینی در دانشآموزان دختر مقطع متوسطه نشان داد بین راهبردهای مقابله با استرس با خوش‌بینی دانش آموزان رابطه وجود دارد. بین راهبرد مقابله‌ای مسئله مدار با خوش‌بینی دانش آموزان رابطه‌ی مثبت و معنادار وجود دارد، یعنی با افزایش راهبرد مقابله مسئله مدار در دانش آموزان، خوش‌بینی آنان افزایش می‌یابد. به‌علاوه بین راهبردهای مقابله‌ای هیجان مدار با خوش‌بینی دانش آموزان رابطه‌ی منفی معناداری وجود دارد، یعنی با کاهش راهبرد مقابله‌ی هیجان مدار در دانش آموزان، خوش‌بینی آنان افزایش می‌یابد. هم‌چنین بین راهبردهای مقابله غیر مؤثر با خوش‌بینی دانش آموزان رابطه منفی معنادار وجود دارد، یعنی با کاهش راهبرد مقابله‌ی غیر مؤثر در دانش آموزان، خوش‌بینی آنان افزایش می‌یابد. در واقع افرا خوش‌بین مقابله‌کنندگان فعال و پرتلاشی هستند که دست به برنامه‌ریزی می‌زنند و فعالانه عمل می‌کنند و تلاش می‌کنند به بهترین شکل ممکن موقعیت استرس‌زا را تغییر دهند و از عهده‌ی استرس برآیند.
نتایج تحقیق کاشانی(۱۳۸۹) در رابطه با مقایسه سرسختی ذهنی زنان و مردان ورزشکار رشتههای انفرادی تماسی و غیر تماسی نشان داد که سرسختی ذهنی مردان ورزشکار از زنان ورزشکار بالاتر است همچنین ورزشکاران برخوردی میزان سرسختی ذهنی بالاتری را نسبت به ورزشکاران غیر برخوردی داشتند ولی بین سرسختی ذهنی ورزش‌های تیمی و انفرادی تفاوت معناداری وجود نداشت.
نتایج تحقیق افضلی و همکاران(۱۳۸۶) با عنوان بررسی ارتباط خوش‌بینی با بهزیستی روان‌شناختی و سبک‌های مقابله‌ای در دانشجویان نشان داد خوش‌بینی باعث می‌شود که افراد از شیوه‌ی مقابله با استرس مسئله مدار استفاده کنند که این به کاهش استرس کمک می‌کند. افراد خوش‌بین هنگامی‌که با وقایع استرس‌زای اساسی مواجه می‌شوند کمتر دچار بیماری جسمی و افسردگی می‌شوند. برعکس افراد بدبین به ‌احتمال زیاد دچار افسردگی می‌شوند. به نظر می‌رسد که خوش‌بین‌ها بهتر مقابله می‌کنند، سخت‌تر تلاش می‌کنند و بهتر از خودشان مراقبت می‌کنند. بررسی شواهد نشان می‌دهد که خوش‌بین‌ها نسبت به بدبین‌ها هنگام مواجه با سختی در زندگی‌شان رنج کمتری می‌برند. افرادی که درباره‌ی آینده مطمئن هستند به تلاش‌های مداوم خود ادامه می‌دهند، حتی وقتی‌که با فاجعه‌ای سخت روبرو می‌شوند. افرادی که مردد هستند به احتمال بیشتری سعی در دور شدن از فاجعه می‌کنند، چنانکه گویی با تفکرات آرزومندانه می‌توانند از آن فرار کنند.
نتایج تحقیق موسوی نسب و تقوی(۱۳۸۴) در رابطه با تأثیر خوشبینی بر راهبردهای کنار آمدن و سازگاری روانشناختی در نوجوانان نشان داد که افراد خوش‌بین در راهبردهای مقابله‌ای مسئله‌دار با افراد بدبین تفاوت دارند در توجیه این یافته‌ها باید گفت که افراد خوش‌بین در برابر مشکلات و استرس‌های گ
وناگون، در راستای تغییر یا حذف عامل استرس‌زا کوشش می‌کنند. از آنجا که خوش‌بین‌ها درباره آینده مطمئن هستند، به تلاش ادامه می‌دهند، حتی هنگامی‌که با ناملایمات جدی روبرو می‌شوند. افراد بدبین، مردد هستند و بیشتر می‌کوشند تا خودشان را از ناملایمات کنار بکشند. نتیجه تحلیل رگرسیونی به عمل آمده نشان داد که خوش‌بینی پیش‌بینی کننده راه‌های مقابله با استرس مسئله مدار است. خوش‌بین‌ها بر این باورند که کنترل بیشتری دارند و بر استرس متمرکز می‌شوند.

