مجله علمی و آموزشی نواندیش


مرداد 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            


 بهینه‌سازی فروشگاه وردپرسی با پلاگین رایگان
 راهنمای جامع سگ‌های تریر (ویژگیها و نگهداری)
 کسب درآمد بدون سرمایه اولیه (15 روش عملی)
 بومیسازی محتوا برای جذب مخاطب
 تشخیص و درمان اسهال سگ (راهنمای رنگ مدفوع)
 بهترین حیوانات خانگی آپارتمانی (کم‌زحمت)
 تکنیک‌های تحلیل حرفه‌ای محتوا
 درمان عفونت روده عروس هلندی (روش خانگی)
 درآمد دلاری از فروش عکس (5 پلتفرم برتر)
 روانشناسی خیانت زنان (تحلیل رفتاری)
 اجاره موفق ملک در پلتفرم‌های آنلاین
 راهکارهای جذب دخترانه برای پسران
 درآمدزایی از دوره‌های آموزشی آنلاین
 اهمیت ظاهر در زندگی مشترک (5 نکته کلیدی)
 آموزش پیشرفته Leonardo AI
 تصمیم‌گیری پس از خیانت همسر (معیارها)
 افزایش درآمد از تدریس آنلاین (10 تکنیک)
 رازهای سئو ویدیو (جذب مخاطب ارگانیک)
 فروش دوره‌های آموزشی آنلاین (استراتژیها)
 ویژگیهای همسر ایده‌آل (معیارهای انتخاب)
 تغذیه بچه خرگوش یتیم (0 تا 6 ماهگی)
 معرفی سگ تازی (ویژگیهای منحصربه‌فرد)
 درمان کک و کنه خرگوش (تشخیص + روش‌ها)
 علل له‌له زدن سگ (5 دلیل و کمک فوری)
 جلوگیری از فاصله عاطفی در رابطه
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید



جستجو



  فیدهای XML
 



ا شامل:
مهارتهای مذاکره، مهارتهای سیاسی، مهارتهای تحلیلی، مهارتهای کامپیوتری، مهارتهای فردی، مهارتهای بین فردی، مهارتهای کارکردی ، بین فردی و سازمانی می دانند. اما عمومی ترین و مورد پذیرش ترین طبقه بندی از مهارتهای مدیران توسط رابرت کاتز ارائه شده است.
کاتز مهارت را به توانایی هایی که در نحوه انجام وظایف ذاتی نیست ولی قابل پرورش است تعریف می کند. وی مدیر را کسی می داند که اعمال دیگران را هدایت می کند و مسئولیت تحقق هدف های خاصی را به عهده دارد. لازمه مدیریت موفق داشتن مهارت های سه گانه فنی، انسانی، و ادراکی است. مهارت فنی عبارت است از : توانایی حاصل از تجربیات، آموزش و کار ورزی لازم برای بهره گیری ها، از دانش ها، روش فنون و تجهیزات مورد استفاده در انجام کارهای خاص (هرسی و بلانچارد، ،۱۳۸۷،۱۵)
مهارت های فنی مورد نیاز مدیران: مهارت در برنامه ریزی، مهارت در سازماندهی، مدیریت امور پرسنلی، مهارت در امور مالی و بودجه بندی، مهارت در ارزشیابی، مهارت در نظارت و کنترل، مهارت در ایجاد هماهنگی و مهارت در هدفگذاری. دو تن از صاحب نظران مهارت انسانی را داشتن توانایی و قدرت تشخیص در زمینه ایجاد تفاهم و همکاری و انجام دادن کار به وسیله دیگران، فعالیت مؤثر به عنوان عضو گروه بیان کرده اند که شامل درک و فهم انگیزش و به کار بردن رهبری موثر است. اجزاء مهارت انسانی: درک رفتار گذشته، پیش بینی رفتار آینده، هدایت، کنترل و تغییر رفتار (هرسی و بلانچارد،۱۳۸۷،۲۲).
مهارتهای انسانی مورد نیاز مدیران: مهارت در رهبری، مهارت ایجاد مشارکت در کار ( مدیریت مشارکتی)، مهارت در حل تعارضات ( مدیریت تعارض ، ) مهارتهای تیم سازی، مهارت در ایجاد جامعه پذیری سازمانی. مهارتهای ادراکی: توانایی ادراک و تفکر در مورد موقعیتهای انتزاعی، دیدن سازمان به عنوان یک کل و درک روابط بین اجزاء و تصور این که چگونه سازمان با محیط تطبیق پیدا می کند را مهارت ادراکی می گویند.
مهارت انسانی شامل: مهارت در تصمیم گیری، خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی در مدیریت زمان و مدیریت بحران .
تلفیق مهارت ها: به جهت ایجاد یک نظم داخل مهارتی بایستی درصدد تلفیق این مهارت در کنار یکدیگر برآمد . بدیهی به نظر می رسد که ایجاد یک چنین فصل مشترکی می تواند از تک بعدی نگریستن به مهارت ها مدیر را رهانیده و ارزیابی را نیز منحصر به مرتبط ساختن یک فعالیت به یک مهارت نکند (خواجه ای،۱۳۸۰،۷۷).
۲-۲-۹- عوامل مؤثر بر اثربخشی کارکنان و مدیران
افزایش اثربخشی را باید معلول ترکیبی از عوامل گوناگون دانست که در زیر به شرح تعدادی از آنها اشاره می شود( ابطحی و عباسی ،۱۳۸۶،۴۹).
۱-بهبود کیفی عامل کار
کارکنان با به کارگرفتن نکاتی می توانند اثربخشی خود را بهبود بخشند.
نگرش های مثبت کاری مانند غرور به کار و شوق برای پیشرفت مستمر.
کمک به همکاران در صورت لزوم و اجرای کارها به صورت گروهی.
مشارکت در برنامه های بهبود اثربخشی.
اجرای درست کارها از ابتدا.
حفظ سلامت جسمی.
۲-اصلاح روابط مدیریت و کارکنان
ارائه اطلاعات دقییق درباره عملیات سازمانی موجب اعتماد و اطمینان کارکنان می گردد. برگزاری جلسات عادی یا ویژه برای رسیدگی به مشکلات کارکنان فرصت مناسبی است که کارکنان با مدیر احساس آشنایی یا تفاهم بیشتری کنند و در نتیجه جو گرم و دوستانه ای برای کار گروهی سازمان ایجاد شود.
۳- استفاده از نظرات و پیشنهادات کارکنان
برای بهبود اثربخشی، لازم است به تمامی کارکنان فرصت مشارکت در برنامه های طراحی شده، داده شود؛ مدیر آن را تشویق کند کند که نظرات خود را برای اجرای بهتر کارها ارائه دهند.
۴- ره آورد فناوری
فناوری به کارکنان امکان می دهد تا با استفاده از عوامل موجود، کارآیی و اثربخشی خود را بالا ببرند. فناوری همچنین موجب اثربخشی سیستمها مدیریتی کارآتر و پیشرفته تر در سازمان شده است. اقدامات زیر نیز در اثربخشی سازمان مؤثر می باشد (سعادت، ۱۳۷۹).
کاهش اضافه کاری های غیر ضروری.
اتخاذ تدابیری برای کاهش غیبت و مرخصی های به ظاهر موجه.
طراحی صحیح مشاغل برای جلوگیری از اتلاف وقت کارکنان.
جلوگیری از ترک سازمان با مدیر یت صحیح و برقراری روابط انسانی و اجتماعی سالم .
طراحی سیستم بهداشت و ایمنی اثربخش و نظارت دقیق بر آن.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[جمعه 1399-09-21] [ 02:54:00 ب.ظ ]




