مجله علمی و آموزشی نواندیش


مرداد 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            


 بهینه‌سازی فروشگاه وردپرسی با پلاگین رایگان
 راهنمای جامع سگ‌های تریر (ویژگیها و نگهداری)
 کسب درآمد بدون سرمایه اولیه (15 روش عملی)
 بومیسازی محتوا برای جذب مخاطب
 تشخیص و درمان اسهال سگ (راهنمای رنگ مدفوع)
 بهترین حیوانات خانگی آپارتمانی (کم‌زحمت)
 تکنیک‌های تحلیل حرفه‌ای محتوا
 درمان عفونت روده عروس هلندی (روش خانگی)
 درآمد دلاری از فروش عکس (5 پلتفرم برتر)
 روانشناسی خیانت زنان (تحلیل رفتاری)
 اجاره موفق ملک در پلتفرم‌های آنلاین
 راهکارهای جذب دخترانه برای پسران
 درآمدزایی از دوره‌های آموزشی آنلاین
 اهمیت ظاهر در زندگی مشترک (5 نکته کلیدی)
 آموزش پیشرفته Leonardo AI
 تصمیم‌گیری پس از خیانت همسر (معیارها)
 افزایش درآمد از تدریس آنلاین (10 تکنیک)
 رازهای سئو ویدیو (جذب مخاطب ارگانیک)
 فروش دوره‌های آموزشی آنلاین (استراتژیها)
 ویژگیهای همسر ایده‌آل (معیارهای انتخاب)
 تغذیه بچه خرگوش یتیم (0 تا 6 ماهگی)
 معرفی سگ تازی (ویژگیهای منحصربه‌فرد)
 درمان کک و کنه خرگوش (تشخیص + روش‌ها)
 علل له‌له زدن سگ (5 دلیل و کمک فوری)
 جلوگیری از فاصله عاطفی در رابطه
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید



جستجو



  فیدهای XML
 



 

 

۲-۶-۳- روس و همکاران: روس و همکاران تعریف سرمایه فکری را گسترش دادهاند و آنها دیدگاه سرمایه مبتنی بر دانش را بیان کردند، بنابراین همان ویژگی مبتنی بر دانش بودن را نیز در تعریف خود از سرمایه فکری لحاظ کردند. دیدگاه این محقق به شکل دقیق ولی نوعی مشابه با نظریات ادوینسون و مالون بود.به طوریکه سه طبقه مجزا شامل سرمایه انسانی، سرمایه سازمانی و سرمایه ارتباطی به عنوان عناصر سرمایه فکری معرفی کردهاند و بیانکننده تفاوت بین منابع فکری و غیرفکری که در بسیاری از روشهای مدیریتی استفاده میشود از این محقق عناصر سرمایه فکری به شرح نمودار(۲-۳)میباشد.
نمودار (۲-۶)طبقه بندی عناصر سرمایه فکری (روس و همکارانش،۱۹۹۵)
سرمایه فکری
سرمایه سازمانی
سرمایه انسانی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[جمعه 1399-09-21] [ 01:44:00 ب.ظ ]




 

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:43:00 ب.ظ ]




 

۲-۸-۱-نقاط قوت و ضعف روشهای اندازه‌گیری سرمایه فکری

 

 