 

 

۲-۳-۲)تحقیقات خارجی

 

 

نتایج تحقیق مادریگال و همکاران(۲۰۱۳) در رابطه با توسعه مقیاس سرسختی ذهنی نشان داد که مؤلفه‌های سرسختی ذهنی(ثبات و کنترل) با راه‌های مقابله با فشار و استرس ارتباط دارند. نتیجه‌ی این تحقیق راجع به رابطه‌ی مؤلفه‌های سرسختی ذهنی با سایر مؤلفه‌ها نشان از رابطه معنادار سرسختی ذهنی با موفقیت و عملکرد ورزش دارد.
نتایج تحقیق نیولند و همکاران(۲۰۱۲) در رابطه با متغیرهای واسطه بین سرسختی ذهنی و عملکرد در بسکتبال نشان داد که متغیرهای واسطه‌ای چون راه‌های مقابله با استرس که باعث کنترل استرس و مواجه موفق با شرایط استرس‌زا می‌شود با سرسختی ذهنی در ارتباط است. افراد با نمرات بالای سرسختی ذهنی از راه‌های مقابله‌ای مؤثرتری(مقابله‌ی مسئله محور) استفاده می‌کنند و درنتیجه موجب عملکرد موفقیت‌آمیز آن‌ها می‌شود.
نتایج تحقیق لوی و همکاران[۲۰۱](۲۰۱۲) با عنوان نقش مستقیم و واسطهای سرسختی ذهنی نشان داد که درک ورزشکاران از موقعیت‌های استرسزا متفاوت است. ورزشکاران سرسخت موقعیت‌های دشوار را چالش و ورزشکاران با سرسختی ذهنی کمتر موقعیت‌ها را تهدید می‌دانند علاوه بر این ورزشکاران سرسخت استرس کمتری را درک می‌کنند. درک متفاوت ورزشکاران سرسخت ذهنی باعث مواجه با استرس بهتر و رویکرد مقابله‌ای مؤثرتری در این ورزشکاران می‌شود، در مقابل ورزشکاران با سرسختی ذهنی کمتر رویکردهای هیجانی و احساسی در مقابله با استرس اتخاذ می‌کنند.
نتایج تحقیق شیرمان و همکاران[۲۰۲](۲۰۱۱) با عنوان مقایسه سطوح خوشبینی و استرسهای زندگی در بین ورزشکاران و غیر ورزشکاران نشان داد که خوش‌بینی به‌عنوان مکانیسمی مقابله‌ای برای موقعیت‌های دشوار و چالش‌برانگیز است و بین خوش‌بینی و بدبینی با استرس ارتباط وجود دارد، همچنین نتایج تحقیق از تفاوت استفاده از راه‌های مقابله با استرس در میان افراد خوش‌بین و بدبین خبر می‌دهد.
در پژوهشی که کریپل و کینگ[۲۰۳](۲۰۱۰)، با عنوان ارتباط بین استرس، سبک‌های مقابله و خوش‌بینی در دانشجویان دوره‌ی لیسانس انجام دادند، نتایج نشان داد که بین خوش‌بینی و راهبردهای مقابله رابطه وجود دارد و به‌علاوه خوش‌بینان از راهبردهای مقابله‌ی مثبت‌تر استفاده می‌کردند و کمتر احتمال داشت که تربیت و آموزش را به‌عنوان یک منبع استرس در نظر بگیرند، درحالی‌که دانشجویانی که از سبک‌های مقابله‌ی منفی و غیر متعهدانه استفاده می‌کردند، بیشتر احتمال داشت که تربیت و آموزش را به‌عنوان منبع استرس و فشار یا به‌عنوان یک گریز در نظر بگیرند.
هم‌چنین در پژوهشی که دنیل دیوید و همکاران[۲۰۴](۲۰۱۰)، با عنوان ارتباط بین پاسخ‌های مقابله‌ای و خوش‌بینی –‌ بد‌بینی در پیش‌بینی سطوح رنج و ناراحتی که بیماران سرطانی متحمل می‌شوند انجام دادند،نتایج این پژوهش نشان داد که خوش‌بینی – بدبینی و پاسخ‌های مقابله‌ای با سطوح رنج و ناراحتی که بیماران سرطانی متحمل می‌شوند رابطه دارد.
نتایج پژوهش دبی و همکاران[۲۰۵](۲۰۱۰)، با عنوان ارتباط بین کیفیت زندگی، راهبردهای مقابله، خوش‌بینی، اضطراب و افسردگی در بیماران مبتلا به سرطان نشان داد که بین راهبردهای مقابله و خوش‌بینی رابطه وجود دارد و استفاده از سبک مقابله‌ی منفی با سطوح پایین خوش‌بینی و سطوح بالای اضطراب رابطه دارد. و سطوح پایین خوش‌بینی با سطوح بالای اضطراب و افسردگی و سطوح بالای خوش‌بینی با سطوح پایین اضطراب و افسردگی مرتبط است.