 

جدول (۲-۳) عوامل موثر بر اثر بخشی سازمان (دفت[۳۷]،۱۳۸۷)
۱-گرایش استراتژیک:
سازمان اثر بخش به مشتری توجه زیادی می کند. در حال حاضر سازمان های موفق مشتری را به عنوان مهم ترین عامل ذی نفع در سازمان به حساب می آورند و در چنین سازمانی راز موفقیت در گرو تامین نیازهای مشتری است. امروزه اغلب مدیران ارشد از مشتریان در خواست می کنند تا با آنها تماس بگیرند و نیازهای خود را در میان بگذارند.
۲-مدیریت عالی:
رهبر باید یک رویا یا دید‏گاه از آنچه را که می توان انجام داد ارائه کرده و به کارکنان احساس رهبری، هدف مشترک و مقصود یا مقصد القا کند. رهبرانی که دارای داگاه یا رویا هستند این آمادگی را دارند تا آستین های خود را بالا زده و در همۀ سطوح ‏در امور و مسائل مشارکت نمایند.
همچنین در یک سازمان موفق مدیران وکارکنان به عمل و کار توجه می کنند ، آنها پیش از ارائه راه حل و تصمیم گیری صلاح نمی دانند که به عمق مسائل توجه کنند. شرکت های موفق چنین شعاری دارند: « ‏آن را انجام دهید، آن را بیازمایید، آن را درست کنبد» (دفت،۱۳۸۷).
۳-طراحی سازمان:
‏ سازمان های موفق و اثربخش از نظر طرح سازمانی دارای سه ویژگی هستند. ۱) شکل ساده وکارکنان اندک، ٢‏) تمرکز زدایی با هدف افزایش کارآفرینی و ۴) داشتن دو ویژگی سخت گیری و ساده گیری به صورت همزمان.
‏شکل ساده و کارکنان اندک به معنی این است که شکل و سیستم سازمان های موفق ‏به صورتی ظریف، ساده و تعداد کارکنان در پست های ستادی انگشت شمارند. این ‏خود یک دیوان سالاری کوچک است. شرکت های بزرگ به بخش های مستقل کوچک تقسیم شده اند تا بتوانند ساده و انعطاف پذیرگردند.
‏ساختار سازمانی غیرمتمرکز می شود تا نوآوری و تغییر را تقویت نماید. خلاقیت و نوآوری کارکنان در همه سطوح تقویت و تشویق می شود، و به آنها پاداش های نیکو می دهند. افراد فنی درکنار بازاریاب ها قرار می گیرند تا بتوانند با هم ناهار صرف کنند. واحدهای سازمانی کوچک هستند تا افراد درباره حل مسائل همکاری نمایند (کاپلان و نورتن[۳۸] ،۱۹۹۶).
۴-فرهنگ سازمانی:
جو آکنده ازاعتماد ضرورت پیدا می کند، زیرا کارکنان باید بتوانند آزادانه و با صداقت با یکدیگر ارتباط برقرارکنند. همکاری بین دوایر نیاز به اعتماد و اطمینان متقابل دارد. مدیران وکارکنان باید به یکدیگر اعتماد یکدیگر اعتماد نمایند تا بتوانند جهت حل مسائل همکاری نمایند.
افزایش تولید ازمجرای کارکنان بدین معنی است که همه افراد باید مشارکت نمایند.کارگران به عنوان منشا یا ریشه کیفیت و بهره وری به حساب می آیند. افراد تشویق وترغیب می گردند و به آنها اختیارات داده می شود تا در امور تولید، بازاریابی و بهبود ‏محصولات جدید مشارکت کنند. دیدگاه های مخالف تقویت (و نه سرکوب) می شود. توانایی در حرکت به جلو از طریق توافق نظر عمومی موجب افزایش انگیزه، اعتماد به نفس و تقویت نوآوری و کارایی می گردد (کاپلان و نورتن ،۱۹۹۶).
۲-۲-۱۰- شاخصهای اثر بخشی
این شاخص ها موجب بازنگری در تخصیص منابع به فعالیتهای مؤثرخواهد شد و با استفاده از آن ها می توان تغییرات ارزان ولی مؤثر را شناسایی کرده و با حداقل هزینه به ایجاد تحولات اقدام نمود تا خدمات ارزان ولی مناسبتری که رضایت شهروندان و ارباب رجوع سازمانها را در بر دارد، ارایه کرد. (ابطحی و عباسی،۱۳۸۶،۳۷).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:54:00 ب.ظ ]