روشهایی که به مقدار پولی منجر می‌شوند نظیر روشهای سرمایه فکری مستقیم و یا روشهای بازگشت روی دارایی‌ها، برای قیمت‌گذاری دارایی‌های ناملموس شرکتها مفید هستند و این همان جنبه‌ای است که مدیران ارشد به آن توجه ویژه‌ای دارند. از طرف دیگر این روش‌ها دارای این مزیت هستند که امکان مقایسه شرکتها با یکدیگر در یک صنعت را فراهم می‌آورند.
از معایب این روشها اینست که تبدیل هر چیز به مقادیر پولی می‌تواند کمی سطحی نگری قلمداد شود. روش‌های بازگشت روی دارایی‌ها به میزان زیادی نسبت به نرخ بهره حساس هستند. از طرف دیگر این روشها اندازه‌گیری را فقط در سطح کلان سازمان‌ها انجام می‌دهند در بسیاری موارد برای مدیران از ارزش محدودی برخوردارند. بسیاری از این روشها هیچگونه کاربردی برای سازمان‌های غیر‌انتفاعی، بخشهای داخلی سازمان‌ها و نیز سازمان‌های عمومی و ملی ندارند.
مزایای روش‌های مستقیم سرمایه فکری و روش‌های کارت امتیازی اینست که آنها می‌توانند تصویر کاملتری از سلامت سازمانی نسبت به روش‌های پولی ارائه دهند. این روش‌ها این قابلیت را دارند که به آسانی به سطوح مختلف سازمانی تسری پیدا کنند. آنها می‌توانند با دقت خوبی نتیجه وقایع را اندازهگیری نموده و از اینرو گزارشدهی آنها سریعتر و دقیقتر از اندازههای فقیر مالی است. بنابراین با توجه به اینکه این روش‌ها نیازی به اندازه‌گیری مالی ندارند برای سازمان‌های غیر انتفاعی، بخش‌های داخلی سازمان‌ها، سازمان‌های عمومی، اهداف اجتماعی و فرهنگی بسیار مناسب هستند.

 

 

از معایب این روش‌ها اینست که آنها شاخصهائی را مورد استفاده قرار میدهند که برای هدفی خاص و یا سازمانی مشخص طراحی شده است و از اینرو امکان مقایسه نتایج بسیار مشکل است. از طرف دیگر این روش‌ها جدید بوده و به آسانی توسط جوامع و مدیرانی مورد استفاده قرار نمیگیرد که همه چیز را از منظر مالی مشاهده میکنند. همچنین روش‌های مذکور مقادیر زیادی از داده‌ها را تولید میکنند که تحلیل و تصمیم‌سازی را مشکل می‌سازد)جعفری و همکاران، ۱۳۸۵).

 

 

جدول(۲-۴) طبقه بندی روشهای اندازهگیری سرمایه فکری(جعفری و همکاران،۱۳۸۵)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

روشهای بازگشت روی دارائیها ارزش افزوده اقتصادی، ضریب ارزش افزوده سرمایه فکری، ارزش ناملموس محاسبه شده، درآمد سرمایه دانش.
روش‌های سرمایه فکری مستقیم کارگزار فناوری، امتیازات ثبت شده تقدیر موزون، حسابداری و هزینهیابی منابع انسانی، روش ارزشگذاری جامع، حسابداری برای آینده، اعلامیه منابع انسانی جستجوگر ارزش، ارزشگذاری دارایی فکری، ایجاد ارزش مطلق، روش مالی اندازهگیری دارایی ناملموس.
روش‌های سرمایه گذاری بازار برگه متوازن نامحسوس، ارزش بازار به دفتر، ارزش بازار تخصیص یافته سرمایهگذار،کیوی توبین.
روش‌های کارت امتیازی کارت امتیازی متوازن، هوش سرمایه انسانی، هدایتکننده اسکاندیا،شاخصهای سرمایه فکری، نمایشگر دارایی غیر ملموس، چرخه ممیزی دانش، خطوط راهنمای مریتوم، کارت امتیازی زنجیره ارزش، خطوط راهنمای دانمارک، بهره هوشی کسب و کار، رویکرد ارزش کل‌نگر، درجه بندی سرمایه فکری، اندازه گیری و حسابداری سرمایه فکری، نقشه داراییهای استراتژیک.

 

 

۲-۹- روشهای اندازه‌گیری سرمایه فکری

 

 