سگرستروم[۲۰۶](۲۰۱۰)، در تحقیقی فراتحلیلی در دانشگاه کنتاکی با عنوان خوی و منش خوش‌بینی و راهبردهای مقابله نشان داد که بین خوش‌بینی و راهبردهای مقابله رابطه‌ی مثبت معناداری وجود دارد که هدف آن، حذف، کاهش یا مدیریت هیجان‌هاست و خوش‌بینی به‌طور منفی با راهبرد مقابله‌ی اجتنابی مرتبط است.
نتایج تحقیق کیسلر و همکاران(۲۰۰۹) با عنوان سرسختی ذهنی، استرس و رویکردهای مقابله مؤثر نشان داد که سرسختی ذهنی با راه‌های مقابله با استرس ارتباط معنادار دارد. ورزشکاران با سرسختی ذهنی بالا از راهبردهای مقابله با استرس مسئله محور استفاده می‌کنند و در پی آن هستند که مسئله را بررسی و حل کنند درحالی‌که ورزشکاران با نمره پایین سرسختی ذهنی از راهبرهای هیجان محور در مقابله با استرس استفاده می‌کنند. این بدین معناست که سرسختی ذهنی بالا رابطه‌ی مثبت و معناداری با رویکرد مقابله با استرس مسئله محور دارد و با رویکرد مقابله با استرس هیجان محور رابطه منفی معناداری دارد. از دیگر نتایج این تحقیق می‌توان به درک متوسط و پایین استرس توسط ورزشکاران سرسخت اشاره کرد. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که سرسختی ذهنی باعث مقابله مؤثرتر ورزشکاران با استرس و شرایط استرس‌زا می‌شود.
منیکس و مارگارت[۲۰۷](۲۰۰۹)، به بررسی خوش‌بینی، کیفیت زندگی و راهبردهای مقابله در جوانان مبتلا به سرطان پرداختند و آن‌ها دریافتند که خوش‌بینی با سلامت روان‌شناختی و سلامت کارکردهای جسمانی و با کیفیت زندگی بالاتر و بهتر رابطه دارد، به‌علاوه خوش‌بینی با استفاده از سبک‌های مقابله‌ی مثبت ارتباط دارد و سبک مقابله‌ی اجتنابی منفی با سلامت روان‌شناختی ضعیف‌تر و پایین‌تر مرتبط است.
نتایج تحقیق نیکولز و همکاران(۲۰۰۹) با عنوان سرسختی ذهنی در ورزش: سطوح موفقیت، جنسیت، سن، تجربه و تفاوت در نوع ورزش نشان داد که ورزشکاران با سرسختی ذه
نی بالاتر سعی می‌کنند که از رویکردهای مقابله‌ای مؤثر با استرس استفاده کنند و این ورزشکاران کمتر از رویکردهای مقابله‌ای اجتنابی استفاده می‌کنند. دیگر نتایج این تحقیق در مورد رابطه‌ی بین سرسختی ذهنی و خوش‌بینی نشان داد که بین نمره بالای کلی سرسختی ذهنی و خوش‌بینی رابطه‌ی مثبت و بالایی وجود دارد و همچنین رابطه منفی و معناداری بین سرسختی ذهنی و بدبینی وجود دارد. نتایج این تحقیق نشان داد که خوش‌بینی می‌تواند سرسختی ذهنی را پیش‌بینی کند.
نتایج تحقیق نیکولز و همکاران(۲۰۰۸) با عنوان سرسختی ذهنی، خوشبینی و مقابله در ورزشکاران نشان داد که افراد خوش‌بین میزان استرس کمتری را نسبت به افراد بدبین درک کرده و در مقابله با رویدادهای استرس‌زا بهتر عمل می‌کنند. نتایج این تحقیق نشان داد که ورزشکاران خوش‌بین معمولاً از سبک‌های مقابله‌ای مؤثرتری نسبت به ورزشکاران بدبین استفاده می‌کنند همچنین نتایج دیگر این تحقیق نشان داد که بین خوش‌بینی و سرسختی ذهنی رابطه معنادار وجود داشت و افراد خوش‌بین از سرسختی ذهنی بالاتری برخوردار بودند. از دیگر نتایج این تحقیق می‌توان به رابطه‌ی معنادار میان سرسختی ذهنی و راه‌های مقابله با استرس اشاره کرد نتایج نشان داد که افرادی که از سرسختی ذهنی بالاتری برخوردارند از سبک مقابله با استرس مسئله محور استفاده کرد و افراد با سرسختی پایین معمولاً از سبک‌های مقابله با استرس اجتنابی بهره می‌برند پس بین سرسختی ذهنی با انتخاب نوع سبک مقابله‌ای نیز ارتباط معنادار وجود دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:29:00 ب.ظ ]