    1. بین توانمندسازی روانی و اثربخشی سازمانی رابطه وجود دارد.

 

 

استیفن رابینز (۲۰۰۰) بر اساس یافته پژوهش خود درباره کاربرد یا ارزیابی عملکرد براساس پاسخ های ۶۰۰ سازمان دسته بندی کرده و طبق یافته های این پژوهش بیشترین موارد استفاده از ارزیابی عملکرد در زمینه پاداش دهی بازوی عملکردی و آموزش و بهسازی نیروی انسانی بوده است و معتقد است که سازمان ها ارزیابی بر عملکرد را برای تصمیم گیری در مورد منابع انسانی به کار می برند.
ادوارد لاور و همکارانش (۱۹۹۸) در زمینه نقش توانمندسازی در بهبود بخشیدن عملکرد تحقیق درباره هزار شرکت جلسه فورچون در آمریکا که در خصوص میزان درگیری ذهنی و عاطفی کارکنان و نیز مشارکتی و اینکه این امر چه تحولاتی را در سالهای مزبور باعث گردیده انجام داده اند. نتایجی هر دو تحقیق نشان می دهد که تعداد از پاسخ دهندگان معتقد بودند که درگیری ذهنی و عواطف کارکنان در کار و اعمال مشارکت، موجب افزایشی اعتماد آنان در مدیریت بهبود فرایند و روشهای سازمان می گردد. شایان ذکر است که در سال ۱۹۸۷ در ۳۸ درصد از سازمانهای مورد بررسی تعدادی از سطوح مدیریتی حذف شد. این تعداد در سال ۱۹۹۰به ۵۰ درصد رسید. نکته آخر، این که دیدگاه را که در توانمندسازی ، کوچک سازی سازمان و مدیریت ناب با هم ارتباط دارند، را تقویت می کند.
فصل سوم روش شناسی تحقیق(متدولوژی)
۳-۱- روش تحقیق
روش این تحقیق توصیفی-پیمایشی است و همچنین این تحقیق از نظر هدف کاربردی می باشد.
– تحقیق توصیفی ( غیر آزمایشی )
تحقیق توصیفی یا آزمایشی شامل مجموعه روشهایی است که هدف آنها توصیف کردن شرایط یا پدیده های مورد بررسی است. اجرای تحقیق توصیفی می تواند صرفاً برای شـناخت بیشتر شرایط موجود یا یاری دادن به فرایند تصمیم گیری باشد. بیشتر تحقیقات علوم رفتاری را می توان در زمره تحقیقات توصیفی بشمار آورد. تحقیق توصیفی را می توان به دسته های ذیل تقسیم نمود:
– تحقیق پیمایشی:
برای بررسی توزیع ویژگی های یک جامعه آماری روش تحقیق پیمایشی به کار می رود. این نوع تحقیق می تواند برای پاسخ به سوالات پژوهشی از نوع زیر مورد استفاده قرار گیرد:
ماهیت شرایط موجود چگونه است؟
چه رابطه ای میان رویدادها وجود دارد؟
وضعیت موجود چگونه است؟
تحقیق پیمایشی را بر حسب حجم جامعه مورد مطالعه می توان بـه تحقیق پیمایشی در مقیاس کوچک یا در مقیاس بزرگ طبقه بندی نمود.
۳-۲- جامعه آماری
جامعه آماری عبارت است از همه اعضای واقعی یا فرضی که علاقه مند هستیم یافته های پژوهش را به آنها تعمیم دهیم یا عبارت دیگر، جامعه آماری عبارت است از مقداری از عناصر مطلوب مورد نظر که حداقل دارای یک صفت مشخص باشند (آذر و مومنی ،۱۳۸۵،۵).
برای سنجش عوامل شناختی توانمندسازی، جامعه آماری شامل کلیه کارکنان سازمان فاتح صنعت کیمیا می باشد. برای بررسی رابطه میان عوامل توانمندسازی با اثربخشی سازمان، جامعه آماری شامل کلیه مدیران و کارشناسان می باشد که در مجموع به میزان ۱۷۴ نفر می باشد.
۳-۳- حجم نمونه و روش اندازه گیری