سیستمهای حسابداری کنونی هنوز هم تحت تأثیر عوامل سنتی کار، مواد و سرمایه مالی میباشند و اهمیت دانش به عنوان عاملی مؤثر در تولید و ایجاد ثروت در آنها نادیده گرفته میشود. این در حالی است که نگرشی واقعبینانه به اهمیت در حال گسترش سرمایههای ناملموس، نیاز ما به ارزیابی اهمیت این سرمایهها را دو چندان نمودهاست. در محیط تجاری کنونی، اندازهگیری ارزش سازمانی با استفاده از روشهای سنتی حسابداری ناکافی میباشد. روش‌های سنتی، ارزش نهفته در مهارت، تجربه، قابلیتهای یادگیری افراد و همچنین ارزش موجود در شبکه ارتباطات میان افراد و سازمانها را نادیده می‌گیرند. یک تفاوت کلیدی ما بین مدل‌های مختلف اندازهگیری سرمایه فکری برمی‌گردد به اولویتی که هر یک از آنها به اندازهگیری سرمایه انسانی و اجتماعی داخلی و خارجی میدهند. برخی از این مدلها تمایل دارند که بر سرمایه مشتری تاکید کنند درحالیکه برخی دیگر بر سرمایه انسانی درون سازمانی توجه مینمایند. بحثی که در ادامه میآید یک نگرش کل نگر در خصوص مدل‌های موجود اندازهگیری دارایی‌های دانش به همراه مقایسه تطبیقی آنها فراهم میکند. تلاشهای زیادی جهت تشریح تفاوت میان ارزش بازار و دفتری شرکت‌ها انجام گرفته است که به مشهورترین انها اشاره میشود. این روشها از تحقیقات انواری رستمی و رضا رستمی، جعفری و همکاران گرداوری شده است و منابع ذکر شده برای هر یک از روش‌ها به صورت منابع دست دوم می‌باشند(انواری رستمی،۱۳۸۴)و (جعفری و همکاران،۱۳۸۵).

 

 

۲-۹-۱- مدل سنجش عملکرد اثربخش(کیوی تابین)[۴۷]

 

 

روش کیوی توبین، توسط جیمز توبین برنده نوبل اقتصاد توسعه داده شده. این نسبت، ارتباط بین ارزش بازار یک شرکت و ارزش جایگزینی آن شرکت(هزینه جایگزینی دارایی‌های آن شرکت) را اندازهگیری می‌کند. بصورت تئوری در بلند مدت این نسبت به سمت واحد میل میکند، اما شواهد تجربی نشان میدهد که در همین زمان این نسبت میتواند بطور معناداری با عدد یک متفاوت باشد. برای مثال شرکت‌های نرم‌افزاری که به میزان زیادی از سرمایه فکری بهره میجویند، نسبتی در حدود هفت یا بالاتر دارند در حالیکه شرکت‌های با سرمایه فیزیکی زیاد نسبتی در حدود یک دارند. نسبت کیویتوبین در اصل بسیار شبیه به نسبت بازار-به-دفتری میباشد با این تفاوت که توبین در هنگام محاسبه، هزینه جایگزینی دارایی‌های فیزیکی را به جای ارزش دفتری دارایی‌های فیزیکی بکار میگیرد. نسبت حاصله به این شکل بکار میرود که چنانچه نسبت کیوی یک شرکت، بزرگتر از مقدار واحد و نیز بزرگتر از مقدار کیوی رقابتی باشد، شرکت مزبور توانائی کسب سود بیشتر از شرکت‌های مشابه را داراست(توبین،۱۹۷۸).

 

 

۲-۹-۲- حسابداری منابع انسانی[۴۸]

 

 

حسابداری منابع انسانی یکی از روش‌های مهم قدیمی است که به دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی برمیگردد. این روش برخی شباهتها با مفهوم سرمایه فکری و نیز اندازهگیری آن دارد. حسابداری منابع انسانی از کارهای پیشگام در حوزه سرمایه فکری است که حاوی برخی روشها جهت محاسبه ارزش منابع انسانی است. ولی به نظر می‌رسد که این روشها هیچ اثری بر عملکرد شرکت ندارند و این یکی از نقاط منفی این روشها می‌باشد(فلم هولتز،۱۹۸۵)[۴۹]. بنا بر تعریف فلم هولتز، حسابداری منابع انسانی شامل اندازهگیری هزینههای متحمل شده توسط واحدهای کسب و کار و سازمانهاست وقتی که در خصوص دارایی‌های انسانی کارمندیابی، گزینش، آموزش و توسعه را به انجام میرسانند. آن همچنین شامل اندازهگیری ارزش اقتصادی مردم برای سازمانهاست (فلم هولتز،۱۹۸۵).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:43:00 ب.ظ ]




برگه متوازن نامحسوس بعنوان یکی از روش‌های پیشتاز در حوزه دارایی‌های ناملموس، توسط سویبی[۵۱] در سوئد معرفی گردید. سویبی درآن زمان نسبت به ناتوانی سیستمهای حسابدای سنتی در جهت تدارک اطلاعات مناسب برای ارزشگذاری دانش فنی واکنش نشان داد و چهارچوبی را جهت گزارشدهی داریی‌های ناملموس توسعه داد که برگه متوازن نامحسوس نام داشت. هدف کتابی که تحت همین عنوان به چاپ رسید، نمایش روشی عملی جهت گزارش دهی روی نیروی انسانی بود که مهمترین منبع و نخستین مولد درآمد دانش فنی است(سویبی،۱۹۸۹).
۳۵ شاخص غیرمالی به منظور کامل کردن گزارش مالی با اطلاعات مرتبط به کارکنان از قبیل: پایداری، دانش، توانائی، اثربخشی، پتانسیل ایجاد درآمد پیشنهاد گردید. در برگه متوازن نامحسوس، تفاوت بین ارزش بازار سهام یک شرکت و ارزش دفتری خالص آن بوسیله سه طبقه به هم وابسته از سرمایهها تحت عنوان: سرمایه انسانی، سرمایه سازمانی و سرمایه مشتری توضیح داده میشود. این سه طبقه از سرمایهها که برای اولین بار در کتاب مزبور به چاپ رسید بصورت استانداردی غیررسمی در آینده تبدیل گردید(ری لندر،۲۰۰۰)[۵۲].

 

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

۲-۹-۴- روش کارت امتیازی متوازن[۵۳]

 

 

این روش که توسط کاپلان و نورتون[۵۴] توسعه داده شد، سعی می‌کند اهداف بلندمدت و کوتاه‌مدت، اندازه‌های مالی و غیر مالی، شاخصهای پیشرو و پسرو و نیز جنبههای داخلی و خارجی سازمان را متعادل نماید. بطور کلی چهار منظر مشتری، مالی، فرآیندهای داخلی و نیز یادگیری و رشد جهت ترجمه سطوح بالای استراتژی به معیارهای واقعی بکار گرفته می‌شوند و همراه با هر منظر، اهداف، شاخص‌ها، معیارها، و مقدمات مورد نیاز فهرست می‌گردند، همچنین ارتباط مابین هر یک از این جنبه‌های چهارگانه می‌باید ملاحظه گردد(کاپلان و نورتون،۱۹۹۲).
در مقایسه با اندازههای حسابداری سنتی، کارت امتیازی متوازن کانون توجه را از سوی شاخصهای مالی خالص به نحوی تغییر داده است که سه اندازه کلیدی موفقیت غیر ملموس را در برگیرد، این‌ها تقریباً معادل با سه بخش سرمایه فکری هستند که سرمایه انسان (دانش و تجربه افراد)، سرمایه ساختاری(دانش نهفته در سیستم ها و فرآیندهای سازمان) و سرمایه مشتری(ارتباطات مشتری) نام دارند. بر اساس جنبه‌های یاد شده میتوانند بطور مناسب، جهت ارزیابی شرایط موجود، مدیریت دانش و ارزیابی آن تطبیق داده شوند (بوس[۵۵]،۲۰۰۴).

 

 

۲-۹-۵- هوش سرمایه انسانی

 

 

فیتز-انز[۵۶] روش هوش سرمایه انسانی را بدین نحو توسعه داد که مجموعهای از شاخص‌های سرمایه انسانی جمعآوری شده را ازطریق یک پایگاه داده، الگوبرداری نمود. بنا به عقیده فیتز-انز، در زمانی که هزینه نیروی انسانی بالغ بر۴۰درصد از هزینه سازمان‌ها را شامل می‌شود، اندازه‌گیری سرمایه انسانی امری ضروری است.
فیتز-انز مدعی است که وظایف بخش منابع انسانی در یک سازمان میباید فراتر از مواردی نظیر جذب، آموزش و جبران خدمات باشد. منبع انسانی میباید، بعنوان یک شریک استراتژیک در موضوعات اساسی و زیربنائی مشارکت نماید. در زمانی که دانش به یک عنصر جدی در موفقیت اقتصادی تبدیل شده است، اندازهگیری و مدیریت دارایی‌های فکری، یک وظیفه بحرانی کسب و کار می‌باشد(فیتز_انز،۱۹۹۴).