از آنجا که تحقیق پیرامون تمامی اعضا جامعه زمانبر بوده و از نظر هزینه مقرون بـه صرفه نیست، محقق ناچار است، اقدام به نمونه گیری نماید. برای نمونه گیری باید فهرست کامل افراد جامعه در دسترس باشد. این فهرست چارچوب نمونه گیری نامیده می شود. یکی از جنبه های مورد نظر در گزینش روش نمونه گیری آن است که چارچوب نمونه گیری در دسترس باشد. به طور کلی در تحقیقات علوم رفتاری متداول ترین روشهای نمونه گیری به شرح ذیل است:
– نمونه گیری نظام یافته
برای انتخاب نمونه به حجم n از یک جامعه به حجم N، ابتدا حجم جامعه را بر حجم نمونه تقسیم می کنیم تا فاصله نمونه گیری مشخص شود. سپس یک عدد تصادفی چنان انتخاب می کنیم که کوچکتر یا مساوی فاصله نمونه گیری باشد.
– نمونه گیری طبقه ای
واحدهای جامعه مورد مطالعه در طبقه هایی کـه از نظر صفت متغیر همگن تر هستند، گروه بندی می شوند تا تغییرات آنها در درون گروهها کمتر شود و سپس از هر یک از طبقات تعدادی نمونه انتخاب می شود.
– نمونه گیری خوشه ای
می توان افراد جامعه را در دسته ها یی خوشه بندی کرد و سپس از میان خوشه ها نمونه گیری به عمل آورد (مقیمی، ۱۳۷۷، ۳۶).
– نمونه گیری چند مرحله ای
در نمونه گیری چند مرحله ای افراد جامعه با توجه بـه سلسله مراتبی (از واحدهای بزرگتر به کوچکتر) از انواع واحدهای جامعه انتخاب می شوند.
در اﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ از روش ﻧﻤﻮﻧﻪﮔﯿﺮی ﺗﺼﺎدﻓﯽ ﮐﻪ، در اﯾﻦ ﻧﻮع ﻧﻤﻮﻧﻪﮔﯿﺮی ﻫﺮ ﯾﮏ از اﻋﻀﺎی ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺷﺪه ﺷﺎﻧﺲ ﺑﺮاﺑﺮ و ﻣﺴﺘﻘﻠﯽ ﺑﺮای ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻦ در ﻧﻤﻮﻧﻪ دارﻧﺪ . ﻣﻨﻈﻮر از ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺑﻮدن اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ اﻧﺘﺨﺎب ﯾﮏ ﻋﻀﻮ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﺷﮑﻞ در اﻧﺘﺨﺎب ﺳﺎﯾﺮ اﻋﻀﺎی ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺗﺎﺛﯿﺮی ﻧﺪارد اﺳﺘﻔﺎده ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ.
ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﺗﻌﯿﯿﻦ ﺣﺠﻢ ﮐﻠﯽ ﻧﻤﻮﻧﻪ ای ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ از ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﻮرد ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ اﻧﺘﺨﺎب ﮔﺮدد و اﯾﻦ اﻓﺮاد ﭘﺎﺳﺨﮕﻮی ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪهای ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺑﺎﺷﻨﺪ بخشی از جامعه آماری که نماینده کل باشد، معرف نمونه آماری است. برای تعیین حجم نمونه آماری می توان ازفرمول تعیین حجم نمونه استفاده کرد.
رابطه (۲-۱) فرمول تعیین حجم نمونه کوکران
که در آن:
=N حجم آماری برابر ۱۷۴ است.
= مقدار اشتباه مجاز برابر ۰۵/۰ است.
= مقدار متغیر نرمال واحد متناظر با سطح اطمینان که ب

 

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

رابر ۹۵ درصد است.
= P برآورد نسبت صفت متغیر، برابر ۵/۰ است.
=n حجم نمونه
=۱۲۰

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:53:00 ب.ظ ]