 

 

۲-۹-۶- هدایت کننده اسکاندیا[۵۷]

 

 

اسکاندیا یک شرکت خدمات مالی سوئدی است که بدلیل جلودار بودن در امر اندازهگیری دانش خود به خوبی برجسته شده است. اسکاندیا برای اولین بار در سال ۱۹۸۵ بصورت داخلی، گزارش سرمایه فکری خود را توسعه داد و در سال ۱۹۹۴ بعنوان اولین شرکت بزرگ، گزارش سرمایه فکری خود به پیوست گزارش مالی سنتی به سهامداران عرضه کرد(ون کرون[۵۸]،۱۹۹۹).
اسکاندیا به طور وسیعی ابزارها و روشهای مختلف اندازهگیری سرمایه فکری را تجربه کرد و سرانجام ابزار اندازهگیری خاص خود را تحت عنوان هدایتکننده اسکاندیا به همراه مدل ایجاد ارزش مربوطه توسعه داد. هدایت کننده ابزاری جهت ارزیابی دارایی‌های نرم یک سازمان است که همچون یک سیستم گزارش‌دهی مدیریت، به مدیران در به تصویر کشیدن و توسعه شاخص‌هایی که دارایی‌های غیرملموس را بازگو میکنند، کمک نموده و آنان را در جهت آینده راهنمائی میکند. هر واحد سازمانی نیاز دارد تا شاخصهایی از سرمایه فکری را که برای توسعه آتی سازمان بحرانی است ایجاد نماید.
ادوینسون[۵۹] بعنوان معمار مباحث ابتکاری فوق در شرکت اسکاندیا، یک مدل جامع و پویای گزارش‌دهی سرمایه فکری که هدایت‌کننده نام داشت را با پنج حوزه: مالی، مشتری، فرآیندها، بازسازی و توسعه، و انسان توسعه داد .بر اساس مدل اسکاندیا، فاکتورهای پنهان سرمایه انسانی و ساختاری وقتی با یکدیگر ترکیب شوند، سرمایه فکری را تشکیل میدهند.

 

 

مدل حسابداری و هزینه‌گذاری منابع انسانی[۶۰]

 

 

این روش که توسط جوهانسون توسعه داده شد، هزینههای مرتبط با اثرات مخفی منابع انسانی که سود شرکت را کاهش می‌دهد محاسبه مینماید. سرمایه فکری بوسیله محاسبه میزان مشارکت دارایی‌های انسانی تقسیم بر هزینههای حقوق سرمایهگذاری شده اندازهگیری می‌شود. گروجر و جوهانسون تاکید می‌کنند که حسابداری و هزینهیابی منابع انسانی با دامنه گسترده‌ای از کاربردها همراهند(گروجر و جانسون[۶۱]،۱۹۹۶):
بعنوان ابزار سیاسی، جهت نشان دادن سوء تدبیر منابع انسانی و سپس بحث در جهت سرمایه‌گذاری بیشتر و یا مدیریت بهتر؛
بعنوان ابزار آموزش برای تحلیل ساختاردهی و بنابراین فهم بهتر، حل مشکلات پرسنل از یک منظر کاربردی و بنابراین توانائی بهتر جهت تعادل ارزش‌های کاربردی در مقابل سایر ارزشها؛
بعنوان یک حامی تصمیم سازی جهت اطمینان از اینکه از نقطه نظر مدیریت تصمیمات روی منابع انسانی منطقی‌تر هستند.

 

 

۲-۹-۸- مدل کارگزار فناوری[۶۲]

 

 