چگونه فاصله بین این دو وضعیت را تکمیل نماید.
کوان[۳] (۱۹۹۸) معتقد است که دانش‌آموزان در هنگام تفکر انعکاسی درگیر یک مسئله یا رویداد می‌شوند و این درگیری معمولا به شکل درگیری نزدیک و تنگاتنگ در فرایند یادگیری است و شاخصی از میزان یادگیری فرد به حساب می‌آید. در این معنا، فرد یادگیرنده در موقع اندیشیدن به یک مطلب به جزئیات محرک توجه می‌کند. در تفکر انعکاسی از فرایندهای ذهنی سطح بالا که فراتر از تفکر صرف و یادآوری مطلق اطلاعات است استفاده می‌شود. تفکر انعکاسی نقش زیادی در یادگیری و به‌خصوص یادگیری از راه حل‌مسئله دارد. تحریک تفکر انعکاسی انتقال یادگیری را تسهیل می‌نماید و با تقویت این نوع تفکر به دانش‌آموز کمک می‌شود تا از آموخته‌های خود در موقعیت‌های جدید و پیچیده استفاده کند. ارتباط بین مطالب یادگیری جدید و آموخته‌های قبلی، اندیشیدن به امور انتزاعی و سطح بالا، استفاده از راهبردهای خاص یادگیری، درک تفکر شخصی و راهبردهای یادگیری و پرداختن به یادگیری از راه حل‌مسئله از جمله پیامدهای مثبت ترویج تفکر انعکاسی است.
رابطه یادگیری مسئله محور و تفکر انعکاسی را می‌توان بدین گونه مطرح کرد که هرگاه دانش‌‌آموز با مسئله‌ای مواجه می‌شود، تفکر انعکاسی به او کمک می‌کند تا نسبت به پیشرفت یادگیری خود آگاه‌تر شود، راهبردهای مناسب برای حل‌مسئله را انتخاب کند، و مشخص کند که از چه راهی می‌تواند اطلاعات لازم را برای حل مسئله جمع‌آوری کند. (مون[۴] ، ۲۰۰۹).
شناسایی مفهوم انگیزش و آگاهی از انگیزه های مختلف و تأثیر آنها بر فرایند یادگیری دانش آموزان به معلم کمک می کند تا در طرح و اجرای برنامه های آموزشی خود روشهای بهتری را به کار بندد. اصطلاح انگیزش را می توان به نوان عامل نیرو دهنده،هدایت کننده و نگهدارنده رفتار تعریف کرد(سیف،۱۳۸۸).انگیزش از مهم ترین عناصر یادگیری در هر نوع محیط آموزشی است که حیطه وسیعی ار در آموزش وپرورش در برگرفته است.به طور کلی، انگیزش سطح انرژی و فعالیت افراد را افزایش می دهد؛آنها را به طرف اهداف خاصی جهت داده و فعالیت های ویژه ای را موجب می شود(مصطفایی،۱۳۸۵).انگیزش مانند آمادگی ذهنی یا رفتارهای ورودی یک پیش نیاز یادگیری به حساب می آید و تأثبر آن بر یادگیری کاملا آشکار است.یکی از سازه هایی که روانشناسان برای تبیین پیشرفت افراد از آن استفاده کرده اند، انگیزه پیشرفت است.گیج و برلاینر[۵](۱۹۹۲) انگیزه و پیشرفت را به صورت یک میل یا علاقه به موفقیت در یک زمینه فعالیت خاص تعریف کرده اند. طبق پژوهش های انجام شده، افراد دارای انگیزه پیشرفت زیاد در انجام کارها و از جمله یادگیری بر افرادی که از این انگیزه بی بهره اند پیشی می گیرند(گلستانی هاشمی،۱۳۹۰)
دوره متوسطه یکی از دوره های حساس تحصیلی است که درآن« دانش آموزان، به دلیل پشت سر گذاشتن دوران بلوغ، از نظر ماهیت و نوع تفکر دچار تحولات اساسی می شوند و به تفکر انتزاعی دست می یابند، به علاوه زمینه لازم برای کسب مهارت های انتقادی بیش از دوره های قبلی برایشان فراهم می آید. بنابراین برنامه های درسی این دوره باید به نحو شایسته ای روحیه تحقیق، خلاقیت و نقادی در تحلیل موضوعات و مسائل اجتماعی را در آنها پرورش دهد(یعقوبی و معروفی،۱۳۸۹،ص۶).این پژوهش به دنبال این است که تأثیر روش تدریس انعکاسی بر مهارت های تفکر انتقادی وانگیزه پیشرفت دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر کرمانشاه در درس تعلیمات اجتماعی را مورد بررسی قرار دهد.
۱-۲بیان مساله