مدل کارگزار فناوری که توسط بروکینگ[۶۳] توسعه داده شده است، دانش سازمانی را به چهار طبقه: دارایی‌های انسان-محور، دارایی‌های زیرساختی، دارایی‌های فکری و دارایی‌های بازار تقسیمبندی می‌کند و ارزش سرمایه فکری سازمان را طی یک فرآیند ارزیابی مشخص میکند. هر بخش از مدل بوسیله پرسشنامه‌های ممیزی مخصوص درباره متغیرهای مرتبط با طبقه دارایی بررسی میشود. بخش اول پرسشنامه مشتمل بر ۲۰ سئوال است که بر نیاز به تقویت سرمایه فکری تاکید دارد و در ادامه پرسشنامه شامل ۱۷۸ سئوال است که مرتبط با چهار طبقه نامبرده از سرمایه فکری می‌باشد. در مقایسه با سایر چهارچوب‌ها، این مدل بخش دوم(سرمایه ساختاری یا ساختار داخلی) را به سرمایه زیرساختی(فرآیندها، روشها و فناوریها) و دارایی‌های فکری(مالکیت معنوی، ابداعات ثبت شده، علامات تجاری و رموز تجاری) تفکیک می‌کند(بروکینگ،۱۹۹۶).
قابل توجه است که شباهت‌های زیادی بین سؤالات ممیزی سرمایه فکری کارگزار فناوری و اندازههای سرمایه فکری هدایت کننده اسکاندیا وجود دارد.

 

 

۲-۹-۹- امتیازات ثبت شده تقدیر- موزون [۶۴]

 

 

بونتیس و شرکت شیمیائی داو جلودار استفاده از حق امتیازات ثبت شده بعنوان جایگزین‌هایی برای اندازه‌گیری عملی سرمایه فکری می‌باشند. در این روش یک فاکتور فناوری بوسیله حق امتیازات توسعه داده شده توسط شرکت، محاسبه می‌شود. در این روش سرمایه فکری و عملکرد وابسته به آن بوسیله تاثیر تلاش‌های تحقیقاتی بر مجموعه‌ای از شاخص‌ها نظیر تعداد حق امتیازات ثبت شده، هزینه حق امتیازات ثبت شده تقسیم بر برگشت حاصل از فروش، هزینه تحقیق و توسعه به ازای هر واحد پولی فروش و هزینه چرخه عمر پروژه به ازای هر واحد پولی فروش اندازه‌گیری می‌شود(بنتیس،۱۹۹۹).
بخش دارایی‌های فکری شرکت داو، یک فرآیند شش مرحله‌ای برای مدیریت دارایی‌های فکری اجرا نمود که شامل موارد زیر است(بنتیس،۱۹۹۹) :
تعریف نقش دانش در کسب و کار؛
ارزیابی استراتژی‌های رقابتی و دارایی‌های دانش؛
طبقه بندی سبد دارایی‌های دانش شرکت؛
ارزیابی این دارایی‌ها به منظور نگهداری، توسعه، فروش یا رها کردن؛
سرمایه‌گذاری در زمینه‌هایی که در آنها فاصله‌ای معنادار مشاهده شده است؛ و
یکپارچه کردن سبد دانش جدید و تکرار موارد فوق .

 

 

۲-۹-۱۰- کنترل دارایی های غیرملموس[۶۵]

 

 

کنترل دارایی‌های غیرملموس توسط سویبی[۶۶] توسعه داده شد و سه نوع از دارایی‌های غیرملموس را که حاصل اختلاف بین ارزش بازار و ارزش دفتری شرکت می‌باشد تعریف نمود. این سه جزء دارایی‌های غیرملموس شامل ساختار خارجی(مارک تجاری، ارتباطات مشتری و تامین کننده)، ساختار داخلی(مدیریت، قانون، نظامنامه، روش و رفتار، ‌نرمافزار) و شایستگی فردی(تحصیلات، تجربه، خبرگی) می‌باشند(سویبی، ۱۹۹۷).
برای هر جزء دارایی غیر ملموس، سه شاخص بر رشد و بازسازی، کارایی و نیز پایداری آن جزء متمرکز هستند. وقتی که هدایت‌کننده اسکاندیا با فرهنگ و فلسفه مدیریت سازمان بعنوان بخشی از سرمایه انسانی برخورد میکند، کنترل دارایی‌های غیرملموس آنها را تحت ساختار داخلی طبقه‌بندی می‌کند. بدلیل تاکید خاص این مدل بر انسان، این مدل بر این فرض استوار است که انسان تنها عامل درست در کسب و کار است و سایر جنبههای ساختاری اعم از داخلی وخارجی، در فعالیت‌های انسانی مستتر میباشد (سویبی،۱۹۹۷).