عصر انفجار اطلاعات و پیشرفت‌های سریع فناوری و علمی بیانگر نیاز آموزش و پرورش قرن بیست و یکم به آن نوع تعلیم و تربیتی است که فراگیران را برای رویارویی با چالش‌های زندگی در حال تغییر و غیر‌قابل پیش‌بینی آماده نماید. در این نوع تعلیم و تربیت، یادگیری به معنی جمع‌آوری اطلاعات نیست، بلکه منظور از آن شرکت فعالانه یادگیرنده در کسب تجارب و معنابخشی به آن تجارب است. در این مفهوم، اندیشه و اندیشیدن جایگاه ویژه‌ای دارد و توأم با یادگیری و حل مسئله به‌شمار می‌آید. تفکر انعکاسی در تعلیم و تربیت مورد نیاز قرن بیست ویکم کاربرد فراوانی دارد. تفکر انعکاسی در تقویت قوای فکری و ذهنی یادگیرندگان، دارای اهمیت است زیرا موقعیتی را برای دانش‌آموزان فراهم می‌کند تا به عقب برگردند و بر افکار خود اندیشه کند.
در روش تدریس انعکاسی، معلمان نقش فعالی در کلاس درس دارند و تکنیک ها و راهبردهای آموزشی را خودشان به وجود می آورند ویسینگر[۶] (۲۰۰۴ ) وموون[۷] )۲۰۰۹( نیز معتقدند که معلم انعکاسی ، معلمی است که عقاید و نظرات، اهداف و عواقب و پیامدهای حرفه خود را در تمام سطوح،مورد سنجش وارزیابی قرار می دهد.بنابراین معلم انعکاسی در حرفه خود با اختیار و اراده از سطح نظریه های رایج فراتر می رود، نظریاتی که از طریق برنامه های آموزش معلمان ارایه شده است، او سعی می کند که نظریات، آراء و آرمانهای خود را توسعه دهد. روش های تدریس اگر با شرایط و نیاز فراگیران و جامعه متناسب نباشد قادر نخواهد رسالت خود را انجام دهد، چرا که آموزش و پرورش با مسایل و مشکلاتی گوناگون و پرفراز و نشیب مواجه است که برای حل آن نیاز به انسان های فرهیخته و هنرمند دارد و تربیت این انسان های هنرمند و شایسته یک ضرورت قطعی و اجتناب ناپذیر است،انسان هایی که قادر باشند به جای پاک کردن صورت مسأله و طرد و حذف مشکل، روشهای حل مسأله ر
ا متناسب انتخاب کرده و بهینه نمایند.
ظفربخش(۱۳۸۳) در تحقیقی روشهای تدریس فعال و سنتی را در یادگیری دانش آموزان بررسی و مقایسه نموده است، نتایج این تحقیق نشان که دانش آموزان آموزش دیده به روش فعال، پیشرفت تحصیلی بهتری داشته اند. همچنین سرهنگی و دیگران(۱۳۸۹) در تحقیق خود ،تاثیر شیوه تدریس فعال، بر مهارت های تفکر انتقادی دانشجویان به این نتیجه رسیدند:اجرای روش فعال در تدریس سبب افزایش معنی دار نمرات مهارت های تفکر انتقادی در همه حیطه ها به غیر از حیطه تجزیه و تحلیل و استلال استقرایی در گروه مداخله نسبت به گروه شاهد شد.پس به بکارگیری روش تدریس فعال، در آموزش دانشجویان می تواند منجر به توسعه مهارت های تفکر انتقادی، به عنوان یکی از رسالت های مهم آموزش شود.
یکی از بزرگترین معضلات آموزشی،کاهش انگیزه به تحصیل می باشد، در این میان مهمترین رسالت نظام آموزشی،آماده ساختن دانش آموزان برای کسب دانش، مهارت های شناختی و شغلی جهت ورود به اجتماع است جوانان دارای طبایع و استعدادهای گوناگون هستند لذا با این استعدادها شناخته شده و تقویت شوند، تا بدین وسیله ایجاد انگیزه به پیشرفت شود، بنابراین شناسایی عواملی که کاهنده انگیزه هستند، نقش مهمی را ایفا می کند، تربیت انسان های کارآمد در صورتی میسر است که افراد با علاقه و اشتیاق دست به انتخاب رشته بزنند و با میل و رغبت ادامه تحصیل بدهند تا به صورت افراد مفید برای اجتماع درآیند (شعبانی،۱۳۸۹).
واقعیت امر این است که روشهای تدریس سنتی به دلایل مختلف جوابگوی تغییرات معطوف به هدف در راستای تربیت منابع انسانی مورد نیاز جامعه امروز نیست و ضرورت دارد روش های نوین تدریس و تحول گرا جایگزین آن ها شود. آموزش و پرورش یک سویه و منفعل در دنیای امروز و آینده، ره آورد رضایت بخشی را به دنبال نخواهد داشت، به عقیده برونر نظام های آموزش و پرورش به جنبشی نیاز دارند که در آن دقیقا با الزام عمیق تری مشخص شده باشد که، به کجا می روند و در آینده به چه نوع انسان های تربیت شده ای نیاز دارند، در این صورت است که متخصصان تعلیم و تربیت می توانند چهارچوب مشخصی را برای تحول تعلیم وتربیت تعیین کنند و تمام منابع و نیروهای کارآمد و دلسوز را به کار گیرند.