 

 

۲-۹-۱۱-مدل ارزش افزوده اقتصادی[۶۷]

 

 

ارزش افزوده اقتصادی، بعنوان یکی از اندازهگیریهای عملکردی مبتنی بر ارزش، در زمان پیدایش محبوبیتی فوق‌العاده بدست آورد .این روش بطور نسبی یکی از جدیدترین روش‌های ارزیابی عملکرد سازمانی می‌باشد که توسط استوارت [۶۸]و شرکت مشاوره نیویورک توسعه داده شد. این روش بر بیشینه نمودن ثروت سهامداران متمرکز است. ارزش افزوده اقتصادی، جریان نقدی ایجاد شده(پس از کسر مالیات) توسط شرکت منهای هزینه سرمایه صرف شده جهت ایجاد آن جریان نقدی بوده، بنابراین نشان دهنده سود واقعی در برابر سود روی کاغذ می‌باشد(استوارت،۱۹۹۷).
ارزش افزوده اقتصادی به عنوان تفاوت بین فروش خالص و مجموع هزینههای عملیاتی، مالیاتها و هزینه‌های سرمایه میباشد در حالیکه هزینههای سرمایه از طریق ضرب هزینه متوسط سرمایه موزون در کل سرمایه(سرمایه گذاری شده) محاسبه میشود. در عمل، ارزش افزوده اقتصادی زمانی افزایش مییابد که متوسط هزینه سرمایه موزون، کمتر از بازگشت به دارایی‌های خالص [۶۹]و یا بالعکس باشد. در حال حاضر روش ارزش افزوده اقتصادی به نحو مطلوبی استقرار یافته است و بطور فزآیندهای شرکت‌های بزرگ در حال پذیرش آن بعنوان پایهای برای برنامهریزی تجاری و پایش عملکرد هستند. به عبارتی تغییر در ارزش افزوده اقتصادی معیاری بدین نحو فراهم میکند که آیا سرمایه فکری سازمان اثر بخش بوده و یا خیر. بدیهی است در این حال، ارزش افزوده اقتصادی یک اندازه جایگزین برای سرمایه فکری میباشد و اطلاعات دقیقی از میزان تأثیر سرمایه فکری بر عملکرد شرکت فراهم نمیکند(بوس،۲۰۰۴)[۷۰].

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:42:00 ب.ظ ]




 

۲-۹-۱۴- مدل شاخص سرمایه فکری[۷۳]

 

 

مدل شاخص سرمایه فکری جزو مدل‎‌های کارت امتیازی متوازن است. که در سال ۱۹۹۷ میلادی توسط یوهان روس و همکارانش معرفی شده است. مدل شاخص سرمایه فکری مدلی برای یکپارچه سازی مدلهای منفرد در قالب یک شاخص و ارتباط دادن تغییرات در سرمایه‌ی فکری به تغییرات در بازار است.
ویژگیهای مدل شاخص سرمایه فکری در موارد زیر مورد توجه است در موارد زیر مورد توجه است که این مدل:
مبتنی بر طرز تلقی سازمان است.
متمرکز بر پایش پویایی سرمایه فکری است.
امکان به حساب آوردن عملکردهای نخستین را ایجاد می‌کند.
امکان ایجاد رویکردی متمایز از رویکرد نوعی مبتنی برآزمون دارایی‌های فیزیکی در سازمان، فراهم می‌کند.

 

 

۲-۹-۱۵- مدل سنجش ارزشگذاری جامع[۷۴]

 

 

روش ارزشگذاری جامع که توسط مک فرسون[۷۵] توسعه یافت، ارتباط مابین اندازهگیری ارزش شرکت، سرمایه فکری و مقادیر پولی را به منظور ارزشگذاری جامع کسب و کار مورد استفاده قرار میدهد. این روش سه دسته ارزش زیر را مورد استفاده قرا میدهد:
ارزش اصلی: که نمایش دهنده اثربخشی داخلی شرکت است؛
ارزش فرعی: که توسط اثربخشی توزیع شرکت اندازه‌گیری میشود؛
ارزش ابزاری: که نشان دهنده فشارها در محیط رقابتی می‌باشد.
روش ارزشگذاری جامع، سعی در تهیه کردن ارزش جامع کسب و کار می‌کند که ماحصل مجموع سرمایه فکری و جریان‌های نقدی شرکت می‌باشد. به عبارتی در این روش ارزش افزوده مرکب، حاصل ترکیب ارزش افزوده پولی با ارزش افزوده ناملموس است(مک فرسن،۲۰۰۱).