یادگیری با روش تدریس تفکر انعکاسی به یک اعتبار، ایده ای قدیمی است، سال ها پیش دیویی(۱۹۹۳، ص۹۰) معلمان را به سمت و سوی واکنش و عملکرد انعکاسی رهنمون ساخت و در توضیح آن نوشت که کنش انعکاسی یعنی: نگرش فعال و نقادانه به اعتقادات و باورها و بررسی پیامدهای آن ها.دیویی با این رویکرد سه ویژگی برجسته افراد و معلمان انعکاسی را که قصد آموزش به شیوه انعکاسی را دارند را برشمرد.این سه ویژگی عبارت بودند از ذهن باز،‌مسئولیت پذیری و سعه صدر.(مهرمحمدی،۱۳۸۹)
در این پژوهش سعی خواهد شد از طریق مقایسه روش تدریس سنتی با روش تدریس انعکاسی بین دانش آموزان،آثار(نتایج و پیامدهای قابل سنجش) این روش تدریس را بر مهارت های تفکر انتقادی دانش آموزان اندازه گیری نماییم و ثانیا اثرات این روش تدریس با شیوه یادگیری را بر نحوه نگرش آنان نسبت به ماده درسی تعلیمات اجتماعی مورد ارزیابی قرار دهیم، به عبارتی قصد داریم ببینیم آیا روش تدریس انعکاسی قادر است نسبت به روش تدریس سنتی، هم مهارت های تفکر انتقادی را در دانش آموزان ایجاد و تقویت کند و هم نحوه نگرش آنها را نسبت به درس تعلیمات اجتماعی در مقطع دوم متوسطه مثبت تر نماید؟
۱-۳ اهمیت و ضرورت پژوهش
اگر قرار است دانش آموزان خوب تربیت شوند و شهروندان مفیدی در آینده باشند می بایست برای بر عهده گرفتن نقش های بزرگسالی آماده شوند و راز و رمز این آماده شدن در فعالیت انعکاسی است،که آن ها باید افرادی نقاد، برخوردار از سعه صدر و دارای بینش علمی و آزادی اندیشه باشند،برای دست یافتن به این مهم در برنامه های مدارس، به ویژه در روش های یاددهی یادگیری آموختن را از طریق تفکر انعکاسی بیاموزند.
تفکر انعکاسی نقش زیادی در یادگیری و به‌خصوص یادگیری از راه حل‌مسئله دارد. تحریک تفکر انعکاسی انتقال یادگیری را تسهیل می‌نماید و با تقویت این نوع تفکر به دانش‌آموز کمک می‌شود تا از آموخته‌های خود در موقعیت‌های جدید و پیچیده استفاده کند. ارتباط بین مطالب یادگیری جدید و آموخته‌های قبلی، اندیشیدن به امور انتزاعی و سطح بالا، استفاده از راهبردهای خاص یادگیری، درک تفکر شخصی و راهبردهای یادگیری و پرداختن به یادگیری از راه حل‌ مسئله از جمله پیامدهای مثبت ترویج تفکر انعکاسی است(جی و جانسون[۸]،۲۰۰۲). تفکر انتقادی نیز از طریق ایجاد روابط معقول بین انسان ها، تصمیم گیری بر اساس تحلیل عناصر یک موقعیت و تفکیک عناصر مطلوب، نوید بخش یک زندگی توأم با آرامش و مهربانی خواهد بود.بنابراین می توان گفت اگر شناخت این امر مهم ناموفق باشیم، جامعه ما ودر نهایت جامعه جهانی، شکست خواهد خورد(هاشمیان نژاد،۱۳۸۰،ص۳). آنچه به طور مشهود در تفکر انتقادی دانش آموزان اهمیت بیشتری دارد این است که افراد در ضمن فعالیت های فکری، مهارتهایی را به دست آورند که آنها را قادر به هضم دانش جدید ساخته و در ارزیابی اطلاعات فراوانی که در کار با آن رو به رو هستند یاری دهد(ماشاالهی نژاد،۱۳۹۰،ص۸۰۴). بدیهی است نتایج حاصل از این پژوهش می تواند در جهت رشد تفکر انتقادی و انگیزه پیشرفت دانش آموزان ،ارتقای روش های تدریس معلم ها ، و در دانشگاه ها نیز مورد استفاده قرار گیرد.
<stro
ng>۱-۴اهداف پژوهش
۱-۴-۱اهداف کلی پژوهش
– بررسی تأثیر روش تدریس انعکاسی بر مهارت های تفکر انتقادی دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر کرمانشاه در درس تعلیمات اجتماعی
– بررسی تأثیر روش تدریس انعکاسی بر انگیزه پیشرفت دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر کرمانشاه در درس تعلیمات اجتماعی
۱-۴-۲اهداف جزئی پژوهش
بررسی تأثیر روش تدریس انعکاسی بر مهارت تفسیر دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر کرمانشاه در درس تعلیمات اجتماعی
بررسی تأثیر روش تدریس انعکاسی بر مهارت تحلیل دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهرکرمانشاه در درس تعلیمات اجتماعی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:53:00 ب.ظ ]




 

 

    1. داشتن روحیه پرسشگری

 

 

    1. داوری و قضاوت به دور از تعصبات و لجبازی

 

 

    1. قدرت تشخیص و تمیز درست از نادرست

 

 

    1. داشتن تفکر سیستمی و توانایی پرداختن به کل وجزء به طور توأمان

 

 

۵٫داشتن دید وسیع و دقیق نسبت به مسائل(پیروان،۱۳۸۷،ص۹).
۲-۱۹ اهمیت و ضرورت تفکر انتقادی
برخی از صاحب نظران، مهمترین دلایل برخورداری دانشجویان از تفکر انتقادی را در موارد زیر دانسته اند:
۱) مجهز ساختن دانشجویان به مهارتهای تفکر انتقادی باعث می شود که آنها این موضوع آگاه شوند که اکتشافات و پیشرفت های علمی به تنهایی نمی تواند جامعه را هدایت کند،بلکه این جامعه و افراد آن هستند که باید اکتشافات و پیشرفتهای علمی را به بهترین وجه کنترل و هدایت کنندگان(جوارانه وهمکاران[۵۸]،۲۰۰۸، ص۴۲).
۲)تفکر انتقادی دانشجویان را قادر می سازد تا به طور موثری اطلاعاتی را که از طریق مکالمه کتاب،اینترنت و دانشگاه درباره نظریه های رایج، معیارها یا استانداردهای موجود و روشهای مورد استفاده به دست آورده اند،ارزیابی و سازماندهی کنند، و به میزان صحت،ارزشمندی و اعتبار آنها از طریق روش استدلال پی ببرند و به این ترتیب آنها را در تصرف خود در آورند(جوارانه و همکاران،۲۰۰۸،ص۶).
۳)تفکر انتقادی باعث توسعه توانایی پژوهش، حل مسأله،تصمیم گیری، بهره بردن از دیدگاه های مختلف، یادگیری مادام العمر در دانشجویان می گردد، مجموعه این قابلیتها باعث می شود تا دانشجویان قادر به حل مشکلات علمی و عملی باشند(اشنایدر،۲۰۰۸،ص۳۳).
۴)تفکر انتقادی باعث می شود که دانشجویان نه تنها درباره رشته تخصصی خود دانش یا اطلاعات کافی داشته باشند، بلکه درباره اجتماع، سیاست، مسائل متغیر جهان و چالشهای اخلاقی روانه زندگی در جهان پیچیده امروز، دقیق تر تصمیم گیری نمایند و به ارائه و توسعه راه حل های درست برای آنها اقدام نمایند(ابرامی و همکاران[۵۹]، ۲۰۰۸،ص۱۱) .
۵) تفکر انتقادی باعث می شود دانشجویان به این نکته پی ببرند که چگونه هنجارهای مختلف بر اظهار آنها تاثیر می گذارد و اینکه چگونه ایده هایشان را کاملا براساس بررسی ها و استدلال هایشان مورد بررسی و استفاده قرار دهند.(فاسیک[۶۰]،۲۰۰۸،ص۲). بنابراین مهارتهای تفکر انتقادی باعث توسعه ادبیات علمی دانشجویان برای فهم بهتر جهان می شود(گان و همکاران،۲۰۰۸،ص۴۳).
بر این اساس از دیدگاه بسیاری از مربیان و فلاسفه، پرورش تفکر انتقادی نه تنها هدف عمده نظام تعلیم وتربیت هر جامعه ای محسوب می شود بلکه به عنوان شرط اولیه و یکی از رسالتهای اصلی تربیت دانشگاهی نیز قلمداد می گردد(سزر[۶۱]،۲۰۰۸،ص۱۶).
اما در سالهای اخیر متخصصان علوم تربیتی در مورد نارسایی توانایی شاگردان در امر تفکر انتقادی ابراز نگرانی کرده اند، زیرا رشد و پرورش مهارت های فکری شاگردان همیشه مسأله پیچیده در آموزش بوده، ولی امروزه حالت بحرانی به خود گرفته است چون برونداد اطلاعاتی فرهنگ ما از قدرت تفکر انتقادی ما درباره آن اطلاعات فراتر رفته است(ابیلی،۱۳۸۶،ص۵۷).
از دیگر موارد تفکر انتقادی می توان به این موارد اشاره نمود:
۱)تفکر انتقادی یک مهارت تفکر عمومی است، توانایی تفکر به شیوه ای روشن ومنطقی برای هر گونه انتخابی که پیش رو دارید ضروری وحائز اهمیت است، اگر شما در یکی از حوزه های آموزشی پژوهشی،مالی، مدیریت و یا قانون مشغول به کار هستید، می دانید که داشتن تفکر انتقادی لازمه موفقیت شما در کارتان است، اما این نوع تفکر صرفا، به حوزه کاری خاص محدود نمی شود وتوانایی خوب فکر کردن و حل مشکلات، مهارتی است که برای همه افراد با هرگونه خط مشی یا حرفه ای که داشته باشند، مفید ولازم می باشد.
۲)تفکر انتقادی مهارت های زبانی وارائه را افزایش می دهد .تفکر روشن وسیستماتیک می تواند نحوه ابراز عقاید را در ما بهبود ببخشد، تفکر انتقادی همچنین با یادگیری چگونگی تحلیل ساختار منطقی موضوعات، توانایی فهم وقوه ادراک را در افراد افزایش می دهد.
۳) تفکر انتقادی، خلاقیت را ارتقاء می بخشد.خلاقیت صرفا موضوعی نیست که با ایجاد ایده های نو ظهور یابد، یعنی تنها تولید راه حل های تازه شرط کافی برای خلاقیت نیست، بلکه فرد خلاق کسی است که بتواند کسی است که بتواند ایده های جدیدی خلق کند که مفید بوده و متناسب با تکلیف حاضر باشند.تفکر انتقادی نقشی بسیار مهم در ارزیابی مفید بودن و میزان متناسب ایده های جدید، انتخاب بهترین آنها واصلاح آنها در صورت لزوم بازی می کند.
۴)تفکر انتقادی برای تأمل وخود اندیشی ضروری است.به منظور داشتن معنا در زندگی وسازماندهی زندگیمان بر طبق آن، ما نیازمند توجیه و تأمل ارزش ها، باورها وتصمیم هایمان هستیم، که تفکر انتقادی ابزار فرایند خودسنجی را برای ما فراهم می سازد(جزایری و رحیمی،۱۳۸۷،ص۳۷). چرا که فهم تفکر انتقادی کارایی دانشجویان ودانش آموزان را در مهارت حل مسأله و مشکل گشایی افزایش می دهد وشایستگی لازم برای بهتر زیستن، درک بهتر را در اختیار آنها قرار می دهد(قاسمی،۱۳۸۴،ص۵).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:52:00 ب.ظ ]