 

 

۲-۹-۱۶- مدل حسابداری برای آینده[۷۶]

 

 

روش حسابداری برای آینده، که توسط نش[۷۷]‌(۱۹۹۸)توسعه داده شده، یکی از مدلهای حسابداری موشکافانه است که در آن دارایی‌ها برحسب ارزش حال جریان‌های نقدی انتظاری تعریف می‌شوند. در این روش نیازی به تفکیک دارایی‌های فیزیکی از دارایی‌های ناملموس نمیباشد. در حقیقت روش حسابداری برای آینده همانند روش ایجاد ارزش مطلق، سیستمی برای جریان‌های نقدی کاهش یافته برنامهریزی شده است. اساساً مقدار حسابداری برای آینده، ارزش حال کلیه جریان‌های نقدی انتظاری آینده در هزینه بازاری سرمایه میباشد. هزینه بازاری سرمایه نرخ بازدهی است که سهامداران پیش از خرید سهام شرکت انتظار دارند به آن برسند. اختلاف مابین ارزش حسابداری برای آینده در پایان و ابتدای دوره برنامهریزی(افزایش در هزینه سرمایه) در حقیقت همان ارزش افزوده دوره می‌باشد. ناش در این روش سرفصل‌های سنتی دارایی‌ها، بدهی‌ها و تساوی آنها را البته با معانی جدید بصورت زیر بکار برد:
دارایی‌ها :بصورت ارزش حال تمامی جریان‌های نقدی انتظاری آینده ورودی به شرکت تعریف می‌شود؛
بدهی‌ها :بصورت ارزش حال تمامی جریان‌های نقدی انتظاری آینده خروجی از شرکت تعریف می‌شود؛
تساوی سهامدار: برابر است با دارایی‌ها منهای بدهی‌ها. فرآیند و نتیجه خالص تعیین تساوی سهامدار [۷۸] برای کل شرکت، ارزش‌گذاری شرکت نامیده می‌شود.

 

 

۲-۹-۱۷- ارزش بازار تخصیص یافته سرمایه گذار[۷۹]

 

 

روش ارزش بازار تخصیص یافته سرمایه گذار، ارزش واقعی شرکت را دریافت داشته تا آنرا به عنوان ارزش بازار سهام در نظر گرفته و آنرا به سرمایه فیزیکی و سرمایه فکری(سرمایه فکری حقیقی به علاوه فرسایش سرمایه فکری به علاوه مزیت رقابتی پایدار) تقسیم بندی نماید(استاندفیلد،۱۹۸۹)[۸۰].

 

 

۲-۹-۱۸-مدل محاسبه درآمد سرمایه دانش[۸۱]

 

 

درآمد سرمایه دانش، که توسط لیو[۸۲] توسعه داده شد در حقیقت همان درآمد مازاد بر درآمد حاصل از دارایی‌های دفتری است. در این روش ابتدا باید درآمد شرکت را برای سه سال آینده پیشبینی کرد. سپس درآمد ناشی از دارایی‌های سنتی با فرض یک نرخ بازگشت(برای مثال هفت درصد روی دارایی‌های فیزیکی) پیشبینی میشود، و این درصد در مقدار ارزش دارایی‌های سنتی در دفاتر حسابداری ضرب می‌شود. با کسر نمودن درآمد پیش بینی شده از درآمد حاصل از دارایی‌های سنتی، باقیماندهای حاصل می‌شود که درآمد سرمایه دانش نام دارد.
به منظور تبدیل مقدار درآمد حاصله به سطوح دارایی‌های دانش، ابتدا باید یک نرخ بازگشت را بر روی دارایی‌های دانش فرض کرد(به عنوان مثال مجله سی اف او نرخ مزبور را برابر ۱۰٫۵درصد فرض کرد)، وسپس درآمد سرمایه دانش پیش بینی شده را بر این درصد تقسیم کرد، تا دارایی‌های دانش محور مطلق پیش بینی شود(استرلند،۲۰۰۱)[۸۳].

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:42:00 ب.ظ ]